«الخیر فی ما وقع» در شعر پروین - صفحه 56 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

886 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حدیث حسین زاده گفته:
    مدت عضویت: 290 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته دوست داشتنی باز هم سپاسگذارم بابت این فایل بی‌نظیر و پر از آگاهی

    روز شمار تحول زندگی روز چهل و ششم

    خدایا چقدر احتیاج داشتم به شنیدن این فایل ، چقدر پر از درس بود این شعر زیبا ، چقدر راحت ما شرک میورزیم در زندگی و از کسانی جز خدا انتظار داریم و به هر چیزی و هر کسی قدرت میدیم در حالی که اگر با ذکر و یاد خدا قلبمون رو آروم کنیم ، خدا از جایی که انتظارش رو نداریم ما رو به سمت خواستمون هدایت میکنه ، خدایا شکرت برای اینکه منو هدایت کردی به این مسیر زیبا ، خدایا شرکت که همواره در حال هدایت ما هستی ، خدایا شکرت برای همه نعمت هایی که بهم دادی خداجونم شکرت که سلامت هستم ، خدایا شکرت که خانواده خوبی دارم ، خدایا شکرت که رفتم سرکار و شغلی که دوسش داشتم رو تجربه کردم ، خدایا شکرت که امروز هم فرصت زندگی دارم ، خدایا از میخوام قدرتی بهم بدی که تو این مسیر زیبا ثابت قدم باشم.

    خدایا شکرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    فریبا حبیبی گفته:
    مدت عضویت: 974 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام و عرض ادب

    روزشمار تحول زندگی من/ روز چهل و ششم.

    آگاهی های ارزشمند گام 46

    همیشه هر اتفاقی می افتد یک خیریتی توش است و باید نگاه ما به اتفاقات به ظاهر نامناسب این نگاه باشد که یک اتفاق خوبی در راه است و من بشما قول میدم که اگر شما احساس خوب را در همه لحظات زندگی تون داشته باشید اتفاقات فوق العاده عالی براتون رخ میده

    این یک قانون است اگر احساس خوب داشته باشید اتفاقات خوب رخ میدهد اگر احساس بد داشته باشید اتفاقات بد رخ میده این یک قانون است و استثنا هم ندارد.

    اگر سعی کنیم در تمام طول شبانه روز در هر شرایطی و در هر موقعیتی احساس خوبی داشته باشید مطمعنا اتفاقات خوب جوری از در و دیوار وارد زندگی تون میشه که شمارو مبهوت میکند.

    ما باید ایمان داشته باشیم که روند جهان همواره خیر و خوبی و خوشی است.

    کسی که احساس خوب دارد امیدوار است، احساس ذوق و شوق دارد آرامش دارد کسی است که ایمان دارد.

    اگر به ظاهر می بینی توی زندگیت مشکلی بوجود می آید

    این دقیقا همان راهی است که باید بری

    این دقیقا همون نعمت است همون ایده است این دقیقا همون مسیری است که میتونه بهت کمک کنه برای رسیدن به خواسته هات

    وقتی ما خدارو فراموش میکنیم و از فرکانس خدا دور میشیم در فرکانس بدی ها قرار میگیریم

    اگر مشکلی بوجود میاد خدا این مشکل بوجود نیاورده بلکه ما از فرکانس خوبی ها، از فرکانس عشق، دور میشیم طبیعتاً به نقطه مقابلش میرسیم.

    حتی در سخت ترین شرایط هنوز نعمت های وجود داره که ما داریم و میتونیم به خاطرش سپاس گذار باشیم و به احساس خوب برسیم.

    خدایاشکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    کیمیا گفته:
    مدت عضویت: 1765 روز

    سلام به همگی و تشکر از استاد که ما رو با این شعر زیبا از پروین اعتصامی عزیز آشنا کردند.

    من با تمام وجودم “الخیر فی ما وقع” رو قبول دارم، هر اتفاقی که بیفته به نفع منه و باید میفتاده تا من تبدیل به آدمی بشم که الان هستم. هر اتفاقی که بیفته باعث رشد و پیشرفت و بالا رفتن سطح آگاهی من میشه. بارها در زندگیم اتفاقات به ظاهر بد افتاده، قبلنا با این اتفاقات نگران میشدم ناراحت یا عصبانی میشدم یا بطور کلی واکنش نشون میدادم. اما حالا چون میدونم که در دل این اتفاقات خیریت و حکمتی وجود داره، ذهنم رو کنترل میکنم با تکرار این عبارتها ” هر اتفاقی که بیفته به نفع منه و به خیر و صلاح منه و باعث رشد و پیشرفت من میشه” ، “من همه نگرانی هایم را به خدا میسپارم تا خودم آزاد و رها باشم”، “خداوند مدیر و مدبر این جهان هستی است و همه چیز را خیلی بهتر از من می‌داند و درهایی را برایم باز می‌کند که از وجود آنها خبر ندارم” و …

    با تکرار این آگاهی ها آرام میشوم و احساسم خوب می‌شود و آن وقت است که از دل آن اتفاق به ظاهر بد، خیر و نیکی بیرون می آید. یعنی شرط الخیر فی ما وقع، احساس خوبه، ایمانه، آرام بودن و واکنش نشان ندادنه.

    در رابطه با باور زیبایی که “هر آنچه که از دست بدهی به این معناست که خداوند بسیار بهتر از آنچه از دست دادی را به تو برمی‌گرداند” اگر چیزی را از دست می‌دهیم به این دلیل است که باید از دست بدهیم زیرا خداوند نعمت بسیار بزرگتری برایمان در نظر دارد. پس طبق قانون خلا، باید چیزی رو از دست بدهیم و جاش خالی بشه تا چیز بهتری دریافت کنیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    مهسا سالاروند گفته:
    مدت عضویت: 1359 روز

    به نام خدای زیبای من

    سلام خدا

    سلاااام عزیزجانم

    مهسا بازم برگشت ،برگشت به تو ،،،،،دستاتو باز میکنی میگی بیا در آغوشم

    …..خدای این روزا دلم میخواد بیشتز از قبل باهات حرف بزنم ،،،،،،اره من رفتم دورامو زدم دوباره برگشتم به تو

    رفتم دورامو زدم دیدم هیچ کسی تو نمیشه

    دیدم خدا همیشه منتظرمه ،،،،،،،

    ببخش که غیر تورو طلب میکنم هربار

    ببخش اگرررر حواسم نبود که بدون تو چقدر تنهام…..

    برگشتم تا راهو نشونم بدی

    خدایاااا من همونم که به تهش رسیده و خیلی وقته دیگه ذهنم برای هیچی قد نمیده

    من همونم که فقط میخوام تو گره باز کنی

    خدایاااا تو این مسیر سنگلاخی راهو نشونم بده

    خدایاااا تهشو نمیدونم ،،،،،تهش چی میشه نمیدونم

    فقطططط لطفا حواست به قلبم باشه…..

    خیلیییی دلم برات تنگ شده بود،،،،،،الان که برات میندیسم گریه میکنم از سره شوق چون به تو برگشتم ..

    خدایااااا کمکم کن

    راه حل ندارم چاره ندارم

    تو راه حلم باش ……

    این فایلو هربار با یه بهانه میام و گوش میدم

    گره زندگیمو باز کن

    و میدونم همین گره خودش راه حل منه چطوری و چه شکلی نمیدونم ولی میدونم تو برام انجامش میدی…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    شیما مظفری گفته:
    مدت عضویت: 2273 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام و وقت بخیر

    چقدر مطالبی که در این فایل گفته شدن زیبا بودن.

    همچنین دانش شما در زمینه های مختلف و اینکه پیشینه مذهبیتون باعث نشده که درمقابل علوم مختلف گارد بگیرید ستودنیه.

    درحالیکه تقریبا تمام افراد مذهبی اطراف من بهش اعتقادی ندارن شما در فایلهاتون درمورد نظریه ترکیبی انتخاب طبیعی گفتید.

    درمورد بیزینس و مدیریت هم دیدگاه هایی که دارید هم جهت با مطالبیه که تابه الان مطالعه کردم و یادگرفتم.

    خیلی ارزشمنده که درحیطه ادبیات هم مطالعه دارید و خلاصه در هر زمینه ای دنبال قوانین حاکم برجهان هستید.

    بسیار خوشحالم که همچین افراد دانا و آگاهی در این دنیا هستن و خداروشکر می کنم که این فرصت رو بهم داده که از شما یادبگیرم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    عاطفه نوری گفته:
    مدت عضویت: 2274 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم،

    به نام الله پروردگار و تنها قدرت حامی و حمایتگر

    الحمدلله رب العالمین،

    الهی صد هزاران بار سپاس پروردگارم

    راضی ام به رضای شما و به هرخیری از جانب شما فقیرم فقط و فقط از جانب خودت نه هیچکس و نه هیچ چیز دیگه ای…

    الهی صد هزاران بار سپاس برای درک همین جمله الخیر فی ما وقع که در نهایت به توحید میرسم و رسیدم و خوب هم رسیدم هرلحظه هرقدم بیشتر و بیشتر سپاسگزارترم برای هر تضاد و برای هر ضربه ی شرک در زندگی ام،

    سپاسگزارترم هرلحظه هر نفس هرقدم، استادِ عزیزم هرلحظه با خودم تکرار میکنم کلام استاد وحی مُنزل هست تلاش کن با تمام وجودت به کار بگیری و متعهدتر باشی و رشد کنی تلاش کن متعهد باش تلاش کن تلاش کن قوی باش اراده داشته باش نظم داشته باش هیچکس از فردای خودش خبر نداره پس خیلی متعهدتر از دیروزت باش و خیلی اراده و تعهد رو در لحظه به لحظه ی زندگی ات بکار بگیر توکل کن خدا کافیست با تمام وجودت باور کن…

    «الحمدلله رب العالمین»

    استاد عزیزم الهی صد هزاران بار سپاس برای وجود توحیدی ابراهیمی و مقدس شما که این اموزشهارو بدرقه راه مسیر و زندگی ما کردید و صد البته که لطف و بزرگی پروردگار بوده و این هدایت رو نصیب زندگی ما کرده وگرنه الان معلوم نبود کجای این زندگی میبودم…

    الهی صد هزاران بار سپاس پروردگارم با جمله ی الخیر فی ما وقع فقط و فقط به توحید توکل و قدرت خودت رسیدم و هرلحظه در حال رشد کردنم…

    الهی صد هزاران بار سپاس پروردگارم راضی ام به رضای خودت و تسلیم امر شما و تا زمانی که زنده ام کمکم کن « لا اله الا لله» رو زندگی کنم درک کنم عمل کنم….

    الهی صد هزاران بار سپاس پروردگارم چشم امیدم توکلم و خواستنم فقط و فقط از خودت هست ولاغیرررررر که همین هدایت و آگاهی برای من اندازه تمام ثروتهاست و پاکم میکنه از هر چشم امید داشتن به دیگری…

    همین مرا کافیست و به عزت نفسم می اَفزاید یا رب….

    الحمدلله رب العامین دوستت دارم پروردگارم با هر تضادی با هر چالشی با هر از دست دادنی بیشتر به تو توکل میکنم و میپرستمت یا رب…

    دوستتون دارم استاد عباسمنش توحیدی و عزیزم الهی که جز عاقبت به خیری برکت آرامش توحید و ثروتی بینهایت چیزی در زندگی تجربه نکنید و چیزی جز این هم نخواهد بود،

    عاقبتتون به خیر نیکی برکت رحمت و هدایت هرلحظه پروردگار….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    نازنین نوروزی گفته:
    مدت عضویت: 936 روز

    سلام به خدای جاودان درونم،سلام بر استاد عزیزم و تک تک همراهان منجمله بانو مریم شایسته عزیز،که با متنی که نوشتید تمام وجود ما رو قند قندی کردن.خدا رو شاکرم که بعد از ساااااااالها آشنایی با استاد و با خوردن سیلی و کتک و ضربه های زیاد از اتفاقات، بالاخره عاجز شدم،و این عاجزی منو راهنمایی کرد که هدایت بخوام، هدایت بخوام که باید از کجا شروع کنم(بقول دوستم سلولی و مویرگی کار کنم).چقدر حیف که ما چندین سال استاد رو بشناسیم اما بیایم بگیم من از سال 92استاد رو می‌شناختم اما الان تو بهمن 1404 متوجه شدم که باید کجای کار باشم. اما بازم باید خدا رو شکر کنیم و بگیم ازهمین الان که تلنگر خوردم،استارت میزنم، هنوزم وقت هست. حس و حالم دیگه بجایی رسیده بود که وقتی یه معتاد مواد بهش نمیرسه چحوری در به دره مواده؟حس یک گمشده رو داره؟ حس چشم به راه یه مسافر عزیز. من وابسته به راهنمایی آدما شده بودم آدمایی که راهنمایی هاشون رو خیلی قبول داشتم،من متوجه شدم که من دربه دره راهنمایی آدما شدم،اما آدما شاید وقت نداشته باشن شاید بعد از یه مدت خسته شده باشن، (همشم یه حسی درونم میگفت ایناموقتی تو زندگیت هستن اگه رفت خارج چی؟ اگه ازدواج کردن سرشون شلوغ شد چی. اگه فوت کرد چی. و….) ، شاید همیشه در دسترس نباشن، شاید گوشی جواب ندن،بخودم گفتم این حس کشسانی وابستگی و دویدن دنبال آدما داره منو عذاب وزجر میده،چند باری سعی کردم دیگه زنگ نزنم یا دیگه کات کنم،کمتر شد اما بازم میدیدم نیاز به اطلاعات آدما دارم، تااینکه این چند روز پیش، از درون اون حس کشسانیه، بسیار اذیت کننده شده بود. هی جلو انگشتامو میگرفتم که شماره کسیو نگیره،همش گفتم من باید یه چیزایی رو اصلاح کنم، فشارهای این اواخر بهم فهموند که باید باورهای توحیدی عملی رو درست کنم. من عشق و مودت، دوره قانون سلامتی و…. رو گوش دادم اما کو نتیجه؟ . این فشار روحی منو چند روزیه که کشونده تو سایت. و نوشتن نکته ها. حتی من از نظر مراقبه به درجه ای رسیده بودم که خودم چنان مراقبه هایی میساختم که از نظر کیفیت سطح بالایی داشتند، مراقبه های من واقعا واقعی و ملموس و پراز انرژی بودن جوری که اون امواج آگاهی رو بصورت موج موجی گاهی مویرگی گاهی بصورت حس گرما گاهی بصورت تکان خوردن و…. متوجه میشدم در مورد تجربه مراقبه هام بخوام بگم وقت زیادی میبره. اما از درون بهم الهام شد فقط یک کلام ختم کلام برو سمت باورهای توحیدی. من 13/11/1404(همین دو روز پیش) از سخنان استاد متوجه شدم که نتیجه ایمان پاداش های بزرگی هست که دریافت می کنی. من تا پریروز که در بند بودم، از دیروز این حس دربند بودن ازم رفته و آزاد شدم. شونه هام سبک تر شده، و هر لحظه یک کلمه زیبای توحیدی تو ذهنم اختراع میشه و بعدش سبک تر میشم و ایمانم قوی تر و درکم از معانی بیشتر میشه. مثلا دیروز یک الهامی که به قلبم خورد این جمله بود 👈اگه راهنمایی های اونا اشتباه باشه چی؟ ممکنم هست که واقعا راهنمایی اونا اشتباه باشه. بعد از این الهام یک خیال راحتی اومده سراغم و دیگه حالا معنای توکل فقط به خداوند خیلی برام راحت تر شده. چون دیگه مثل قبل حس نمیکنم که یک قلاده آهنی به گردنم وصله. متوجه شدم که هر توکلی باید یه پاداشی داشته باشه که رسیدن به خواسته میتونه اون پاداشه باشه. خب پاداش توکل رسیدن به خداست، خدا هم همه چیزه. خدا تمام زیبایی ها و نعمت هاست، وقتی خدا از رگ گردن به من نزدیک تره. مسیر رسیدن به خواسته ها ازرگ گردن به من نزدیک تره. من باید مفهوم ایمان رو متوجه شم ومفهوم تسلیم در برابر خدا و مفهوم توکل به این معنا که برسم به معجزه ها میرسم اونم بصورت ریاضی وار و حساب شده. احساس آرامش درونی کی بدست میاد؟ طبق تجربه خودم که از دیروز تاحالا رخ داده اول از همه عاجز شدنه(یعنی بریدن از همه چیز وهمه کس) دوم،که بعدش کشیده میشی سمت خدا و طلبیدن از او، وقتی که به ربوبیت او پی ببری که تنها موجود واقعی در این جهان فقط رب هست، میتونیم معنای توکل معنای تسلیم معنای ففط از او خواستن و معنای معجزه و رسیدن رو بفهمیم. و اینچنین میشه که به آرامش درونی که پاداش ایمان هست می‌رسیم.، وقتی که من نگران مظطرب یاناامید میشم یعنی هنوز عاجز نشدم یعنی هنوز خودم میخوام دست و پا بزنم یعنی هنوز نسپردم به دستان خدا. یعنی هنوز میگم باید از این واون مشورت بگیرم تا راهنماییم کنن. بنظر من احساس خوب هم پاداش همون عاجز شدنه هست ،چون تا عاجز نشم و تسلیم نشم،هنوز در هیجانات و تصمیمات هیجانی غرقم ،پس خبری از احساس خوبم نیست. (عاجز شدن=اتفاقات خوب). و بنظرم تمرکز یکی دیگه از پاداش های عاجزیه،بعد از پایان و اعتراف به عاجزی میتونم متمرکز شم به دیدن نعمات و زیبایی ها. و تسلیم شدن پاداش عاجزیه. من از دیروز تاحالا بعد از اتمام عاجزی،حس تسلیم شدن رو دارم. در ظاهر انسان هایی سرراه من قرار گرفتند که من وابسته راهنمایی های اونا شدم الحق و والانصاف جاهای بسیار زیادی کمکم کردن و بسیار ازشون تشکر کردم وبسیار از خداشون،اما اونا هم جوری بامن حرف زده بودن که یجورایی جای خدا و جای راهنمایی های خدا رو تو ذهنم پاک کرده بودن. به قلبم گفتم اخه اینا خییییییلی بمن لطف کردن اما آیا دیگه تاریخ انقضاشون تو زندگیم تموم شده؟ قلبم گفت اره. بخاطر همینم اومدم توی این سایت. و در باطن باید من بالاخره جدا میشدم،بلاخره باید من قلبم رو می‌شناختم که جواب تمام سوال های من تو سینمه، بدون اشتباه،راحت، ساده، بدون دنگ و فنگ،بدون شرط و شروط، بدون هزینه، بدون اتلاف وقت، بدون سیبیل کسی رو چرب کردن و….، استاد شما گفتید که اگه میخواین بامن حرف بزنید تو قسمت کامنت ها از دستاورد هاتون بامن حرف بزنید چون من مرد عملم. الان اومدم بگم که این باورهای جدید شده دستاورد من. و میدونم شما الان لبخند عمیقی اومده روی لبتون. ما الان تو خونه ای اجاره نشینی میکنیم که یک سری مشکلاتی داره، روز دوشنبه واقعا از فکر خونه اصلا خوابم نبرد همش کاسه چه کنم چه کنم دست گرفته بودم امروز و دیروز آروم بودم و گفتم الخیر فی ما وقع،و نتیجه و پاداش گوش دادن به ویس و متن همین آرامشی هست که دو روزه نصیبم شده، خوشحالم، چون این نشان میده که در عمل اجرا کردم که ریلکس شدم.. من باید حواسم باشه که هر اتفاقی افتاد قضاوت نکنم. من متوجه شدم یکی از درهای بسته حس خفگی هست که من تو زمان بی ایمانی دارم ،واقعا دارم میگم که این اواخر داشتم اون قلاده و زنجیر آویز به گردنم رو حسش میکردم. و الان که اون حس خفگی رو ندارم یکی از درهای خداوند به روم باز شده. کمال همنشین در من اثر کرده بود شرک هایی که همنشین داشت بصورت قلاده و زنجیر در گردن من اثر کرده بود. حالا میفهمم که چرا باید از یک سری آدما و مکان هاو رسانه ها دوری کرد. من به ظاهر میگفتم نههههه این آدم خیلی مفیده تو زندگیم ،اما الان متوجه شدم که تبدیل شده به شرک خفی در زندگیم. یه الهام دیگه ای که بهم شد و قلبمو آروم کرد این جمله بود👈 اونیکه من دل بستم به راهنمایی هاش، خودش به راهنمایی های خدا نیاز داره من مطمئنم که خدا همونجوری که قراره منو از این ببعد راهنمایی کنه اونو هم راهنمایی میکنه. من، متوجه شدم که امروز که چهارشنبه هست یکی دو درجه به مدار بالاتر رفتم، جشن میگیرم این رشدو تولد رو. واین تاریخ رو اینجا هک کردم که فراموش نکنم. اتفاقا امروز تولد حضرت مهدی (ع) هست.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: