تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۳ - صفحه 31 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

579 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    کژال گفته:
    مدت عضویت: 453 روز

    به نام تنها قدرت جهان

    سلام میکنم به استاد و مریم بانوی عزیز و بچه های این گام

    این دام دقیقا هموون چیزی بود که من توش افتادم و نتیجش اصلاااااا دلچسب نبود

    وقتی که اسفند پارسال اموزه هارو شروع کردم کاملا نسبت به همه چیز رها بودم و وحال سبکی داشتم تا اینکه با توجه به حال خوبم به یه موفیقتی رسیدم

    و دقیقا بعد از همون بوود که مغرور شدم ونشستم سر جام ساکن شدم و دیگه حرکت نکردم

    همین مصادف شد با اتفاقات بد ینی از غیب میرسید اتفاقات بد به یه چیزایی برمیخوردم

    اصلا همه چیز روان نمیچرخید همش نگرانی اظطراب اتفاقات بد و…

    و بعد ها به این پی بردم که غرور هیچوقت نباید تو کارم باشه همیشه خدا کرده همیشه خدا بوده خدا بهم گفته باید چیکار کنم و چیزی خارج از این نیست!

    اومدم بنویسم فعلا به سقف چیزی رسیدم که نشانه هاش باشه و من بخوام تغییر کنم دیدم چرا یه چیزی هست:خوشمزه بازی سر کلاس دانشگاه

    زیاد نیست ولی خب خیلی انگار ناخوداگاه انجامش میدم و باعث ازارم میشه و اصصصصصلا احساس خوبی نمیگیرم پس باید رو سکوتم رو این قضیه کار کنم که اصلا خوب نیست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    فاطمه و مسعود گفته:
    مدت عضویت: 1916 روز

    به نام خدا.سلام به استاد عزیزم و همه ی هم دوره ایی های نازنینم … فاطمه براتون مینویسه ..

    مدتی بود که به همه ی خواسته هام رسیده بودم و انگار که واقعا هیچ انگیزه ایی نداشتم .اما خب من هر روز روی خودم کار میکنم و برای همین تویه اون چند روزی که بی انگیزه بودم هدایت شدم به این فایل .. حتی تویه دوره های ثروت و دوازده قدم و لیاقت هم جلساتی واسم پلی میشد که از تغییر میگفت و عدم سکون ..منم که قلبم بازه برای دریافت هدایت … و مشتری هامم کم شده بود سریع قبول کردم و شروع کردم به تغییر و همه چیز خیلی عالی داره رو به بهبودی میره و ایده هایی برای گسترش کسب و کارم تویه این مرحله از زندگیم که دنبال تغییر بودم بهم گفته شد که وااقعا فوق العاده بود و من کوچولو کوچولو دارم انجامشون میدم و از زندگیم لذت میبرم …خیلی خیلی خوشحالم که سر بزنگاه متوجه شدم و خدا هدایتم کرد و واقعا همیشه ما باید به دنبال رشد باشیم و هر وقت به هدفمون رسیدیم یه هدف جدید برای خودمون ایجاد کنیم … الهی شکر که در این مسیر زیبا هستم …دوستون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    من و خدا گفته:
    مدت عضویت: 1985 روز

    سلام بر دوستانی ک قبل از خوردن چک و لقد از جهان تغییر می کنند😂😁

    اول از هرچیزی این کامنت و شروع می کنم به نام کسی که عزیز ترین و نزدیک ترین در زندگی منه و کسی که اجاز نداده و نمی ده که کسی کوچیککککک ترین تاثیر منفی تو زندگی من بزاره شروع کنم

    °°°°°°°°°°°نکته هایی و قراره با حمایت خدای عزیزم در زندگیم اجراشون کنم°°°°°°°°°°°°°°°°°

    قبل از خوردن چک و لقد به فکر تغییر باشم

    به نشانه ها دقت کنم و خودم تغییر کنم، وقتی که اوضاع به ظاهر خوبه

    همیشه به فکر حرکت و پیشرفت باشم

    نزارم زندگیم دچار روزمرگی بشه

    حرفه های جدید رو امتحان کنم

    به یه کار خاص نچسبم و چند تا هنر داشته باشم

    بدونم ک اگه خودم به فکر پیشرفت خودم باشم،قراره به تضاد های فوق العاده کمی بخورم

    همیشه از خدایی که بهترین دوستمی و نزدیکترین و عزیزترین منه کمک بخوام و رها باشم و بدونم که کمک می رسه و اون نیروییست که جهان رو خلق کره، از هر نیرویی در زمین قوی تره و من رو هدایت می کنه

    می توانم شغلی داشته باشم، که هم عشق کنم، هم شاد باشم و هم پول دربیارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    شاهین آقایی گفته:
    مدت عضویت: 2252 روز

    سلام و درود استاد عزیزم

    خداروشکر میکنم که به این مسیر الهی هدایت شدم

    یه حسی بهم گفت تو این ویدیو کامنت بزارم و تجربه ام را بگم

    من حدود ۲سال هست که با شما آشنا شدم و خیلی تغییرات بزرگی در زندگی من ایجاد شده درست پارسال از تهران مهاجرت کردم فقط با ایمان و باور و استفاده از آگاهی ها

    این خواسته آنقدر قدرت داشت که خیلی زود بهش رسیدم

    اما از یه جایی به بعد که آگاه تر شدم و در مدار قرار گرفتم و نشانه هایی که اوضاع خوب پیش نمیره و یا میتونه راحت تر پیش بره اومد

    و دیدم که من یک ترمز بزرگ سر راهم دارم و اون هم این بود که من درسته هزینه فایل ها را پرداخت کردم اما از سایت خودتون تهیه نکردم و داشتم خودم رو گول میزدم و قانع میکردم

    بالاخره یک شب تصمیم گرفتم تمام دوره ها را پاک کردم و همینطور که گفتید باید عمل کرد و من تصمیم گرفتم از فایل های رایگان سایت شروع کنم و از اونجا که ایمان دارم نتایج بزرگ در راه است با همون نتایج دوره ها رو هم از سایت تهیه میکنم و آرام آرام در مسیر ثروت و خوشبختی هدایت میشم

    فقط خواستم به دوستانم بگم که عجله نکنید این مسیر الهی بی نهایت است

    از شما هم پوزش میخوام میدونید که شیطان کار خودش رو انجام میده اما این خداوند است که ما را هدایت میکند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    میثم رخشان گفته:
    مدت عضویت: 2228 روز

    به نام خدا

    سلام به دوستان عزیزم

    خیلی خوشحالم و سپاسگذار که میشنوم این اگاهی ها رو خدا رو شکر نشتی انرزی ندارم و دارم روی باورهام کار میکنم بارها و بارها چیش اومده برام که کسانی رو دعوت کنم به این مسیر که بابا بیاید تغییر کنید و ی استادی هست اینجوری میگه اونجوری میگه ولی چند وقتی میشه به خودم میگم به کسی کاری نداشته باش تمرکز کن روی خودت خودت پیشرفت کن خودت بهتر شو و همینی که استاد میگه چک و لقد رو خوردم و الان نشستم و به خودم قول دادم که بیام تکاملی روی باور هام کار کنم و پیشرفت روز افزون خودم رو از هر لحاظ ارام ارام شاهد باشم

    بله من هم پیشرفت قابل تاملی داشتم الان هم هست ارامش و نتیجه افکار و باور هام رو میبینم این روند داشت با کار نکردن روی خودم به ارامی تغییر میکرد تا اینکه یکباره به خودم اومدم که پسر این مسیری که داری میری داره به نابودی میکشونت

    وشروع کردم به تغییر مسیر شروع کردم به کم کم فایل گوش دادن کم کم کامنت نوشتن کم کم خوندن کتاب کم کم سپاسگذاری کردن به خاطر داشته ها به خاطر سلامتی به خاطر روابط و دیدم که چگونه سپاسگداری از خداوند در مورد رفتار خاص یک ادم ویطگی های منحصر به فرد همون ادم رو در روابط بعدی من برانگیخته میکنه

    به هر حال از خدای خودم میخوام اهدافم سقف نداشته باشن به چیز های بهتر و بهتر و بهتر فکر کنم که میشود و واقعا من وقتی به ی حد از موفقیت رسیدم فکر کردم دیگه تهش همینه و همین طرز فکر به قول دوستمون منو به فرسایش خودم رسوند

    اما چون مدتی روی خودم کار کرده بودم الارمه بهم هشدار میداد و میده الان این الارم داره بهم میگه که گفتگو های ذهنی تو اصلا گفتگو های درستی نیستن پس نتیجه میگیرم باز متعهدانه کار کنم ورودی هام رو کنترل کنم تا این گفتگو ها به شکلی باشه که منو به احساس خوب ایده های ساده و کارا و ارامش ویقین و ایمان و توحید برسونه

    از خداوند برای همه عزیزانم ارزوی خوشبختی سعادت ثروت ارامش رو دارم

    سپاسگذار سید حسین عباسمنش هستم یکی از نعمت های که دارم وجود ایشون در زندگیمه واقعا کسی که در مدارش نباشه نمیتونه پیگیر کار های سید حسین باشه امتحان کردم پیشنهاد کردم و حتی برای خودم هم بارها خواستم زوری بشینم روی تغییر باورهام کار کنم اما نشده تا اینکه اون حسه اومده و منو وادار به گوش دادن و در کنار خانواده خودم بودن کرده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    آینا راداکبری گفته:
    مدت عضویت: 3667 روز

    سلام

    وقتی شروع کنیم در مسیر موفقیتهایمان موفقیت پشت موفقیت می آید و اگر حرکتی برای پیشرفت کردن باشیم روز به روز بدترمان میشود در همه مسائل باید پیشرفت کنیم رابطه و ثروت و سلامت و …

    هر روز برای خود چالشی راه بیندازم هر زندگی زیباست هم تغییر می کنیم و هم پیشرفت می کنیم چالشی در جهت اهدافمان

    وقتی دیدیم پیشرفتی نیست انرژیمان را بیشتر کنیم برای هدف بعدی برای یادگیری بعدی

    جهان هوشمند است و ما هم هوشمندی را می توانیم دریافت کنیم آگاهی کسب کنیم و این دنیا دنیای فهم است هر چه فهممان را بیشتر کنیم نشانه ها که برای همه است را دریافت میکنیم خدایا شکرت

    just do it now

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    محمد دِرخشان گفته:
    مدت عضویت: 2240 روز

    به نام خدا

    سلام

    چه کسی پنیر مرا دزدید

    این شرایط حال و روز الان من هست که به وضوع دارم می‌بینم که در 10 سال آینده درآمد من از بین خواهد رفت و از این شغلی که الان دارم نمی‌شود در ایم محیطی که من هستم پیشرفت کرد

    پس قبل از چک و لگد دنیا سخت بشه باید یه تغییراتی تو زندگیم بدم با اینکه به هر کی میگم باور نمیکنه ولی خودم باور دارم که دیگه این شرایط شرایط خوبی نیست برای ادامه دادن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    مریم رشیدی گفته:
    مدت عضویت: 839 روز

    به نام خدای مهربان

    صدوپنجاهو دومین تعهد

    قبل از این که اوضاع خیلی سخت بشه باید تصمیم به تغییر بگیریم و جهان مارو مجبور نکنه که تغییر کنیم چون سخت میشه

    بهبود ها و حرکت ها مثل باور ساختن عزت نفس ساختن کنترل ذهن شکر گزاری و … باید مدام و همیشگی و پیوسته باشن و هیچوقت متوقف نشیم همش حرکت رو به جلو داشته باشیم تصمیمات زیادی بگیریم عملی کنیم تجربه های بیشتری داشته باشیم بریم توی دل ترسامون روی ایمان و توکلمون به خدا کار کنیم

    خدایا شکرت امروز یکی دیگه از ترسامو بهش غلبه کردم چقدر احساس خوبی دارم الان

    تصمیم گرفتم روزی حد اقل ی کار انجام بدم برای ترسام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    باران و ایوب گفته:
    مدت عضویت: 1931 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    باران:

    سلام بر استاد عزیزم و خانوم شایسته نازنینم و همه دوستان عزیز

    در زندگی‌ات تا‌به‌حال چند بار به هدفی رسیدی و بعد احساس کردی «دیگه تمومه»،

    اشتیاقت کم شد و دست از تلاش کشیدی؟

    نتیجه‌اش چی بود؟

    استاد من و ایوب جان با شروع دوره دوازده قدم که اولین خریدمون بود،بی نهایت نتیجه گرفتیم ،پول مرتب میومد حسابمون پولولای درشت ،من خییلی طلا خریدم ،مسافرت های عالی میرفتیم با جیب پر از پول ،سلامتی کامل داشتم ،روابطم عالی شد ،آدمای خوب سراهم قرار میگرفتن ،ایوب جان شروع تحولات در زمینه شغلیش بود که چندین سال بود به این خواسته نرسیده بود ،یعنی بینهایت نتیجه گرفتیم بعد یهو یه موضوعی پیش اومد تو خانواده م من کامل شدم باران قبلی ،همه تلاشم متوقف شد ،در مدار اونا قرار گرفتم جالب اینجا بود استاد میدونستم مسیره اشتباست ،میدونستم اگه این مسیر منفی رو برم چک لگداشو میخورم ولی متاسفانه چند ماه هم مدار شدم با خانواده م خودمو درگیر کردم ،نتیجه ش چی شد ،همه پس اندازامون خرج شد ،من همه طلاهامو فروختم دادم ایوب جان گذاشت بورس و قشنگ همه پولامو رفت ،من خیلی مریض شدم طوری بود استاد 2ماه من از درد کمرم نمیتونستم تکون بخورم ،روابطم با بقیه داغون شد این همه اتفاق کلا در عرض 3الی4ماه اتفاق افتاد ،منی که این همه تلاش کردم برا تغییر خودم ،بعد یه روز اومدم تو اتاق درو بستم تنها بودم با خودم حرف زدم گفتم این مسیر که داری میری اشتباه س نو نمیتونی کاری برا بقیه بکنی هرکسی خودش مسئول خودشه ،برو‌دنبال اهداف خودت ،برو‌ دنبال تغییرات عالی تر و تعهد دادم استاد باید تغییر کنم ،در موردش با ایوب جان صحبت کردم اونم گفت اره من مدت هاست متوجه شدم گفت باران بیا دوره روانشناسی ثروت 1رو بخریم گفتم بخر به امید خدا شروع میکنیم ،استاد دوره رو خریدیم اوضاع مالیمون روز به روز بهتر شد ،ایوب جان کارای ارتقا شغلیش کم کم داشت درست میشد ،چرخ مون روان شد روغن کاریش کردیم ،مسافرت عالی رفتیم بهترین هتل،بهترین لباسارو خریدیم ،ماشینمون رو تغییر دادیم و خداروشکر همه چی قشنگ پیش رفت من واقعا از نتایج حیرت زده شدم ،با دوره هم جهت با جریان خداوند زندگیم زیبا تر شد ،ایوب دیگه به خواسته ش رسید ،خونه بزرگتر خدای مهربانم برامون آماده کرد ،وسیله های جدید خریدیم ،مسافرت عالی رفتیم ،پول از جاهایی که فکرشو نمیکنیم برامون واریز میشه و قشنگ من یکی تسلیم خدا شدم برا همه چی و خداروصدهزار مرتبه شکر نتایجشم دیدیم.

    ولی وقتی مسیرو ول کردیم افتادیم تو چاه همیشه به ایوب جان میگم باید تلاشمونو بیشتر کنیم برا بهتر شدن و من به خودم قول دادم عالی تر شم به امید خدا و آموزه های شما استاد عزیزدلم .

    ممنونم ازت استاد جان عالی ترین بود

    ممنون از شما خانوم شایسته عزیزم

    در پناه الله مهربان باشید

    خدانگهدار همگی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    سعید رضا رادمنش گفته:
    مدت عضویت: 2735 روز

    سلام به استاد عزیزم

    تمرین قسمت سوم

    استاد من داشتم بیاد می آوردم زمانهایی

    که در بهترین شرایط خودم حرکت کردم

    حالا می خوام روند رو بگم :

    بعد از اتمام سربازی چون من توی محل خدمتم تماما انسان مسولیت پذیری بودم خیلی پیشرفت کردم در روابط با سربازان و رده بالاها و حتی یادم اومد که لطف خداوند شامل حالم بود از همون روز اول توی احتساب پرونده‌های سربازان منو مشغول کار کردند و از محیط بی کاری کلا بیرون بودم و تا روز آخر سربازی من با درجه داران ارشد دم خور بودم یعنی شغلم سر و کار با درجه دارها و کارهای ستادی بود بخاطر همین روابطم رو به نسبت خودم برده بودم بالا بعد که سربازی تموم شد اومدم توی یک شرکتی که تولیدی صنعتی بود و یک دفتر بهم دادند و بصورت کارآموزی چند ماه کار کردم و حسابدار گفت فلانی اینجا بیمه نمی کنند شما رو و من بلافاصله اومدم بیرون با اینکه کارفرما گفت من حقوق رو افزایش میدم .

    بعدش شریک شدم با شخصی توی خدمات کامپیوتری اما دیدم شریکم کارهایی می کنه که توی خط قرمزهای منه و باز تسویه مالی کردم و اومدم بیرون.

    بعد رفتم توی شرکتی که صنایع غذایی و در حقیقت توی ایران حرف اول رو میزد و باز بعد از جابجایی من توی نقاط مختلف کار یک کار ثابت بمن دادند و من داشت از خودم بدم میومد و با اینکه بقدری با همکارام خوب و خوش بودم که نهایت نداره و بدلیل کار مرتب و منظم خودم کارفرما از من رضایت داشت که نگو اما من انگاری که توی یک منجلاب پایین و پایین می رفتم و از خودم بدم میومد و حدودا یک سال رفتم خودم رو بستم به آموزش‌های علمی و عملی طراحی صنعتی و قبل اومدن بیرون از کار قبلی چند جا رفتم مصاحبه اما دیدم باید لول خودم رو باید بسیار بالا ببرم و به حدی خودم و قوی کردم که رفتم به مدیر کارخانه گفتم می خوام برم یک جایی متناسب با تخصصم کار کنم و شکر خداوند بهم یک نامه داد که برم تسویه کنم و توی یک شرکتی ده روز آزمایشی کار کنم اما وقتی اونجا رفتم من بقدری ظرف چند سال پیشرفت کردم که اصلا قابل مقایسه با شرایط قبلی نبودم .

    اما باز من استقلال رو می خواستم اما همونجا هم بخاطر اینکه خودم مشرک بودم و یک فردی رو بهتر از خودم می دیدم و با دست خودم آوردم همکار خودم کردم بعد از مدتی اون فرد برای من کارهایی رو کرد که باعث شد من رو اخراج کنند و خدا رو شکر توی کار بعدی که فک کنم دو سه هفته بعد رفتم این شرک رو گذاشتم کنار و خودم شدم مدیر ارشد و ادامه داشت و رشد بسیار فوق‌العاده داشتم تا اینکه به تضادی خودم و استعفا دادم و الان شکر خداوند کسب و کار خودم رو دارم و عاشق کارم هستم توی دفتر کار خودم .

    استاد من توی اون زمان بقدری روابطم رو با همکارام خوب کرده بودم که عاشقانه دوست داشتم محیط اونجا رو

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: