چگونه از یک فرد بدبین به یک فرد خوشبین تبدیل شویم؟ - صفحه 31 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری چگونه از یک فرد بدبین به یک فرد خوشبین تبدیل شویم؟
    365MB
    70 دقیقه
  • فایل صوتی چگونه از یک فرد بدبین به یک فرد خوشبین تبدیل شویم؟
    68MB
    70 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

605 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مریم فرامرزی گفته:
    مدت عضویت: 1387 روز

    سلام بر استاد عزیز

    وسلام بر مریم بانوی مهربان

    سلام برردوستان هم فرکانسی

    من میخوام از خودم بگم که

    من یه ادم کاملا بد بینی بودم

    که خدا را شکر خیلی خیلی خوب شدم

    از زمانی که با استاد اشنا شدم

    خیلی خیلی خوب وبهتر شدم

    وقول میدم که بهتر هم میشم

    من همیشه به نکات منفی افراد توجعه میکردم

    چه خانواده وچه همسرم

    همش دنبال منفی های دیگران بودم

    ولی خیلی وقته دارم روی خودم کار میکنم

    که به نکات مثبت توجعه کنم

    مثلا اگه تو یه جمعی بودم همه صحبت میکردن

    من هی میگفتم حالا اخرش همه حرف میزنند ولی

    شررش منو میگره همه میگن

    اشتباه از منه

    من اینقدر این حرف را تکرار میکردم تا اخرش همه چیز پای من تمام میشد من مقسر میشدم

    یعنی شاید بعضیها باورشون نشه

    هرچی منفی تو ی ذهنم بود

    برام اتفاق مییفتاد

    ولی با فایل های استاد عزیزم وبه کمک دوره 12قدم ودورهااحساس لیاقت خیلی بهتر شدم وحالا با شنیدن این فایل بی نظیر

    متوجعه شدم که گفتگو های ذهنی خودم را بیشتر وبیشتر کنترل کنم

    من همیشه ادم ها را از نکته ها ی منفی قضاوت میکردم یعنی تمرکز میکردم روی نکات منفی ادما

    حالا چه شوهرم باشه یا خانواده باشن

    یا دوستان

    هر ادمی هم نکات مثبت دارهر

    هم نکات منفی

    ولی من بیشترین توجعه ام روی نکات منفی دوستان بوده

    که اینم همیشه خارش به چشم خودم رفته

    پس قول میدم به استادم که همیشه روی نکات مثبت افراد توجعه کنم

    که خوبیهاشون بیشتر بشه

    خدارا شکر که من دراین سایت با ارزش هستم

    من اگه بخوام یه فرد خوش بین بشم باید

    فقط وفقط به خوبیهای ادما توجعه

    کنم

    که خوبیهاشون بیشتر بشه

    این رد پای باشه از من تا کاملا ادم خوش بینی باشم

    نه قول استاد که طوری باشه که ساده لو باشیم

    باید باعقل سالم ومثبت توجعه کنیم

    روز خوبی داشته باشین درپناه الله یکتا شاد ثروتمند وسعادتمند در دنیا واخرت یا الله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    شیما محسنی گفته:
    مدت عضویت: 3885 روز

    استاد جانم و مریم جان جانانم سلاااام.

    سلام به همگی

    استاد جان از بدبینی و خوش بینی گفتند و در همون ابتدای کار میرسیم به قانون اصلی حال خوب برابر با اتفاق خوب و حال بد برابر با اتفاق بد …..

    و اینکه بدبینی که برای ما حال بد درست میکنه پس با این بد بینی، اتفاق های بدتر برای ما میافتد و چیزی آید ما نمی شود … پس بیایم که خوش بین باشیم البته با چشم باز … و حالشو ببریم که اتفاق های خوب و خوب تر در پیش رویمان هست ….

    وقتی بدبین هستیم، حالا چه به آدم ها و چه به اجناس و اتفاق ها، اضطراب داریم و حالمون بده … پس کل زندگی مان رو با حال بد میگذرانیم و همینطور طبق قانون، با حال بد، اتفاق های بدتر، آدم های بدتر به سمتمان جذب میشوند و این چرخه همینطور ادامه داره …

    حالا برعکس با خوشبینی با چشم باز، بی خیال تر هستیم و خودمون رو در آغوش خدا جون حس میکنیم و خیالمون راحتتر است و در یک کلام حال خوب داریم. اون وقت هست که اتفاق های خوب، آدم های خوب به سمتمون جذب میشوند … و چه گل و بلبلی بشه زندگی ….

    خدا رو شکر، از زمان آشنایی ام با قانون، خیلی خیلی خوشبین تر و تلاش به رعایت حال خوب، اتفاق خوب دارم و این که الخیر فی ماوقع است رو حس میکنم …

    البته در یک آن، پیش میاد که با روبرو شدن با یک تضاد، نگران بشم و مضطرب…. ولی تلاش میکنم که سریع تر به حال خوب برگردم و این که، حتما خیری در این اتفاق است رو ببینم …

    خدا جونم من به هر خیری از جانب تو، فقیرم و بس….

    خدا جونم من تسلیم تو هستم…

    خدا جونم راضی ام به رضای تو …

    خدا جونم، من فقط تو رو دارم…

    خدا جونم، من فقط از تو میخوام….

    خدا جونم، خودمو، تمام و کمال به تو می سپارم ….

    خدا جونم، من خودم رو رها و آسوده، فقط فقط به خودت می سپارم….

    خدا جونم، خیلی خیلی دوستت دارم…

    در پناه حق تعالی

    شیما بانو

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    رزا طایی گفته:
    مدت عضویت: 929 روز

    ادم ها میتونن انتخاب کنن که به شرایط اطرافشون چجوری واکنش بدن این به خودشون بستگی داره و من بسیار خدارو شاکرم که من انتخاب درستی کردم برای مواجه با اتفاقات دور و برم ونتیجشم دیدم و بیشترم خواهم دید

    بابای من کلن ذهنش عادت داره بد ترین حالت یه چیزی رو ببینه منم خب چون توی این فضا بزرگ میشم اگه متوجه بد بودن این دیدگاه نشم ممکنه منم مثل اون بشم بنابراین بی‌نهایت از شما استاد خوبم ممنونم که عواقب این طور افکارو داشتن رو به من نشون دادید و هدایت شدم به مسیر درست سپاس گذارم

    اره استاد دقیقن هر وقت ما به یه تضادی برمیخوریم و بابام شروع میکنه به آیه یأس خوندن

    مامانم مسخرش میکنه میگه من میدانم ما موفق نمیشویم

    من هر روز قوانین و حقیقت های جهان داره برام روشن و روشن تر میشه مثلا اوردن مثال جیف بیزوف که بابا ادم به این حد موفقی همینجوری کشکی کشکی موفق نشده قوانین رو استفاده کرده

    یا یه مثال دیگش برای من خوندن کتاب مغازه خودکشی بوده که کاملا بهت میگه چقدرررر میتونه خوش ببینی تاثیر گذار باشه و همچیو عوض کنه

    دوستای دیگم که قانون رو نمیدونن میگفتم خیلی کتاب بی مفهومیه ولی برای من یه کلی مفهوم خوب داشت و درس های خوبی از شخصیت اصلی داستان گرفتم

    من خیلی خوش بختم که خواهرم هست که ساعت ها و ساعت ها بشینیم و در مورد قوانین و سپاس گذاری حرف بزنیم این یه نعمت بزرگه برام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    الهه گفته:
    مدت عضویت: 1420 روز

    خدایا مغزم داره منفجر میشه با این حرفا با این آگاهی ها

    استاد استاد این مدت تمااااااام فایل هاتون تمام فایل هاتون زمانی میاد ک من درگیر همون موضوعاتم

    و هر فایلی رو ده دوازده بارررر گوش میدم

    دوبار باز برمیگردم گوش میدم

    مغزم سوت کشید با این حرفای شما

    هربار فایل میذارید همینطور میشم

    فایل هایی که این اواخر گذاشتین وااااقعا یه دوره کامل هستن یه دوره خیلی ارزشمند یعنی تک به تک صحبت هاتون زمانی میان رو سایت که به شنیدنش نیاز دارم

    استاد خیلی درست میگید انقد عالی صحبت میکنید که دستم میره رو کامنت نوشتن

    میگم فقط باید با نوشتن احساساتم رو خالی کنم

    همه ایرادهامو متوجه شدم من

    و اینقد فشارش زیاد بود ک استپ کردم صحبت

    هاتون و فقد سرمو گرفتم و گفتم الهه چیکار داری میکنی با خودت

    خدایاشکرت بابت این اگاهی ها خیلی خیلی تکان دهنده بودن

    استاد ممنونم ازت قربونت برم سپاس از وجودت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    محبوبه گفته:
    مدت عضویت: 1609 روز

    سلام به همه‌ی عزیزان

    امیدوارم شاد باشید

    چه راهکارهایی از آگاهی های این فایل آموخته اید که قصد دارید با اجرای آنها، ویژگی خوشبینی را در ذهنیت خود تقویت کنید؟ برای این منظور، چه قدم هایی – هرچند کوچک – را می توانید در برنامه روزانه خود بگنجانید؟

    من موردی بهش میپردازم

    اگر به همسرم در هر موردی شک کردم و بدبین شدم بگم اون که همیشه عالی بوده فوقش این مورد اشتباه هم باشد تو شکر گزار مابقیش باش بقیه اش را بسپار به خدا درست میشه

    اگر به خواهر و برادرهایم و و پدر و مادر بدبین شدم به زمانهایی فکر کنم چقدر یاریگرم بودند و دستان خداوند بودند در زندگیم و مرا همراهی کردند و سپاسگزار خداوند باشم مابقیش را بسپرم به خدا

    اگر همکارانم باعث شدند من بدبین بشم به زمانهایی فکر کنم که با هم شاد بودیم و با وجود آنها کار کردن لذت دارد و سپاسگزار وجودشان باشم مابقیش را بسپرم به خدا

    اگر در جامعه کسی یه کاری انجام داد بنا را بزارم بر اینکه حتما در ان خیریتی هست و یا درسی برا من داره بدون قضاوت و پیش داوری بسپرم به خدا و وارد موضوع نشم و آرامش را برای خودم رقم بزنم

    سپاسگزار هر آنچه آن لحظه حالم را خوب میکند باشم

    بدونم و آگاه باشم با خوشبینی میتوان روابط خوبی را به وجود بیاورم و آرامش را در زندگی تجربه کنم

    بدونم و اگه باشم با خوشبینی میتوانم تمرکزم را روی زندگی و کارم بزارم و ثروت بیافرینیم

    بدونم و آگاه باشم با خوشبینی میتوانم عشق به دیگران بورزم واتفاقات خوبی را برا خودم رقم بزنم

    بدونم و آگاه باشم دنیایی میتواند پر از شادی و عشق و محبت باشد که خوشبینی در آن رواج داشته باشد

    هر لحظه که خواستی بدبین باشیم ببین چه چیز را میتوانی شکر گزاری باشی و حال خودت را خوب کنی و کافیه به خوبی‌هایش یا خوبی چیز دیگر فکر کنی و شکر گزاری خالق هستی باشی و آرامش خودت را حفظ کنی

    خداوند توحیدت را بر قلبمان جاری نما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    ساره خالقی گفته:
    مدت عضویت: 2467 روز

    بنام خدا.

    سلام به استاد عزیز و دوستان هم فرکانسی.

    خوش بین یا بدبین

    optimistic

    pessimistic

    بارها سر کلاس هام در مورد این موضوع صحبت کردیم بعنوان موضوع فیری دیسکاشن ، درنتیجه این موضوع اشنایی برام بود،اما خب هر وقت از استاد میشنوم برام میشه درس زندگی. عمیق تر بهش نگاه میکنم، فکر میکنم و تلاشمو میکنم قانون رو بهتر یاد بگیرم.

    بعد از این ک درمورد انیمیشن گربه چکمه پوش صحبت کردید همیشه دوست داشتم اون کاراکتوری باشم ک خوش بین هست و مسیر زندگیش گل و بلبل هست.

    من آدم خوش بینی هستم، همیشه در اکثر موارد اگر اتفاق به ظاهر بدی هم بیفته میگم حتما اخرش خیره.

    من آدم خوش بینی هستم چون یادم نمیاد در تمام طول زندگیم ادم هایی تو زندگیم باشن ک بخوان تصویر بدی از خودشون بجا بزارن.

    الان ک نگاه میکنم چقدر دوستان خوبی دارم،چون همونطور ک استاد گفت یسری فیلترها برای روابطم دارم ک اگ اونهارو رد کنن،اون شخص برای من اثبات شده است، من بطور طبیعی بای دیفالت ذهنم این بود ک دوست خوب داشتن طبیعیه،انسانهای فوق العاده در زندگی من فراوانن.

    فکر کردم در دوران مدرسه از ابتدایی تا دبیرستان،دانشگاه،خوابگاه، محل کارم،همسایه ها، اکثرا انسانهای شریفی بودند و هستندو از این جهت خدارو شاکرم.

    درمورد اتفاقات زندگیم، خوش بین بودم اما با باورهای محدود کننده،اینک همه چیز برای من سخت پیش میرفت چون باور نداشتم یه خدایی هست ک میتونه هدایتگر من باشه و هدایت کنه بسمت من،هر انچه میخواهم.

    میتونم بگم قسمت توحیدی من ایراد داشت و میخواستم همه ی کارهارو خودم انجام بدم، مطمئن بودم اخرش خوب میشه ولی باور نداشتم مسیرش هم میتونه راحت پیش بره.

    حتی زمانی ک با این اموزه ها اشنا نبودم حتی زمانی ک یه دانش اموز راهنمایی بودم ک زندگی سخت بود،همون موقع ها باور داشتم بالاخره من به حقیقت میرسمـ

    ک الان اینجام و تشنه درک حقیقت.

    و برای اینده هم قلبی مطمئن دارم، الان ک خدارو بهتر میشناسم،قوانین جهان رو میدونم و تنها ایمانی رو باید تقویت کنم ک در این مسیر مستمر حرکت کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    حسین کریمیان گفته:
    مدت عضویت: 1880 روز

    سلام و صد سلام

    داشتم از طلوع خورشید و مرور آرزوهام و خواسته هام و کارهایی که باید انجام بدهم میگفتم .

    امروز صبح دیدم آفتاب داره طلوع میکنه اومدم چراغ خوابها رو خاموش کردم و با خودم کارهای امروز رو مرور میکردم رسیدم به رفتن من به دفتر خدمات قضایی بابت کاری که چند وقته درگیرش هستم و یک روز داشتم میگفتم خدایا کجای کارم کجای فکرم مشکل داره که به این ناخواسته خوردم ایکاش که این بدون این داستان‌ها حل بشه و بعد مدارکی داشتم گم شد، اول ناراحت بودم و میگفتم این وکیلها با هم دست دارند و از این حرفها که در کسری از ثانیه با خودم میگفتم باید روی خوبی ها توجه کنی و این کلنجار رفتن من با خودم الان دیگه همیشه هست که باید به خوبی ها توجه کنم و حالم رو خوب کنم و چند با رفتم دنبال انجام کارها نمی شد و با خودم میگفتم درست میشه هر چند غیر ممکن بنظر می‌رسید و خلاصه رسید به امروز صبح گفتم امروز یک روز عالی هست که خواب نمیرم و دارم از تاریکی تا طلوع رو میبینم با خودم یاد اوری میکردم کارهایی که باید امروز انجام می‌دادم و گفتم خدایا این کار رو خودت حل کن من نمیدونم و امروز رفتم برای انجام کارهاش دفتر خدمات قضایی و اون دوستم نبود برگشتم مغازه داشتم تو سایت کامنت می‌نوشتم طرف حسابم خودش اومده با احترام و صدای آروم میگه بیا این رو حلش کنیم و قرار شد فردا بیاد که تمومش کنیم، خیلی عالی این کار داره جمع میشه خدایا شکرت،

    اتفاق بعدی داخل مغازه بودم مشتری زنگ زده بیا اندازه بگیر ، داشتم کامنت مینوشتم میگم ظهر بیام اندازه بگیرم میگه اره بهتره .

    یک حسابی داشتیم با یکی که قرار بود بهش واریز کنم جور نمی شد ده تا دیگه رو راه انداخته بودم این جور نمی شد یادم میرفت مشتری میخواست بزنه مبلغش بیشتر بود و خلاصه نمیشد، اومدم حسابش رو باز کردم میبینم قبلا که واریز داشتم بیشتر از حسابش ریختم ،زنگ زد، گفتم اینجور شده رفته که حسابها رو نگاه بندازه خدایا شکرت .

    امروز خیلی از وقتم رو تو سایت بودم و تو مغازه نشستم و کارها و اتفاقها داره پشت سر هم اتفاق میفته ، من هم تایپ میکنم.

    مشتری حسابش از خیلی وقت پیش مونده بود و نیامده بود امروز درب شون خراب شده بود و اومده که بیا درستش کنید میگم حسابتون رو نپرداختید شماره کارت رو فرستادم برای واریز.

    یکی دو قلم جنس چندین سال داخل مغازه بود مشتری اومده میگه همین رو میخوام میگم سنگین هست گرون میشه میگه اشکال نداره برداشته برده

    خدایا شکرت

    خندم گرفته اجازه نمی‌دهند که بنویسم

    خدایا هزاران بار شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    سمیه لطفی گفته:
    مدت عضویت: 3414 روز

    سلام استاد وقت شما بخیر

    بزرگوار لطفا اون معیار های که برای گل چین کردن بهترین افراد دارید رو بفرمایید

    اون آلارم های که برای ادامه رابط با دوستانتون رو بفرمایید که چی هستند

    استاد من خیلی خوش بین بودم و البته هستم اما استپ با استپ پیش نرفتم و در حال درس گرفتن از یک مورد بزرگ تو زندگیم هستم

    استاد

    توی زمینه روابط دوستانه وقتی یکی از خط قرمز من رد می شد دیگه کات می کنم البته فرصت زیاد می دم به طرف که متوجه باشه ولی اگر متوجه نشه خدا نگهدار

    تو ایجاد روابط مشکل داشتم واقعا درست می فرمایید تصمیم گرفتم دیگه دوستی نداشته باشم تا خودم رو خوب بشناسم و اصلاح کنم که بهترین رو جذب کنم

    دوست دارم معیار های شما برای انتخاب دوستان در تمام زمینه ها ر بفرمایید کمک زیادی می کنه به ما سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    علی ممبینی گفته:
    مدت عضویت: 1770 روز

    به نام خدایی که هر آنچه دارم از آن اوست

    سلام استاد عزیزم که این فایل هم مثل چند تا فایل اخیر یه بمب بود به معنای واقعی کلمه

    این فایل انقدر مهمه که میخوام چندین بار ببینم و بنویسمش چون دقیقا جز بزرگترین پاشنه آشیل های منه که از جلوی چشمم پنهان مونده بود

    چقدر من سر این بدبینی ها ضربه خوردم و چقدر وقتی ذهنت تربیت میشه که دنبال نکات منفی در همه چیز باشه شرایط هی سخت و سخت تر میشه و دلیلشم اینه که کانون توجه ما زندگی ما افراد،ایده ها،شرایط و موقعیت ها رو وارد زندگی ما میکنه

    تصور کنید توی زندگیتون پر از افرادی باشه که رفتارهای بد و روی مخی دارن و حتی شما هم دارید تبدیل به چیزی میشید که ازش متنفر هستید چون قانون این رو میگه به هرچی توجه کنی از جنس همون وارد زندگیتون میشه

    پس همین یک دلیل به شدت محکمه برای اینکه آدم بخواد توی زندگی خوشبین باشه هر روز بیشتر از دیروز و به قول استاد قدم به قدم

    درواقع این کار یه انتخاب نیست یه بایده برای کسی که در مسیر این آگاهی هاست(حداقلش برای من یک بایده)

    حالا یک سری راه حل که جلوی بدبینی‌های مارو بگیره و ذهنمون رو به جای بهتری جهت بده:

    +یکی از دلایل بدبینی های ما اینه که ما دنبال نکات منفی در دیگران میگردیم که بتونیم راجبشون غیبت کنیم یا قضاوتشون کنیم و احساس کنیم چقدر آدم عاقل و خفنی هستیم! همین که سعی کنیم قضاوت نکنیم کسی رو به خاطر رفتارش و دنبال ایراد در بقیه نباشیم خودش میتونه بدبینی رو از ما دور کنه

    استاد دوتا فایل راجب قضاوت دیگران داره پیشنهاد میکنم ببینید حتما

    +یه کار خوب دیگه کار کردن روی باورهامون راجب قانونه،کسی که از ته دلش باور داره قانون داره کار میکنه و کانون توجهش داره اتفاقات رو رقم میزنه اصلا سراغ بدبینی نمیره چون میدونه اون افراد با اون ویژگی ها در نهایت توی زندگیش بیشتر میشن و خودش هم به سمت این ویژگی ها کشیده میشه و درواقع همونطور که ما دستمون رو توی آتش نمیکنیم چون میسوزه و باور داریم این رو باید راجب قانون هم سعی کنیم همینقدر باور قوی داشته باشیم

    +یادآوری نکات مثبت دیگران هم یه کار جالبه که میتونه یواش یواش مارو خوشبین تر کنه،فرض کنید ذهنتون میره سمت ویژگی های منفی دیگران با خودتون بگید این فلانی که توی فلان چیز و فلان موقعیت خیلی خوب بود چرا من به خاطر یک اشتباه دارم کل نقاط قوتش رو نادیده میگیرم؟اگر یک نفر با من اینطوری رفتار میکرد یا همچین دیدی نسبت به من داشت خود من خوشحال میشدم؟

    +نوشتن شکرگزاری‌ها و صحبت راجب نعمت ها با خودتون هر وقت که وقت آزاد داشتید به صورت مستمر باز هم خیلی کمک کنندست و من به شدت ازش نتیجه گرفتم

    +به یاد آوردن موقعیت های خوبی که واسمون پیش اومده و یا وقت هایی که اتفاقات به طور عجیبی ساده پیش رفتن و مرورشون به عنوان مهر تاییدی بر درست بودن این آگاهی ها و کنترل کانون توجهمون

    امیدوارم بتونم به خوبی از این آگاهی ها استفاده کنم

    دمتون گرم استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    ناشناس گفته:
    مدت عضویت: 739 روز

    سلام به استادعزیرم وهمه دوستان عزیزم

    تواین سایت بنده دقیقا 5ساله باشما اشنایی دارم ولی تقریبا 8ماهه عضوسایت شدم ودراین 5سال جسته گریخته خیلی چیزیادگرفتم وبیشتر روی احساس لیاقتم کارکردم بطورعملی. عضوسایت شدم براحتی مسایلم رونوشتم وسوالاتم روپرسیدم وخیلی سریع مرکزتوجه قرارگرفتم وازطرف دوستان وافراد درجه یک سایت مورد توجه وپاسخگویی قرارگرفتم وهمزمان به اگاهیهاشون عمل میکردم الان دارم معجزات رو درزندگیم میبینم و الان که میخام کامنت بنویسم ذهنم کمالگرایی میکنه و منم بهش توجه نمیکنم تلاش میکنم مثل اوایل که سوالاتم رو راحت مینوشتم وکسی منونمیشناخت الانم همونجوری راحت بنویسم و بقول شما قانون برام تکراربشه و کنکاش بشه در شخصیتم

    وروبه بهبودی برم واصلا نگران حرف مردم وقضاوت شدن نشم نگران مشهورشدن نشم بیشترسعی میکنم عمل کنم وازنتایجم بنویسم من خیلی دوستدارم درزندگی ازخانواده غریبه بعضی جاها که نیاز دارم اعتماد بنفسمم تقویت کنم وبرای مسایلم درخواست کمک کنم بطورمستقیم بطرفم بگم فلان کاروبرام انجام بده وبا اعتمادبه نفس مثلا حتی توکوچه که دارم کوچه روجارومیکنم یک غریبه یاهمسایه رد میشه ازش درخواست کنم لطفا داری میری تا سرکوچه لطفا این اشغالهاروبامشما باخودت ببر بنداز درسطل زباله از درخواستهای کوچک گرفته تا درخواستهای بزرگ هرجاکه نیازبه کمک دارم بندگان خدارو وسیله بدونم که خدا سر راهم گذاشته ازشون با اعتمادبه نفس بالا درخواست کنم واوناهم بمن کمک کنن واین درخواست کمک خودش ریشش به اعتماد به نفس بالا برمیگرده وقتی درخواست میکنم بمن کمک میکنن خیلی احساسم بهترمیشه البته خیلی وقتهاهم باتجسم درخواست کمکم روبخدامیگم شخص مثل معجره زیریکماه میادبه کمکم

    هرکسی که ازکمک خواستن بترسه ومستقیم درخواست کمک نکنه بنظرم اعتمادبنفسش ضعیفه

    من رو این مورد کارکردم وخودموتقویت کردم خداروشکر:)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: