تغییر شخصیت، جسارت می خواهد - صفحه 14 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1813 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ندا رامی گفته:
    مدت عضویت: 3686 روز

    بنام خدای مهربان و بخشنده سلام و درود به دوستان و استاد عزیزم

    واقعا وقتی دلت مکان صداقت راستی و نجواهای الهی میشه و به الهام هایی که در طول روز به قلبمون میشه اعتماد کنیم این یعنی راه ما درسته .ما انسانیم و از عالم غیب خبر نداریم و کاملا طبیعیه که به نشانه هایی از طرف پروردگارمون احتیاج داریم پس با نشانه های که میبینیم میتونیم هدایت بشیم به سمت جلو و راه ما باز تر و بازتر بشه.دقیقا از زمانی که ازدواج کردم سعی کردم یه سری از عادتهارو کنار بذارم و تمرکز کنم روی زندگی قشنگی که قراره با همسرم بسازم یه سری از عادتها ممکنه آدما رو از پیشرفتشون باز داره یا مانع حرکت به سمت جلو میشه یه سری نشونه ها اومد که تونستم جهان رو جور دیگه ای ببینم که بالا و پایین رو تجربه کردم اذیت شدم اولش چون قانون رو درست درک نکرده بودم .اما وقتی نشونه هارو میبینی علی رغم تمام مقاومتهات اعتماد کن به صدایی که باهات حرف میزنه و با صداش آرامش رو به قلبت میاره.چندسال پیش توی فروشگاه بودم ما فروش تلفنی یا غیر حضوری هم داریم .تلفن زنگ خورد گوشی رو برداشتم یه مشتری بود گفت یه تعداد کالا میخاد که قیمتهای بالایی داشتن شماره کارت دادم و قرار شد براش پیک کنم خلاصه مبلغ رو چک کردم دیدم درسته ولی ته دلم همش یه چیزی میگفت یه جای کار میلنگه اما نمیدونستم کجاست ولی فروختم کالا رو و ارسال کردم .

    چندروز بعد یه پیام از طرف بانک اومدکه حساب مسدود شده رفتم پیگیری کردم فهمیدم اون مشتری کلاهبردار بوده و از حساب یه بنده خدایی برداشت غیر مجاز کرده این کالا رو از من خریده و اون پول اومده به حساب من.حساب منم مسدود کردن .به همین راحتی وقتی اون صدا گفت یه جای کار این مشتری میلنگه بازم کالارو فروختم اعتماد نکردم و الان بعداز ۴ سال هموز درگیر اون مبلغ هستیم الان دیگه اون مبلغ ناچیزه ولی میخام بگم اگر اعتماد کرده بودم چقدر جلوتر بودم و وقتم صرف دادگاه نمیشد.خلاصه اینکه به صدای درونی تون گوش کنید که اومده که شمارو هدایت کنه👌

    خیلی دوستتون دارم امیدوارم در پناه خدا باشید👌

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    محمد کرمی گفته:
    مدت عضویت: 1526 روز

    سلام به استاد عزیزم

    تحول زندگی من روز شمار پنجم

    تغییر

    این یک کلمه جادویی استاد ،یادمه اون روزی که تازه با فایلهای شما آشنا شده بودم بشدت دلم تغییر میخواست و اقداماتی هم براش انجام داده بودم ولی بسیار ناشیانه و بدون دونستن قانون فقط داشتم تلاش میکردم تلاش فیزیکی

    زندگی من شده بود فقط شب تا صب دویدن و فکر میکردم به این میگن تغییر

    رابطم داغون بود ،بدهکاری هر روز بیشتر میشد ،وضعیت جسمانیم و بد خوابیدن هر روز شدت میگرفت

    قرصهای روانگردان مصرف میکردم ،دوستان ناباب زیاد ،ترسهای زیاد و هر چی که بهش میشه گفت ضعف شخصیتی من داشتم ،همیشه در حال غر زدن به خدا بودم که چرا زندکی من اینجور.‌…واقعا سخت بود اون دوران هیچ چیز نداشتم جز درآمد عالی ماهیانه اونم به لطف زیاد کار کردنم که همشو میدادم قسط و دلم خوش بود قسطامو به موقع میدم

    تغییر من زمانی شروع شد که دیگه هیچ امیدی به زندگی نداشتم و زندگی یک چرخه بی پایان بدبختی میدونستم که تمامی نداره

    جای که دیگه رنج داشت دیوانم میکرد و واقعا میخواستم تغییر کنم همه تصمیم گرفتم که به هر قیمتی این کارو انجام بدم

    اون روزا فکر میکردم مشکل من فقط مالی و اگه اون حل بشه همه چی درست میشه بخاطر همین جذب یک شرکت هرمی شدم که اولش کلی حرفای قشنگ بود و وعدهای توخالی

    منم چون تصمیم گرفته بودم تغییر کنم اینو اولین قدم دونستم کار 15 ساله خودمو رها کردم چسبیدم به اون شرکت یکم وقتم آزادتر شد و تونستم رو خودم کار کنم کتاب بخونم و از این حرفا ..

    با اساتید جذب آشنا شدم و مدام فکر ذکرم چیزای بود که اونا میگفتن طولی نکشید که صدای گرم استاد لابلای اساتید شنیدم و چقدر دلنشین بود ..

    اولش فقط اینستاگرام دنبال فن پیجهای بودم که صدای استاد میزاشتن ولی هر چه میگذشت تشنه تر میشدم برای حرفای استاد کانال تلگران استاد سرچ کردم و چندتا کاناگال به اسم استاد بودن که فعال بودن و فایلهای رایگان استاد میزاشتن و بعضی وقتا یه فایل از دورهای استاد میزاشتن داخلش و میکفتن دورها رو با قیمت خیلی پایین میتونید خریداری کنید

    منم نمیدونستم اونا فیکن و فقط فایلهای رایگان که میزاشتن بارها و بارها گوش میدادم ،حالن از این رو به اون رو شد ،توی یک شب خواب من تنظیم شد ،قرصهای روان گردان گذاشتم کنار و انگار دنیا یه رنگ دیگه شد برام چقدر زندگی لذتبخش بود و من نمیدونستم

    از اونجا تغییر واقعی زندگی من شروع شد و فهمیدم که توی همه چی خیلی مشکل دارم و باید حرکت کنم برای درست کردنش

    اول از روابطم شروع کردم و هر روز بهتر و بهتر شد ،بعدش شهامت حرکت به سمت ناشناختها و کارهای جدید به دلم افتاد و دست به یکار بزرگ زدم و به واسطه تضادی که تو کارم خوردم حسابی تنها شدم دقیقا مثل اون موقعه ای که استاد توی تهرون بدهکار شد

    آغاز یک محمد جدید با ورژن جدید شروع شد،باید با ترسهای توی عمق وجودم روبرو میشدم ،با بدهکارها ،با آشنایانی که شده بودن دشمن شماره یکم ،کلی شاکی ،با طلاق همسرم ،دوری از فرزندم ،سرو کله زدن با غریبهای که بدهکارشون شده بودم

    اولش خیلی سخت بود ،و من هیچ چیزی جز فایلهای استاد نداشتم و این فایلها رو بیش از هزار بار گوش دادم ‌…

    هر بار به یه طریقی با ترسام روبرو میشدم و فایلهای توحید استاد و همین فایل تغییر خیلی بهم کمک کرد و باعث شد از جای که بودم و نقطه زیر صفر با کمترین امکانات دوباره حرکت کنم و هر ایده ای که به سرم میخورد اجرا میکردم هر روز قوی تر میشدم کارهای زیادی انجام دادم با آدمهای زیادی آشنا شدم ،هر روز من چالش بود هر روز من عشق بود واقعا ارزششو داشت و داره ..

    من اگه هزار بار دیگه بمیرم و دوباره زنده بشم بازم همین مسیر انتخاب میکنم چون همه چیز من عوض شد ،شخصیتم ،نگاهم به دنیا و دلیل زندگی کردن فهمیدم و خوشحالم که توی این دوره ام و با استاد آشنا شدم ..سپاسگزار الله ایم که همه چی شده برام …

    سپاسگزار شمام استاد عزیزم و براتون آرزوی بهترینها رو دارم در پناه الله یکتا شاد و خرم و سلامت باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    مهری مردمی گفته:
    مدت عضویت: 2348 روز

    سلام استادعزیزم

    این فایل رومن خیلی قبل تربارهاو بارهاگوش دادم ودوباره الان چندین مرتبه گوشش کردم،ویک تلنگربهم خورددراستش بهم برخورداونجایی که گفتین فکرده سال آینده روکردین ؟ازجاتون تکون بخوریدوتغییرکنید،تصمیم گرفتم تغییراتم روشروع کنم محل کارقبلی که سه سال اونجاکارکردم روتغییربدم ،چون دیگه برام جای پیشرفت نداشت،تصمیم گرفتم بیشترروی خودم کارکنم تمرکزی ان شاالله بتونم خودم روآپدیت کنم مهارتم روبالاترببرم ،تکاملم روطی کنم خداهم راههاروبرام بازمیکنه دستم رومیگیره هدایتم میکنه من حرکت کنم یکجانمونم ،روزی رومیرسونه براحتی

    دوستدارشما

    مهری

    2خردادماه1403

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    زهرا محمد خانی گفته:
    مدت عضویت: 1286 روز

    به نام خدای بخشنده مهربان

    شکرت برای یه درس دیگه درس تغییر

    تغییر در روابط

    من روابطم الان در حال ساخت استقلال هست

    اخه مدتهای زیادی تنهام و لذت میبرم تا وابستگی هام از بقیه کم ورهاییو تمرین کنم

    و توی روابطم تا حدود خوبی خوشبینیو تمرین میکنم با همسریم سعی میکنم جلوش جرات بیشتر باشه وباهاش راحت تر باشم و باهاش لذت بیشتری ببرم

    جهان در حال رشد

    اگه زندگیت خوبه میشه از اینم بهتر

    اگه بده میشه بهترش کرد

    اگه در حال سرعتش کم شدنه یا نشونه ها منفی کوچولو میبینی تغییر بده یه چیزیو خدا پیشته ازش ایده بپرس ایده ساده وتغییر بده بهبود بده خودتو

    تصمیم

    نشونه های کوچولو از رشد وتوقف متوجه بشم

    ایده تغییر های کوچولو رو بپرسم از ربم وانجامش بدم برا بهبود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    رضا کوهی گفته:
    مدت عضویت: 4249 روز

    با سلام از فایلتون : سوالی که پیش تومد اینه که مگه نمیگیم جهان جهان باورهاست خوب اونی که مغازه داره میتونه توهمون مغازه با تغییر باورهاش وبا وجود دست زیاد باز حرف اولو بزنه . من یه جواریی بین باورهای فرد واینکه جهان مارا به تغییر وادار کنه تناقض میبینم من باورهام درست میکنم وبا وجود دست زیاد وبا اعتقاد به اینکه هرروز مشتری های زیاد به سراغم می آیند آیا میتونم به این روند ادامه بدم یا نه . اگه جهان مارا وادار به تغییر کنه پس نقش باورهای ما تو این جهان وسرنوشت هر کس به دست خودش چی میشه ؟ راهنمایی کنید ممنون میشم .نمیدونم درست مطلیو را ییان کردم یانه . من با باورهای درست مثلا در یک فروشگاه با وجود دست زیاد میتونم موفق بشم یا نه . باورها چه نقشی در روند پیشرفت من در اون مغازه دارند یا باید جای دیگه برم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      مجید بختیارپور عمران گفته:
      مدت عضویت: 1269 روز

      سلام دوست خوب من هرچند سوالتون مال چند سال پیشه ولی جواب میدم تا حالم خوب بشه و با خوندن جوابم حال دوست دیگه ای که خوندش بهتر بشه

      ببین حرفتون تا حدودی شاید درست باشه که تو اینکار میتونی موفق بشی ازاونجاییکه جهان بهتر از ما از آینده ما خبر داره طبق باور درستی که میفرستی شاید این شغلی که داری ظرفش اینقد بزرگ نباشه تا اونچه لیاقتتو و بگیری و اون کارم اونجا در اون شرایط نمیتونه ترو پیش ببره واسه همین جهان از یراه بهتر راحتر زیباتر تغییرت میده تا ظرف شغلت اون اندازه بشع که تو لایقش هستی و باعث میشه پول و ثروت بیشتری رو برات بسازه اینه که طبق باورهامون رشد میکنیم تغییر میکنیم تکامل میبابیم و به سمت شغلی میریم که اونجا حالمون خیلی خیلی بهتر از الانمون و شاید این شغلمون باشع و یا اگه این شغلتون میشه ظرفیتشو وسیع کرد جهان دیگه شغلتو تغییر نمیده یا جارو تغییر میده یا روشتو جوری میکنه تا اونی که لایقشی جذب کنی همین انشالله تونسته باشم جواب درست بهت داده باشم…موفق و شاد و پیروز باشی آقا رضا عشقی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    علیرضا قلیزاده گفته:
    مدت عضویت: 2777 روز

    با سلام من علیرضا قلیزاده هستم و سپاس گذار خداوندم بخاطر اینکه این فرصتو داد تا تویه جمع شما باشم و استاد عزیزی مثل آقایه عباسمنش پیدا کنم که اینقد خالصانه داره به هم نوعاش کمک میکنه که هم خوب زندگی کنن و هم دنیارو جایه بهتری برایه زندگی بکنن. فایلو گوش کردم البته من همه فایلایه رایگان استاد و دارم و همیشه بجایه آهنگ یا یا رادیو تلوزیون گوش میدم یا نگاه میکنم. و فهمیدم که من زیاد روم فشار نبود که شروع کردم به تغییر خودم ولی داشت زیاد میشد حالا نمیگم که تمرکزمون رویه نکات منفی نره خیلی شاکی بودم از اون وضع زندگی و دیگه داشتم لبریز میشدم که چرا من اینقد بدبختم و چرا پولم به دادن خسارت یا پرداخت هزینه هایه بیماری یا کلی راه دیگه از دستم میره و نمیتونم به چیزایی که دوست دارم برسم و داشته باشمشون تا اینکه یه روز از نوع روابطم با دوستام خسته شدم و دیگه خواستم بخاطر فرزندام اون نوع رابطه رو نداشته باشم که تویه تربیتشون تاثیر نداشته باشه و یه تکونی به خودم بدم که در آینده یه چیزی داشته باشم که بتونم جواب خواسته هایه خونوادمو بدم که با استاد عزیز از طرق یکی از دستان خدا آشنا شدم. خیلی این تغییر دوست دارم و اصلا به هیچ عنوان دیگه دوست ندارم به اون روزا برگردم. منکه هنو اول کارم یعنی هنو با خودم کار دارم. الان که دیدم اینقد پتانسیل تغییر کردن دارم میخوام تو همه جنبه ها بهترین خودمو ببینم. امید به خداست و مطمعنم که بهشون میرسم. چند وقته دارم به تغییر شغل فکر میکنم از وقتی که با قانون آشنا شدم و فهمیدم که دنیا روز به روز در حال گسترشه و تنوع شغلی روز به روز در حال زیاد شدنه این باورو ایجاد کردم که فرصت ثروت ساختن در جهان بینهایته و هر روز بیشترو بیشتر میشه. سپاس گذار خداوندم که از دسته افراد بودم که زود شروع کردم به تغییر خودم و ریز چرخهایه دنیا له نشدم و این فرصتو پیدا کردم که هم در این دنیا بتونم خوب زندگی و هم اون دنیا. حالم میزونه میزونه الان و بهترم میشه میام و دوباره واستون مینویسم عاشقونه دوستتون دارم در پناه رب سالم و شاد و ثروتمند باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 1164 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان و غفار و روزی دهنده

    راستش من این فایل رو یه تیکشو‌چندبار گوش دادم

    گفتم بذار ببینم درست شنیدم!

    اونجا که استاد میگفت چندتا شغل عوض کردم!

    من همیشه از وقتی که یادم میاد رویاهای بزرگ داشتم و دارم

    تو یه تایمی از زندگیم تکلیف دوتا موضوع اصلی تو زندگیم یحورایی روشن شده بود برای خودم!(زهی خیال باطل) ینی یجورایی فکر‌میکردم اوکی شاید این موضوع هنوز ردیف نیست ولی میدونم همینه دیگه فقط باید روش کارکنم

    مثلا اره این راهمه دیگه ،تلاشی براپیداکردن راه نمیخام بکنم فقط باید تلاش کنم و راهو برم جلو که به نتیجه برسم

    البته هنوزم نمیدونم شاید اگر تو‌اون مدار خیلی مثبت میموندم واسه شغلم اتفاقات رو به رشد خیلی بیشتر میبود ولی به هرحال درحال حاضر دقیقا جاهایی که فکر کردم اوکی من خیالم راحته فقط یکم تلاش لازمه

    دقیقا تو همون مسائلم،و منتظرم پروردگار جانم کمکم کنه راه درست رو پیداکنم

    یادمه چندوقت پیش که من هنوز مشغول کارقبلی بودم و به لطططططف خدا عید امسال رهاش کردم

    یکی ازاشناها میگفت چقد خوبه که بچه های فلانی(من و اجی داداشام) راهشونو پیداکردن چرا من پیدانمیکنم و….منم یه حال ذوقی تو ذهن خودم که اره من درسته درامدم انقد ضعیفه ولی میدونم راهم اینه …..

    میدونید این رها کردنه بدون اینکه پلن دقیق دیگه ای داشته باشی

    خدای من

    کار واقعا بزرگیه

    الان تو مرحله ایم که اصل مطلبو میدونم چیه میدونم رویای ده سال دیگم تقریبا چیه ولی نمیدونم مسیر کدومه

    یه مسیر شروع کردم فک کردم چقد علاقه دارم! چقد هزینه‌کردم! وقتی دیدم بازار کارش جوری که فکر کردم نیست دیدم وای که اصن انگارحوصلشم ندارم

    راحت بگم نمیدونم دقیقا پلن خداوند برام چیه

    ازش خاستم راه درستو واضح برام مشخص کنه

    ولی فعلا بیکارنمونم و سراغ کارهای دیگه ای برم

    البته این چیزی که الان تو ذهنمه….با شغل رویاییم فاصله داره

    ولی از اونجایی که نمیتونم اون مسیرو تشخیص بدم

    و فکر میکنم بیکارموندن اصلا کار درستی نیست میخام فعلا سعی کنم راه درامدی پیداکنم تا پروردگارم راه رو برام بازترکنه و من اگاه تر بشم به لطف خودش

    برگردم به تیگه اول صحبتم

    گاهی از اینکه دارم شغل عوض میکنم خجالت میکشم اینکه مسیرم همش داره تغییر میکنه و مردم چی میگن و…

    یا فاطمه اکر مسیرت درسته چرا پیدانمیکنی چرا انق عوض میشه(من ادمیم که معمولا ادامه میدم یه کاریو تا بفهمم واقعابدردم نمیخوره،معمولا الکی رهانمیکنم)

    وقتی استادن گفتن چندشغل عوض کردن برام جذاب بود

    چند روز پیش تصمیم گرفتم دیگه انقد به خودم سخت نگیرم به خودم استرس ندم که وای شغلت چی شد؟ تلاشات کو؟!

    امروز کم کار بودی

    یا،یا،یا….

    انقدددد عذاب وجدان نگیرم

    گفتم فاطمه جان فکرکن چندماه مرخصی داری

    دیدی چقد مرخصی بهت خوش‌میگذره خوشت میاد

    افرین،از مرخصیت استفاده کن

    این وسطا روخودت کارکن کتابتو بخون سعی کن مهارت کسب کنی

    ولی اروم

    عجله نداریم

    این همه تو زندگی عجله کردی چی شد؟! کجای دنیارو گرفتی

    باشه این همه از زندگیت گذشت؟ شیش ماه دیگم روش

    ولی اروم باش

    ولی این 6ماهو باخدا باش

    ولی این 6ماهو توکل کن

    این6ماهو سخت نگیر به خودت

    باید نبایدهاتو کمترکن

    تهش دیدی اوه چقد خوب شد خداروشکر

    نشد؟چیزی رو از دست ندادی 6ماه مرخصی گرفته بودی و خاستی از زندگیت لذت بیشتر ببری

    دست از مقایسه ،ای وای عقب موندم. و همه اینا بردار چون اینا حستو خیلی بد میکنن و‌دورت میکنن و‌کلا فازت عوض میشه

    این‌همه خدا تو قران از توحید و …حرف زده

    یبار یه تایم‌طولانی اعتمادتو ببشتر کن و ادامه بده

    انسان بودنتو درک کن

    اینکه گاهی ادم ناراحت یاخوشحاله

    وقتی ناراختی عذاب وجدان‌نگیر نترس کشش نده

    میگذره

    یه موقعیت پیش‌اومد نتونستی رو مهارتات اون روز کارکنی؟ حرص نخور

    مگه تو مرخصی نیستی؟ پس چیزیو نباختی

    انقد نترس که واااای زمانم

    چون من درحال عادی همش میگم‌وای وقت رفت وای زمان رفت و….

    خلاصه که تصمیم گرفتم اکر خداکمکم کنه کمی ارومتر باشم و ازخدا بخوام خودش راهو نشونم بده خودش بگه چیکارکن

    میخام‌انقد نگم‌شاید ،اکر این کارو میکردم،اگر اونطور،شاید اینطور

    میخام بگم فاطمه همینی که هست

    بپذیر

    اغوشتو به روی الان به روی همین حالا بازکن

    همین حالا زندگی کن

    خوشبختی چیه؟ شغل چیه؟ زندگی‌چیه؟

    اینا رو کی تعیین میکنه؟ میخای به شغل برسی خوشحال شی

    خب همین الان خوشحال باش

    اگر هدف از زندگی اینه

    خب یالا همین الان کیف کن

    میخای چهار روز دیگه شغل مورد علاقتو پیداکردی و زندگی جدیدی شروع کردی بگی وای وقت نمیکنم یکم مثلا کتاب بخونم یکم بگردم؟

    خب همین الان ازادانه رها هرکار دلت میخاد بکن

    خوشی برات خوشی میاره عزیزدلم

    تو مسیردرست رو‌اومدی

    همه اینا تجربه تو‌هستن

    به خداوندت به خوپت ایمان داشته باش

    خدا حواسش هست

    و هرکس که برخدا توکل کند خداوند برای او کافیست

    توکل برخدا میکنم ان شاالله بتونم راه درستو قرم و تو بغلش حرکت کنم و به موفقیت شادی ارامش ثروت حلال و عشق زیاد شادی برسم

    الهی آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    ابراهیم حمیدی گفته:
    مدت عضویت: 3062 روز

    سالم خدمت استاد عزیز و خانم شایسته و تمام دوستان عزیزم

    چه زیباست هر لحظه تعغییر و رشد کردن و تولدی دوباره

    چه زیباست عشق ورزیدن و عشق دریافت کردن

    چه زیباست هر روز راه را طی کردن با دیدن نشانه ها و گوش فرا دادن به خدای درونت

    اطمینان کردن به ندای دلت و با عشق به هدف رسیدن

    چقدر زیبا با مشکلات بزرگتر شدن و واژه زندگی کردن را فهمیدن

    چه زیباست زندگی کردن با تعغیر زاویه نگاهت

    وچه زیباست بزرگ شدن وطی کردن چرخه پیشرفت در سایه خدای مهربان

    شاد سلامت ثروتمند وسعادتمند در دنیا و اخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    رضا دهنوی گفته:
    مدت عضویت: 2914 روز

    سلام

    این فایل داره خیلی چیزارو یادم میاره..

    من مدت ها حدود ۱۰ سال یه شغل داشتم که توی این شغله تا یه حدی چیزایی رو یاد گرفتم ولی یادمه دوره کشف قوانین زندگی رو گوش میدادم که من متوجه شدم باید این مسیر شغلی رو عوض کنم واینجا دارم عمرم رو هدر میدم .. بعدش خب با دوره ی کشف قوانین من تونستم شهامت مهاجرت پیدا کنم… خب من یادمه اون موقع مهاجرت کردم و رفتم تهران… اون موقع دست و بالم پره پول بود یعنی توی شرایط خوبی تغییر کردم.. و خب توی تهران من کلی چیز یاد گرفتم و تجربه ها کسب کردم.. توی مترو کار کردم.. توی رستوران و فست فود کار کردم.. توی فروشگاه پوشاک زنانه کار کردم.. توی خوابگاه کار کردم.. کار برق کشی ساختمون کردم.. توی جوارب بافی کار کردم..

    کم کم داشتم وارد رابطه ی عاطفی میشدم.. خلاصه کلی شغل عوض کردم و کلی چیز یاد گرفتم ولی خب اونجا بعد از مدتی نتونستم ذهنم رو کنترل کنم و ذهنم خیلی به هم ریخت و برگشتم شهرستان و کار اروم اروم سخت شد برای من.. اون شغل قبلی رو که رها کزده بودم خب از دستش دادم یعنی یه جورایی تا حدودی پل های پشت سرم خراب شده بود… نزدیک ۲ سال بیکار شدم و افسرده و البته داشتم تمرین میکردم در حوزه ی علایقم یعنی یوگا ولی خب توی محیط بسته ی شهرستان و با مخالفت های شدید خونواده و تمسخر های بقیه …و خب توی مسابقات شرکت کردم و مقام و اینا اوردم و مدرک مربیگریم رو گرفتم.. از یه سری چیزا تقریبا پر شدم.. مهاجرتم باعث شده بود خیلی بزرگتر بشم و ترس هام ریخته بود و شجاع تر شده بودم.. سر زبونم باز شده بود از بس که با ادمای مختلف حرف میزدم و چیز یاد میگرفتم..ولی با برگشتم کم کم یادم رفت .. عادت کردم به همون شرایط قبلی و فضای قبلی وادمای قبلی … پولام رو کامل از دست دادم منی که خیلی اوضاع خیلی خوب مالی داشتم اون موقع . این دوره هایی هم که خریدم تماما مال اون موقعس یعنی با پول اون موقع خریدم. پشتم رو خیلیا خالی کردن .. همونایی که روشون حساب از کرده بودم که شاید یه روزی دستم رو بگیرن و حمایتم کنن همشون پشتم رو خالی کردن و اروم اروم تقریبا همه چیزم رو از دست دادم… الانم از صفر شروع کردم و دارم کارگری میکنم و البته یه خودرو هم دارم که بازم اینم مربوط به اون موقع ها میشه یعنی با پوا اون موقعم خریدم.. میخوام بگم برگشتنم چیزی به من اضافه نکرد.. . و ارام ارام میخوام اوضاع رو بهبود بدم..

    ولی چیزی که باعث یکسری از تصمیمات عجولانه و احساسی در زندگی من شد دو تا فاکتور بود ..

    یک) درک نکردن اصول کسب و کار شخصی و درک نکردن قانون تکامل باعث شد مدت زیادی افسرده بشم و خیلی از داراییم رو از دست بدم وشرایط خیلی سختی رو بگذرونم..

    یعنی من به جای اینکه از زندگیم لذت ببرم میخواستم زودتر ثروتمند شم …که البته قبلا خیلی توضیح دادم که چه اتفاقاتی برام افتاد… مسیر رشدم رو برای خودم پر از سختی و گرفتاری کردم..

    دو ) اینکه به خاطر یه سری تضاد نتونستم ذهنم رو کنترل کنم و برگشتم سر خونه ی اول !! همون ترس های قبلی !! همون بی ایمانی های قبلی !!! همون حرکت نکردن های قبلی !!! چون اجازه دادم دیگران ذهنم رو کنترل و رهبری کنن و من ارام ارام یادم رفت !!! و عادت کردم به اوضاع قبلی..

    ولی این فایل داره یه سری چیزا رو یادم میاره که من هر روز و هر روز باید در پی تغییر یک بخشی از زندگیم باشم.. مهارت هام رو بیشتر کنم. و ترس هام رو کمتر کنم.. هر روز و هر روز باید در رفتارم تغییر ایجاد کنم.. در روابطم تغییر ایجاد کنم و اجازه ندم به راحتی دیگران برای من تصمیم بگیرن..

    بنابراین باید از پایه روی خودم کار کنم و اهرم رنج و لذت رو در ذهنم در جای درستش قرار بدم.. تا به من قدرت دوباره حرکت کردن بده..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    سمیرا نظری گفته:
    مدت عضویت: 3361 روز

    سلام ب استاد عزیزم و بانو مریم جون نازنینم

    و تمام دوستان همفرکانسی

    تغیر چیزی ک العان من درک کردم ک باید تغیر کنم هیچ راهی ندارم خیلی توی این چند سال از زیرش در رفتم تغیر شخصیت م بود یک سریع ضعف های ک اصلا نمی تونستم تغیرش بدم و انقدر برام سخت بود ک فقط قایم میکردم زیر فرش تازه خودم و گول میزدم یعنی این ذهن خیلی قشنگ جوری بهم میگفت ک من باور کرده بودم مثلا ثروتمندان ادم های خیلی خوب و با شخصیت هستند بخاطر ثروت اگر من هم ثروتمند بشم حتما شخصیت م مثل اون ها میشه و خیلی هم برای خودم منطقی میکردم ک اشکال نداره العان نمیتونم جلو خشم مو بگیرم عصبانی میشم یا او کلی چیزهای اشتباه ک نمیخواستم تغیرش بدم و میگفتم منم ثروتمند بشم حتما مثل اون ها میشم و سال ها خودم و گول زدم ولی العان چک و لگد جهان ب من ثابت کرد یا تغیر میکنی یا روز ب روز بدتر و بدتر میشه زندگی و العان فهمیدم ک ن اون ثروتمندان اول تغیر کردن بعد جایگاهشون عوض شد امکان نداره تو همون ادم قبلی باشی بعد ثروتمند بشی بعد تغیر کنی اصلا این و درک نکرده بودم واقعا با این فایل فهمیدم ک باید راهی ندارم دیگه بسه این اشغال ها رو زیر فرش ریخت باید حسابی روی شخصیتم کار کنم چون ده سال دیگه روزگارم سیاه میشه مثل این دوست استاد واقعا با این فایل دیدم ک چه بلایی سرم میاد و العان ب امید خدا استارت و زدم ی تعهد دادم ک چه کارهایی بکنم البته با هدایت خدا

    اول اینکه یک اهرم رنج و لذت مفصل نوشتم ک قرار چ بلای سرم بیاد ده سال بعد و لذت هاش هم نوشتم البته ک انقدر رنج هاش زیاد ک دیگه ب خوندن لذت نرسیده از وحشت ذهنم ب خودش میاد ک چیکار کنه

    دوم اینکه شروع کردم ۲۸ روز معجزه شکرگزاری راندا برن و انجام دادن

    ۳ اینکه صبح ها وقتی بچه هام مدرسه میرن من هم بلند بشم و سحرخیز کارها مو تمرینات مو انجام بدم

    ۴ اینکه صدرصد ب تعهدم ادامه بدم ب امید خدا

    ۵ اینکه عمل گرا باشم تمام ضعف های شخصیتی مو تو عمل کردن درست کنم باید عکل کنم اگر عمل نکنم هیچ فایده ای نداره الکی روی تردمیل دویدن

    من این سال ها خیلی روی خودم کار کردم ولی چند تا از نقاط ضعف شخصیتیم ک اصل اصل و من نمیدونستم ک اتفاقا این ها هست ک جلوی رشد و پیشرفت من و گرفته رو تغیر نمیدادم و دقیقا تمام این نتیجه نگرفتن هام فقط برای شخصیت م هست ک باید تغیر کنم دیگه واقعا جهان هستی هیچ راهی برام نزاشته یا تغیر کنم یا بمیرم چیزی غیر از این نیست واقعا ب این نقطه رسیدم خدایا شکرت با تمام این چک و لگد ها خدا هدایت م کرد ب این دوره ارزشمند روز شمار تحول زندگی و من و ب خودم داره نشون میده ک چکارهایی باید انجام بدم الهی شکرت خدا جونم ک هدایتم میکنی دستم و میگیری و بهم میگی هیچ راهی نداره عشقم انقدر خودت و ب این راه اون راه نزن باید تغیر کنی جهان با تغیر موافق بدترین ادم ها با بدترین شرایط من بزرگ شدم با بدترین خانواده با بدترین روش تربیت ولی تغیر کردن ی ادم دیگه شدن تو زندگی شون چرا تو فکر میکنی سخت تغیر شخصیت ن این شیطون ک میخواد جلو تو بگیر همین ک با تمام وجودت تصمیم بگیری خدا کمک ت میکنم راه رو برات اسون میکنم فقط پایبند باش ب تعهدت ب این چند تا تصمیم ت پایبند باش ادامه بده اصلا خودت نمیفهمی ک چقدر نرم و اسمورف شخصیتت تغیر کرده و اصلا تو ی ادم دیگه ای شدی مثل استاد مثل تمام شاگردهای استاد ک تغیر کردن و کلی نتیجه گرفتن پس من هم ب یاری خدا و هدایت هاش میرم تو دل این ترس هام و شکست شون میدم کاری ک تو این چند سال ب عقب انداختم و انجام میدم

    خدایا بینهایت ازت سپاسگزارم بخاطر تمام هدایت هات

    خدایا بینهایت ازت سپاسگزارم بخاطر اینکه همیشه دست مو میگیری و درست میزاری سر جای درست

    خدایا بینهایت ازت سپاسگزارم بخاطر استادان نازنینم بخاطر این سایت ارزشمند ک من واقعی مو ب خودم نشون داد من و ب خدا رسوند الهی شکرت

    خدایا بینهایت ازت سپاسگزارم بخاطر لطف تک تک این بچه های ارزشمند و گرانبها ک وقت میزارند کامنت مینویسند و تجربه های ارزشمندشو نو با ما ب اشتراک میزارند واقعا من با خوندنشون خیلی درس یاد میگیرم و میفهمم درس های استاد نازنین نمو الهی شکرت

    خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم ما را ب راه راست هدایت کن راه کسانی ک نعمت دادی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: