اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام بر استاد عزیزم، سلام به خانم شایسته نازنین و سلام بر دوستای دوست داشتنی سایت عباسمنش
باز هم سپاسگزار خداوندم که تونستم فایل دیگه از فایل های استاد رو ببینم
میخوام از تجربم و همچنین درکم رو از این فایل به اشتراک بگذارم تا برای خودم یه رد پایی باشه که بدونم از چه جایی به کجا دارم میرم
درکم از این فایل در فرکانس کنونی:
ما سه دسته افراد داریم
اولین دسته در شرایط خوب تغییر میکنن
دومین دسته تو شرایط بد تغییر میکنن
سومین دسته اصلا تغییر نمیکنن چون ترس دارن و ایمانشون کمه
بهترین گزینه اینه که در دسته اول باشیم و همیشه به فکر تغییر به سمت بالا و بالاتر باشیم
اگه نتونستیم تغییر کنیم تلاش کنیم ده سال اینده رو ببینیم با کارکرد الانمون ( احتمالا با کارکرد الان که حالا خوب نباشه سقوط میکنیم) و درد ده سال بد رو الان بچشیم و انرژی بگیریم برای تغییر
اون تغییر چه در شخصیت چه در عادت چه در روابط چه در کار و…. حتی به اندازه بسیار کوچیک باشه هم تلاش کنیم اون تغییر رو ایجاد کنیم
تجربه خودم:
من در روابط بشدت به مشکل خورده بودم حتی بیشتر و بیشتر از قبل میشد ( چون دختری هم بودم کاملا خشن و عصبی اصلا نمیتونستم خودمو کنترل کنم ) هر وقت یه کلام صحبت میکردم دعوام میشد و هرچی از دهنم درمیومد میگفتم بعدش به خودم میومدم و میدیدم چقدر حرف های ناگفته رو بهش گفتم و اون بشدت ناراحت میشد ( طرف مقابل حالا چه خواهر بود چه رفیق بود چه پدر و مادر و….) بعد به خودم میومدم و از گفتم پشیمون میشدم و میرفتم تو جای تنهایی گریه میکردم که چرا من باید اینطور باشم ( اصلا از چیزی اگاه نبودم و به این مسیر نیومده بودم)
تا اینکه تو روابط ضربه خوردم ( انگار دسته دوم شدم) بعد ضربه خوردن گفتم بیام ببینم چه ایرادی داره و اومدم به این مسیر همیشع داشتم روی خودم کار میکردم و کسب و کار کوچیکی هم راه اندازی کرده بودم
بعد چند ماه من تونستم عصبانیتم رو کنترل کنم، تونستم خودمو کنترل کنم و احساسمو خوب کنم و بعد اون قضیه کلا ایمانم به این مسیر دو برابر شد درسته هنوز تو حوزه روابط مخصوص کار نکردم اما میفهمم که 50 درصد از رفتار های اطرافیانم باهام خوب شده
من اون کسب و کار کوچیک داشتم بعد یک سال دیدم پیشرفت و رشدم عالی بود یعنی هم مشتری خوبی داشتم و هم میتونستم چند تا نفر بگیرم تو کارم تا بهم کمک کنن و حقوق بدم بهشون ( تو کار خیاطی بودم دیگه)
اما من تونستم 10 سال بعد رو ببینم و دیدم که هر نفری الان داره چرخ میگیره و واسه خودش خیاطی میکنه یا حتی الان تو جهیزیه هر دختر دیگه اینم جاسازی کردن که باید یه چرخ خیاطی براش بزارن یعنی ده سال دیگه هر شخص برای خودش لباس میدوزه ( البته دیدگاه اینطوریه که بهتره هر فرد خیاطی بلد باشه)
با وجود اینکه کارم عالی بود ازش اومدم بیرون و تصمیم گرفتم که تو کار دیگه ای برم
و الان کار دیگه ای رو شروع کردم « هرچند قبلش فکر میکردم من علاقه دارم به کار کنونی ام اما الان میفهمم که این علاقم نیست، ولی مطمعنن کار مورد علاقمم پیدا میکنم »
ولی توی همین مسیر تونستم خودمو بشناسم تا حدودی، هرچند هیچ شخصی کامل خودشو نمیشناسه و باید همیشه روی خودشکار کنه اما من به خودم واقعا افتخار کردم که این مسیر رو اومدم و اگه نمیومدم الان اینجا نبودم و از مسائلی آگاه نبودم
واقعا اگه ما رو به جلو حرکت کنیم میتونیم عادت هامون رو بشناسیم تو شرایط مختلف میتونیم شخصیتمون رو بشناسیم و میتونیم قدم برداریم و تغییرش بدیم و نتایج عالی تر و عالی تر بگیریم
واقعا از خداوند سپاسگزارم که هدایتم کرد و مهمتر از همه کاری کرد کع تونستم به هدایت هاش عمل کنم و همیشه ازش خواستارم که کمکم کنه تا همیشه به هدایت هاش عمل کنم
تمام اتفاقات زندگی من توسط افکار من رقم میخوره ن هیچ عامل دیگه ای
چک های جهان بد جور منو داره کبود میکنه
چه در رابطه و چه در کسب و کارم
من ی مشگل اساسی که دارم اینه که ظرف بسیار سوراخ هست و هر درآمدی که دارم خروجی بالایی داره پول انگار با من قهره و ی اعترافی هم بکنم ک شایدم اکثریت هم همینطور باشن. فقط من دارم فایل گوش میدم. ولی رفتارم همون گذشته انتظار نتیجه هم داریم
نعمت های خداوند بسیار فراوان و عالی هست
نعمت های خداوند بی نهایت است ولی من باید ظرف رو بزرگتر کنم. من نباید در حاشیه امن خودم وایسم
من نباید اشتباه کنم خداوند از بینهایت دست به من کمک میکنه که م حرکت کنم و اون هدایت گر من هست ولی من جلوی دریافت الهامات رو گرفتم چطوری. آنقدر مثل اطرافیانم عمل میکنم ی الهام یا ایده عالی میاد و میتونم استارت یک کار رو بزنم میپرم بوق و شیپور میگیرم آقا به نظر تو یا به نظر تو یا به نظر تو من این کار رو شروع کنم هر کسی هم بر اساس باور های خودش ی نظر میده اون موقع من میمونم و پر از ترس و استرس
بابا تغییر شخصیت وجود میخواد ی دل بزرگ میخواد که هر اتفاقی هم افتاد بگه الخیر ما فی وقع. آره ایناست
اره تغییر شخصیت از درون هست ن رفتار. درون عوض بشه آدم ها موقیعت ها شرایط ها همه تغییر میکنن من فقط حرفم من آدم عملگرا نیستم
من دوره دوازده قدم دارم سه ساله هنوز قدم دوم هم تا آخر گوش ندادم بعد انتظار دارم که نتیجه بیاد. من که هنوز چکاب ننوشتم انتظار دارم که اتفاق بیفته
من که هنوز تمریناتش انجام ندادم منتظرم اتفاق بیفته چی اتفاق بیفته. دراز بکشم بگم من دارم تغییر میکنم. ن تغییر یعنی ایمان به خداوندی که درها ر باز میکنه
تغییر یعنی انجام ندادن خیلی از کار ها
تغییر یعنی تحسین کردن
تغییر یعنی دوست داشتن خودم
تغییر یعنی وابسته بودن به خداوند
من نمیدونم چرا مقاومت دارم باید حال کنم باید حرکت کنم. و به خودم قول میدم و متعهد میشم که فقط عمل کنم. حتی هر روز یک قدم انجام میدم
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته از شما سپاسگذارم بابت این فایل بینظیر
روزشمار تحول زندگی روز پنجم
استاد چقدر صحبت های شما ارزشمند و تکاندهنده دهنده بود برای من ، این که چقدر مهمه که قبل از این که اوضاع خیلی خراب شه ما تغییر کنیم ، من مدتی هست که دارم روی خودم کار میکنم و نتایج و نشونه های کوچکی دیدم که برام ارزشمندن ولی امید وارم اون قدر روی خودم کار کنم که یه روز بیام اینجا و از نتایج بزرگترم براتون بگم .
من آدمی بودم که خیلی از آدم ها و ارتباط برقرار کردن میترسیدم و هنوزم اینطور هستم ولی خیلی بهتر شدم، تو این مدتی که دارم روی خودم کار میکنم ، من اونقدر میترسیدم از ارتباط داشتن و توی جمع بودن که کلاسی که دوس داشتم رو شرکت نمی کردم ، خودم تنهایی خرید نمیرفتم ، با آدم هایی که دوس داشتم باهاشون ارتباط بگیرم و تو جمعشون باشم ارتباط برقرار نمیکردم چند ماه قبل بود که من تو تعطیلات عید داشتم روی خودم و باورهام کار میکردم و فایل های رایگان شما رو گوش میدادم ولی خیلی دوس داشتم که فایل های شما رو خریداری کنم ولی هیچ درآمد و شغلی نداشتم ، همون موقع بود که تصمیم گرفتم بعد از تعطیلات عید اولین کاری که میکنم این باشه که به ترسم غلبه کنم و برم کلاسی که دوسش دارم رو ثبت نام کنم و روی مهارتم کار کنم و این کار رو کردم ، بعد از مدت کمی تصمیم گرفتم که برای اولین بار خودم برم سراغ کار و پرس و جو کنم ، یه روز که از دانشگاه برمیگشتم تصمیم گرفتم برم به آموزشگاهی که سر راهم هست و بگم من فلان مهارت رو دارم شما مربی نمیخواید که آموزش بده؟ یادمه یه پنج دقیقه ای من جلوی در اون آموزشگاه ایستاده بودم و بدنم از استرس میلرزید و هیج جوره نمیتونستم خودم رو راضی کنم که همچین کاری کنم آنقدر که برام سخت بود و یکی از فایل های شما رو هم گذاشته بودم و داشتم گوش میدادم که هر طور شده این کار رو انجام بدم و پشیمون نشم ، من این کار رو انجام دادم و جواب منفی شنیدم البته من هشتاد یا نود درصد میدونستم که قراره چه جوابی بشنوم که این هم برمیگرده به باوری های غلط من که باید خیلی روشون کار کنم ، ولی برام مهم نبود و تنها چیزی که مهم بود این بود که من این کار رو انجام بدم، با این حال وقتی از اون جا اومدم بیرون خوشحال بودم انگار که یکم بار روی دوشم سبک شده بود ، یکی دو هفته بعدش من رفتم یه آموزشگاه دیگه و اونجا هم جواب منفی شنیدم ولی این بار برام یکم راحت تر از دفعه قبلی بود و دفعه سوم بود که تو آموزشگاه سوم من جواب مثبت گرفتم و تونستم برم سر کار ، الان یک ماهی هست که من سر کاری میرم و شغلی دارم که مرتبط هست با رشته ای که دوسش دارم و تونستم اونجا با همکار ها و ادم های دیگه هم ارتباط برقرار کنم استاد عزیزم بی نهایت از شما و خداوندی که من رو به این مسیر هدایت کرد و شمارو با من آشنا کرد سپاس گذارم و از خداوند میخوام توانایی و شهامت تغییر های بزرگ تر رو هم به من بده .
واقعا شرایط من طوری هست که باید از همه لحاظ تغییر کنم آینده الان خودمو میبینم واقعا وحشتناکع هم مالی هم عاطفی هم سلامتی هم معنوی
هر سری که شروع کردم بعد دیدن نشانه ها چسبیدم بهشون و آخرش ناامیدی بود
اما امروز همین هم متوجه شدم که شخصیت این مدلی دارم و این دفه در مواقع خستگی یا ناامیدی به خودم یادآوری میکنم که اگه بخوای مثل دفعات پیش ناامید بشی و ادامه ندی دیگه تمومه همهچی
از امشب که تولدم عسا یادداشت برداری کردمکع به طور جدی تر کار کنم
الان من بیماری دارم که چندین سال باهامه
هنوز نتونستم آدم مورد دلخواهم رو جذب کنم چون فهمیدم خودم آدم جذابی نیستم
استقلال مالی من کامل نیست و باید جسارت تغییر رو در خودم افزایش بدم
ارتباطم با خداوند و باورهای شرک آلود که دیگه ماشاا…. موج میزند درونم
تا آخر سال تقریبا یه هفت ماه مونده و من از همین امشب تولدم شروع کردند
من با استعدادم ومهارت کیف دوزی وکفش دوزی دست دوز دارم
چرخ دارم ولی جسارت وشجاعت اینو ندارم ک با چرخ بدوزم وکارم شروع کنم وقتی میگم امروز حتما شروع میکنم یا حالم بد میشه یا همش میخوابم یا یه مشکلی پیش میاد ک شروع نکنم ومیدونم خودم جذبش میکنم وبعضی وقتها ک فقط بهش فکر میکنم.احساس خفگی وانگار جوری تپش قلب میگیرم جوری ترس غلبه میکنه ک بزور نفس میکشم از بیخیال اون کار میشم
واقعا نمیدونم چطور میتونم این جسارت واین ایمان تووجودم خلق کنم وترس ازبین ببرم
ولی باید شجاعت خرج بدم برم واین چالش این قدم بردارم
با تشکر از استاد، خانم شایسته و ساحل عزیز که با نوشتن صحبت های استاد، کمک بزرگی در درک بیشتر مطالب به ما می کنه.
استاد چقدر این فایل آموزنده بود.
من اون آدمه ام که 20 ساله در شغلم موندم.
یادمه 20 سال پیش، با کسب مهارت تایپ تونستم یک شغل دولتی پیدا کنم، سنم خیلی کم بود و واقعا استخدام در جای دولتی بدون هیچ گونه پارتی برام شبیه معجزه بود.
تا مدت ها دختر درس خوان، با پشتکار و موفق هم در نظر خودم و هم در نظر اطرافیانم بودم.
جالبه که اون موقع دریافتی خوبی داشتم و از متوسط جامعه بیشتر حقوق داشتم.
متاسفانه اون خیال تختی و تنبلی درکسب مهارت و عادت به زندگی یکنواخت در وجودم رخنه کرد.
الان حقوق دریافتیمون حداقل جامعه شده، من بچه دارم و هزینه هام بیشتر شده و اصلا جوابگوی نیازهام نیست.
با یکی از اساتید تحصیلیم صحبت می کردم میگفت اگر در زمینه ی تحصیلیت مهارت کسب می کردی حداقل حقوقت 7 برابر مبلغ فعلیت بود.
خیلی غبطه خوردم خیلی…
چون من یک دختر پرتلاش بودم… چرا گول اوضاع آروم و موفق اون موقع رو خوردم … چرا مهارت کسب نکردم…
اینها رو فقط به این دلیل گفتم که صحه ای بگذارم بر این فایل که چقدر درسته
و از مخاطبینی که جوانتر هستند صمیمانه می خوام که همیشه به دنبال کسب مهارت باشید مخصوصا کسب مهارت های به روز جامعه
البته که من خودم هم هنوز جوانم و به امید خدا مسیر بهتری رو برای خودم خواهم ساخت
خدااااااییاااااا دهنم بااااااز موند اصن نمیتونم باور کنم تو شرایطی ام ک مشکلی برام پیش اومد ب هر دری زدم ک ی راه حلی پیدا کنم گریه میکردم ب این در و اون در میزدم نمیدونستم چیکار کنم اومدم میومدم تو سایت ولی هیچ چیزی بهم نشونه نمیداد ک چیکار کنم باورم نمیشه ب ذهنم رسید ک فایل روز پنجم روزشمار تحول زندگی من رو ببینم حتی الانم فایل رو گوش نکردم اینقدر ک شوکه شدم شجاعت داشتن و جسارت داشتن اون چیزیه ک من لازم دارم چیزی که یا باید بفهممش یا جهان اینقدر ب من سیلی میزنه تا ب زور بهم بفهمونه خدایا شکرت خدایا شکرت دلم میخاد ساعتها سجده کنم بخاطر این نشونه اصلاً نمیتونم باور کنم خدایا ممنونتم خیلی خیلی زیاد الهیییییییییییییی شکرررررررررررررررت خدایا مرسی ک برام کافی هستی مرسی ک پناهمی خدایا شکررررر روز ب روز ایمانم قوی تر میشه الهی شکر
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته دوستداشتنی و سلام به همه دوستانی که این کامنت رو میخونن روز پنجم از فصل اول روزشمار تحول زندگی من:
باید تغییر کنیم تا دیر نشده
باید به نشانههایی که میبینیم توجه کنیم و اونها رو پشت ترس هامون مخفی نکنیم
یعنی دارم میبینم نشونه ها و اتفاقات و هشدارها رو در مورد یک مسیله تو زندگیم، اما موندن توی اون وضعیت رو با کلی ترس های بیهوده و دلایل نادرست توجیه میکنیم.
باید به آنچه که برام اتفاق میوفته آگاه باشم و بتونم به هدایتهای خدای بزرگم ایمان داشته باشم و به خودش توکل کنم و مسایل زندگیم رو حل کنم
خدایا شکرت که منو به مسیر درست هدایت کردی و درخواستی رو اجابت کردی تا همیشه به همین راه و صراط مستقیم ادامه بدم
خدایا شکرت
خدای من من به هر خیری که از جانب تو به من برسد نیازمند و فقیرم
خدای من سپاسگزارم برای نعمت هدایت
از شما هم سپاسگزارم استاد عزیزم و خانم شایسته قشنگم با این قلم زیباتون که برامون مینویسید
الان که این فایل رو شنیدم میبینم که تو دوستانی که دور و برم دارم و وضع مالی بسیار خوبی دارن استعداد و توانایی من تو اکثر زمینه ها بیشتر هست ولی یک تفاوت اساسی داریم و اون اینه که اونا نترسیدن و اقدام کردن ولی من ترسیدم و اونجور ک باید با تمرکز و جدیت و مهمتر از اون با ریشه ی احساسی خوب اقدام نکردم و این ترس از شرک میاد و الان در همین لحظه با خودم عهد میبندم پای شغلی که انتخاب کردم و باور دارم که میتونم انجامش بدم با تمام توان و تمرکز و جدیت و با ایمان و توکل و باور توانستن پاش وایستا و انجامش بدم و باور کنم که خداوند حامی منه و هوام رو داره پس میرم و با ایمان انجامش میدم و بعد میام نتایجم رو مینویسم برای خودم….
بانام خدای منان باسلام به استاد ومریم خانم عزیز وتشکر وسپاس اززحمات بی دریغشان وهمراهان گرامی
بعد از گوش دادن به فایل استاد من فکر کردم ودو موضوع است که نشانه ی بدتر شدن اوضاع را دارم میبینم وپیش بینی میکنم که بدتر هم بشه وفقط خودم دارم با اوضاع وفق میدم و تلاش میکنم که شاید راهی جلو م گذاشته بشه ولی باید قبل ازاینکه اوضاع بدتر شود گامی در جهت تغییر اوضاع بردارم وپا روی ترسهام بگذارم وبا شجاعت وتوکل بر خداوند شروع کنم خدایا خیلی وقته از تو درخواست مهاجرت دارم وبهش فکر میکنم خودت راهی باز کن یارب امروز با دخترم صحبت میکنم که برای مهاجرت خود اقدام کند حتما اون دستی از خداوند میشه تا من وخانواده بتونیم مهاجرت کنیم خدایا من سمت خودم را انجام میدم وبر تو توکل میکنم مطمئنا توهم راها روباز میکنی به امید تو آغاز میکنم ودستم را در دستان تو قرار میدم تا با آرامش من رو به مقصد برسانی الاهی شکرت وسپاسگزارم برای این ایده و نشانه که برام فرستادی ممنونتم
موضوع دوم متناسب شدن وزنم است باید جدی تر وبا برنامه غذایی درست پیش برم حتما خدا کمک میکنه بتونم برنامه رژیم غدایی خودم رو انجام بدم خدایا خواسته هایم رو از تو میخواهم وتویی که اجابت میکنی از توسپاسگزارم برای کشور ی که برای من وخانواده ام اماده پذیرش ما کرده ای برای وزن واندام متناسبی که به من عطا کردی برای این سبکی وراحتی برای این ارامش وامنیتی که برای من وخانواده ام بوجود اوردی سپاس گزارم ممنونم شکر گزارم
به نام خالق زیبایی ها
روز شمار تحول زندگی من:
امروز 1404/5/16
روز پنجم:
سلام بر استاد عزیزم، سلام به خانم شایسته نازنین و سلام بر دوستای دوست داشتنی سایت عباسمنش
باز هم سپاسگزار خداوندم که تونستم فایل دیگه از فایل های استاد رو ببینم
میخوام از تجربم و همچنین درکم رو از این فایل به اشتراک بگذارم تا برای خودم یه رد پایی باشه که بدونم از چه جایی به کجا دارم میرم
درکم از این فایل در فرکانس کنونی:
ما سه دسته افراد داریم
اولین دسته در شرایط خوب تغییر میکنن
دومین دسته تو شرایط بد تغییر میکنن
سومین دسته اصلا تغییر نمیکنن چون ترس دارن و ایمانشون کمه
بهترین گزینه اینه که در دسته اول باشیم و همیشه به فکر تغییر به سمت بالا و بالاتر باشیم
اگه نتونستیم تغییر کنیم تلاش کنیم ده سال اینده رو ببینیم با کارکرد الانمون ( احتمالا با کارکرد الان که حالا خوب نباشه سقوط میکنیم) و درد ده سال بد رو الان بچشیم و انرژی بگیریم برای تغییر
اون تغییر چه در شخصیت چه در عادت چه در روابط چه در کار و…. حتی به اندازه بسیار کوچیک باشه هم تلاش کنیم اون تغییر رو ایجاد کنیم
تجربه خودم:
من در روابط بشدت به مشکل خورده بودم حتی بیشتر و بیشتر از قبل میشد ( چون دختری هم بودم کاملا خشن و عصبی اصلا نمیتونستم خودمو کنترل کنم ) هر وقت یه کلام صحبت میکردم دعوام میشد و هرچی از دهنم درمیومد میگفتم بعدش به خودم میومدم و میدیدم چقدر حرف های ناگفته رو بهش گفتم و اون بشدت ناراحت میشد ( طرف مقابل حالا چه خواهر بود چه رفیق بود چه پدر و مادر و….) بعد به خودم میومدم و از گفتم پشیمون میشدم و میرفتم تو جای تنهایی گریه میکردم که چرا من باید اینطور باشم ( اصلا از چیزی اگاه نبودم و به این مسیر نیومده بودم)
تا اینکه تو روابط ضربه خوردم ( انگار دسته دوم شدم) بعد ضربه خوردن گفتم بیام ببینم چه ایرادی داره و اومدم به این مسیر همیشع داشتم روی خودم کار میکردم و کسب و کار کوچیکی هم راه اندازی کرده بودم
بعد چند ماه من تونستم عصبانیتم رو کنترل کنم، تونستم خودمو کنترل کنم و احساسمو خوب کنم و بعد اون قضیه کلا ایمانم به این مسیر دو برابر شد درسته هنوز تو حوزه روابط مخصوص کار نکردم اما میفهمم که 50 درصد از رفتار های اطرافیانم باهام خوب شده
من اون کسب و کار کوچیک داشتم بعد یک سال دیدم پیشرفت و رشدم عالی بود یعنی هم مشتری خوبی داشتم و هم میتونستم چند تا نفر بگیرم تو کارم تا بهم کمک کنن و حقوق بدم بهشون ( تو کار خیاطی بودم دیگه)
اما من تونستم 10 سال بعد رو ببینم و دیدم که هر نفری الان داره چرخ میگیره و واسه خودش خیاطی میکنه یا حتی الان تو جهیزیه هر دختر دیگه اینم جاسازی کردن که باید یه چرخ خیاطی براش بزارن یعنی ده سال دیگه هر شخص برای خودش لباس میدوزه ( البته دیدگاه اینطوریه که بهتره هر فرد خیاطی بلد باشه)
با وجود اینکه کارم عالی بود ازش اومدم بیرون و تصمیم گرفتم که تو کار دیگه ای برم
و الان کار دیگه ای رو شروع کردم « هرچند قبلش فکر میکردم من علاقه دارم به کار کنونی ام اما الان میفهمم که این علاقم نیست، ولی مطمعنن کار مورد علاقمم پیدا میکنم »
ولی توی همین مسیر تونستم خودمو بشناسم تا حدودی، هرچند هیچ شخصی کامل خودشو نمیشناسه و باید همیشه روی خودشکار کنه اما من به خودم واقعا افتخار کردم که این مسیر رو اومدم و اگه نمیومدم الان اینجا نبودم و از مسائلی آگاه نبودم
واقعا اگه ما رو به جلو حرکت کنیم میتونیم عادت هامون رو بشناسیم تو شرایط مختلف میتونیم شخصیتمون رو بشناسیم و میتونیم قدم برداریم و تغییرش بدیم و نتایج عالی تر و عالی تر بگیریم
واقعا از خداوند سپاسگزارم که هدایتم کرد و مهمتر از همه کاری کرد کع تونستم به هدایت هاش عمل کنم و همیشه ازش خواستارم که کمکم کنه تا همیشه به هدایت هاش عمل کنم
الهی شکرت…..
به نام خداوند
تمام اتفاقات زندگی من توسط افکار من رقم میخوره ن هیچ عامل دیگه ای
چک های جهان بد جور منو داره کبود میکنه
چه در رابطه و چه در کسب و کارم
من ی مشگل اساسی که دارم اینه که ظرف بسیار سوراخ هست و هر درآمدی که دارم خروجی بالایی داره پول انگار با من قهره و ی اعترافی هم بکنم ک شایدم اکثریت هم همینطور باشن. فقط من دارم فایل گوش میدم. ولی رفتارم همون گذشته انتظار نتیجه هم داریم
نعمت های خداوند بسیار فراوان و عالی هست
نعمت های خداوند بی نهایت است ولی من باید ظرف رو بزرگتر کنم. من نباید در حاشیه امن خودم وایسم
من نباید اشتباه کنم خداوند از بینهایت دست به من کمک میکنه که م حرکت کنم و اون هدایت گر من هست ولی من جلوی دریافت الهامات رو گرفتم چطوری. آنقدر مثل اطرافیانم عمل میکنم ی الهام یا ایده عالی میاد و میتونم استارت یک کار رو بزنم میپرم بوق و شیپور میگیرم آقا به نظر تو یا به نظر تو یا به نظر تو من این کار رو شروع کنم هر کسی هم بر اساس باور های خودش ی نظر میده اون موقع من میمونم و پر از ترس و استرس
بابا تغییر شخصیت وجود میخواد ی دل بزرگ میخواد که هر اتفاقی هم افتاد بگه الخیر ما فی وقع. آره ایناست
اره تغییر شخصیت از درون هست ن رفتار. درون عوض بشه آدم ها موقیعت ها شرایط ها همه تغییر میکنن من فقط حرفم من آدم عملگرا نیستم
من دوره دوازده قدم دارم سه ساله هنوز قدم دوم هم تا آخر گوش ندادم بعد انتظار دارم که نتیجه بیاد. من که هنوز چکاب ننوشتم انتظار دارم که اتفاق بیفته
من که هنوز تمریناتش انجام ندادم منتظرم اتفاق بیفته چی اتفاق بیفته. دراز بکشم بگم من دارم تغییر میکنم. ن تغییر یعنی ایمان به خداوندی که درها ر باز میکنه
تغییر یعنی انجام ندادن خیلی از کار ها
تغییر یعنی تحسین کردن
تغییر یعنی دوست داشتن خودم
تغییر یعنی وابسته بودن به خداوند
من نمیدونم چرا مقاومت دارم باید حال کنم باید حرکت کنم. و به خودم قول میدم و متعهد میشم که فقط عمل کنم. حتی هر روز یک قدم انجام میدم
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته از شما سپاسگذارم بابت این فایل بینظیر
روزشمار تحول زندگی روز پنجم
استاد چقدر صحبت های شما ارزشمند و تکاندهنده دهنده بود برای من ، این که چقدر مهمه که قبل از این که اوضاع خیلی خراب شه ما تغییر کنیم ، من مدتی هست که دارم روی خودم کار میکنم و نتایج و نشونه های کوچکی دیدم که برام ارزشمندن ولی امید وارم اون قدر روی خودم کار کنم که یه روز بیام اینجا و از نتایج بزرگترم براتون بگم .
من آدمی بودم که خیلی از آدم ها و ارتباط برقرار کردن میترسیدم و هنوزم اینطور هستم ولی خیلی بهتر شدم، تو این مدتی که دارم روی خودم کار میکنم ، من اونقدر میترسیدم از ارتباط داشتن و توی جمع بودن که کلاسی که دوس داشتم رو شرکت نمی کردم ، خودم تنهایی خرید نمیرفتم ، با آدم هایی که دوس داشتم باهاشون ارتباط بگیرم و تو جمعشون باشم ارتباط برقرار نمیکردم چند ماه قبل بود که من تو تعطیلات عید داشتم روی خودم و باورهام کار میکردم و فایل های رایگان شما رو گوش میدادم ولی خیلی دوس داشتم که فایل های شما رو خریداری کنم ولی هیچ درآمد و شغلی نداشتم ، همون موقع بود که تصمیم گرفتم بعد از تعطیلات عید اولین کاری که میکنم این باشه که به ترسم غلبه کنم و برم کلاسی که دوسش دارم رو ثبت نام کنم و روی مهارتم کار کنم و این کار رو کردم ، بعد از مدت کمی تصمیم گرفتم که برای اولین بار خودم برم سراغ کار و پرس و جو کنم ، یه روز که از دانشگاه برمیگشتم تصمیم گرفتم برم به آموزشگاهی که سر راهم هست و بگم من فلان مهارت رو دارم شما مربی نمیخواید که آموزش بده؟ یادمه یه پنج دقیقه ای من جلوی در اون آموزشگاه ایستاده بودم و بدنم از استرس میلرزید و هیج جوره نمیتونستم خودم رو راضی کنم که همچین کاری کنم آنقدر که برام سخت بود و یکی از فایل های شما رو هم گذاشته بودم و داشتم گوش میدادم که هر طور شده این کار رو انجام بدم و پشیمون نشم ، من این کار رو انجام دادم و جواب منفی شنیدم البته من هشتاد یا نود درصد میدونستم که قراره چه جوابی بشنوم که این هم برمیگرده به باوری های غلط من که باید خیلی روشون کار کنم ، ولی برام مهم نبود و تنها چیزی که مهم بود این بود که من این کار رو انجام بدم، با این حال وقتی از اون جا اومدم بیرون خوشحال بودم انگار که یکم بار روی دوشم سبک شده بود ، یکی دو هفته بعدش من رفتم یه آموزشگاه دیگه و اونجا هم جواب منفی شنیدم ولی این بار برام یکم راحت تر از دفعه قبلی بود و دفعه سوم بود که تو آموزشگاه سوم من جواب مثبت گرفتم و تونستم برم سر کار ، الان یک ماهی هست که من سر کاری میرم و شغلی دارم که مرتبط هست با رشته ای که دوسش دارم و تونستم اونجا با همکار ها و ادم های دیگه هم ارتباط برقرار کنم استاد عزیزم بی نهایت از شما و خداوندی که من رو به این مسیر هدایت کرد و شمارو با من آشنا کرد سپاس گذارم و از خداوند میخوام توانایی و شهامت تغییر های بزرگ تر رو هم به من بده .
خدایا شکرت.
به نام خدا
پنجمین روز از روز شمار تحول من
14مرداد 1404
خیلی ممنون استاد بزرگوار از این فایل
واقعا شرایط من طوری هست که باید از همه لحاظ تغییر کنم آینده الان خودمو میبینم واقعا وحشتناکع هم مالی هم عاطفی هم سلامتی هم معنوی
هر سری که شروع کردم بعد دیدن نشانه ها چسبیدم بهشون و آخرش ناامیدی بود
اما امروز همین هم متوجه شدم که شخصیت این مدلی دارم و این دفه در مواقع خستگی یا ناامیدی به خودم یادآوری میکنم که اگه بخوای مثل دفعات پیش ناامید بشی و ادامه ندی دیگه تمومه همهچی
از امشب که تولدم عسا یادداشت برداری کردمکع به طور جدی تر کار کنم
الان من بیماری دارم که چندین سال باهامه
هنوز نتونستم آدم مورد دلخواهم رو جذب کنم چون فهمیدم خودم آدم جذابی نیستم
استقلال مالی من کامل نیست و باید جسارت تغییر رو در خودم افزایش بدم
ارتباطم با خداوند و باورهای شرک آلود که دیگه ماشاا…. موج میزند درونم
تا آخر سال تقریبا یه هفت ماه مونده و من از همین امشب تولدم شروع کردند
الهی به امید تو
خدایا شکرت
سلام استاد
من با استعدادم ومهارت کیف دوزی وکفش دوزی دست دوز دارم
چرخ دارم ولی جسارت وشجاعت اینو ندارم ک با چرخ بدوزم وکارم شروع کنم وقتی میگم امروز حتما شروع میکنم یا حالم بد میشه یا همش میخوابم یا یه مشکلی پیش میاد ک شروع نکنم ومیدونم خودم جذبش میکنم وبعضی وقتها ک فقط بهش فکر میکنم.احساس خفگی وانگار جوری تپش قلب میگیرم جوری ترس غلبه میکنه ک بزور نفس میکشم از بیخیال اون کار میشم
واقعا نمیدونم چطور میتونم این جسارت واین ایمان تووجودم خلق کنم وترس ازبین ببرم
ولی باید شجاعت خرج بدم برم واین چالش این قدم بردارم
سلام و عرض ادب
با تشکر از استاد، خانم شایسته و ساحل عزیز که با نوشتن صحبت های استاد، کمک بزرگی در درک بیشتر مطالب به ما می کنه.
استاد چقدر این فایل آموزنده بود.
من اون آدمه ام که 20 ساله در شغلم موندم.
یادمه 20 سال پیش، با کسب مهارت تایپ تونستم یک شغل دولتی پیدا کنم، سنم خیلی کم بود و واقعا استخدام در جای دولتی بدون هیچ گونه پارتی برام شبیه معجزه بود.
تا مدت ها دختر درس خوان، با پشتکار و موفق هم در نظر خودم و هم در نظر اطرافیانم بودم.
جالبه که اون موقع دریافتی خوبی داشتم و از متوسط جامعه بیشتر حقوق داشتم.
متاسفانه اون خیال تختی و تنبلی درکسب مهارت و عادت به زندگی یکنواخت در وجودم رخنه کرد.
الان حقوق دریافتیمون حداقل جامعه شده، من بچه دارم و هزینه هام بیشتر شده و اصلا جوابگوی نیازهام نیست.
با یکی از اساتید تحصیلیم صحبت می کردم میگفت اگر در زمینه ی تحصیلیت مهارت کسب می کردی حداقل حقوقت 7 برابر مبلغ فعلیت بود.
خیلی غبطه خوردم خیلی…
چون من یک دختر پرتلاش بودم… چرا گول اوضاع آروم و موفق اون موقع رو خوردم … چرا مهارت کسب نکردم…
اینها رو فقط به این دلیل گفتم که صحه ای بگذارم بر این فایل که چقدر درسته
و از مخاطبینی که جوانتر هستند صمیمانه می خوام که همیشه به دنبال کسب مهارت باشید مخصوصا کسب مهارت های به روز جامعه
البته که من خودم هم هنوز جوانم و به امید خدا مسیر بهتری رو برای خودم خواهم ساخت
خدااااااییاااااا دهنم بااااااز موند اصن نمیتونم باور کنم تو شرایطی ام ک مشکلی برام پیش اومد ب هر دری زدم ک ی راه حلی پیدا کنم گریه میکردم ب این در و اون در میزدم نمیدونستم چیکار کنم اومدم میومدم تو سایت ولی هیچ چیزی بهم نشونه نمیداد ک چیکار کنم باورم نمیشه ب ذهنم رسید ک فایل روز پنجم روزشمار تحول زندگی من رو ببینم حتی الانم فایل رو گوش نکردم اینقدر ک شوکه شدم شجاعت داشتن و جسارت داشتن اون چیزیه ک من لازم دارم چیزی که یا باید بفهممش یا جهان اینقدر ب من سیلی میزنه تا ب زور بهم بفهمونه خدایا شکرت خدایا شکرت دلم میخاد ساعتها سجده کنم بخاطر این نشونه اصلاً نمیتونم باور کنم خدایا ممنونتم خیلی خیلی زیاد الهیییییییییییییی شکرررررررررررررررت خدایا مرسی ک برام کافی هستی مرسی ک پناهمی خدایا شکررررر روز ب روز ایمانم قوی تر میشه الهی شکر
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته دوستداشتنی و سلام به همه دوستانی که این کامنت رو میخونن روز پنجم از فصل اول روزشمار تحول زندگی من:
باید تغییر کنیم تا دیر نشده
باید به نشانههایی که میبینیم توجه کنیم و اونها رو پشت ترس هامون مخفی نکنیم
یعنی دارم میبینم نشونه ها و اتفاقات و هشدارها رو در مورد یک مسیله تو زندگیم، اما موندن توی اون وضعیت رو با کلی ترس های بیهوده و دلایل نادرست توجیه میکنیم.
باید به آنچه که برام اتفاق میوفته آگاه باشم و بتونم به هدایتهای خدای بزرگم ایمان داشته باشم و به خودش توکل کنم و مسایل زندگیم رو حل کنم
خدایا شکرت که منو به مسیر درست هدایت کردی و درخواستی رو اجابت کردی تا همیشه به همین راه و صراط مستقیم ادامه بدم
خدایا شکرت
خدای من من به هر خیری که از جانب تو به من برسد نیازمند و فقیرم
خدای من سپاسگزارم برای نعمت هدایت
از شما هم سپاسگزارم استاد عزیزم و خانم شایسته قشنگم با این قلم زیباتون که برامون مینویسید
از شما هم ممنونم که این کامنت رو تا انتها خوندید
به نام خالق زیبایی ها
الان که این فایل رو شنیدم میبینم که تو دوستانی که دور و برم دارم و وضع مالی بسیار خوبی دارن استعداد و توانایی من تو اکثر زمینه ها بیشتر هست ولی یک تفاوت اساسی داریم و اون اینه که اونا نترسیدن و اقدام کردن ولی من ترسیدم و اونجور ک باید با تمرکز و جدیت و مهمتر از اون با ریشه ی احساسی خوب اقدام نکردم و این ترس از شرک میاد و الان در همین لحظه با خودم عهد میبندم پای شغلی که انتخاب کردم و باور دارم که میتونم انجامش بدم با تمام توان و تمرکز و جدیت و با ایمان و توکل و باور توانستن پاش وایستا و انجامش بدم و باور کنم که خداوند حامی منه و هوام رو داره پس میرم و با ایمان انجامش میدم و بعد میام نتایجم رو مینویسم برای خودم….
الهی به امید خودت️️️
بانام خدای منان باسلام به استاد ومریم خانم عزیز وتشکر وسپاس اززحمات بی دریغشان وهمراهان گرامی
بعد از گوش دادن به فایل استاد من فکر کردم ودو موضوع است که نشانه ی بدتر شدن اوضاع را دارم میبینم وپیش بینی میکنم که بدتر هم بشه وفقط خودم دارم با اوضاع وفق میدم و تلاش میکنم که شاید راهی جلو م گذاشته بشه ولی باید قبل ازاینکه اوضاع بدتر شود گامی در جهت تغییر اوضاع بردارم وپا روی ترسهام بگذارم وبا شجاعت وتوکل بر خداوند شروع کنم خدایا خیلی وقته از تو درخواست مهاجرت دارم وبهش فکر میکنم خودت راهی باز کن یارب امروز با دخترم صحبت میکنم که برای مهاجرت خود اقدام کند حتما اون دستی از خداوند میشه تا من وخانواده بتونیم مهاجرت کنیم خدایا من سمت خودم را انجام میدم وبر تو توکل میکنم مطمئنا توهم راها روباز میکنی به امید تو آغاز میکنم ودستم را در دستان تو قرار میدم تا با آرامش من رو به مقصد برسانی الاهی شکرت وسپاسگزارم برای این ایده و نشانه که برام فرستادی ممنونتم
موضوع دوم متناسب شدن وزنم است باید جدی تر وبا برنامه غذایی درست پیش برم حتما خدا کمک میکنه بتونم برنامه رژیم غدایی خودم رو انجام بدم خدایا خواسته هایم رو از تو میخواهم وتویی که اجابت میکنی از توسپاسگزارم برای کشور ی که برای من وخانواده ام اماده پذیرش ما کرده ای برای وزن واندام متناسبی که به من عطا کردی برای این سبکی وراحتی برای این ارامش وامنیتی که برای من وخانواده ام بوجود اوردی سپاس گزارم ممنونم شکر گزارم