https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2024/09/abasmanesh-1.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-09-21 00:43:202025-10-18 05:34:35دستور العمل «خانه تکانی ذهن، گام به گام»
405نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
میدونی من چند روز داشتم قسمت 81 سفر به دور امریکا نگاه میکردم بعد که به اون قسمت رسیدم انگار یه حسی بهم گفت همینجا توقف کن فعلا .. قسمت 81 سفر به دور امریکا همون قسمتیه که استاد عباس منش توی آر وی نشسته و داره از تجربه موتور سواریش توی مواب یوتا میگه و من این فایل رو گوش دادم و انگار یه حسی به من فعلا جلو نرو ،، نمیدونم حسم درسته یا نه ،، ولی انگار با شنیدن این فایل از خانم شایسته درست بودن حسم تایید میشه و من قراره فعلا به جای سفر به دور امریکا توی این پروژه سهیم بشم و رد پا از خودم بذارم …
توی قسمت 81 از سفر به دور امریکا استاد گفتن خواسته هاتون دیر یا زود بهتون داده میشه. وقتی ما با وجود اینکه میترسیم قدم برمیداریم.. و البته اروم اروم وارد ترس هامون میشیم..
این همزمانی با این فایل از خانم شایسته و استاپ خوردن سفر به دور امریکا درحالیه که من دارم جلسه دوم شیوه ی حل مسائل زندگی رو کار میکنم و اون سوالات خود شناسی رو پاسخ میدم ..
امیدوارم با کمک الله مهربان متعهد باشم و یک ماه رو با این پرژوه همگام بشم.. حالا که این فایل رو شنیدم باید بدونم این اتفاقی نیست پس منم سمت خودم رو با نوشتن رد پا از خودم انجام میدم.
به امید الله مهربان شروع میکنم و ندای خداوند رو لبیک میگم…
خداراشکر بخاطر این همه آگاهی که در این سایت هست ممنونم از شما خانم شایسته عزیز که چقدر زیبا و با وضوح موارد رو بیان کردید مشتاقانه من در این پروژه شرکت میکنم و خداراشاکرم که همفرکانس با این مسیر شدم هر روز در شکرگزاریم اسم استاد هست بخاطر این همه برکت
سلام استاد عزززززیزم خانم شایسته مهربان با لحن زیبا و آرامش دهندت من انقدر از آرامش بیانتون آروم شدم که اشک های خوشحالیم جاری شدن از امیدی که از حرفای شما تو قلبم نشست
خیلی دوست دارم که این مسیر زیبارو با شما بیام و انقدر تشویق شدم که انجام بدم و من الان روزی چهار پنج ساعت درگیر دوره عزت نفس هستم و کامنت ها ولی دوست دارم در کنار این دوره این پروژه پیشنهادی شماهم همراه بشم
شما خیلی مهربونی همیشه کمک های شما در کنار آموزش های استاد غوغا به پا کرده و تمرین هایی که از صحبت های استاد برامون طراحی میکنی
من همچنین قسمت دیویستو خورده ایی از زندگی در بهشتم اونجایی که شما دستگاه رنده چوب گرفتید و با استاد دارید درخت هارو رنده میکنید تا مسیر رو به فلکه مریم باز کنید و فنس بگذارید دور جنگل برای پاکسازی به کمک شازده و مر مر و بقیه کلی ازتون انرژی گرفتم اصلا هروقت که حوصله ندارم کارهای خونه رو انجام بدم میشینم چند قسمت از زندگی در بهشتو نگاه میکنم کلی انرژی میگیرم
عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما استااد گرانقدر و خانم شایسته عزیز و همه خوبان
من از چندین محصول سایت استفاده کردم ( دوره عزت نفس – عشق و مودت – دوره 12 قدم – قانون سلامتی و الان هم مشغول کار رو دوره قانون آفرینش هستم) همه شون عالی بودن و هستن و دقیقا در زمان مناسب به دستم رسیدن و اینکه الان پروژه جدیدی دارم تو زندگیم شروع می کنم که با توجه به تضادهایی که بهشون برخوردم . دیشب قبل خواب سوره حمد و خوندم و از خداوند راهنمایی خواستم و صبح که بیدار شدم هی تو قلبم چیزی بهم می گفت فایل دانلودی و اومدم سایت باز کردم . دیدم این پروژهرو شما مریم جان عزیز معرفی کردین . خیلی خوشحال شدم و ازتون سپاسگزارم و از خدا سپاسگزارم که در زمان درست من و د رجای درست قرار دادن و این نتیجه تغییر فرکانس هام و برام خیلی ارزشمند .
سلام و درود خدمت استاد عباسمنش عزیزو گرامی و خانم شایسته ی نازنین و مهربون
الهی شکر که روزم باصدای دلنشین و پرانرژی بانو شایسته شروع شد قربونتون برم که اینقدر خوبید.
من هرروز به محض بیدارشدن اولین کارم اینه که بیام سایتو چک کنم ببینم چه فایل جدیدی اومده و همیشه این درخواستم بوده که خدایا ان شاءالله یه فایل زندگی در بهشت جدید بیاد روسایت که روی ماه مریم جان و استاد عزیز و پارادایس رو ببینم خیلی خیلی دلتنگ دیدنتون هستیم استاد
ولی امروز همین که این فایل صوتی رو پلی کردم و صدای شما مریم عزیزم رو شنیدم اینقدر ذوق کردم و خوشحال شدم انگار که صدای یکی از عزیزانت رو بعد از مدتها دوری و بی خبری بشنوی ..خداروشکر می کنم که شمارو داریم . دواستاد بی نظیر و توحیدی که همواره فکر بهبود سایت و بهبود زندگی بچه های این مکان بهشتی هستید.مریم بانو جان خیلی دوستون دارم خیلی عزیزید.
و اما پروژه جدید با عنوان خانه تکانی ذهن ، گام به گام
بانو شایسته شما هر وقت فایلی از خونه تکونی خونتون روسایت میذارید اینقدر حس و حال خوبی داره که بی بروبرگرد روی هر کسی که اون فایلو ببینه تاثیر مثبت میذاره چه برسه به خانمها .من خودم شخصا هر وقت می خوام خونه تکونی کنم قشنگ تصویر شما جلوی چشمم میاد که چقدر حساب شده و دقیق کارهارو انجام میدید و اون حس خوب رو به من انتقال می دید که باعث میشه حین انجام کارهای خونه هر کاری رو درست تر انجام بدم البته ناگفته نماند که من همیشه خونه و زندگی مرتبی داشتم چون ذهنم بی نظمی و شلوغی رو نمی تونه بپذیره ولی در کل گاهی که هرچند وقت یکبار باید صفرتاصد خونه رو تمیز کرد شما به عنوان یک الگوی درجه یک و پر از حس خوب برای من هستید .حالا فکر کن قراره با شخصی در این مسیر هم قدم بشیم که خودشون بهترین و ممتازترین دانشجوی این دانشگاه توحیدی هستن خودشون در جایگاه استادی هستن چقدر دلگرم کنندس وجود شما و همراهیتون با ما بچه های سایت .خدارو شکر که در مدار شنیدن این آگاهی ها هستم و امیدوارم خدا یاری کنه تا بتونم این آگاهی ها رو درک کنم و توی زندگیم اجرا کنم .
استاد شایسته عزیز یه خواهش و در خواست از شما دارم و اون اینه که لطفا اگه برای شما مقدور هست یک فایل از زندگی در بهشت برامون بذارید که خیلی دلتنگ پارادایس و شما هستیم.بازم از شما دو استاد عزیز ممنون و سپاسگزارم روی ماهتون رو می بوسم .در پناه خدای یکتا و مهربان باشید ..
خانم شایسته جان چقدر شما خوووب و مهربونید… چقدر آرامش بخشه صدای زیباتون… چقدر به موقع هست تمام فایل های که روی سایت میذارید…
این همزمانی ها چقدر دل آدم رو آروم میکنه، چقدر ایمان آدمو قوی تر میکنه… منم خالصانه از ته قلبم از تلاش های بی وقفه و انتقال سخاوتمندانه هدایت هاتون سپاسگزاری میکنم…
درخواست من این روزها از خدا آرامش و ایمان بود و هست…
درخواستم مهاجرت آسان هست…
درخواستم تعهد و عمل به آگاهی هاست…
درخواستم شنیدن و درک هدایت های خدا و تسلیم بودن در برابر پروردگارم هست
و خدا چقدر سریع الاجابه…
سپاسگزارم و دستان پر مهرت رو میبوسم زیباترین و شایسته ترین مریم دنیا
من زمانی که وارد سایت شدم با چرخیدن تو سایت و خوندن کامنت دوستان هدایت شدم به روزشمار تحول زندگی و دریافت اگاهی ها و تمرکزی نوشتن مطالب روز ۴۵ نتایج من شروع شد و الان با تغییر شخصیت و کلی کار کردن با مطالب دوره ها و فایلهای دانلودی قطعاً طی این ٣٠ روز نتایج عالی و اگاهی های بینظیر بدست میارم . اولین بار میشه طی این حدود ٩٠٠ روز من از اول یک دوره یا چالشی رو همراه با سایت شروع میکنم و هر روز منتظر دریافت اگاهی های جدید هستم. این برنامه رو باید مثل یک دوره نگاه کنیم یک دوره یکماهه که باید با تعهد به ان توجه کنیم هزینه این دوره زمانی هستش که باید در طی روز برای خودمون ایجاد کنید و متعهدانه به فایلها گوش بدیم .
قطعاً با تعهد درست و ایمان قوی و ایجاد باورهای مثبت در طی این یکماه نتایج عالیی از دوستان در کامنتها میخونیم و پایان این یکماه تعداد زیادی از همراهان تغییرات عالیی رو در خودمون ایجاد میکنیم.
با هیجان و انگیزه فراوان این مسیر زیبا رو شروع میکنم و لذت میبرم از مسیر الهی.
تاپروژه «خانه تکانی ذهن گام به گام»که فرصتی است برای:
ایجاد عادت هاوباورهای قدرتمندکننده درذهنم
هدفمند زندگی کردن
نظارت وکنترل بر ورودی های ذهنم
تمرکز وکانون توجه ام فقط فقط برروی خواسته هام نعمت هایم وزیبایی ها
همکاری با قلبم که جایگاه خداوند است
تا با امیدها و امکان پذیری های قلبم همکاری کنم تاآسان شوم برای آسانی ها
خدایاکمکم کن تا متعهدباشم این دوره بی نظیر راباتمرکز بالا ووقت گذاشتن ازگام اول تاگام پایانی به سرانجام رسانم و درپایان دوره یکی ازدانش آموزان ممتاز این دوره باشم
تاگوشه ای ازالطاف بی کرانت راجبران کرده باشم ونزداساتیدنازنینم روسفیدباشم
من خودم مدتی هست درگیر یه مساله هستم بعضی اوقات واقعا نجواهایی در گوشم زمزمه میشه که بهم میگه غیرممکنه درست بشه و من اخیرا خیلی احساس نیاز به آرامش قلبی و پیام الهی بودم که امروز دیدم خدای من انگار این فایل و این پروژه مختص من ساخته شده
و همچنین من بارها از نتایج و اجابت کردن های خداوند که خیلی ساده و معجزه آسا از برخورد و هدایت شدن از این نوع مساله که دارم به نتایج رسیدم اونم خیلی راحت و خود به خود رخ داده برامکه اگر میخواستم با زور انجامشون بدم که باید خیلی سختی میکشیدم تا درست بشه من مینشستم یسری باورهارو درموردش توی ذهنم میساختم که خیلی زود خودش درست میشد
و حالا میخوام برا خواسته هام از همین باورم استفاده کنم مثلا برای کسب ثروت،موفقیت حرفه کاریم،و در هرچیز دیگه ای که باورهای ضعیف دارم میخوام استفاده کنم و با خودم میگم چطور برا این کار اینقدر سریع و ساده جواب میده قدرت ذهن من پس من میتونم از الگوبرداری همین مساله خودم استفاده کنم برا بقیه خواسته هام چونکه من دارم عظمت و قدرت ذهنمو در ساخت کانون توجهم میبینم پس من بیش از حد تصور توانا و قدرتمندم
واقعا بابت اینهمه زحمات و زمانی که با عشق میذارید برا این پروژه ها و این آگاهی ها که برا هرکدوممون زندگیساز و سرنوشت سازه
و کسانی که هدایتپذیر باشند بر هدایت آنها میافزاید و خویشتن داریشان را به ایشان میبخشد.محمد.آیه 17
خدایا بی نهایت بابت امروز و این لحظه زیبا و این هدایت و نتایج عالی که برامون به همراه داره سپاسگزارتم.
از استاد شایسته عزیز و مهربان و استاد عباسمنش عزیز بابت این فایل و تمام فایلها و تلاشهاشون برای اگاه تر شدنمون سپاسگزارم.
وقتی گفتین که از خداوند وارد شدن به یک مدار بالاتر و هموارتر شدن مسیرتون رو خواستین و به این به روز رسانی و تحولش هدایت شدین این دقیقا خواسته ای بود که من به تازگی خیلی زیاد از خدا داشتم.
چند وقت پیش در قسمت نشانه های سایت به یک لایو که شمارش رو خاطرم نیست هدایت شدم.لایو مربوط به 20 ابان 1401.چقدر اون فایل برای من اگاهی داشت .ازش خلاصه نویسی کردم و هر روز دارم مرورش میکنم و از همون لحظات اول به اندازه عملم تاثیراتش شروع شده و تکاملی داره همینطوزی رخ میده.چند روز پیش سفر کوتاهی داشتم.از شب قبل گوشیم رو شارژ کردم و ذوق داشتم که تو مسیر خودمم و خودم و کاملا تمرکز میزارم رو گوش دادن فایلها و اگاهیهای ناب جلسات قدم یک.به محض حرکت هندزفری گذاشتم که فایلها رو گوش بدم دیدم فقط موزیک های بی صدا رو که اهنگ های تجسمی سایت هستند تو گوشیم پخش میکنه و فایلهای گفتاری که اونها هم همش فایلهای استاد عزیز هستند و شکر گزاری راندابرن رو پخش نمیکنه.خیلی عجیب بود چون شب قبلش این مساله نبود .وقتی رسیدم سریع گوشیم رو بردم یه جا ببینن.اقای محترم تعمیر کار موبایل با یه هندزفری نو تست کردن دیدن که همین شکلی بود وقتی هندزفری رو در میاوردن خیلی عالی فایلها پخش میشد.اون اقا به محض اینکه صدای استاد عزیز رو شنیدن گفتن این اقای عباسمنش کیه؟خیلی عجیبه خیلی مورد مثل شما بهم میخوره اون لحظه فقط خوشحال شدم گفتم خدا رو شکر تو دلم گفتم این نشون میره استاد عزیز چقدر دارن عالی عمل میکنن که شاگرداشون بیشتر و بیشتر میشه و چقدر موفقن .اون اقا پرسید ایشون کین خیلی برام جالب شده و کنجکاو شدم ببینم ایشون کین که این همه طرفدار دارن.گفتم تشریف ببرید سایتشون متوجه میشید .ادرس سایت رو هم بهشون گفتم.با یه لبخند و یه حالت شاد گفتن پس معجزه قراره با ایشون رخ بده اره؟گفتم نه معجزه با خودتون رخ میده و دیگه ادامه ندادم .بعدش چقدر خودم رو بیشتر دوست داشتم انگار با یک زهرای دیگه رو به رو بودم گفتم آفرین زهرا چقدر عالی عمل کردی چقدر تحسین کردم خودم رو که نخواستم کلی توضیح بدم و راجب قوانین حرف بزنم و بخوام دیگران رو تغییر بدم.به خودم گفتم این آقا اگر خودشون بخوان قطعا این نشانه ها رو دنبال میکنن چه نیازی هست بشینم دیگران رو توجیه به حقانیت مسیر استاد عزیز کنم.جالبه که چند تا مغازه اونور تر گوشیم رو نشون دادم و تست کردند مساله حل شده بود و حتی این مساله باعث شد تعمیر کار بعدی که گوشیم رو دیدن متوجه بشن باتری گوشیم باد کرده و گفتن عه این گارانتی داره و بدون پرداخت هیچ هزینه ای باطری گوشیم رو تعویض کردند و حتی گفتن این کار ما نبوده و در اصل جایی که باتری رو که سال گذشته خریده بودم همونجا باید تعویض میکردین اما ما همکارمون داشتن و براتون انجام دادیم اشک تو چشمام جمع شده بود که بابا اینها چینش خداست که از یه تضاد کلی برکت میاره.شاید اون اقای محترم که بار اول گوشیم رو برسی کردند و کنجکاو به شناخت استاد بودن الان عضو سایت شده بودن و در مسیر خوشبختی و معجزه قرار بگیرن خدا میدونه.اما خیلی خوشحالم که با یک زهرای دیگه سفر بودم.وقتی برگشتم برادرم خونمون مهمان بودند.روز قبل خواهرم یه وام میخواست که رو پول خودش بزاره و ماشین بگیره با هم بیرون بودیم یهو ازش ضامن خواستن که از اعضای خانوادش باشه.نمیدونم یه لحظه انگار متوجه داستان نشدم کامل و امضا زدم بعدش که فهمیدم من ضامن ایشون شدم دیگه ظاهرا دیر شده بود اما به خواهرم با نرمی گفتم من ضامن نمیشم گفتم اونجا متوجه نشدم داستان چی بود وگرنه همون لحظه باید میگفتم.خواهرم ازم دلخور نشد و گفت مساله ای نیست فردا میرم لغوش میکنم و قرار شد پدرم ضامنشون بشن.فرداش من رفتم همدان و دعا کردم ضمانت من لغو بشه و کار خواهرم به شکل عالی انجام بشه.حالا غروب که برمیگشتم خانوادم گفتن برادرم با همون خواهرم بیرون هستن داری میای اگه خواستی باهاشون برگرد چقدر ذهنم نجوا میکرد که الان ابروت رفته و برادرم رفته ضامن خواهرم شده و اونها الان ازم ناراحتن و اگر تماس بگیرم که بیان دنبالم اونها ممکنه بگن این که ضامن نشد پر رویی هم میکنه. همون لحظه گفتم اره من پر رو هستم و اتفاقا تماس میگیرم که بیان دنبالم چون نمیخوام با قید و شرط نعمت ها و اسونی ها رو دریافت کنم.وقتی تماس گرفتم برادرم کلی خوشگل باهام صحبت کرد و گفت حتما میایم دنبالت وقتی اومدن دنبالم دیدم خواهرم یه جعبه شیرینی دستشه و همه خوشحالن خواهرم میخواست اون وام رو بگیره که یه ماشین کار کرده اما با کیفیت بگیره اونم چند روز دیگه ولی خدا انقدر بزرگه که خواهرم اشک میریخت میگفت معحزه شده واسش و پول از جایی که فکرشم نمیکرده فراهم شده و یا ماشین صفر از یه جای دیگه از نمایشگاه و نقد خرید و جالبه اینکه بهش گفته بودن که دیروز خود به خود ضمانت من برای وامشون لغو شده.انقدر عظمت خدا قشنگه که از خوشحالی زبونم بند اومده بود اون روز کلا پر از معجزه بود برام.
فهمیدم من بی قید و شرط ارزشمندم اونم زیاد. انقدر که خدا خودش ضمانتم رو لغو کرده بود همون روز قبل.نکته دیگه اینکه من مدتیه خیلی دارم سعی میکنم به اگاهیهام رو بحث روابط عمل کنم.متوجه شدم یه افرادی رو خیلی ریشه ای باید تمرکزم رو بزارم رو نکات مثبتشون یکیشون یکی از اقواممون بود که همیشه من از این فرد فراری بودم همیشه یه سری چرندیات رو تکرار میکرد که درسی که تو خوندی و رشتت کار نداره این سالهایی که خونه پشت میزم داشتم خودم رو ارتقا میدادم و در جمع هاشون حاضر نمیشدم یه سرک تو اتاقم میکشید و میگفت داری آب در هاونگ میکوبی و میگفت دخترم الافی خوب نیست بلاتکلیفی خوب نیست برو از اینجا برو تهران که کار کنی.اوایل میگفتم نه من کار دارم و سعی در توجیهشون میکردم که البته هیچ درکی هم نداشتند اما این چند سال اخیر کلا سکوت میکردم و تو دلم به خودم امید میدادم .البته تو وجود من همیشه یه نفرت ازشون بود با اینکه فهمیده بودم باید روی این نفرت هم کار کنم و نکات مثبتشون رو نوشته بودم و هر روز داشتم این نکات رو مرور میکردم و یه ذره احساسم بهشون تغییر کرده بود اما به خاطر اینکه چند ماه پیش تلفن خونمون رو جواب دادم و ایشون همون چرندیات رو تکرار کرده بود حتی دیگه تلفن ایشون رو هم جواب نمیدادم.اون نفرته باعث میشد هر جوری واکنش جهان رو دریافت کنم. نمیشه از جواب های جهان به فرکانسهامون فرار کرد . خودش رو نمیدیدم تلفنی میگفت.تا اینکه چند روز پیش بعد از مدتها اومدن خونمون . اولش از خداوند شاکی شدم که چرا این باز اومده مگه من هر روز نکات مثبتش رو نمیگم.اما همش چند لحظه بود و سریع متوجه شدم که من هر روز وقتی نکات مثبتش رو میگفتم و احساسم یه ذره بهش خوب میشد دعا میکردم خدایا تا وقتی تو این خونه ام دیگه نبینمشون.همین شرکم هست دیگه ایشون چه قدرتی دارند اخه.من بهشون قدرت میدادم.و همین باعث شده بود بیان سعی کردم نگاهم رو خوب کنم به این داستان .ایشون که همیشه تو همون سلام علیک تیراشو پرتاب میکرد و کلا هم همه رو میرنجونه تو برخورد با من فقط قربون صدقه میرفت و دهانش برای بی احترامی به من قفل شده بود .چقدر خوشحال بودم.به خودم گفتم بهتره رو خودم و کارام و کار کردن رو خودم تمرکز کنم خودم رو از محیط خونه دور کردم از فرکانس مهمانداری دور شدم .از خواهرم اجازه گرفتم رفتم طبقه بالا اتاق ایشون صدای حرف زدناشون با خانوادم و تیرایی که به اعضای خانوادم پرتاب میکرد میومد و ذهن من شروع کرد به قضاوت کردن و درست همون لحظه رفتم پایین برای کاری اومد و باز اون حرفها رو به شکل بدتری تکرار کرد این بار توضیحی ندادم و در پاسخش گفتم شما محبت داری ممنون از اینکه به فکر من هستین .اما وقتی رفت نجواها شروع شدن.فقط میدونستم به یه جای ساکت نیاز دارم و یه خلوت با خودم و خدای خودم.یه زیر انداز برداشتم رفتم تو حیاط زیر نور ماه کامل نماز خوندم خیلی خیلی خیلی ارام شدم و بعدش گفتم زهرا هیچ کاری نکن امشب رو زودتر بخواب.نیمه های شب صدای خواهرم رو مشنیدم که یه حرفهای رو بهم میگعت و میگفت رییس کل اینا رو گفته بهت بگم. (ایشون هم داره رو خودش با استاد دیگه ای کار میکنه و تقریبا اهداف مشترکی داریم.)خیلی واضح حرفهای زیبایی رو بهم گفت که انگار بیدار بودم و تو بیداری بود انقدر واضح بود وقتی از خواب پریدم سریع رفتم اتاق خواهرم همه خواب بودن خواهرم بیدار بود گفتم تو الان بالا سر من بودی و اون حرفها رو بهش گفتم هر دومون خیلی خیلی خیلی خوشحال شدیم .خدا خیلی مژده ها رو تو خواب از زبون خواهرم بهم گفت.انقدر حالم دگرگون شد و انقدر احساسم عالی بود که دیگه برام مهم نبود این چیزی بگه نگه احساسم رو بهشون خوب کردم و قدرت رو کامل دادم به خدا و تسلیم شدم. جالبه که رفتار ایشون در مورد من به شکل عجیبی تغییر کرد و همش محبت شده بود.وقتی رفتن همه اعضای خانوادم از ایشون دلخور بودن اما من دلخور نیستم و اون تنفره از بین رفت.بعدش نشستم فکر کردم این ادم همه فامیل ازش فرارین و همه به خاطر کلام زهر الودش ازش بیزارن و همه رو میرنجونه الا همسرشون رو و همه جا فقط از خانمش تعریف میکنه حتی مبالغه آمیز. وقتی خوب فکر کردم همسر همین شخص یک خانم خیلی ارومه که با خودش و جهان در صلحه اهل غیبت نیست. میتونم بگم شاید قوانین رو نمیدونه اما نا آگاهانه داره عالی عمل میکنه.با اینکه این دو نفر شخصیت کاملا متفاوتی دارن اما با هم کلی خوشبختن.خوب که فکر کردم خانمشون هیچوفت از ایشون حتی یک کلام بدگویی نمیکنه. و اتفاقا با احترام و عشق و محبت با ایشون رفتار میکنه.و تمرکزشون رو خوبیهای همسرشون هست به خاطر همین فقط داره از ایشون خیر و خوشبختی و عزت و حرفهای زیبا و رفتار زیبا و زندگی اروم در یافت میکنه چقدر این آمدن اونها که یه تضاد میدیدمش اولش برام سوال بو اما چقدر فراوان خیر و برکت توش داشت .ایمام دارم این پروژه یک ماهه مرتبط هست به چیزی که دارم روش کار میکنم.امروز بعد از گوش دادن توضیحات خانم شایسته عزیز گفتم یه دفترچه بگیرم مخصوص این خونه تکونی زیبا و همون لحظه از خواهرم یک دفتر چه زیبا هدیه گرفتم درحالی دفترچه میخواستم برای نت برداریها و این خودش اولین پیامد زیبای اولین گام من بود.2 ساعت رو به خودم اختصاص دادم و از گام اول 5 صفحه نت برداری کردم .بعد از اتمام فایل با خودم خلوت کردم که کجا ها به این اگاهی ها عمل کردم و نتیجه ها معجزه کردن و کجا ها دارم شرک میورزم .خیییلی عالی بود .خدا رو بی نهایت سپاسگزارم.و خیلی خوشحالم و احساسم خوبه.استاد شایسته مهربان و استاد عباسمنش عزیز ازتون سپاسگزاریم بابت این که تجربه خودتون رو صادقانه و این چنین زیبا باهامون به اشتراک گذاشتین. خدایا عااشقتم بابت این هدایت حق و زیبا و این مسیر سرارسر نور
به نام خداوند هدایتگر و روزی رسان
سلام بر عاشقان سفر
میدونی من چند روز داشتم قسمت 81 سفر به دور امریکا نگاه میکردم بعد که به اون قسمت رسیدم انگار یه حسی بهم گفت همینجا توقف کن فعلا .. قسمت 81 سفر به دور امریکا همون قسمتیه که استاد عباس منش توی آر وی نشسته و داره از تجربه موتور سواریش توی مواب یوتا میگه و من این فایل رو گوش دادم و انگار یه حسی به من فعلا جلو نرو ،، نمیدونم حسم درسته یا نه ،، ولی انگار با شنیدن این فایل از خانم شایسته درست بودن حسم تایید میشه و من قراره فعلا به جای سفر به دور امریکا توی این پروژه سهیم بشم و رد پا از خودم بذارم …
توی قسمت 81 از سفر به دور امریکا استاد گفتن خواسته هاتون دیر یا زود بهتون داده میشه. وقتی ما با وجود اینکه میترسیم قدم برمیداریم.. و البته اروم اروم وارد ترس هامون میشیم..
این همزمانی با این فایل از خانم شایسته و استاپ خوردن سفر به دور امریکا درحالیه که من دارم جلسه دوم شیوه ی حل مسائل زندگی رو کار میکنم و اون سوالات خود شناسی رو پاسخ میدم ..
امیدوارم با کمک الله مهربان متعهد باشم و یک ماه رو با این پرژوه همگام بشم.. حالا که این فایل رو شنیدم باید بدونم این اتفاقی نیست پس منم سمت خودم رو با نوشتن رد پا از خودم انجام میدم.
به امید الله مهربان شروع میکنم و ندای خداوند رو لبیک میگم…
خدایا شکرت
خداراشکر بخاطر این همه آگاهی که در این سایت هست ممنونم از شما خانم شایسته عزیز که چقدر زیبا و با وضوح موارد رو بیان کردید مشتاقانه من در این پروژه شرکت میکنم و خداراشاکرم که همفرکانس با این مسیر شدم هر روز در شکرگزاریم اسم استاد هست بخاطر این همه برکت
سلام استاد عزززززیزم خانم شایسته مهربان با لحن زیبا و آرامش دهندت من انقدر از آرامش بیانتون آروم شدم که اشک های خوشحالیم جاری شدن از امیدی که از حرفای شما تو قلبم نشست
خیلی دوست دارم که این مسیر زیبارو با شما بیام و انقدر تشویق شدم که انجام بدم و من الان روزی چهار پنج ساعت درگیر دوره عزت نفس هستم و کامنت ها ولی دوست دارم در کنار این دوره این پروژه پیشنهادی شماهم همراه بشم
شما خیلی مهربونی همیشه کمک های شما در کنار آموزش های استاد غوغا به پا کرده و تمرین هایی که از صحبت های استاد برامون طراحی میکنی
من همچنین قسمت دیویستو خورده ایی از زندگی در بهشتم اونجایی که شما دستگاه رنده چوب گرفتید و با استاد دارید درخت هارو رنده میکنید تا مسیر رو به فلکه مریم باز کنید و فنس بگذارید دور جنگل برای پاکسازی به کمک شازده و مر مر و بقیه کلی ازتون انرژی گرفتم اصلا هروقت که حوصله ندارم کارهای خونه رو انجام بدم میشینم چند قسمت از زندگی در بهشتو نگاه میکنم کلی انرژی میگیرم
ممنون از آگاهی های این جلسه عاشقتونم
به نام خداوند رنگ و روان خداوند بخشنده مهربان
عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما استااد گرانقدر و خانم شایسته عزیز و همه خوبان
من از چندین محصول سایت استفاده کردم ( دوره عزت نفس – عشق و مودت – دوره 12 قدم – قانون سلامتی و الان هم مشغول کار رو دوره قانون آفرینش هستم) همه شون عالی بودن و هستن و دقیقا در زمان مناسب به دستم رسیدن و اینکه الان پروژه جدیدی دارم تو زندگیم شروع می کنم که با توجه به تضادهایی که بهشون برخوردم . دیشب قبل خواب سوره حمد و خوندم و از خداوند راهنمایی خواستم و صبح که بیدار شدم هی تو قلبم چیزی بهم می گفت فایل دانلودی و اومدم سایت باز کردم . دیدم این پروژهرو شما مریم جان عزیز معرفی کردین . خیلی خوشحال شدم و ازتون سپاسگزارم و از خدا سپاسگزارم که در زمان درست من و د رجای درست قرار دادن و این نتیجه تغییر فرکانس هام و برام خیلی ارزشمند .
سلام و درود خدمت استاد عباسمنش عزیزو گرامی و خانم شایسته ی نازنین و مهربون
الهی شکر که روزم باصدای دلنشین و پرانرژی بانو شایسته شروع شد قربونتون برم که اینقدر خوبید.
من هرروز به محض بیدارشدن اولین کارم اینه که بیام سایتو چک کنم ببینم چه فایل جدیدی اومده و همیشه این درخواستم بوده که خدایا ان شاءالله یه فایل زندگی در بهشت جدید بیاد روسایت که روی ماه مریم جان و استاد عزیز و پارادایس رو ببینم خیلی خیلی دلتنگ دیدنتون هستیم استاد
ولی امروز همین که این فایل صوتی رو پلی کردم و صدای شما مریم عزیزم رو شنیدم اینقدر ذوق کردم و خوشحال شدم انگار که صدای یکی از عزیزانت رو بعد از مدتها دوری و بی خبری بشنوی ..خداروشکر می کنم که شمارو داریم . دواستاد بی نظیر و توحیدی که همواره فکر بهبود سایت و بهبود زندگی بچه های این مکان بهشتی هستید.مریم بانو جان خیلی دوستون دارم خیلی عزیزید.
و اما پروژه جدید با عنوان خانه تکانی ذهن ، گام به گام
بانو شایسته شما هر وقت فایلی از خونه تکونی خونتون روسایت میذارید اینقدر حس و حال خوبی داره که بی بروبرگرد روی هر کسی که اون فایلو ببینه تاثیر مثبت میذاره چه برسه به خانمها .من خودم شخصا هر وقت می خوام خونه تکونی کنم قشنگ تصویر شما جلوی چشمم میاد که چقدر حساب شده و دقیق کارهارو انجام میدید و اون حس خوب رو به من انتقال می دید که باعث میشه حین انجام کارهای خونه هر کاری رو درست تر انجام بدم البته ناگفته نماند که من همیشه خونه و زندگی مرتبی داشتم چون ذهنم بی نظمی و شلوغی رو نمی تونه بپذیره ولی در کل گاهی که هرچند وقت یکبار باید صفرتاصد خونه رو تمیز کرد شما به عنوان یک الگوی درجه یک و پر از حس خوب برای من هستید .حالا فکر کن قراره با شخصی در این مسیر هم قدم بشیم که خودشون بهترین و ممتازترین دانشجوی این دانشگاه توحیدی هستن خودشون در جایگاه استادی هستن چقدر دلگرم کنندس وجود شما و همراهیتون با ما بچه های سایت .خدارو شکر که در مدار شنیدن این آگاهی ها هستم و امیدوارم خدا یاری کنه تا بتونم این آگاهی ها رو درک کنم و توی زندگیم اجرا کنم .
استاد شایسته عزیز یه خواهش و در خواست از شما دارم و اون اینه که لطفا اگه برای شما مقدور هست یک فایل از زندگی در بهشت برامون بذارید که خیلی دلتنگ پارادایس و شما هستیم.بازم از شما دو استاد عزیز ممنون و سپاسگزارم روی ماهتون رو می بوسم .در پناه خدای یکتا و مهربان باشید ..
سلام خانم شایسته نازنین، سلام عزیزدل استاد عزیزم
خانم شایسته جان چقدر شما خوووب و مهربونید… چقدر آرامش بخشه صدای زیباتون… چقدر به موقع هست تمام فایل های که روی سایت میذارید…
این همزمانی ها چقدر دل آدم رو آروم میکنه، چقدر ایمان آدمو قوی تر میکنه… منم خالصانه از ته قلبم از تلاش های بی وقفه و انتقال سخاوتمندانه هدایت هاتون سپاسگزاری میکنم…
درخواست من این روزها از خدا آرامش و ایمان بود و هست…
درخواستم مهاجرت آسان هست…
درخواستم تعهد و عمل به آگاهی هاست…
درخواستم شنیدن و درک هدایت های خدا و تسلیم بودن در برابر پروردگارم هست
و خدا چقدر سریع الاجابه…
سپاسگزارم و دستان پر مهرت رو میبوسم زیباترین و شایسته ترین مریم دنیا
عاشقتم
درود بر استاد عزیز و خانم شایسته
خیلی خوشحالم با این همراهی یکماهه
من زمانی که وارد سایت شدم با چرخیدن تو سایت و خوندن کامنت دوستان هدایت شدم به روزشمار تحول زندگی و دریافت اگاهی ها و تمرکزی نوشتن مطالب روز ۴۵ نتایج من شروع شد و الان با تغییر شخصیت و کلی کار کردن با مطالب دوره ها و فایلهای دانلودی قطعاً طی این ٣٠ روز نتایج عالی و اگاهی های بینظیر بدست میارم . اولین بار میشه طی این حدود ٩٠٠ روز من از اول یک دوره یا چالشی رو همراه با سایت شروع میکنم و هر روز منتظر دریافت اگاهی های جدید هستم. این برنامه رو باید مثل یک دوره نگاه کنیم یک دوره یکماهه که باید با تعهد به ان توجه کنیم هزینه این دوره زمانی هستش که باید در طی روز برای خودمون ایجاد کنید و متعهدانه به فایلها گوش بدیم .
قطعاً با تعهد درست و ایمان قوی و ایجاد باورهای مثبت در طی این یکماه نتایج عالیی از دوستان در کامنتها میخونیم و پایان این یکماه تعداد زیادی از همراهان تغییرات عالیی رو در خودمون ایجاد میکنیم.
با هیجان و انگیزه فراوان این مسیر زیبا رو شروع میکنم و لذت میبرم از مسیر الهی.
شاد و سلامت باشید
به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه برنگذرد
خداوند نام و خداوند جای
خداوند روزی ده رهنمای
خداوند کیوان و گردان سپهر
فروزنده ماه و ناهید و مهر
ز نام و نشان و گمان برترست
نگارندهٔ بر شده پیکرست
سلام وصدسلام وهزاران درودبراستادعباسمنش عزیز، استادشایسته نازنین ،همه عوامل گل سایت عباسمنش وهمه دوستان گلم ،همراهان خانواده الهی وصمیمی عباسمنش
خدایابی نهایت شکرت که دوستم داشتی ومنوبه این مسیرالهی وزیبا هدایت کردی وبیش از4سال است که عضو این خانواده الهی هستم
خدایاشکرت که افتخار شاگردی استادعباسمنش رونصیبم کردی
خدایاشکرت که استادعباسمنش همراهی دارد به نام مریم شایسته که ماشالله برای خودشون استاد شدند
خدایاشکرت برای این همکلاسی های بی نظیرم که درکناربودنشان باعث افتخار و مایه مباهات است
خدایاشکرت برای همه چیز
تشکران فراوان ازاستادعباسمنش وعوامل فنی سایت واستادشایسته برای فراهم کردن این بستر
اماشروع پروژه بی نظیر
” خانه تکانی ذهن”
ازانجایکه کلیدخوردن این پروژه همزمان شده باشروع مهرماه واغازسال تحصیلی جدید
اغاز دوران مدرسه ودانشگاه درذهنم تداعی شد
خدای من چه تقارن و همزمانی فوق العاده ای تبریک فراوان به خانم شایسته نازنین به این حسن انتخابشون
درآستانه سال تحصیلی جدید دانش آموختگان خانواده عباسمنش دوره بی نظیر
” خانه تکانی ذهن”
رواغازخواهند کرد ومن به شخصه این همزمانی روبه فال نیک میگیرم
مگرنه اینکه
روز اول مهر ماه یکی از روزهای خاطره انگیز برایمان بوده زمانی که دانش آموزبودیم و به ویژه کلاس اولی بودیم زیرا تجربه ای جدید در زندگی به دست اوردیم
ماه مهر یعنی
خانه تکانی و زدودن گرد و غبار جهل و جهالت
شروع مدرسه و کتاب نظم و انضباط
سرآغاز بهار مهربانی و دوستی
آغاز زنگ دانایی، اگاهی ،فراگیری بر پیشه وران کسوت خرد
بر تمامی شمادانش آموزان ودانش اموختگان خانواده عباسمنش تهنیت باد
مهر، ماه مهربانی مهتاب است؛ ماه میزبانی نیمکت های عاشق درس و اگاهی، ماه شکوفایی نیلوفران در دعای نم نم باران های عاشقانه پاییز مهر ماه اگاهی است
عزیزان شور سرمستی دانایی وآگاهی و توانایی گوارای وجودتان باد .
خدایا کمکم کن:
تاپروژه «خانه تکانی ذهن گام به گام»که فرصتی است برای:
ایجاد عادت هاوباورهای قدرتمندکننده درذهنم
هدفمند زندگی کردن
نظارت وکنترل بر ورودی های ذهنم
تمرکز وکانون توجه ام فقط فقط برروی خواسته هام نعمت هایم وزیبایی ها
همکاری با قلبم که جایگاه خداوند است
تا با امیدها و امکان پذیری های قلبم همکاری کنم تاآسان شوم برای آسانی ها
خدایاکمکم کن تا متعهدباشم این دوره بی نظیر راباتمرکز بالا ووقت گذاشتن ازگام اول تاگام پایانی به سرانجام رسانم و درپایان دوره یکی ازدانش آموزان ممتاز این دوره باشم
تاگوشه ای ازالطاف بی کرانت راجبران کرده باشم ونزداساتیدنازنینم روسفیدباشم
استادعباسمنش استاد شایسته تشکروسپاسگزاری ازشماعزیزان درقالب واژه ها وجملات نمی گنجه
تنها میتوانم ازخدواند درخواست کنیم که سالیان سال سایه تان برسرمان مستدام باشد وسالیان سال سایت توحیدی عباسمنش برقرار
“امین یارب العالمین”
خدانگهدارمان باد
به نام خداوند عزیز و مهربان
سلام به دو استاد عزیزم و دوستان عزیزم
بمعنای درست این جمله که خدای دانا و شنوا
من خودم مدتی هست درگیر یه مساله هستم بعضی اوقات واقعا نجواهایی در گوشم زمزمه میشه که بهم میگه غیرممکنه درست بشه و من اخیرا خیلی احساس نیاز به آرامش قلبی و پیام الهی بودم که امروز دیدم خدای من انگار این فایل و این پروژه مختص من ساخته شده
و همچنین من بارها از نتایج و اجابت کردن های خداوند که خیلی ساده و معجزه آسا از برخورد و هدایت شدن از این نوع مساله که دارم به نتایج رسیدم اونم خیلی راحت و خود به خود رخ داده برامکه اگر میخواستم با زور انجامشون بدم که باید خیلی سختی میکشیدم تا درست بشه من مینشستم یسری باورهارو درموردش توی ذهنم میساختم که خیلی زود خودش درست میشد
و حالا میخوام برا خواسته هام از همین باورم استفاده کنم مثلا برای کسب ثروت،موفقیت حرفه کاریم،و در هرچیز دیگه ای که باورهای ضعیف دارم میخوام استفاده کنم و با خودم میگم چطور برا این کار اینقدر سریع و ساده جواب میده قدرت ذهن من پس من میتونم از الگوبرداری همین مساله خودم استفاده کنم برا بقیه خواسته هام چونکه من دارم عظمت و قدرت ذهنمو در ساخت کانون توجهم میبینم پس من بیش از حد تصور توانا و قدرتمندم
واقعا بابت اینهمه زحمات و زمانی که با عشق میذارید برا این پروژه ها و این آگاهی ها که برا هرکدوممون زندگیساز و سرنوشت سازه
خدا قوت به همگی.
به نام خداوند یکتا
وَالَّذِینَ اهْتَدَوْا زَادَهُمْ هُدًى وَآتَاهُمْ تَقْوَاهُمْ
و کسانی که هدایتپذیر باشند بر هدایت آنها میافزاید و خویشتن داریشان را به ایشان میبخشد.محمد.آیه 17
خدایا بی نهایت بابت امروز و این لحظه زیبا و این هدایت و نتایج عالی که برامون به همراه داره سپاسگزارتم.
از استاد شایسته عزیز و مهربان و استاد عباسمنش عزیز بابت این فایل و تمام فایلها و تلاشهاشون برای اگاه تر شدنمون سپاسگزارم.
وقتی گفتین که از خداوند وارد شدن به یک مدار بالاتر و هموارتر شدن مسیرتون رو خواستین و به این به روز رسانی و تحولش هدایت شدین این دقیقا خواسته ای بود که من به تازگی خیلی زیاد از خدا داشتم.
چند وقت پیش در قسمت نشانه های سایت به یک لایو که شمارش رو خاطرم نیست هدایت شدم.لایو مربوط به 20 ابان 1401.چقدر اون فایل برای من اگاهی داشت .ازش خلاصه نویسی کردم و هر روز دارم مرورش میکنم و از همون لحظات اول به اندازه عملم تاثیراتش شروع شده و تکاملی داره همینطوزی رخ میده.چند روز پیش سفر کوتاهی داشتم.از شب قبل گوشیم رو شارژ کردم و ذوق داشتم که تو مسیر خودمم و خودم و کاملا تمرکز میزارم رو گوش دادن فایلها و اگاهیهای ناب جلسات قدم یک.به محض حرکت هندزفری گذاشتم که فایلها رو گوش بدم دیدم فقط موزیک های بی صدا رو که اهنگ های تجسمی سایت هستند تو گوشیم پخش میکنه و فایلهای گفتاری که اونها هم همش فایلهای استاد عزیز هستند و شکر گزاری راندابرن رو پخش نمیکنه.خیلی عجیب بود چون شب قبلش این مساله نبود .وقتی رسیدم سریع گوشیم رو بردم یه جا ببینن.اقای محترم تعمیر کار موبایل با یه هندزفری نو تست کردن دیدن که همین شکلی بود وقتی هندزفری رو در میاوردن خیلی عالی فایلها پخش میشد.اون اقا به محض اینکه صدای استاد عزیز رو شنیدن گفتن این اقای عباسمنش کیه؟خیلی عجیبه خیلی مورد مثل شما بهم میخوره اون لحظه فقط خوشحال شدم گفتم خدا رو شکر تو دلم گفتم این نشون میره استاد عزیز چقدر دارن عالی عمل میکنن که شاگرداشون بیشتر و بیشتر میشه و چقدر موفقن .اون اقا پرسید ایشون کین خیلی برام جالب شده و کنجکاو شدم ببینم ایشون کین که این همه طرفدار دارن.گفتم تشریف ببرید سایتشون متوجه میشید .ادرس سایت رو هم بهشون گفتم.با یه لبخند و یه حالت شاد گفتن پس معجزه قراره با ایشون رخ بده اره؟گفتم نه معجزه با خودتون رخ میده و دیگه ادامه ندادم .بعدش چقدر خودم رو بیشتر دوست داشتم انگار با یک زهرای دیگه رو به رو بودم گفتم آفرین زهرا چقدر عالی عمل کردی چقدر تحسین کردم خودم رو که نخواستم کلی توضیح بدم و راجب قوانین حرف بزنم و بخوام دیگران رو تغییر بدم.به خودم گفتم این آقا اگر خودشون بخوان قطعا این نشانه ها رو دنبال میکنن چه نیازی هست بشینم دیگران رو توجیه به حقانیت مسیر استاد عزیز کنم.جالبه که چند تا مغازه اونور تر گوشیم رو نشون دادم و تست کردند مساله حل شده بود و حتی این مساله باعث شد تعمیر کار بعدی که گوشیم رو دیدن متوجه بشن باتری گوشیم باد کرده و گفتن عه این گارانتی داره و بدون پرداخت هیچ هزینه ای باطری گوشیم رو تعویض کردند و حتی گفتن این کار ما نبوده و در اصل جایی که باتری رو که سال گذشته خریده بودم همونجا باید تعویض میکردین اما ما همکارمون داشتن و براتون انجام دادیم اشک تو چشمام جمع شده بود که بابا اینها چینش خداست که از یه تضاد کلی برکت میاره.شاید اون اقای محترم که بار اول گوشیم رو برسی کردند و کنجکاو به شناخت استاد بودن الان عضو سایت شده بودن و در مسیر خوشبختی و معجزه قرار بگیرن خدا میدونه.اما خیلی خوشحالم که با یک زهرای دیگه سفر بودم.وقتی برگشتم برادرم خونمون مهمان بودند.روز قبل خواهرم یه وام میخواست که رو پول خودش بزاره و ماشین بگیره با هم بیرون بودیم یهو ازش ضامن خواستن که از اعضای خانوادش باشه.نمیدونم یه لحظه انگار متوجه داستان نشدم کامل و امضا زدم بعدش که فهمیدم من ضامن ایشون شدم دیگه ظاهرا دیر شده بود اما به خواهرم با نرمی گفتم من ضامن نمیشم گفتم اونجا متوجه نشدم داستان چی بود وگرنه همون لحظه باید میگفتم.خواهرم ازم دلخور نشد و گفت مساله ای نیست فردا میرم لغوش میکنم و قرار شد پدرم ضامنشون بشن.فرداش من رفتم همدان و دعا کردم ضمانت من لغو بشه و کار خواهرم به شکل عالی انجام بشه.حالا غروب که برمیگشتم خانوادم گفتن برادرم با همون خواهرم بیرون هستن داری میای اگه خواستی باهاشون برگرد چقدر ذهنم نجوا میکرد که الان ابروت رفته و برادرم رفته ضامن خواهرم شده و اونها الان ازم ناراحتن و اگر تماس بگیرم که بیان دنبالم اونها ممکنه بگن این که ضامن نشد پر رویی هم میکنه. همون لحظه گفتم اره من پر رو هستم و اتفاقا تماس میگیرم که بیان دنبالم چون نمیخوام با قید و شرط نعمت ها و اسونی ها رو دریافت کنم.وقتی تماس گرفتم برادرم کلی خوشگل باهام صحبت کرد و گفت حتما میایم دنبالت وقتی اومدن دنبالم دیدم خواهرم یه جعبه شیرینی دستشه و همه خوشحالن خواهرم میخواست اون وام رو بگیره که یه ماشین کار کرده اما با کیفیت بگیره اونم چند روز دیگه ولی خدا انقدر بزرگه که خواهرم اشک میریخت میگفت معحزه شده واسش و پول از جایی که فکرشم نمیکرده فراهم شده و یا ماشین صفر از یه جای دیگه از نمایشگاه و نقد خرید و جالبه اینکه بهش گفته بودن که دیروز خود به خود ضمانت من برای وامشون لغو شده.انقدر عظمت خدا قشنگه که از خوشحالی زبونم بند اومده بود اون روز کلا پر از معجزه بود برام.
فهمیدم من بی قید و شرط ارزشمندم اونم زیاد. انقدر که خدا خودش ضمانتم رو لغو کرده بود همون روز قبل.نکته دیگه اینکه من مدتیه خیلی دارم سعی میکنم به اگاهیهام رو بحث روابط عمل کنم.متوجه شدم یه افرادی رو خیلی ریشه ای باید تمرکزم رو بزارم رو نکات مثبتشون یکیشون یکی از اقواممون بود که همیشه من از این فرد فراری بودم همیشه یه سری چرندیات رو تکرار میکرد که درسی که تو خوندی و رشتت کار نداره این سالهایی که خونه پشت میزم داشتم خودم رو ارتقا میدادم و در جمع هاشون حاضر نمیشدم یه سرک تو اتاقم میکشید و میگفت داری آب در هاونگ میکوبی و میگفت دخترم الافی خوب نیست بلاتکلیفی خوب نیست برو از اینجا برو تهران که کار کنی.اوایل میگفتم نه من کار دارم و سعی در توجیهشون میکردم که البته هیچ درکی هم نداشتند اما این چند سال اخیر کلا سکوت میکردم و تو دلم به خودم امید میدادم .البته تو وجود من همیشه یه نفرت ازشون بود با اینکه فهمیده بودم باید روی این نفرت هم کار کنم و نکات مثبتشون رو نوشته بودم و هر روز داشتم این نکات رو مرور میکردم و یه ذره احساسم بهشون تغییر کرده بود اما به خاطر اینکه چند ماه پیش تلفن خونمون رو جواب دادم و ایشون همون چرندیات رو تکرار کرده بود حتی دیگه تلفن ایشون رو هم جواب نمیدادم.اون نفرته باعث میشد هر جوری واکنش جهان رو دریافت کنم. نمیشه از جواب های جهان به فرکانسهامون فرار کرد . خودش رو نمیدیدم تلفنی میگفت.تا اینکه چند روز پیش بعد از مدتها اومدن خونمون . اولش از خداوند شاکی شدم که چرا این باز اومده مگه من هر روز نکات مثبتش رو نمیگم.اما همش چند لحظه بود و سریع متوجه شدم که من هر روز وقتی نکات مثبتش رو میگفتم و احساسم یه ذره بهش خوب میشد دعا میکردم خدایا تا وقتی تو این خونه ام دیگه نبینمشون.همین شرکم هست دیگه ایشون چه قدرتی دارند اخه.من بهشون قدرت میدادم.و همین باعث شده بود بیان سعی کردم نگاهم رو خوب کنم به این داستان .ایشون که همیشه تو همون سلام علیک تیراشو پرتاب میکرد و کلا هم همه رو میرنجونه تو برخورد با من فقط قربون صدقه میرفت و دهانش برای بی احترامی به من قفل شده بود .چقدر خوشحال بودم.به خودم گفتم بهتره رو خودم و کارام و کار کردن رو خودم تمرکز کنم خودم رو از محیط خونه دور کردم از فرکانس مهمانداری دور شدم .از خواهرم اجازه گرفتم رفتم طبقه بالا اتاق ایشون صدای حرف زدناشون با خانوادم و تیرایی که به اعضای خانوادم پرتاب میکرد میومد و ذهن من شروع کرد به قضاوت کردن و درست همون لحظه رفتم پایین برای کاری اومد و باز اون حرفها رو به شکل بدتری تکرار کرد این بار توضیحی ندادم و در پاسخش گفتم شما محبت داری ممنون از اینکه به فکر من هستین .اما وقتی رفت نجواها شروع شدن.فقط میدونستم به یه جای ساکت نیاز دارم و یه خلوت با خودم و خدای خودم.یه زیر انداز برداشتم رفتم تو حیاط زیر نور ماه کامل نماز خوندم خیلی خیلی خیلی ارام شدم و بعدش گفتم زهرا هیچ کاری نکن امشب رو زودتر بخواب.نیمه های شب صدای خواهرم رو مشنیدم که یه حرفهای رو بهم میگعت و میگفت رییس کل اینا رو گفته بهت بگم. (ایشون هم داره رو خودش با استاد دیگه ای کار میکنه و تقریبا اهداف مشترکی داریم.)خیلی واضح حرفهای زیبایی رو بهم گفت که انگار بیدار بودم و تو بیداری بود انقدر واضح بود وقتی از خواب پریدم سریع رفتم اتاق خواهرم همه خواب بودن خواهرم بیدار بود گفتم تو الان بالا سر من بودی و اون حرفها رو بهش گفتم هر دومون خیلی خیلی خیلی خوشحال شدیم .خدا خیلی مژده ها رو تو خواب از زبون خواهرم بهم گفت.انقدر حالم دگرگون شد و انقدر احساسم عالی بود که دیگه برام مهم نبود این چیزی بگه نگه احساسم رو بهشون خوب کردم و قدرت رو کامل دادم به خدا و تسلیم شدم. جالبه که رفتار ایشون در مورد من به شکل عجیبی تغییر کرد و همش محبت شده بود.وقتی رفتن همه اعضای خانوادم از ایشون دلخور بودن اما من دلخور نیستم و اون تنفره از بین رفت.بعدش نشستم فکر کردم این ادم همه فامیل ازش فرارین و همه به خاطر کلام زهر الودش ازش بیزارن و همه رو میرنجونه الا همسرشون رو و همه جا فقط از خانمش تعریف میکنه حتی مبالغه آمیز. وقتی خوب فکر کردم همسر همین شخص یک خانم خیلی ارومه که با خودش و جهان در صلحه اهل غیبت نیست. میتونم بگم شاید قوانین رو نمیدونه اما نا آگاهانه داره عالی عمل میکنه.با اینکه این دو نفر شخصیت کاملا متفاوتی دارن اما با هم کلی خوشبختن.خوب که فکر کردم خانمشون هیچوفت از ایشون حتی یک کلام بدگویی نمیکنه. و اتفاقا با احترام و عشق و محبت با ایشون رفتار میکنه.و تمرکزشون رو خوبیهای همسرشون هست به خاطر همین فقط داره از ایشون خیر و خوشبختی و عزت و حرفهای زیبا و رفتار زیبا و زندگی اروم در یافت میکنه چقدر این آمدن اونها که یه تضاد میدیدمش اولش برام سوال بو اما چقدر فراوان خیر و برکت توش داشت .ایمام دارم این پروژه یک ماهه مرتبط هست به چیزی که دارم روش کار میکنم.امروز بعد از گوش دادن توضیحات خانم شایسته عزیز گفتم یه دفترچه بگیرم مخصوص این خونه تکونی زیبا و همون لحظه از خواهرم یک دفتر چه زیبا هدیه گرفتم درحالی دفترچه میخواستم برای نت برداریها و این خودش اولین پیامد زیبای اولین گام من بود.2 ساعت رو به خودم اختصاص دادم و از گام اول 5 صفحه نت برداری کردم .بعد از اتمام فایل با خودم خلوت کردم که کجا ها به این اگاهی ها عمل کردم و نتیجه ها معجزه کردن و کجا ها دارم شرک میورزم .خیییلی عالی بود .خدا رو بی نهایت سپاسگزارم.و خیلی خوشحالم و احساسم خوبه.استاد شایسته مهربان و استاد عباسمنش عزیز ازتون سپاسگزاریم بابت این که تجربه خودتون رو صادقانه و این چنین زیبا باهامون به اشتراک گذاشتین. خدایا عااشقتم بابت این هدایت حق و زیبا و این مسیر سرارسر نور