552 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    الهام رضایی گفته:
    مدت عضویت: 229 روز

    سلام دوستان من با حال بد و درماندگی وارد این سایت شدم و ثبت نام کردم قبلا گاهی میومدم نظرات میخوندم اینبار تصمیم گرفتم خودم دیدگاه بنویسم من 32ساله هستم و مادر سه فرزند که دو پسر دوقلو هستن 8 ساله و یه دختر ده ساله از وقنی ازدواج کردم شرایط زندگی برام سخت شد و مخصوصا با آمدن دوقلوها به زندگیم عملا خودم فراموش شدم و همه تلاش بزرگ کردن اونها بود و من میخام بگم من حالم خوب نیست شرایطم بسیار سخته یه جورایی تنها هستم همسرم از من حمایت نمیکنه و بچه ها به شدت اذیتم میکنن بارها به مسیر آگاهی دعوت شدم ولی نتونستم ادامه بدم نمیتونم مدیریت تو زندگیم داشته باشم همه‌ کارها رو هم انباشته شده به شدت عصبی شدم من با وجود این همه مسئولیت همیشه دوست داشتم مستقل باشم چون حالم خوب می‌کرد چنبار کاری انتخاب کردم در نهایت برام درآمد نداشت و کلا مسیر درآمدی هم قطع شد من مدام نشخوار ذهنی دارم و کنترل ذهن برام سخته لطفا منو راهنمایی کنید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      الهه ندیمی گفته:
      مدت عضویت: 1150 روز

      سلام به شما دوست عزیز

      جایی خیلی خوبی اومدی

      منم چند سال پیش همین مشکل را داشتم

      چون خودمم دوقلو دارم و درآمد هم نداشتم و درکتون میکنم

      الان نسبت به آن روزها خیلی بهتر شدم، البته اطرافیان میگن که خیلی تغییر کردی

      فقط چند تا نکته :

      تمرکز روی سایت

      حذف همه ورودی ها اعم از تلوزیون و فضای مجازی و دوست و فامیل و آشنا

      روی دهنت یه مهر بزرگ بزن که در مورد این سایت و استاد و این آگاهی ها به کسی چیزی نگی حتی نزدیک ترین افراد مثل خواهر و برادر و دوست و همسر تا زمانی که نتایج تو خودش را نشون بدن

      به خودت تعهد بده که روزی 2 ساعت به حرفهای استاد گوش بدی و بعد نکنه برداری کنی و آن نکته ها را در طول روز با خودت تکرار کنی

      معجزه ها میبینی، معجزه ها

      ارتباطتت را با خدا زیاد کن و در طول روز از قلبت با خدا حرف بزن

      و به امید روزی که خبرهای خوبی از حالت برامون بنویسی

      موفق باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      کبری مشتاقی گفته:
      مدت عضویت: 1179 روز

      به نام خدای مهربانم سلام به دوست عزیزم الهه جانم

      دوست عزیزم توجه بر نکات مثبت رو شروع کن باید اول آرامش پیدا کنی و بعد قدم به قدم خداوند هدایتت میکنه

      حالا که بچه هات بزرگ شدن با برنامه ریزی میتونی به همه کارهات برسی

      زودتر از خواب بیدار شو تو سایت باش کامنت بخون و بنویس

      بجه ها که میرن مدرسه روی خودت کار کن وقتی کسی خونه نیست بشین فایل گوش کن

      کنترل ذهنتو دستت بگیری میتونی زندگیتو مدیریت کنی

      اگر آروم باشی و با خودت در صلح باشی کارهاتو با عشق انجام میدی

      در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند باشین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    نوشین پورشفقی گفته:
    مدت عضویت: 1935 روز

    سلام درود وقت بخیر به استاد عزیزم و تمام دانشجویان این راه توحیدی

    من نوشین 4سال که وارد سایت شدم و فایل های رایگان و دوره هارو خریداری کرده و گوش میدم

    بتن های سیمانی ذهنم خیلی خیلی شدید و آزار دهنده بوده و خیلی هم شکستم

    من تو اول راه با همسرم این مسیر اومدم و با دوره های ایشون هم ،هم جهت بودم و دونستم باز باید خیلی سد مقاومت هام بشکونم ،و ادامه بدم به میزانی که دریافت کردم آگاهی نتیجه بگیرم

    آرامش ،سلامتی خیلی مهم بود برام تو زندگیم

    و اولویت اولم تو زندگیم بود که خداروشکر با قانون سلامتی ،سلامتی کامل دارم و اندام عالی وباز می‌دونم که بهتر هم میشه

    آرامش دارم و بخاطر تضاد هایی که تو زندگیمون پیش میاد و تلاش می‌کنم برای بهبود و سری به سری به آگاهی ها و دانسته هامون افزوده میشه

    ومن هم با این که به دوره ها رجوع میکنم و تو این زمان حال داره هر روز فایل های هدیه توحید عملی گوش میدم و برای بهبود شخصیتی ام، و اوضاع بهبود مالی ام و هم جهت شدن و تغییر جابجایی پنیرم و هم زمان شدن با پروژه تغییر را در آغوش بگیر و هدایت شدنم به این پروژه خانه تکانی ذهن شده

    و موجی از آگاهی ها داره بهم الهام میشه

    و همه و همه داره نشانه های عالی و فوق العاده ای بهم میده برای رشد برای جهان فراوانی

    دوست داشتم این کامنت تو پروژه تغییر را در آغوش بگیر قسمت 11 که گوش دادم بنویسم ولی خدایم بهم گفت اینجا تو این پروژه که میخواهی شروع کنی ثبتش کن

    من خدارو خیلی شاکرم و خواستم این حس و حال ثبت کنم تا روزی که نتیجه عالی و فوق‌العاده ام گرفتم برگردم و تلاش هایی که کردم ببینم

    می‌دونم وقتی الهام میشه که انجام بشه حتماً نشانه ای هست برای دوستانی که به کامنت من بر می‌خورن.

    در پناه خداوند مهربان باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    سعیده فاضلی گفته:
    مدت عضویت: 886 روز

    به نااااام خدااااوند جااااان و خرد خدااااوند مقتدرم

    سلام

    به اااااستادِ نازنینم

    حال دلتان مریم

    امروز روزِ مریم ِ

    خدایا چقدر ذوق دارم برای این تبریک

    تبریک به عزیزِ قلبِ سعیده «بانوی …زبانم بَند آمد بانوی خردمندم چقدر فوق العاده است من زنده ام و این روز قشنگ را دارم به شما تبریک میگم »

    گل مریم خیلی خیلی خوشبو امروز یادِ آن گلی افتادم که در آن خانه ی چندین اتاق در یکی از بهترین محله های فلوریدا داشتید ‌فکر کنم الان فروختید آن گل با یک لبخندِ پُر و شاد ِ زیبا ،وقتی آمدید به استاد تقدیم کردید…

    حالِ این ذهن از این هم می تواند زیباتر وباشکوه تر شود

    آه!

    چقدر دلم تنگ شده بود برای کامنت نوشتن

    خدایای مهربانم صد هزار مرتبه شکرت

    سلام به دوستان همچنان آگاه ورشد یافته ام

    من وقتی به کلمه ی رشد می‌رسم نا خودآگاه ذهنم می رود سمت اصحاب کهف

    و این کلمه ی جادویی !

    رشد…

    این پروژه مقدم شد بر پروژه ی «تغییر را در آغوش بگیر»

    خیلی از تغییراتی که دارد در سایت اتفاق می افتد وقبل تر از این هم در حال بروزرسانی بود خوشحالم، انگار این مثلِ یک درِ قفل شده بود که کلیدش را خدای ستوده وسخاوتمندم به من داد

    در واقع مایلم فقط به این موضوع اشاره کنم که چقدر شگفت انگیز بود این معرفی از طرفِ سایت بهشتی من ،که به این عنوان به من هدیه داده شد و من باز در تاریکی اتاقم بودم و ذهنم درگیر مسئله ای شده بود اول جا خوردم که با وجود ِ اینکه گذر واژه ی من سیو شده بود ولی به من میگفت اشتباه وارد شده علت این بود که تغییر را سیو نکرده بودم از قبل و این باعث شد وقتی با گذر واژه ی جدیدم وارد سایت شدم با این تغییر بسیار عالی وبینظیر مواجه شدم در آن لحظه که کنترل ذهن داشت برای من سخت می شد دیدن این پروژه «معیشتِ روزانه ی من شد» دُور سرت بگردن همه فرشته ها استاد دُور سرت بگردن «بانو» آن بوسه های خدااااا وقتی که این همه عشق بازی میکنی

    وقطعاً دُور سرهمه ی عواملِ سایت بگردن ستاره های شب و فرشته های مهربون

    منم همینطور بَگَردم… دوست دارم بغلتون کنم تک تک …به زبانِ جوجه ای خودم

    سُوووزاید؟ دوست میدارمتون

    الهی شکرت

    الهی شکرت

    الهی شکرت

    خدای من عاشقانه ازت سپاسگزارم

    اینجا بحث تعهد شده

    واقعاً قطعه ای از بهشتم من!

    امروز هم که خیلی خوشگل شدم

    میدوندید استادِ نازنینم

    چقدر از خدای حکیم و عالم خودم سپاسگزارم من هنوز میتوانم قلبم را زنده و عاشق ببینم وحس کنم زندگی در رگهای من جاری شده

    اصلاً این فرصت با هیچ پولی ‌تعویض نمی شود اینکه وقتی خدا را در هر پستوی وجودم می بینم ‌عاشقانه خواستنش را برای استقامت در این مسیر را

    راستش با صدای رُزِ متوکلِ من ،در پروژه زیبای پروانه شدن من شبهای آرامی را به صبح رساندم مثلِ این بود که وسط یک اقیانوس بودی بدون ترس ،منتظر بودن را تماشا میکردی که از یک فاصله ی نزدیکِ نزدیک خدا به حضورش با تو آفرین می گوید و تو تشنگی جانت را با این بودن و شدن وهماهنگی برطرف میکردی به نظرم در رابطه با خدا هیچ وقت سیراب شدن معنای واقعی را تجربه نمی شود این روح وقتی با قوانین بیشتر آشنا می شود و البته که از قبل آشنای قدیمی بوده همچنان آن رشد را می تَنَد در تار و پود باورها و افکارم

    از اینکه این باورها در این فایلها همه از یک مسیرِ مشخص حرف می زند خوشحالم

    نمیدانم وقتی چشمانم این پاراگراف ها را می خواند روحم در کدام الف وب گیر کرد مثلِ ی عاشق نگاه می‌کرد

    بگذار از مدتی قبل تر هم اینجا برایتان حرف بزنم

    در دوره ی هم جهت بودیم هنوز در اواسط دوره ی طواف بودیم! گویی میان آن ازدحام و شلوغی که یکباره به سمت من هجوم آورد ! من در پی آن سکوتِ معلمِ خویش بودم که خداااا را در حرفهای شما جور دیگری دیدم و حس کردم خدا دارد از تاریخی با من حرف می زند که روزی در عدّم ِ حیات مادی خودم انتخاب کردم الان که دارم این حرف را با شمای نازنین در میان میگذارم نمیدانم بُغضی ‌و اشکی هست،دانه ی آگاهی های من دارد سرازیر می شود . یک تلاقی بود که روحم از آن مرا با خبر کرد مثلِ یک هاله ی از نور ‌کلماتی که اینجا …آن لحظه گفتم :خدایا چه میخواهی به من بگویی هر طرف که می رفتم کلمه «نور…»بود که چاشنی این معناها می شد

    گفت ‌و گویی …که قبلاً انتخابِ من بود

    حدیث ِ جانی که گمش کرده بودم

    و خدا نشانی ها را داد

    یک چیزی که خیلی خیلی فرّار بود !

    دانشی که علم گم شده ی من بود در این بهشت …

    قطعا ً تصادفی نیست

    به یقین حاصل ِ یک تغییر ویک خواسته بود ،باید بگویم خواسته ها .

    همان شب من یک تعهد نامه نوشتم در هر بهم ریختگی که داشتم در میان هزاران سؤالِ بی جواب در وسط الهام و شهود

    بهر حال استاد نازنینم امروز اولین کامنتم را اینجا نوشتم در این رویای شدنی و دوست داشتنی

    چقدر از واژه ی مستند لذت بردم

    و خدا می داند و من نمیدانم

    فهمیدم که خدا از من ایستادگی می خواهد ولی نه با ناراحتی ‌و اذیت شدن

    متوجه شدم خدا از یک جای امن برای من دارد صحبت می‌کند از یک خانه ای سرشار از آسایش ! یعنی گَرد وغبارِ ایده ها و ندیدنِ قدمهای خدا اینجا قرار است یک به اتفاقِ خیلی مهم برای من تبدیل شود حتی می توانم احساس کنم که مدتی این پروسه ی مفعول بودن وعده ی خدا برای من در اجابت یک نشانه فقط دارد به جریان می افتد . یک نه ،هزاران باور که سعیده را ترسو بار آورده بود ،یک تربیت شدن از جنسِ آگاهی های خدای یکتای من

    خدای دانا وشنوای من این لحظه ی مقدس برای من ِسعیده جیگر گوشه

    راستی دوباره خدا امروز به من گفت جیگر گوشه …

    استاد یک کلام ِ بسیار عاشقانه روی شیشه ی ماشینی از طرفِ خدا به من گفته شد

    « رو به کسی نمیدم

    ولی برای تو جونمو میدم…!» مثلِ ی ذکر ِ پاییزی ِشیک ومجلسی چشمای نازم خواندش و هزاران بار تا رسیدن به مقصد تکرار کردم وکلی خدا را شکر گفتم

    خدایا صد هزار مرتبه شکرت

    یک نشانه ی ظریف وچقدر با خط قشنگی نوشته شده بود خاصّ این بود دستای گرم ِ …روی گونه های پاییزی من احساسِ من را چون نهرهای جاری هر حسِ انسانی در لحظه جاری می کند و واقعاً تا مدتی من این شعورِ زیبای پیامِ خدا را جرعه جرعه نوشیدم و از انبساط قلبم لذت بردم

    عاشقانه از این پروژه ی سحرآمیز متشکرم

    استادِ نازنینم خدا قوت

    عاشقانه از هر آگاهی الهی شما و محبت ِ شما در این همه خدایی که شناختید وبه من معرفی کردید سپاسگزارم

    شاد وثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    Ayda . گفته:
    مدت عضویت: 402 روز

    سلام به استاد عزیز و دوستان عزیز خانواده عباسمنش

    من دیروز تولد 24 سالگیم بود و تقریبا روابط جالبی ندارم و به جز خانواده و همسرم هیچکس تبریک و چیزی نگفت و با خودم تصمیم گرفتم که از امروز تغییر کنم و از انجایی که قبلا به سایت استاد هدایت شده بودم و از فایل های رایگان استفاده کرده و نتایجشو دیده بودم و به دلایلی ‌و مشکلات دیگه استفاده نکردم بازم به این سایت هدایت شدم و دوره عشق و مودت رو تهیه کردم و قسمت اولش رو گوش میدم ولی الان که گفتم یه سری به سایت بزنم به این صفحه هدایت شدم و فهمیدم که قبل از اینکه دوره عشق و مودت رو تموم کنم اول روی ذهن و فکرم کار کنم چون همیشه ذهنم به سمت چیزهای منفی میره و زندگی جالبی ندارم و تقربیا تک و تنها خودم کانده با همسرم همیشه در بحث هستم با خانواده همسرم قطع ارتباط کردم و هیچ دوستی ندارم و همسرم به شدت کنترل گر هست ولی از الان به خودم تهد میدهم که فقط در مسیر خداوند با استاد هم قدم بشم و زندگی خودم رو تغییر بدم و باور هایم را به خداوند بیشتر کنم از امروز میخوام نماز رو شروع کنم به خداوند عشق بورزم و انشالله که همه چی خوب و عالی پیش میره

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    نازی گفته:
    مدت عضویت: 144 روز

    سلام و عرض ادب و خدا قوّت خدمت استاد عباس‌منش بزرگوار و تمامی اعضای گروه تحقیقاتی عباس‌منش و خانواده بزرگ و هم فرکانس‌های محترم

    من از 3 روز پیش با استاد آشنا شدم و دیشب عضویت سایت شد و امروز به محض بیدار شدنم میخوام شروع کنم

    زیرا در شرایطی قرار دارم که باید تصمیم خیلی مهمی برای زندگی و آینده‌ام بگیرم که به جز خودم زندگی چند نفر هم تحت تاثیر قرار دارد و چون در 2 راهی سختی قرار گرفتم و نتوانستم تصمیم درست بگیرم از خداوند کمک خواستم و خداوند مهربان مرا در این مسیر سوق داد و حالا میتوانم با صبر و تمرکز و با راهنمایی خداوند و دستان ایشان در زمین ( استاد عباس‌منش) بهترین تصمیم را بگیرم

    تعهد خودم را در اینجا اعلام میکنم که در این راه ثابت قدم بمانم و ادامه دهم تا به نتایج عالی برسم و مطمئنم که میرسم

    و این جمله ام برای کسانی که مثله من این هفته شروع کردند (پر قدرت و مستمر پیش به سوی موفقیت )

    از خداوند برای همه انسان‌ها آرزوی سلامتی و ثروت و آرامش میخواهم

    آمین یا رب العالمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      کبری مشتاقی گفته:
      مدت عضویت: 1179 روز

      به نام خداوند بخشنده و مهربانم سلام به دوست عزیزم نازی جون

      آفرین عزیزم تو بدون ، مطمئن باش فرکانسی که به جهان ارسال کردی برای قدم برداشتن در راه تغییر خداوند هم در دقایق اول راه دستانشو برات میفرسته

      فقط باید صبر و ایمان به خداوند داشت طبق قانون پیش بری و منتظر باش تکاملتو طی کنی عجله نکن و با خدا و همراه خدا باش

      از فایلهای دانلودی شروع کن که خیلی برای اول راه عالیه

      از مسیر لذت ببر شکرگزاری زیاد انجام بده و فایلهای دانلودی رو بارها و بارها و بارها گوش بده و عمل عمل عمل کن و باور کن

      روی قدرت خدا حساب کن که همه چیز اوست

      من تحسینت میکنم و خوشحالم که در این بهشت زیبا اومدی

      در پناه‌ خداوند مهربانم باشین سالم و ثروتمند

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    ارتیست گفته:
    مدت عضویت: 1967 روز

    درود و نور بر همراهان خدا

    من سارا میمانم در این راه چندین سال است که در سایت قرار دارم اما ندارم امروز در یک روز بعد از تولدم این نامه را می‌نویسم چون ایمان دارم حتما قرار است چراغ راه دیگری باشد همان طور که چراغ راه من شد

    و اکنون در این مدت. خوش آمدی قرار گرفتم

    از نو میخواهم مرور کنم و ایمان دارم که اتفاقی به این مرحله هدایت نشدم

    به امید روزی که از موفقیت ها و از اینکه نسخه بهتری شدم و لایق دریافت های خواسته هام شده ام بگویم

    و اکنون نوشتم تا چراغ دل من و رو شنی بهش قلب تو باشد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    فروزان جعفری گفته:
    مدت عضویت: 146 روز

    سلام و عشق به استاد عزیز

    امروز که پس از گذراندن رنج ها و اضطراب های فراوان در مورد بیماری پدر و مادرم و همچنین سوگ پدر و مسایل شخصی زنگی در گودال اضطراب و بی خوابی گیر افتاده ام با خودم تعهد میکنم که خودم را نجات بدهم و به زودی با کمک روانپزشک و حمایت ها و دلگرمی های دوستان عزیزم در این مسیر به حال خوب برگردم و غرق در الطاف الهی باشم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      علی فریس گفته:
      مدت عضویت: 2679 روز

      سلام فروزان عزیز، خوش اومدی

      نوشتۀ پُر احساس و آگاهانه‌ت نشون می‌ده روحت در مسیر نور و رشد قرار گرفته.

      خداوند همون دستی‌ست که تو رو از دل رنج بالا می‌کشه، همون مهری‌ست که از دل سوگ، آرامش می‌زاید.

      ایمان دارم با اراده و یاری الهی، دوباره به آرامش و حال خوش می‌رسی

      ما در کنارت هستیم و به نوری که درونت جاریه باور داریم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      کبری مشتاقی گفته:
      مدت عضویت: 1179 روز

      به نام خدای مهربانم سلام به دوست عزیزم

      فروزان جان خوش اومد میگم بهت

      تحسینت میکنم مرحبا که جرات پیدا کردی برای تغییر برای تغییر یه زندگی عالی قدم برداشتی

      زندگی که پر از آرامش و نعمت و ثروت می‌شود زندگی پر از شادی و خوشبختی

      عزیزم فقط خودت میتونی آرامش و شادی رو به زندگی و به وجودت برگردونی روانپزشک ووو

      همه مثل مسکن عمل میکنن

      ولی خودت وقتی برای تغییر خودت بیدار شدی و قدم برمیداری یه آرامشی از جنس خدا درونت میاد آرامشی از جنس خدا در زندگیت میاد چون خودت با کنترل ذهن و تغییر افکار و باور می‌سازیش و همیشگیست

      پس پیش بسوی خوشبختی و سلامتی و آرامش و ثروت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    فروزان جعفری گفته:
    مدت عضویت: 146 روز

    سلام و عشق به استاد عزیز

    امروز که پس از گذراندن رنج ها و اضطراب های فراوان در مورد بیماری پدر و مادرم و همچنین سوگ پدر و مسایل شخصی زنگی در گودال اضطراب و بی خوابی گیر افتاده ام با خودم تعهد میکنم که خودم را نجات بدهم و به زودی با کمک روانپزشک از این گودال و حمایت ها و دلگرمی های دوستان عزیزم در این مسیر به حال خوب برگردم و غرق در الطاف الهی باشم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    فرزانه رضوانی گفته:
    مدت عضویت: 886 روز

    سلام به استاد عزیزم ،مریم جان ناز و همفرکانس هایی محترمم.

    در قدم نخست سپاسگزارم از استاد عزیز که یکی از دستان خداونده برای ما.

    من فرزانه رضوانی از افغانستان تعهد نامه خود را می‌نویسم تا هم تعهد و هم ردپایی از من باشد.

    استاد عزیزم من این اواخر به تضاد های زیادی برخوردم که که تصمیم گرفتم دکه باید تغییر کنم.

    اولین تضاد خواهرایم و برادرایم هستن که آنها توقع داشتن من به عنوان خواهر کلان شأن همه مسولیت های خانه را انجام بدم چون به افغانستان این فرهنگ است تمام مسولیت های خانه را دختر کلان خانواده انجام بده خب تا زمانی که به قانون آشنا نبودم این مسولیت ها را انجام می‌دادم بازم توقع پشت توقع و من از شدت کار خسته و مانده اصلا به خودم نمی رسیدم و به خواسته هایم اصلا توجه نداشتم تا حدی که آخرین نفر بودم غذا میخوردم یا ….. اما بعد اینکه با قانون آشنا شدم دکه به خودم رسیدم به خواسته هایم ارزش قایل شدم بهترین غذا ،بهترین لباس، کاری مورد علاقه ام را انجام می‌دادم و باعث این شد که خواهرایم و برادرایم از من ناراحت شون ولی من دکه باج ندادم بخاطری راضی شدن شأن هر کار کردن که من را راضی کنن مثل سابق باشم من دیگر فرزانه سابق نشدم که از خودم بکنم، خودم را نادیده بگیرم. فقط به خواسته هایم و‌حس خوبم توجه کردم تا اینکه این روزا دو تا برادر و خواهرم من را خود خواه و خود شیفته گفتن حتی گفتن ما توره دکه به عنوان خواهر کلان قبول نداریم و دکه با تو گپ نمی‌زنیم. خوب جالب اش اینجاست که من اصلا جدی نشدم که همراهشان هم کلام شوم و اصلا ناراحت نشدم فقط گفتم این تضاد ها برایم واضع میسازه که دکه فقط تو‌ و خدایی تو است فرزانه، از همه توقع ات صفر کو حتی خواهر و برادرت. تو خودت را push کو چون فقط خودتی و خدا خودت برایم خیلی لذت بخش بود که از تمام مسولیت ها رها شدم و فقط روی خودم کار ‌کنم.

    دومین اتفاق این بود که من دوره عزت نفس را خریدم و کار کردم خیلی نتیجه گرفتم و بازم باید کار کنم .

    در یکی از جلسه هایش این است که وارد ترس های خود شو. یعنی از هر چیزی که می‌ترسی وارد اش شو .

    در افغانستان دختر و پسر رابط برقرار کردن خیلی ننگ و ترس اوره چی در نظام پشین و‌چه در نظام فعلی من با یک پسر خیلی مودب ،باشخصیت و هفرکانسم وارد رابط شدیم و مدت یک سال است که باهم رابط داریم میگردیم ،باهم قرار می‌مانیم در صورتکه نظام فعلی در افغانستان به شدت خلاف این رابط ها است ولی ما لذت خود را می‌بریم از بودن کنار هم تا اینکه یک روز دوست پسرم و‌من در خانه تنها ماندیم و ازین اتفاق اعضا خانواده ام خبر شدن و خیلی یک اتفاق به ظاهر بد برای خانواده ام بود و خلاف فرهنگ قوم و جامعه ما بود در ابتدا منم یکم می ترسیدم ولی وارد ترس ام شدم چون اینجا دختر و پسر تنها ماندن بدترین و‌زشت ترین کار است ولی من وارد ترسم شدم بعد ازینکه خبر شدن اصلا برای کسی حساب ندادم فقط برای همه گفتم این زندگی منه.خدا شکر میکنم که از دل این دو تضاد، قوی سر بیرون آوردم.

    خدا هزار مرتبه شکر

    استاد عزیزم سپاسگزارم که هدایت ما شدی .

    تشکری از همه اعضای عباس منشی ها که با نوشتن کامنت هایشان ما بیشترین استفاده ها را می‌بریم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    mahghanj raeisi گفته:
    مدت عضویت: 150 روز

    بنام پروردگار یاری بخشم که هم رحمن و هم رحیمی

    من امروز اولین قدمم رو برای لبیک گفتن به پروردگارم میگویم ودر این مسیر الهی قدم برمیدارم تا هدایت های پروردگارم را دریابم قطعا اگر اینجا هستم پاسخ خداوند به درخواست های من بوده .من با کوله باری از رنج ودرد و مشکلات مالی وکاری و روابط اینجا امشب قدم گذاشتم و نمی دونم چه چیزها ونعمت ها ومعجزاتی از امروز به بعد در انتظارم هست پس من از طرف خودم روی خودم کار میکنم وبقیه رو می سپارم به خدا .

    پس بر من واجب شده از همین لحظه سپاسگزار خداوند باشم که هدایتم کرد به اینجا چون بسیار شنیدم افراد در اینجا نتایج معجزه وار زیادی رو توی زندگیشون خلق کردن پس اگر اونها نتیجه گرفتن قطعا نتایجی هم در انتظار من هم هست .

    اومدم اولین قدم خودم رو با پروژه ی خانه تکانی ذهن گام به گام رو شروع کنم من متعهد هستم به مدت 28 روز پروژه ی خانه تکانی ذهن رو آغاز کنم وبه مدت 28 روز تمام تمارین رو همانطور که استاد میگوید به آنها عمل کنم واز خداوند میخواهم در این مسیر مرا هدایت کند وبه من قدرت وتوان ادامه دادن ودرک کردن آگاهی ها را بدهد .

    خدایا من هیچی از خودم ندارم هرچه دارم ازآن توست ،کمکم کن درک وفهمم نسبت به درک صحیح قوانین تو بیشتر بشه تا قوانین رو هم بفهمم هم توان عمل کردن به اونها رو به من بده تا توی زندگیم از اونها استفاده کنم وبه قوانین عمل کنم .

    الهی به امید تو

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: