تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۶ - صفحه 25 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

522 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    صبا کیانی گفته:
    مدت عضویت: 1346 روز

    درود بر شما استاد عزیزم

    رفیق همه روزهای من

    ای که صدایت یادآور رب است و کلامت پیام آور وحدانیت اوست

    سپاس از شما که هر روز در حال بهبود خود و آموزش ها هستید و این الگو را برای ما به کرات تکرار میکنید تا ما هم بیاموزیم که تنها با بهبود است که ثمرات حاصل میشود

    استاد عزیزم بخوام خودم را کنکاش کنم بین این دو تا حالت هستم یعنی مواردی بوده که درونا تغییر کردم و تو فشار ها درست عمل کردم ولی مواردی هم بوده درست عمل نکردم. مورد دوم به همین چند ساعت پیش برمیگرده که وقتی با دوستم صحبت میکردم شروع کردم به غیبت و بدگویی از دوست مشترک دیگرمان و یک ساعت بعد حالم بد شد از این رفتارم و هم از خدا طلب استغفار کردم و هم از دوستم . اولش رفتم تو احساس گناه و از خودم پرسیدم علت غیبت کردنت چی بوده تو که خیلی وقت بود غیبت نکرده بودی بعد ذهنم جواب داد دلم سوخت برای این دوستم که تو مکالمه بودم باهاش و فکر کردم در حقش داره ظلم میشه و من باید نجاتش بدم. بعد دوباره ندای درونم گفت اشتباهت اینجا بود نباید دلت می‌سوخت مگه نه اینکه هرکس هر جایی هست جای درستشه‌ شاید این دوستت هم باید درس هاشو بگیره که هنوز نگرفته تو چی کار داری بخوای اونا آگاه کنی . تو مگه خدایی. تو باید تمرکزت روی خودت باشه چی کار داری به بقیه. صبا اگر میخوای زندگیت عوض بشه و به جاهای بهتر و آدم های بهتر هدایت بشی تو باید تغییر کنی تو نباید غیبت کنی نباید دروغ بگی تا هم فرکانس بشی با افراد خوب. اگر هنوز با این افراد هستی یعنی تو یه ربطی با این آدم ها داری. بعد گفتگوهای دهنیم گفت حالا اشتباه کردی اشکال ندارد درسشو میگیری دفعه بعد بهتر رفتار میکنی . من باید تغییر کنم.باید بیشتر روی جلسه سوم دوره لیاقت کار کنم باید بتونم حد و مرز بزارم تو رابطه. باید به قانون مندی و عدالت خدا اعتماد کنم.

    روزهایی هم بوده که خوب عمل کردم. یادمه چند سال پیش که تازه با قانون آشنا شده بودم رفتم جایی مشغول به کار شدم یه همکار داشتم از روز اول شروع کرد به حسادت و بدگویی و غیبت از من. خیلی سخت بود ولی گفتم استاد گفته باید با تمرکز به نکات مثبتش اون آدم ویژگی مثبتش را برانگیخته کنم اگر اون آدم تو فرکانس من باشه رفتارش عوض میشه یا اینکه جهان ما را جدا می‌کنه. اینم بگم که این خانم جزو نیروهای اصلی و بسیار مهم کارفرما بود و من هر روز روی نکات مثبتش سپاسگزاری میکردم تو دفترم می‌نوشتم و سعی میکردم به منفی هاش توجه نکنم اتفاقی که در کمتر از یک هفته افتاد این بود که یک روز خیلی ناگهانی اون خانم اعلام کردن بنا به دلایل شخصی دیگه نمیتونن کار کنن اونجا و من جایگاهی پیدا کردم اونجا که کارفرما همیشه می‌گفت خدا را شکر اون رفت و تو اومدی. و من این موفقیت که خلق کردم همیشه به عنوان الگو برای موارد بعدی تو زندگیم استفاده میکنم مثلاً آخرین شرکتی که کار میکردم این اواخر یه همکاری بود کانتر کنار من که بسیار مغرور و خود بزرگ بین بود و با من و مشتری ها با لحن تحقیر آمیز صحبت میکرد و من نقطه مقابلش بودم و این تضاد چند روزی حالم را بد کرده بود و و انرژیک پایین اومده بود و چالش بین ما شدید تر میشد تا اینکه با خودم گفتم این مسیر آخرش به ناکجا آباده من با بیان آوردن موفقیت های قبلی گفتم باید بیام به نکات مثبتش توجه کنم. نکات مثبت کوچک و بی اهمیت حتی. خدا شاهده به محض اینکه من این فکر‌ را کردم از فرداش رفتار اون خانم تغییر کرد و من به توجه به زیبایی ها ادامه دادم و اون بهتر و بهتر شد رفتارش و طبق قانون جهان من بعد دو سه هفته از اونجا اومدم بیرون و روز آخر این خانم اولین نفری بود که منا در آغوش کشید و عذرخواهی کرد برای رفتارهایش و گریه کرد .

    یه مورد دیگه هم برام خیلی جالب بود وقتی بود که من برای اولین بار رفتم فرودگاه مهرآباد و به پرواز خارجی داشتم. تو فرودگاه شروع کردم به توجه به نکات مثبت به تمیزی اونجا به عملکرد خوب کارکنانش و کارهای من با اینکه دیر رسیدم خیلی سریع و روان انجام می شد و بالاخره قبل حرکت پرواز به موقع رسیدم گیت بیرونی پیش دوستام. و صحبت از پرداخت پانصد هزار تومان عوارضی شد که دوستانم برای اومدن این طرف گیت پرداخت کرده بودن و من اون لحظه چشام گرد شده بود گفتم عه مگه باید عوارض هم پرداخت میکردم. و اون لحظه فهمیدم که وقتی به زیبایی ها توجه می‌کنی جهان پاداشش را بهت میده. چی بشه که من بدون پرداخت یک‌ریال عوارض از گیت رد بشم مگه میشه مگه داریم. ولی با خدا که باشی همه چی شدنیه.

    سعادتمند و سلامت باشید در دنیا و آخرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    آباندخت گفته:
    مدت عضویت: 1601 روز

    سلام به همه‌ی عزیزان

    من این روزها همراه این پروژه فایلهای هدیه توحید در عمل رو میبینم

    من همیشه ادمی بودم که باید برای استارت زدن همه چیز فراهم میبود

    وقتی با سایت اشنا شدم اول رفتم و دوره خریدم اما الان متوجه شدم که باید با دیدن فایلهای رایگان تکاملم رو طی میکردم

    از طرفی من متوجه بزرگترین ایرادم که نداشتن توحید هست شدم

    هر وقت میخواستم کاری رو آغاز کنم یا موقعی که در یک وضعیت خیلی بد بودم به علت ترسهام که نتیجه‌ی نداشتن توحید بود هیچ اقدامی نمیکردم

    سالها روزی رسانم رو افراد دیگه‌ای غیر از خدا میدیدم

    به خاطر ترس از دست دادن درامد و حمایت مالی خیلی چیزهارو تحمل کردم

    و الان فهمیدم که چقدر اشتباه کردم

    با همه‌ی این ها جاهایی که خدارو صدا زدم و ذره‌ای ایمان نشون دادم خدا من رو نجات داد و راه رو بهم نشون داد

    و هر دفعه که اومدم تو سایت چند روزی کار کردم و رفتم اما الان با خودم عهد بستم اولا تا میتونم توحیدی باشم و بشم رها از همه چیز تا برم در آغوش خدای مهربون باشم

    و میگم خدایا من رها شده از همه چیز و همه کسم و فقط چشمام تورو میبینه

    خیلی خیلی تشکر میکنم از آقای عباسمنش و خانم شایسته عزیز که انقد دل دریایی دارند و این همه فایل رایگان در اختیار ما گذاشتند

    واقعا مهمه که توحید رو فراموش نکنم

    این رو اینجا برای خودم مینویسم که هروقت اومدم یادم بیاد

    حتی امروز با وجود اینکه خیلی وقته سرکار نمیرم از خداوند پول خواستم و از طرف خدا پول اومد تو حسابم

    همیشه یادم رفته که فقط باید خدارو درنظر داشته باشم اما این دفعه با تمام توانم حرکت خواهم کرد و میدونم که خودش همه چیز رو درست می‌کنه

    من درمورد گناه وسواس فکری دارم به طوریکه دائم فکر می‌کنم در گناهم

    دیشب فایلی رو از استاد گوش دادم که میگفت خدا برات همه کار می‌کنه و من ازش خواستم به شیوه عالی و مناسب من رو از این وضعیت خارج کنه

    قبلا ذهنم میگفت نه تو گناهکاری مستجاب نمیشی اما این شرک رو هم کنار گذاشتم و میدونم که خدام کمکم می‌کنه

    برای همه ارزوی موفقیت دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    مهدیه جهانی گفته:
    مدت عضویت: 452 روز

    به نام خدایی که رحمتش بی اندازه

    و مهربانی اش همیشگی است.

    خدای بخشنده ی فراوانی

    مهربان وعاشق بنده هاش

    غفور و رحیم

    سلام به استادجانم واستادخانم شایسته جانم

    وهمه عزیزان جان ودلم

    در این فضای آرامش بخش وتوحیدی.

    ● تمرین امروز

    اگر درشرایط زندگی ام ، احساسی از تکرار دارم در درونم نگاه کنم که کدام واکنش من هنوز شبیه گذشته است که باعث می شود همین شرایط را دوباره جذب کنم؟

    من از زمانی که یادم می آید به محل کارم با تاکسی یا خط واحد می رفتم وزمان های زیادی از روز را برای رسیدن به محل کارم وبرگشت از محل کارم وقت می گذاشتم و همیشه بابت این خستگی زیاد در رفت وآمدم دچار رنج میشدم و یکبار به خودم تلنگر نزدم که بابا جان به فکر یک وسیله باش برای رفت وآمد

    حاضر بودم پولم را به این وآن ببخشم ولی یک ماشین نخرم چون از هر کسی که می شنیدم درباره عیب وایرادهای داشتن ماشین برام می گفت.

    حالا چی شد؟

    بعداز چند سال که می خوام ماشین بخرم باز هم آدم نشدم.

    چون همش میگم خیابون ها خیلی شلوغ است ترافیک زیاد است.

    نمی دونم با این ذهن منطقی وچموشم چطور کنار بیام؟

    بیشترین زمان وانرژی من در رفت وآمد می گذرد.

    وقتی می بینم دوستانم در عرض 15 دقیقه به خانه می رسند و من باید یک ساعت توی راه باشم از خودم خیلی رنج می کشم که چطور می تونم خودم را راضی کنم که بروم رانندگی یاد بگیرم و ماشین بخرم؟

    15 دقیقه کجا

    یک ساعت کجا

    شرایط زندگی خوبی دارم از هر لحاظ خوب وعالی است و فقط مشکل من این رفت وآمد به محل کارم است که خیلی زمان وانرژی ازمن می گیرد.

    به امید خدا این مشکلم هم به راحت ترین شکل ممکن حل می شود.

    《《《《《《 خدایا شکرت》》》》》》

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    مهدی باخدای اشتیوانی گفته:
    مدت عضویت: 285 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیم

    إِنَّ اللَّهَ لَا یَظْلِمُ النَّاسَ شَیْئًا وَلَکِنَّ النَّاسَ أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ

    (سوره یونس، آیه 44)

    بی‌گمان خداوند هیچ ستمی به مردم نمی‌کند، بلکه این مردم‌اند که به خود ستم می‌نمایند.

    این آیه یادآوری می‌کنه که هر آسیبی که از نافرمانی، بی‌ایمانی یا رفتار نادرست به ما می‌رسه، در واقع نتیجه ظلم خودمونه، نه ظلم خدا.

    پروردگارا من هرآنچه دارم ازتودارم

    پروژه در آغوش گرفتن تغییر

    گام ششم

    اگر جهان من هنوز تغییر نکرده

    یعنی من هنوز به اندازه کافی تغییر نکردم

    سلام خدمت اساتید عزیزم

    سلام خدمت هم فرکانسی های گلم

    سلام خدمت سحرخانم بزرگوار

    خداوند پاسخ میدهدهدایت میکند اگر

    خواسته ها باور های عالی درباره خودمون وخداوند ایجادکنیم

    روندبهبوددائمی سایت شما استاد روند قانون تکامل رو به من یادآور میشود

    خسته نباشید خدمت خانم شایسته عزیز برای این همه بهبود وکیفیت سایت

    اگر من تغییر کنم لاجرم شرایط بیرونی عوض میشود

    با یادآوری این فایل از جنس رفتار هام

    مشخص میشود که من تغییر کردم یادرشرایط سخت تحت فشار قرار بگیرم ذهن ازکنترل خارج می‌شود و برمی‌گردم به همون رفتارهای قبل وتغیرنکردم فقط توهم زدم

    و اینکه اگر من به کسی باج ندم وبه خودم ظلم نکنم هیچ کس  نمیتونه به من ظلم کنه این استاد عزیز خیلی باور قدرتمندکننده ای است  و به  من کمک میکند  که آقا ظالمی برای من وجود ندارد

    وقتی به اندازه کافی من تغییر کنم افرادی که بامن فرکانس نیستن از من جدا میشن من طی این دوساله که درسایت بودم وسعی کردم باورهاموتغییر بدم خیلی زیاد خیلی از دوستان و آشنایان و افراد غیر هم فرکانس من که شاید هرچند وقتی یه بار زنگ میزد به طورکامل از من دورشدن تقریبا تنها هستم حتی اعضای خانواده دیگه خداوند شرایط رو برای من عادلانه فراهم کرده گفته مردساختنی  برو زندگی توبساز وکسی با من کاری نداشته باشه و جالبتر که خانمم قبلا با این روش تفکردر زندگی  مخالف بود اصلا به من کاری نداره

    سپاسگزارم از شما استاد گرامی بابت این پروژه یادآوری وتکرارروزانه ذهن

    در پناه الله شاد پیروز ثروتمند وسعاتمند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    زینب ندرلو گفته:
    مدت عضویت: 1323 روز

    به نام خدای مهربان

    امروز تصمیم گرفتم این فایل رو ببینم

    چون تیترش واقعا منو به سمت خودش کشوند

    وقتی این حرف استاد رو شنیدم که اگه تو تغییر کنی جهان اطرافت تغییر میکنه رو اولین بار شنیدم درکش نمیکردم هی که پیش رفتم سعی کردم بهتر درکش کنم و هر تمرینی که هست رو انجام بدم

    یکی از نزدیکان من که من ارتباط زیادی باهاش داشتم و جون فک میکردم که این دیگه از نزدیکان درجه یک حساب میشه و باهاش نمیشه قطع ارتباط کرد من رابطه رو باهاش داشتم ولی تمام این رابطه پر بود از ورودی منفی

    خیلی راحت میتونستم یه بخث الکی راه بندازم و ارتباط رو باهاش قطع کنم ولی دوست داشتم این کار رو جهان برام انجام بده

    وقتی با هم صحبت میکردیم تمام توجه اون رو نکات منفی بود منم اینکارو میکردم ولی دلم میخاست واقعا از مدار این رابطه بیام بیرون اواین کاری که کردم این بود من تماس هامو کم کردم

    بعد اومدم وقتایی که تنها بودم تمام نکات مثبت ادم های اطرافم رو نوشتنم

    هر وقت اون میخاست نکات منفی ادم ها رو بگم سعس میکردم مبحث رو جهت دیگه ای بدم

    راستش یه جاهایی میترسیدم ازش و میگفتم اگر من باهاش قطع ارتباط کنم ابرو برام نمیزاره و منو پیش همه خراب میکنه

    از همه این ترس ها با خدا صحبت میکردم و ازش درخواست میکردم که کمکم کنه فقط از خودش بترسم و از این شرک راحت بشم

    الان که دارم این پیام رو مینویسم بیشتر از دوماه با اون فرد در ارتباط نیستم جهان جوری برنامه چید که اون طرف رفت بدون اینکه بیا ما بحث پیش بیاد

    و ایمان اوردم که تو تغییر کن جهان ادم های اطرافت رو تغییر میده

    اون تایمی که بدای اون شخص میزاشتم الان میزارم رو دوره 12قدم بیشتر تمرکزم رو خودم هست و دارم میبینم چقدر اروم تر شدم

    من هیج رقمه حتی یه درصد فکر نمیکردم جهان ما رو اینجوری جدا کنه و با ایمان بیشتری ادامه میدم

    دوستایی دارم که قبلا تا بی حوصله میشدم و بیکار باهاشون در ارتباط بودم و یه عالمه حرفای پوچ و بیهوده بینمون رد و بدل میشد و میگفتم چرا من کار میکنم و نتیجه نمیگیرم چون نشتی انرژی خیلی زیادی داشتم

    من ادمی بودم که تنهایی خودم رو با تماس تلفنی با دوستام پر میکردم و الان وقتی به خودم نگاه میکنم میبینم فقط روزی 10دقیقه با مادر م صحبت میکنم و همش دوست دارم به هدف هام و برنامه هام فک کنم

    خدایا بخاطر قوانین بدونوتغییر و عدالت بی نهایتت تو این جهان است متشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    مریم گفته:
    مدت عضویت: 842 روز

    بنام خداوند بخشنده مهربان

    سلام استادعزیزم مریم مهربانم

    سلام دوستان عزیزم

    تغییر کلمه ایست که درخودش هزاران حرف داره شایدم بیشتر

    فکرکردن بهش تورو به گذشته میبره تایک فیدبکی نسبت بهش داشته باشی اینکه آیاتواز قبلت بهتر شدی یاهنوز همون آدم قبلی .

    تغییر من باآشنایی بااستاد شروع شد زمانی ک مفهوم فرکانس رو درک کردم ونتایجش رو باالان خودم مقایسه میکنم اصلا شبیه اون آدم گذشته نیستم

    الان آگاهانه درک میکنم که جهان من چیزی دربیرون من نیست این منم که اتفاقات رو خلق میکنم

    اگر تغییر نکنیم درست مثل آب راکد میشویم

    مثال استاد ک فرمودند که اگر به آبمیوه گیری پرتقال بدهی به تو آب هویج تحویل نمیده توهمون چیزی رو که به جهانت دادی میگیری

    باهرتغییر بزرگ میشی ودنبال هرروز بهتر شدنی وخوشحالی که نسبت به گذشته چقدر شرایط فرق کرده آروم ترومتوکل تری خداروشکر میکنم که دراین مسیر کنار عزیزانی هستم که باخوندن کامنتشون احساس میکنم خودمم که تغییر کردم تااین آگاهی هارو بشنوم

    دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    رحیم اصلانی گفته:
    مدت عضویت: 1542 روز

    با نام و یاد خدای حامی و هدایتگرم

    سلام به استاد عزیزم و خانوم شایسته مهربان و دوستان ارزشمندم

    استاد صحبت از تغییر کردیدمن چند سالی هست همراه شما هستم و روی دوره هاتون دارم کار میکنم.

    ولی راستش رو بخواید تغییر محسوسی رو تو این چند سال احساس نمیکردم و همیشه تغییراتم بالا و پایین میشد جوری که خسته شده بودم و خیلی دوست داشتم از ریشه تغییر کنم به خاطر همین تصمیم گرفتم که مدتی رو تنها باشم و از کار قبلیم بیرون بیام و واقعا از ریشه این مسئله رو حل کنم و شرایط جوری پیش رفت که هدایت شدم به یه کتابخانه که اونجا راحت بتونم روی خودم کار کنم و از این چرخه تکراری و این بالا و پایین شدن راحت بشم و خداروشکر راضیم

    شروع کردم روی دوره لیاقت دارم کار میکنم.به خاطر کنترل ورودیهام خیلی خیلی آرومتر شدم.

    آدمهای اطرافم کلا تغییر کردند.

    دیگه مقایسه ای تو کار نیست چون همه غریبه هستند و امروز که یه کوچولو نجواها خواستند اذیت کنند چقدر دلیل آوردم که الان این شرایط چقدر به نفعم شده و حتی میتونم سر پایی کار کنم و سود بیشتری بکنم ونیاز به مکان خاصی نیست.

    امروز که با خودم فکت میاوردم به این نتایج رسیدم که به آزادی رسیدم آزادی زمانی و مکانی و ان شاالله مالی هم میرسم.

    همین نبودن تو مجموعه باعث مقایسه نکردن میشه.چقدر حسادت رو کمتر میکنه.چقدر استرس رو کمتر میکنه.وچقدر حالم بهتر شده.و چقدر باعث رشدم شده تو این یکماه.و حتی باعث شده دیگه عجله هم نکنم.

    واقعا چقدر باید بابت این نتایج و این هدایت ها شکر گزار خدا باشم.

    البته که هنوز اول راهم.اما انگیزه ام درونیه و به خاطر خودمه.چقدر ذوق و شوق دارم.و‌مطمئنم خدا داره کمکم میکنه.و خوشحالم.

    در پناه الله یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    سارا سهیلی گفته:
    مدت عضویت: 2084 روز

    سلام به همگی و استاد عزیز زمانی که پروژه شروع شد استاد گفتن که همراه با دوره احساس لیاقت باشه بهتره ، من نداشتم این دوره رو و گفتم خدایا من این دوره رو میخوام و رهاش کردم و گام به گام با بچه ها تا قدم پنجم اومدم و توی قدم پنجم خداروشکر تونستم این دوره رو به راحتی تهیه کنم.

    چه زمانی متوجه شدی که وقتی واقعاً تغییر کردی؟

    این قضیه دور نیست زمانی که ماه پیش بود و اون دست حمایت گری که هر ماه به من کمک میکرد و برام مبلغی رو واریز میکرد دیگه نداد.

    و من با خودم گفتم ایراد نداره تا الان از این دستش بوده و از الان به بعد قراره از یک دست دیگه باشه

    یا زمانی که من با وجود اون همه ترس و نجوایی که تو ذهنم بود رابطم رو اومدم و معرفی کردم به پدرم ، چون میدونستم درسته و دیگه مخفی کاری نکردم از اینکه من دوست پسر دارم

    با اینکه خانوادم مخالف بودن به قول استاد من زیر بار حرف ظلم نرفتم

    آدم مظلومه ی داستان نشدم

    نزاشتم برام کسی تعیین تکلیف بکنه که این کارو بکن یا اینکارو نکن مخصوصا اینکه من هیچ اشتباهی توی این تصمیمم نمیدیدم و نزاشتم من رو منصرفم بکنن

    حرفاپو رو گوش میکردم ولی همه بدون منطق درست و پایه و اساس بود

    و الان 3 سال و خورده ای از اون روزا میگزره و من به راحتی با پارتنرم ارتباط دارم همچنان خانوادم هم در کنارم هستن با اینکه مخالفن

    اون اوایل خیلی سعی میکردن جلوم رو بگیرن با روش های مختلف ولی به قول استاد سعی کردم هی کمتر از قبلم ادم مظلومه باشم و 90 درصد اون اختلافایی که اون زمان باهام داشتن بهتر شده خیلی بهتر از قبل

    یه زمانی که دوره نیست همین دو ماه پیش ، لپتابم خراب شد ، گفتم ایراد نداره حتما یه لپتاب بهتر میخواد میاد ، ایراد نداره پولشو ندارم من امسال تو 6 ماه این پوله رو ساختم بازم میتونم تکرارش کنم، ایراد نداره شاید نباید این مدتی که لپتاب ندارم روی سایتم کار کنم ، شاید ادما به همون مطالب قبلیم نیاز دارن و مطلبی نباید اپدیت بشه رو سایتم ،

    هر جور بود نزاشتم حالم بد بشع و کمتر از یکماه بعدش اون لپتاب نو با کلی امکانات خفن و به روزتر دستم بود.

    تمام زمانهایی که مشتری ندارم حالم خیلیییی بهتر از 4 سال پیشه ، من یادمه اون روزها 4 سال پیش چه حجم زیادی از استرس و اضطراب رو روزانه داشتم ، الان مشتری ندارم چون کارم به شکلی نیست هنوز که هر روز مشتری داشته باشم ، به خودممیگم هزار تا راه هست ، فراوانی هست ، خدا تورو یادش نرفته ، دیر نمیکنه و سعی میکنم تا جای ممکن رها کنم و لذت ببرم از روزم نتیجه شم اینه امسال نسبت به 4 سال پیش درامدم اصلا قابل مقایسه نیست

    حدودا 16 برابر شده دست کم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    مولود محمدی گفته:
    مدت عضویت: 677 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته عزیزم

    و دوستای هم فرکانسم

    کدام رفتار یا واکنش در من هنوز شبیه گذشته است که باعث می شودهمان افراد یا شرایط را دوباره جذب کنم؟اینکه هنو احساس قربانی بودن دارم و هنوز مظلومم و اعتماد ب نفسم ب اندازه ی کافی بالا نرفته و احساس لیاقت و باورهام هنوز مشکل داره و اونجور ک باید شکر گذار نیستم و وابستگی ک ب دیگران دارم و دوست ندارم دیگران ازم ناراحت بشن البته ب خودم حق میدم من تازه شروع کردم و تعهد دادم ک تو این مسیر باشم و ادامه بدم و عمل کنم

    چه زمانی متوجه شدی که واقعا تغییر کردی؟

    ورودی هامو کنترل میکنم تلویزیون و شبکه های اجتماعی رو حذف کردم در طول روز بیشتر وقتم برای خودم هست برای کار کردن روی خودم و تغییر افکار و باورها ورفتارم هست و از وقتی شروع کردم آرامش نسبی ای دارم با اینکه همش با همسرم تو جنگ بودیم الان هردو آروم شدیم و با احترام باهم رفتار میکنیم و من مطمعنم همینطور متعهد ادامه بدم همه چیز اونطور پیش میره که من میخام

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    محمد عظیمی گفته:
    مدت عضویت: 894 روز

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته و دوستان من جواب تمرین مینویسم خدایا کمکم کن بنویسم من متوجه شدم که در روابط بیش از اندازه سازگار هستم و قدرت نه گفتن برایم سخته و اگه میگن کاری انجام بده یا خواسته ای دارن قبول میکنم یک تجربه براتون مینویسم من خالم مامانم به قصد تفریح میخواستم ببرم یک روستای زیبا روز بود بعد در وسط راه مامانم و خالم گفتن که دم این فروشگاه وایسا بریم یک چرخی بزنیم با اینکه من دلم نمیخواست و هوا روشن بود و دلم نمیخواست که شب برم توی جاده زیبا کوهستانی رفتیم تو فروشگاه به اجبار چرخ زدیم و بعد شب رفتیم به سمت اون جاده خالم گفتن ازین جاده برو به سمت اون یکی روستا و من باز هم قبول کردم یعنی مشکل اصلی من اینه که بخاطر دیگران خواسته و الویت خودم کنار میزارم و سازگار میشم با اون افراد و قدرت نههههه گفتنه برام سخته میترسم که ناراحت بشن و من مثلا بد جلوه پیدا کنم پس هنوز حرف بقیه برای مهم همه اینا ریشه در عزت نفس من داره و باعث رنج و ناراحتی و حس بی عدالتی در من میشه خدایا شکرت این ایراد ها فهمیدم من باید روی خودم کار کنم بله درسته من این شرایط روابطی بارها بارها تجربه کردم ایراد از درون خودمه و تجربه ای که من از تغییر داشتم براتون مینویسم من قبلا درخواست کردن از دیگران بد میدونستم میگفتم الان درخواست میکنم میگن چه پروعه و فلان برای همین درخواست کردن برام سخت بود اما خداروشکر از استاد یاد گرفتم درخواست کردن نشونه عزت نفس و وقتی درخواست میکنیم پیش خودمون میگیم این فرد یکی از دستا خدا اگه قبول کرد ازش تشکر میکنیم اگر قبول نکرد میگیم خدا از یک دست دیگش به ما میرسونه متوجه شدم که درخواست کردن اتفاقا چیز خوبیه چون وقتی اون شخص قبول میکنه در اصل خداوند که از طریق اون درخواست منو قبول کرده و دیدگاهم به این قضیه کلا عوض شد خدایا شکرت بابت همه چی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: