تغییر شخصیت، جسارت می خواهد - صفحه 147 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1813 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مهساه گفته:
    مدت عضویت: 2058 روز

    به نام خالق یکتا

    سلام به استاد عزیز و بانو شایسته عزیز و دوستان عزیزم

    پنجمین برگ سفرنامه

    امروز بعد از گوش دادن فایل استاد خیلی فکر کردم واقعا خیلی وقت ها به خاطر ترس ها جسارت تغییر شخصیت و اصلا تغییر در زندگی را نداشتم. امروز از خدا میخوام بهم ایمانی بده تا باخیال راحت خودم را در آغوشش بسپرم و جسارت تغییر و دیدن نشانه های خدای بزرگم را داشته باشم. یکی از جاهایی که نیاز به تغییر دارم تغییر در روابط هست . به امید خدا

    البته مطمئنم آشنایی با استاد عزیز و گروه خوبشون و شما دوستان عزیزم یکی از بهترین نشانه های خدای مهربان هست که اخیرا شامل حالم شده پس خدارا بسیار سپاسگزارم .

    خدایا سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    Faezeh گفته:
    مدت عضویت: 2228 روز

    سلام استاد عزیز وخانم شایسته مهربان

    سوالی مطرح شده بود که همون لحظه اول که خوندمش منو به فکر فرو برد چه جنبه هایی از زندگی ام نیاز به تغییر داره.؟؟؟؟؟؟

    من بیشتر از اینکه به فکر خودم باشم به فکر عزیزانم بودم همیشه …تا قبل از ازدواج که مادرم پدرم برادرم

    وبعد هم که ازدواج کردم همسرم وفرزندان

    به معنای واقعی احساس میکنم مشرک بودم والبته الان هم هستم ولی روز بروز با کارکردن رو خودم داره درجه اش کمتر میشه

    زمانی که از قانون مطلع شدم فقط دنبال این بودم که به همسرم وعزیزانم هر چیزی را که فهمیدم بگم

    حق همسرم میدونستم داشتن زندگی عالی واینکه اون که زندگی اش عالی باشه زندگی منم خوبه

    یک جاهایی ازش ایراد میگرفتم وپیگیری که چرا لا وجود اطلاع از قانون بازم اشتباه میگی چرا فلان خبرها را دنبال میکنی …چرا چرا

    ولی حالا چند روزی میشه واقعا از خدا خواستم که کمکم کنه خود خواه بشم وفقط روی خودم کار کنم

    جون واقعا به این رسیدم که من توانایی تغییر هیچ کسی را ندارم.من هستم که خودم جهانم را بوجود میارم.من میخوام کمتر حرف بزنم من میخوام مراقب ورودی هام باشم ومیخوام که شرک نورزم .میخوام قانون‌ها را یاد بگیرم وبه معنای واقعی اونو تو زندگیم اجرا کنم.

    استاد عزیز واقعا ازتون متشکرم که دست خدا شدید برام تا یاد بگیرم قوانین زندگی رو .

    خانم شایسته عزیز از خوندن نوشته هاتون واقعا لذت میبرم خیلی متشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    MJGoodlooking گفته:
    مدت عضویت: 2579 روز

    به نام خدا

    به لطف خدا

    و در راه خدا

    خدای خوبم ازت ممنونم بابت نعمت هدایتم و ازتون ممنونم اساتید عزیزم.

    برگ پنجم سفرنامه توحیدی من:

    امروز یه شک عجیب بهم وارد شد که به طرز عجیبی منو به فکر فرو برد و خیلی عمیق تر خودمو به خودم شناسوند.

    من امروز دروغ گفتم.

    حتی در حالی که اون کلمات از زبونم بیرون میومد هم میدونستم که دارم دروغ میگم.

    دقیقا همون لحظه این جمله تو ذهنم مدام تکرار می شد که اگه دروغ میگی یعنی میترسی و این ترس برای من همون نقطه بدون بازگشتیه که اگه بفهمم از یه چیزی میترسم چون برای من ترس از شرک میاد کلا دیگه هیچی برام مهم نیست با تمام وجودم واردش میشم.

    اون لحظه کلی ناراحت شدم از دست خودم که چرا دروغ گفتم اما بعدش به خودم اومدم گفتم خدایا ازت معذرت میخوام الان میفهمم که دلیل اینکه اون دروغ رو گفتم شرکی بود که بخاطر. این باورِ که عوامل بیرونی مثل نگاه و نظر دیگران توی زندگی من تاثیر داره. این مورد رو من خیلیییی روش کار کردم و خدا رو شکر خیلییییی بهتر از قبلم بی نهایت بهتر اما این اتفاق امروز (کمتر از ۲ ساعت ازش میگذره) بهم نشون داد که خدای من چقدر منو دوس داره که بهم نشون دهد که هنوز جای پیشرفت خیلیییییی بیشتری دارم.

    اینکه میگم خیلی بهتر از قبل شدم به این منظور نیست که حرفای مردم از قبل برای من همیشه ملاک بوده نه اصلا.

    اتفاقا از خیلی سال پیش همیشه بخاطر همین موضوع که من نمیخواستم طبق چارچوبی که خانوادم بر اساس حرف مردم برام تعیین کرده بودن رفتار کنم(والبته عدم آگاهی خودم) همیشه خدا من با خانوادم درگیر بودم و هر کاری میکردم اونا یه حرفی ازش در میاوردن منم کلی جنگ و دعوا و درگیری که برام مهم نیستن مردم و میخوام به سبک خودم زندگی کنم.

    تو همین دو ساعت خیلی به این موضوع فکر کردم دیدم که من برای اینکه توحید عملی خودم رو نشون بدم با فرکانس هام از قبل شرایطی رو برا خودم بوجود آوردم که توی این موقعیت قرار بگیرم و خیلیییی از تلاش هام که برای توحیدی رفتار کردن بود رو عملا با این رفتار چند روز اخیرم بر باد دادم.

    فرکانس های من ورودی هایی رو برام فراهم کرد که دقیقا در شرایطی قرارم داد که هیچوقت فکرشم نمیکردم.

    منظورم این نیست که اصلا توحیدی (متناسب با مدار الانم) عمل نکردم نه کاملا بر عکس اتفاقا کلی هم توحیدی عمل کردم اما اگه همیشه سعی میکردم ۱۰۰% توحیدی باشم و یه جاهایی نا آگاهانه از دستم در میرفت و مثلا میشد ۹۰% این چن وقت بجای اون ۹۰ شده بود ۶۰% و این برای من یه پسرفت بود.

    البته خدای خودم رو شکر میکنم که اینقدر من ارزشمند و آگاه و با لیاقت هستم که خیلی خیلی زود خدای من بهم یاد آوری کرد و هدایتم کرد که باید چیکار کنم. خدایا ازت ممنونم که بهترین ها رو نصیبم کردی ازت ممنونم.که هدایتم کردی.

    این موضوع عملا برای من شده بود مثال بارز ترمز های گاز نما (تو کامنت یکی از دوستان اگه اشتباه نکنم درمورد دوره کشف قوانین خوندمش). خدا رو هزار مرتبه شکر که بهش پی بردم خدایا شکرت.

    در مورد موضوع همین فایل هم بگم که خیلی برام جالب بود که من همیشه جزء اون آدمایی بودم که اگه بخوام تغییر کنم به شدت اراده و توان بالایی دارم اصلا جای مذاکره ای نمیذارم و بی هیچ حرف پس و پیشی اون تغییر رو انجام میدم. همونطور که الان تصمیم گرفتم یه رفیق دیگه رو که در ظاهر کسیه که در مدار منه و با این سبک زندگی من سازگاره اما الان که بیشتر دقت کردم دیدم که هر وقت کنارمه باعث میشه که من حس خوبی نداشته باشم, به راحتی از زندگی من خط بخوره. همونطور که خیلیا دیگه دقیقا به همین خاطر از زندگیم خط خوردن.

    این گروه ازدوستان هم باز همون ترمز های گاز نما هستن. امیدوارم خدای من بهترین ها رو نصیبشون کنه💙

    خدایا ازت ممنونم که به بهترین شکل هدایتم میکنی ازت ممنونم که کنار منی ازت ممنونم که خدای خوب منی خدایا بخاطر بودنم و بودنت شکر💙💐.

    نکته خفن: بطرز عجیبی حس میکنم این فایل تو دهدشت و طولیون ضبط شده. با پس زمینه کُه سِه(کوه سیاه) 😄😄😄😄

    خدا خیرت بده استاد. دوست دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    ندا نصرآبادی گفته:
    مدت عضویت: 2271 روز

    شخصیت من طوریه که همیشه مواظب رفتارم هستم که مبادا کسی رو ناراحت کنم تصمیم دارم بیشتر واسه خودم ارزش قایل باشم و واسه خوشامد بقیه رفتار دلخواهم رو تغییر ندم

    واقعا هیچکس مهمتر از خودم نیست چرا اینقدر خودمو اذیت میکنم؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    نون سلیمانی گفته:
    مدت عضویت: 2692 روز

    سلام دوستان عزیزم

    خدا رو شاکرم به خاطر هدایتهای بی پایانش در زندگیم .

    الان که نگاه میکنم به زندگیم میبینم در این چند سال گذشته چقدررر تغییر داشتم در روابطم ،وضعیت مالی، سلامتی ….

    و همه رو مدیون هدایت خدای مهربون و البته عمل به این هدایت ها و جسارت این تغییرات در خودم میدانم .

    جسارت تغییر که از چند سال پیش در من بوجود آمد تا الان ادامه داره و هر روز لذت میبرم از پیشرفت هر چند کم اما مستمر .

    در پناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    حمید ریگی گفته:
    مدت عضویت: 2570 روز

    سلام

    خدای من ازت متشکرم ❤️

    استاد من چقدر خوبه که خدا ما رو با شما آشنا کرده تا بتونیم با همدیگه کار کنیم و زندگی زیباتری رو تجربه کنیم

    استاد من به توی این سفر درهایی از نعمت و رحمت رو خدا به سمت من باز کرده خدا میدونه که منو با این سفر می‌خواد با چه چیزهایی آشنا کنه واقعا چیزهایی که در درونم بوده و من ازشون بی خبر بودم

    استاد جونم من خیلی برای خودم مقاومت درست کرده بودم و کاملا ام نااگاهانه بود متوجه نبودم که چقدر دارم به خودم گاری میبندم و پاشنه آشیل من توی روابطه و توجه من از روی خودم برداشته شده بود و به اخلاق و رفتار بقیه توجه میکردم و بررسی میکردم و آدم‌هایی که اطرافم بودن رو توی ذهنم همیشه محکوم میکردم و قضاوتشوت میکردم (توی ذهنم ) همیشه تا یک رفتار و یک گفتاری میشنیدم که نباید میشنیدم نا خودآگاه توی ذهنم اونو تحلیل میکردم و با قانون بررسی میکردم که فلان آدم از قانون چیزی نمیدونه و برای خودم توی ذهنم اینو قضاوت میکردم و توجه میکردم و تصمیم میگرفتم که دیگه از خودم دورش کنم و این کار رو خودم سعی میکردم انجام بدم که اون طرف رو ام ناراحت میکردم ولی خودم میدونستم که اصل اش این بود که من بهش توجه نکنم و اون خیلی راحت از زندگی من میره بیرون ولی من میخواستم این کارو زودتر انجام بدم که این باعث می‌شد که طرف مقابل ام ناراحت بشه و منم خودمو سرزنش میکردم استاد از وقتی مقاومت ها رو کم کردم و توجه خودمو به کار کردن روی خودم‌گذاشتم بخدا انگار از خواب دوباره بیدار شدم انگار که خدا دستمو گرفته و داره میگه بیا که تو از مسیر خارج شدی و من میخوام مسیر رو بهت نشون بدم و این سفر رو من به این شکل میبینم سفری که خود خداوند لیدر شده احساس میکنم خداوند اومده و داره بهم میگه که میخوام هدایت ات کنم من واقعا گم شده بودم و خدا کمک ام کرد از وقتی مقاومت هامو کم کردم و الان به خودم نگاه میکنم و میبینم که هه 😦 من چرا زودتر متوجه این داستان نبودم و الان میفهمم که اگر هدایت الله نبود قطعا من از گمراهان بودم و خیلی خوشحال و سپاسگزارم از خدای قشنگ ام که منو دوباره بیدار کرد

    و چند تصمیم جدی دارم که باید انجام شون بدم و باید تغییر کنم

    ۱-من الان با یکی از دوستام هستم توی یک خونه و دوست دارم هر چه زودتر برای خودم‌ مستقل باشم و تنهایی خونه بگیرم توی قشم

    ۲- یکی از شعبه هام که لباس فروشی هستش توی زاهدان با داداش ام‌توی یک مغازه ایم و دوست دارم به همین زودی مغازه خودمم مستقل کنم که برای این هر دو موضوع بهم الهام شده بود نشانه هاشم اومده بودم ولی من تنبلی کردم

    ۳- و یک تصمیم ام اینه که توی روابط دوست دارم خیلی خوب بشم و این کارو ام میخوام انجام بدم و تمام توجه ام روی خودم باشه و به نکات مثبت افراد توجه کنم و معمار از همه مقاومت ها رو کم کنم و بذارم که جهان کار خودشو انجام بده و در یک کلام با خودم به صلح برسم خیلی دوست دارم که با خودم‌ در صلح باشم و آرامش رو جایگزین کنم

    ۴- توی باورهای ثروت ساز ام باید روی خودم کار کنم چون من

    یک سری مقاومت ها موقع فروش داشتم یعنی همیشه وقتی میخواستم جنسی رو قیمت میزدم با سود پایین میفروختم و در نهایت هیچی به هیچی بود توی باورهام این بود که من هر چقدر سود کمتر بگیرم ادم‌ منصف تر و حلال خوری هستم و باور اشتباه من این بود که فک میکردم آدم‌هایی که لباس ها رو با سود خوب میفروشن آدم‌های منصف و حلال خوری نیستن و فک میکنم بزرگ‌ترین پاشنه آشیل من در مورد ثروت باشه چون من با اینکه این باور رو داشتم خیلی پیشرفت داشتم و میدونم که اگر این باور رو ایجاد کنم جریانی از ثروت وارد زندکی من میشه چون من خیلی خوب تونستم پول بسازم با باورهای قدیمی ام واین باور جدید میتونه خیلی خیلی بهتر باشه که پیشرفت و در آمد منو به ۱۰۰۰ برابر برسونه

    توی این سفر انگار دارم از اول دوباره تولد میشم و خیلی احساس خوبی دارم چند شب پیش وقتی فهمیدم که درهایی از نعمت به سمت ام باز شده از شدت خوشحالی خیلی گریه کرده و خیلی خوشحال شدم که دوباره رحمت خداوند شامل حالم شده و خیلی دوست دارم این مسیر رو

    استاد من باورهای خیلی خوبی تونستم بسازم چون چند ساله که تنهام و خیلی خوب روی خودم‌کار کردم و خیلی خوب تونستم که هر چی از قبل شنیده بودم پاک کنم و یک کوچولو توی ناخودآگاه من شاید باورهای قبلی باشه ولی میدونم خیلی خوب از لحاظ شخصیتی رشد کردم و خیلی مطمئنم در مورد رسیدن به خواسته با اینکه هیچ اتفاق مالی هنوز برام رخ نداده و الان خیلی وقته من احساس میکنم که من به راحتی به خواسته هام‌میرسم و من دوست دارم ثروتمند بشم و بعد بیام امریکا و ببینمتون اگر یادتون باشه توی یکی از فایل ها کفته بودین که دوست دارین دوستایی داشته باشین که ثروتمند باشن و‌ من قطعا یکی از اونام

    در پناه الله یکتاد شاد باشید و ثروتمند و سلامت 🌹

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    نجمه رضائی گفته:
    مدت عضویت: 2213 روز

    سلام به خانواده صمیمی عباسمنش

    روز پنجم سفرنامه پربرکتم

    تغییر شخصیت جسارت میخواهد……

    این فایل خیلی منو بفکر فروبرد چون چندمدتی در کارم، اتفاقی داره تکرار میشه با اینکه درآمدم به نسبت کاری که میکنم خوبه، اماچندماهی شاهد اینم که حقوقم دیر پرداخت میشه…. هنگام بستن قرارداد، کارفرما رو نمیشه پیدا کرد و ازین مسائل….

    بفکر تغییرشغل بودم اما جسارت عملی کردنش رو نداشتم، فکرها و ترسهای واهی میاد سراغم

    امابا این فایل استاد خیلی فکر کردم آینده شغلی خودمو تصور کردم… اهرم رنج و لذت رو بکار بردم….

    پرواضحه که باید تغییراتی در شغلم بوجود بیارم اما هنوز هم مقداری مرددم، من این فایل و باید بارها و بارها گوش بدم تا کامل درکش کنم و توانایی عمل کردن بدست بیارم

    اگر این فایل رو تو جنبه های مختلف زندگیم بسط بدم، میبینم که خیلی موارد و باید تغییر بدم

    خدایاشکرت برای این فایل مفید که منو به تفکرکردن وادار کرد

    من تغییرو در تمام جنبه های زندگیم میخام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    Shadi گفته:
    مدت عضویت: 2050 روز

    سلام استاد همین الان فایل بسیار زیبا رو گوش دادم

    حرف هاتون کامل درست بود و جرقه زد توی ذهنم

    امیدوارم که این جرقه بتونه تا اخر بمونه

    من کنکوری هستم گفتید به ایندتون نگاه کنید با این وضعیت

    وقتی نگاه کردم فهمیدم با این تلاش کم نمیتونم اون چیزی رو که میخوام قبول شم

    باید تغییر کنم

    باید تلاشمو بیشتر کنم

    خدایا خودت کمکم کن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  9. -
    محمد تقی زاده گفته:
    مدت عضویت: 2188 روز

    سلام بر استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان

    استاد طبق برداشت های جدید من از چگونگی روزی رسیدن به انسان من به این نتیجه رسیدم که مثلا ثروتمند شدن به دو شکل انجام میگیره

    حالت اول اینه که انسان نه خدا رو میشناسه و نه قوانین رو ولی با قرار گرفتن در جاهای مختلفی مثل بازار ، باور های ثروت سازش قوی میشه و با دریافت ایده و الهامات به ثروت میرسه

    حالت دوم اینه که انسان خدا رو میشناسه و از راه رسیدن به خداوند به ثروت میرسه ،یعنی از خداوند همه چیز را میخواد و خداوند واقعا همه چیز را مسخر او میکند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  10. -
    سودابه طالبی گفته:
    مدت عضویت: 2190 روز

    سلام به همه همراهان

    عالی بود دقیقا من الان کسب و کاری رو شروع کردم که آینده درخشانش و از الان میبینم و مطمئنم هدایت خدواند منو به تمام خواسته هام میرسونه.

    من به این شغل کاملا هدایت شدم و قطعا که عاشق این کارم هستم.

    تازه یکماهه شروع کردم ولی نشانه های زیادی از طرف خداوند برای هدایت در مسیر درست دیدم.یه روزی همینجا براتون کامنت میزارم که به همه هدف هایی که داشتم رسیدم،چون هدف خیلی بزرگی دارم و تازه شروع کارم هستش.

    دوستدار شما❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: