این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2016/11/abasmanesh.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2016-11-08 08:17:172025-12-03 20:45:54باوری که تغییرش، درهایی از نعمت را به زندگی ام گشود
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام خدمت استاد عزیز سلام به هم فرکانسی های خوبم که جدا از فایلهای استاد که خیلی باارزشه هردونه کامنت کلی تجربه آموزش داخلشه از تک تکتون سپاس گزارم و از خدای خودم ممنونم که منو به این سایت هدایت کرده وقتی میام سایت یه فایلی گوش میدم بعد چندتا کامنت هم میخونم انگار تو یه دنیای دیگ با خانواده جدید که متعلق بهشون هستم سپری میکنم
استاد خوبم این فایل بسیار اموزنده عالی بود و من نشانه امروزم رو زدم این فایل آورد دقیقا کلمه به کلمه حرفاتون تو وجودم تزریق شد و چقدر راه رو اشتباه رفتیم با باورهای غلط من از وقتی وارد سایت شدم هرروز برام اتفاقای خوب میفته چند رو پیش که میخواستم اجاره سالنم رو بدم پول کم داشتم و بطور شگفت انگیزشی 4برابر اندازه ای که کم داشتم بحسابم اومد و بعد اونم به یکی بدهکار بودم ده ملیون بهم زنگ زد اصلا پول نداشتم بهش بدم گفتم فردا صبح میزنم برات و فرداش یکی از دوستام ده ملیون زد برام همینجوری هدیه و من بقدری سپاس گزار شدم که وقتی راهت درست باشه مسائل برات آسون میشه
من کلی راه دارم کلی هدف دارم خیلی سختی کشیدم بابت هرچیزی مخصوصا پول و میخوام ثروتمند باشم و این حقه منه ولی هنوز خیلی کار دارم باخودم باید خیلی رو خودم کارکنم میدونم میشه فقط کافیه رو خواسته هام رو این سایت بمونم و حسم عالی باشه استاد و دوستان خوبم ممنون که هستین و خدا رو شکر که من همچین جایی هستم
ازاین بعد بیشتر کامنت میزارم و از هدفهایی که تیک میخوره براتون مینویسم
امروز داشتم به این فکر میکردم که چجوری میشه بعضی از افراد به خواسته هاشون میرسن ولی من نمیتونم برسم یعنی کجای کارم اشتباهه بعد یه حسی درونم گفت بیام سایت و نشانه ی امروزم رو ببینم وقتی این فایل برام بالا اومد خیلی خوشحال شدم از اینکه دقیقا همون نشونه و جوابی بود برای سوال امروزم بعد از گوش دادم به فایل متوجه شدم که اگه به خواسته هام نمیرسم دلیلش فقط باورهای خودمه و خودم رو باید تغییر بدم همیشه تمرکزم بجای اینکه روی تغییر خودم و باورهایم باشه روی تغییر شرایط بود و هیچ وقت به اون نتیجه دلخواهم نمیرسم با گوش دادن به این فایل متوجه شدم که اشتباه اصلی کارم کجاست و تصمیم گرفتم از این به بعد بیشتر روی تغییر باورهایم کار کنم
ممنونم از استاد عباسمنش عزیز بابت فایل عالی که در اختیارمون گذاشتن
اولین باوری که باعث رسیدن من به خواستههام میشه باور به امکان پذیری هست.
چطور باور کنم؟ با دیدن افرادی که در شرایط مشابه من یا حتی بدتر بودن و توانستن به آن نقطه ای که خواسته منه، برسن. در واقع با دیدن الگوهایی که به خواسته من رسیدند
وقتی باور کنم میشود اونوقت ایده ها و قدم های به من گفته میشود از هزاران راه
پس اولین قدم برای اینکه به یه خواسته برسم اینه که باور کنم میشه به این خواسته رسید و عاملی که میتونه این باور رو در ما ایجاد کنه اینه که یک نفر تونسته به این خواسته برسه پس برای من هم میشود.
وقتی من تغییر کنم جهان اطرافم هم تغییر میکند. من فقط باید روی خودم تمرکز کنم بقیه کارها انجام میشود.
اما اینطور نیست اگه من برم فلان شهر اونوقت شرایطم متفاوت میشه. ما باید بتونیم از جایی که هستیم اول خودمون رو تغییر بدیم، شخصیتمون رو بهبود بدیم اونوقته که جهان خودش طبق قوانین مکان زندگیمون رو تغییر میده
اول باید در محیطی که هستم باهاش هماهنگ بشم. اول باید در همون موقعیتی که هستم، نه با تغییر شرایطتم، بلکه با تغییر باورهام به آرامش و احساس خوب برسم
این یکی از قوانین جهانه: هرکسی هرجایی که هست در جایی درستشه
اگر بخواد جاش رو تغییر بده اول باید باورهاش رو تغییر بده. در واقع همه چیز از ذهن ما شروع میشه نه تلاش فیزیکی.
توی این مباحث یه چیز دیگه ای هم که هست اینه به محض اینکه بخوایم تغییر کنیم خداوند به هزاران تغییر زمینه رشد مارو فراهم میکنه. به محض اینکه به جای مقصردانستن بقیه، باورهای خودت رو مقصر بدانی، خداوند شرایط تغییر را فراهم میکند
وقتی هماهنگ بشیم با محیطمون، جهان جاهای بهتری و هماهنگتری را به ما نشان میدهد. در واقع جهان نگاه میکنه به فرکانس های ما. هر فرکانسی بفرستم از جنس همون بهم برمیگردونه.
اگه داری در مورد مشکلات و بدبختی و بیچارگی هات صحبت میکنی، میبینه از همون جنس چی هست و شرایطی رو برات فراهم میکنه که بدبختی بیشتری رو دریافت کنی
اگه داری درباره سپاسگزاری و خنده و شادی و فراوانی حرف میزنی از جنس همون بیشتر برات میفرسته
خیلی مهمه که حواسمون باشه داریم پسزمینه ذهنمون به چه چیزایی فکر میکنیم چون همونا دارن فرکانس به جهان میفرستن و اتفاقات رو رقم میزنن.
وقتی هماهنگ بشم با خودم( یعنی با دیدگاه روحم هماهنگ بشم، یعنی از دریچه ای به اتفاقات و زندگی نگاه کنم که بهم احساس بهتری میده و دیدگاه ذهنم با روحم رو یکی کنم) وقتی هماهنگ بشم با محیطم ( یعنی زیباییهای جایی که هستم، نکات مثبت محیط اطرافم و اطرافیانم رو ببینم سپاسگزارشون باشم، تحسینشون کنم) وقتی هماهنگ بشم با جهان( یعنی درکش کنم به خصوص سیستماتیک بودنش رو و قوانین رو درک کنم و تمام اعمالم رو با قوانینش هماهنگ کنم ) جهان قدم به قدم شرایط و محیطهای بهتری رو برام فراهم میکنه. این یک قانونه
در واقع اگر خودم رو تغییر ندم، باورهام رو تغییر ندم، با تغییر محیطم، آدمهای اطرافم یا هر تغییر بیرون از من، زندگی من تغییری نمیکنه
وقتی آدم در مدار درست قرار میگیره، وقتی باورهاش درست میشه، وقتی هماهنگ میشه با جهان اطرافش، وقتی از دنیا لذت میبره، جهان کاری میکنه که لذت بیشتری ببره در شرایط بهتری قرار بگیره
تمام این صحبتها به این معنا نیست که دیگه هیچ مسئلهای بوجود نمیادها، نه مسائل بازم میان (چون مسائل یا تضادها میان که خواسته های من رو مشخص کنند و منو رشد بدهند دقیقا مثل همین تضادی که الان داخلش هستم) ولی وقتی باورهامون تغییر کنه مسائل رو دیگه بزرگتر از خودمون نمیبینیم ،دیگه انقد زیاد و سخت نیستن که اشکم رو دربیارن و برامون قابل حله . چون دیگه باور کردیم که هر مسئلهای راه حلهای زیاد و ساده و قابل اجرا داره
در واقع همه چیز بستگی داره به خودمون
وقتی خودمون عوض بشیم جهان اطرافمون هم عوض میشه. وقتی خودمون منشأ خوبی باشیم، جهان هم منشأ خیر و خوبی و خوشی و برکت میشه برای ما
پس نخوام چیزی رو به زور تغییر بدم. وقتی خودم تغییر کنم جهان همه شرایط رو برام فراهم میکنه
مهاجرت در زمانی که با احساس آرامش و حال خوب هست باعث رشد و موفقیت میشه. چون با توکل به خدا قدمدر دل ناشناخته ها میذاریم.
تا زمانی که به ثروت نرسیم و لمسش نکنیم نمیتونیم ازش بگذریم
تنها راهی که بتونیم فراوانی خداوند رو درک کنیم، تغییر باورهامونه . اونوقت میبینیم که جهان بینهایت ثروتمنده و هر آنچه که بخواهیم به ما داده میشه تا برسیم به بی نیازی، اونوقته که میتونیم از ثروت بگذریم
انقدر با تغییر باورهامون به بی نیازی برسیم که دیگه کاری که میکنیم به خاطر پول نباشه
باور محدود کننده من اگر پولدار شوم از خداوند دور میشوم
باور قدرتمند کننده جایگزینش:
من هرچقدر پولدارتر شوم، هر چقدر ثروتمند شوم به خداوند نزدیکتر میشوم
پولدار شدن توحیدی ترین کار دنیاس
دلیل منطقیش: وقتی به دنیای اطراف نگاه کنیم میبینیم فقیر به هر طریقی دنبال درآوردن پول هستند. تمام فکرشان پول درآوردن است. در صورتیکه ثروتمندان در حال لذت بردن از دنیا، راز و نیاز با خداوند هستند
باور محدودکننده: چطور من در رفاه باشم و ادم های فقیر در دنیا هستن؟
باور درست: هرکسی نتیجه اعمال خودش رو میگیره. وقتی من روی ذهنم کار کنم ،باورهامو تغییر بدم و به ثروت برسم در واقع دارم نتیجه تلاشم رو دریافت میکنم. مثال فردی که سالها درس خوانده و بورسیه شده با افرادی که هیچ درسی نخواندن
ما باید یادبگیریم با تغییر باورهامون نتیجه خوب تو زندگیمون بگیریم و الگویی بشیم برای دیگران که نتیجه خوب بگیرن. در واقع با دلسوزی کردن برای افراد، به اونها هیچ کمکی نمیتونیم بکنیم تازه شرایط خودمون رو هم بد میکنیم چون احساسمون بد میشه
بارها و بارها خداوند در قرآن گفته اولین انفاقی که میکنید به خویشاوندان خودتون باشه. پس هروقت توانایی مالی داشتم تا هرجایی که در توانمه بهتره اول به نزدیکانم کمک مالی کنم
چیزهایی که با درک این فایل از همین لحظه باید انجام بدم:
هرخواسته ای دارم باور کنم رسیدن بهش امکان پذیره و این باور رو با دیدن الگوش در زندگی فرد دیگر بوجود بیارم
فقط روی خودم، تغییر باورهام، فکرهای پس ذهنم توجه و تمرکز کنم
باورهای خودم رو مقصر بدونم نه افراد دیگه رو
باورکنم همه چیز از ذهن خودم شروع میشه نه تلاش فیزیکی. جهان من با تغییر افکارم تغییر میکنه
فقط در مورد نکات مثبت، زیبایی ها حرف بزنم. به هیچ عنوان به هیچ عنوان به هیچ عنوان از بدبختی و مسائل و مشکلات حرف نزنم
روی نکات خوب و زیبای ادم های اطرافم تمرکز کنم و تحسین کنم و فقط اونها رو ببینم
باور کنم که برای داشتن هرآنچه میخواهم، فقط کافیه روی باورهای خودم کار کنم جهان همه چیز رو بهم میده،هرچیزی هرچقدر بزرگ
نچسبم به همون مقدار پولی که دارم ( راجع به مسئله خونه)وگرنههمونی که دارم روی هم از دست میدم. فراوانی ثروت در جهان رو باور کنم و بدونم من خیلی بیشتر از اینها رو میخوام و وقتی نچسبم بهش خیلی بیشتر از آنها بهم داده میشه. مثل ماجرای پیرمرد و افسار خرش
درباره اینکه ثروتمند شدن توحیدی ترین کار دنیاس و به خدا نزدیکترم میکنه و دلالیش فکر کنم مدام
احساس عذاب وجدان نسبت به پولدار شدن برا بقیه آدمها حتی خانواده ام نداشته باشم، احساس دلسوزی برا هیچ کسی حتی خودم نداشته باشم
انفاق رو اول از نزدیکانم باید شروع کنم
فقط درباره موفقیتهام، درباره اتفاقات خوب زندگیم حرف بزنم بهشون توجه کنم. با عشق با لذت درباره شادیهام و اتفاقات خوب زندگیم حرف بزنم تا از جنس همون بیشتر بهم داده بشه
بیام شبیه زمانی که ثروتمند میشم فکرکنم. کاری که انجام میدم رو برای پولش انجام ندم. برای پول کار نکنم. بهترین کیفیتو در نظر بگیرم. با جون و دل کار کنم و باور کنم دارم به گسترش و پیشرفت جهان (با دادن حس خوب به مشتریهام به واسطه کارم که نرم و لطیف کردن موهاشون و اراسته شدن موهاشون هست) کمک میکنم لاجرم خداوند به من بیشترین ثروت رو میده
من لایقم و لیاقت تمام ثروتهای جهان رو دارم و خداوند تمام ثروتش رو در اختیار من گذاشته
سلام خدمت استاد عزیز،مریم بانوی نازنین و دوستان گلم
همه چیز امکانپذیره،هم چیز بستگی به باورهای ما داره،اگه باورهامون رو تغییر بدیم و باور کنیم که میتونیم به هرچی آرزوشو داریم برسیم،پس قطعا میتونیم ،پس قطعا امکانپذیره،پس قطعا میشود
ما باید همیشه از موفقیت ها،خواسته ها، داشته ها،زیبایی ها صحبت کنیم،باید همیشه در این فرکانس ها باشیم تا جهان همینرو وارد زندگیمون کنه
ما باید تغییر کنیم تا جهانمون تغییر کنه،تا شرایط ،آدمها،اتفاقات باهامون هماهنگ بشن و ما به راحتی خواسته هامون برسیم
این جهان کوه هست و فعل ما ندا ، سوی ما آید نواها را صدا
باید در هرجایی که هستیم از همونجا تغییر را در خودمون شروع کنیم با تغییر باورهامون با تغییر در فرکانسهامون تا جهان هم به ما پاسخ دهد
سلام خدمت استاد عزیز،خانم شایسته نازنین و دوستان گلم
پس میشود
،بهترین الگو برای اینکه ما هم بدونیم که موفق میشیم،ثروتمند میشیم،به آزادی میرسیم،به آرامش میرسیم، دیدن و باور کردن الگوهایی هست که به این موفقیتها رسیده اند،وقتی آنها توانسته اند ما هم میتوانیم و میشود که رسید و ممکن است.
ما باید دائم با خودمون،با خداوند،با دیگران ،درباره خواسته هامون، موفقیتهامون،داشته هامون،زیباییها،نعمتها،ثروتها صحبت کنیم تا خودمون رو در مدارشون قرار بدیم.
ما باید خودمون رو تغییر بدیم تا شرایطمون هم عوض بشه ،تا جهان هم شرایط بهتر رو برای ما بوجود بیاره
وقتی ما تغییر کنیم،باورهامون تغییر کند شرایط ،آدمها،اتفاقاتی برای ما بوجود میاد که مارو راحتتر به خواسته هامون میرسونه، این قانون خداونده
من اگه ثروتمند بشم به خدا نزدیکتر میشم،چون میتونم به خانواده ام کمک کنم، میتونم جهان رو گسترش بدم،میتونم به دیگران کمک کنم،مدرسه بسازم،بیمارستان بسازم،نیازهای افراد نیازمند رو برطرف کنم…
” ثروتمند شدن معنوی ترین کار جهان است”
وقتی ما خودمون رو تغییر میدیم ،جهان اطرافمون هم تغییر میکند
سلام با استاد عزیز و مریم جان و همه ی. همسفران گرامی.
25 قسمت از مدیتیشن تمرکز بر خواستهها میگذره من اسمش رو گذاشتم مدیتیشن چون دقیقاً داره لیزری روی نکات مثبت و فرکانس مثبت کار میکنه.
از روزی که این سفر رو شروع کردم یه سری کارها عجیب شده برام و خودمم نمیدانم که چطور دیگه چیز منفی نمیبینم ،نمیفهمم،به گوشم نمیرسه و همه ی اینها از شروع این سفر اعجاب برانگیز شروع شده و فقط و فقط زیبایی و خبرهای خوش بهم میرسه،مشتریهای خوب رابطههای خوب،گسترش بهتر جهان و تمام نکات مثبت بیشتر بیشتر دارند میشن.
اما باوری که استاد توی این فایل روحانی گفت که درهایی از بهشت با افراد باز میشه این باور کرد معنویترین و خیرخواهانه ترین کار دنیا ثروتمند شدن است و با باور ثروت به خدا و افراد خدایی بیشتر و بیشتر نزدیک میشویم ،در واقع با ثروتمند شدن به همه جا میرسیم من به این فکر کردم وقتی که ثروتمند میشم چطور به گسترش هان کمک میکنم و این آمد مثلاً من یک زمین میخرم
و میخوام اون را بسازم برای ساخت این زمین نیاز به بنا دارم و باید برم مصالح بخرم باید برم برقکار بیارم باید برم جوشکار بیارم باید برم کابینت کار بیارم و من در واقع چون اعث میشم که خیر و برکت از طرف خداوند و دستی بشم از خدا برای درآمد داشتن و اینجور میشه که که جهان سترش پیدا میکنه من شین میرم میخرم باید روغن ماشین را عوض کنم ماشین من نیاز به کارواش داره میرم میشورم و همه اینها نشانه این هست که ثروت معنوی هست.
بهقول استاد من کی میتونم پیش خونوادم باشم زمانی که از لحاظ مالی تامین باشم همه اینها نشانه این است که ثروت معنوی است.
از دیگر نکات مثبت این سفر این است که آدم عملگرایی میشوید چون روزانه داری فایل آموزشی میبینی.
و در کل استاد شما الگوی ما هستین برای رسیدن به ثروت برای رسیدن به خدا و غیره
عجب فایلی بود.هی داشتم تایم رو نگاه میکردم و دوست داشتم تمام نشه.
بریم سراغ ردپای روز 25 از سفرنامه:
این سفر بهترین و پر برکت ترین سفری هست که تا الان داشتم.باورهایی که برام ساخته شده تا به امروز یجوری داره توی زندگیم نمودار میشه که اصلا نمیتونم توصیف کنم.از آرامشی که هر روز داره بیشتر میشه.از خواب راحت تر.از احساس بهتری که دارم.از ورودی مالی و از همه لحاظ.
دیروز باید یجای دور میرفتم و کلی باید هزینه زمانی و مالی میکردم.اما یجوری شد که با یه تلفن حل شد و کلی تایم زیاد آوردم و گذاشتم روی بهبود بیزنسم.
خب الان اینجا نزدیک کریسمس هستیم و بازارهای کریسمسی خیلی قشنگن و هر شهر نسبتا بزرگی یکی از این بازارها داره.دوست داشتم توی افتتاح یکی از بازارها باشم و دیروز باید افتتاح میشد.امروز گفتم عیب نداره.میرم و لذت میبرم.امروز که رفتم دیدم برنامه عقب افتاده و افتتاحیه فردا هست و چون دیروز کارهام رو انجام دادم،فردا با خیال راحت میتونم برم و لذت ببرم و پول بسازم.
خدایا شکرت.و خیلی اتفاقات جالب دیگه که هر شب توی دفتر شکرگزاریم مینویسمشون.
اما یکی از برکات مهم این سفرنامه،عمل به تعهدی هست که به خودم دادم.یکی از پاشنه های آشیل من نداشتن استمرار هست.الان خییییلی خوب شدم.اما چون دائم باید روش کار کنم،این ایده اومد که هرشب بلا استثنا و در هر شرایطی باید فایل رو ببینم و شکرگزاری کنم که خداروشکر الان روز 28 از دوره ای هستم که برای خودم طراحی کردم و تونستم به لطف خدا تا الان استمرار داشته باشم و این احساس خیلی خوبی بهم میده.
امروز هم نشستم تمام باورهایی که برای رشد بیزنسم بهم کمک میکنه رو نوشتم و میخوام با صدای خودم ضبط کنم که بارها و بارها گوش بدم و برای هر باور کلی مثال آوردم که برای ذهنم منطقی باشه و بپذیره.این رو استاد توی جلسه 1 قدم اول گفتن که باورها باید منطق داشته باشن و من دارم سعی میکنم که از آموزشها در عمل استفاده کنم.
اما در مورد این جلسه و نکاتی که برام خیلی برجسته بود:
اول اینکه ما با دیدن الگوهایی که به موفقیت رسیدن این باور درونمون شکل میگیره که ما هم میتونیم به موفقیت مد نظرمون برسیم.اما طبق فایل روز قبل باید حواسمون باشه که موفقیت افراد رو تحسین کنیم بدون اینکه خودمون رو مقایسه کنیم.این اولین قدم هست که هم برامون باور میسازه و هم بهمون انگیزه برای حرکت میده.
اما باوری که برای مهاجرت از استاد یاد گرفتم و ساختم این بود که کارهای من توسط خداوند به سادگی هرچه تمام تر انجام میشه و اگر برای استاد شده برای من هم میشه و خدای من و استاد یکی هست و من تکاملم رو طی کردم و لاجرم باید مهاجرتم اتفاق بیوفته و من هم دقیقا مثل استاد خیلی راحت پروسه مهاجرتم انجام شد و از روزی که پام رسید اروپا فقط معجزه بود و معجزه.و خیلی بیشتر خدا رو درک کردم و مهاجرت یجوری رشدم داد که فقط خودم میدونم و خدای خودم.خدایا شکرت
و اما این باور محدود کننده که هرچقدر به ثروت برسیم از خدا دورتر میشیم رو من یجور دیگه توی ذهنم داشتم و دارم.همیشه داشتن ثروت برای ذهن من مساوی بوده با بیماری و اعتیاد و خانواده از هم پاشیده.در حالیکه وقتی از نظر قانون به مساله نگاه میکنیم میبینیم که هرکس داره نون باورهای خودش رو میخوره و یه مثال از استاد توی ثروت 1 این مساله رو خیلی خوب برام جا انداخت و تونستم به خیلی از باورهای دیگه تعمیم بدم.این باور مخرب رو گفتن استاد که : (ذهن فقر فکر میکنه اگر ثروتمند بشم میشم صندوق صدقات بقیه. و توضیح دادن که تو اگر نه گفتن بلد نباشی یعنی عزت نفست پایینه و مشکل از پول نیست).
پول به ما نه گفتن رو یاد نمیده.بلکه پول هرآنچه که ما داریم رو بهش قوت میده.اگر خسیس باشیم ،خسیس تر میشیم. اگر بخشنده و دست و دلباز باشیم،دست و دلبازتر میشیم.
من برای خودم روی باورها اینطوری کار میکنم و وقتی استاد یه سرنخ منطقی بهم میدن سعی میکنم این منطق رو تعمیم بدم روی بقیه مسائل و اینطوری خیلی بهم کمک میکنه که زودتر باورهام رو درست کنم و سرعتم رو میبره بالا.
برای این باور مخرب که هرچقدر ثروتمند تر بشم از خدا دورتر میشم،یکی از حرفهای استاد همیشه توی سرم میچرخه که توی قسمت سوم سه برابر کردن درآمد گفتن: (بی پولی عزت و شرف آدم رو میگیره،عزت و شرف کشور رو میگیره).
بی پولی باعث میشه سر آدم جلوی همه پایین باشه.همش چشمت بدنبال دست این و اونه که یه پول خوردی بهت کمک کنن یا بهت یه رحمی کنن. و من متنفرم از اینکه کسی بهم ترحم کنه و بخوام شرایطی داشته باشم که کسی بخواد دلش به حالم بسوزه.و این یجور اهرم رنج و لذت قوی توی ذهنم ساخته که حالا حالاها این سوختش تموم نمیشه.
خدایا شکرت.سپاسگزار استاد نازنینم و مریم خانم شایسته مهربان و همه دوستان هستم
به نام خدای مهربانم خدایی که عاشقه منه منو دوست داره خدایی که بیشتر از من دوست داره من ثروتمند باشم سلام به استاد عزیزم و مریم جانم
ممنونم از فایل زیبا و متن بی نظیرش
ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست
من هم میتواند ثروتمند شوم فقط باید باورهامو تغییر دهم باور فراوانیم را تقویت کنم
ثروت مرا به خداوند نزدیک میکند
ثروتمند شدن مرا از حسادت دور میکند
مرا از نگرانی و استرس دور میکند
و بدون دغدغه کارهامو انجام میدم و خرید میکنم و مسافرت میرم
من چند روزیه جهاد اکبر راه انداختم برای تغییر باورهابم و از خداوند خواستم در این مسیر نور و روشنایی کمک و هدایت و حمایتم کند تا بتوانم با رهای درست و هماهنگ با ثروت بسازم
هماهنگ با خواسته ام درآمد سه برابری
الهی شکرت میگویم سپاسگزارتم
که امشب هدایتم کردی به این قسمت تا بفهمم راهم درسته فقط باید قدرت و سرعت بهش بدم و با ایمان و امید و صبر کردن ادامه بدم و عمل کنم
به تازگی به این باور پی بردم که دیوونم کرده واقعا هیچ جوره این ذهنه با من راه نمیاد
برا من جواب نداد ک از خوبیهای ثروت بگم و ازبدیای فقر بگم و اونم بگه
باشه
میدونین استاد اینجا دارم اینو مینویسم ک اگ کسی مث منه از بیس درستش کنه من فهمیدم که
ما خیلیامون اصن خدارو اشتباه تعریف کردیم
تو ذهنمون یعنی اون اصله مشکل داره خدایی ک من تو ذهنم واقعیییی دارم (ن به حرف و کامنتای قشنگ)
ی خداییه که توی ی مسجدد تاریک ک فقط با نور سبز کم رنگ روشنه و خالیم هست و هیچکس دورش،نیست،و، همه رفتن پی ثروت و عشق و حال و دنیا و اون تنهاست و کسیم ک مث اون تو تاریکی و نور کم و تنهای باشه اون با خداست و اون توی اخرت میره بهشت،
اما امروز بهم. الهام شد ک برم کتاب چگونه فکر خدارو بخونیم رو مطالعه کنم
میدونین وقتی داشتم میخوندمش تازه با خودم گفتم
اصن این خدایی ک بقیه گفتن ازکجا اومده؟؟؟
میدونین من اون خدارو اول باید از بین ببرم
اون خدای تنها. و تاریک و کم نور.
مگ کسی خدارو دیده؟؟ ؟؟
کی برا من این حرفارو زده؟؟؟
خدا چ شکلیه
چی میگه
چی میخواد داستانش چیه
میخواد کجا بره از کجا اومده.
با ما چ داستانی داره.
و دارم حس میکنم ک به نتایج خوبی میرسم
خدای من توی ذهن من ثروتمند نیست،.
اون صاحب اب و خاک و جنگل هست (اما اینا از نظر ذهن من پول و ثروت نیست (پول و ثروت تو ذهن من قصر چند طبقه و ماشینای شاسی بلند وو….. هستن ک اونام جلوه خوبی تو قلبم نداره بااینک میخوامشون))))
من باید اون خدارو ازبین ببرم (هنوزم ته قلبم میترسه ازینک میگم باید اون خدا رو ازبین ببرم.
وسلام به دوستان عزیزم .چقدر باور به اینکه اگر پول فراوان داشته باشیم .ادم بدی میشیم وخدارا فراموش می کنیم در من هست ودقیقا امروز بهم ثابت کردین که من این باور رو دارم
چون هر بار که قراره به جایی برسم که زندگی بهتری رو تجربه کنم به انواع مختلف از اون موقعیت دور شدم وحتی تا یک قدمی موفقیت های بزرگ رسیدم اما یهویی همه چی به زیر صفر رسید ومن دوباره تلاش میکردم وباز همون نتیجه
چند روزی هست که توی دوره ثروت 1 بیشتر فهمیدمش ودارم براش کار می کنم .باور مادرم این بود که ادم خیلی هم که چیزی داشته باشه منظورشون رفاه وامکانات وماشین خوب وخونه خوب و….داشته باشه خودش رو گم می کنه .دیگه یادشون میره کجا بودن ..وهمیشه ورد زبونشون این بود که ما کاری پول فراوون نداریم اینقدری که دستمون بر کسی دراز نباشه .ادم پولدار مغرور میشه .
ومن 25 ساله دارم کار می کنم وهنوز ی خونه ندارم .وتوی خونه اجاره ای هستم
خونه داشتم توی سن کم اما از دست دادم ودوباره
کارکردم و آپارتمان توی بهترین منطقه خریدم اما حتی نتونستم یک روز داخلش زندگی کنم .
چند سال تلاش میکردم تا اوضاع رو روبراه کنم ولی یهویی در مدت کوتاهی همه چی یکجا از دست می رفت .وباز روزی از نو
چقدر استاد من حرفهای شمارو درک می کنم وحتی آخرین اتفاقش امروز بود که پارسال خونه مسکن ملی به نامم دراومد ولی پولش رو نداشتم که واریز کنم .وامروز رفتم صحبت کردم .ولی گفتن اسمتون از لیست حذف شده .
وبیشتر متوجه شدم که ببین یکجای کارت می لنگه
حتی الان که اون پول هست اون موقعیت نیست یا موقعیت کمرنگ شده
وشبی به این فایل دوباره هدایت شدم که بیشتر باید روی این باور کار کنم که هرچقدر من راحتر وبیشتر ثروتمند بشم پیش خدا محبوب تر میشم
ادمی که ثروت نداره ایمان هم نداره .چون همیشه توی ترس واسترس هست .وقتی توی خونه اجاره ای هستی به قول استاد باید سر پایین راه بری
اما من کوتاه نمیام وتغیر میکنم .ایمان دارم که این تضاد بیشتر بهم فهموند که خواسته من یکی خونه نیست .من لیاقت ملکهای زیادی دارم واصلا هم ادم بدی نمیشم .وقتی بی پولی عذت واعتبار نداری .شاید هر کاری انجام بدی .اما وقتی پول داری .به خودت اجازه نمیدی هرکاری بکنی با هرکسی همسفره نمیشی .و…عذت نفست رو حفظ می کنی با اعتماد به نفس صحبت می کنی .به کسی باج نمیدی .واتفاقا بخدا نزدیک میشی چون کفر نمیگی .خدارا برای نداشته هات مقصر نمیدونی
بلکه بخاطر داشته هات بیشتر شکر گذاری میشی
خدایا کمکم کن تا از شر این باورهای شرک الود خلاص بشم .
سلام خدمت استاد عزیز سلام به هم فرکانسی های خوبم که جدا از فایلهای استاد که خیلی باارزشه هردونه کامنت کلی تجربه آموزش داخلشه از تک تکتون سپاس گزارم و از خدای خودم ممنونم که منو به این سایت هدایت کرده وقتی میام سایت یه فایلی گوش میدم بعد چندتا کامنت هم میخونم انگار تو یه دنیای دیگ با خانواده جدید که متعلق بهشون هستم سپری میکنم
استاد خوبم این فایل بسیار اموزنده عالی بود و من نشانه امروزم رو زدم این فایل آورد دقیقا کلمه به کلمه حرفاتون تو وجودم تزریق شد و چقدر راه رو اشتباه رفتیم با باورهای غلط من از وقتی وارد سایت شدم هرروز برام اتفاقای خوب میفته چند رو پیش که میخواستم اجاره سالنم رو بدم پول کم داشتم و بطور شگفت انگیزشی 4برابر اندازه ای که کم داشتم بحسابم اومد و بعد اونم به یکی بدهکار بودم ده ملیون بهم زنگ زد اصلا پول نداشتم بهش بدم گفتم فردا صبح میزنم برات و فرداش یکی از دوستام ده ملیون زد برام همینجوری هدیه و من بقدری سپاس گزار شدم که وقتی راهت درست باشه مسائل برات آسون میشه
من کلی راه دارم کلی هدف دارم خیلی سختی کشیدم بابت هرچیزی مخصوصا پول و میخوام ثروتمند باشم و این حقه منه ولی هنوز خیلی کار دارم باخودم باید خیلی رو خودم کارکنم میدونم میشه فقط کافیه رو خواسته هام رو این سایت بمونم و حسم عالی باشه استاد و دوستان خوبم ممنون که هستین و خدا رو شکر که من همچین جایی هستم
ازاین بعد بیشتر کامنت میزارم و از هدفهایی که تیک میخوره براتون مینویسم
به نام خدا
امروز داشتم به این فکر میکردم که چجوری میشه بعضی از افراد به خواسته هاشون میرسن ولی من نمیتونم برسم یعنی کجای کارم اشتباهه بعد یه حسی درونم گفت بیام سایت و نشانه ی امروزم رو ببینم وقتی این فایل برام بالا اومد خیلی خوشحال شدم از اینکه دقیقا همون نشونه و جوابی بود برای سوال امروزم بعد از گوش دادم به فایل متوجه شدم که اگه به خواسته هام نمیرسم دلیلش فقط باورهای خودمه و خودم رو باید تغییر بدم همیشه تمرکزم بجای اینکه روی تغییر خودم و باورهایم باشه روی تغییر شرایط بود و هیچ وقت به اون نتیجه دلخواهم نمیرسم با گوش دادن به این فایل متوجه شدم که اشتباه اصلی کارم کجاست و تصمیم گرفتم از این به بعد بیشتر روی تغییر باورهایم کار کنم
ممنونم از استاد عباسمنش عزیز بابت فایل عالی که در اختیارمون گذاشتن
درک من از این فایل استاد:
اولین باوری که باعث رسیدن من به خواستههام میشه باور به امکان پذیری هست.
چطور باور کنم؟ با دیدن افرادی که در شرایط مشابه من یا حتی بدتر بودن و توانستن به آن نقطه ای که خواسته منه، برسن. در واقع با دیدن الگوهایی که به خواسته من رسیدند
وقتی باور کنم میشود اونوقت ایده ها و قدم های به من گفته میشود از هزاران راه
پس اولین قدم برای اینکه به یه خواسته برسم اینه که باور کنم میشه به این خواسته رسید و عاملی که میتونه این باور رو در ما ایجاد کنه اینه که یک نفر تونسته به این خواسته برسه پس برای من هم میشود.
وقتی من تغییر کنم جهان اطرافم هم تغییر میکند. من فقط باید روی خودم تمرکز کنم بقیه کارها انجام میشود.
اما اینطور نیست اگه من برم فلان شهر اونوقت شرایطم متفاوت میشه. ما باید بتونیم از جایی که هستیم اول خودمون رو تغییر بدیم، شخصیتمون رو بهبود بدیم اونوقته که جهان خودش طبق قوانین مکان زندگیمون رو تغییر میده
اول باید در محیطی که هستم باهاش هماهنگ بشم. اول باید در همون موقعیتی که هستم، نه با تغییر شرایطتم، بلکه با تغییر باورهام به آرامش و احساس خوب برسم
این یکی از قوانین جهانه: هرکسی هرجایی که هست در جایی درستشه
اگر بخواد جاش رو تغییر بده اول باید باورهاش رو تغییر بده. در واقع همه چیز از ذهن ما شروع میشه نه تلاش فیزیکی.
توی این مباحث یه چیز دیگه ای هم که هست اینه به محض اینکه بخوایم تغییر کنیم خداوند به هزاران تغییر زمینه رشد مارو فراهم میکنه. به محض اینکه به جای مقصردانستن بقیه، باورهای خودت رو مقصر بدانی، خداوند شرایط تغییر را فراهم میکند
وقتی هماهنگ بشیم با محیطمون، جهان جاهای بهتری و هماهنگتری را به ما نشان میدهد. در واقع جهان نگاه میکنه به فرکانس های ما. هر فرکانسی بفرستم از جنس همون بهم برمیگردونه.
اگه داری در مورد مشکلات و بدبختی و بیچارگی هات صحبت میکنی، میبینه از همون جنس چی هست و شرایطی رو برات فراهم میکنه که بدبختی بیشتری رو دریافت کنی
اگه داری درباره سپاسگزاری و خنده و شادی و فراوانی حرف میزنی از جنس همون بیشتر برات میفرسته
خیلی مهمه که حواسمون باشه داریم پسزمینه ذهنمون به چه چیزایی فکر میکنیم چون همونا دارن فرکانس به جهان میفرستن و اتفاقات رو رقم میزنن.
وقتی هماهنگ بشم با خودم( یعنی با دیدگاه روحم هماهنگ بشم، یعنی از دریچه ای به اتفاقات و زندگی نگاه کنم که بهم احساس بهتری میده و دیدگاه ذهنم با روحم رو یکی کنم) وقتی هماهنگ بشم با محیطم ( یعنی زیباییهای جایی که هستم، نکات مثبت محیط اطرافم و اطرافیانم رو ببینم سپاسگزارشون باشم، تحسینشون کنم) وقتی هماهنگ بشم با جهان( یعنی درکش کنم به خصوص سیستماتیک بودنش رو و قوانین رو درک کنم و تمام اعمالم رو با قوانینش هماهنگ کنم ) جهان قدم به قدم شرایط و محیطهای بهتری رو برام فراهم میکنه. این یک قانونه
در واقع اگر خودم رو تغییر ندم، باورهام رو تغییر ندم، با تغییر محیطم، آدمهای اطرافم یا هر تغییر بیرون از من، زندگی من تغییری نمیکنه
وقتی آدم در مدار درست قرار میگیره، وقتی باورهاش درست میشه، وقتی هماهنگ میشه با جهان اطرافش، وقتی از دنیا لذت میبره، جهان کاری میکنه که لذت بیشتری ببره در شرایط بهتری قرار بگیره
تمام این صحبتها به این معنا نیست که دیگه هیچ مسئلهای بوجود نمیادها، نه مسائل بازم میان (چون مسائل یا تضادها میان که خواسته های من رو مشخص کنند و منو رشد بدهند دقیقا مثل همین تضادی که الان داخلش هستم) ولی وقتی باورهامون تغییر کنه مسائل رو دیگه بزرگتر از خودمون نمیبینیم ،دیگه انقد زیاد و سخت نیستن که اشکم رو دربیارن و برامون قابل حله . چون دیگه باور کردیم که هر مسئلهای راه حلهای زیاد و ساده و قابل اجرا داره
در واقع همه چیز بستگی داره به خودمون
وقتی خودمون عوض بشیم جهان اطرافمون هم عوض میشه. وقتی خودمون منشأ خوبی باشیم، جهان هم منشأ خیر و خوبی و خوشی و برکت میشه برای ما
پس نخوام چیزی رو به زور تغییر بدم. وقتی خودم تغییر کنم جهان همه شرایط رو برام فراهم میکنه
مهاجرت در زمانی که با احساس آرامش و حال خوب هست باعث رشد و موفقیت میشه. چون با توکل به خدا قدمدر دل ناشناخته ها میذاریم.
تا زمانی که به ثروت نرسیم و لمسش نکنیم نمیتونیم ازش بگذریم
تنها راهی که بتونیم فراوانی خداوند رو درک کنیم، تغییر باورهامونه . اونوقت میبینیم که جهان بینهایت ثروتمنده و هر آنچه که بخواهیم به ما داده میشه تا برسیم به بی نیازی، اونوقته که میتونیم از ثروت بگذریم
انقدر با تغییر باورهامون به بی نیازی برسیم که دیگه کاری که میکنیم به خاطر پول نباشه
باور محدود کننده من اگر پولدار شوم از خداوند دور میشوم
باور قدرتمند کننده جایگزینش:
من هرچقدر پولدارتر شوم، هر چقدر ثروتمند شوم به خداوند نزدیکتر میشوم
پولدار شدن توحیدی ترین کار دنیاس
دلیل منطقیش: وقتی به دنیای اطراف نگاه کنیم میبینیم فقیر به هر طریقی دنبال درآوردن پول هستند. تمام فکرشان پول درآوردن است. در صورتیکه ثروتمندان در حال لذت بردن از دنیا، راز و نیاز با خداوند هستند
باور محدودکننده: چطور من در رفاه باشم و ادم های فقیر در دنیا هستن؟
باور درست: هرکسی نتیجه اعمال خودش رو میگیره. وقتی من روی ذهنم کار کنم ،باورهامو تغییر بدم و به ثروت برسم در واقع دارم نتیجه تلاشم رو دریافت میکنم. مثال فردی که سالها درس خوانده و بورسیه شده با افرادی که هیچ درسی نخواندن
ما باید یادبگیریم با تغییر باورهامون نتیجه خوب تو زندگیمون بگیریم و الگویی بشیم برای دیگران که نتیجه خوب بگیرن. در واقع با دلسوزی کردن برای افراد، به اونها هیچ کمکی نمیتونیم بکنیم تازه شرایط خودمون رو هم بد میکنیم چون احساسمون بد میشه
بارها و بارها خداوند در قرآن گفته اولین انفاقی که میکنید به خویشاوندان خودتون باشه. پس هروقت توانایی مالی داشتم تا هرجایی که در توانمه بهتره اول به نزدیکانم کمک مالی کنم
چیزهایی که با درک این فایل از همین لحظه باید انجام بدم:
هرخواسته ای دارم باور کنم رسیدن بهش امکان پذیره و این باور رو با دیدن الگوش در زندگی فرد دیگر بوجود بیارم
فقط روی خودم، تغییر باورهام، فکرهای پس ذهنم توجه و تمرکز کنم
باورهای خودم رو مقصر بدونم نه افراد دیگه رو
باورکنم همه چیز از ذهن خودم شروع میشه نه تلاش فیزیکی. جهان من با تغییر افکارم تغییر میکنه
فقط در مورد نکات مثبت، زیبایی ها حرف بزنم. به هیچ عنوان به هیچ عنوان به هیچ عنوان از بدبختی و مسائل و مشکلات حرف نزنم
روی نکات خوب و زیبای ادم های اطرافم تمرکز کنم و تحسین کنم و فقط اونها رو ببینم
باور کنم که برای داشتن هرآنچه میخواهم، فقط کافیه روی باورهای خودم کار کنم جهان همه چیز رو بهم میده،هرچیزی هرچقدر بزرگ
نچسبم به همون مقدار پولی که دارم ( راجع به مسئله خونه)وگرنههمونی که دارم روی هم از دست میدم. فراوانی ثروت در جهان رو باور کنم و بدونم من خیلی بیشتر از اینها رو میخوام و وقتی نچسبم بهش خیلی بیشتر از آنها بهم داده میشه. مثل ماجرای پیرمرد و افسار خرش
درباره اینکه ثروتمند شدن توحیدی ترین کار دنیاس و به خدا نزدیکترم میکنه و دلالیش فکر کنم مدام
احساس عذاب وجدان نسبت به پولدار شدن برا بقیه آدمها حتی خانواده ام نداشته باشم، احساس دلسوزی برا هیچ کسی حتی خودم نداشته باشم
انفاق رو اول از نزدیکانم باید شروع کنم
فقط درباره موفقیتهام، درباره اتفاقات خوب زندگیم حرف بزنم بهشون توجه کنم. با عشق با لذت درباره شادیهام و اتفاقات خوب زندگیم حرف بزنم تا از جنس همون بیشتر بهم داده بشه
بیام شبیه زمانی که ثروتمند میشم فکرکنم. کاری که انجام میدم رو برای پولش انجام ندم. برای پول کار نکنم. بهترین کیفیتو در نظر بگیرم. با جون و دل کار کنم و باور کنم دارم به گسترش و پیشرفت جهان (با دادن حس خوب به مشتریهام به واسطه کارم که نرم و لطیف کردن موهاشون و اراسته شدن موهاشون هست) کمک میکنم لاجرم خداوند به من بیشترین ثروت رو میده
من لایقم و لیاقت تمام ثروتهای جهان رو دارم و خداوند تمام ثروتش رو در اختیار من گذاشته
بنام خداوندی که هرچه دارم از اوست
سلام خدمت استاد عزیز،مریم بانوی نازنین و دوستان گلم
همه چیز امکانپذیره،هم چیز بستگی به باورهای ما داره،اگه باورهامون رو تغییر بدیم و باور کنیم که میتونیم به هرچی آرزوشو داریم برسیم،پس قطعا میتونیم ،پس قطعا امکانپذیره،پس قطعا میشود
ما باید همیشه از موفقیت ها،خواسته ها، داشته ها،زیبایی ها صحبت کنیم،باید همیشه در این فرکانس ها باشیم تا جهان همینرو وارد زندگیمون کنه
ما باید تغییر کنیم تا جهانمون تغییر کنه،تا شرایط ،آدمها،اتفاقات باهامون هماهنگ بشن و ما به راحتی خواسته هامون برسیم
این جهان کوه هست و فعل ما ندا ، سوی ما آید نواها را صدا
باید در هرجایی که هستیم از همونجا تغییر را در خودمون شروع کنیم با تغییر باورهامون با تغییر در فرکانسهامون تا جهان هم به ما پاسخ دهد
امروز 23 آذر1404
در پناه خدا ثروتمند باشید.
به نام خداوند کریم و رحیم و بخشنده و رزاق
سلام خدمت استاد عزیز،خانم شایسته نازنین و دوستان گلم
پس میشود
،بهترین الگو برای اینکه ما هم بدونیم که موفق میشیم،ثروتمند میشیم،به آزادی میرسیم،به آرامش میرسیم، دیدن و باور کردن الگوهایی هست که به این موفقیتها رسیده اند،وقتی آنها توانسته اند ما هم میتوانیم و میشود که رسید و ممکن است.
ما باید دائم با خودمون،با خداوند،با دیگران ،درباره خواسته هامون، موفقیتهامون،داشته هامون،زیباییها،نعمتها،ثروتها صحبت کنیم تا خودمون رو در مدارشون قرار بدیم.
ما باید خودمون رو تغییر بدیم تا شرایطمون هم عوض بشه ،تا جهان هم شرایط بهتر رو برای ما بوجود بیاره
وقتی ما تغییر کنیم،باورهامون تغییر کند شرایط ،آدمها،اتفاقاتی برای ما بوجود میاد که مارو راحتتر به خواسته هامون میرسونه، این قانون خداونده
من اگه ثروتمند بشم به خدا نزدیکتر میشم،چون میتونم به خانواده ام کمک کنم، میتونم جهان رو گسترش بدم،میتونم به دیگران کمک کنم،مدرسه بسازم،بیمارستان بسازم،نیازهای افراد نیازمند رو برطرف کنم…
” ثروتمند شدن معنوی ترین کار جهان است”
وقتی ما خودمون رو تغییر میدیم ،جهان اطرافمون هم تغییر میکند
موفق و پیروز باشید
به نام خدای فراوانی
سلام با استاد عزیز و مریم جان و همه ی. همسفران گرامی.
25 قسمت از مدیتیشن تمرکز بر خواستهها میگذره من اسمش رو گذاشتم مدیتیشن چون دقیقاً داره لیزری روی نکات مثبت و فرکانس مثبت کار میکنه.
از روزی که این سفر رو شروع کردم یه سری کارها عجیب شده برام و خودمم نمیدانم که چطور دیگه چیز منفی نمیبینم ،نمیفهمم،به گوشم نمیرسه و همه ی اینها از شروع این سفر اعجاب برانگیز شروع شده و فقط و فقط زیبایی و خبرهای خوش بهم میرسه،مشتریهای خوب رابطههای خوب،گسترش بهتر جهان و تمام نکات مثبت بیشتر بیشتر دارند میشن.
اما باوری که استاد توی این فایل روحانی گفت که درهایی از بهشت با افراد باز میشه این باور کرد معنویترین و خیرخواهانه ترین کار دنیا ثروتمند شدن است و با باور ثروت به خدا و افراد خدایی بیشتر و بیشتر نزدیک میشویم ،در واقع با ثروتمند شدن به همه جا میرسیم من به این فکر کردم وقتی که ثروتمند میشم چطور به گسترش هان کمک میکنم و این آمد مثلاً من یک زمین میخرم
و میخوام اون را بسازم برای ساخت این زمین نیاز به بنا دارم و باید برم مصالح بخرم باید برم برقکار بیارم باید برم جوشکار بیارم باید برم کابینت کار بیارم و من در واقع چون اعث میشم که خیر و برکت از طرف خداوند و دستی بشم از خدا برای درآمد داشتن و اینجور میشه که که جهان سترش پیدا میکنه من شین میرم میخرم باید روغن ماشین را عوض کنم ماشین من نیاز به کارواش داره میرم میشورم و همه اینها نشانه این هست که ثروت معنوی هست.
بهقول استاد من کی میتونم پیش خونوادم باشم زمانی که از لحاظ مالی تامین باشم همه اینها نشانه این است که ثروت معنوی است.
از دیگر نکات مثبت این سفر این است که آدم عملگرایی میشوید چون روزانه داری فایل آموزشی میبینی.
و در کل استاد شما الگوی ما هستین برای رسیدن به ثروت برای رسیدن به خدا و غیره
در پناه خداوند باشید
به نام خداوند وهاب و هدایتگر
سلام به استاد نازنینم و همه دوستان
عجب فایلی بود.هی داشتم تایم رو نگاه میکردم و دوست داشتم تمام نشه.
بریم سراغ ردپای روز 25 از سفرنامه:
این سفر بهترین و پر برکت ترین سفری هست که تا الان داشتم.باورهایی که برام ساخته شده تا به امروز یجوری داره توی زندگیم نمودار میشه که اصلا نمیتونم توصیف کنم.از آرامشی که هر روز داره بیشتر میشه.از خواب راحت تر.از احساس بهتری که دارم.از ورودی مالی و از همه لحاظ.
دیروز باید یجای دور میرفتم و کلی باید هزینه زمانی و مالی میکردم.اما یجوری شد که با یه تلفن حل شد و کلی تایم زیاد آوردم و گذاشتم روی بهبود بیزنسم.
خب الان اینجا نزدیک کریسمس هستیم و بازارهای کریسمسی خیلی قشنگن و هر شهر نسبتا بزرگی یکی از این بازارها داره.دوست داشتم توی افتتاح یکی از بازارها باشم و دیروز باید افتتاح میشد.امروز گفتم عیب نداره.میرم و لذت میبرم.امروز که رفتم دیدم برنامه عقب افتاده و افتتاحیه فردا هست و چون دیروز کارهام رو انجام دادم،فردا با خیال راحت میتونم برم و لذت ببرم و پول بسازم.
خدایا شکرت.و خیلی اتفاقات جالب دیگه که هر شب توی دفتر شکرگزاریم مینویسمشون.
اما یکی از برکات مهم این سفرنامه،عمل به تعهدی هست که به خودم دادم.یکی از پاشنه های آشیل من نداشتن استمرار هست.الان خییییلی خوب شدم.اما چون دائم باید روش کار کنم،این ایده اومد که هرشب بلا استثنا و در هر شرایطی باید فایل رو ببینم و شکرگزاری کنم که خداروشکر الان روز 28 از دوره ای هستم که برای خودم طراحی کردم و تونستم به لطف خدا تا الان استمرار داشته باشم و این احساس خیلی خوبی بهم میده.
امروز هم نشستم تمام باورهایی که برای رشد بیزنسم بهم کمک میکنه رو نوشتم و میخوام با صدای خودم ضبط کنم که بارها و بارها گوش بدم و برای هر باور کلی مثال آوردم که برای ذهنم منطقی باشه و بپذیره.این رو استاد توی جلسه 1 قدم اول گفتن که باورها باید منطق داشته باشن و من دارم سعی میکنم که از آموزشها در عمل استفاده کنم.
اما در مورد این جلسه و نکاتی که برام خیلی برجسته بود:
اول اینکه ما با دیدن الگوهایی که به موفقیت رسیدن این باور درونمون شکل میگیره که ما هم میتونیم به موفقیت مد نظرمون برسیم.اما طبق فایل روز قبل باید حواسمون باشه که موفقیت افراد رو تحسین کنیم بدون اینکه خودمون رو مقایسه کنیم.این اولین قدم هست که هم برامون باور میسازه و هم بهمون انگیزه برای حرکت میده.
اما باوری که برای مهاجرت از استاد یاد گرفتم و ساختم این بود که کارهای من توسط خداوند به سادگی هرچه تمام تر انجام میشه و اگر برای استاد شده برای من هم میشه و خدای من و استاد یکی هست و من تکاملم رو طی کردم و لاجرم باید مهاجرتم اتفاق بیوفته و من هم دقیقا مثل استاد خیلی راحت پروسه مهاجرتم انجام شد و از روزی که پام رسید اروپا فقط معجزه بود و معجزه.و خیلی بیشتر خدا رو درک کردم و مهاجرت یجوری رشدم داد که فقط خودم میدونم و خدای خودم.خدایا شکرت
و اما این باور محدود کننده که هرچقدر به ثروت برسیم از خدا دورتر میشیم رو من یجور دیگه توی ذهنم داشتم و دارم.همیشه داشتن ثروت برای ذهن من مساوی بوده با بیماری و اعتیاد و خانواده از هم پاشیده.در حالیکه وقتی از نظر قانون به مساله نگاه میکنیم میبینیم که هرکس داره نون باورهای خودش رو میخوره و یه مثال از استاد توی ثروت 1 این مساله رو خیلی خوب برام جا انداخت و تونستم به خیلی از باورهای دیگه تعمیم بدم.این باور مخرب رو گفتن استاد که : (ذهن فقر فکر میکنه اگر ثروتمند بشم میشم صندوق صدقات بقیه. و توضیح دادن که تو اگر نه گفتن بلد نباشی یعنی عزت نفست پایینه و مشکل از پول نیست).
پول به ما نه گفتن رو یاد نمیده.بلکه پول هرآنچه که ما داریم رو بهش قوت میده.اگر خسیس باشیم ،خسیس تر میشیم. اگر بخشنده و دست و دلباز باشیم،دست و دلبازتر میشیم.
من برای خودم روی باورها اینطوری کار میکنم و وقتی استاد یه سرنخ منطقی بهم میدن سعی میکنم این منطق رو تعمیم بدم روی بقیه مسائل و اینطوری خیلی بهم کمک میکنه که زودتر باورهام رو درست کنم و سرعتم رو میبره بالا.
برای این باور مخرب که هرچقدر ثروتمند تر بشم از خدا دورتر میشم،یکی از حرفهای استاد همیشه توی سرم میچرخه که توی قسمت سوم سه برابر کردن درآمد گفتن: (بی پولی عزت و شرف آدم رو میگیره،عزت و شرف کشور رو میگیره).
بی پولی باعث میشه سر آدم جلوی همه پایین باشه.همش چشمت بدنبال دست این و اونه که یه پول خوردی بهت کمک کنن یا بهت یه رحمی کنن. و من متنفرم از اینکه کسی بهم ترحم کنه و بخوام شرایطی داشته باشم که کسی بخواد دلش به حالم بسوزه.و این یجور اهرم رنج و لذت قوی توی ذهنم ساخته که حالا حالاها این سوختش تموم نمیشه.
خدایا شکرت.سپاسگزار استاد نازنینم و مریم خانم شایسته مهربان و همه دوستان هستم
شاد و خوشبخت باشید
به نام خدای مهربانم خدایی که عاشقه منه منو دوست داره خدایی که بیشتر از من دوست داره من ثروتمند باشم سلام به استاد عزیزم و مریم جانم
ممنونم از فایل زیبا و متن بی نظیرش
ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست
من هم میتواند ثروتمند شوم فقط باید باورهامو تغییر دهم باور فراوانیم را تقویت کنم
ثروت مرا به خداوند نزدیک میکند
ثروتمند شدن مرا از حسادت دور میکند
مرا از نگرانی و استرس دور میکند
و بدون دغدغه کارهامو انجام میدم و خرید میکنم و مسافرت میرم
من چند روزیه جهاد اکبر راه انداختم برای تغییر باورهابم و از خداوند خواستم در این مسیر نور و روشنایی کمک و هدایت و حمایتم کند تا بتوانم با رهای درست و هماهنگ با ثروت بسازم
هماهنگ با خواسته ام درآمد سه برابری
الهی شکرت میگویم سپاسگزارتم
که امشب هدایتم کردی به این قسمت تا بفهمم راهم درسته فقط باید قدرت و سرعت بهش بدم و با ایمان و امید و صبر کردن ادامه بدم و عمل کنم
خداوندا شکرت سپاسگزارتم هزاران هزار مرتبه
در پناه خداوند مهربان باشین
به نام الله
سلام استادجان
امیدوارم ک عالی باشید
به تازگی به این باور پی بردم که دیوونم کرده واقعا هیچ جوره این ذهنه با من راه نمیاد
برا من جواب نداد ک از خوبیهای ثروت بگم و ازبدیای فقر بگم و اونم بگه
باشه
میدونین استاد اینجا دارم اینو مینویسم ک اگ کسی مث منه از بیس درستش کنه من فهمیدم که
ما خیلیامون اصن خدارو اشتباه تعریف کردیم
تو ذهنمون یعنی اون اصله مشکل داره خدایی ک من تو ذهنم واقعیییی دارم (ن به حرف و کامنتای قشنگ)
ی خداییه که توی ی مسجدد تاریک ک فقط با نور سبز کم رنگ روشنه و خالیم هست و هیچکس دورش،نیست،و، همه رفتن پی ثروت و عشق و حال و دنیا و اون تنهاست و کسیم ک مث اون تو تاریکی و نور کم و تنهای باشه اون با خداست و اون توی اخرت میره بهشت،
اما امروز بهم. الهام شد ک برم کتاب چگونه فکر خدارو بخونیم رو مطالعه کنم
میدونین وقتی داشتم میخوندمش تازه با خودم گفتم
اصن این خدایی ک بقیه گفتن ازکجا اومده؟؟؟
میدونین من اون خدارو اول باید از بین ببرم
اون خدای تنها. و تاریک و کم نور.
مگ کسی خدارو دیده؟؟ ؟؟
کی برا من این حرفارو زده؟؟؟
خدا چ شکلیه
چی میگه
چی میخواد داستانش چیه
میخواد کجا بره از کجا اومده.
با ما چ داستانی داره.
و دارم حس میکنم ک به نتایج خوبی میرسم
خدای من توی ذهن من ثروتمند نیست،.
اون صاحب اب و خاک و جنگل هست (اما اینا از نظر ذهن من پول و ثروت نیست (پول و ثروت تو ذهن من قصر چند طبقه و ماشینای شاسی بلند وو….. هستن ک اونام جلوه خوبی تو قلبم نداره بااینک میخوامشون))))
من باید اون خدارو ازبین ببرم (هنوزم ته قلبم میترسه ازینک میگم باید اون خدا رو ازبین ببرم.
انگار ک ذهنم میگ، تو بخاطر پول میخوای خداتو ازبین ببری)
باید بهش ثابت کنم ک اون اشتباه بوده
باید این خدا جدیده رو بهش نشون بدم
خدا جدیده همون خدای واقعی
همون خالق و فرمانروای جهان
همونی ک برگی بی اذن او ازدرخت نمیفته
خدای سلیمان خدای یوسف
خدای ابراهیم
خدای علی
خدای محمد،
خدایی ک ثروتمندارو همواره به راه های بهتری برای گسترش جهان هدایت میکنه
ن خدای،
مذهبیون مسجدِ سرکوچه.
همون خدایی ک برای ی دیوار ساختنش از مردم
پول میگیره و خودش هیچ قدرتی نداره.
میدونین من مثل یک بت پرستیم ک سالها میرفتم بتخانه و میپرستیدم بت هارو (حتی نماز صبح رو توی تاریکی و سرما توی سن کم ی دختر
میرفتم سرکوچه ک مسجد بخونم)
حالا با خدای یکتا اشنا شدم و ترس دارم ازینک
بت بزرگ خودم رو بذارم کنار.
استادجون حرفتونو قبول دارم ک این باور خیلی سخته
اما ایمان دارم ک همونی ک تو دلم انداخته روش کار کنم همون کمک میکنه فقط باید ادامه بدم.
ادامه میدم.
دوستون دارم
قربونتون برم
به نام خدایی که روزی رسان بی حساب است
سلام وادب به استاد عزیز. وهمسفر خوبتون
وسلام به دوستان عزیزم .چقدر باور به اینکه اگر پول فراوان داشته باشیم .ادم بدی میشیم وخدارا فراموش می کنیم در من هست ودقیقا امروز بهم ثابت کردین که من این باور رو دارم
چون هر بار که قراره به جایی برسم که زندگی بهتری رو تجربه کنم به انواع مختلف از اون موقعیت دور شدم وحتی تا یک قدمی موفقیت های بزرگ رسیدم اما یهویی همه چی به زیر صفر رسید ومن دوباره تلاش میکردم وباز همون نتیجه
چند روزی هست که توی دوره ثروت 1 بیشتر فهمیدمش ودارم براش کار می کنم .باور مادرم این بود که ادم خیلی هم که چیزی داشته باشه منظورشون رفاه وامکانات وماشین خوب وخونه خوب و….داشته باشه خودش رو گم می کنه .دیگه یادشون میره کجا بودن ..وهمیشه ورد زبونشون این بود که ما کاری پول فراوون نداریم اینقدری که دستمون بر کسی دراز نباشه .ادم پولدار مغرور میشه .
ومن 25 ساله دارم کار می کنم وهنوز ی خونه ندارم .وتوی خونه اجاره ای هستم
خونه داشتم توی سن کم اما از دست دادم ودوباره
کارکردم و آپارتمان توی بهترین منطقه خریدم اما حتی نتونستم یک روز داخلش زندگی کنم .
چند سال تلاش میکردم تا اوضاع رو روبراه کنم ولی یهویی در مدت کوتاهی همه چی یکجا از دست می رفت .وباز روزی از نو
چقدر استاد من حرفهای شمارو درک می کنم وحتی آخرین اتفاقش امروز بود که پارسال خونه مسکن ملی به نامم دراومد ولی پولش رو نداشتم که واریز کنم .وامروز رفتم صحبت کردم .ولی گفتن اسمتون از لیست حذف شده .
وبیشتر متوجه شدم که ببین یکجای کارت می لنگه
حتی الان که اون پول هست اون موقعیت نیست یا موقعیت کمرنگ شده
وشبی به این فایل دوباره هدایت شدم که بیشتر باید روی این باور کار کنم که هرچقدر من راحتر وبیشتر ثروتمند بشم پیش خدا محبوب تر میشم
ادمی که ثروت نداره ایمان هم نداره .چون همیشه توی ترس واسترس هست .وقتی توی خونه اجاره ای هستی به قول استاد باید سر پایین راه بری
اما من کوتاه نمیام وتغیر میکنم .ایمان دارم که این تضاد بیشتر بهم فهموند که خواسته من یکی خونه نیست .من لیاقت ملکهای زیادی دارم واصلا هم ادم بدی نمیشم .وقتی بی پولی عذت واعتبار نداری .شاید هر کاری انجام بدی .اما وقتی پول داری .به خودت اجازه نمیدی هرکاری بکنی با هرکسی همسفره نمیشی .و…عذت نفست رو حفظ می کنی با اعتماد به نفس صحبت می کنی .به کسی باج نمیدی .واتفاقا بخدا نزدیک میشی چون کفر نمیگی .خدارا برای نداشته هات مقصر نمیدونی
بلکه بخاطر داشته هات بیشتر شکر گذاری میشی
خدایا کمکم کن تا از شر این باورهای شرک الود خلاص بشم .