این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/04/6.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-10-29 08:02:222025-10-30 07:14:00تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۶
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
اگر در روابط یا شرایط زندگیات احساسی از تکرار، رنج یا بیعدالتی داری، کمی درونت را مرور کن:
کدام رفتار یا واکنش در من هنوز شبیه گذشته است که باعث میشود همان افراد یا شرایط را دوباره جذب کنم؟
از خداوند متعال میخوام که مثل همیشه بتونم وارد درونم بشم و اون چیزهایی که گاه پاشنه آشیل و گاه نقطه قوت منه بکشم بیرون تقویتش کنم یا روی اون کار کنم و اصلاح کنم .
من توی این مدار و لولی که هستم توی درآمد خیلی لنگ میزنم منظورم توی ورودی مالی نیست چون ورودی مالی دارم اما توی درآمد بشدت لنگ میزنم .
واضح تر بگم خداوند روزی میده چون باور دارم خداوند رزاقه و به تمام مخلوقاتش روزی میده اما وقتی کاری میکنم شغلی رو در نظر میگیرم که طریق و چگونگی بهش میدم یعنی شغل رو واسه رسیدن به پول در نظر میگیرم همیشه خطا میزنم و به درِ بسته میخورم .
مثلاً الان در حال ساخت ویلا هستم و همش از درون این الهام رو دارم تو فقط برو و کار امروزت رو انجام بده فردا خدا بزرگه و همیشه مصالح جور میشه و پول میاد موجودیم وقتی به زیر یه تومن میرسه همیشه از یه جایی به طریقی جور میشه سرتاسر زندگیم همینه .
در کنار اون وقتی میگم خب الان با توجه به لوکیشنی که هستم میتونم کارِ جوجه کشی هم انجام بدم و درآمد خوبی داره از خدا خواستم که بتونم مولد بخرم و دستگاه بسازم خداوند هم کمکم کرد و هدایتم کرد به اون چیزی که خواستم.
شاید باور کردنی نباشه صد تا مولد دارم یه دونه تخم نمیزارن و شدن پرت انرژی پرت پول پرت زمان . تخم اردک و غاز از بیرون خریدم چند هزار تا گذاشتم دستگاه گفتم اشکال نداره تخم تهیه میکنم واسه جوجه کشی . کل تخم ها خراب شد و همه رو ریختم بیرون چند صد تا جوجه هم داد همه مردن و یه دونه مشتری زنگ نزد . و کلاً درِ ورودی که من بهش از چه طریقی دادم پلمپ شد و همیشه پلمپ میشه
وقتی جلسات دوره همجهت با جریان خداوند رو هر روز دارم گوش میدم یه تلنگرهایی بهم میخوره
و
توی این موضوع یه جا استاد میگه ….
((( تو فقط هدفت رو مشخص کن و بگو چیو میخوای خداوند از طریق هزاران راه بهت میده و چگونگی رو رها کن ولش کن راه نده اون کار خداونده وظیفه اونه به تو ربطی نداره )))
هر چی پیش میرم بیشتر اینو درک میکنم چون هر وقت چگونگی میدم کلاً نمیگیره و نمیشه این درسیه که توش ضربه ها خوردم تا بهتر بفهمم .
وقتی زمانش میرسه خداوند هدایت میکنه و میگه الان این حرکت رو انجام بده عملِ الان واسه اومدن پول اینه در لحظه چیزی رو الهام میکنه که اصلاً بهش فکر نکرده بودم . انگار واسه هدفم که ساخت ویلا هست شغل لازم نیست توکل و ایمان لازمه . شاید واسه کار امروزت پول نیاز نیست .هر جا پول نیاز باشه میاد .خودش میاد .
هر چه بیشتر روی خودم و توکلم و ایمانم و توحید کار میکنم این داستان بیشتر اتفاق میوفته و من یاد میگیرم رها تر باشم و کار امروزم رو انجام بدم و کاری به فردا نداشته باشم فقط کار امروز انجام بدم .
دیشب با همسرم صحبت میکردم و این بهم الهام شد که هر اتفاقی افتاد تو حالت خوب باشه نگران نباش توکل به خدا کن نترس دنیا و اتفاقات اون بازیه سرگرمیه خبری نیست دلیلش اینه که خداوند ببینه تو سپاسگذار هستی تحت هر شرایطی شاکری یا معصیت میکنی یا میترسی نگران میشی فشار بهت میاد فریاد میزنی یا میگی خداوند هست حفاظت میکنه حمایت میکنه هدایت میکنه .
امیدوارم که در زندگی ثروتمند و سعادتمند باشید در آخرت جزء مقربان درگاه خداوند و سعادتمند باشید .
به نام خداوند بخشنده مهربان که هر آنچه دارم از آن اوست
سلام به اقای مصطفی سیار دوست داشتنی
این فایل نشانه روزم بود و من این فایل چندبار تنها گوش دادم و همش فکر کردم خدا چی میخواد بهم بگه
تا بعد چندساعت هدایت شدم به کامنت شما و الان فهمیدم خدا چی بهم میگه
دقیقا انگار مو به موی کلمات شما نوشته شده برای منه
انگار خدا بهم میگه تو فقط کارت انجام بده نگران هیچی نباش خداوند رزاقه خداوند روزی دهنده هست خداوند بخشنده هست
دقیقا انگار خدا بهم میگه تو روی توحید و ایمانت کار کن
دقیقا اونجایی که شما حرف استاد بازگو کردین انگار خدا بهم گفت هدف مشخص کن بگو چی میخوای و دیگه کاری به چگونگی نداشته باش
دقیقا منم زمانی که پول میخواستم خداوند از جایی که فکرش نمیکردم بهم رزق و روزی داد
وقتی تو حسابم100هزارتومن بود و باید شهریه دانشگاه و کیک و کادو بخرم برای روزتولد و خریدهای دیگه به خودم گفتم خداوند رزاقه تو رها کن خداوند هدایتگره و خداوند چقدر زیبا سریع الجوابه
تا یادم نرفته بنویسم که ما باید روی خودمون کار کنیم تا جهان اطراف من تغییر کنه ، اگه جهان هنوز این کارو نکرده ،یعنی من هنوز درست روی خودم کار نکردم،
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خداوندی که هر لحظه جهانش در حال رشد و تغییر و رو به بهبود هست،
خدای من شکرت که امروزم با این آگاهی ها شروع شد با استاد عباس منش عزیز با یکی از بهترین دست های خداوند روی زمین ،
خدای من از ابتدای این پروژه چه اتفاقات خوبی واسه زندگی من افتاده و خداروشکر پیامد های اون به اطرافیانم هم رسیده مثلا اینکه من از ابتدای این پروژه تغییر که تصمیم گرفتم زندگیمو تغییر بدم و فقط رو به بالا حرکت کنم، جهان اومد گفت برو که بریم و همش دارم درآمد در میارم انگیزم بالاتر رفته ،جایی که دوست دارم دارم کار میکنم، انقدر کار میکنم تا اونی که عاشقشم سر راهم قرار بگیره خود جهان داره اینو میگه میدونم خداوند سرقولی که میده هست ، از من تلاش و حرکت از جهان معجزه ،خداروشکر به اجبار هم نیست سرکار هم یاد میگیرم هم با مشتری ها صحبت میکنم هم تجربه میکنم هم لحظه هام زیبا جلو میره خداروشکررررر،
خوب حالا از این بگم از روزی که من تصمیم به تغییر گرفتم و با ترسام روبرو شدم ، به یه سفر یک روزه بسیار عالی دعوت شدیم به همراه خانواده وقتی شب سوار اسنپ شدیم که به سمت ترمینال حرکت کنیم موقعی که رسیدیم هزینه اسنپ رایگان بود ، و خودش پرداخت شد واسم، موقعی که رسیدیم اونجا بازم رایگان رفتیم تا خونه میزبان ، موقعی که اونجا بودیم همش به مهمونی اون یروز با تمام زیبایی ها و خوراک و پوشاک از ما پذیرایی کردن بهترین صبحانه رو جلومون قرار دادند، بهترین نان و واسمون پختند بعد رفتیم دکتری که قرار بود بریم و نوبت گرفته بودیم که خودشون با ماشین مارو بردند و اونجا موندن تا مارو تا خونه خودشون دوباره آوردن با اینکه تایم دکتر حدود 4 تا 5 ساعت طول کشید و دوراز شهر بود ، بعد چه شامی واسه ما آماده کرده بودند خدای من کنار اون خانواده همه چیز مثل بهشت بود ، همش از فعالیت های خودشون حرف زدند شاد بودن و خوشحال اصلا اهل غیبت کردن نبودند ، چقدر کار و فعالیت میکردند چقدر هنرمند بودند ،
خدای من اگه اینا رو تو آماده نکردی پس کی آماده کرده بود ، اینا وقتی اتفاق افتاد که من تصمیم گرفتم تغییر کنم و روحم و به آرامش برسونم ،من تازه متوجه شدم چطوری باید راضی باشم، چطوری باید سپاسگذاری کنم از نعمت ها خدای من شکرتتتتتت ،
ما موقع برگشت به شهرمون دوباره تا خونه با اسنپ رایگان برگشتیم ،
دیروز با مامان جایی رفتیم و من همچنان امتیاز اسنپم بالاست و بازهم رایگان داخل شهر گشت میزنیم با بهترین ماشین ها ،
وای خدای من انقدر خوشحال شدمکه مامان خوشحال شد ، گفت تو هنوز رایگان داری؟؟؟
گفتم بله عزیز دلم خدا واسم فرش قرمز پهن کرده گفته تو فقط لذت ببر و پا روی این فرش بذار ولی به شرطی که هرچی بهت میگم و انجام بدی ،
خدایااا کمکم کن که گوشم باز باشه به هدایت های الهی ببینم اونچه که نشانه های رشد منه که داری جلوی راهم قرار میدی،
خدایا من میخوام تغییر کنم ، من میخوام دوستام روابطم ، احساسم ، درآمدم ، انسان های اطرافم ، آگاهی هام دانستنی هام همه چیزم تغییر کنه و فقط روبه زندگی خوب بالا برم ، سرم توی زندگی خودم باشه به امید خودت .
به قول رزای عزیز که فایلشو چندین بار گوش دادم با اون صدای زیباش ، خدایا من میخوام فقط میخوام
خدای من شکرت برای پروژه تغییر که قراره زندگی منو دگرگون کنه شکرت
با سلام به استاد و مریم عزیز و همه عزیزان سایت ا،تا حالا چندین باره که این فایلوگوش کردم و در مورد تضاد فعلی منه و منو مصممتر کرده در قدم جدیدم و این هدایت خدای منه که سالهاست داره صدام میزنه و من میترسیدم و کاری نمی کردم و بهانه ام نداشتن پشتوانه مالی بود که اینم ایندفعه برام جور کرده و احساس میکنم ایندفعه داره اتمام حجت میکنه و اگه قدم بر ندارم میگه واقعا حقته و لیاقت خوشبختی رو نداری خدای قلبم خیلی دوستت دارم که این همه سال کنارم بودی و فریاد میزدی و من اهمیتی نمی دادم و همیشه کارو سخت تصور میکردم ولی این دفعه عین این فایل نمیام بگم جدا میشم که همه چی بهم بریزه ولی جلو سو استفاده هاشو میگیرم و میگم که اعتمادی بهش نداارم دوستتون دارم
به نام خدا. سلام بر استاد عزیز، خانم شایسته عزیز و تمام دوستان. یادمه اوایل که با دوره های استاد عزیز آشنا شدم و البته در کنارش برخی کتابها رو هم مطالعه میکردم، مرتب به اطرافیانم مثلا پسرم میگفتم این کتابا رو بخون و یا فایلها رو گوش کن. بعد از یه مدتی به این نتیجه رسیدم که انگار با توصیه به دیگران دارم از خودم غافل میشم و لازمه که جدی تر به خودم بپردازم و جالب اینکه همزمان با این آگاهی در یکی از دوره های استاد عمیقا با این مساله روبرو شدم که: با دیگران دوره ها و… رو در میون نزاریم و حتی باید تعهد هم میدادیم که با کسی در این موارد صحبت نکنیم. از اون موقع ببعد تمرکز اصلی رو خودم بوده و تا حدامکان در ارتباط با دیگران مقاومت کردن و واکنش نشون دادن و توصیه کردن و…. رو گذاشتم کنار. جالب اینکه زمانیکه هی به پسرم میگفتم اینو بخون و….. بعد از, یه مدتی مقاومت کرد و گذاشت کنار. ولی دقیقا دو سه ماه بعد از, اینکه من فقط تمرکزم رو روی خودم گذاشتم و واقعا کاری بهش نداشتم، پسرم شروع کرد به خوندن کتابها و…. و هنوزم ادامه میده. از, زمانیکه حواسم جمع خودمه، دیگه تو محافل خیلی کمتر بحث میکنم، تلاشی برای اثبات چیزی نمیکنم، آرامشمم بیشتره، مقایسه کردنم با دیگران خیلی کمتر شده، ارتباطم با خدا و واگذار کردن امورات بخدا خیلی قویتر و نتیجه بخش شده، به موقع مسایل مالی ام حل و فصل میشه، بیزینس جدیدی رو دارم پایه ریزی میکنم که بلطف خدا مراحلش داره آرام آرام بخوبی طی میشه، سلامت جسمی ام خیلی خیلی عالیه و سرماخوردگیها و آلرژیهای شدید دیگه سراغم نیومده، روابطم با همسرم، دخترم و پسرم عالی تر شده و…. خدای بزرگ رو بخاطر هدایتهاش سپاسگزارم که همواره بیاد ماست. از استاد عزیز و مریم عزیز و سایر همکارانشون بسیار سپاسگزارم که رسولان خدا هستند بر روی زمین. صحبتهای استاد همیشه پر از انرژی و تازگی خاصی داره. متنهای نوشتاری خانم شایسته چقدر پرحرارت و زیبا و تاثیرگذار هستند. همچنین از شما دوست عزیزم که این کامنت رو خوندی بسیار سپاسگزارم
خداوند رو شاکر تمام موهبت ها، نعمت ها، زیبایی ها و فراوانی های دنیایی هستم که من رو توی همین دنیا خلق کرده و من انسان به قدر درکم، به قدر باور و استفاده از قوانین همین دنیا، میتونم استفاده کنم از این سفره بی انتها که همه مدل نعمت و فراوانی داخلشه
خدا رو شکر میکنم که تا اینجای فایل های گفتگو با دوستان رو دیدم و چقدر که داره مسائل کلیدی بیان میشه و خداوند به چه زیبایی هم استادمون رو هدایت میکنه تا در زمان مناسب به فرد مناسب، جواب مناسب رو بدن
همینه که استاد همیشه تاکید میکنن که موقع ضبط یه فایل ، فقط از الهامات استفاده میکنن و کردیت همه این سوال جوابا به خود منبع برمیگرده و همه ما این سعادت رو داریم که ازشون استفاده کنیم
توی فایل 8، وقتی منصورت عزیز از جریان هدایتش به اون گالری و اینکه مدام با دست خالی از این بنگاه به اون بنگاه میرفته به خاطر هدفش به خاطر عشقش، یادم به یه تجربه خودم افتاد
استاد من کلا خیلی عشق سفرم
یه مدتی روزا مینشستم توی سایت های مختلف، شهرهای زیبای دنیا رو سرچ مکردم، جاهای دیدنیشون, فروشگاه های لولکس، غذاهای محلی، مکان های تفریحی و دیدنی، تورهای متفاوت جهانگردی و خلاصه کلی تایم میذاشتم براش
با اینکه توی اون زمانی که این موارد رو سرچ میکردم نه زمانی برای سفر داشتم نه پولش و نه همسفر خوبی داشتم ولی اونقدر که دلم مسافرت میخواست مداوم این کار رو میکردم و با اینکه اون موقع ( حدود 4 سال پیش) هیچ آگاهی از قدرت تجسم و تصویرسازی نداشتم، اما خودم رو اونجا میدیم که دارم میگردم و خوش میگذرونم، از غذاهای محلی می خورم، خرید میکنم و خلاصه کلی شادی و خوشگذرونی
گذشت تا یه مدت بعدش بسیار اتفاقی با یه عده عازم یه سفر 2 هفته ای به خارج از کشور شدیم و توی اون سفر اونقدر که به من خوش گذشت و کیف کردم، هنوز که هنوزه یادم میاد میگم اون سفر تا حالا بهترین سفر زندگی من بوده و جالبش به اینکه که در حالی که به من و دوستم توی اون سفر بی اندازه خوش گذشت، به یکی دیگه از هم سفرهامون اصلا خوش نگذشت
من الان دلیل این تفاوت و اون جذب رو میفهمم:
اولا من چون اون سفر رو بارها تجسم کرده بودم دقیقا جذبش کردم و شاید با کیفیا بهتر و ثانیا همونطور که شما بارها گفتید، یه اتفاق یکسان میتونه برای افراد متفاوت، نتایج متفاوت داشته باشه که دقیقا همون فوق العاده بودن سفر برای من و نبودنش برای یکی دیگه از همسفرامون بود. اونقدر اون سفر و حال خوبش زیاد بود که سال بعدش، من و همون دوستم که خیلی بهمون خوش گذشت دوباره هدایت شدیم به یه سفر دیگه که اون هم یه سفر فوق العاده دیگه برای ما بود.
صحبت های منصوره جان من رو به این فکر واداشت که چرا توی این 2 سال اخیر به سفر این مدلی هدایت نشدم؟؟؟ و حالا جوابش رو دقیق درک میکنم چون فکر کردم
اولا اینکه من دیگه این مدت برای سفر اون مدلی، هیچ تصویر سازی خاصی نکردم و ثانیا اون شوق و ذوق رو دیگه نداشتم چون یه چیز دیگه در اولویت من بود و من روی اون مورد تمرکز داشتم
حالا با یه حال خوب میخوام مجدد سفرهای عالی، با همسفرای عالی رو جز اولویت هام قرار بدم و ایمان دارم همونطور که دفعات قبل شد، دوباره هم میشه
و امروز سحر نازنین در مورد دوره عزت نفس و آپدیتش گفتن که من هم این دوره رو با عشق تمام جدیدا خریدای کردم و خدا میدونه چه اتفاقات بی نظیری رو قراره توی روابط تجربه کنم به شرط ایمان باور و عمل خودم
چقدر شما مجددا عالی گفتید از اینکه این آپدیتا، نشون دهنده همون تغییرات و بهبودهای دائمی هستن که مداوم و در هر فایلی دارید بهش اشاره میکنید و خودتون به این زیبایی دارید در عمل هم نشون میدید… از اون آپدیت پارسال تابستون مریم نازنین گرفته تا این کلیپ های جدید نحوه استفاده از امکانت سایت توسط آقا ابراهیم عزیز که من تا حالا از چند موردش استفاده کردم و عالی و کاربردی بودن… خدا قوتتون بده که همه جوره ایمان عملی و اجرای عملی گفته هاتون رو بهمون نشون میدید
اگه به من ظلم میشه، یعنی من خودم مظلوم هستم و در فرکانسش قرار دارم وگرنه تا مظلومی نباشه، ظلمی هم اتفاق نمیفته
نوع رفتار من توی شرایط بد به من نشون میده که آیا من تغییر اساسی کردم یا نه چون در شرایط گل و بلبل، من متوجه نمیشم که تغییر کردم یا نه
این به من میگه خودم رو تست کنم با واکنش هام در برابر ناخواسته ها و تضادهای توی زندگیم
اگه در برابر ناخواسته ها و مسائل، دار م بهتر از قبل عمل میکنم، صبورتر هستم، امیدوارتر ستم، زودتر میتونمکنترل ذهن کنم،زودتر میتونم آگاهانه حال خودموخوب کنم، پس تغییراتم داره روند خوبی رو طی میکنه اما اگه هنوز عین قبل و واکنش ها و رفتارهای قبل رو دارم، پس هنوز تغییر دائمی و درست اتفاق نیفتاده یعنی هنوز من در مرحله اضافه کردن اطلاعات هستم و نه باورسازی که این موردی هست که خیلی روی من تاثیر داشت و یه آگاهی و درک گسترده به من داد که کسب آگاهی و اطلاعات نیست که موجب تغییر نتایج میشه بلکه تبدیل آگاهی به باور هست که نتیجه داره و این یه روندتکاملیه که درک و اجرا کنیم
ممنونم بابت این قسمت، گرچه کوتاه اما پر از درس
هنوز هستیم پرقدرت تر، با ایمان تر و با حال خوب بیشتر…
خداوندی که زیباست.و دوستدارد تا با افکارمون درونمون و اطرافمونو زیبا کنیم.
و جا داره این آبشن زیبای الهی که به استاد عباسمنش عزیزم وحی منزل شده رو سپاسگزار باشم..من از زره زره وجودیم سپاسگزار این روز عزیز پروردگارم هستم.
استاد عزیزم من خیلی بازم از شما تشکر میکنم چقدر این جریان نسانه ها زیباست..
دقیقا صحبتی که کردین..
از تغییر درون..همینه…وقتی که حالم خوبه به خودم میگم نگاه کن تغییر کردی که اینقدر نگرانیات کم شده..
چند روز پیش بازم همون الگوی تکرار شونده یه لحظه از رفتار یکی از نزدبکانم عصبانی شدم..
همون لحظه گفتم آخ بازم نشتی دارم..فورا جمع جورش کردم..فهمیدم نه از این خبرا نیست..
اون لحظه که گفتین وقتی توحالتی که قرار میگیرین زیر منگنه میرین دقیقا یادم از رفتار خودم اومد…
چقدر ابن موقعها یه حس خوبیه.که داریم شخصیت درونیمونو تو تضادها به رخ میکشونیم..من حالم اولش بهم میریزه ولی زود میدونم این رفتار داره بهم میگه…
که باید رو خودم کار کنم..
استاد عزیزم من به خودم افتخار میکنم..دقیقا صحبتهای سحر یجورایی به منم برمیگرده..میخام هم نشینی نشانها رو بگم..
چقدر کار خداوند زیباست..چقدر خداوند هوامونو داره..داره همجوره ما رو هدایت میکنه..
من یپاسگزار این خدای عزوجلم من از تمام وجودم سپاسگزارشم.
استاد عزیزم.دوستدارم منم از نتایجی که گرفتم بگم..
الان که گذشته میدونم فقط خودم بودم که زندگیمو داشتم روزانه رقم میزدم..
من از بچگی با اعضای خانواده ام و مخصوصا یکی از برادارانم مشکل شدید داشتم.
دوستداشتم امروز بنویسم تا برام بمونه بدونم چقدر نتیجه گرفتم..ذهنم تسلیمش بشه..
جوری بود همش فکر میکردم میخاد به من سو استفاده کنه..همجوره..همیشه با هم دعوا داشتیم.تا شبی که ازدواج کرد و هز محل زندگیمون رفت…
و این داستان ایشون از خانمش جدا شد..بازم ترسهای قدیمی به من برگشت…
تا اینکه دانسجوی همون شهری شدم که ایشون بود.بهم گفت بیا اول ترم پیش من..
ولی دیگه من تغییر کردم.روزهای خوبی با هم داشتیم.دیگه رفتارهای فدیمی نداشت.همون موقع خانمشون بودن..خیلی تو هر جنبه ایی بدردم میخورد..دیگه ذهن من با ایشون پاک شد…
تاداینکه تصمیم طلاقشون جدی شد و ایشون جدا شدن…
بخاطر یسری مشکلات شخصی برگشتن به محل قبلیش.که خونه ما باشه..
استاد یادم میاد خیلی پشیمانم.از رفتارهام..اینقدر همو کتک میزدیم شدتش خیلی زیاد بود..بادتمام اعضای خانوادم شدید شد..هر روز خودخوری.شدید…
نشانها میومد ولی من هم کر بودم و هم لال بودم..
استاد حتی رابطم با افراد دیگه هم به همین نحو بود.خلاصه رابطه های تشنج بین دوستان..رابطه وابسته بودن شدید و فقط خارج شدن از محیط خونمون..ووووو کلی چیزای دیگه همه جوره..مثل کثافتی که یجا جمع شده فقط بوی گند میده..دقیقا مثل توالت سرریز کرده بودم.
هر شب خوابهای ناجور میدیدم..ولی نمیشنیدم صدای درونیمو..
تا اینکه یه گوش پیچ محکمی از همون اطرافیانم بهم چسبوند..
و ناگفته نمونه خاسته ایی داشتم..خداوند به واضح بهم نیگفت اینراهت درسته ها..بیا برگرد..
ولی صدای این مورد خیلی کم بود.من بیشتر روی ذهنم این روندو ادامه میدادم..
و خلاصه این همه کثافتا..یدفعه تو درون من انقلابی پیش اومد..
ولی استاد همیشه سوره حمد مبخوندم.میگفتم خدا تو چه کسی هستی من میخام تو رو بشناسم.کمکم کن.من نمیدونم چجوری بیا هدایتم کن..
بوجودی از کلمه هدایت چیزی نمیشناختم..
استادم این گذشت و داستانش ساعتها طول میکشه…و شروع کردم با شما همپا شدم.
از موقعه ایی که بنیادی تغییر کردم..
رفتارهای خانواده ام برادرم.همگی کم کم تغییر کرد..دقیقا تکامل رو میتونم ببینم کجا بودم بکجا رسیدم.
وقتی تغییر کردم کلا اطرافیانم تغییر کرد.
استادم به محض که اشتباهی ازم سر مزنه.از طریق خواب یا بیداری خیلی سریع بهم نهیب داده میشه..
چند وقت پیش یکی از دوستانم بهم گفت چرا دیگه باهامون در ارتباط نیستی..
شب خواب دیدم رفتم خونه دوستم.ولی تو یه سراشیبی تند بودم..یه درخت سرسبز حوانه زیبا دور تا دورش سیم مرغیا زده بودن…گفتم فلانی اب میخام.لیوانش سوراخدار بود…
دقیق خداوتد بهم گفت اونجایی که میخای بری با تو هم فرکانس نیست.من کلا زیرشو کشیدم.
استادم تا صبح از نتایجی که گرفتم.استاد استاد زیبا بگم کمه..
ولی به وضوح خاستمو خداوند از همه طریقی بهم وحی میکنه..و من فقط دنبال
اون منگنه ایی که امروز گفتین.هستم..تا ببینم بازم چه لنگی دارم.
استاد عزیزم.صحبتهایی که جمعی خانوادگی هست.من فقط تمام حواسمو میزارم که نکنه خطا کنم..اینقدر اون لحظه آرام هستم.که یکی از نزدیکیام گفته بود اصلا تو باغ نیست..
رابطه ام با خانواده هیلی خوب شده..برام سوغاتی میخرن.داداشم بیشتر وقتا بیرون با هم میریم..برام بستنی میخره..
سبحان الله یعنی خداونده که همه کارهارو انجام میده و همه کاره اونه و متفاوت بودن افراد جهان خواست اونه و هیچ موقع نمیشه کسی رو تغییر داد و ما فقط تنها کاری که میتونیم انجام بدیم کار کردن روی خودمه و گرنه اگر اینو ندونیم و هر چه زور هم بزنیم هیچ کس تغییر نمی کنه و فقط حال ما بد میشه و در جهت ناخواسته ها هستیم
و هر موقع از خداوند خواستم که خواستمو بهم بده به یاد مثال استاد افتادم که اگر من بخام لاغر بشم هیچ موقع از خدا نمیخام که منو لاغر کن یک شبه
و شروع میکنم به رژیم گرفتن تا به اون هدفم برسم
این یعنی خداوند تنها و تنها وقتی یک چیزی رو برای بنده اش میخاد که اون تغییر کنه مثلا اینجا مثل ورودی درست دادن و به اندازه به معده هس و وقتی من در جهت خواسته هام عمل میکنم خدا هم میخاد و من لاغر میشم
ذهن و ابلیس میخاد گول بزنه با عدم صبر داشتن که خدا نمیخاد تو برسی در حالی که خدا چیزی رو میخاد که من میخام و دخالتی در خواسته من نمی کنه
سبحان الله یعنی خداوند چیزی رو میخاد که من میخام و اتفاقاتی که باید رقم بخوره تا به خواستم برسم اتفاق میفته به خواست خدا و خداس که همه کاره
و من هر کاری که بکنم چه به سمت منفی چه مثبت به رشد جهان کمک کرده ام پس خدا چیزی رو میخاد که من میخام و منفی یا مثبت بودنش به خودم ربط داره و عواقبش به عهده خودمه
این که ما همیشه خود توانمندی ها و مهارت هایمان را بهبود دهیم یکی از مهم ترین عوامل پیشرفت و موفقیت است چون جهان همواره در حال رشد و پیشرفت است و هیچ گاه ایستایی و رکود را نمی پذیرد و ما نیز باید هر روز بر روی خود کار کرده و سعی کنیم از روز قبل کمی بهتر عمل کرده و این تغییرات مداوم و مادام العمر باشد تغییرات ممکن است در ابتدای کار بسیار کم باشد اما اگر متعهد بوده و مسیر درست را ادامه دهیم قانون تکامل و در نهایت تصاعد ما را به موفقیت های بزرگ خواهد رساند به شرطی که کمال گرایانه عمل نکرده و یک شبه نخواهیم رشد و پیشرفت کنیم خودمان را با خودمان مقایسه کنیم و تنها سعی کنیم از روز قبل خود بهتر عمل کنیم .
زمانی که بر روی باورهای خود به درستی کار می کنیم شرایط و موقعیت به نفع ما تغییر خواهد کرد گاهی اوقات رفتارهای ما نامناسب بوده و فکر می کنیم تغییر کرده ایم اگر در اوج عصبانیت نا امیدی یا موقعیت های احساسی ببینیم چه رفتار و واکنشی نشان می دهیم آن زمان باورهای اصلی خود را شناسایی می کنیم برخی از ما تنها به صورت ظاهری تغییر کرده و از درون هیچ تغییری نکرده ایم از رفتارهای خود متوجه می شویم که تغییر کرده ایم اگر زمانی که تحت فشار قرار می گیریم همان رفتارهای قبلی خود را بروز می دهیم یعنی ما هیچ تغییری نکرده ایم همواره دلایل رفتارها و گفتارهای خود را بررسی کرده تا متوجه شویم چه باورهای مخربی داریم و آن ها را اصلاح کنیم تا به خود شناسی دست یابیم
زمانی که باورهای مناسب داشته باشیم به هیچ کسی باج نمی دهیم و ظالم زمانی وجود دارد که مظلومی وجود داشته باشد زمانی که آیات ظلم را بررسی می کنیم متوجه می شویم مفهوم کلی آن ظلم به خود است افرادی که به خودشان ظلم می کنند نمی توانند فرد ظالم به کسی که مظلوم نیست ظلم کند و این دو همیشه یکدیگر را جذب می کنند اگر ما مظلوم نباشیم ظلمی نخواهیم دید اگر کسی به ما ظلم می کند ما مشکل داریم نه دیگران و اگر خود را تغییر دهیم همه چیزدر زندگی ما تغییر و طبق قانون خداوند کبوتر با کبوتر باز با باز را رعایت خواهد کرد اگر آموزه های استاد را به درستی درک کنیم و به آن عمل کنیم و زمانی که به اندازه ی کافی تغییر کنیم افراد اطراف ما تغییر خواهند کرد یا آن فرد از زندگی ما حذف شده یا رفتارش به کلی با ما تغییر خواهد کرد اصلا نیاز نیست به افراد بگوییم من نمی خواهم با شما باشم یا تو در زندگی من نباش جهان این کار را انجام خواهد داد ما باید تنها بر روی خود کار کنیم تا جهان سایر کارها را برای ما انجام دهد.
من چون نمیتونستم دربارش با کسی صحبت کنم و فقط خدارو داشتم …
و اون بهم میگفت که تو روی خودت کار کن …
خداروشکر این مسئله به چند ماه کشیده شد …و به شکل بی نظیری که توی کامنت قبلی دربارش نوشتم اون از زندگیم رفت …
و البته که خودم هم خواستم …
امروز یه جوری توی آینه وقتی برای بار دوم یکی از فایل های استاد رو گوش میدادم که درباره ی تصمیم گیری بود یادم به اوایل این رابطه ام افتاد که تصمیم گرفتم برم بگم و همه چیزو تموم کنم …
اما
نادیده گرفتم …و نتونستم بگم ….
امروز جلو ی آینده به خودم گفتم دیگه این دفعه میرم همه چیزو تموم میکنم …
الان که این فایلک گوش دادم …
انگار خدا بهم گفت …
عزیز دلم کجای کاری …
مک به وعده ام عمل گردم…
تو روی خودت کار کردی …و تغییر در رفتارت نمایان شد و اون از زندگیت رفت …
حالا اینکا تو بخوای باز برگرده یه مسئله دیگس …ولی اصلا لازم نیست تو بری بگی و اینا …اون فهمیده …
نگران نباش …نگران بعدشم نباش …
تو الان درون خودت این تصمیم رو گرفتی عالیه …پس کارو خراب نکن که بخوای بری پیشش
و اینا ….
من کارو رو به بهترین نحو انجام دادم ….
همونجوری که خواستی …
پس باز روی خودت تمرکز کن …
فقط روی خودت کار کن …کاری به بعدو آینده و اینا نداشته باش …
الان …اینجایی
..
دستت توی دستامه ….
حرکت کن
روی خودت کار کن
و جلو برو …
همین …
.
.
.
عاشقتم خ ای قشنگم با این حرفای زیبات …
عاشقتم ….
مرسی فاطمه ی عزیزم که باعث شدی این کلمات خداوند نوشته بشه …
سلام خدمت اساتید بزرگوارم و عزیزم عاشقتونم من تا ابد و بی نهایت طلایی
«اگر در روابط یا شرایط زندگیات احساسی از تکرار، رنج یا بیعدالتی داری، کمی درونت را مرور کن:
کدام رفتار یا واکنش در من هنوز شبیه گذشته است که باعث میشود همان افراد یا شرایط را دوباره جذب کنم؟
تجربهی خود را در کامنتها بنویس:
چه زمانی متوجه شدی که وقتی واقعاً تغییر کردی؟
نوشتن این تجربه میتواند الهامبخش هزاران نفر باشد تا بفهمند کلید رهایی، در تغییر خودشان است، نه تغییر دیگران.»
استاد دوروز پیش باز با اون پسره بابک داستان شده بود خیلی ضعیف بود قدرتش اما مسعود خودش وارد شد و قضیه حل شد
گفت باهمیم اینا و واقعا الان همه چی داره اوکی و عالی پیش میره واقعا خداروشکر
اما چیزی حس کردم میدونی چیه مسعود واقعا مثله همون پسره همون شرایط داره منتهی سالم و ثروتمند اما اون نه از نظر ظاهری منظورمه تازه خوش تیپ ترم هست و من این سیگنال رو ازتون گرفتم که نظرتون مسعوده که باهاش رابطه عاطفی توحیدی رو داشته باشم تا وقتی که جفتمون از بودن باهم دیگه لذت ببریم
اما
اینکه دوروز پیش دوباره داستان شد در نتیجه من که اون ادم بابک رو نمیخوام اون عوض نشد چون میگم واقعا بحثه رهایی نیست دیگه بحثه هم فرکانسی هست و واقعا دیگه تصمیم با مسعود جدیه تازمانی که باهم هستیم باهم لذت ببریم وتوحیدی و رها لذت ببریم
از وجود هم اما دقیقا درست میگین ولی استاد خدایی شدتش خیلی کم بود اهان میدونین بیشتراز حس تلافی کردنه تا اینکه رابطه ای با اون ادم بخوام نمیدونم خاطرات 5سال پیش برام تداعی شده بود خاطراتی ک سرشار از خلا عاطفی و کمبود عزت نفس بود 5سال پیش اما استاد الان واقعا قدرتمند شدم قوی تر شدم بی نهایت از نظر شخصیتی همه چی قوی تر شدم
الحمدالله
و دیگه بخودم قول دادم که گذشته ها رو فراموش کنم و وارد مرحله ی جدیدی از رابطه عاطفیم با مسعود شدم حتی ازدواج که حلال باشه رابطمون
و لذت بردن بینهایت چون این عشقه نه اون اون خلا عافی باور کمبود وابستگی بیماری روانیه اما این سمت عشقه واقعا
امیدوارم استاد روسفیدتون کنم مثله همیشه با نتیجه هام خداروشکر من که باز با دوره هم جهت و دوره بهشتی عزت نفس دارم بی نهایت روی خودم کار میکنم و امیدوارم این فرکانس عزت نفس بالامو بگیرین عاشقتونم
به نام خداوند یکتا خداوند رزاق خداوند عادل .
درود خدمت استاد عزیز و همه دوستان محترم .
اگر در روابط یا شرایط زندگیات احساسی از تکرار، رنج یا بیعدالتی داری، کمی درونت را مرور کن:
کدام رفتار یا واکنش در من هنوز شبیه گذشته است که باعث میشود همان افراد یا شرایط را دوباره جذب کنم؟
از خداوند متعال میخوام که مثل همیشه بتونم وارد درونم بشم و اون چیزهایی که گاه پاشنه آشیل و گاه نقطه قوت منه بکشم بیرون تقویتش کنم یا روی اون کار کنم و اصلاح کنم .
من توی این مدار و لولی که هستم توی درآمد خیلی لنگ میزنم منظورم توی ورودی مالی نیست چون ورودی مالی دارم اما توی درآمد بشدت لنگ میزنم .
واضح تر بگم خداوند روزی میده چون باور دارم خداوند رزاقه و به تمام مخلوقاتش روزی میده اما وقتی کاری میکنم شغلی رو در نظر میگیرم که طریق و چگونگی بهش میدم یعنی شغل رو واسه رسیدن به پول در نظر میگیرم همیشه خطا میزنم و به درِ بسته میخورم .
مثلاً الان در حال ساخت ویلا هستم و همش از درون این الهام رو دارم تو فقط برو و کار امروزت رو انجام بده فردا خدا بزرگه و همیشه مصالح جور میشه و پول میاد موجودیم وقتی به زیر یه تومن میرسه همیشه از یه جایی به طریقی جور میشه سرتاسر زندگیم همینه .
در کنار اون وقتی میگم خب الان با توجه به لوکیشنی که هستم میتونم کارِ جوجه کشی هم انجام بدم و درآمد خوبی داره از خدا خواستم که بتونم مولد بخرم و دستگاه بسازم خداوند هم کمکم کرد و هدایتم کرد به اون چیزی که خواستم.
شاید باور کردنی نباشه صد تا مولد دارم یه دونه تخم نمیزارن و شدن پرت انرژی پرت پول پرت زمان . تخم اردک و غاز از بیرون خریدم چند هزار تا گذاشتم دستگاه گفتم اشکال نداره تخم تهیه میکنم واسه جوجه کشی . کل تخم ها خراب شد و همه رو ریختم بیرون چند صد تا جوجه هم داد همه مردن و یه دونه مشتری زنگ نزد . و کلاً درِ ورودی که من بهش از چه طریقی دادم پلمپ شد و همیشه پلمپ میشه
وقتی جلسات دوره همجهت با جریان خداوند رو هر روز دارم گوش میدم یه تلنگرهایی بهم میخوره
و
توی این موضوع یه جا استاد میگه ….
((( تو فقط هدفت رو مشخص کن و بگو چیو میخوای خداوند از طریق هزاران راه بهت میده و چگونگی رو رها کن ولش کن راه نده اون کار خداونده وظیفه اونه به تو ربطی نداره )))
هر چی پیش میرم بیشتر اینو درک میکنم چون هر وقت چگونگی میدم کلاً نمیگیره و نمیشه این درسیه که توش ضربه ها خوردم تا بهتر بفهمم .
وقتی زمانش میرسه خداوند هدایت میکنه و میگه الان این حرکت رو انجام بده عملِ الان واسه اومدن پول اینه در لحظه چیزی رو الهام میکنه که اصلاً بهش فکر نکرده بودم . انگار واسه هدفم که ساخت ویلا هست شغل لازم نیست توکل و ایمان لازمه . شاید واسه کار امروزت پول نیاز نیست .هر جا پول نیاز باشه میاد .خودش میاد .
هر چه بیشتر روی خودم و توکلم و ایمانم و توحید کار میکنم این داستان بیشتر اتفاق میوفته و من یاد میگیرم رها تر باشم و کار امروزم رو انجام بدم و کاری به فردا نداشته باشم فقط کار امروز انجام بدم .
دیشب با همسرم صحبت میکردم و این بهم الهام شد که هر اتفاقی افتاد تو حالت خوب باشه نگران نباش توکل به خدا کن نترس دنیا و اتفاقات اون بازیه سرگرمیه خبری نیست دلیلش اینه که خداوند ببینه تو سپاسگذار هستی تحت هر شرایطی شاکری یا معصیت میکنی یا میترسی نگران میشی فشار بهت میاد فریاد میزنی یا میگی خداوند هست حفاظت میکنه حمایت میکنه هدایت میکنه .
امیدوارم که در زندگی ثروتمند و سعادتمند باشید در آخرت جزء مقربان درگاه خداوند و سعادتمند باشید .
سپاس از استاد عزیز و خانوم شایسته بزرگوار
به نام خداوند بخشنده مهربان که هر آنچه دارم از آن اوست
سلام به اقای مصطفی سیار دوست داشتنی
این فایل نشانه روزم بود و من این فایل چندبار تنها گوش دادم و همش فکر کردم خدا چی میخواد بهم بگه
تا بعد چندساعت هدایت شدم به کامنت شما و الان فهمیدم خدا چی بهم میگه
دقیقا انگار مو به موی کلمات شما نوشته شده برای منه
انگار خدا بهم میگه تو فقط کارت انجام بده نگران هیچی نباش خداوند رزاقه خداوند روزی دهنده هست خداوند بخشنده هست
دقیقا انگار خدا بهم میگه تو روی توحید و ایمانت کار کن
دقیقا اونجایی که شما حرف استاد بازگو کردین انگار خدا بهم گفت هدف مشخص کن بگو چی میخوای و دیگه کاری به چگونگی نداشته باش
دقیقا منم زمانی که پول میخواستم خداوند از جایی که فکرش نمیکردم بهم رزق و روزی داد
وقتی تو حسابم100هزارتومن بود و باید شهریه دانشگاه و کیک و کادو بخرم برای روزتولد و خریدهای دیگه به خودم گفتم خداوند رزاقه تو رها کن خداوند هدایتگره و خداوند چقدر زیبا سریع الجوابه
فقط واقعا میتونم سپاس گزاری کنم
برم برای بار دوم کامنت زیباتون بخونم
اوستا کریم بوووووس
تا یادم نرفته بنویسم که ما باید روی خودمون کار کنیم تا جهان اطراف من تغییر کنه ، اگه جهان هنوز این کارو نکرده ،یعنی من هنوز درست روی خودم کار نکردم،
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خداوندی که هر لحظه جهانش در حال رشد و تغییر و رو به بهبود هست،
خدای من شکرت که امروزم با این آگاهی ها شروع شد با استاد عباس منش عزیز با یکی از بهترین دست های خداوند روی زمین ،
خدای من از ابتدای این پروژه چه اتفاقات خوبی واسه زندگی من افتاده و خداروشکر پیامد های اون به اطرافیانم هم رسیده مثلا اینکه من از ابتدای این پروژه تغییر که تصمیم گرفتم زندگیمو تغییر بدم و فقط رو به بالا حرکت کنم، جهان اومد گفت برو که بریم و همش دارم درآمد در میارم انگیزم بالاتر رفته ،جایی که دوست دارم دارم کار میکنم، انقدر کار میکنم تا اونی که عاشقشم سر راهم قرار بگیره خود جهان داره اینو میگه میدونم خداوند سرقولی که میده هست ، از من تلاش و حرکت از جهان معجزه ،خداروشکر به اجبار هم نیست سرکار هم یاد میگیرم هم با مشتری ها صحبت میکنم هم تجربه میکنم هم لحظه هام زیبا جلو میره خداروشکررررر،
خوب حالا از این بگم از روزی که من تصمیم به تغییر گرفتم و با ترسام روبرو شدم ، به یه سفر یک روزه بسیار عالی دعوت شدیم به همراه خانواده وقتی شب سوار اسنپ شدیم که به سمت ترمینال حرکت کنیم موقعی که رسیدیم هزینه اسنپ رایگان بود ، و خودش پرداخت شد واسم، موقعی که رسیدیم اونجا بازم رایگان رفتیم تا خونه میزبان ، موقعی که اونجا بودیم همش به مهمونی اون یروز با تمام زیبایی ها و خوراک و پوشاک از ما پذیرایی کردن بهترین صبحانه رو جلومون قرار دادند، بهترین نان و واسمون پختند بعد رفتیم دکتری که قرار بود بریم و نوبت گرفته بودیم که خودشون با ماشین مارو بردند و اونجا موندن تا مارو تا خونه خودشون دوباره آوردن با اینکه تایم دکتر حدود 4 تا 5 ساعت طول کشید و دوراز شهر بود ، بعد چه شامی واسه ما آماده کرده بودند خدای من کنار اون خانواده همه چیز مثل بهشت بود ، همش از فعالیت های خودشون حرف زدند شاد بودن و خوشحال اصلا اهل غیبت کردن نبودند ، چقدر کار و فعالیت میکردند چقدر هنرمند بودند ،
خدای من اگه اینا رو تو آماده نکردی پس کی آماده کرده بود ، اینا وقتی اتفاق افتاد که من تصمیم گرفتم تغییر کنم و روحم و به آرامش برسونم ،من تازه متوجه شدم چطوری باید راضی باشم، چطوری باید سپاسگذاری کنم از نعمت ها خدای من شکرتتتتتت ،
ما موقع برگشت به شهرمون دوباره تا خونه با اسنپ رایگان برگشتیم ،
دیروز با مامان جایی رفتیم و من همچنان امتیاز اسنپم بالاست و بازهم رایگان داخل شهر گشت میزنیم با بهترین ماشین ها ،
وای خدای من انقدر خوشحال شدمکه مامان خوشحال شد ، گفت تو هنوز رایگان داری؟؟؟
گفتم بله عزیز دلم خدا واسم فرش قرمز پهن کرده گفته تو فقط لذت ببر و پا روی این فرش بذار ولی به شرطی که هرچی بهت میگم و انجام بدی ،
خدایااا کمکم کن که گوشم باز باشه به هدایت های الهی ببینم اونچه که نشانه های رشد منه که داری جلوی راهم قرار میدی،
خدایا من میخوام تغییر کنم ، من میخوام دوستام روابطم ، احساسم ، درآمدم ، انسان های اطرافم ، آگاهی هام دانستنی هام همه چیزم تغییر کنه و فقط روبه زندگی خوب بالا برم ، سرم توی زندگی خودم باشه به امید خودت .
به قول رزای عزیز که فایلشو چندین بار گوش دادم با اون صدای زیباش ، خدایا من میخوام فقط میخوام
خدای من شکرت برای پروژه تغییر که قراره زندگی منو دگرگون کنه شکرت
با سلام به استاد و مریم عزیز و همه عزیزان سایت ا،تا حالا چندین باره که این فایلوگوش کردم و در مورد تضاد فعلی منه و منو مصممتر کرده در قدم جدیدم و این هدایت خدای منه که سالهاست داره صدام میزنه و من میترسیدم و کاری نمی کردم و بهانه ام نداشتن پشتوانه مالی بود که اینم ایندفعه برام جور کرده و احساس میکنم ایندفعه داره اتمام حجت میکنه و اگه قدم بر ندارم میگه واقعا حقته و لیاقت خوشبختی رو نداری خدای قلبم خیلی دوستت دارم که این همه سال کنارم بودی و فریاد میزدی و من اهمیتی نمی دادم و همیشه کارو سخت تصور میکردم ولی این دفعه عین این فایل نمیام بگم جدا میشم که همه چی بهم بریزه ولی جلو سو استفاده هاشو میگیرم و میگم که اعتمادی بهش نداارم دوستتون دارم
به نام خدا. سلام بر استاد عزیز، خانم شایسته عزیز و تمام دوستان. یادمه اوایل که با دوره های استاد عزیز آشنا شدم و البته در کنارش برخی کتابها رو هم مطالعه میکردم، مرتب به اطرافیانم مثلا پسرم میگفتم این کتابا رو بخون و یا فایلها رو گوش کن. بعد از یه مدتی به این نتیجه رسیدم که انگار با توصیه به دیگران دارم از خودم غافل میشم و لازمه که جدی تر به خودم بپردازم و جالب اینکه همزمان با این آگاهی در یکی از دوره های استاد عمیقا با این مساله روبرو شدم که: با دیگران دوره ها و… رو در میون نزاریم و حتی باید تعهد هم میدادیم که با کسی در این موارد صحبت نکنیم. از اون موقع ببعد تمرکز اصلی رو خودم بوده و تا حدامکان در ارتباط با دیگران مقاومت کردن و واکنش نشون دادن و توصیه کردن و…. رو گذاشتم کنار. جالب اینکه زمانیکه هی به پسرم میگفتم اینو بخون و….. بعد از, یه مدتی مقاومت کرد و گذاشت کنار. ولی دقیقا دو سه ماه بعد از, اینکه من فقط تمرکزم رو روی خودم گذاشتم و واقعا کاری بهش نداشتم، پسرم شروع کرد به خوندن کتابها و…. و هنوزم ادامه میده. از, زمانیکه حواسم جمع خودمه، دیگه تو محافل خیلی کمتر بحث میکنم، تلاشی برای اثبات چیزی نمیکنم، آرامشمم بیشتره، مقایسه کردنم با دیگران خیلی کمتر شده، ارتباطم با خدا و واگذار کردن امورات بخدا خیلی قویتر و نتیجه بخش شده، به موقع مسایل مالی ام حل و فصل میشه، بیزینس جدیدی رو دارم پایه ریزی میکنم که بلطف خدا مراحلش داره آرام آرام بخوبی طی میشه، سلامت جسمی ام خیلی خیلی عالیه و سرماخوردگیها و آلرژیهای شدید دیگه سراغم نیومده، روابطم با همسرم، دخترم و پسرم عالی تر شده و…. خدای بزرگ رو بخاطر هدایتهاش سپاسگزارم که همواره بیاد ماست. از استاد عزیز و مریم عزیز و سایر همکارانشون بسیار سپاسگزارم که رسولان خدا هستند بر روی زمین. صحبتهای استاد همیشه پر از انرژی و تازگی خاصی داره. متنهای نوشتاری خانم شایسته چقدر پرحرارت و زیبا و تاثیرگذار هستند. همچنین از شما دوست عزیزم که این کامنت رو خوندی بسیار سپاسگزارم
به نام یکتا خالق هستی
به نام رب ، یکتا فرمانروای هستی
خداوند رو شاکر تمام موهبت ها، نعمت ها، زیبایی ها و فراوانی های دنیایی هستم که من رو توی همین دنیا خلق کرده و من انسان به قدر درکم، به قدر باور و استفاده از قوانین همین دنیا، میتونم استفاده کنم از این سفره بی انتها که همه مدل نعمت و فراوانی داخلشه
خدا رو شکر میکنم که تا اینجای فایل های گفتگو با دوستان رو دیدم و چقدر که داره مسائل کلیدی بیان میشه و خداوند به چه زیبایی هم استادمون رو هدایت میکنه تا در زمان مناسب به فرد مناسب، جواب مناسب رو بدن
همینه که استاد همیشه تاکید میکنن که موقع ضبط یه فایل ، فقط از الهامات استفاده میکنن و کردیت همه این سوال جوابا به خود منبع برمیگرده و همه ما این سعادت رو داریم که ازشون استفاده کنیم
توی فایل 8، وقتی منصورت عزیز از جریان هدایتش به اون گالری و اینکه مدام با دست خالی از این بنگاه به اون بنگاه میرفته به خاطر هدفش به خاطر عشقش، یادم به یه تجربه خودم افتاد
استاد من کلا خیلی عشق سفرم
یه مدتی روزا مینشستم توی سایت های مختلف، شهرهای زیبای دنیا رو سرچ مکردم، جاهای دیدنیشون, فروشگاه های لولکس، غذاهای محلی، مکان های تفریحی و دیدنی، تورهای متفاوت جهانگردی و خلاصه کلی تایم میذاشتم براش
با اینکه توی اون زمانی که این موارد رو سرچ میکردم نه زمانی برای سفر داشتم نه پولش و نه همسفر خوبی داشتم ولی اونقدر که دلم مسافرت میخواست مداوم این کار رو میکردم و با اینکه اون موقع ( حدود 4 سال پیش) هیچ آگاهی از قدرت تجسم و تصویرسازی نداشتم، اما خودم رو اونجا میدیم که دارم میگردم و خوش میگذرونم، از غذاهای محلی می خورم، خرید میکنم و خلاصه کلی شادی و خوشگذرونی
گذشت تا یه مدت بعدش بسیار اتفاقی با یه عده عازم یه سفر 2 هفته ای به خارج از کشور شدیم و توی اون سفر اونقدر که به من خوش گذشت و کیف کردم، هنوز که هنوزه یادم میاد میگم اون سفر تا حالا بهترین سفر زندگی من بوده و جالبش به اینکه که در حالی که به من و دوستم توی اون سفر بی اندازه خوش گذشت، به یکی دیگه از هم سفرهامون اصلا خوش نگذشت
من الان دلیل این تفاوت و اون جذب رو میفهمم:
اولا من چون اون سفر رو بارها تجسم کرده بودم دقیقا جذبش کردم و شاید با کیفیا بهتر و ثانیا همونطور که شما بارها گفتید، یه اتفاق یکسان میتونه برای افراد متفاوت، نتایج متفاوت داشته باشه که دقیقا همون فوق العاده بودن سفر برای من و نبودنش برای یکی دیگه از همسفرامون بود. اونقدر اون سفر و حال خوبش زیاد بود که سال بعدش، من و همون دوستم که خیلی بهمون خوش گذشت دوباره هدایت شدیم به یه سفر دیگه که اون هم یه سفر فوق العاده دیگه برای ما بود.
صحبت های منصوره جان من رو به این فکر واداشت که چرا توی این 2 سال اخیر به سفر این مدلی هدایت نشدم؟؟؟ و حالا جوابش رو دقیق درک میکنم چون فکر کردم
اولا اینکه من دیگه این مدت برای سفر اون مدلی، هیچ تصویر سازی خاصی نکردم و ثانیا اون شوق و ذوق رو دیگه نداشتم چون یه چیز دیگه در اولویت من بود و من روی اون مورد تمرکز داشتم
حالا با یه حال خوب میخوام مجدد سفرهای عالی، با همسفرای عالی رو جز اولویت هام قرار بدم و ایمان دارم همونطور که دفعات قبل شد، دوباره هم میشه
و امروز سحر نازنین در مورد دوره عزت نفس و آپدیتش گفتن که من هم این دوره رو با عشق تمام جدیدا خریدای کردم و خدا میدونه چه اتفاقات بی نظیری رو قراره توی روابط تجربه کنم به شرط ایمان باور و عمل خودم
چقدر شما مجددا عالی گفتید از اینکه این آپدیتا، نشون دهنده همون تغییرات و بهبودهای دائمی هستن که مداوم و در هر فایلی دارید بهش اشاره میکنید و خودتون به این زیبایی دارید در عمل هم نشون میدید… از اون آپدیت پارسال تابستون مریم نازنین گرفته تا این کلیپ های جدید نحوه استفاده از امکانت سایت توسط آقا ابراهیم عزیز که من تا حالا از چند موردش استفاده کردم و عالی و کاربردی بودن… خدا قوتتون بده که همه جوره ایمان عملی و اجرای عملی گفته هاتون رو بهمون نشون میدید
اگه به من ظلم میشه، یعنی من خودم مظلوم هستم و در فرکانسش قرار دارم وگرنه تا مظلومی نباشه، ظلمی هم اتفاق نمیفته
نوع رفتار من توی شرایط بد به من نشون میده که آیا من تغییر اساسی کردم یا نه چون در شرایط گل و بلبل، من متوجه نمیشم که تغییر کردم یا نه
این به من میگه خودم رو تست کنم با واکنش هام در برابر ناخواسته ها و تضادهای توی زندگیم
اگه در برابر ناخواسته ها و مسائل، دار م بهتر از قبل عمل میکنم، صبورتر هستم، امیدوارتر ستم، زودتر میتونمکنترل ذهن کنم،زودتر میتونم آگاهانه حال خودموخوب کنم، پس تغییراتم داره روند خوبی رو طی میکنه اما اگه هنوز عین قبل و واکنش ها و رفتارهای قبل رو دارم، پس هنوز تغییر دائمی و درست اتفاق نیفتاده یعنی هنوز من در مرحله اضافه کردن اطلاعات هستم و نه باورسازی که این موردی هست که خیلی روی من تاثیر داشت و یه آگاهی و درک گسترده به من داد که کسب آگاهی و اطلاعات نیست که موجب تغییر نتایج میشه بلکه تبدیل آگاهی به باور هست که نتیجه داره و این یه روندتکاملیه که درک و اجرا کنیم
ممنونم بابت این قسمت، گرچه کوتاه اما پر از درس
هنوز هستیم پرقدرت تر، با ایمان تر و با حال خوب بیشتر…
بنام خداوند بخشنده مهربان و حکیم.
خداوندی که زیباست.و دوستدارد تا با افکارمون درونمون و اطرافمونو زیبا کنیم.
و جا داره این آبشن زیبای الهی که به استاد عباسمنش عزیزم وحی منزل شده رو سپاسگزار باشم..من از زره زره وجودیم سپاسگزار این روز عزیز پروردگارم هستم.
استاد عزیزم من خیلی بازم از شما تشکر میکنم چقدر این جریان نسانه ها زیباست..
دقیقا صحبتی که کردین..
از تغییر درون..همینه…وقتی که حالم خوبه به خودم میگم نگاه کن تغییر کردی که اینقدر نگرانیات کم شده..
چند روز پیش بازم همون الگوی تکرار شونده یه لحظه از رفتار یکی از نزدبکانم عصبانی شدم..
همون لحظه گفتم آخ بازم نشتی دارم..فورا جمع جورش کردم..فهمیدم نه از این خبرا نیست..
اون لحظه که گفتین وقتی توحالتی که قرار میگیرین زیر منگنه میرین دقیقا یادم از رفتار خودم اومد…
چقدر ابن موقعها یه حس خوبیه.که داریم شخصیت درونیمونو تو تضادها به رخ میکشونیم..من حالم اولش بهم میریزه ولی زود میدونم این رفتار داره بهم میگه…
که باید رو خودم کار کنم..
استاد عزیزم من به خودم افتخار میکنم..دقیقا صحبتهای سحر یجورایی به منم برمیگرده..میخام هم نشینی نشانها رو بگم..
چقدر کار خداوند زیباست..چقدر خداوند هوامونو داره..داره همجوره ما رو هدایت میکنه..
من یپاسگزار این خدای عزوجلم من از تمام وجودم سپاسگزارشم.
استاد عزیزم.دوستدارم منم از نتایجی که گرفتم بگم..
الان که گذشته میدونم فقط خودم بودم که زندگیمو داشتم روزانه رقم میزدم..
من از بچگی با اعضای خانواده ام و مخصوصا یکی از برادارانم مشکل شدید داشتم.
دوستداشتم امروز بنویسم تا برام بمونه بدونم چقدر نتیجه گرفتم..ذهنم تسلیمش بشه..
جوری بود همش فکر میکردم میخاد به من سو استفاده کنه..همجوره..همیشه با هم دعوا داشتیم.تا شبی که ازدواج کرد و هز محل زندگیمون رفت…
و این داستان ایشون از خانمش جدا شد..بازم ترسهای قدیمی به من برگشت…
تا اینکه دانسجوی همون شهری شدم که ایشون بود.بهم گفت بیا اول ترم پیش من..
ولی دیگه من تغییر کردم.روزهای خوبی با هم داشتیم.دیگه رفتارهای فدیمی نداشت.همون موقع خانمشون بودن..خیلی تو هر جنبه ایی بدردم میخورد..دیگه ذهن من با ایشون پاک شد…
تاداینکه تصمیم طلاقشون جدی شد و ایشون جدا شدن…
بخاطر یسری مشکلات شخصی برگشتن به محل قبلیش.که خونه ما باشه..
استاد یادم میاد خیلی پشیمانم.از رفتارهام..اینقدر همو کتک میزدیم شدتش خیلی زیاد بود..بادتمام اعضای خانوادم شدید شد..هر روز خودخوری.شدید…
نشانها میومد ولی من هم کر بودم و هم لال بودم..
استاد حتی رابطم با افراد دیگه هم به همین نحو بود.خلاصه رابطه های تشنج بین دوستان..رابطه وابسته بودن شدید و فقط خارج شدن از محیط خونمون..ووووو کلی چیزای دیگه همه جوره..مثل کثافتی که یجا جمع شده فقط بوی گند میده..دقیقا مثل توالت سرریز کرده بودم.
هر شب خوابهای ناجور میدیدم..ولی نمیشنیدم صدای درونیمو..
تا اینکه یه گوش پیچ محکمی از همون اطرافیانم بهم چسبوند..
و ناگفته نمونه خاسته ایی داشتم..خداوند به واضح بهم نیگفت اینراهت درسته ها..بیا برگرد..
ولی صدای این مورد خیلی کم بود.من بیشتر روی ذهنم این روندو ادامه میدادم..
و خلاصه این همه کثافتا..یدفعه تو درون من انقلابی پیش اومد..
ولی استاد همیشه سوره حمد مبخوندم.میگفتم خدا تو چه کسی هستی من میخام تو رو بشناسم.کمکم کن.من نمیدونم چجوری بیا هدایتم کن..
بوجودی از کلمه هدایت چیزی نمیشناختم..
استادم این گذشت و داستانش ساعتها طول میکشه…و شروع کردم با شما همپا شدم.
از موقعه ایی که بنیادی تغییر کردم..
رفتارهای خانواده ام برادرم.همگی کم کم تغییر کرد..دقیقا تکامل رو میتونم ببینم کجا بودم بکجا رسیدم.
وقتی تغییر کردم کلا اطرافیانم تغییر کرد.
استادم به محض که اشتباهی ازم سر مزنه.از طریق خواب یا بیداری خیلی سریع بهم نهیب داده میشه..
چند وقت پیش یکی از دوستانم بهم گفت چرا دیگه باهامون در ارتباط نیستی..
شب خواب دیدم رفتم خونه دوستم.ولی تو یه سراشیبی تند بودم..یه درخت سرسبز حوانه زیبا دور تا دورش سیم مرغیا زده بودن…گفتم فلانی اب میخام.لیوانش سوراخدار بود…
دقیق خداوتد بهم گفت اونجایی که میخای بری با تو هم فرکانس نیست.من کلا زیرشو کشیدم.
استادم تا صبح از نتایجی که گرفتم.استاد استاد زیبا بگم کمه..
ولی به وضوح خاستمو خداوند از همه طریقی بهم وحی میکنه..و من فقط دنبال
اون منگنه ایی که امروز گفتین.هستم..تا ببینم بازم چه لنگی دارم.
استاد عزیزم.صحبتهایی که جمعی خانوادگی هست.من فقط تمام حواسمو میزارم که نکنه خطا کنم..اینقدر اون لحظه آرام هستم.که یکی از نزدیکیام گفته بود اصلا تو باغ نیست..
رابطه ام با خانواده هیلی خوب شده..برام سوغاتی میخرن.داداشم بیشتر وقتا بیرون با هم میریم..برام بستنی میخره..
مدام بخودم میگم.که همون طرفی که باهاش مشکل اساسی داشتی امروز بهترینت شده..
همه لطف پروردگار..و شما استاد عزیزم که پا در راه تغییر گذاستین و باعث شد جهان رو با صحبتاتون گسترش بدیین هست..قربون زره زره توحید درونتون برم.عزیز من.
خیلی استادم نتیجه گرفتم..
دیروز ظهر خداوند بهم گفت بخواب!گفتم باشه ..گفت نگاه تو پنچره اتاقت کن.گفتم چشم!
دیدم تو میون شاخکهای خشک گل پیچ پشت اتاقم یه رجه برگ سبز سبز سبز..رشد کرده بوده.
ولی من ندیده بودمش..
بهم گفت..نگاه کن..تضادها هست..ولی تو داری رشد میکنه مواظب شاخکات باش..همیشه سبز باشن..
نورم تابیده بود بهش.
یادم اومد شبی که خواب دیدم.تو یکی از سردرهای بهشت.پر از پیچکهای سبز سبز زیبایی یه پرنده بزرگ سبز دقیقا رنگ پیچک..آواز میخوند.
استاد میدونی هدایت من..که نشانهاش خیلی زیاده..چی بود!شکل پرنده…
قبل از اشنایی با شما.من یه پرنده با کاموا بزرگ یه حاکلیدی برای کلید در کمد اتاقم درست کردم.
خداوند هر دفعه نشانه برام میفرسته از طریق پرنده حیاطمون برام بازگو میکنه..الان صداشون داره میاد..
استادم بازم گفتم ایتادم..آخه کلمه استاد خیلی برازنده شما هست.کیف میکنم.لذت میبرم..
میخام بگم من همجوره تغییر کردم زندگی من به تمام معنا بهشته..
ولی میدونم باید خیلی خودمو از همه لحاظ بهبود بدم..و هر روز صبح از خواب بیدار میشم..بخودم نهیب میزنم تا بتونم خودمو بیشتر بشناسم و از تمام…
وجودم خودم خودم تغییر کنم…
سپاسگزار این روز الهیم هستم..که نشانه پروردگار زره زره وجودیم هست..من بجز خداوتد هیچکس رو ندارم..
تمام من شده خداونده..
استادم شما با توحید به این همه خوشبختی و سعادتمندی رسیدین..خوشبختی از همه جنبه های زندگی نه فقط یه چیز..بلکه همجوره..
که ما هر روز این بزرگ شدن شما رو شاهدش هستیم..
دوستتون دارم بابت زره زره این وجود شما و عزیز دلتون..و همکاران عزیزتون..و دل روده این سایت توحیدی پروردگار!…..
سلام خدمت استاد و دوستانی که کامنت رو میخونند
سبحان الله یعنی خداونده که همه کارهارو انجام میده و همه کاره اونه و متفاوت بودن افراد جهان خواست اونه و هیچ موقع نمیشه کسی رو تغییر داد و ما فقط تنها کاری که میتونیم انجام بدیم کار کردن روی خودمه و گرنه اگر اینو ندونیم و هر چه زور هم بزنیم هیچ کس تغییر نمی کنه و فقط حال ما بد میشه و در جهت ناخواسته ها هستیم
و هر موقع از خداوند خواستم که خواستمو بهم بده به یاد مثال استاد افتادم که اگر من بخام لاغر بشم هیچ موقع از خدا نمیخام که منو لاغر کن یک شبه
و شروع میکنم به رژیم گرفتن تا به اون هدفم برسم
این یعنی خداوند تنها و تنها وقتی یک چیزی رو برای بنده اش میخاد که اون تغییر کنه مثلا اینجا مثل ورودی درست دادن و به اندازه به معده هس و وقتی من در جهت خواسته هام عمل میکنم خدا هم میخاد و من لاغر میشم
ذهن و ابلیس میخاد گول بزنه با عدم صبر داشتن که خدا نمیخاد تو برسی در حالی که خدا چیزی رو میخاد که من میخام و دخالتی در خواسته من نمی کنه
سبحان الله یعنی خداوند چیزی رو میخاد که من میخام و اتفاقاتی که باید رقم بخوره تا به خواستم برسم اتفاق میفته به خواست خدا و خداس که همه کاره
و من هر کاری که بکنم چه به سمت منفی چه مثبت به رشد جهان کمک کرده ام پس خدا چیزی رو میخاد که من میخام و منفی یا مثبت بودنش به خودم ربط داره و عواقبش به عهده خودمه
خدا هیچ دخالتی نداره در خواسته من
من خودمم ک چی میخام
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
این که ما همیشه خود توانمندی ها و مهارت هایمان را بهبود دهیم یکی از مهم ترین عوامل پیشرفت و موفقیت است چون جهان همواره در حال رشد و پیشرفت است و هیچ گاه ایستایی و رکود را نمی پذیرد و ما نیز باید هر روز بر روی خود کار کرده و سعی کنیم از روز قبل کمی بهتر عمل کرده و این تغییرات مداوم و مادام العمر باشد تغییرات ممکن است در ابتدای کار بسیار کم باشد اما اگر متعهد بوده و مسیر درست را ادامه دهیم قانون تکامل و در نهایت تصاعد ما را به موفقیت های بزرگ خواهد رساند به شرطی که کمال گرایانه عمل نکرده و یک شبه نخواهیم رشد و پیشرفت کنیم خودمان را با خودمان مقایسه کنیم و تنها سعی کنیم از روز قبل خود بهتر عمل کنیم .
زمانی که بر روی باورهای خود به درستی کار می کنیم شرایط و موقعیت به نفع ما تغییر خواهد کرد گاهی اوقات رفتارهای ما نامناسب بوده و فکر می کنیم تغییر کرده ایم اگر در اوج عصبانیت نا امیدی یا موقعیت های احساسی ببینیم چه رفتار و واکنشی نشان می دهیم آن زمان باورهای اصلی خود را شناسایی می کنیم برخی از ما تنها به صورت ظاهری تغییر کرده و از درون هیچ تغییری نکرده ایم از رفتارهای خود متوجه می شویم که تغییر کرده ایم اگر زمانی که تحت فشار قرار می گیریم همان رفتارهای قبلی خود را بروز می دهیم یعنی ما هیچ تغییری نکرده ایم همواره دلایل رفتارها و گفتارهای خود را بررسی کرده تا متوجه شویم چه باورهای مخربی داریم و آن ها را اصلاح کنیم تا به خود شناسی دست یابیم
زمانی که باورهای مناسب داشته باشیم به هیچ کسی باج نمی دهیم و ظالم زمانی وجود دارد که مظلومی وجود داشته باشد زمانی که آیات ظلم را بررسی می کنیم متوجه می شویم مفهوم کلی آن ظلم به خود است افرادی که به خودشان ظلم می کنند نمی توانند فرد ظالم به کسی که مظلوم نیست ظلم کند و این دو همیشه یکدیگر را جذب می کنند اگر ما مظلوم نباشیم ظلمی نخواهیم دید اگر کسی به ما ظلم می کند ما مشکل داریم نه دیگران و اگر خود را تغییر دهیم همه چیزدر زندگی ما تغییر و طبق قانون خداوند کبوتر با کبوتر باز با باز را رعایت خواهد کرد اگر آموزه های استاد را به درستی درک کنیم و به آن عمل کنیم و زمانی که به اندازه ی کافی تغییر کنیم افراد اطراف ما تغییر خواهند کرد یا آن فرد از زندگی ما حذف شده یا رفتارش به کلی با ما تغییر خواهد کرد اصلا نیاز نیست به افراد بگوییم من نمی خواهم با شما باشم یا تو در زندگی من نباش جهان این کار را انجام خواهد داد ما باید تنها بر روی خود کار کنیم تا جهان سایر کارها را برای ما انجام دهد.
خدایا شکرت
عاشقتونیم
به نام خدای مهربان
که هر چه دارم از آن اوست
ممنون بابت فایل های استاد توضیحات که چقدر قشنگ توضیح میدن ،سوال سحر جان
یکی اینکه چقدر خوبه استاد محصولات آبدیت میکنه و ممنون از مریم جان که زحمت میکشن
خدا قوت
وچقدر خوب توضیح داد استاد در مورد سوال دوم سحر جان در مورد عشق و مودت
که من خودم این مشکل داشتم .
وبرای خودم جای سوال بود
که چه کار کنم جدا بشم یا نه
که استاد جان وقتی توضیح داد که ما فقط باید روی خودمون کار کنیم و بقیه رو بسپاریم به جهان .
واقعا همین جوره
من چند سال ادا در می آوردم والان تازه میفهم استاد چی میگه .
خدا راشکر بابت این آگاهی ها
ممنون استاد خوبم ومریم جان عزیزم
به نام خدایی که هرچه دارم از اوست …
سلام آجی فاطمه ی عزیزم …
سلام خواه. دوست داشتنی من …
دقیقااااا
منم همین مشکلو داشتم اما …
من چون نمیتونستم دربارش با کسی صحبت کنم و فقط خدارو داشتم …
و اون بهم میگفت که تو روی خودت کار کن …
خداروشکر این مسئله به چند ماه کشیده شد …و به شکل بی نظیری که توی کامنت قبلی دربارش نوشتم اون از زندگیم رفت …
و البته که خودم هم خواستم …
امروز یه جوری توی آینه وقتی برای بار دوم یکی از فایل های استاد رو گوش میدادم که درباره ی تصمیم گیری بود یادم به اوایل این رابطه ام افتاد که تصمیم گرفتم برم بگم و همه چیزو تموم کنم …
اما
نادیده گرفتم …و نتونستم بگم ….
امروز جلو ی آینده به خودم گفتم دیگه این دفعه میرم همه چیزو تموم میکنم …
الان که این فایلک گوش دادم …
انگار خدا بهم گفت …
عزیز دلم کجای کاری …
مک به وعده ام عمل گردم…
تو روی خودت کار کردی …و تغییر در رفتارت نمایان شد و اون از زندگیت رفت …
حالا اینکا تو بخوای باز برگرده یه مسئله دیگس …ولی اصلا لازم نیست تو بری بگی و اینا …اون فهمیده …
نگران نباش …نگران بعدشم نباش …
تو الان درون خودت این تصمیم رو گرفتی عالیه …پس کارو خراب نکن که بخوای بری پیشش
و اینا ….
من کارو رو به بهترین نحو انجام دادم ….
همونجوری که خواستی …
پس باز روی خودت تمرکز کن …
فقط روی خودت کار کن …کاری به بعدو آینده و اینا نداشته باش …
الان …اینجایی
..
دستت توی دستامه ….
حرکت کن
روی خودت کار کن
و جلو برو …
همین …
.
.
.
عاشقتم خ ای قشنگم با این حرفای زیبات …
عاشقتم ….
مرسی فاطمه ی عزیزم که باعث شدی این کلمات خداوند نوشته بشه …
عاشقتم دختر …
فوق العاده ای ….
ممنونم ازت …
منتظر نتایج بی نظیرترین هستم …
در پناه الله یکتا باشی
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام خدمت اساتید بزرگوارم و عزیزم عاشقتونم من تا ابد و بی نهایت طلایی
«اگر در روابط یا شرایط زندگیات احساسی از تکرار، رنج یا بیعدالتی داری، کمی درونت را مرور کن:
کدام رفتار یا واکنش در من هنوز شبیه گذشته است که باعث میشود همان افراد یا شرایط را دوباره جذب کنم؟
تجربهی خود را در کامنتها بنویس:
چه زمانی متوجه شدی که وقتی واقعاً تغییر کردی؟
نوشتن این تجربه میتواند الهامبخش هزاران نفر باشد تا بفهمند کلید رهایی، در تغییر خودشان است، نه تغییر دیگران.»
استاد دوروز پیش باز با اون پسره بابک داستان شده بود خیلی ضعیف بود قدرتش اما مسعود خودش وارد شد و قضیه حل شد
گفت باهمیم اینا و واقعا الان همه چی داره اوکی و عالی پیش میره واقعا خداروشکر
اما چیزی حس کردم میدونی چیه مسعود واقعا مثله همون پسره همون شرایط داره منتهی سالم و ثروتمند اما اون نه از نظر ظاهری منظورمه تازه خوش تیپ ترم هست و من این سیگنال رو ازتون گرفتم که نظرتون مسعوده که باهاش رابطه عاطفی توحیدی رو داشته باشم تا وقتی که جفتمون از بودن باهم دیگه لذت ببریم
اما
اینکه دوروز پیش دوباره داستان شد در نتیجه من که اون ادم بابک رو نمیخوام اون عوض نشد چون میگم واقعا بحثه رهایی نیست دیگه بحثه هم فرکانسی هست و واقعا دیگه تصمیم با مسعود جدیه تازمانی که باهم هستیم باهم لذت ببریم وتوحیدی و رها لذت ببریم
از وجود هم اما دقیقا درست میگین ولی استاد خدایی شدتش خیلی کم بود اهان میدونین بیشتراز حس تلافی کردنه تا اینکه رابطه ای با اون ادم بخوام نمیدونم خاطرات 5سال پیش برام تداعی شده بود خاطراتی ک سرشار از خلا عاطفی و کمبود عزت نفس بود 5سال پیش اما استاد الان واقعا قدرتمند شدم قوی تر شدم بی نهایت از نظر شخصیتی همه چی قوی تر شدم
الحمدالله
و دیگه بخودم قول دادم که گذشته ها رو فراموش کنم و وارد مرحله ی جدیدی از رابطه عاطفیم با مسعود شدم حتی ازدواج که حلال باشه رابطمون
و لذت بردن بینهایت چون این عشقه نه اون اون خلا عافی باور کمبود وابستگی بیماری روانیه اما این سمت عشقه واقعا
امیدوارم استاد روسفیدتون کنم مثله همیشه با نتیجه هام خداروشکر من که باز با دوره هم جهت و دوره بهشتی عزت نفس دارم بی نهایت روی خودم کار میکنم و امیدوارم این فرکانس عزت نفس بالامو بگیرین عاشقتونم
بازهم میام مینویسم با عشق
فعلا در پناه الله یکتا باشین