این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/04/neveshteh-3-1.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-10-23 08:30:302025-10-31 00:00:20تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۴
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من چند بار به زیر صفر رفتم ولی نا امید نشدم و این چالشها هم در این چند بار از یک مورد مشابه بود، که استاد هم تاکید دارن سعی کنید از یک سوراخ چند بار نیش نخورید، این رو باور داشتم که من هر دوسال یکبار یک جهش مالی دارم یا یک کار بزرگ رو انجام میدم،یکی از ویژگیهای شخصیتی من قبل از آشنایی با شما این بود که همه می آمدن با من درد و دل میکردن، ولی من خودم باید خودمو آروم کنم، الان دیگه یاد گرفتم به درد و دل کسی گوش ندم و تا جایی که میتونم خودم هم تو فرکانس منفی نرم که بخوام خودمو آروم کنم،در این 970 روز از زمان عضویتم خیلی از باورهای اشتباهم رو تغییر دادم ولی هنوز هم خیلی باور دارم که باید تغییر بدم،به امید خدا و با یاری خودش پیش میرم، دوستتون دارم به خدا میسپارمتون
سلام به دوستان عزیزم و استاد عباسمنش عزیز و مریم خانوم گل
من یه زمانی به ته خط رسیده بودم من یک رابطه عاطفی بد و در کارم تقریبا افت بسزایی داشتم و تغییر نکردم اون ولم کرد تازه به خودم اومدم و بعدش با استاد آشنا شدم کم کم کم پیشرفت داشتم که در کارم پیشرفت کردم و واقعا احساس خوبی داشتم و همینطور رو باورم کار کردم اما وقتی رسیدم به سطح بالاتر فکر کردم الان دیگه من به قانون مسلطم و دیگه لازم نیست بیام به سایت اما چنان ضربه هایی به من وارد شد که الان دوباره برگشتم و میخواهم این سیکل که فرکانس خوب و مثبت داشته باشم و برای همیشه روی خودم کار کنم دیگه ضربه آیی به من نخوره .
اول از همه سپاسگزار دوستانی هستم که توی کلاب هاوس حضور داشتن و تجاربشون رو در اختیارمون گذاشتن.
من یه برهه از زندگیم واقعا به ته خط رسیدم هم از نظر عاطفی هم از نظر مالی.وضعیت عاطفی داغون و وضعیت مالی اسفبار که اصلا دوست ندارم بهشون حتی فکر کنم.
اما همیشه یه نور امید توی قلبم بود که بالاخره یه روزی یه جایی همه چیز عوض میشه و این یجور باور شده بود برام.تا اینکه یجا دیگه واقعا تسلیم شدم . گفتم خدایا من دیگه هیچ کاری از دستم بر نمیاد و خودت زندگیم رو سر و سامان بده.واقعا به ته خط رسیده بودم.
تا اینکه یه ویدئو توی اینستاگرام دیدم از یه کشیش بود که میگفت موفقیت اولین چیزی که میخواد،شجاعته.شجاعت میخواد که ثروتند بشی و از این جملات که خیلی انگیزه میگرفتم و روزانه بارها و بارها این کلیپ رو میدیدم و اشک میریختم و میگفتم خدایا به من شجاعت بده.من میخوام.من میخوام زندگیم رو تغییر بدم.میخوام به آرزوهام برسم.میخوام آرزوهام رو تجربه کنم.
تا یمدت بعد رفتم سراغ کتاب شکرگزاری راندا برن.هر روز قسمت هاش رو میخوندم و تمریناتش رو انجام میدادم و در طول روز فقط شکرگزاری میکردم.هنوز چیزی ار بیرون تغییر نکرده بود.اما میدیدم جنس اتفاقات داره تغییر میکنه و رسیدم به آخر کتاب.گفتم خب الان چی.الان باید چیکار کنم.و یکی از دوستام یه کانال تلگرامی برام فرستادن که این کانال هر شب فایلهای صوتی میذاشتن از خودشون که خیلی آرام بخش و الهام بخش بود برام.و همش از عشق و حال خوب و خداوند و جهان میگفتن.به شدت حالم دگرگون شده بود.اصلا دنیا رو یجور دیگه میدیدم و نگاهم کلا فرق کرده بود.اما بیرونم هنوز چیزی تغییر نکرده بود.دوره ایشون چهل روزه بود و رایگان بود.اما دوره بعدیشون هزینه داشت و من نداشتم.باز گفتم خب الان چی.دوباره همون دوستم یه فرد رو معرفی کردن به اسم استاد عباسمنش.(این دوستم اصلا از شرایطم خبر نداشتن و شده بودن دستی از دستان خداوند برای هدایت من).
خلاصه از ائونجا بود که من با استاد آشنا شدم و اولین فایل چگونه درآمد خود را 3 برابر کنید رو دیدم.بعدش فایل دوم.فایل سوم.چهارم و همینطور ادامه دادم.
بعد از طی دوماه وارد یه رابطه عاطفی شدم که اصلا بهشت.درآمدم بعد از شش ماه از صفر رسید به 6 تومن.ایاب و ذهاب و اسکانم رایگان.
الان توی یکی از بهترین کشورهای اروپا دارم زندگی میکنم.بیزنس شخصی خودم رو دارم.درآمدم به یورو هست.و حال دلی دارم که نپرس.خدایا شکرت. و همه اینها به لطف خداوند وهاب و هدایتگرم هست و به لطف آموزش های شما استاد عشقم هست.صمیمانه سپاسگزارتونم.
من تو زندگیم هیچ وقت به ته دره نرسیدم ولی یه جاهای وقتی اوضاع خوب بوده ومن شل میگرفتم ودیگه رو خودم کار نمی کردم یا از آموزشها دور میشدم اوضاع مثل قبل میشد ومن باز دوباره ازنو با شکر گذاری و اموزشهای سایت سریع برمیگشتم به مسیر
خدایا شکرت که سریع الحسابی
دوستون دارم شاد سلادت و ثروتمنددر دنیا واخرت باشید
سلام به استادعزیز و خانم شایسته گل و همینطور سلام به دوستان عزیز
من از وقتی فایلهارو شروع کردم به گوش دادن گفتم خب عیب نداره گوش میکنم و تمرینهاشو توی دفترم برا خودم مینویسم و کامنت نمیذارم برا سایت ولی امشب خیلی دلم خواست این تمرینو اینجا بنویسم
خب میشه گفت به ته دره که نه نرسیدم چون چندسال که فایلهای استادو گوش میکنم سپاسگزاری انجام میدم و سعی میکنم کتابهایی بخونم که در این راستا هستن ولی هرموقع اوضاع یکم بهترمیشه تلاشم برا بهتر شدن هم کمتر میشه و دوباره برمیگردم سر جای اولم…
بودن لحظه هایی که از این مسیر دور شدم واقعا بد گذشتن لحظه هایی که ترس و ناامیدی تمام وجودمو گرفته اعتماد به نفسمو از دست دادم جوری که حتی حوصله بیرون رفتن از خونه رو نداشتم و تنها راهی که داشتم برگشتن به مسیر بوده چون تو این چندسال دقت کردم هروقت تو مسیرم شکرگزاری انجام میدم و سعی میکنم رو خودم کار کنم واقعا اتفاقای خوب برام رخ میده به جاهای زیبا هدایت میشم و خواسته ای داشته باشم خیلی راحت براورده میشه امیدوارم که بتونم همیشه تو این مسیرباشم چون که ما خالق زندگی خودمون هستیم
سلام به استاد عزیزم و مریم بانو و همین طور سلام به همه شما دوستان عزیزم
در جواب سوال من میکاپ آرتیست هستم و سه ساله که شروع کردم به فعالیت من قانون تکامل رو بهش توجه نکردم و وقتی تازه آموزش هام تموم شد انتظار داشتم همون اول کلی مشتری داشته باشم اصلا به این موضوع توجه نکردم که باید تمرین و تکرار داشته باشم باید خودم رو توی این زمینه قوی کنم چون تازه یاد گرفته بودم و کلی ایراد داشت کارم ، اشتباه دوم من این بود که به خواسته خودم چسبیده بودم و مدام خودم رو به این در و اون در میزدم که مشتری پیدا کنم ولی نمیشد و من روز به روز بی انگیزه تر و بیقرار تر میشدم تا جایی که از شدت ناراحتی با خانواده همش بحث میکردم و حس پوچی و بی خاصیتی داشتم ، و به تازگی میتونم بگم اواخر شهریور ماه همین سال بود که تصمیم گرفتم ذهن خودم رو رها کنم اصلا دیگه به این توجه نکنم که من یک چیزی رو ندارم (مشتری ) و توجه خودم رو گذاشتم روی کارای دیگه ، مثلا سعی کردم پیج اینستاگرامم رو قوی تر کنم با حال خوب پست بزارم برای خودم نقاشی بکشم برم بیرون قدم بزنم یه مدت اصلا به مشتری فکر نکردم بیخیال شدم و زمانی که آرامش به قلبم اومد کم کم نشانه هایی دیدم ، منی که هیچ پیامی از هیچ کس نداشتم کم کم دایرکت من پیام میومد و قیمت میکاپ میپرسیدن من خوش حال شدم و شکرگذاری کردم گفتم خدایا شکرت بالاخره یه پیام برای من اومد و بعدش کم کم همون افراد نوبت خودشون رو با من فیکس میکردن و مثل یک معجزه پشت سر هم برام مشتری اومد ، و الان چند تا مشتری ثابت دارم و چقدر هم به من لطف دارن و با من همیشه در ارتباط هستن ، حالا احساس میکنم باید بیشتر رشد کنم بیشتر روی باور های خودم کار کنم تا تعداد بیشتری رو جذب کنم
واقعا همه چیز به باور ما هست ، الهی شکر که در این مسیر هستم و از خدا میخوام که کمکم کنه تا آخر در این مسیر بمونم ، در پناه خدا باشید
سالها بود میشه گفت از اول ازدواجم زندگی عاطفیم یه جهنم به تمام معنا بود.و جالب این بود که میگفتم همینه دیگه ، قسمتم این بوده ،چکار کنم کاری از دستم برنمیاد….
و مدام مادرم رو مقصر این قضیه میدونستم
روزبروز زندگیم غیر قابل تحمل تر میشد،صبح که از خواب بیدار میشدم میگفتم اه ،باز یه روز دیگه ، کی امروزو میخواد سر کنه.
خلاصه به جایی رسیده بودم که کوچکترین کار همسرم رو مخم بود،حتی غذا خوردنش .مدام حسرت زندگی بقیه رو میخوردم. میتونم قسم بخورم که تو 20 سال زندگی مشترکم حتی یه لحظه طعم عشق رو نچشیده بودم، تا همین 3-4سال پیش.
دیگه خسته شده بودم و نه راه پس داشتم نه راه پیش.ناگفته نمونه که فرزند بزرگم هم تو این شرایط تبدیل شده بود به یک انسان گوشه گیر ،
الان یوقتایی میگه من از بچگیم فقط دعواهای تو و بابا رو یادمه.
خلاصه دیگه واقعا داشتم میسوختم تو این جهنم ،تبدیل شده بودم به یه انسان افسرده ی واقعی.
یادمه یبار به خدا گفتم مگه نمیگی تغییر زندگیت دست خودته ، پس راهو نشونم بده.
بعد یه مدت تقریبا طولانی
شروع کردم اگاهانه و به سختی خوبیهای همسرم رو دیدن ، تو اینستا کلیپ های عاشقانه میدیدم ،اهنگهای عاشقانه گوش میدادم ، منی که فقط درباره ی چیزهای ضروری فقط با همسرم حرف میزدم و بقیه ی وقتها ساکت بودیم هر دو تامون ، الان دیگه سعی میکردم به هر بهانه ای حرف بزنم باهاش.
خلاصه به لطف خدا ازین جهنم دره اومدم بیرون کمکم . نمیگم زندگیم به اوج زیبایی رسیده ، ولی حداقلش اینه که دیگه ازون دعواها و احساسات بد هیچچ خبری نیست.تاکید میکنم هیچ خبری نیست.وقتی همسرم میاد خونه از دیدنش ذوق میکنم ، کل وقت دارم حرف میزنم براش،با ذوق و شوق ، از بودن کنارش ،مسافرت رفتن باهاش خوشم میاد،
ولی خب هنوز هم اون رابطه ی ایده الم نیست .اما عیب نداره روز بروز بهتر میشه ،با عزت نفسم با خودشناسی بیشتر خودم ، و به لطف خدای مهربانم.
مهم اینه که از همین رابطهای ی الانم دارم لذت میبرم .
و الان میفهمم تمام احساسات بدی که تو رابطم تجربه کردم ،مقصرش خودم بودم و لاغیر…
وقتی من اومدم خودمو بهبود دادم ، واسه خودم ارزش قایل شدم ، رو شخصیتم کار کردم ، جهان هم اینجوری پاسخم رو داد.
سلام به استاد عزیزم خانم شایسته مهربون و هم فرکانسی های عزیز
خداروشکر تا حالا به ته دره نرسیدم اما چندین و چند بار پیش اومده که نا امیدی رو تجربه کردم
سالها پیش اتفاقا درمورد رابطه ام یه ناامیدی تجربه کردم که روزها ناراحتی و حال بد کشیدم اما نهایتا با تسلیم شدن به خدا و با هدایت خواستن ازش تونستم به مسیر برگردم و بعد با بیشتر و بیشتر کار کردن روی خودم تونستم فرکانسم رو به قدری بالا ببرم که حتی فکر به اون موضوع اذیتم نکنه و نتایج بیییی نظیری برام داشت که بارها به خودم توی کامنت های سایت هم یادآوری کردم و امروز هم با نوشتن این تمرین خواستم یادآور این بشم که از چه مسیری تونستم خودم رو نجات بدم
و جالب اینکه در حد فاصل بین گوش دادن به این فایل و نوشتن کامنت و انجام تمرینش راه درست بهم الهام شد و هدایت خدا رو دریافت کردم
واقعا تو اوج نا امیدی وقتی تصمیم جدی برای تغییر میگیری و از خدا هدایت و کمک میخوای مسیر رو بهت از همون لحظه اول نشون میده
شاید همین الان تویی که حتی داری این کامنت رو میخونی با خودت بگی نمیشه که دیگه همون لحظه آخه؟؟ بله همون لحظه
منم اوایل باورم نمیشد اما الان دارم تجربه میکنم و واقعا میشه
من از خدا کمک خواستم تو همین حالتی که از دیشب به ناامیدی رسیده بودم و بعدش نشستم پای فایل ها و تصمیم گرفتم تمرکزم رو بزارم روی خودم و هدایتی که میخوام دریافت کنم و دقیقا بعد از گوش دادن به فایل من یه تماسی دریافت کردم که تماما هدایت خدا و نشون دادن مسیر به من بود، انگار خدا از زبون یه شخص دیگه راه رو بهم نشون داد و بهم گفت که چه کاری کنم بهتره و مسیر کدومه
خدایا صد هزار مرتبه شکرت که در هر لحظه و هرجا هدایتم میکنی و راه رو بهم نشون میدی
دلم آرومه دلم روشنه نور امید دوباره تو دلم روشن شد
خدایا چراغ راهم تویی تو نور مسیر منی و من تسلیم درگاهت
با سلام خدمت دوستان همفرکانسی و سلام خدمت خانم شایسته و استاد عباسمنش
ایا تابحال در زندگیت به ته دره رسیدی
اره یکبار پارسال این موقع انقدر بدهکار بودم و در مقابل درامدم هم حسابی کم شده بود یادمه درامدم منفی 5میلیون بود یعنی در امدم رو حساب میکردم و هزینه هام رو ازش کم میکردم میشدم منفی 5 میلیون خخخخخ
واقعا صبح تا شب هیچ امیدی نداشتم فقط روزمو شب میکردم و تازه با اموزش های استاد اشنا شده بودم و یادم نمیره هیچ وقت که خداوند بعد چند ماه با همون شغل با همون سرمایه با همون مکان و همون جا درامدم سه برابر و بیشتر شد و ازادی مالی عالی نسبت به قبل سراغم اومد فقط و فقط با تغییر باور هام فقط همین کلی نتیجه به جدید به سراغم اومد ادم های جدید شرایط جدید فقط فقط با تغییر باور هام با همون شرایط قبلی فقط با تغییرات جزیی نتیجه کاملا متفاوت شد الان هم بعد یکسال به یک نقطه ای رسیدم که میخوام یکسری تغییرات عمده رو تو زندگیم انجام بدم یک مدتی کمی متوقف شده بودم و به قولی یکم مغرور شدم و کمتر رو خودم کار کردم و بعد جهان من رو به خودم اورد حالا یه مدته دارم بیشتر رو خودم کار میکنم و یکسری الهامات دریافت کردم از خداوند که باید یکسری تغییرات رو بدم و میخوام اون تغییرات رو اجرا کنم و از خداوند هدایت میطلبم برای بار دیگر و مطمعنم خداوندی که بار قبل کمکم این بارم کمکم میکنه
با سلام
من چند بار به زیر صفر رفتم ولی نا امید نشدم و این چالشها هم در این چند بار از یک مورد مشابه بود، که استاد هم تاکید دارن سعی کنید از یک سوراخ چند بار نیش نخورید، این رو باور داشتم که من هر دوسال یکبار یک جهش مالی دارم یا یک کار بزرگ رو انجام میدم،یکی از ویژگیهای شخصیتی من قبل از آشنایی با شما این بود که همه می آمدن با من درد و دل میکردن، ولی من خودم باید خودمو آروم کنم، الان دیگه یاد گرفتم به درد و دل کسی گوش ندم و تا جایی که میتونم خودم هم تو فرکانس منفی نرم که بخوام خودمو آروم کنم،در این 970 روز از زمان عضویتم خیلی از باورهای اشتباهم رو تغییر دادم ولی هنوز هم خیلی باور دارم که باید تغییر بدم،به امید خدا و با یاری خودش پیش میرم، دوستتون دارم به خدا میسپارمتون
سلام به دوستان عزیزم و استاد عباسمنش عزیز و مریم خانوم گل
من یه زمانی به ته خط رسیده بودم من یک رابطه عاطفی بد و در کارم تقریبا افت بسزایی داشتم و تغییر نکردم اون ولم کرد تازه به خودم اومدم و بعدش با استاد آشنا شدم کم کم کم پیشرفت داشتم که در کارم پیشرفت کردم و واقعا احساس خوبی داشتم و همینطور رو باورم کار کردم اما وقتی رسیدم به سطح بالاتر فکر کردم الان دیگه من به قانون مسلطم و دیگه لازم نیست بیام به سایت اما چنان ضربه هایی به من وارد شد که الان دوباره برگشتم و میخواهم این سیکل که فرکانس خوب و مثبت داشته باشم و برای همیشه روی خودم کار کنم دیگه ضربه آیی به من نخوره .
به نام خداوند وهاب و هدایتگر
سلام به استاد عزیزم و همه دوستان
اول از همه سپاسگزار دوستانی هستم که توی کلاب هاوس حضور داشتن و تجاربشون رو در اختیارمون گذاشتن.
من یه برهه از زندگیم واقعا به ته خط رسیدم هم از نظر عاطفی هم از نظر مالی.وضعیت عاطفی داغون و وضعیت مالی اسفبار که اصلا دوست ندارم بهشون حتی فکر کنم.
اما همیشه یه نور امید توی قلبم بود که بالاخره یه روزی یه جایی همه چیز عوض میشه و این یجور باور شده بود برام.تا اینکه یجا دیگه واقعا تسلیم شدم . گفتم خدایا من دیگه هیچ کاری از دستم بر نمیاد و خودت زندگیم رو سر و سامان بده.واقعا به ته خط رسیده بودم.
تا اینکه یه ویدئو توی اینستاگرام دیدم از یه کشیش بود که میگفت موفقیت اولین چیزی که میخواد،شجاعته.شجاعت میخواد که ثروتند بشی و از این جملات که خیلی انگیزه میگرفتم و روزانه بارها و بارها این کلیپ رو میدیدم و اشک میریختم و میگفتم خدایا به من شجاعت بده.من میخوام.من میخوام زندگیم رو تغییر بدم.میخوام به آرزوهام برسم.میخوام آرزوهام رو تجربه کنم.
تا یمدت بعد رفتم سراغ کتاب شکرگزاری راندا برن.هر روز قسمت هاش رو میخوندم و تمریناتش رو انجام میدادم و در طول روز فقط شکرگزاری میکردم.هنوز چیزی ار بیرون تغییر نکرده بود.اما میدیدم جنس اتفاقات داره تغییر میکنه و رسیدم به آخر کتاب.گفتم خب الان چی.الان باید چیکار کنم.و یکی از دوستام یه کانال تلگرامی برام فرستادن که این کانال هر شب فایلهای صوتی میذاشتن از خودشون که خیلی آرام بخش و الهام بخش بود برام.و همش از عشق و حال خوب و خداوند و جهان میگفتن.به شدت حالم دگرگون شده بود.اصلا دنیا رو یجور دیگه میدیدم و نگاهم کلا فرق کرده بود.اما بیرونم هنوز چیزی تغییر نکرده بود.دوره ایشون چهل روزه بود و رایگان بود.اما دوره بعدیشون هزینه داشت و من نداشتم.باز گفتم خب الان چی.دوباره همون دوستم یه فرد رو معرفی کردن به اسم استاد عباسمنش.(این دوستم اصلا از شرایطم خبر نداشتن و شده بودن دستی از دستان خداوند برای هدایت من).
خلاصه از ائونجا بود که من با استاد آشنا شدم و اولین فایل چگونه درآمد خود را 3 برابر کنید رو دیدم.بعدش فایل دوم.فایل سوم.چهارم و همینطور ادامه دادم.
بعد از طی دوماه وارد یه رابطه عاطفی شدم که اصلا بهشت.درآمدم بعد از شش ماه از صفر رسید به 6 تومن.ایاب و ذهاب و اسکانم رایگان.
الان توی یکی از بهترین کشورهای اروپا دارم زندگی میکنم.بیزنس شخصی خودم رو دارم.درآمدم به یورو هست.و حال دلی دارم که نپرس.خدایا شکرت. و همه اینها به لطف خداوند وهاب و هدایتگرم هست و به لطف آموزش های شما استاد عشقم هست.صمیمانه سپاسگزارتونم.
شاد و خوشبخت باشید
سلام به استاد عزیز خانم شایسته عزیزوهمه دوستان
من تو زندگیم هیچ وقت به ته دره نرسیدم ولی یه جاهای وقتی اوضاع خوب بوده ومن شل میگرفتم ودیگه رو خودم کار نمی کردم یا از آموزشها دور میشدم اوضاع مثل قبل میشد ومن باز دوباره ازنو با شکر گذاری و اموزشهای سایت سریع برمیگشتم به مسیر
خدایا شکرت که سریع الحسابی
دوستون دارم شاد سلادت و ثروتمنددر دنیا واخرت باشید
سلام به استادعزیز و خانم شایسته گل و همینطور سلام به دوستان عزیز
من از وقتی فایلهارو شروع کردم به گوش دادن گفتم خب عیب نداره گوش میکنم و تمرینهاشو توی دفترم برا خودم مینویسم و کامنت نمیذارم برا سایت ولی امشب خیلی دلم خواست این تمرینو اینجا بنویسم
خب میشه گفت به ته دره که نه نرسیدم چون چندسال که فایلهای استادو گوش میکنم سپاسگزاری انجام میدم و سعی میکنم کتابهایی بخونم که در این راستا هستن ولی هرموقع اوضاع یکم بهترمیشه تلاشم برا بهتر شدن هم کمتر میشه و دوباره برمیگردم سر جای اولم…
بودن لحظه هایی که از این مسیر دور شدم واقعا بد گذشتن لحظه هایی که ترس و ناامیدی تمام وجودمو گرفته اعتماد به نفسمو از دست دادم جوری که حتی حوصله بیرون رفتن از خونه رو نداشتم و تنها راهی که داشتم برگشتن به مسیر بوده چون تو این چندسال دقت کردم هروقت تو مسیرم شکرگزاری انجام میدم و سعی میکنم رو خودم کار کنم واقعا اتفاقای خوب برام رخ میده به جاهای زیبا هدایت میشم و خواسته ای داشته باشم خیلی راحت براورده میشه امیدوارم که بتونم همیشه تو این مسیرباشم چون که ما خالق زندگی خودمون هستیم
سلام به استاد عزیزم و مریم بانو و همین طور سلام به همه شما دوستان عزیزم
در جواب سوال من میکاپ آرتیست هستم و سه ساله که شروع کردم به فعالیت من قانون تکامل رو بهش توجه نکردم و وقتی تازه آموزش هام تموم شد انتظار داشتم همون اول کلی مشتری داشته باشم اصلا به این موضوع توجه نکردم که باید تمرین و تکرار داشته باشم باید خودم رو توی این زمینه قوی کنم چون تازه یاد گرفته بودم و کلی ایراد داشت کارم ، اشتباه دوم من این بود که به خواسته خودم چسبیده بودم و مدام خودم رو به این در و اون در میزدم که مشتری پیدا کنم ولی نمیشد و من روز به روز بی انگیزه تر و بیقرار تر میشدم تا جایی که از شدت ناراحتی با خانواده همش بحث میکردم و حس پوچی و بی خاصیتی داشتم ، و به تازگی میتونم بگم اواخر شهریور ماه همین سال بود که تصمیم گرفتم ذهن خودم رو رها کنم اصلا دیگه به این توجه نکنم که من یک چیزی رو ندارم (مشتری ) و توجه خودم رو گذاشتم روی کارای دیگه ، مثلا سعی کردم پیج اینستاگرامم رو قوی تر کنم با حال خوب پست بزارم برای خودم نقاشی بکشم برم بیرون قدم بزنم یه مدت اصلا به مشتری فکر نکردم بیخیال شدم و زمانی که آرامش به قلبم اومد کم کم نشانه هایی دیدم ، منی که هیچ پیامی از هیچ کس نداشتم کم کم دایرکت من پیام میومد و قیمت میکاپ میپرسیدن من خوش حال شدم و شکرگذاری کردم گفتم خدایا شکرت بالاخره یه پیام برای من اومد و بعدش کم کم همون افراد نوبت خودشون رو با من فیکس میکردن و مثل یک معجزه پشت سر هم برام مشتری اومد ، و الان چند تا مشتری ثابت دارم و چقدر هم به من لطف دارن و با من همیشه در ارتباط هستن ، حالا احساس میکنم باید بیشتر رشد کنم بیشتر روی باور های خودم کار کنم تا تعداد بیشتری رو جذب کنم
واقعا همه چیز به باور ما هست ، الهی شکر که در این مسیر هستم و از خدا میخوام که کمکم کنه تا آخر در این مسیر بمونم ، در پناه خدا باشید
به نام خدای مهربانم خدایی که عاشقشم خدایی که صدامو میشنوه وقتی با ایمان ازش درخواست میکنی و روی قدرتش حساب میکنی الهی صد هزار مرتبه شکرت سپاسگزارتم
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم و سلام به دوستان همفرکانسم
هیچ موقع تا الان تو زندگیم به ته دره نرسیدم ولی به یه جایی رسیدم که دوست داشتم تغییر کنم و خداوند هم هدایتم کرد و دستمو گرفت آورد به سمته استاد جانم
و خیلی خیلی تغییر کردم و باز هم هنوز جا داره که روی خودم کار کنم
و امروز تصمیم گرفتم که از گامهای تغییر رو در آغوش بگیر شروع کنم خدایا کمکم کن
خدابا من نمیفهمم همه رو به تو میسپارم
خدایا من لایق هم صحبتی با تو را دارم
در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند باشین
بنام خالق زیبایی ها
من ته دره رو دیدم تو رابطه ی عاطفیم…
سالها بود میشه گفت از اول ازدواجم زندگی عاطفیم یه جهنم به تمام معنا بود.و جالب این بود که میگفتم همینه دیگه ، قسمتم این بوده ،چکار کنم کاری از دستم برنمیاد….
و مدام مادرم رو مقصر این قضیه میدونستم
روزبروز زندگیم غیر قابل تحمل تر میشد،صبح که از خواب بیدار میشدم میگفتم اه ،باز یه روز دیگه ، کی امروزو میخواد سر کنه.
خلاصه به جایی رسیده بودم که کوچکترین کار همسرم رو مخم بود،حتی غذا خوردنش .مدام حسرت زندگی بقیه رو میخوردم. میتونم قسم بخورم که تو 20 سال زندگی مشترکم حتی یه لحظه طعم عشق رو نچشیده بودم، تا همین 3-4سال پیش.
دیگه خسته شده بودم و نه راه پس داشتم نه راه پیش.ناگفته نمونه که فرزند بزرگم هم تو این شرایط تبدیل شده بود به یک انسان گوشه گیر ،
الان یوقتایی میگه من از بچگیم فقط دعواهای تو و بابا رو یادمه.
خلاصه دیگه واقعا داشتم میسوختم تو این جهنم ،تبدیل شده بودم به یه انسان افسرده ی واقعی.
یادمه یبار به خدا گفتم مگه نمیگی تغییر زندگیت دست خودته ، پس راهو نشونم بده.
بعد یه مدت تقریبا طولانی
شروع کردم اگاهانه و به سختی خوبیهای همسرم رو دیدن ، تو اینستا کلیپ های عاشقانه میدیدم ،اهنگهای عاشقانه گوش میدادم ، منی که فقط درباره ی چیزهای ضروری فقط با همسرم حرف میزدم و بقیه ی وقتها ساکت بودیم هر دو تامون ، الان دیگه سعی میکردم به هر بهانه ای حرف بزنم باهاش.
خلاصه به لطف خدا ازین جهنم دره اومدم بیرون کمکم . نمیگم زندگیم به اوج زیبایی رسیده ، ولی حداقلش اینه که دیگه ازون دعواها و احساسات بد هیچچ خبری نیست.تاکید میکنم هیچ خبری نیست.وقتی همسرم میاد خونه از دیدنش ذوق میکنم ، کل وقت دارم حرف میزنم براش،با ذوق و شوق ، از بودن کنارش ،مسافرت رفتن باهاش خوشم میاد،
ولی خب هنوز هم اون رابطه ی ایده الم نیست .اما عیب نداره روز بروز بهتر میشه ،با عزت نفسم با خودشناسی بیشتر خودم ، و به لطف خدای مهربانم.
مهم اینه که از همین رابطهای ی الانم دارم لذت میبرم .
و الان میفهمم تمام احساسات بدی که تو رابطم تجربه کردم ،مقصرش خودم بودم و لاغیر…
وقتی من اومدم خودمو بهبود دادم ، واسه خودم ارزش قایل شدم ، رو شخصیتم کار کردم ، جهان هم اینجوری پاسخم رو داد.
الهی شکر
بنام الله یکتا
سلام به استاد عزیزم خانم شایسته مهربون و هم فرکانسی های عزیز
خداروشکر تا حالا به ته دره نرسیدم اما چندین و چند بار پیش اومده که نا امیدی رو تجربه کردم
سالها پیش اتفاقا درمورد رابطه ام یه ناامیدی تجربه کردم که روزها ناراحتی و حال بد کشیدم اما نهایتا با تسلیم شدن به خدا و با هدایت خواستن ازش تونستم به مسیر برگردم و بعد با بیشتر و بیشتر کار کردن روی خودم تونستم فرکانسم رو به قدری بالا ببرم که حتی فکر به اون موضوع اذیتم نکنه و نتایج بیییی نظیری برام داشت که بارها به خودم توی کامنت های سایت هم یادآوری کردم و امروز هم با نوشتن این تمرین خواستم یادآور این بشم که از چه مسیری تونستم خودم رو نجات بدم
و جالب اینکه در حد فاصل بین گوش دادن به این فایل و نوشتن کامنت و انجام تمرینش راه درست بهم الهام شد و هدایت خدا رو دریافت کردم
واقعا تو اوج نا امیدی وقتی تصمیم جدی برای تغییر میگیری و از خدا هدایت و کمک میخوای مسیر رو بهت از همون لحظه اول نشون میده
شاید همین الان تویی که حتی داری این کامنت رو میخونی با خودت بگی نمیشه که دیگه همون لحظه آخه؟؟ بله همون لحظه
منم اوایل باورم نمیشد اما الان دارم تجربه میکنم و واقعا میشه
من از خدا کمک خواستم تو همین حالتی که از دیشب به ناامیدی رسیده بودم و بعدش نشستم پای فایل ها و تصمیم گرفتم تمرکزم رو بزارم روی خودم و هدایتی که میخوام دریافت کنم و دقیقا بعد از گوش دادن به فایل من یه تماسی دریافت کردم که تماما هدایت خدا و نشون دادن مسیر به من بود، انگار خدا از زبون یه شخص دیگه راه رو بهم نشون داد و بهم گفت که چه کاری کنم بهتره و مسیر کدومه
خدایا صد هزار مرتبه شکرت که در هر لحظه و هرجا هدایتم میکنی و راه رو بهم نشون میدی
دلم آرومه دلم روشنه نور امید دوباره تو دلم روشن شد
خدایا چراغ راهم تویی تو نور مسیر منی و من تسلیم درگاهت
راه رو نشونم بده
تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
استاد عزیزم چقدرررر سپاس گزار حضورتون توی زندگیم هستم چقدرررر دوستون دارم خدا میدونه
خدایا شکرت
خدایا هزاران بار شکرت
با سلام خدمت دوستان همفرکانسی و سلام خدمت خانم شایسته و استاد عباسمنش
ایا تابحال در زندگیت به ته دره رسیدی
اره یکبار پارسال این موقع انقدر بدهکار بودم و در مقابل درامدم هم حسابی کم شده بود یادمه درامدم منفی 5میلیون بود یعنی در امدم رو حساب میکردم و هزینه هام رو ازش کم میکردم میشدم منفی 5 میلیون خخخخخ
واقعا صبح تا شب هیچ امیدی نداشتم فقط روزمو شب میکردم و تازه با اموزش های استاد اشنا شده بودم و یادم نمیره هیچ وقت که خداوند بعد چند ماه با همون شغل با همون سرمایه با همون مکان و همون جا درامدم سه برابر و بیشتر شد و ازادی مالی عالی نسبت به قبل سراغم اومد فقط و فقط با تغییر باور هام فقط همین کلی نتیجه به جدید به سراغم اومد ادم های جدید شرایط جدید فقط فقط با تغییر باور هام با همون شرایط قبلی فقط با تغییرات جزیی نتیجه کاملا متفاوت شد الان هم بعد یکسال به یک نقطه ای رسیدم که میخوام یکسری تغییرات عمده رو تو زندگیم انجام بدم یک مدتی کمی متوقف شده بودم و به قولی یکم مغرور شدم و کمتر رو خودم کار کردم و بعد جهان من رو به خودم اورد حالا یه مدته دارم بیشتر رو خودم کار میکنم و یکسری الهامات دریافت کردم از خداوند که باید یکسری تغییرات رو بدم و میخوام اون تغییرات رو اجرا کنم و از خداوند هدایت میطلبم برای بار دیگر و مطمعنم خداوندی که بار قبل کمکم این بارم کمکم میکنه
سپاس از همه