https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2025/03/abasmanesh.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-03-04 08:36:062025-04-30 07:36:19نتایج دانشجویان دوره «هم جهت با جریان خداوند» | بخش 2
104نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام و هزاران سلام به استاد عزیز و مریم بانوی شایسته.
و سلام به خانواده بزرگ عباس منش
خداروشکر این نشانه امروز من بود. چقدر خوشحالم از این دستهبندی زیبا، قطعا کار مریم جان عزیز است. خیلی ذوق کردم که این کامنتهای زیبا را دیدم. عالی بود
همیشه سعی میکردم طبق گفته استاد، کامنتهای بچه ها را بخونم. اولش که شروع میکردم خوب بود ولی بعضی از آنها تکرار صحبت های استاد بود یا از موضوع اصلی فاصله می گرفت و به حاشیه میرفتند. واقعیت ش برام خسته کننده میشد و بی خیال خواندن کامنت ها میشدم.
واقعا سپاسگزارم از مریم جان که کامنتهای پرمحتوا و آموزنده را جدا کردند و به این شکل زیبا نوشتند.
و سپاسگزار خداوند هستم که من را با استاد و آموزه های ناب ش آشنا کرد.
به خوبی یادم هست، یکی از شکایت های من به خداوند این بود که چرا ما در این دوران نباید یک راهنما و هدایتگر داشته باشیم؟
چرا در زمانهای دور، پیامبران و هدایت کننده فرستادی ولی الان نه؟
در دوران نوجوانی و جوانی بسیار قرآن میخوندم ولی همیشه در حال سوال کردن از خدا بودم “ما چه چیزی فرستادیم که الان خودمان نتیجه آن را دریافت میکنیم؟” و هزاران سوال دیگر، پس از آن دیگه قرآن نخوندم. (لبته کتاب قرآن همیشه برای من مقدس بوده و هست و خواهد بود).
خداوند را بینهایت شاکرم که این وظیفه مهم را به استاد داده که هدایتگر ما باشد.
اما افسوس که خیلی دیر با استاد و این آموزهها آشنا شدم. از طرفی خوشحالم که پیش از مرگم این آشنایی رخ داد. امیدوارم بتوانم به درک واقعی و عمل به آنها برسم.
استاد عزیز و مریم جان در پناه خداوند همیشه شاد، سلامت و موفق باشید. به امید دیدار
این قسمت نشانه ی من بود که دیروز برام اومد و امروز کاملا کامنت هارو خوندم و میخوام بهش جواب بدم و برای بار دوم نشانه ای بود برام که هم جهت باجریان رو باید خیلی گوش بدم و تمرین هارو خیلی بهتر انجام بدم و بیشتر رو خودم کار کنم و از هر فرصتی که هست استفاده کنم …خداروشکر واقعا وقتی دارم رو این دوره کار میکنم خیلی انگیزه ام بیشتر شده و بیشتر رو حس مثبت و حال خوبم و سپاسگزار ترم و دیکه خواسته هامو نمینویسم که هی بگم خدیا من اینو میخوام من اینو میخوام …رهاتر شدم ولی نه کاملا ولی به صورت معجزه آسا اتفاقات فوق العاده برام رقم خورده ….گفتگوهای درونیم داره تبدیل میشه به مثبت و به شدن و چیزهایی که باید با خودم حرف بزنم …اگاهانه سعی میکنم همش به زیبایی ها توجه کنم …کمتر بهم میریزم و خیلی جالبه امروز یه پولی که فکرش هم نمیکردم بهم دادا شد که من اصلا انتظاری نداشتم و فارغ از مبلغش یه نشونه ی قوی بود که شاید داری به آخر سال نزدیک میشی ولی چه سال فوق العاده ای رو میخوای تموم کنی و کلی اتفاقات خفن داره برات رخ میده و قراره سال جدید رو هیولا شروع کنم و از اولش انفجاری و فوق العاده باشه به لطف خدا...ارام تر شدم و عجله ای ندارم و هروقت میخوام عجله کنم میگم علی جونم صبر کن داداشی عجله برای چیه ؟؟مگه نمیبینی خورشید آروم میاد کارشو میکنه میره و بی نهایت به کل جهان میتابه و عشق میده با نورش و ماه هم همینطور از اون ور آروم میاد روشنایی شب رو میده به همه و نشونه وجود خدارو میده و میره پس عجله واسه چیه؟؟؟
آروم باش و با حس خوب برو جلو….
هدایت هارو دنبال کن
و بدون همه چی در آرامش رقم میخوره هروقت دیدی داری عجله میکنی و نگرانی و داری حرص میزنی داری از مسیر خارج میشی بیا تو مسیر…
من داشتم به این موضوع توجه میکردم که درختان بدون مقاومت برگ هاشون میریزه در پاییز و میرن به خواب زمستان و ایمان دارن بهار بشه برگ های خوشگل تر و زیباتری براشون میاد و هم جهت با خدان…نمیان شک کنن بگن خدایا برگام….
ولی نه….همه ی طبیعت ایمان دارن کرم و لطف و فصل خداوند بینهایته و بهار بیاد دوباره برگ های تمیز تر جذاب تر و خوشگل تر میده بهشون….
ما آدما که دیگه اشرف مخلوقاتیم،چرا نگران باشیم؟
شک نکن خداوند بیشتر از ما دوست داره ما ثروتمند باشیم و سلامت باشیم و ارتباطات فوق العاده داشته باشیم…فقط باید تسلیم جریان خداوند باشیم و هم جهت بشیم …
و من ایمان دارم کلی اتفاقات فوق العاده تو مسیر زندگی منه و میام بیشتر از نتیجه هام میگم ….
خدایا میلیارد ها بار سپاسگزارم که تو مسیر رشد و آگاهی ام الحمدلله و اینکه درک کردم فقط میتونم زندگی خودمو تغییر بدم و با کسی در جنگ نباشم و نخوام تغییر بدم دیگران رو ….
سلام و هزاران سلام به استاد عزیز و مریم بانوی شایسته.
و سلام به خانواده بزرگ عباس منش
خداروشکر این نشانه امروز من بود. چقدر خوشحالم از این دستهبندی زیبا، قطعا کار مریم جان عزیز است. خیلی ذوق کردم که این کامنتهای زیبا را دیدم. عالی بود
همیشه سعی میکردم طبق گفته استاد، کامنتهای بچه ها را بخونم. اولش که شروع میکردم خوب بود ولی بعضی از آنها تکرار صحبت های استاد بود یا از موضوع اصلی فاصله می گرفت و به حاشیه میرفتند. واقعیت ش برام خسته کننده میشد و بی خیال خواندن کامنت ها میشدم.
واقعا سپاسگزارم از مریم جان که کامنتهای پرمحتوا و آموزنده را جدا کردند و به این شکل زیبا نوشتند.
و سپاسگزار خداوند هستم که من را با استاد و آموزه های ناب ش آشنا کرد.
به خوبی یادم هست، یکی از شکایت های من به خداوند این بود که چرا ما در این دوران نباید یک راهنما و هدایتگر داشته باشیم؟
چرا در زمانهای دور، پیامبران و هدایت کننده فرستادی ولی الان نه؟
در دوران نوجوانی و جوانی بسیار قرآن میخوندم ولی همیشه در حال سوال کردن از خدا بودم “ما چه چیزی فرستادیم که الان خودمان نتیجه آن را دریافت میکنیم؟” و هزاران سوال دیگر، پس از آن دیگه قرآن نخوندم. (لبته کتاب قرآن همیشه برای من مقدس بوده و هست و خواهد بود).
خداوند را بینهایت شاکرم که این وظیفه مهم را به استاد داده که هدایتگر ما باشد.
اما افسوس که خیلی دیر با استاد و این آموزهها آشنا شدم. از طرفی خوشحالم که پیش از مرگم این آشنایی رخ داد. امیدوارم بتوانم به درک واقعی و عمل به آنها برسم.
استاد عزیز و مریم جان در پناه خداوند همیشه شاد، سلامت و موفق باشید. به امید دیدار
بسم الله الرحمان رحیم …
این قسمت نشانه ی من بود که دیروز برام اومد و امروز کاملا کامنت هارو خوندم و میخوام بهش جواب بدم و برای بار دوم نشانه ای بود برام که هم جهت باجریان رو باید خیلی گوش بدم و تمرین هارو خیلی بهتر انجام بدم و بیشتر رو خودم کار کنم و از هر فرصتی که هست استفاده کنم …خداروشکر واقعا وقتی دارم رو این دوره کار میکنم خیلی انگیزه ام بیشتر شده و بیشتر رو حس مثبت و حال خوبم و سپاسگزار ترم و دیکه خواسته هامو نمینویسم که هی بگم خدیا من اینو میخوام من اینو میخوام …رهاتر شدم ولی نه کاملا ولی به صورت معجزه آسا اتفاقات فوق العاده برام رقم خورده ….گفتگوهای درونیم داره تبدیل میشه به مثبت و به شدن و چیزهایی که باید با خودم حرف بزنم …اگاهانه سعی میکنم همش به زیبایی ها توجه کنم …کمتر بهم میریزم و خیلی جالبه امروز یه پولی که فکرش هم نمیکردم بهم دادا شد که من اصلا انتظاری نداشتم و فارغ از مبلغش یه نشونه ی قوی بود که شاید داری به آخر سال نزدیک میشی ولی چه سال فوق العاده ای رو میخوای تموم کنی و کلی اتفاقات خفن داره برات رخ میده و قراره سال جدید رو هیولا شروع کنم و از اولش انفجاری و فوق العاده باشه به لطف خدا...ارام تر شدم و عجله ای ندارم و هروقت میخوام عجله کنم میگم علی جونم صبر کن داداشی عجله برای چیه ؟؟مگه نمیبینی خورشید آروم میاد کارشو میکنه میره و بی نهایت به کل جهان میتابه و عشق میده با نورش و ماه هم همینطور از اون ور آروم میاد روشنایی شب رو میده به همه و نشونه وجود خدارو میده و میره پس عجله واسه چیه؟؟؟
آروم باش و با حس خوب برو جلو….
هدایت هارو دنبال کن
و بدون همه چی در آرامش رقم میخوره هروقت دیدی داری عجله میکنی و نگرانی و داری حرص میزنی داری از مسیر خارج میشی بیا تو مسیر…
من داشتم به این موضوع توجه میکردم که درختان بدون مقاومت برگ هاشون میریزه در پاییز و میرن به خواب زمستان و ایمان دارن بهار بشه برگ های خوشگل تر و زیباتری براشون میاد و هم جهت با خدان…نمیان شک کنن بگن خدایا برگام….
برگامو بهم بدیااا نکنه برگامو ندی، ،،خدایا اگه نمیخوای بدی بزار همینا باشه تورخدا اذیت نکن ….
ولی نه….همه ی طبیعت ایمان دارن کرم و لطف و فصل خداوند بینهایته و بهار بیاد دوباره برگ های تمیز تر جذاب تر و خوشگل تر میده بهشون….
ما آدما که دیگه اشرف مخلوقاتیم،چرا نگران باشیم؟
شک نکن خداوند بیشتر از ما دوست داره ما ثروتمند باشیم و سلامت باشیم و ارتباطات فوق العاده داشته باشیم…فقط باید تسلیم جریان خداوند باشیم و هم جهت بشیم …
و من ایمان دارم کلی اتفاقات فوق العاده تو مسیر زندگی منه و میام بیشتر از نتیجه هام میگم ….
خدایا میلیارد ها بار سپاسگزارم که تو مسیر رشد و آگاهی ام الحمدلله و اینکه درک کردم فقط میتونم زندگی خودمو تغییر بدم و با کسی در جنگ نباشم و نخوام تغییر بدم دیگران رو ….
عاشقتم پروردگار عزیزم و سپاس بی نهایت استاد خفن .