دستور العمل «خانه تکانی ذهن، گام به گام» - صفحه 35 (به ترتیب امتیاز)

405 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محمد گفته:
    مدت عضویت: 209 روز

    سلام میخوام پروژه رو شروع کنم.

    چند تا سوال برام ایجاد شد، یکی اینکه شما میگید با تمرکز بالا از فایل استفاده کردید دقیقا یعنی چی کار کردید که معنیش میشه تمرکز بالا؟

    دوم : شما در صحبت هاتون مراحل زیادی رو برای استفاده از این پروژه گفتید اینکه گوش بدیم نکته برداری کنیم تعقل کنیم افکار رو تکرار کنیم و تبدیل به عادت فکری کنیم جملات تاثیر گذار رو بنویسیم. اینها یکم سختگیرانه و زیاد نیست؟ این کارها که خیلی بیشتر از دو سه ساعت زمان میبره. بعد اینکه در مورد اون جملات تعقل کنیم یعنی چی؟ مگه فرمول ریاضی هست که تعقل کنیم درش؟ متوجه منظورتون نشدم واضح تر بیان کنید. تکرار کردن افکار یعنی چی مثل ذکر گفتن باید یک سری فکر رو تکرار کنم؟ چند بار باید تکرار کنم؟

    میان صحبت هاتون گفتید خونتون رو برای انرژی مثبت بشه بالا تا پایین تمیز میکنید. یعنی دقیقا چطوری تمیز میکنید که انرژیش مثبت میشه؟ مثلا من میخوام اتاقم انرژیش مثبت بشه جارو گردگیری کافیه یا مثلا بشینم فرش رو جمع کنم طی بکشم و زیر تخت رو هم تمیز کنم و ..؟ یک توضیحی در مورد اینم بدید.

    ممنون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    مینا محسن پور گفته:
    مدت عضویت: 272 روز

    درود و احترام

    من زمان زیادی نیست که توی سایت عضو شدم و دارم به صورت جدی به اموزه های استاد جان گوش میکنم و درواقع ابتدای مسیر هستم، در کنارم یک همکار زبده هم دارم که ایشون برام راه رو هموارتر کردن و با اشتیاق مسیر رو برام تشریح میکنن، امروز تصمیم گرفتیم که دوره خانه تکانی ذهن رو اغاز کنیم، من یک مقدار خسته بودم و دوست داشتم سریع تر کارم تموم بشه و برم خونه، اما نوبت دکتر هم داشتم و در مواقع عادی بیش از یک ساعت و نیم باید توی مطب منتظر بمونم تا پزشک من رو ببینه، امروز در حالی که خسته بودم اما بسیار حالم خوب بود و اسوده خاطر بودم، زمانی که رفتم و وارد مطب شدم خانم منشی پروندمو گرفت و یه داستان برام تعریف کرد و‌گفت به حمایتم نیاز داره که پیش پزشک ازش دفاع کنم و من بهش اطمینان خاطر دادم که تجربه شخصیم از برخورد منشی با خودم رو با پزشک در میون میذارم و اون هم بدون معطلی منو فرستاد داخل، اصلن باورم نمیشد، به همکارم پیام دادم و بهش گفتم و ایشون هم کلی خوشحال شد و من همون لحظه به یاد قانون بدون تغییر خداوند افتادم و سپاسگزاری کردم، این یک نشونه صریح برای من بود که بی معطلی وارد این راه زیبا و پر نور بشم. از شما صمیمانه سپاسگزارم، در پناه خدا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    مسعوده احمدیار گفته:
    مدت عضویت: 692 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام خدمت شایسته بانو و تمامی دوستان عزیزم ، واقعا سپاسگذار خداوندی هستم که مدام و هر لحظه بصورت دقیق مواظب تک تک مخلوق خودش است واقعا نمیتونم اصلا نمیدونم حد توانایی مدیریت و عدالت خداوند را تصور شوم، من مدتهاست شاید حدود اصلا 3 ماه که درگیر ذهنی داشتم بخش مسائله رابطه عاطفی بود، آنهم که من قبلا داستان شو گفتم که من با بوی فرند ام کات کردم یعنی من آدم صادق و پاک دلی هستم دوست دارم وقتی با کسی در رابطه هستم متعهدانه بمونم و اجازه بدم جهان کبوتر با کبوتر شو توی زندگیم رقم بزنه و این اتفاق برا من مزیت های فراوانی داشت مهمترین مزیت اش این بود که فهمیدم من نه تنها فقط زمانی که با بوی فرند ام حرف میزنم خوشحالم بلکه من حتی بدون بوی فرند یک آدم خوش خیال و راحت و خوشحالی هستم و این موجب شد وابسته تر به خ‌دم بشوم تا آویزون ب بقیه، و دیگر مزایا های فراوانی داشت که فعلا نمیخوام واردش بشم ولی چیزی که ذهن منو درگیر کرده بود این بود که بین دو راهی قرار گرفته بودم من بعد آن فرد، کسی رو پیدا کردم که دقیقا تیپ مورد علاقم بود ولی وقتی با همون تیپ مورد علاقم صحبت کردم دیدم کوچکترین علاقه یی بهش ندارم و این ذهن منو درگیر کرد من با چن افرادی دیگه یی که بهم پیشنهاد داده بود صحبت کردم هم بهشون علاقه نکردم ولی میدیم به آن فرند سابقم علاقه دارم ولی باتوجه به ویژه گی های که میخوام، من اون فرد رو نمیخوام و…. و فایل های معرفی کشف قوانین رو گوش دادم گفتم احتمالا در مورد روابط باور های نامناسب دارم ولی پول تهیه دوره رو نداشتم فرداش از صبح برخواستم د نشونه مو زدم گفتم خدایا چکار کنم که این دستورالعمل گام ب گام اومد و الان اولین روز شروع منه البته از همین دستورالعمل ب بعد و دوست دارم متعهدانه رد پاهای از خودم بجا بذارم و مطمئن هستم اگه خداوند اینقد دقیق منو اینجا هدایت کرده پس جواب تمام سوالاتم و راه حل هام اینجاست

    در پناه رب وهاب در آرامش و سعادت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    مسعود اسماعیلی دوغ آباد گفته:
    مدت عضویت: 373 روز

    با سلام خدمت استاد عباس منش و دوستان سایت عباس منش در این پروژه

    منم داشتم دنبال پروژه تغییر را در آغوش بگیر می‌گشتم که دیدم اینجام و گفتم الان وقت بوده که این جا باشم یک بار دیگر شروع کردم اما ادامه ندادم

    اما این بار مصمم به اجرا شدم و می خواهم تا پایان با شما عزیزان هم سفر باشم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    دنیا صالحی گفته:
    مدت عضویت: 163 روز

    امید به خدا

    الان در شرایطی هستم ک بیکار و از لحاظ مالی و مداری و فرکانسی بسیار پایین

    امید به خدا این گام 28روزه رو قدم برمیدارم و مطمعنم همین الآنم هم مدارهایم‌عوض شده ک میخام این قدم رو بردارم

    شروع میکنیم ب امید خودش ک من رو هدایت کرد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    محمود کندری گفته:
    مدت عضویت: 89 روز

    سلام وقت بخیر عرض ادب و احترام

    چند روز بیشتر نیست دارم به فایلهای هدیه گوش میدم با اینکه مشکلات زیاد دارم وگره زیادی در زندگی دارم ولی احساس میکنم حالم بهتره

    خدا خیرتون بده کاش زودتر آشنا میشدم

    هدایت شدن از طرف خود خدا صورت میگیره ولی باید خودت خواسته باشی من به این نتیجه رسیدم که همه راه‌ها رو رفتم ودر سن 44 سالگی نه تنها موفق نشدم بلکه کم آوردم خدا رو شاکرم که درب رحمت رو بروی من باز کرد سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    اوین ناظمی گفته:
    مدت عضویت: 149 روز

    با سلام خدمت استاد بزرگم وخانم شایسته عزیزم وهمه دوستان عزیز

    نشانه هدایت امروزم همین خانه تکانی ذهنی گام ب گام است

    امیدوارم 28 گامهایم رو با موفقیت انجام دهم یه حس خوبی دارم هنو هیچ چیزی رو شروع نکردم

    از خدای عزیزم میخاهم این مسیر رو برام هموار کنه تا بیشتر پیشرفت کنم صفرتا صد خدای عزیزم من اماده دریافت هدایت هایت هستم

    ب امید پیروزی همه خانواده استادعزیز عباس منش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    Bashir Basir گفته:
    مدت عضویت: 1071 روز

    باسلام خدمت استاد عزیز و دوست داران خدا!

    حمد و سپاس و شکر فراوان از بابت این رهنمایی ات خدایا که مرا به این سایت هدایت کردی. تنها خداوند میداند که نیازمندی این آگاهی ها بودم و به این دوره ضرورت داشتم.

    اکنون که این را مینویسم ذهنم درگیر اضطراب و ترس و ناآرامی و پریشانی و سردرگمی وپوچی است و واقعا ذهنم ضرورت به یک خانه تکانی کامل دارد تا باور های که باعث این افکار و ترس و ناآرامی در وجودم شده را دور بیندازم.

    با توکل به خدا امشب شروع میکنم و انشاالله نتایج اش را هرشب زیر فایل میگدارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    نیایش گفته:
    مدت عضویت: 616 روز

    سلام به استاد و مریم خانوم

    چند روزه از فرکانس خوب خارج شده بودم و رفتم زدم رو مرا به سوی نشانه ام هدایت کن و این صفحه ی پر از آگاهی و چیزی که قدم به قدم میخواستم رو خدا بهم داد و باز هم به من ثابت شد که خدا به من نزدیکه

    و از این لحظه قراره پروژه خانه تکانی ذهن رو به هدایت خدا شروع کنم

    خدایا شکرت بابت هدایت های الهی که از آموزه های استاد یاد گرفتم

    این سایت بی نظیره

    ازتون ممنونم بابت بهبود دادن و عالی تر کردن این سایت فوق العاده عاشقتونممم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    ژاله نقوی علائی گفته:
    مدت عضویت: 1892 روز

    به نام الله یکتا

    سلام مریم عزیز و دوست داشتنی

    چقدر صدات و فرکانست زیبا و دوست داشتنی هست

    اینقدر فرکانس این فایل بالاست که دلم می خواد تک تک جملاتش رو مکتوب کنم تا کاملا بشینه در روح و جان و باورم

    من ژاله امروز 2 مهر ماه 1403 به خودم و خدای خودم تعهد می دم که در این مسیر خانه تکانی در این 30 روز همراه دوستان همفرکانسی ام خانه ذهنم را حسابی پاک و پاکیزه کنم و آسان شوم برای آسانی ها

    به امید خدا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: