دستور العمل «خانه تکانی ذهن، گام به گام» - صفحه 22

405 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    n گفته:
    مدت عضویت: 1623 روز

    درود خداوند به شما خانم شایسته و استاد عباسمنش عزیز،

    بنده بیشتر از دوسال هست که در سایت عضو هستم منتها همونجور که استاد همیشه می‌فرمودن، تعداد روز عضویت مهم نیست و تعداد نتایجی که از عمل به آموزه‌ها حاصل میشه مهمه،

    بارها تصمیم گرفتم که زندگیم رو تغییر بدم، تا به امروز هم لنگان لنگان به نتایج کوچکی که لازمه‌ی تغییر من بوده دست پیدا کردم، ولی همیشه یک چیز هست که لنگ میزنه، و اون هم اینه که من حالم با خودم خوب نیست، هربار که تصمیم میگیرم و چندروزی رو عمل میکنم ولی دوباره با یک لغزش از مسیر خارج میشم و همه مسائل و افکاری که سعی در تغییرشون داشتم دوباره من رو احاطه می‌کنن،

    برای من پر واضحه که اگر لنگان لنگان دارم زندگیم رو پیش میبرم دلیلش فقط و فقط اینه که لنگان لنگان ایمان دارم و لنگان لنگان عمل میکنم،

    جوری که احساس می‌کنم اگر بعد از هر بار لغزش دوباره به مسیر برمیگردم دلیلش فقط اشتیاقی هست که به خداوند دارم و همین تنها ثابت زندگی من بوده که هیچوقت تغییرنکرده،

    این اشتیاقه که من رو به مسیر برمیگردونه ولی باورها و افکار ناشی از بی‌ایمانیه که من رو از مسیر خارج میکنه.

    توی این چندسالی که در تلاش برای استقلال زندگیم بودم، تا به امروز به هرکاری که دست زدم فیلد شده، و بر این باورم که هرچه میکشم از عملکرد خودم و افکار درونیمه،

    امروز صبح که بیدارشدم بلافاصله با یک مشکل اساسی که بارها درگیرش شده بودم دوباره مواجه شدم، این بار با بغض گفتم خدا بزرگه بالاخره من بنده‌ی خودشم بالاخره یه راهی نشونم میده مگه کی جز اون کاری از دستش ساخته‌ست؟

    تلگرام رو باز کردم با پستی از کانال استاد مواجه شدم: یک خبر خوب…

    لینک رو بازکردم و فایل حاضر رو پلی کردم، با اینکه همزمان با فایل داشتم کارای دیگه رو انجام میدادم، کنارش گذاشتم و همزمان با صحبتای شما شروع به نوشتن کردم: من توی این نقطه تورو رها میکنم و تسلیم میشم…

    رسیدم به جایی که شما گفتید: اگه اینجا هستی و با این پروژه هم‌مدارشدی، این اتفاقی نیست بلکه پاسخیه از طرف خداوند به درخواستی که ازش داشتی…

    اشک از چشم‌هام سرازیر شد، خدا همیشه به سوال‌هام خیلی زود جواب داده بود، این بار هم مثل همیشه و حتی زودتر از همیشه باهام با کلام شما سخن گفت و به وعده‌ای که داده بود بازهم مثل همیشه عمل کرد..

    ادعونی استجب لکم.. اجیب دعوه الداع اذا دعان..

    الان که این کلمات رو مینویسم اشک‌هام با شدت و لذت بیشتری درحال ریختنه… قربون قشنگیِ خدا برم که هرچقدرم از مسیرش خارج بشی بازهم منتظر اشاره‌ای از برگشت توعه تا برت گردونه و از نو بسازتت..

    میدونم که همه این روزها و مسائل رو به لطف الله و با کمک خودش ازش گذر میکنم، و یک روز میام و اینجا برای شما و استاد عزیز و دوستان خوبم از آرامش و حال خداییم میگم ..

    چون شکی ندارم که بالاخره به بزرگترین آرزوم میرسم، رضایت الله..

    یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    عادل امامی گفته:
    مدت عضویت: 2675 روز

    سلام خانم شایسته عزیز و استاد عباس منش گرانقدر و دوست داشتنی

    من دو سه روز بود که توی سر رسیدم از خداوند هدایت می خواستم

    هدایتی از جنس خودش در تمام زمینه ها مثل کاری ، مالی ، روابط ، حرف زدن ، سکوت و….

    به خدا گفتم خدایا تو همیشه معجزه ت رو نشون می دی پس به من کمک کن تا منم ایمانم رو با عمل کردن به الهاماتم نشون بدم و بشه از من حرکت از تو برکت

    تا اینکه امروز که تلگرام رو باز کردم تا به یکی از دوستان پیام بدم به طور اتفاقی دستم خورد به کانال خودمون خواستم خارج بشم و پیامم رو بدم که یهو دیدم که این پست رو شما گذاشتید و فهمیدم که این همون هدایته

    و دیگه همه چی رو رها کردم و الان حدود یک ساعت و نیم هست که چسبیدم به این پروژه الهی.

    وقتی شروع کردم و شما گفتید که دوساعت زمان برای این پروژه خالی کنیم من از خدا خواستم که این کار رو برام انجام بده و جالبه که تا الآن هیچ مراجعه کننده ای نداشتم و در آرامش کامل دارم انجامش میدم هرچند ذهنم داره یکم چموشی می‌کنه و میگه پس فلان کار که باید انجام می شد چی ؟ نمی خوای پیگیری کنی ؟ میگم چشم اونم به موقع ش. اما نمیدونه که سپردمش به خدا چون سمت خودم رو انجام انجام دادم و البته بعد از اتمام دوساعت امروز پیگیری لازم رو می کنم.

    این اتفاق امروز میتونن بهترین اتفاق این هفته برام باشه که من از قلبم از خدا خواستم و اون اجابت کرد پس با توکل بهش این مسیر لذت بخش و پر از نعمت رو با شما و دوستان عزیز شروع میکنم و

    از شما ممنونم که همیشه در بهترین زمان ممکن از راه می رسید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    فریبا حبیبی گفته:
    مدت عضویت: 929 روز

    بنام خداوند عشق و زیبایی ها

    بنام خداوندی که به درخواست های ما پاسخ میده

    سلام و عرض ادب خدمت استاد عباسمنش و استاد خانم شایسته عزیزم.

    خانم شایسته جان چقدر صدای تان آرامبخش و دلنشین است من فکر کنم 4 بار این فایل گوش دادم و نکته برداری کردم و لذت بردم از صدای آرامشبخش تان..

    من مدت ها بود که از خداوند خواسته بودم بمن کمک کنه که بتونم هر روز تایم مشخصی را بزارم برای خودم و روی باور هایم کار کنم.

    و وقتی این پروژه آماده شد متوجه شدم که خداوند به در خواستم پاسخ داد

    من فریبا حبیبی تعهد میدم که از تاریخ امروز 4 شنبه 4 مهر 1403 پروژه خانه تکانی ذهن را طبق دستورالعملی که خانم شایسته فرمودن عملی میکنم

    و مسائل و خواسته های که ذهنم را درگیر کرده میزارم کنار

    در حال حاضر خواسته ای من روابط عاشقانه پایدار است و همچنان ساختن عزت نفس و احساس لیاقت بی قید و شرط

    این در حالی است که در مورد روابط عاطفی حس ناامیدی دارم

    ولی همین جا بخودم یادآوری میکنم که من خالق بی چون و چرای زندگی خودم هستم و همینگونه که خداوند خواسته های دیگر منو اجابت کرد قطعا خواسته ای روابط عاطفی موفق منم اجابت شده از سمت خداوند اما باور های مخربی که دارم اجازه نداده من تاکنون دریافتش کنم

    خدایا ایمان دارم تو سمت خودت را درست انجام میدی و بابت این موضوع سپاس گزارم ازت

    خدایا بمن همت بده بمن شجاعت بده که بتونم منم سمت خودم را درست انجام بدم و تغییر کنم

    آمیـن.

    خدایا سپاس گزارم بابت همه چیز

    سپاس گزارم بابت وجود استاد عباسمنش و استاد شایسته

    در پناه الله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    Nafis گفته:
    مدت عضویت: 1336 روز

    می‌توانی، می‌توانم، می‌شود؛ نه! شک نکن

    باورم کن تا «نباید» را «فقط باید» کنیم

    زندگی جاریست؛ بسم الله، از آغاز راه

    نقطه‌های مشترک را می‌شود ممتد کنیم

    “قیصر امین‌پور”

    نکات فایل:

    1-بهبودهای کوچک اما مستمر

    2-هر روز یک گام به اصل نزدیک‌تر

    3-من باشم و آگاهی‌های فایل، یعنی تمرکز روی کار در حال انجام

    4-تکرار آگاهی‌ها در ذهن و قلب

    5-اصل و ریشه همه چیز توحید است

    6-می‌تونیم از زاویه‌های مختلف، از دیدگاه های متفاوت به اصل که همون توحید است برسیم

    7-اجرای توحید به صورت کاربردی

    8-کنترل ذهن در هر موقعیتی که هستی

    9-درگیر کردن ذهن به صورت مستمر و روزانه با این آگاهی‌ها

    10-ساکت‌تر شدن ذهن در ایجاد ترس و نگرانی ، هماهنگ‌تر شدن ذهن و قلب با هم و شنیدن صدای الهامات بهتر

    11- گفتگوهای ذهنی بهتر ، نزدیک‌تر شدن به درون با پاک کردن زنگارها

    12-تجسم یعنی هدایت کردن انرژی فکری در مسیر خواسته‌ها

    13-پاک کردن ذهن از باورهای شرک آلود و ترس و نگرانی و هر فکری که به احساس بد می‌انجامد سبب هدایت خود به خودی انرژی فکری در مسیر خواسته‌ها می‌شود. چون فاصله ما و اصلمون برداشته می‌شه و ما به اصلمون وصل میشیم

    14-دریافت مرتب ورودی‌هایی که اصل هستند باعث وصل شدن ما به خداوند می‌شود که باعث میشه دیگه ترس و غم نداشته باشیم خوشبین هستیم و انتظارات مثبت در مورد آینده داریم همه چیزو ساده می‌بینه و خواسته‌ها رو امکان‌پذیر باور می دونه به فراوانی باور داره و خودش رو لایق تجربه های نعمت های بهتر می‌دونه و درگیر چگونگی بوجود آمدن چیزی نیست

    15- بهبودهای کوچک اما مستمر لاجرم باعث هدایت خود به خودی انرژی فکری در مسیر خواسته‌ها، عادت نظارت بر ذهن و گفت وگو های ذهنی ،توجه مدام به احساس،هم جهت شدن ذهن و روح

    16- درخواست‌های خوب از خدا داشته باشیم درخواست رشد از مسیر آسان و هموار

    17-آگاهانه 100٪ تمرکز روی رشد

    18-هر از چند گاهی خونه تکونی کلی لازم است

    دستورالعمل‌های پروژه

    1/ استراحت ذهنی رها کردن هر چیزی که راهکاری براش نداری یا خواسته‌ای که چگونگیش رو نمی‌دونی و درگیرش هستی.

    بگو من تو این نقطه تو رو رها می‌کنم تسلیم میشم و حل این مسئله رو از خونه تکونی افکار ذهنیم شروع می‌کنم این اولین قدم من است. من اجازه میدم ین آگاهی‌ها منو به سمت راهکار و قدمی هدایت کند که لازم است از طرف من برداشته شود.

    2/ شرط استمرار خالی کردن دو ساعت در روز خودخواهانه برای خودم به مدت یک ماه

    3/مدیریت کردن کارهای روزانه برنامه‌ریزی و خالی کردن دو ساعت هر روز.

    4/در این دو ساعت فقط ای آگاهی‌های فایل همان روز نشستن و همه چیز را رها کردن

    5/تمرکز غیرقابل مذاکره با آگاهی‌های آن فایل در آن دو ساعت

    6/شنیدن کلام هدایتگر از طرف خداوند شاید اول واضح نباشه

    7/هوشیارانه نکته برداری تعقل و تبدیل آگاهی‌ها به عادت‌های فکری.

    8/نوشتن و تکرار جملات تاثیرگذار ش برای ایجاد افکار جدیدی که باید تکرار شوند.

    9/ثبت رد پای آن روز.

    نتایج:

    *ایجاد خود به خودی تغییرات درونی.

    *آرامش درونی

    *قوی‌تر شدن صدای قلب

    *خاموش‌تر شدن صدای نجواها

    *مدت زمان بیشتری متصل ماندن با انرژی منبع همان خداوند

    *دیدن زیبایی‌های زندگی بیشتر

    *پیدا کردن دلایل بیشتری برای سپاسگزاری

    *روانتر شدن زندگی

    *حل شدن خیلی از مسائل خود به خود

    *به وجود نیامدن خیلی از مسائل در زندگی

    *خارج شدن از مسیر مقاومت‌های ذهنی با کم کردن مقاومت‌های ذهنی

    *حرکت در مسیر صراط المستقیم

    *بزرگ شدن ظرف وجود و رشد احساس لیاقت

    *بالا رفتن استانداردهای شخصیتی

    * تغییر نوع نگاه و عملکرد

    *دنبال راهکارها و ایده‌های جدید بودن

    *جدا شدن از اکثریت

    *از نو برنامه‌ریزی شدن ذهن با آگاهی‌های خداگونه

    *کمتر شدن فاصله فرکانسی به صلح رسیدن با خود و آرامش

    * کوچک شدن مسائل و مشکلات در ذهن

    *گفتگوهای ذهنی جدید از جنس ایمان توکل امید امکان‌پذیری خواسته‌ها انتظارات مثبت در مورد روزهای خوش آینده

    * معجزه ی پاسخ داده شدن نیازها از مسیر هموار

    #پروژه خانه تکانی ذهن = فرصت برای ایجاد عادت‌های قدرتمند کننده= هدفمند زندگی کردن=نظارت بر ذهن=همکاری با قلب و امیدها امکان‌پذیری های قلب =آسون شدن برای آسونی‌ها=تمرین روزانه همکاری با باورهای قدرتمند کننده و دیدن معجزات

    پس برای اولین قدم لبیک بگویم به پاسخ خداوند به درخواستم و اولین گام را بردارم.

    با توکل به خدا 781

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    مسعود تربتی نژاد گفته:
    مدت عضویت: 1961 روز

    سلام دورود به شما خانم شایسته عزیز

    خانم شایسته این فایل صوتی که شما از خودتون گذاشتین این فایل کل دوره های استاد و اموزشهاش نمایانه

    خانم شایسته من دیگه خدایی مغزم داره منفجر میشه از این رفتار و شخصیت شما .اخه این چه عشقیه چه ذوق و شوقیه که در شما خداوند بیدار کرده و شما اینقدر با دقت و با عشق و رایگان این همه زحمت داری برامون میکشی و این همه گوهر از دهانتون خارج میشه اونم چی رایگان اخه ای خدا تو داری با ما چیکار میکنی و ما اینقدر غافلیم بخدا .ای خدا این عشق این شوق این ارامش این شخصیت این ورژنی که از خانم شایسته عزیز ساختی البته که خانم شایسته خییییلی خییییلی داره رو خودش هم کار میکنه ماها رو هم کمک کن هدایتمون کن در این مسیر ثابت قدم باشیم چون به اسمت قسم خداجون اینهای که خانم شایسته داره از زبان شما به ما میگه میلیارد می ارزه و خانم شایسته عزیز داره رایگان در اختیارمون میزاره .خانم شایسته شما با این کارتون همین اول کار به عنوان درس اول یاد دادی که همچی برای پول کار کردن نیست ما از شما امروز یادگرفتیم عشق و علاقه و ذوق وشوق و سپاسگزار بودن مهمتر از پوله .پول نتیجه این رفتار و شخصیته بخدانتیجه این ارامشه من از همیجا دستتونو میبوسم خانم شایسته و به شما قول میدم تمامه این کارهای که تو این دوره رو گفتین عمل کنم چون فقط با عمل کردن و نتیجه گرفتن میتونم خوشحالتون کنم چون شما این دوره رو به کادو دادین و ما باید از این کادو بنحو احسن استفاده کنیم تا بتونیم اندازه یک ارزن از این لطف شما رو جبران کنیم .خدایا هدایتمون کن در این سایت الهی ثابت قدم باشیم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    مسعود محمدی گفته:
    مدت عضویت: 4046 روز

    و خدایی که در این نزدیکی است…

    سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد عباس منش عزیزم، بانو شایسته فعال و پرکار و همه عزیزانی که در این مکان مقدس حضور دارند…

    یکی از نکات مثبتی که در مورد استاد عباس منش و تیم تحقیقاتیشون بسیار من رو تحت تاثیر قرار میده و الگوی من شده اینه که هم استاد و هم تیم تحقیقاتی عباس منش به قول عرب زبان ها «حد یَقِف» ندارند. یعنی تلاش و حرکتی که در این مجموعه وجود داره به میزان موفقیت هایی که ایجاد میشه ربطی نداره. اون ها به دلیل عشقی که به کارشون دارن همیشه و در هر لحظه در حال حرکت و تلاش هستن و سعی می کنن خودشون رو بهبود بدن.

    بارها و بارها از زبون استاد عباس منش این تلاش برای «بهبود مستمر» رو شنیدم. حتی در فایلی با عنوان «هر روز بهتر از دیروز» هم این اصل مهم زندگیشون رو بیان کردن. وقتی انسان تلاش می کنه که همیشه ورژن بهتری رو از خودش ارائه بده، حتما در مسیری قرار میگیره که به تدریج به بالاترین درجه های موفقیت دست پیدا می کنه. این ویژگی در عموم انسان ها وجود نداره.

    یه نمونش خود من! وقتی به خاطر برخورد به یه سری تضاد ها عطش تحقق هدف هایی درونم به وجود میاد و با همه وجود سعی می کنم به سمتشون حرکت کنم، وقتی که اون اهداف به واقعیت بدل میشه و می بینم که ایجاد شده، دیگه اون عطش از بین میره و یه جورایی ذهن نجواگر هم این تفکر رو القا می کنه که اون موفقیت به صورت معمول ایجاد می شده و ربطی به کاری که من روی ذهن خودم انجام دادم نداره.

    اون وقته که دیگه روند افت شروع میشه. اما در مورد استاد عباس منش و تیم تحقیقاتیشون با این که سال هاست در بالاترین حد کاری خودشون در کل دنیا ایستادن، اما باز این طور نبوده که بخوان دست از کار بکشن. خانوم شایسته به عنوان یک نفر از این تیم تحقیقاتی همیشه سعی کرده که ورژن بهتری رو از خودش چه در زمینه تغییر شخصیت و چه در زمینه کاری نشون بده. از به روز رسانی دوره ها و فایل ها گرفته تا ایجاد پروژه هایی مثل خونه تکونی ذهن…

    واقعا دست مریزاد میگم به استاد عباس منش و تیمشون که همیشه در حال بهبود عملکرد خودشون هستن و الگویی ان که میشه همیشه ازشون برای حرکت در مسیر درست الهام گرفت.

    براتون از درگاه الله یکتا، تنها، و تنها، و تنها قدرت حاکم بر جهان هستی، آرزوی موفقیت و خوشبختی بیشتر دارم.

    خدانگهدار

    1403/7/3

    17:28

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  7. -
    مجتبی زمانی گفته:
    مدت عضویت: 1133 روز

    به نام تنها قدرت جهان

    خداوندا من هر چی دارم از آن توست

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته من بخاطر محصول 12 قدم که گرفتم تا قدم سوم تموم کردم و به شغل عاشق ام مربیگری جودو رفتم که آنقدر خوب خدا باهم صحبت می‌کنه من کیف میکنم استاد از موقع محصول 12 قدم گرفت ام هدایت شدم به یه جایی باشگاه بزنم و الان کمتر از 3 ماه که از محصول میگذره20 تا شاگرد دارم

    از نتایج ام در این فایل بگم که من از دیروز 2 مهرماه شروع کردم به انجام تمرینات که خدا باهم صحبت کرد و گفت از این کاری که در کنار مربیگری انجام میدی بیا کلا بیا بیرون

    هرچقدر آدم رها هست دستان خدا را باز میزاره و به قلبش گوش میده نتایج فوق العاده ای میگیره

    استاد جان و خانم شایسته عزیز بابت این فایل زیبا ممنونتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    فاطمه کشتکار گفته:
    مدت عضویت: 1477 روز

    سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم و بانو شایسته

    خیلی خیلی سپاس گذارم و ممنونم که اینقدر زیبا و واضح شفاف سازی کردین و به راحتی موضوع و هدفی که داشتین رو گفتید

    خیلی به این حرفا نیاز داشتم و چقدر صدای بانو شایسته آرام و به دل نشست

    مثل خواهری که دلت رو آروم میکنه و میگه نگران نباش

    این مسیر رو برو درست میشه و بهت دلگرمی میده

    خدا را هزاران بار سپاس گذارم که دیروز و امروز این آگاهی ها رو کسب کردم و در مسیرش بودم

    تصمیم دارم بعد از اینکه کامنت گذاشتم دوباره برم و این فایل رو گوش بدم یه جورایی انگار نیاز دارم بشنوم

    و بهتر درک کنم به امید الله تصمیم دارم هر روز خانه تکانی ذهن رو انجام بدم و کم کم و گام به گام با تکامل طی کنم چون با پوست و استخون درک کنم

    مهم ترین اصل طی کردن تکامل هست و امیدوارم

    صبورانه انجام بدم

    و هر روز آگاهی های نابی رو دریافت کنم

    برای تک تک اعضای خانوده ی عباس منش آرزوی بهترین اتفاق ها و هر روز آگاهی ناب رو از خداوند طلب میکنم

    و ممنونم و سپاس گذارم از بانو شایسته ی عزیزم که خالصانه این آگاهی ها رو در اختیارمون میذاره

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2469 روز

    دستور العمل «خانه تکانی ذهن، گام به گام»

    تعهد نامه و میثاق نامه برای خانه تکانی ذهن و بهبودی افکارم و تغییر شخصیتم و پاک کردن افکار مخرب گذشته ام

    سلام به خداوند نور و روشنایی

    سلام به خداوند نور و عشق الهی

    سلام به خداوند وهاب وفور و فراوانی

    سلام به بهترین فرشتگان الهی

    سلام به تمام فرشتگانی که در این سایت بهشتی بینظیر الهی حضور دارند الهی حال دلتون عالی و متعالی باشه

    سلام و هزاران درود و سلام به روی ماه استاد عزیزم و خانم شایسته ی نازنینم که تدبیر زیبا و خردمندانه و هوشمندانه ای بود که سری جدید فایل های دانلودی دستور العمل «خانه تکانی ذهن، گام به گام» متولد شد که بمدت یکماه گام به گام با خانم شایسته ی نازنین پیش برویم

    و بلطف و همکاری خداوند می خواهم در این مسیر الهی بطور مداوم و مستمر حرکت کنم و عمل کنم به آنچه که در مسیر خانه تکانی ذهن می آموزم ..

    چند روز پیش وقتی این فایل صوتی خانم شایسته جانم رو شنیدم با عجله رفتم گام اول رو دیدم که توحید و فعال کردن قدرت خلق درونی live بود و آنقدر آگاهی های این لایو زیاد بود که یک روز کامل برای نت برداری و شنیدن آن قسمت مشغول بودم .. امروز آمدم بخودم تعهد بدم که همواره در مسیر این خانه تکونی ذهنم با شما همراه باشم هر چند مدتیه که بطور تمرکزی توی سایت و تعهداتی که نسبت به فایل ها برای خودم گذاشتم بلطف خداوند دارم پیش میرم .. من حتی وقتی دارم غذا نوش جان میکنم دارم فایل نگاه میکنم . وقتی میرم پیاده روی و کوه تپه نزدیک خانه و یا خرید همواره هندس فری میذارم و دارم گوش میکنم .. وقتی دارم خانه رو تمیز میکنم دارم فایل گوش می کنم وقتی دارم می‌خوابم با همین فایل ها می خوابم و بمحض بیدار شدن فوری میام داخل سایت .. کلا سعی کردم روابط و رفت و آمد ها رو حذف کنم چون می‌خوام بصورت تمرکزی برای بهبودی و تصحیح افکارم تمام وقت روی خودم کار کنم ..

    جالبه چند روزی هست یکی از آشناهامون مدام تماس میگیره میخواد بیاد پیشم که برام از باغشون گردو بیاره …. یعنی به زنگ تلفن جواب ندادم چون احساس کردم وقتم تلف میشه و رشته ی کارم از دستم در می‌ره و ممکنه حرف هایی رد و بدل بشه که ذهنمو مشغول کنه برای همین یک آس ام آس براشون فرستادم و خیلی محترمانه گفتم .. ببخشید من ی جایی مشغول کار شدم و خونه نیستم اگر کاری دارید بهم آس ام آس بدید!!!!!

    اصلا نمی‌دونم چرا گفتم من شاغل شدم و مشغول کار جدیدی هستم !!!

    بعدش دیدم می خواستند برام گردو بیارند و به هوای گردو آوردن و نشستن و ناهار و غیره عملا یک روز من بطور کلی از بین بره .. در جواب گفتم . خیلی ممنون نوش جان تون باشه .. من خیلی کار دارم اصلا محل کارم اینجا نیست !!!!

    واقعا احساس کردم یک بار بزرگ روی دوشم رو گذاشتم زمین .. همش میخواستم یک جوری از این حواشی دور بشم .. از این اتلاف وقت .. از این دید و بازدیدهایی که کلی حرف های بیخودی رد و بدل میشه . از این رودربایستی ها .. خلاصه عزممو جزم کردم و گفتم یکی دوبار اینطوری رفتار کنم و محترمانه خودمو بکشم کنار دیگه عذاب وجدانی ندارم که بگم خوب حالا بگم طرف بیاد .. نکنه یوقتی ناراحت بشه .. نکنه بد باشه . نکنه دلخور بشه .. خب ناراحت بشه مگه چی میشه؟؟؟! اتفاقا چه خوب !! مگه من ضامن حال خوب کن دیگران هستم!!!

    خلاصه بقول خانم شایسته جانم تمام کارهامو گذاشتم کنار و می خوام تمام وقت برای خودم زندگی کنم .. می‌خوام تمام وقت روی این پروژه هام داخل سایت کار کنم .. مگه شاغل بودن فقط رفتن سر کار بیرون از خانه است و از جایی حقوق گرفته ؟؟؟؟؟ .. مگه این پروژه و این سایت نمی تونه شغل دوست داشتنی من باشه!!!؟؟

    اینم شغلمه دیگه!!!! دارم شبانه روز روی این سایت و فایل ها و مهارت هام کار میکنم دیگه.. پس من شغلم خیلی با ارزشه .. من این شغلو خیلی دوست دارم چون اصلا خسته نمیشم و حاضرم شبانه روز خودمو برای این آگاهی ها قرنطینه کنم و با کسی مراوده ای نداشته باشم . چه شغل قشنگی دارم !!!! خدایااا شکرت

    الهی به امید تو

    هر روز صبح وقتی بیدار میشم فوری دفتر هامو توی همون رختخوابم باز میکنم و ساعت کاری من استارت زده میشه و سپاسگذاری هام و خواندن کامنت های دوستانم و کلی هم نت برداری میکنم و کامنت مینویسم و کلی کارهای شخصیم که باید بهشون رسیدگی کنم ..

    امروز متوجه شدم که در این پیش گفتار اول باید در این قسمت بخودم یک تعهدی رو می نوشتم چون من هر وقت می خوام سری فایل های دانلودی را در پیش بگیرم حتما یک تعهد ی را با خودم و خدای خودم و این سایت می‌بندم تا در این مسیر آگاهی بلطف و پشتیبانی خداوند بتونم ثابت قدم باشم ..

    طبق تعهدی که در سری فایل های دانلودی باورهای ثروت ساز و ادامه ی روزشمار تحول زندگی من. دارم بطور مداوم روی خودم کار می کنم

    من رویا مهاجر سلطانی اینجا هم به خودم تعهد میدم که گام به گام با شما خانم شایسته ی عزیز دلم و با دیگر دوستان همراه در این گام ها و آگاهی های آین لایوها همراه شوم و در مدار درک و دریافت و رشد و پیشرفت شخصیتم و خودسازی و خودشناسی و خداشناسی و باورهای توحیدیم کمر همت ببندم و فعال باشم و بنویسم و پاکسازی و خانه تکانی ذهنی ام را بطور مداوم داشته باشم

    .. هر چند در حال حاضر من سه گام عقب هستم ولی سعی میکنم بیشتر تلاش کنم تا با سایت همراه و همسفر بشوم

    و طبق تعهدم به خودم و خدای خودم در این مسیر ثابت قدم بمانم الهی آمین واقعا دست مریزاد خدایااآاا شکرت ممنون و سپاسگذارم خانم شایسته جانم خدا قوت

    سپاسگزار خداوندی هستم که هر لحظه با هدایت و حمایتش مرا از طریق این فایل های گرانبها و ارزشمند استاد عزیزم و خانم شایسته ی نازنینم در مسیر مستقیم خودش ثابت قدم نگه می دارد.

    خدایاااا از اینکه منو به سمت این سایت گوهر نشان و چنین استادان توحیدی هدایت کردی ممنون و سپاسگذارم

    خدایاااااا ما همگی برو بچه ها و شاگردهای تعلیم دیده ی بنده ی خوبت استاد عباسمنش هستیم کسی که مسیر توحید ی و الهی رو بما نشون داد .. پس مسیرمون درست و توحیدی و الهی هستش پس اعتماد می کنیم و ایمان و یقین داریم که در این مسیر ثابت قدم و مستحکم هستیم و بلطف و همکاری خداوند تمامه قدم به قدم و حرکت هامون رو استوارتر و محکم تر و آسان تر کن خدایا شکرت

    خدایا شکرت

    لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ

    شکر نعمت به جای آرید شما رو می‌افزایم

    صَدَّقَ بِالْحُسْنَىٰ ، فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَىٰ

    اگر خوبیها رو به خوبی تصدیق کنید ، ما هم شما رو آسون میکنم برای آسونی‌ها

    خدایاااا تنها فقط و فقط ترا می پرستم

    و تنها فقط و فقط از تو یاری و هدایت می خواهم

    IN GOD WE TRUST

    ما به خداوند اعتماد داریم

    IN GOD WE TRUST

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
    • -
      آرزو میرکاظمی گفته:
      مدت عضویت: 777 روز

      سلام و نور خدمت رویا جانم ،جانه جانان

      عاقا این لبخند عمیق قلبی که الان رو لبامه

      باعثش نوشته ی زیبای شماستا رویا جانم …

      شما خیلی بخشنده ای خیلیییییییی …

      واقعا ایده ی فوق العاده ای دادین

      یه ایده خفن طور !!! عالی به توان n

      اصلا هر وقت استاد میگن چه کاریه که با انجام دادنش خسته نمیشی

      و بهش عشق داری من همیشه آگاهی های سایت و نوشتن در موردشون میاد به ذهنم

      به خدا قسم در حال حاضر برای من از همه چی باارزشتره آگاهی های سایت عباسمنش دات کام

      و این ایده شما که این پروژه ها حکم کار من رو داره به من این جرات رو داد که با وجود تمام نجواهای ذهنی با پرروبازی با خدا معامله کنم

      ازتون متشکرم که آنچه بر قلبتون جاری میشه رو همیشه با ما هم سهیم میشین بانوی بخشنده

      زنده باشی و سلامت و پر از اتفاقات ناب الهی عزیزم

      قلب فراواااااان

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        رویا مهاجرسلطانی گفته:
        مدت عضویت: 2469 روز

        درود و هزاران درود خداوند خدمت دوست عزیز و نازنینم خانم آرزو کاظمی عزیزم

        امروز فرشته ی نجات من بودی ..

        وقتی اومدم توی سایت دیدم لیست پیام برای من اومده وقتی اومدم اون چراغ جادویی پیام رسان آبی رنگ سایت رو دیدم و کلیک کردم !! خیلی خوشحال شدم ممنون و سپاسگذارم آرزوی قشنگم مرسی .مرسی عزیزم!!

        آره عزیزم !

        اول پیامم ترا فرشته ی نجاتم خطاب کردم می‌دونی چرا؟؟؟ چون قدرت فرکانس خیلی بالاست . بالاتر از هر دست قدرتمندی قدرت فرکانس بالاست!!!

        آرزوی عزیزم . داستانشو الان اینجا برات می‌نویسم ..

        راستش امروز صبح حالم خیلی خوب بود و کلی مدیتیشن صبحگاهی روی بالکنم انجام دادم و همچنان منتظر طلوع خورشید بودم و خدا رو شکر طلیعه ی نور افشانی الماس درخشان صبحگاهی خورشید درخشان رو دیدم و خیلی ذوق کردم برای دیدن این زیبایی صبحگاهی و .. بعدش اومدم روی تختخوابم که روبروی پنجره است و با خوشحالی شروع کردم توی دفتر سپاسگذاریم کلی مطلب نوشتم واقعا حالم عالیع عالی بود . تا اینکه رفتم توی تقویمم روز شمار تاریخ تولدم رو دیدم بجای اینکه خوشحال بشم و از خداوند قدردانی کنم بخاطر اینکه تا این لحظه به این نقطه رسیدم و به مدارهای بالاتری از آگاهی رسیدم و استادان خوبی دارم و در این مسیر الهی هستم!! … نجواهای ذهنم یهویی بهم حمله کردند و از هر دری بهم حمله‌ور شدند آنقدر نداشته ها. و کمبودهامو بزرگنمایی و رونمایی کردند و برام بتصویر کشیدن و سن و سالمو برخم کشیدن که ببین !! تو فقط داری می‌نویسی ؟ … هنوز به آن خواسته های اصلیت نرسیدی .. دیگه وقت نداری . دیگه سنت گذشته .. ببین هنوز عروسی بچه هاتو ندیدی . ببین بچه هاتو بثمر نرسوندی و خوشبختی شونو ندیدی .ببین هنوز مسایل اصلی زندگیت حل نشده … زندگیت هنوز هیچ رشد و پیشرفت چشمگیری نداشته . و همینطوری توی کله ام یک غوغا و مشغله ای بپا شد و هی داشت برام یکی یکی خواسته هایی که هنوز چندین ساله منتظرم تا بشود رو بهم یادآوری میکرد.. و بعدش دیگه طاقت نیاوردم و دفتر و خودکارامو کنار گذاشتم و گفتم دیگه نمیتونم بنویسم … یهویی اشکم سرازیر شد … یهویی غمگین شدم . یهویی بخودم گفتم .. رویا خانم ببین چند وقت دیگه سن و سالت بالاتر می‌ره و تو هنوز داری از آرزوهات و خواسته هات می‌نویسی? !!?؟ هنوز در حال نوشتن هستی . هنوز کلی دفتر و کتاب و خودکارای رنگاوارنگ دور وبرت هستن و از صبح تا شب اینارو جلوت پهن میکنی و می‌نویسی …

        توی این سن و سالت تو دیگه نباید آنقدر آرزوهات بزرگ بنظر برسه ؟؟؟؟??

        این چیزا که مسایل ساده ای هست که باید تا بحال تجربه میکردی ?

        هنوز نتونستی یک مسافرت دلبخواهت رو بری . حتی جشن تولد پسر خواهرم نتونستم برم .. خلاصه از نداری و نداشته ها و ناخواسته ها و کمبود و مسایل و مشکلات برام گفت و گفت و گفت که دیگه طاقتم تمام شد و اشکم بند نمیومد !!!!

        نمی‌دونم احساس میکنم ظرفیتم همینقدر بود . هی با خداوند خط و نشون می‌کشیدم .. با اینکه قوانین رو می‌دونم ولی این نجواهای شیطانی دوباره افسارمو مثل زمان جاهلیتم به هر سمتی و سویی میکشاندن?

        خلاصه خدا رو شکر زیاد این مدت زمان طولانی نبود ..

        و در بهترین زمان و بلطف هدایت خداوند بقلبم الهام شد که بیام توی سایت . جایی که همیشه تکیه گاه و میعادگاه زندگیم همینجاست .. جایی که وقتی میام توش حالم خیلی خیلی خوب میشه !!!

        و چه معجزه ای رو در اینجا پیدا کردم .. بخدا وقتی میگن خداوند کس بی کسانه ! راست میگن!¡

        وقتی دیدم در قسمت دستورالعمل خانه تکانی گام به گام پیام سحرآمیزی دادی بخدا قسم از تعجب چشمام گرد شده بود!!!

        خداوند از طریق دوست جادویی ام فرکانس منو دریافت کرد آرزو جان عزیزم بهم پیام داد که باید حواسم به کنترل ذهنم باشه . بلطف تو دوست عزیزم دوباره رفتم کامنت خودمو خواندم . آنجا نشانه ی بزرگی پیدا کردم و بهم یادآوری کرد در کامنت خودم هم بهم نشانه و هدایتی فرستاده شد !!! اینکه به لطف خداوند ایمان و یقین داشته باشم و به نوشتن و سپاسگذاری ها و پاک سازی و کنترل ذهنم ادامه بدم!!! به دفترهای نازنینم یک نگاهی کردم و بهشون گفتم نه نه من نمیتونم شماها رو کنار بذارم و باهاشون قهر کنم !! هیچوقت!!! من عاشق نوشتن هستم . این شغل همیشگی منه؟؟؟

        من این شغل رو انتخاب کردم ..

        من این نویسندگی رو انتخاب کردم .. پس خودش می‌تونه از نوشتن و سپاسگذاری هام بهم پول و ثروت و نعمت و خیر و برکت بده !!!

        خداوند خودش پاداش ها و حقوق های منو یهویی و یکجا بحسابم واریز می‌کنه !!! مطمعن هستم !!

        خودش میخواد با معجزات خودش سوپرایزم کنه!!

        چون خودش گفته با شجاعان و صابرین همراهه!!

        بخدا قسم یهویی اشکم بند آمد و حالم دگرگون شد.. بخودم گفتم خدارو شکر دست نوازشگر دوست عزیزم آرزو جون بدادم رسید و منو از چنگ این اهریمن های ذهنی نجاتم داد . منو از دست این توهمات ذهنی ترس و نگرانی و غم و غصه ها نجاتم داد .خدایاااا شکرت خدایااا شکرت

        خدایاااا شکرت که نور شفابخش الهی از طریق این سایت الهی را به راهم تاباندی و مسیرم رو با الطاف الهی خودت تابان و درخشان کردی

        خدایاااا شکرت که نور شفابخش الهی به قلبم تاباندی تا جایگاه و خانه ی الهیم روشن و تابان و نورانی بشه

        آرزو جان واقعا ممنون و سپاسگذارم که دستی از دستان فرشتگان خداوند برام شدی !!! اینکه انگار می‌دونستی که من الان در چه وضعیتی هستم . انگار کاملا به وضعیت من آگاه بودی دوست خوب و نازنینم . بعدش اینقدر جادویی میایی از طریق این دستورالعمل خانه تکانی و از طریق پاسخ به کامنتم نشانه ی خداوند رو مانند یک رنگین کمان زیبا بهم نشون میدید !!

        واقعا این اگر معجزه نیست پس چیع؟؟؟!!!

        معجزه ی الهی یعنی یهویی ی یک کسی بیاد و تو رو از دست این اهریمن ها و نجواها نجات بده !!!

        آرزوی قشنگم !!! ای فرشته ی نجات من برات بهترینع بهترین ها رو مثل اسم قشنگت آرزومندم

        خدایااا کمکم کن که بتونم قدرت نعمت سپاسگذار بودن را بطور مستمر آگاهانه ادامه بدم و با اجابت خواسته هام بیشتر از همیشه شکرگذارتر باشم

        خدایااا حمایتت را سپاس

        خدایااا هدایتت را سپاس

        خدایاآ بزرگی ات رو سپاس

        خدایااا مهربانی ات را سپاس

        خدایااا بخشندگی ات را سپاس

        خدایاااا تنها فقط و فقط ترا می پرستم

        و تنها فقط و فقط از تو یاری و هدایت می خواهم

        IN GOD WE TRUST

        ما به خداوند اعتماد داریم

        IN GOD WE TRUST

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
        • -
          آرزو میرکاظمی گفته:
          مدت عضویت: 777 روز

          سلام رویاجانم ،سلام عزیزم :))

          چه زیبا با دیتیل برام نوشتین طوری زیبا که من انگار صحنه ها رو میدیدم …

          میدونید ما گاهی یادمون میره از کجا به کجا رسیدیم

          آنچه مینویسم رو از شب به ذهنم افتاده بود برم گام اول بنویسم تا یادم نره از کجا به کجا رسیدم هر چند چکاب فرکانسی هم قبل شروع خانه تکانی ذهن در دفترم نوشتم(ایده سعیده شهریاری عزیز)

          روزی که وارد سایت شدم پر بودم از بدهی پر بودم از افکار منفی وحشتناک،به خدا قسم من پولی برای خودم نداشتم پر بودم از قرض و قسط اما الان فارغ از بدهی هستم این آسودگی خاطر روزی نه چندان دور آرزوی من بود و من الان به آرزوم رسیدم

          رویاجونم بعضی لحظه ها که فکر میکنم میگم آرزو اگه باهمین فرمون بری اون چیزایی که الان ارزوته بعد یه سال 3 سال برات میشن خاطره قند تو دلم آب میشه اصلا این مسیر رو هر کس بره نتیجه بخشه

          خدا کنه که سپاسگزار باشیم

          و خیلی چیزای دیگه که الان قابل قیاس با 28 بهمن 1402 روز ورود من به سایت نیست واقعا نیستا باید منطقها رو بزاریم جلوی ذهن هر چند این ذهن میخواد عادی نشون بده ولی همین من اگه با اون فرمون به قرض گرفتنهام ادامه میدادم الان 100 شاید 200 میلیون هم رد کرده بود ولی خدا به دادم رسید خدایا شکرت

          دقیقا یک روز قبل از شروع خانه تکانی ذهن من هم مثل شما دچار یه نجوای وحشتناک ذهنی شدم شدید یعنی جیغغغغغ زدم وحشتناک(الان خندم میگیره)

          در مورد یه سری ویژگی شخصیتی خودم انگار به ستوه اومده بودم اصلا اون جیغه انگار من رو چند پله انداخت بالا

          رسما تسلیم خدا شدم

          انگار زبونم لال شده بود و همش تفکر و تعقل می‌کردم همش سکوت بودم که خدایا تو بگو چه کنم دیگه به معنی واقعی درمانده شده بودم

          به خودم میگفتم یه انسان که اشرف مخلوقاته تا کی میتونه ضعف های شخصیتیش رو مثل یه گاری زنگ زده با خودش اینور و اونور بکشه و ازش خواستم کمکم کنه

          و من هدایت شدم به سمت صدای نورانی خانم شایسته

          میدونی رویا جون یه لحظه باشنیدن صدای خانم شایسته حس کردم مسیر رو اشتباه اومدم

          حس کردم میخواستم قوانین رو و دور بزنم حس کردم عجله باعث شده همه جا نصفه و نیمه کار کنم اما انگار قلبم بهم گفت مسیرت این بوده تو شاید بعد 5 سال هم بگی وای انگار هیچی نفهمیدم ولی بیا این دفعه قدم به قدم مستمر و متعهد وارانه برو جلو با رعایت قانون تکامل

          و اما تیر خلاص

          وقتی رسیدم گام اول خدایییی من ،من اونجا فهمیدم که منم و منم و مننننننننننننننننن من مسول 100 درصد اتفاقات زندگیم هستم

          و این چقدر من رو آروم کرد

          من دقیقا 9 مرداد یه روز قبله تولدم به استخدامی خدا دراومدم با ایده بنده توحیدی خدا خانم رویا مهاجر سلطانی

          من تمام خونه ام رو قبل شروع هر تایم کاریم(هر گام )طبق ایده ی فاطمه عزیز تر و تمیز کردم واقعا وقتی میخوای برای خدا کار کنی باید همه چی در نهایت آرامش عالی پیش بره برای خدا باید صدمون رو بزاریم مگه الکیه برا خدا کار کردن اون حسابگر درجه یکیه خدا خداست

          و الله اکبر چه رزق هایی به سمتم روانه شد

          چه ایده هایی

          چقدر من بخشنده تر شدم

          چقدر راحت دیگران از دایره اتفاقاتی که برام میفته خارج میشن چون من مسول زندگی خودمم

          چقدر راحت میگذرم از کارهای افراد و میگم اونا خودشون مسولن

          رویا جونم باید بنویسیم باید تو مسیر

          متعهد تر از قبل بنویسیم

          رویا جانم این حرف قلبمه من آرزو فردی بودم

          که نعمت های زندگیم رو اصلا نمیدیدم

          میدونید چطور شد که الان تو شکرگزاریهام حتی

          برای چیزهای کوچک اشکم در میاد

          میدونی چطور شد؟میدونی از کجا ؟

          از دلنوشته های کی ریشه گرفت ؟!

          آره جانم شغل نویسندگیت رو خیلی عالی داری

          انجام میدی من از شما یاد گرفتم مگه کمه

          نههههه خیلیه

          امروز قبل دیدن نکته آبی شما سر سفره صبحونه

          چشام که افتاد به قندای تو قندون خدای من

          چقدر قلبم باز شد چقدر شکرگزار شدم و شما یادم

          افتادی

          ازت متشکرم رویای عزیزم

          بنویس، با چشمای خیس بنویس

          با وجود نجواها بنویس

          فقط بنویس!!یکی اینجا باعشق نوشته هاتو میخونه، میبوسه

          من عاشقتونم بی قید وشرط:)))

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    مائده ناطقی گفته:
    مدت عضویت: 1740 روز

    سلام مریم جانم

    ازت سپاس گذارم برای آماده کردن این فایل فوق العاده ، صداتون خیلی دلنشین و آرامش بخشه، خیلی به شنیدنش این فایل احتیاج داشتم و خیلی خوشحالم که خداوند هدایتم کرد تا این فایل را گوش بدهم.

    از دو روز پیش از خداوند در مورد مسئله ایی درخواست کمک کردم و خوشحالم که هدایت شدم به این فایل و این پروژه بینظیر که قراره است ذهنم را خانه تکانی کنم و امروز دوباره این باور در من تقویت شد که خداوند سریع پاسخ میدهد به درخواست های ما و فقط کافیه که ما از او درخواست کنیم تا او پاسخ بدهد

    واقعا از شما مریم جانم و استاد عباس منش عزیز سپاس گذارم برای این آگاهی های ناب و زحمتی که برای آماده کردن فایل ها می کشید

    خیلی دوستتون دارم و امیدوارم همیشه موفق و پیروز باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: