تغییر شخصیت، جسارت می خواهد - صفحه 146


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1813 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    آرامش ماندگار گفته:
    مدت عضویت: 174 روز

    ای که با نامت. جهان آغاز شد.

    دفتر ماهم به نامت باز شد.

    سلام. درود خدا. برشما دستان. خداوند.

    امروز روز تغییر. منه امروز روز. توانستن

    امروز روزی است. که قدرت خدا را به تجعلی در می آورم

    امروز روز رفتن من. به سفر عاشقی است

    شاید برای دوستان جالب نباشه ولی. من. آنقدر به همسرم وابسته شده بودم که هیچ جا نمی تونستن بدون همسرم برم. همسرم هم هیچ وقت وقت نداشت

    که من. الان چندین ساله. هیچ مسافرتی نرفتم

    با وارد شدنم به. این. دریچه ی. قدرت جهان. سایت استاد عباسمنش. اولین تغییر این بود که بدون بچه هام وهمسرم

    همراه پدر مادرم و مادرشوهرم که رابطه ام باهاش خیلی خرابه

    امروز راهی کربلا هستم

    نمی دونم چرا به دلم افتاده بود که مریم باید بری باید بری به این. سفر. و از خدا خواستم قدرت درک. بهم بده و آرامش. بهم بده تا بتوانم بعداز. این سفر. کاری که کلی. براش زحمت کشیده ام. نتورک مارکتینگ رو کنار بزارم.

    چون. در یک فایلی استاد فرمود. نتورک. من. پیشنهاد نمی کنم

    وتصمیم گرفتم با این همه فعالیت خودم برای خودم کار کنم. تا برای. دیگران

    واز خداوند هدایت خواستم وباور دارم هر روز.

    رو به. پیشرفت میرم. شکر خدایی را که قدرت. تغییر وقدرت نه گفتن را در من. شکوفا کرد.

    الاهی شکر الاهی شکر.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    یگانه مدرس نیا گفته:
    مدت عضویت: 1693 روز

    با سلام و احترام

    روز پنجم از تعهد من برای پیش رفتن با فایل های رایگان استاد

    با این روندی که الان داری پیش میری 10 سال اینده کجا هستی؟ شاید کارمند در سن 40 سالگی کارمند از نوع گیج ناراضی ناامید که سعی میکنه هرچند وقت یکبار که به ته دره میخوره با احساس خوب حالش رو بهتر کنه ولی نمیشه احساسش خوب نمیشه غر زدن رو شروع کرده و شک کردن به قانونو نالانه و بیچاره و بیش از همه کس و همه چیز از خودش متنفره!!! و اعتماد به نفسی که انقدر پایین و پااااایییینه که عملا حرکت کردن رو بینهایت سخت کرده

    چه تغییری باید بکنی؟ 1) باید حواشی زندگیم رو صفر کنم صفر چیزهای بیهوده ای که زمانم رو میگیره و به من هیچ چیزی اضافه نمیکنه و بلمه بعضی موارد مود و حالم رو هم پایین میاره…حواسپرتی هایی که به خاطر بی ایمانی خودم الکی خودم رو باهاشون سرگرم میکنم تا به خاطر ترسم به سراغ کاری که باید بروم و سالهاست در گوشم فریاد میزنه نرم… مراقب باشم چیزهای بی اهمیت برام اهمیت دار نشن و تمام فضای ذهن و مغزم رو نگیرن. 2) باید فقط و فقط به ایده ها و الهامات خداوند که به شکل وحی منزل میبینم بلافاصله تاکید میکنم بلافاصله عمل کنم و درگیر ساعت کاری و این قالب های تقلیدی از دیگران نشم… من تا ایده دارم و میشود در روز به ایده هام بدون اینکه چون و چرا بیارم فقط و فقط عمل کنم همین به امید خداوند عمل کنم…

    با این تغییر 10 سال دیگر کجایی؟ دانشگاه بینظیر استاد هستم بسیار ثروتمند قدرتمند و عزتمند و مورد احترام بسیار از خودم خوشحال و راضیم lab خودم رو در دانشگاه تاسیس کردم و دانشجوهای فوق العاده دارم…همچنان هر روز به دنبال جواب سوال ها هستم و تحقیق و لذتی که درین مسیر میبرم از کشف قوانین خداوند در مغز و رشته نوروساینس…در بهترین کشوری که برای من مناسب است زندگی میکنم با ارامش

    یگانه جانم برای داشتن این زندگی بااااید شهامت تغییر و توانایی دوری از حواشی رو درخودت ایجاد کنی

    آمادگی تغییر داشته باش یعنی خودت رو آماده کن و تغییر اتفاق می افتد…اجازه بده تغییر خودش برای تو اتفاق بیفته از بیرون و تو از درون تغییرت رو به وجود بیار…

    بعضی وقتا به ته خط یک داستان رسیدی و فقط نیاز داری یک شهامت نشون بدی و تغییری رو در دنیای بیرونت ایجاد کنی

    بعضی وقتام مثل الان من جایی که هستم حتی از ظرف الانم هم بزرگتره و هزاران چیز هست که میتونم از همینجایی که هستم یاد بگیرم و رشد کنم فقط نیاز دارم که به الهاماتم ع م ل کنم…

    نیازه تا ظرف درونی خودم رو بزرگ و بزرگ تر کنم تا جایی که دیگه ظرفم از کارم بزرگتر میشه و اونوقته که دیگه جهان بیرون به لطف الله خودش تغییر میکنه…

    به امید ساختم 10 سال اینده رویاییم توسط خودم در هر لحظه از زندگی با تغییر درونم

    هرلحظه و هر روز به دنبال تغییر باش نشانه های خداوند با تو صحبت میکنند

    با سپاس فراوان

    یگانه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    ساحل رهایی گفته:
    مدت عضویت: 173 روز

    سلام

    روزشمار تحول روز پنجم

    تغییر نکردن و ترس و قدم برنداشتن نشانه بی ایمانی است

    جهان همواره در حال تغییر و رشده

    ما هم همیشه باید به دنبال رشد و بهبود در همه جنبه های زندگی و شخصیتمون باشیم

    الان که دارم مینویسم در مسیری هستم که مورد علاقم نیست

    اما قدم هایی دارم بر میدارم برای کارکردن در موضوعی که دوستش دارم و میخوام که همون چیزی که عاشقشم شغلم و زندگیم بشه

    خدای وهابم تو منو هدایت کن قدم ب قدم به سمت خواسته هام از طریق بی نهایت دستانت

    خدای وهابم میخوام به آزادی مالی و مکانی و زمانی برسم

    خدای وهابم سپاسگزار همه نعمتها و هدایتهایت هستم

    من به هرخیر و فضلی از جانب تو محتاجم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    ......... گفته:
    مدت عضویت: 335 روز

    به نام خدایی که هر آنچه دارم از اوست

    الله یکتای دوست داشتنی و یکی یدونم سلام

    استاد عزیزم دوستان عزیزم سلام

    روز شمار تحول زندگی من روز پنجم 24 مهر ماه 1404

    تشکر و قدردانی دارم از استاد عباسمنش عزیزم خانم شایسته ی عزیزم و دوستان عزیزم در این سایت بی نظیر

    من با این وضعیتی که الان دارم پیش میرم 10 سال آینده کجا خواهم بود؟

    من باید جزو اونایی باشم که زودتر از جهان تغییر بدم خودمو شخصیتمو رفتارمو و در یک کلام همه چیمو

    هر چقدرم عالی باشه همه چی بازم یه سری چیزا میتونه تغییر کنه جا داره بزرگ تر بشم تجربه های جدید به دست بیارم شجاع تر و جسور تر بشم

    ترس ها توهمی بیش نیستند

    اهرم رنج و لذت

    رنج: تغییر نکردن یعنی با قوانین بقیه بازی کردن یعنی ذلت و خواری یعنی درجا زدن و ایستا بودن یعنی بی ایمانی مطلق یعنی ندیدن نشونه ها یعنی پس زدن هدایت و نشونه های خدا

    لذت: تغییر کردن باعث نزدیک شدن به خدا، ایمان به غیب، باز شدن درهای بی نهایت نعمت خداوندمیشه تغییر یعنی گسترش جهان،یعنی شناخت هر چه بهتر خودم، یعنی تجربه فرصتها و آدما و شرایط فوق العاده، یعنی کسب تجربه های جدید تجربه امکانات فوق العاده

    تغییر کردن یعنی بزرگ تر شدن ظرف وجودیم و اینکه من لایق بهترینام

    در پناه الله یکتا شاد، سالم، ثرودمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    « ولسوف یعطیک ربک فترضی »

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    شیما مظفری گفته:
    مدت عضویت: 2226 روز

    سلام وقت شما بخیر

    من هم همچین شخصیتی داشتم از کودکی تابه‌الان که همیشه آینده رو درنظر می‌گرفتم و براساس اون تصمیمات حال حاضرم رو می‌گرفتم. ولی یه اشتباهی که داشتم این بود که نسبت به آینده بدبین بودم و به‌دنبالش مدام نگران. این باعث می‌شد که اولا حجم زیادی از توانایی‌هام رو نتونم استفاده‌کنم دوما همونایی رو هم که استفاده می‌کردم باحال بد بودن؛ درواقع در روند خیلی اذیت می‌شدم. بخاطر همین بعد از رسیدن به اهدافم اصلا احساس خوبی نداشتم و مدام حس می‌کردم باید برم سراغ هدف بعدی. اما الان قلق این حس آینده‌نگری خودمو یه‌جورایی دارم پیدا می‌کنم و دارم سعی می‌کنم به خدمت خودم درش بیارم نه بالعکس. سپاسگزار خداوند هدایتگر و حامی و مراقبم هستم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    مهدی نانی گفته:
    مدت عضویت: 1572 روز

    به نام خدا

    درود بر دوستان گرامی خانواده ی بزرگ عباسمنش

    و ممنونم از خداوند که هدایت میکنه منو روزه به روز به سمت خواسته هام.

    من این موضوع رو نسبت به ترک مواد مخدر و سیگار به کار بردم و واقعااااا شهامت میخاست با کلی ترس و کلی بکرای باطل و کلی مقاومت ذهنی که داشتم یه روز دیدم روز به روز داره زندگیم بدتر میشه و تصمیم گرفتم که پاک بشم خداشاهده با اینکه خیلی سخت بود و ترسناک بود اما بعد از گذشت زمان کوتاهی انفدررررر مسیر برام زیبا شد انقدررر حالم خوب شد و هدایت شدم که به خودم گفتم وای خداااا چرا تا الااان قدم بر نمیداشتممم و دوستان میخام بگم درسته اولش ترسناکه اما با دعا کردن و درخواست شهامت کردن میشه…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 1128 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان و غفار و روزی دهنده

    راستش من این فایل رو یه تیکشو‌چندبار گوش دادم

    گفتم بذار ببینم درست شنیدم!

    اونجا که استاد میگفت چندتا شغل عوض کردم!

    من همیشه از وقتی که یادم میاد رویاهای بزرگ داشتم و دارم

    تو یه تایمی از زندگیم تکلیف دوتا موضوع اصلی تو زندگیم یحورایی روشن شده بود برای خودم!(زهی خیال باطل) ینی یجورایی فکر‌میکردم اوکی شاید این موضوع هنوز ردیف نیست ولی میدونم همینه دیگه فقط باید روش کارکنم

    مثلا اره این راهمه دیگه ،تلاشی براپیداکردن راه نمیخام بکنم فقط باید تلاش کنم و راهو برم جلو که به نتیجه برسم

    البته هنوزم نمیدونم شاید اگر تو‌اون مدار خیلی مثبت میموندم واسه شغلم اتفاقات رو به رشد خیلی بیشتر میبود ولی به هرحال درحال حاضر دقیقا جاهایی که فکر کردم اوکی من خیالم راحته فقط یکم تلاش لازمه

    دقیقا تو همون مسائلم،و منتظرم پروردگار جانم کمکم کنه راه درست رو پیداکنم

    یادمه چندوقت پیش که من هنوز مشغول کارقبلی بودم و به لطططططف خدا عید امسال رهاش کردم

    یکی ازاشناها میگفت چقد خوبه که بچه های فلانی(من و اجی داداشام) راهشونو پیداکردن چرا من پیدانمیکنم و….منم یه حال ذوقی تو ذهن خودم که اره من درسته درامدم انقد ضعیفه ولی میدونم راهم اینه …..

    میدونید این رها کردنه بدون اینکه پلن دقیق دیگه ای داشته باشی

    خدای من

    کار واقعا بزرگیه

    الان تو مرحله ایم که اصل مطلبو میدونم چیه میدونم رویای ده سال دیگم تقریبا چیه ولی نمیدونم مسیر کدومه

    یه مسیر شروع کردم فک کردم چقد علاقه دارم! چقد هزینه‌کردم! وقتی دیدم بازار کارش جوری که فکر کردم نیست دیدم وای که اصن انگارحوصلشم ندارم

    راحت بگم نمیدونم دقیقا پلن خداوند برام چیه

    ازش خاستم راه درستو واضح برام مشخص کنه

    ولی فعلا بیکارنمونم و سراغ کارهای دیگه ای برم

    البته این چیزی که الان تو ذهنمه….با شغل رویاییم فاصله داره

    ولی از اونجایی که نمیتونم اون مسیرو تشخیص بدم

    و فکر میکنم بیکارموندن اصلا کار درستی نیست میخام فعلا سعی کنم راه درامدی پیداکنم تا پروردگارم راه رو برام بازترکنه و من اگاه تر بشم به لطف خودش

    برگردم به تیگه اول صحبتم

    گاهی از اینکه دارم شغل عوض میکنم خجالت میکشم اینکه مسیرم همش داره تغییر میکنه و مردم چی میگن و…

    یا فاطمه اکر مسیرت درسته چرا پیدانمیکنی چرا انق عوض میشه(من ادمیم که معمولا ادامه میدم یه کاریو تا بفهمم واقعابدردم نمیخوره،معمولا الکی رهانمیکنم)

    وقتی استادن گفتن چندشغل عوض کردن برام جذاب بود

    چند روز پیش تصمیم گرفتم دیگه انقد به خودم سخت نگیرم به خودم استرس ندم که وای شغلت چی شد؟ تلاشات کو؟!

    امروز کم کار بودی

    یا،یا،یا….

    انقدددد عذاب وجدان نگیرم

    گفتم فاطمه جان فکرکن چندماه مرخصی داری

    دیدی چقد مرخصی بهت خوش‌میگذره خوشت میاد

    افرین،از مرخصیت استفاده کن

    این وسطا روخودت کارکن کتابتو بخون سعی کن مهارت کسب کنی

    ولی اروم

    عجله نداریم

    این همه تو زندگی عجله کردی چی شد؟! کجای دنیارو گرفتی

    باشه این همه از زندگیت گذشت؟ شیش ماه دیگم روش

    ولی اروم باش

    ولی این 6ماهو باخدا باش

    ولی این 6ماهو توکل کن

    این6ماهو سخت نگیر به خودت

    باید نبایدهاتو کمترکن

    تهش دیدی اوه چقد خوب شد خداروشکر

    نشد؟چیزی رو از دست ندادی 6ماه مرخصی گرفته بودی و خاستی از زندگیت لذت بیشتر ببری

    دست از مقایسه ،ای وای عقب موندم. و همه اینا بردار چون اینا حستو خیلی بد میکنن و‌دورت میکنن و‌کلا فازت عوض میشه

    این‌همه خدا تو قران از توحید و …حرف زده

    یبار یه تایم‌طولانی اعتمادتو ببشتر کن و ادامه بده

    انسان بودنتو درک کن

    اینکه گاهی ادم ناراحت یاخوشحاله

    وقتی ناراختی عذاب وجدان‌نگیر نترس کشش نده

    میگذره

    یه موقعیت پیش‌اومد نتونستی رو مهارتات اون روز کارکنی؟ حرص نخور

    مگه تو مرخصی نیستی؟ پس چیزیو نباختی

    انقد نترس که واااای زمانم

    چون من درحال عادی همش میگم‌وای وقت رفت وای زمان رفت و….

    خلاصه که تصمیم گرفتم اکر خداکمکم کنه کمی ارومتر باشم و ازخدا بخوام خودش راهو نشونم بده خودش بگه چیکارکن

    میخام‌انقد نگم‌شاید ،اکر این کارو میکردم،اگر اونطور،شاید اینطور

    میخام بگم فاطمه همینی که هست

    بپذیر

    اغوشتو به روی الان به روی همین حالا بازکن

    همین حالا زندگی کن

    خوشبختی چیه؟ شغل چیه؟ زندگی‌چیه؟

    اینا رو کی تعیین میکنه؟ میخای به شغل برسی خوشحال شی

    خب همین الان خوشحال باش

    اگر هدف از زندگی اینه

    خب یالا همین الان کیف کن

    میخای چهار روز دیگه شغل مورد علاقتو پیداکردی و زندگی جدیدی شروع کردی بگی وای وقت نمیکنم یکم مثلا کتاب بخونم یکم بگردم؟

    خب همین الان ازادانه رها هرکار دلت میخاد بکن

    خوشی برات خوشی میاره عزیزدلم

    تو مسیردرست رو‌اومدی

    همه اینا تجربه تو‌هستن

    به خداوندت به خوپت ایمان داشته باش

    خدا حواسش هست

    و هرکس که برخدا توکل کند خداوند برای او کافیست

    توکل برخدا میکنم ان شاالله بتونم راه درستو قرم و تو بغلش حرکت کنم و به موفقیت شادی ارامش ثروت حلال و عشق زیاد شادی برسم

    الهی آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    زیبا گفته:
    مدت عضویت: 2770 روز

    به نام خداوند جهان آفرین

    سلام استاد سلام مریم جان

    تغییر جسارت میخواهد

    من اینو باور داشتم و تو روابط ازش استفاده کردم و با فرزندانم زودتر اقدام کردم و خداروشکر رابطه خوبی دارم و از این تغییر خوشحال هستم

    و تغییر محل زتدگی یعنی اجاره نشین بودم دیر تغییر کردم ولی اقدام کردم و در ها باز شد

    و از خداوند میخوام بیشتر هدایتم کنه تا زودتر به خانه دلخواهم بروم

    کسب و کارم رو باید رونق بدم و این نشانه که کمتر شدن مشتری چه دلیلی میتونه داشته باشه باید بهش فکر کنم و تمرکز کنم

    خدایا خواستم هدایتم کن و مرا به مسیر صحیح به مسیر پرداز نعمت و برکت مشتریان عالی هدایت کن

    شاد موفق و ثروتمند باشید در پناه خداوند متعال

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    رزا دیناشی گفته:
    مدت عضویت: 837 روز

    به نام خداوند روزی دهنده بی حساب

    طبق آموزه استاد که قبل از بدتر شدن اوضاع به فکر چاره باشیم من چند وقت پیش تو مسئله روابطم با همسرم دچار مشکل شدم هی رو خودم کار میکردم هی رابطم بهتر میشد دوباره چند روز که دور میشدم از مسیرم دوباره رابطم به طرز فجیهی به مشکل برمیخورد طوری که 3 ماه بامن قهر میکرد ولی الان با تمام وجودم این آموزه استاد که میگه مسیر خودتونو ادامه بدید و هرگز رهاش نکنید چون وارد مومنتوم منفی میشید وبیرون اومدن ازش سخته رو درک کردم که باید ادامه بدیم به مسیر رشد و آگاهی و سپاسگذار داشته هامون باشیم که جریانی از ثروت و نعمت و آرامش و سلامتی وارد زندگیمون بشه و چرخ زندگیمون روغن کاری شده به مسیر سعادت و خوشبختی روان حرکت کنه

    الان که دارم اینو مینویسم رابطم با همسرم خیلی عالیه و همیشه سپاسگذار حضورش در زندگیم هستم خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    شکوه گفته:
    مدت عضویت: 1297 روز

    مالک یوم الدین

    وقتی خدا را باور کنی به عنوان قدرتمندترین مالک دنیا

    و بندگی او را بکنی ،خداوند امکانات تمام دنیا را به تو می دهد

    قدرت کل دنیاها دست اوست……

    از قسمت کلیدها پروزه اجرای توکل در عمل رو شروع کردم

    و الان رسیدم به این درس

    موضوعی که به خاطرش این پروژه رو شروع کردم

    و قبل از شروع پروژه نیت کردم که تا اتمام این پروژه شجاعت و جسارت لازم رو پیدا می کنم

    برای ایجاد فصل جدید زندگیم و تغییر تمام زندگی سال های گذشته ام در قسمت شغل و رابطه

    قبل از اینکه الان شروع کنم بنویسم رفتم دیدگاه قبلی خودم رو که دو سال پیش زیر همین درس نوشته بودم رو خوندم

    و دیدم اون زمان هم گفتم که من تصمیم دارم شغل 14 ساله ام رو تغییر بدم

    الان دو سال گذشته و کسب و کار من 16 ساله شده

    درسته این تصمیم رو خیلی وقته گرفتم ولی خیلی سخت بود واسم که کسب و کاری رو که

    14 تا پرسنل هم داره کلا تعطیل کنم

    یعنی خیلی طول کشید تا تونستم با خودم کنار بیام که اقدام کنم

    و در کنار اون می خواستم رابطه 11 ساله ام رو هم کلا تموم کنم

    واقعا واسم کار آسونی نبود و این دو سال سال های سختی بوده

    ولی هر روز و هر روز روی خودم کار کردم و الان با اطمینان میگم که

    شکوه الان اصلا هیچ شباهتی به شکوه دو سال پیش نداره

    دو سال پیش اون کسب و کار درآمد خوبی نداشت

    ولی الان درآمدش تقریبا ده برابر شده ولی من مقاومتی نکردم

    و اونجا رو گذاشتم واسه واگذاری و فروش…..

    یغعنی با خودم کنار اودم بالاخره که دل بکنم

    هر چند من حضور فیزیکی اونجا ندارم

    کسب و کارم اهوازه و خودم تهران زندگی میکنم

    قبلا هر ماه میرفتم سر میزدم ولی الان هر دو ماه یا سه ماه میرم سر میزنم

    ولی خب هنوز مشتری چیدا نکردم واسش و اگه همینجوری پیش بره تا ماه آینده

    باید دستکاه ها رو تک تک و جدا جدا بفروشم که اونجوری سود نداره واسم

    دارم سعی می کنم روی باورهام کار کنم که اونجا با بهترین قیمت واگذار بشه

    و همش به خدا میگم می دونم که تو حواست هست و در بهترین زمان ممکن

    بهترین مشتری رو با بهترین قیمت پیدا میکنی واسم

    ولی دروغ چرا، خب گاهی استرس زیادی هم دارم که چی کار کنم

    چه قدم دیگه ای باید بردارم ؟

    نکنه هنوز کاری که باید رو نکردم و قدمی که باید رو برنداشتم

    چون میدونم منفعل بودن با تسلیم بودن خیلی فرق داره

    استاد گفت قبل ار اینکه اوضاع اینقدر سخت بشه که ناتوان بشی از تغییر شروع کن

    درسته که توی ناتوانی هم میشه تغییرات رو شروع کرد

    ولی واقعا خیلی سخت تره

    من فکر میکنم اگه مثلا پنج سال پیش این کار رو میکردم

    و این حرکت رو استارت میزدم الان خیلی شرایظ بهتر بود و

    اون زمان راحت تر انجام میشد

    الان به هر کسی میگم میگه الان جنگه کی میاد پولش رو توی این کار بزاره

    درسته که این باور خودم نیست ولی خب باید یه مشتری پیدا بشه

    که این باور رو نداشته باشه

    حالا اگه کسی از شما دوستان هم این تجربه رو داشته

    خوشحال میشم که با من هم به اشتراک بگذاره

    پیام هاتون حس خوب و دلگرمی به من میده

    از خداوند بهترین ها رو واستون آرزو دارم….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      حسین کهن‌زاده گفته:
      مدت عضویت: 1865 روز

      به نام خداوندی که هرچه دارم از آن اوست

      درود خداوند به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و شکوه خانم

      دوست عزیز من شکوه خانم، خیلی وقت هست که کامنت نذاشتم

      الان یه حسی با کامنت شما به قلب من وارد شد که شاید بنویسم به درد شما بخوره

      من از کامنت شما این برداشت رو داشتم که شما اون کسب کار قدیمتون رو می‌خواید بفروشید

      تا بتونید کسب و کار جدیدتون رو شروع کنید

      اگه این حسی که من الان دریافت کردم درست هست باید خدمت شما عرض کنم همین که شما منتظر فروش اون دستگاه‌ها هستید تا بتونید کسب و کار جدیدتون رو آغاز کنید به نظر من یه جور باور محدوده

      یعنی شما برای خودتون این باور رو ساختید که تا اون دستگاه‌ها فروش نره کسب و کار جدیدتون رو نمی‌تونیدآغاز کنید

      در صورتی که این خودش یک جور شرکه

      به نظر من قدم اول برای کسب و کار جدیدتون رو بردارید و ون دستگاه‌ها در بهترین زمان و در بهترین موقعیت به فروش میره

      شما همه ذهنتون رو گذاشتید برای اینکه این دستگاه‌ها رو بفروشید در صورتی که دارید دست خدا رو می‌بندید

      چون خداوند برای شما مطمئناً مسیر بهتری رو در نظر گرفته

      خدا را شکر برای وجود این سایت

      خدا را شکر برای این همه آگاهی که ما داریم

      خدا را شکر که استاد عباس منش سر راه ما قرار گرفته

      از کامنت قشنگتون هم لذت بردم

      استاد عزیز خیلی خیلی از وجود شما سپاسگزارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: