تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۷ - صفحه 23 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

451 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حامد حسامی گفته:
    مدت عضویت: 3430 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام و درود

    بسیار سپاسگزارم از گروه تحقیقاتی استاد عباسمنش به خاطر این فایل هدیه ای عالی.

    بسیار سپاسگزارم از دانشجویانی که در این پروژه شرکت کردند و تجربیات با ارزش خودشان را با ما به اشتراک گذاشته وبه بهتر درک کردن قانون جهان هستی کمک کردن،صد البته که استاد عباسمنش به بهترین شکل ممکن قانون را آموزش میدهند ولی درک دیگر دوستان و تجربه های آنهاهم به موفقیت ما کمک شایانی میکند.

    خوب،در جواب تمرین این قسمت هدف اصلی من این است که به موفقیت مالی برسم و یک موضوعی که خیلی به من کمک میکند که در طول مسیر ناامید نشوم اول مرور و تکرار آموزش های استاد عباسمنش است و دوم لیست مکتوب شده ای اهدافم میباشد و واقعاً وقتی که به دفاتر لیست اهدافم که مال چندین سال پیش است نگاه میکنم و وقتی که میبینم که مقداری از آن اهداف حقیقت زندگی فعلی من هستند احساسم خوب میشود و با تمام وجود الله یکتا را شکرگذاری میکنم…

    در مورد آیه ای که استاد عباسمنش توزیع دادن که ای مؤمنان هر کدام از شما بر بیست نفر از کافران پیروز میشود به شرطی که صبر داشته باشید،میتوانیم در همین تاریخ معاصر خود نمونه های آن را ببینیم، افرادی نظیر امام خمینی در ایران و پاتریس لومومبا در قاره آفریقا مثال آن هستند.

    امام خمینی با توکل به خداوند و صبور بودن در زندان و تبعید،با دست خالی توانست انقلاب اسلامی ایران را پیروز کند و پاتریس لومومبا نیز در مقابل افکار شیطان پرستانه ای دولت زئبیر ایستادگی کرد و درست است که خودش به شکل وحشیانه ای ترور شد ولی حرکت او باعث شد که جمهوری دومینیکن کنگو بنیاد شود و استقلال خودش را از کشور بلژیک بگیرد…و سرگذشت این افراد به وضوح به ما نشان میدهد که یک انسان صبور و مؤمن میتواند سرنوشت یک کشور را تغییر دهد.

    موفق و پیروز باشید

    خدانگهدار.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    فاطمه(نرگس) علی پور گفته:
    مدت عضویت: 1637 روز

    بنام خداوند بخشنده مهربان همیشگی…

    فَاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ وَاشْکُرُوا لِی وَلَا تَکْفُرُونِ

    پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم و مرا سپاس گزارید و کفران نعمت نکنید.

    یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ

    ای اهل ایمان از صبر و نماز کمک بخواهید زیرا خدا با صابران است.

    وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ ۚ بَلْ أَحْیَاءٌ وَلَٰکِنْ لَا تَشْعُرُونَ

    و به آنان که در راه خدا کشته می شوند مرده نگویید، بلکه [در عالم برزخ] دارای حیات اند، ولی شما [کیفیت آن حیات را] درک نمی کنید.

    وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ ۗ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ

    و بی تردید شما را به چیزی اندک از ترس و گرسنگی و کاهش بخشی از اموال و کسان و محصولات [نباتی یا ثمرات باغ زندگی از زن و فرزند] آزمایش می کنیم. و صبرکنندگان را بشارت ده.

    ………………………………………………………..

    تمرین. این جلسه!!

    هدف یا خواسته‌ی بزرگی که برایش تلاش می‌کنید چیست؟

    هدف و خاسته من…..توی تمامی جنبه ها بود….

    یادمه…

    اون اوایلی که با مفهموم این مسیر آشنا شده بودم..با یه استاد دیگه کار میکردم..ایشون میگفت از فردا دوبرتون پر از قاصدک میشه…

    من خیلی خیلی نسبت به گذشته ام به آرامش رسیده بودم…

    یادمه داستم تو حیاطمون کار میکردم..دیدم اطرافم پر از قاصدک شده بود…

    و من قدم به قدم با حال خوب ادانه میدادم به دنبال قاصدکهای بیشتر….و هر روز نسبت قاصدکها زیاد شده بود حتی توی اتاقم…

    چون از یه شرایط تکراری و باورهای گذشتگانم دور شده بودم..

    و میگفتم وای خدای من قانونت درسته..

    تا اینکه اون مسیر استاد برام یجاهایی سخت شد..تا قدم به قدم به شما استادم آشنا شدم..

    دیدم مفهموم صحبتهای شما رو بیشتر درک میکنم.و بیشتر حالیمه..

    گفتم خدایا دقیقا ایشون زبانش برای درکم قابل مفهموتره…

    تا اونجاها نشانهای خاستهام بیشتر و بیشتر شد..

    همونکه اول سوره فاتحه..خداوند از؟زبان ما میگه…بسم الله الرحمن الرحیم..

    یا خداوند میگه من غفور الرحیمم.من به نوعه از اون اوایل این مفهموم رو هر روز بیشتر درک کردم..

    استاد انگار سالها این قانون برام همیشگی بود..دقیقا خداوند با اولین باری که انسان رو خلق کرد و به شیطان گفت من همچنین موجودی رو خلق کردم.و اون داستان..

    و به فرشتگان گفت..من اسما”مو به انسان یاد دادم..

    دقیقا این موضوع انگار من از سالیان سال واسش شناخت داشتم..

    حالا اون موقع به عقلم نمیرسید بخاطر اون غبار درونیم بود…

    ولی یجاها…چک و لگدها کمرمو شکسته بود..که من هر روز ناخودآگاه سوره فاتحه رو میخودم…

    استادم..یادمه بچه که بودم خیلی کوچیک…من خاستمو تو خواب خداوند بهم الهام کرد..دقیقا همون اتفاق توی سال 97 برام افتاد…

    که میگفتم خدایا چرا این خاسته وارد زندگیم نشد.و این تضاد کم کم منو هدایت کرد به سایت شما..

    بازم یه خواب دیدم..یه مرد مهربون با ریشای بلتد..دست کشید روی سرم..با همون زبان کودکی بهش گفتم تو نکی هستی…بهم گفت خدا…

    دقیقا من از همون بچگی فکر میکردم خدا شبیه اون شخصی که توی خواب دیدم هست…

    و اون سالها لطف خدا اون غبار لایه رویه زندگیمو برداشت و خودشو بهم نشون داد…

    واقعا…الان چیزهایی درک میکنم..که به هر کسی بگم!!!!

    میگه مگه میشه..بهمین دلیل سعی کردم با درک آگاهی راجع به این موضوع اصلا صحبت نکنم..

    در ادامه…..

    ..هدف خاستها…برای خوشبختی در تمامی جنبه ها هست..برای من که اینجوری بود..هر چقدر روی شخصیتم کار میکردم نتایج زندگیم بیشتر میشد الهامات مثل بمب روی سرم ریخته میشد..

    درکم از قوانین و یاخت باورها قوی شد..

    دقیقا رشد بیزنسیم.با رشد شخصیتم….

    رشد روابط درست ..بازم با رشد شخصیتم…

    بحث روابط خوب با یفردی توحیدی مثل خودم….بازم با رشد شخصیتم..

    سلامتی…با رشد شخصیتم..

    همه اینها…تمام کثافتهای درونمو ریخت بیرون و من نور الهی در درونم قوی شد….

    تا خاسته ها از کوچک به بزرگ تیک خورد…

    همیشه خاستهای کوچیکم…مثل خوب شدن مشکلی که از بچگی وجودمو گرفته بود..

    به چند ماه نرسید..کاملا پاک شد…

    من سالها قربانی یه شخص بودم و همیشه توی بحث روابط باهاش مشکل داشتم..و ازش؟میترسیدم…اونم در زمان و طی تکامل انجام شد.و برطرف شد.

    و خاستهام در مسیر ازدواجم.. و اون تضاد و اون خواب کودکی…به واقعیت پیوست و قدمها اومدند..هنوز وارد زندگیم نشده..ولی خداوند بهم گفته زمانش دیگه دست منه..من تو وقت خودش وارد زندگیت میکنم…و اینکار از طرف من انجام شده..قدمهایی که براش طی کردم..و نشانهاشش دقیقا تو خواب بهم الهام شد..بهم گفت از طرف اینکار انجام شده….دیگه نگرانش نباش…

    من این باور رو ساختم..

    که خداوند بلید بزارم تکاملم طی بشه..اصلا اصراری ندارم..اینقدر مهر خداوند بهش خورده که کاملا رها شده هست..

    و خاسته دیگه اینروزا در مسیر سلامتی بدنم و هدایت شدن به قانون سلامی…که قدمهاشو برداشتم الان من چند کیلو وزن کم کردم سبکتر شدم..ورزش میکنم..و دقیق سعی کردم گوش بفرمای الهام خداوند باشم‌..

    انشالله خرید قانون سلامتی…که بسیار مشتاقشم.شب روزم از خداوند اینه که من این دوره رو بخرم…

    و خاسته بعدام بیزنسم هست..من همیشه دوستداشتم یچیزی رو خلق کنم…و کار جهانی انجام بدم..قدم به قدم پیش رفتم….توی رشد بیزنسم نتایج خیلی خیلی زیاد بود..چون یه پروسه مهارتی بود…

    مثل اونیکی خاستهام نبود..باید مهارت میدیدم..و لطف خدا و الهاماتش چجور از بین بهتر با هر بار هدایت شدن به مکانهای جدید توی ایران…پروسه کاریمم بزرگتر میشد..

    تا اینکه اون آلهامات و غلبه بر ترسها …هم رشد مهارتیم شخصیتی کارآفرین رو در من بوجود اورد..

    و لطف خداوند من تونستم دستکش زنانه رو خلق کنم…

    .

    دستکش؟من …نمونه کارم.نه توی ایران و نه توی سایتهای خارجی دیدم…همجوره قوی همجوره زیباست…

    و بسیار قابلیتهای خوب داره..سایز بندی داره..و با پارچه بسیار زیبا ….

    این دستکش میشه توی هر مهمونی و مجلسی که ست لباسته بپوشی…و بسیار کاربردی..میشه توی کارهای روزمرگی برای آفتاب زدگی ازش استفاده کرد…

    یعنی این دستکش اینقدر نکات داشت که میتونم ساعتها از روند کاریم صحبت کنم…

    استادم..الهامات خداوند و همون مهربونیش ..اگه ناسپاس نباشیم..و عجله نکنیم..و آرامشمونو حفظ کنیم…

    خیلی زیاد نکته داشت..

    میگم اگه من نرگس خودم به تنهایی میخاستم این بیزنسو لانچ کنم…

    هیچ وقت نمیتونستم..اینقدر که ریزه کاری داشت.

    یبار با خواهرم در میون گذاشتم ایشون میگفت نرگس دیوانه شدی…

    من میدیدم که چقدر چرخ مهارتیم گسترش؟پیدا کرده…و چقدر دوختم زیبا و مدل کارخونه ایی شده..اغلب یجاهایی من با دست کار میکنم..

    اینقدر که این دستکش ظرافت داره..

    بعد فهمیدم…

    نرگس تو در مسیر درستی…تو فقط تمام تمرکزتو بزار روی خودت..

    الان دستکش من توی یه فشن شو در دبی ثبت شد….و پیامکشم واسم اومد..و هنوز نمیدونم قدم بعدی چیه…

    من سعی کردم آرامش داشته باشم..

    اون اوایل…استادم عجله خیلی زیاد بود…وقتی هدایت میشدم به سایت فروش دیجی کالا…و تمام کارای تدوین و عکسبرداری رو انجام دادم..یجایی دیدم طرحم وارد سایت نشده…

    زدم زیر گریه…

    یه لحظه بخودم اوندم..گفتم نرگس چرا گریه میکنی..وقتی نمیشه ..خداوند پلن بهتری برات چیده..آرامشمو حفظ کردم بعد اون چقدر پروجکتها شدم..

    امروز که کارم وارد این مسیر شده…دیدم چقدر نحوه عکسبرداریم.‌نحوه تدوین فیلمهام..تدوین کارام.حتی شرح نویسی و مزیت نوشت و صحبت کردن راجع به کارم..

    که دوربین میزارم راحت فقط راجع به دستکشهام صحبت میکنم…

    اینا از کجا میاد…..!؟؟؟؟؟اینا بخاطر اون قدمها هست…

    من همیشه این حرف رو بخودم حتی اون زمانی که کارم دوخت سرویس خواب بود….بخودم میگفتم!!.

    که نرگس یه ارائه خوب داشته باش تا بتونی قیمت خوبی بزاری روی کارت…

    و هر جا میدیدم افرادی فقط میگن این خوبه…و اون کالا رو میخریدم..میدیدم اون جنس هیچ کارایی نداره..فقط حرف مفته‌..

    و حتی توی دوخت دوزهام هر جا اشتباهی لحاظ؟میشد…دقیقا مشتری هم بابت پول کمتری میداد..

    و من استادم این دستکش بظاهر کوچک و ساده…تمام لحظه هاش پر از ارزشمندیا شد..چرا !؟چکن میخاست ارائش جهانی باشه..

    چیزیکه من همیشه آرزشو داشتم..

    روزی صدها بار بخودم میگم ..نرگس باید صبر کنی حالتو خوب بگیری باورهای خوب بسازی..

    به محض اینکه توی یاداشتم از خداوند خاستم..دقیقا 17..ماه اکتبر بود..نوشتم خدایا میخام دستکشهای من در مکان و افراد ثروتمند قرار بگیره‌..

    من دو یه شب بعداش الهامی اومد که باید الان با فلان شخص برم فلانجا..همون شب اولین پیاممو فرستادم…

    و بعد شرح نویسی و ادیت کارام خلاصه شد..و فرستاده شد..

    نمیدونم این قدم میخاد چی بشه…فقط ثبت شده..ولی میدونم برنامه خداوند دقیق و درسته ..ما بندگانشیم که باید عجله نکنیم…و صبر داشته باشیم و بزارییم قدمها یکی پس از دیگری طی بشه…

    و واقعا الهامات خداوند هر چقدر دقیقتر میشم..میبینم….انصافا””باید همین مسیر رو میرفته…و سپاسگزارشم….و خوشحالم …که انشالله چیزی رو خلق کردم…که میدونم جواب سوال خیلی افراد هست‌.که خیلی دوستدارم از این نمونه دستکش بپوشن…که دقیق سایز دستشونه…

    و حتی برای فشن شوها که چقدر ست لباسشونه و بسیار زیباست…

    استاد عزیزم..من نرگس فقط سعی کردم با تکرار قانون خودمو به آرامش برسونم..

    و مدام بخودم میگم..این دنیا برای عجله نیست.

    این دنیا خوشگذرانی…

    و من اومدم توی این دنیا از زندگیم لذت ببرم…

    من اومدم که زندگی خوب رو داشته باشم…

    من اومدم خودمو و خدای خودمو تجربه کنم.

    من با الهامات خداوند زنده ام…

    من این چهارستل.و تعداد عضویتم..خیلی خاستهامو تیک زدم…و میدونم اون خاستهای بزرگ..مثل بیزنس…و یفرد الهی برای روابطم توی ازدواجم….نیاز به یه پروسه داره..که باید همیشه مراقبشون باشم…. تا در زمان درستش انجام بشه..

    سعی کردم آرامتر و همیشه از همون نتایج پلنی بسازم برای قدم بعدی…

    من خیلی از زندگیم راضی هستم..وقتی همچنین خوشبختیهایی تو زندگیم میبینم…

    چقدر میگم…نرگس…زندگی میتونه خیلی ساده و لذتبخش باشه..با همین فشار جلو برو..کم نیار..

    حهنم…دقیقا یعنی نرسیدن به خاستها و قدم برنداشتن در برابر الهامات خداوند..

    چند روزه در مسیر فروش سهام شرکتم هستم..هر کسی پیپرسه چکارش داری مبخای بفروشیش!

    میگم نظر شخصیمه..نیازش ندارم…

    جوری به من وانمود کردن که نمیشه..ولی گفتم خدایا تو اینو بهم الهام کردی..من قدم خودمو انجام دادم.‌هر چی تو بگی من تسلیم توام و انجام میدم…

    انشالله خداوند هدایتم میکنه…

    من در برابر الهامات خداوند همیشه سعی کردم..حتی اگه ظاهرش ناجالب باشه..

    سعی کردم …قوی برخورد کنم…

    و همون لحظه انجامش بدم…

    و همیشه هم 100 در صد برام ردپای عالی داشته و چند ورژن بزرگ شدم…

    در پایان صحبتم…من عاشق الهامات خداوندم..من برای تمامی کارهام سعی کردم از خداوند هدایت بخام و تو مسیرش باشم..

    و از خداوند میخام هدایتم کنه..و این راز خوشبختی هر کسب که تو این مسیر داره قدم برمیداره…هست..

    در نهایت…نتیجه گیری من!!!

    من تمام مراحل این تمرین رو توی تمامی روند کاریم.و زندگیم.و خاستهایم. که برمیداشتم..و نتایج کوچک لحظه به لحظه مرا خوشحالتر و مرا به سجده در برابر خداوند مینداخت…

    چه روزهایی چه شبهایی که از عشقش؟سر به بیابان برمیداشتم…

    واقعا لذت بردم و همچنانم دارم لذت میبرم..و سعی کردم هر روز سپاسگزارش باشم..

    چند روز الهامات خداوند برام پیامک میشه…

    واقعا با تمام معنی زندگیم ساده و روان ..و با خوشبختی فراوان هست…

    و سعی کردم با باورهای قوی این مسیر رو بیشتر برای خودم خلق کنم…

    در نهایت…هر چی درخت بزرگتر و میوه های خوشمزه تر و با کیفیتر….صبر و استقامت قوی تر و ادامه دادن در مسیر باورهای بزرگتر با توجه به مداری که هستم..

    من میخاستم جهانی بشم…

    بهمین دلیل تولید من در حدی رسید که خودشو تو این مسیر بیشتر تقویت کنه..

    و ادامه دادن…..در مسیر الهی… تو این زندگی دنیوی و رسیدن به جایگاه های بزرگ و بزرگ و بزرگ تا همیشه رضایت داشته باشی و همیشه سجده گوی خداوند باشی…

    فالله خیر حافظ و هو الرحمن اراحمین..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    فاطمه پورهدایتی گفته:
    مدت عضویت: 1812 روز

    به نام خدای مهربان

    خدایا من سپاسگزارم که اینجام.

    استاد سلام

    و سلام گرم جانانه‌ای خدمت خانم شایسته که این روزها چقققققدر دارند خوب کار می کنند که هم ما هم خودشون از این مسیر ناب بهره بگیریم.

    من هدف اصلیم رو تو زندگیم حال خوب قرار دادم و مهمترین کار زندگی م واسه خودم اینو گذاشتم که حواسم به فرکانس و فاصله ی روح و ذهن م باشه.

    اگه من لذت ببرم از این مسیر ،،،،،

    برام مهم نیست که پیاده ام یا سوار ماشین که دارم خرید خونه یا کارهای دیگه مو انجام میدم.

    برام مهم نیست که الان چقققققدر پول می سازم چون می رسم به اون خانم کارآفرین موفق ثروتمند.

    برام مهم نیست که تو روستا زندگی می کنم یا تو شهر با بهترین امکانات.

    برام مهم نیست که مردم چی میگن

    و.و.و.و

    ایمان دارم اگه اجازه بدم به ربم که او برام همه کار می کنه پس من هم به کسب درآمد ، هم به موفقیت مالی ، هم سلامتی ، هم روابط عالی و هم ارزشمندی می رسم.

    من برای شناسایی مسیر و دیدن نشانه ها هر چند کوچک……

    آرامشی که زندگیم دارم در اطرافیان م هیچ نمی بینم.

    ایده هایی که با بهترین راهکار ها اما ساده و کوچک ، فقط تو زندگی من هست.

    مدل تربیت شدن بچه‌ها و مستقل شدن خودم و اونا و حتی همسرم ، فقط تو زندگی من داره اتفاق می افته.

    شرایط سلامتی و ایجاد بهترین رابطه ها فقط وارد زندگی من داره میشه.

    و در کل یه زندگی که می بینم چقققققدر چرخش روغن کاری شده و داره هی روون و روونتر می چرخه.

    وجود خدا و اجازه دادن به ربم چقققققدر تو زندگی من پر رنگتر داره میشه.

    و.و.و.و

    به یاد میارم جایی که تو زندگیم صبر کردم و با آرامش و لذت کار کردم چقققققدر نتیجه ها گرفتم

    مثل ،،،،،

    من با پنج تا خانم مرغی شروع کردم و بعد از شش ، هفت ماه رسیدم به نزدیک به 50 جوجه ی خوشگل و زیبا و کوکوری مکوری،،،،

    یا اونجایی که صبر نکردم و عجول بودم نه تنها حالم بده میشد بلکه ما امید میشدم و به هیچ نتیجه ای نمی رسیدم ، اما بازم سعی می کردم درس هاشو بگیرم

    چون باور دارم همه چیز به نفع منه،

    خدایا من سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    زهرا الف گفته:
    مدت عضویت: 2051 روز

    بنام خدای یکتا

    سلام استاد جونم و مریم بانو

    در مورد تمرین این قسمت سوال اینه که هدفت چیه ؟برای چی تلاش میکنی؟

    خب من در قدم های قبل توضیح دادم که من هدفم اینکه یه کودکستان غیرانتفاعی داشته باشم .برای این کار خداوند هم سرم خلوت کرده که متمرکز باشم.من باید سمت خودم جلو ببرم اینکه برم املاک سربزنم بدونه یه تومن پول، فقط اینان داشته باشم بقیه اش با خداس، مکانش زمانش ، نوآموز و تجهیزات و..اینارو خدا قرارع برام انجام بده

    به زبون آوردن این جملات سادس اما عملی کردنش اینان میخواد

    من هم دارم سعی میکنم ایمانم قوی کنم

    در مورد سوال اینکه نشانه های کوچیک چجوری شناسایی می‌کنی باید بگم من توی یه دفتر دارم قدم های کوچیک می‌نویسم و الهامات اون روز که انگار کسی چیزی بهت میگه می‌نویسم و اگر نتیجه داشته باشه هم می‌نویسم و هرشب نگاش میکنم انگار نقشه راه کجایودی و چه شد

    با توکل بخداوند راه ادامه میدم ، ادامه دادن ادامه دادن مهمه ادامه دادن باعث میشه تکامل طی کنی هردفعه رشد کنی ، و توی مسیر صبر یاد بگیری ،صبر یعنی ادامه دادن به مسیری که به نتیجه اش ایمان داری

    حرفی که از استاد شنیدنم و بهم دلگرمی داد اینه که تو از علاقت بیشتر از هرچیزی میتونی پول در بیاری

    پس من از در مدارس دولتی نباشم و کودکستان خودم بزنم باز هم ثروت می آفرینم چه بسا صدیرابر

    در پناه خداوند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    خانم نقدی گفته:
    مدت عضویت: 540 روز

    به نام خداوندی که فضل و رحمتش بی اندازست و مهربانیش همیشگی

    خداوندا هر آنچه دارم از فضل توست

    اعتماد به خداوند بالاترین امید است

    سلام و درود استاد جان بانو شایسته عزیز و دوستان توحیدی ام

    هدف یا خواسته‌ی بزرگی که برایش تلاش می‌کنید چیست؟

    بزرگ ترین هدف و خواسته ی من موندن در مسیر الهی است کنترل ذهنه تقواست رسیدن به صلح درونیست اینه که شخصیتم را توحیدی تر سپاسگزارتر کنم هر روز رو احساس لیاقتم کار کنم و ظرف وجودم را بزرگ تر بزرگ تر کنم برای دریافت بیشتر نعمت های الهی

    بزرگ ترین هدف الان من رسیدن به سعادت دنیا و آخرته

    رسیدن به آرامش درونیست رسیدن به آزادی مالی زمانی مکانیست

    استاد جان مرداد ماه 1401 بود با همسر جان اومدیم شمال اونجا بود که ایده زدن انبار سنگ در شمال به من الهام شد میگم ایده واقعا ایده الهامی بود هنوز اون حس اون الهام را با تمام وجودم حس میکنم

    بله ایده اومد و آبان ماه 1402 استارت زده شد

    اول فقط پسر بزرگم اومد و کارهاش را انجام داد و بعد در تاریخ 5 مرداد 1403 بعد از سال تحصیلی پسر کوچکم از اصفهان به شمال مهاجرت کردم

    حالا هدف و انگیزه من از تغییر شغل و مهاجرت به شمال چی بود ؟

    رسیدن به ثروت دوباره رسیدن به آزادی مالی که قبلا داشتیم اما بخاطر اینکه شخصیت تایید طلب و کنترل گری داشتم مدام ذهنم بر روی نازیبایی ها بود و جهان هم طبق قانون شرایط و اتفاقات نازیبا را برام رقم زد اما خدا را شکر همیشه ایمانم بخدا محکم بود و جهان طبق قانون الهی چک و لگداش را میزد و دوباره میگفتم آره من اشتباه کردم درست میشه اما آگاه از قوانین الهی نبودم از اینکه خودم خالق شرایط زندگیمم از اینکه به هر چی توجه کنی همونا تو زندگیت جذب میکنی

    خلاصه بخاطر ایمانم به خداوند و عشقی که به زندگیم داشتم میخواستم تغییر کنم خداوند همواره یاریم کرد

    خب بریم برا ادامه مسیر

    برا زدن انبار قرار شد سهم کارخانه پدریم به داداشم فروخته بشه و بخاطر شخصیت قبلم و باورهای محدود کننده سر این موضوع بسیار اذیت شدم

    تا اینکه یه روز سر سجاده نمازم به پهنای صورتم فقط اشک ریختم گفتم خدایا من فقط از تو یاری میخوام من هیچی نمیدونم تو خودت درست کن

    به یاد میارم خداوند هدایتم کرد به یه فایلی از استاد

    که بهم گفته شد باید شخصیتت را تغییر بدی

    این فایل استاد صحبت هاش بر قلبم نشست

    تا اینکه در مورد استاد با یکی از دوستام صحبت کردم

    (البته قبلا اسم استاد را شنیده بودم اما میگفتم دوره هاش گرونه کی این پولا را میده اینا در حالی میگفتم که خودم چند سالی با اساتید دیگه قانون جذب و مثبت اندیشی کار کرده بودم )

    بله با دوستم صحبت کردم و بهم گفت یکی از فامیلمون دوره قانون آفرینش را خریده برات ایتا میفرستم منم که میدونستم طبق قانون اینکار درست نیست و ته دلم راضی نبود قبول کردم گفتم حالا یه قسمتیش را بفرست اونم برام فرستاد

    خلاصه ما گوش نکردیم تا اینکه 5 مرداد ماه 1403 به شمال مهاجرت کردم عشق و انگیزم برا اومدن عالی بود و اما از درون آروم نبودم یه حسی بهم گفت برم فایل های استاد را گوش کنم و شروع کردم

    و بعد هم بقیش را برام تلگرام فرستاد تا اینکه یه روز تو اینستا استاد را دیدم که در مورد یه فایل صحبت میکرد که باید برا گوش کردن وارد سایت میشدم

    فایل چه طور با توکل بخدا چرخ های زندگی را روون تر کنیم (فکر کنم درست گفته باشم)

    یادمه چه حسی داشتم با عشق وارد سایت شدم و فایل را گوش کردم اونجا بود که عاشق این مسیر شدم

    یادمه با خانوم فرهادی عزیز تماس گرفتم و موضوع غیر قانونی گرفتن دوره ها را گفتم و همش را پاک کردم و منی که فکر میکردم دوره ها گرونه و کی میخره دوره عزت نفس و قدم اول 12 قدم و دوره هم جهت را خریدم و مسیرم را با دوره بینظیر هم جهت با جریان خداوند شروع کردم

    و کلی نتایج دارم

    بله استاد جان هر جا درست عمل کردم نتایج بلافاصله پدیدار شدند نتایج بزرگ و کوچک

    چه در روابطم چه در کسب و کارم چه در سلامتیم

    تا اینکه هر روز ایمانم با معجزات و نتایجی که دیدم برا موندن در این مسیر الهی بیشتر و بیشتر شد

    استاد جان بله اگر در این مسیر ادامه بدی صبور باشی شاکر باشی خداوند هر روز درهایی از رحمت و آگاهی و نورش را برات باز میکنه

    و من استاد وقتی پذیرفتم خودم را قانون را تکامل را

    هر روز شاهد موفقیت هام هستم نمیگم کاملم اما رشد و طی کردن تکاملم را در هر جنبه از زندگیم دیدم

    برا همین میگم بزرگ ترین هدفم رسیدن به آرامش الهی و‌صلح درون در این مسیر الهیست

    که لذت بخش ترین راه برای رسیدن به سعادت دنیا و آخرته

    بله استاد جان در مسیر الهی خداوند هر جا عجله کردم از مسیر دور شدم و هر جا صبور بودم و تکاملم را طی کردم نتایج ده برابر برام اومده

    و دقیقا عجله راه شیطانه و صبر و ایمان و توکل در مسیر الهی راه خداوندست

    خدا را شاکرم بابت نوشتن این کامنت

    ممنون از شما استاد بزرگوار و خانم شایسته جان

    در پناه خداوند توحیدی بمانید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    مهران قنبری گفته:
    مدت عضویت: 980 روز

    سلام خدمت استاد عباس منش عزیز و سایر دوستانی که در این مسیر استاد و همراهی میکنن

    هدف یا خواسته‌ی بزرگی که برایش تلاش می‌کنید چیست؟

    من هدفی که دارم شناخت خودم و بیرون کشیدن قابلیتهام هست و همیشه از بچگی این حس و داشتم و الان پررنگ تر شده که من قدرتی درونم هست که وقتی بیرون بیارمش تو جهان صدا میکنه

    و مهم‌تر از آن، برای اینکه در میانه راه «عجول» نشوید و مسیر را رها نکنید، چگونه «جوانه‌های کوچک» و نشانه‌های اولیه‌ای که در مسیرتان می‌بینید را شناسایی می‌کنید؟

    من خیلی دفعات تصمیم گرفتم که تغییراتی ایجاد کنم تو خودم ولی رهاشون کردم و این بار تمام شرایط فرق کردن حتی محیط زندگیمم فرق کرده اگاهیم بیشتر شده حسی که میل به تغییره بیشتر شده حالم خوب ارامش درونیمو دوست دارم دارم حال میکنم با خودم این چند روز ، تو این جند روزی که شروع به تمرین و حرکت کردم به وضوح دارم اتفاقاتی که تماما به نفع منه برای فقط منه میبینم و خداروشکر میکنم همون لحظه و به خودم گفتم و تکرار میکنم که مهران شرایط به نفع تو هست که تو با لذت به حرکتت ادامه بدی و طی هر شرایطی ادامه بده امروز تصمیم گرفتم که با همین شرایط بازی کنم یعنی چیزهای کوچک بخوام و بشه چون طی این دو روز گذشته دقیقا توجه کردم هر چیزه کوچکی که خواستم همون روز بهم داده شد به طور مثال امروز از سرکار اومدم رفتم فروشگاه جلو صندوق شلوغ بود منم تو سف بودم داشتم قسمتی که دنپایی رو فرشی گذاشته بودو نگاه میکردم و به خودم گفتم حقوق گرفتم بگیرم هوا داره سرد میشه تو خونه سرامیکها سردند و اذیت میشم به 4 ساعت نکشید یعنی اومدم دوش گرفتم لباس عوض کردم رفتم لب دریا شروع به خواندن زبان و انجام تمرینات استاد کردم الان اومدم خونه دیدم خریداری شده و بهم دادن

    برای ما بنویسید که چگونه با «بزرگ کردن» و سپاسگزاری بابت همین نتایج به‌ظاهر کوچک (مانند احساس آرامش بیشتر، ایده‌های جدید، یا یک موفقیت مالی اندک)، ایمان و انگیزه‌ی خود را برای ادامه دادن مسیر تا رسیدن به «درخت تنومند» و نتایج بزرگ، حفظ می‌کنید؟

    من چون حس درونیم بهم گفته بود که ایمانت ضعیفه و ایمانتو به خدا بیشتر کن این اتفاقات کوچک و برای خودم سندهایی کردم که ایمانمو به خداوندم بیشتر و بیشتر میکنم و از این موضوع لذت میبرم چون تو زندگیم چندین باری که به خدا سپردم و جوری برام ساخت که اب تو دلم تکون نخورد و مزش زیر زبونم هست دوست دارم تمام لحظه هام اینگونه بشن

    در پایان، از تجربه‌ی گذشته بگویید: جایی که صبرِ شما نتیجه را چند برابر کرد یا عجله شما را عقب انداخت. چه آموختید؟

    در مورد عجله بگم من خیلی تو قضاوت کردن عجول بودم و همیشه هم برعکس چیزی که من فکر کرده بودم اتفاق افتاده بود و همیشه هم به خودم میگفتم خجالت بکش بسه تو ،صبر کردن من تو چند قسمت زندگیم فکر که کردم پیدا کردم که در اون قسمت صبر کردم و حرکت کردم ایمان به خداوندم در حالت خوبی بود نتیجه هاش و مرور کردم همشون شبیح هم بودن اخرین باری که صبر کردم تو این مهاجرتم بود وارد شرکتی شدم در راستا حرفه برق هیچ اطلاعاتی نداشتم و هیچ سررشته ای نداشتم کلی رئیس داشتم هیچ ازادی و مسئولیتی بهم داده نمیشد ولی الان از گذشت دوسال فقط هیچ رئیسی ندارم به جز صاحب این کسب و کار تمام مسئولیت شرکت چه در قسمت انجام پروژه ها و چه قسمت مالی دست خودم هست هر موقع میشینم فکر میکنم میبینم این مسیرو من نیومدم خدا منو به اینجا رسوند چون اصلا فکرشم نمیکردم تو ی کشور غریب بلد نبودن زبان بخوام در طی دوسال انقدر تغییرات اتفاق بیوفته

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    زهره گفته:
    مدت عضویت: 1477 روز

    سلام

    قدرت سپاس گزاری بخاطرنتایج کوچک

    تغییریه روندهست وصبرشریان حیاتی این روندهست

    صبر به معنای طی کردن قانون تکامل هست

    برای رسیدن به هرخواسته ای بایدیه روند یاپروسه ای روطی کرد

    صبریعنی ادامه دادن ارسال فرکانس هماهنگ باخواسته

    هرخواسته ای امکان پذیرهست اگردرمسیرهماهنگ باخواسته قراربگیری وباصبران مسیرادامه بدی

    تفاوت بین صبروعجله

    بسیاری از ما کار را شروع می‌کنیم، روی خودمان کار می‌کنیم، اما چون نتایج بزرگ را بلافاصله نمی‌بینیم، نا امید شده و مسیر را رها می‌کنیم. استاد توضیح می‌دهد که مشکل، «عجول» بودن ماست. ما فراموش می‌کنیم که هر دستاورد بزرگی، نیازمند طی کردن یک «پروسه» و «تکامل» است.

    واقعی «صبر»: صبر به معنای تحمل کردن و زجر کشیدن نیست؛ بلکه به معنای ادامه دادن مسیر درست، با ایمان و پشتکار، حتی زمانی که هنوز نتایج فیزیکی بزرگی را نمی‌بینیم.

    قانون کاشت، داشت، برداشت: استاد با مثال کشاورزی توضیح می‌دهد که وقتی دانه‌ای کاشته می‌شود، شاید تا مدتی هیچ جوانه‌ای روی خاک نبینید، اما در زیر خاک، ریشه‌ها در حال قوی شدن هستند. اگر آب و نور مناسب (کار کردن روی باورها) را ادامه دهید، جوانه‌ها (نشانه‌های کوچک) ظاهر می‌شوند و در نهایت به درختی تنومند (نتیجه بزرگ) تبدیل خواهند شد.

    خطر «ناسپاسی» نسبت به نتایج کوچک: ما خیلی زود موفقیت‌هایی که زمانی آرزویمان بودند (مانند راه‌اندازی یک سایت که مژگان عزیز تجربه کرد) را فراموش می‌کنیم و آن‌ها را کوچک می‌شماریم. در حالی که دیدن و «بزرگ کردن» همین نتایج کوچک، انگیزه و سوخت ما برای ادامه دادن مسیر است.

    داستان شگفت‌انگیز «تخم‌مرغ‌ها در پارادایس»: استاد برای اولین بار، داستان کامل تجربه‌ی شخصی خود در پرادایس را تعریف می‌کند. او توضیح می‌دهد که چگونه آرزوی داشتن تخم‌مرغ‌های زیاد در دلش متولد شد، اما برای رسیدن به آن، چه مسیر طولانی و پرچالشی را طی کرد؛ از سفارش دادن تخم‌مرغ از آمازون، عبور از چالش‌های بیماری و طوفان برای جوجه‌ها، ساختن لانه‌های متعدد، تا رسیدن به روزی که صدها تخم‌مرغ را جمع‌آوری کرد.

    پیام اصلی این گفتگو این است: شما می‌توانید به هر خواسته‌ای برسید، به شرطی که پروسه‌ی آن را بپذیرید، مسیر درست را با ایمان ادامه دهید و به جای عجله برای رسیدن به «میوه»، از «نشانه‌های کوچک» و نتایج درونی (مانند آرامش) که از همان روز اول ظاهر می‌شوند، سپاسگزار باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    فقط خدا گفته:
    مدت عضویت: 734 روز

    بنام خداوند جان

    درود به استاد عزیز، مریم جان و دوستان گل

    خدایا شکر برای آگاهی هایی که هر روز، روزی ما میشه و هدایتگر ما به سمت سعادت و آرامش…

    خدا را شکر میکنم که همیشه هم زمانی ها منا شگفت زده و خوشحال میکنه هر جلسه ای که از دوازده قدم را گوش میدم بعدش میبینم که دقیقا همون زمان یکسری از آگاهی هاش اینجا تو پروژه تغییر ، تکرار شدن خیلی هیجان انگیزه برام و حتما میخواد بهم بگه این نکته خیلی مهمه بیشتر درکش کن بیشتر روش کار کن.

    اونجا استاد گفتن که باید از قدم های کوچیک کوچیک شروع کنید به کار کردن تلاش کردن و ادامه دادن و اینجا هم باز اشاره کردن که باید تکامل را طی کنید با صبر و ادامه بدید، اونجا استاد گفتن انسان عجوله و عجله از باور کمبود میاد، اگه باور داشته باشیم که نعمت ها و فرصت ها بی نهایت هستند و دائما در حال زیادتر شدن پس چرا باید عجله کنیم و آرام نباشیم! و ابنحا استاد باز فرمودند که انسان کلا عجوله و اگر بخواهد نتایج بزرگ را ببیند باید صبر داشته باشد و صبر یعنی ادامه دادن مسیرت با ایمان و دانستن اینکه برای نتایج باید پروسه کار را طی کنم… همانطوری که در طبیعت موجودات دیگه مثلا گیاهان پروسه را طی میکنن قدم به قدم،کوچیک کوچیک !

    و من خودم کسی هستم که اصلا صبر ندارم و همش دنبال نتایجم و میدونستم که صبر ندارم اما نمیدونستم چطوری روی این ضعفم کار کنم؟ همیشه برام سوال بود تا اینکه به برکت این آگاهی ها فهمیدم که بایییییییددددد نتایج کوچیکم را ببینم و بابتشون شاکر و شاد باشم و ادامه بدم و اینطوری میتونم صابر باشم و صبر یعنی اینکه ادامه بدم باانگیزه. و جالبه این را هم میدونستم که هر شب یا هر هفته یا هر ماه باید خودم را ارزیابی کنم نتایجم را بنویسم و ببینم و سپاسگزاری بکنم اما این کار را نمیکردم شاید چون دلیلش را نمیدونستم ولی حالا فهمیدم که چه اثری داره پس باید بخودم تعهد بدم که عملیش بکنم.

    از نتایج صبر کردنم مورد خاصی یادم نمیاد چون گفتم که بیشتر عجول بودم و دنبال نتایج اما از عجول بودنم نتیجه این بود که پروسه ای را که روش کار میکردم و کلی زمان و انرژی بابتش میگذاشتم یکباره رهاش کردم و دیگه نمیتونم اصلا برگردم سمتش بشدت مقاومت داره ذهنم، فقط چون ناآگاه بودم که برای ثمر داشتنش صبر میخواد زمان میخواد قدمهای کوچیک و مستمر میخواد و اینکه تلاشهام را ندیدم نتایج کوچیکم را ندیدم بزرگشان نکردم از خودم تشکر نکردم و در نتیجه بی انگیزه شدم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    فرشته کوهستانی گفته:
    مدت عضویت: 1631 روز

    بنام الله یکتا

    سلام براستاد نازنینم و دوستان گلم

    من تو این چهار سال صبر کردن رو آموختم

    سال 1386یادمه بعد از یکسال خوندن و قبول نشدن من بکل ناامید شدم و به هیچ وجه حاضر نشدم دوباره برم تو مسیر

    با خوردن یه سیلی باختم

    همش عجله داشتم که سریع به خواسته ام برسم

    چون صبور نبودم از مسیر میانبر رفتم و شکست خوردم

    اما از وقتی وارد قانون شدم فهمیدم که باید تکاملم رو طی کنم

    باید صبور باشم

    صبور بودن و هرروز کار کردن

    دقیقا قضیه ی لاک پشت و خرگوش

    امیدوارم بتونم بقیه ی مسیر رو صبورانه برم و به هدف طلاییم برسم

    در پناه الله یکتا شاد و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 2575 روز

    به نام الله هدایتگر

    سلام به استاد عزیزم و مریم بانوی عزیز

    و دوستان و همراهان این مسیر زیبا

    تمرین

    هدف یا خواسته‌ی بزرگی که برایش تلاش می‌کنید چیست؟

    و مهم‌تر از آن، برای اینکه در میانه راه «عجول» نشوید و مسیر را رها نکنید، چگونه «جوانه‌های کوچک» و نشانه‌های اولیه‌ای که در مسیرتان می‌بینید را شناسایی می‌کنید؟

    من یا میشه گفت اکثر ما برای خواسته های به اصلاح بزرگتر مثل یک زندگی از همه لحاظ عالی یا شرایط مالی رو به رشد و عالی هدف می‌ذاریم و پیگیرش هستیم و فکر میکنیم اگر اینها باشه یعنی موفقیت ینی نتیجه ولی وقتی عمیق تر فکر کنیم و بیشتر در خودمون جستجو کنیم و در این مسیر بهتر قدم برداریم میفهمیم که اول باید طبق گفته های استاد عزیز شخصیتمون تغییر کنه تا به مدار های بالاتری برسیم ینی تا شخصیتمون تغییر نکنه محاله بتونیم به پله های صعود راه پیدا کنیم در این چند سالی که با آموزه های ناب استاد عزیز هم قدم شدم و آموختم شخصیتم خیلی تغییر کرده ولی باز هم جای کار دارم اگر بخوام امتیاز بدم از شخصیتی که داشتم تا به الان حدود 80%تغییر مثبت داشتم که شامل مواردی بوده که خیلی باعث رشدم شده از حساب نکردن روی بقیه و حساب کردن فقط روی خداوند از تصمیماتی که شجاعانه گرفتم و روی هدایت و حمایت خداوند حساب کردم از ارزشمند و لایق دونستن خودم بدون قید و شرط ،دور شدن از غیبت تهمت قضاوت،کنترل ذهن و تمرکز روی زندگیم و خواسته هام و خیلی موارد مثبت دیگه که خداوند روشاکرم، فقط مونده 20%که باید روی ارتقاء شخصیتم کار کنم تا به امید الله وارد مدار خواسته ام بشم و اون هم کنترل هیجان در هنگام تنش و چالش که خیلی به لطف خدا بهتر شدم ولی باید به نقطه عدم واکنش و حل مسئله برسم و مورد دیگه ام کنترل افکار منفی در رابطه با نزدیکان که گاهی میاد سراغم و تا به خودم میام میبینم داره احساسم رو بد می‌کنه که باید بیشتر روی نکات مثبت شون تمرکز کنم اینها هدف و خواسته بزرگ من هست چون یاد گرفتم پیش‌نیاز رسیدن به خواسته های بزرگتر هستن و باید اونقدر کار بشه تا جزیی از شخصیت بشه حالا چطور به خودم یادآوری کنم تا انرژی بگیرم میرم سراغ ضعف‌های شخصیتی که قبلاً داشتم و حالا عالی شدم به لطف خدا اینکه صبر کردم و با تکامل رفته رفته به بهتر شدن پیشرفت کردم و در نتیجه به نتایج عالی رسیدم خداروشکر میکنم و از خداوند می‌خوام که کمکم کنه تا این موارد رو هم به یاری خودش بخوبی تغییر بدم

    با تشکر فراوان از استاد عزیز بابت این تمرینهای عالی که باعث میشه بیشتر به خودمون توجه کنیم و در اصلاحش قدم برداریم

    در پناه الله یکتا شاد و سلامت و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: