این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2022/09/abasmanesh-2.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2022-09-26 03:55:022022-12-12 06:54:43تمرکز بر آنچه می توانم بهبود دهم
763نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من محمدرضا هستم از دزفول من چند ساله دارم نت ورک مارکتینگ کار میکنم و تا امروز که دارم اینو مینویسم من نه درآمدی دارم نه پیشرفتی کردم، قبلا همه عواملات را مقصر میکردم، الان تو شرایط بسیار سختی زندگی میکنم حتی من 1000 تومانی درآمد ندارم، و الان تمام این چیزها را مقصر خودم میدونم چون من خاستم این چیزها برام بیفته با افکارم
خدا رو شاکرم که پس از سالها تلاش بلاخره تو اون مسیری که همیشه دوست داشتم قرار گرفتم. . .
مسیری پر از لذت و آرامش و آگاهی. . .
به لطف خدا و تلاشهای استاد که برای من یک پیامبر محسوب میشه. . دارم به آگاهی که 15ساله دنبالشم،میرسم.. .
بعضی موقع که دارم به صحبت های استاد گوش میکنم،به خودم میگم چجوری استاد این آگاهی ها رو کسب کرده،آخه خیلی تو مطالب ریز شدن ،و چقدر موشکافانه ،همه چیو بررسی کردن. . من سالها ست در مورد ارتقا زندگیم دارم تلاش میکنم و تحقیق و مطالعه دارم. . هزینه های زیادی صرف کردم تا به درجه ای که میخوام برسم. .ولی خدا میدونه این چند ماه اخیر که دارم از آموزه های استاد پیروی میکنم. .چقدر موفق تر بوده. . با وجودی اینکه من سالهاست استادو میشناسم. . .
بازم شاکر خداوندم. . .
در مورد موضوع اول. . . .برا من خیلی تکرار شده. . اگه بخوام یکیشون مثال بزنم تا حل شدنش 6سال طول کشید. . .واقعا بهش یقین دارم
در مورد موضوع دوم. . . بازم شرایط بسیاری برام پیش اومده که با حس خوبم اوضاع بهتر بشه برام. .
ولی موضوع دوم از وقتی با استاد همراه شدم بیشتر برام ملموس شده و بیشتر اتفاق میافته. . . .
من در زمان کنکور دائم شاکی بودم که خدایا چرا مملکت ما نظام درستی نداره یا کنکور سخته همه رشته تجربی رو انتخاب میکنن چرا در آزمون های شبیه ساز به خواستم نمیرسم اما بعد ها فهمیدم که افراد با نصف مقداری که من درس میخواندم با رتبه های بدتر و مدرسه هایی که استعداد درخشان نبودن و استعداد کمتر به نتایج خیلی بهتری دست پیدا کردن این درس مهمی به من داد که نباید به شرایط بیرونی مرتبط دانست
سلام من چندماهی هست با سایت شما اشنا شدم و دارم با فایل های رایگان جلو میرم توی این مدت متوجه شدم که شما از طریق کار کردن با ضمیر ناخودآگاه و تثبیت داده ها و باورهای جدید در ضمیر ناخودآگاه به افراد می آموزید تا چطوری به خواسته هاشون دست پیدا کنن خواسته هایی که عموما در حوزه زندگی فردی و شخصی هستن از قبیل ثروت موفقیت های مالی یا سلامتی و…. سوال من اینه ایا این متدها قابل تعمیم به حوزه های اجتماعی یا سیاسی هست یا نه مثلا در حوزه اجتماعی یا سیاسی از طریق متدهای اموزشی شما میشه به آرمانهایی از قبیل ازادی و عدالت که دغدغه بشریت در تمام طول تاریخ بوده دست پیدا کرد؟ باتوجه به اینکه خود شما هم به ازاد بودن انسان و ازاد زیستن انسان عقیده دارید اینکه وقتی خداوند انسان رو خالق زندگی خودش افریده پس اولا اون رو ازاد افریده و درنتیجه ازادی که بهش داده گفته خالق زندگی خودت هستی میتونی از قوانین جهان هستی استفاده کنی یا نکنی ( یعنی در استفاده و بهرهبرداری از قوانین دنیا ازاد هستی) پس ایا میشه گفت که اگر تعداد زیادی از انسانها روی باور دستیابی به مفاهیمی از قبیل ازادی( اعم از ازادی بیان پوشش دین مطبوعات و…) در ذهن خودشون کار کنن یک جامعه نهایتا به این مهم دست پیدا میکنه و چگونه این امر امکانپذیر خواهد شد اگر راجع به این مسئله توضیح بدید ممنون میشم
و سوال بعدیم در مورد اتفاقات اخیر جامعه ایرانه من کاملا متوجه فرمایش شما هستم که میگید ما مسئول هر انچه در زندگی خودمان هست و هرآنچه در پیرامونمان وجود داره هستیم که به نوعی همون آموزههای دکتر هیولن و متد مردمان هاوایی هست که مسئولیت هرآنچه را که هست بپذیریم ولی برای سم زدایی و پاکسازی یک جامعه از یکسری آلودگی ها ایا تنها راه حل و نجات همینه؟ و اگر بپذیریم تنها همینه که با خیزش و جنبش مردمی که برای تغییر به وجود اومده به تعارض میخوریم!
این دوتا قضیه به نظر شما قابل جمع هستن باهم یا کاملا در دو قطب متفاوت سیر میکنند. اینکه ما توان تغییر قوانین یه مملکتی رو نداریم ایا خودش یه باور محدود کننده نیست؟! قوانین از بستر خواست های یک ملت بیرون میان و در نهایت در جوامع دموکرات نظر اکثریت یک جامعه با رای گیری یا همه پرسی تبدیل به قانون مورد پسند جامعه میشه پس میشه قائل به این باشیم که میتوان قانون بد یا ظالمانه یا نامطلوب رو کنار گذاشت تا به قانون مورد پسند پذیرش جامعه تبدیل بشه سوال اینه که چگونه این فرآیند قابل اجراست
و مطلب بعدی اینکه شما در فایل نق زدن یا غرزدن در مورد ناکامی و شکست در فوتبال رو به نوعی مقایسه کردید با اعتراضات اینروزهای مردم، تفاوتی که بین این دوتا مسئله هست اینه که کسی که در یک امری شکست میخوره و شکست رو متوجه عامل بیرونی میکنه با کسی یا کسانی که برای دستیابی به حقوق بنیادین شون برای یک زندگی کاملا عادی مثل اینکه ترس نداشته باشن ازینکه جوونشون وقتی میره بیرون از منزل کشته نشه، سالم برگرده یا به هردلیلی دستگیر نشه یا ۴۰ سال با تورم دو رقمی زندگی نکنند، تفاوت اساسی وجود داره و قابل مقایسه نیست ینی این موارد رو دیگه نمیشه به غر زدن و شاکی بودن از شرایط بسط داد و اتفاقا در چنین شرایطی تصمیم گیری مقام مسئول در جامعه بر سرنوشت خیلی های دیگه تاثیر گذار خواهد بود که تفاوتی از مرگ تا زندگی ایجاد کنه.
در اخر اینم اضافه کنم من خیلی دوس دارم ایمانم به باورهای جدیدی که اشنا شدم رو افزیش بدم ولی احساس میکنم تا از نظر منطقی نتونم به ذهنم این موارد رو بقبولانم ایمانم قدرتمند نمیشه خیلی ممنون میشم اگر مثل همیشه با توضیحات جامع و کاملتون سوالای بنده رو پاسخ بدید
تجربه شخصی من از اینکه فکر میکردم شرایط بیرونی در موفقیت من تاثیر داره :من زمانی که دبیرستان بودم تویه یه مدرسه نزدیک خونمون توعه شهرستان درس میخوندم ولی فکر میکردم که اگر برم تویه مدرسه خوب تویه مرکز استان درس بخونم خیلی بهتره و خلاثه شروع کردم درس خوندن تا تویه ازمون مدرسه تیزهوشان استان اصفهان قبول بشم .سال دهم رو کامل درس خوندم مثه یه کنکوری و قبول شدم و تویه اون مدرسه دلخواه درس خوندم .سال 98 من کنکور دادم و رتبه1700شدم. اما الان که برمیگرردم به قبل میبینم هیچ فرقی نکرد .من هر جا بودم همین رتبه رو میاوردم .و اتفاقا بهم ضربه هم زد اینکار .به این خاطر که من سال دهم الک درس خوندم و ار لذت هایی که میتونستم تویه اون سن ببرم ممحروم شدم.و اصلا کلا بعد فهمیدم که درس خوندن تویه مسیر علایق و شرایط من نیست و الان ارایشگرم و بسیار راضی ام که به لطف خدای نهربان راهمو پیدا کردم.الان ک دارم روانشناسی ثروت 1 رو گوش میکنم کاملا برام بدیهیه که عوامل بیرونی کوچک ترین تاثیری در زندگی و موفقیت مان ندارند و این باورهای منه که داره اتفاقات و شرایط زندگی منو میسازه.
خیلی ممنونم از شما استاد که دستی از سوی دستان خدا هستید وخدارو بسیار شکر میکنم که اینجا و در این جمع هستم
مدتی بود که نجواهای ذهنی و کلا افکارخودمم درگیر گذشته شده بود و یکسری تضادهایی که خورده بودم، مدام نگرانی بود که نکنه تکرار بشه و خلاصه مدتی درگیرش بودم، خب اخیرا به این نتیجه رسیدم که بیخال قبل بشم و اصلا اگر اون تضادها نبود شاید نمیتونستم بفهمم دقیقا چی میخوام در زندگی و خلاصهدسعی کردم بیخال شم.
اما خب تو این مدتی که خیلی توحه کردم، تیلی نگران بودم و توحه کردن به این نگرانی دیدم که یکم بعضی موارد خیلی ضییف تکرار شد. درحال حاضر دارم سعی میکنم که ذهنم رو کنترل کنم و دوباره نتایج خوب یرو خلق کنم.
شادی خیلی گاهی وقتا چالش برانگیز باشه که باروکنمکه همهوجیمیتونه خوب پیش بره!این باروهوی قبلی بالاخره خیلی تکرار شده بودن،اما خوحشالم که ارموز هدایشت شدم به این فایل و یک تضاد دیگه ای هم که خوردم رو کمک کرد کمی بهتر بشم.
به خاطر اینکه پول رهنمون خیلی کم بود در یکی از محله های فقیرنشین کرج خونه اجاره کردیم و خونه هم خیلی کوچیک بود ،امامن باتوجه که از قوانین آگاه بودم و میدونستم که باتوجه کردن زندگی خودمون روخلق میکنیم ،من به نکات مثبت اون خونه ،پنجره ی بزرگی که داشت و همیشه نورالهی ازاونجا برمن میتابید ،ازدسترسی آسون به مغازه هاوفروشگاهها ،حیاطی که داشت و…توجه میکردم وباتمیزکردن خونه واحساس سپاسگزاری واحساس خوب داشتن واقعا زندگی میکردم .ولی اینو بگم احساسم مصنوعی نبودوخیلی راضی وسپاسگزاربودم وازطرف دیگه یه وقتایی واسه تفریح به محله های خوب شهر میرفتیم وله فراوانیی که هست در دنیا واین شهرتوجه میکردیم .
این شدکه بعداز6ماه کارهمسرم رشدکردو به خونه ای در یکی از بهترین محله های کرج هدایت وجابه جا شدیم
واقعا خداوندروسپاسگزارم که قانون گذاشته در دنیا ومنودراین مسیر قرارداد تا با استاد عزیزم وخانواده صمیمی(استاد)عباسمنش دادکام آشناوهم سو وهم فرکانس بشم.
استاد عزیزم چقدر خوشحالم وحس عالی دارم بابت این فایل اصلا خدا به صورت معجزه آسایی من رو هدایت کرد
من برام اتفاق به ظاهر بدی افتاد که جا داره اینجا برای اول خودم وبعد برای دوستانم تعریف کنم بخاطر داشتن سابقه ی کار خوب ونوع عملکردم در محل کارم مورد توجه مدیرم قرار گرفته بودم
به قول استاد عزیزم که میفرمایند شرک در دل مومن همانند مورچه ی سیاه بر روی سنگ سیاه در دل تاریکی شب پناه است.آره من مدیرم رو شریک خدا قرار دادم وبه حدی من این شخص برام مهم وارزشمند شده بود با اینکه یکسیری از درخواستها رو ازم میکرد که زیرآب بچه ها رو پیشش بزنم ومنم بخاطر اینکه بیشتر توی دلش قرار بگیرم بیشتر وبیشتر ولی با احساس بد انجامش میدادم (کلا ریشه کارم بد بود)خودمم میدونستم کارم اشتباه وخدا بارها وبارها بهم نشونه داد که بسه انجامش نده ازفکر این شخص بیا بیرون
وگذشت وگذشت وگذشت تا اینکه یک روزی بازم بخاطر اینکه بیشتر برم توی دلش وبهم بگه بابا ایول توچقدر خوبی که این حرف رو زدم.بازم خبر چینی کردم براش
چند روزبعدش یه حرفی بهم زد که قلبم کاملا شکست اونجا بود که فهمیدم چقدر راه رو اشتباه رفتم
همش روخودم مقصر میدونم خودم با افکارم اینها رو برای خودم جذب کردم چون 1-غیر خداروشریک قرار دادم2-نداشتن عزت نفس در نه گفتن
خدایا دورت بگردم که باز دستم رو گرفتی وبهم نشون دادی که تو خدایی نه بنده هات
این شرک داشتن متاسفانه اگر آدم حواسش نباشه خیلی آدم رو نابود میکنه
الان سه روزه که مرتب از خدا هدایت میخوام که چیکار کنم؟نکنم؟کجا برم و…
کنترل ذهنم رو باز بیشتر وبیشتر دستم میگیرم
اینم درسی برام داشت شاید الان ندونم ولی بعدها درسش رو میفهمم ومنم که هرلحظه زندگیم رو دارم خلق میکنم.
سلام به استاد عزیز
من محمدرضا هستم از دزفول من چند ساله دارم نت ورک مارکتینگ کار میکنم و تا امروز که دارم اینو مینویسم من نه درآمدی دارم نه پیشرفتی کردم، قبلا همه عواملات را مقصر میکردم، الان تو شرایط بسیار سختی زندگی میکنم حتی من 1000 تومانی درآمد ندارم، و الان تمام این چیزها را مقصر خودم میدونم چون من خاستم این چیزها برام بیفته با افکارم
درود بر خانواده بزرگ عباس منش. .
خدا رو شاکرم که پس از سالها تلاش بلاخره تو اون مسیری که همیشه دوست داشتم قرار گرفتم. . .
مسیری پر از لذت و آرامش و آگاهی. . .
به لطف خدا و تلاشهای استاد که برای من یک پیامبر محسوب میشه. . دارم به آگاهی که 15ساله دنبالشم،میرسم.. .
بعضی موقع که دارم به صحبت های استاد گوش میکنم،به خودم میگم چجوری استاد این آگاهی ها رو کسب کرده،آخه خیلی تو مطالب ریز شدن ،و چقدر موشکافانه ،همه چیو بررسی کردن. . من سالها ست در مورد ارتقا زندگیم دارم تلاش میکنم و تحقیق و مطالعه دارم. . هزینه های زیادی صرف کردم تا به درجه ای که میخوام برسم. .ولی خدا میدونه این چند ماه اخیر که دارم از آموزه های استاد پیروی میکنم. .چقدر موفق تر بوده. . با وجودی اینکه من سالهاست استادو میشناسم. . .
بازم شاکر خداوندم. . .
در مورد موضوع اول. . . .برا من خیلی تکرار شده. . اگه بخوام یکیشون مثال بزنم تا حل شدنش 6سال طول کشید. . .واقعا بهش یقین دارم
در مورد موضوع دوم. . . بازم شرایط بسیاری برام پیش اومده که با حس خوبم اوضاع بهتر بشه برام. .
ولی موضوع دوم از وقتی با استاد همراه شدم بیشتر برام ملموس شده و بیشتر اتفاق میافته. . . .
متشکرم مرد بزرگ. . .
بنام خدا
سپاس فراوان از آیه امروزم
سپاس از یادآوری پیمان ازلی ام
نشانه امروز :
توجه بر آن چیزی که میتوانم بهبود دهم.
یک سوی ماجرا:
باید روی خودم کار کنم برای نتایج بهتر
توجه نکردن به ناخواسته ها
خودم مقصرم اگه نتایج خوبی نمیگیرم
هر روز و هر لحظه باید قوانین رو عملی کنی
موثر ندانستن عوامل بیرونی
قدرت خلق شرایط دلخواه
صحبت نکردن در مورد سوی منفی و صحبت کردن سوی مثبت
Lv2:
حال آنکه با توجه بر نکات مثبت و کار کردن روی خودم شرایط بهتری را تجربه میکنم..
کردیت شو به چی / کی میدم!؟
فرض کن یکی میپرسه چرا برای تو در شرایط یکسان همچین اتفاقات خوبی میوفته؟
جوابت در اون لحظه چیه؟
قطعا به دلیل اینکه در مدار درک این مسائل نیست نمیتونی و نباید در مورد قوانین بهش چیزی بگی.
ولی این باعث نشه که خودزنی کنی و بگی شانسی بود و عملا کفران نعمت الهی کنی
میتونی با یه شوخی قضیه رو تموم کنی
میتونی سکوت کنی
میتونی درباره مسائل دیگه(مثبت) صحبت کنی.
سلام !
من در زمان کنکور دائم شاکی بودم که خدایا چرا مملکت ما نظام درستی نداره یا کنکور سخته همه رشته تجربی رو انتخاب میکنن چرا در آزمون های شبیه ساز به خواستم نمیرسم اما بعد ها فهمیدم که افراد با نصف مقداری که من درس میخواندم با رتبه های بدتر و مدرسه هایی که استعداد درخشان نبودن و استعداد کمتر به نتایج خیلی بهتری دست پیدا کردن این درس مهمی به من داد که نباید به شرایط بیرونی مرتبط دانست
سلام من چندماهی هست با سایت شما اشنا شدم و دارم با فایل های رایگان جلو میرم توی این مدت متوجه شدم که شما از طریق کار کردن با ضمیر ناخودآگاه و تثبیت داده ها و باورهای جدید در ضمیر ناخودآگاه به افراد می آموزید تا چطوری به خواسته هاشون دست پیدا کنن خواسته هایی که عموما در حوزه زندگی فردی و شخصی هستن از قبیل ثروت موفقیت های مالی یا سلامتی و…. سوال من اینه ایا این متدها قابل تعمیم به حوزه های اجتماعی یا سیاسی هست یا نه مثلا در حوزه اجتماعی یا سیاسی از طریق متدهای اموزشی شما میشه به آرمانهایی از قبیل ازادی و عدالت که دغدغه بشریت در تمام طول تاریخ بوده دست پیدا کرد؟ باتوجه به اینکه خود شما هم به ازاد بودن انسان و ازاد زیستن انسان عقیده دارید اینکه وقتی خداوند انسان رو خالق زندگی خودش افریده پس اولا اون رو ازاد افریده و درنتیجه ازادی که بهش داده گفته خالق زندگی خودت هستی میتونی از قوانین جهان هستی استفاده کنی یا نکنی ( یعنی در استفاده و بهرهبرداری از قوانین دنیا ازاد هستی) پس ایا میشه گفت که اگر تعداد زیادی از انسانها روی باور دستیابی به مفاهیمی از قبیل ازادی( اعم از ازادی بیان پوشش دین مطبوعات و…) در ذهن خودشون کار کنن یک جامعه نهایتا به این مهم دست پیدا میکنه و چگونه این امر امکانپذیر خواهد شد اگر راجع به این مسئله توضیح بدید ممنون میشم
و سوال بعدیم در مورد اتفاقات اخیر جامعه ایرانه من کاملا متوجه فرمایش شما هستم که میگید ما مسئول هر انچه در زندگی خودمان هست و هرآنچه در پیرامونمان وجود داره هستیم که به نوعی همون آموزههای دکتر هیولن و متد مردمان هاوایی هست که مسئولیت هرآنچه را که هست بپذیریم ولی برای سم زدایی و پاکسازی یک جامعه از یکسری آلودگی ها ایا تنها راه حل و نجات همینه؟ و اگر بپذیریم تنها همینه که با خیزش و جنبش مردمی که برای تغییر به وجود اومده به تعارض میخوریم!
این دوتا قضیه به نظر شما قابل جمع هستن باهم یا کاملا در دو قطب متفاوت سیر میکنند. اینکه ما توان تغییر قوانین یه مملکتی رو نداریم ایا خودش یه باور محدود کننده نیست؟! قوانین از بستر خواست های یک ملت بیرون میان و در نهایت در جوامع دموکرات نظر اکثریت یک جامعه با رای گیری یا همه پرسی تبدیل به قانون مورد پسند جامعه میشه پس میشه قائل به این باشیم که میتوان قانون بد یا ظالمانه یا نامطلوب رو کنار گذاشت تا به قانون مورد پسند پذیرش جامعه تبدیل بشه سوال اینه که چگونه این فرآیند قابل اجراست
و مطلب بعدی اینکه شما در فایل نق زدن یا غرزدن در مورد ناکامی و شکست در فوتبال رو به نوعی مقایسه کردید با اعتراضات اینروزهای مردم، تفاوتی که بین این دوتا مسئله هست اینه که کسی که در یک امری شکست میخوره و شکست رو متوجه عامل بیرونی میکنه با کسی یا کسانی که برای دستیابی به حقوق بنیادین شون برای یک زندگی کاملا عادی مثل اینکه ترس نداشته باشن ازینکه جوونشون وقتی میره بیرون از منزل کشته نشه، سالم برگرده یا به هردلیلی دستگیر نشه یا ۴۰ سال با تورم دو رقمی زندگی نکنند، تفاوت اساسی وجود داره و قابل مقایسه نیست ینی این موارد رو دیگه نمیشه به غر زدن و شاکی بودن از شرایط بسط داد و اتفاقا در چنین شرایطی تصمیم گیری مقام مسئول در جامعه بر سرنوشت خیلی های دیگه تاثیر گذار خواهد بود که تفاوتی از مرگ تا زندگی ایجاد کنه.
در اخر اینم اضافه کنم من خیلی دوس دارم ایمانم به باورهای جدیدی که اشنا شدم رو افزیش بدم ولی احساس میکنم تا از نظر منطقی نتونم به ذهنم این موارد رو بقبولانم ایمانم قدرتمند نمیشه خیلی ممنون میشم اگر مثل همیشه با توضیحات جامع و کاملتون سوالای بنده رو پاسخ بدید
سلام به استاد و همه دوستان همفرکانسی عزیزم.
تجربه شخصی من از اینکه فکر میکردم شرایط بیرونی در موفقیت من تاثیر داره :من زمانی که دبیرستان بودم تویه یه مدرسه نزدیک خونمون توعه شهرستان درس میخوندم ولی فکر میکردم که اگر برم تویه مدرسه خوب تویه مرکز استان درس بخونم خیلی بهتره و خلاثه شروع کردم درس خوندن تا تویه ازمون مدرسه تیزهوشان استان اصفهان قبول بشم .سال دهم رو کامل درس خوندم مثه یه کنکوری و قبول شدم و تویه اون مدرسه دلخواه درس خوندم .سال 98 من کنکور دادم و رتبه1700شدم. اما الان که برمیگرردم به قبل میبینم هیچ فرقی نکرد .من هر جا بودم همین رتبه رو میاوردم .و اتفاقا بهم ضربه هم زد اینکار .به این خاطر که من سال دهم الک درس خوندم و ار لذت هایی که میتونستم تویه اون سن ببرم ممحروم شدم.و اصلا کلا بعد فهمیدم که درس خوندن تویه مسیر علایق و شرایط من نیست و الان ارایشگرم و بسیار راضی ام که به لطف خدای نهربان راهمو پیدا کردم.الان ک دارم روانشناسی ثروت 1 رو گوش میکنم کاملا برام بدیهیه که عوامل بیرونی کوچک ترین تاثیری در زندگی و موفقیت مان ندارند و این باورهای منه که داره اتفاقات و شرایط زندگی منو میسازه.
خیلی ممنونم از شما استاد که دستی از سوی دستان خدا هستید وخدارو بسیار شکر میکنم که اینجا و در این جمع هستم
سلاماستاد عزیزم
من میخوام که امروز یک مسئله اخیر رو بگم.
مدتی بود که نجواهای ذهنی و کلا افکارخودمم درگیر گذشته شده بود و یکسری تضادهایی که خورده بودم، مدام نگرانی بود که نکنه تکرار بشه و خلاصه مدتی درگیرش بودم، خب اخیرا به این نتیجه رسیدم که بیخال قبل بشم و اصلا اگر اون تضادها نبود شاید نمیتونستم بفهمم دقیقا چی میخوام در زندگی و خلاصهدسعی کردم بیخال شم.
اما خب تو این مدتی که خیلی توحه کردم، تیلی نگران بودم و توحه کردن به این نگرانی دیدم که یکم بعضی موارد خیلی ضییف تکرار شد. درحال حاضر دارم سعی میکنم که ذهنم رو کنترل کنم و دوباره نتایج خوب یرو خلق کنم.
شادی خیلی گاهی وقتا چالش برانگیز باشه که باروکنمکه همهوجیمیتونه خوب پیش بره!این باروهوی قبلی بالاخره خیلی تکرار شده بودن،اما خوحشالم که ارموز هدایشت شدم به این فایل و یک تضاد دیگه ای هم که خوردم رو کمک کرد کمی بهتر بشم.
سلام خدمت استاد عباس منش عزیزم
درمورد خودم اگر بگویم من درمحل کارم این حس غر زدن و حس قربانی را داشتم البته حتی خود مدیریت هم بامن
موافق بود و خیلی به راحتی می گفتند شما پارتی نداری و پارتی انها دارند برایشان کار می کنند و این کلمه مدت
بیست سال روی اعصاب من خیلی اثر گذاشت بطوریکه من می توانستم خیلی با سیاست رفتار کنم و پس از بیست
و سه سال خدمت بدون گرفتن هیچ حق قانونی خودم حتی پاداش اخر خدمتم سرم بیاندازم و بیایم بیرون از اداره
البته اعصابم را برداشتم و امدم بیرون و از انجا که خدا با من بود راههای بسیار خوبی به روی من بازشد و دروازه
ای از نعمت به روی من گشوده شد و من از این بابت هزاران مرتبه از خداوند سپاسگزارم
سلام به استاد عزیزم ومریم خانم شایسته گل…
یکی ازتجربه های خودم اینه که
من و همسرم که بهمن1401به کرج مهاجرت کردیم
به خاطر اینکه پول رهنمون خیلی کم بود در یکی از محله های فقیرنشین کرج خونه اجاره کردیم و خونه هم خیلی کوچیک بود ،امامن باتوجه که از قوانین آگاه بودم و میدونستم که باتوجه کردن زندگی خودمون روخلق میکنیم ،من به نکات مثبت اون خونه ،پنجره ی بزرگی که داشت و همیشه نورالهی ازاونجا برمن میتابید ،ازدسترسی آسون به مغازه هاوفروشگاهها ،حیاطی که داشت و…توجه میکردم وباتمیزکردن خونه واحساس سپاسگزاری واحساس خوب داشتن واقعا زندگی میکردم .ولی اینو بگم احساسم مصنوعی نبودوخیلی راضی وسپاسگزاربودم وازطرف دیگه یه وقتایی واسه تفریح به محله های خوب شهر میرفتیم وله فراوانیی که هست در دنیا واین شهرتوجه میکردیم .
این شدکه بعداز6ماه کارهمسرم رشدکردو به خونه ای در یکی از بهترین محله های کرج هدایت وجابه جا شدیم
واقعا خداوندروسپاسگزارم که قانون گذاشته در دنیا ومنودراین مسیر قرارداد تا با استاد عزیزم وخانواده صمیمی(استاد)عباسمنش دادکام آشناوهم سو وهم فرکانس بشم.
خدایارونگهدارهمگی ماباشد…
سلام خدمت استاد عزیزم ومریم جانم
استاد عزیزم چقدر خوشحالم وحس عالی دارم بابت این فایل اصلا خدا به صورت معجزه آسایی من رو هدایت کرد
من برام اتفاق به ظاهر بدی افتاد که جا داره اینجا برای اول خودم وبعد برای دوستانم تعریف کنم بخاطر داشتن سابقه ی کار خوب ونوع عملکردم در محل کارم مورد توجه مدیرم قرار گرفته بودم
به قول استاد عزیزم که میفرمایند شرک در دل مومن همانند مورچه ی سیاه بر روی سنگ سیاه در دل تاریکی شب پناه است.آره من مدیرم رو شریک خدا قرار دادم وبه حدی من این شخص برام مهم وارزشمند شده بود با اینکه یکسیری از درخواستها رو ازم میکرد که زیرآب بچه ها رو پیشش بزنم ومنم بخاطر اینکه بیشتر توی دلش قرار بگیرم بیشتر وبیشتر ولی با احساس بد انجامش میدادم (کلا ریشه کارم بد بود)خودمم میدونستم کارم اشتباه وخدا بارها وبارها بهم نشونه داد که بسه انجامش نده ازفکر این شخص بیا بیرون
وگذشت وگذشت وگذشت تا اینکه یک روزی بازم بخاطر اینکه بیشتر برم توی دلش وبهم بگه بابا ایول توچقدر خوبی که این حرف رو زدم.بازم خبر چینی کردم براش
چند روزبعدش یه حرفی بهم زد که قلبم کاملا شکست اونجا بود که فهمیدم چقدر راه رو اشتباه رفتم
همش روخودم مقصر میدونم خودم با افکارم اینها رو برای خودم جذب کردم چون 1-غیر خداروشریک قرار دادم2-نداشتن عزت نفس در نه گفتن
خدایا دورت بگردم که باز دستم رو گرفتی وبهم نشون دادی که تو خدایی نه بنده هات
این شرک داشتن متاسفانه اگر آدم حواسش نباشه خیلی آدم رو نابود میکنه
الان سه روزه که مرتب از خدا هدایت میخوام که چیکار کنم؟نکنم؟کجا برم و…
کنترل ذهنم رو باز بیشتر وبیشتر دستم میگیرم
اینم درسی برام داشت شاید الان ندونم ولی بعدها درسش رو میفهمم ومنم که هرلحظه زندگیم رو دارم خلق میکنم.
استاد عزیزم ممنونم ازت بابت این فایل بینظیرت.