https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2025/04/de-9.webp8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-04-26 07:06:302025-04-30 07:26:05گام به گام برای به ثمر رساندن خواسته های نیمه تمام | بخش 3
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به نام خدا که رحمتش بی اندازه است و مهربانیش همیشگیست
با سلام و درود خدمت استاد گرامی مریم خانم گل و دوستان همفرکانسیم
امروز متوجه نتایج مومنتوم پیگیری هر روزه سایت شدم دو سال قبل به اداره جدید منتقل شدم و درباره سایت و عضویتش به همکاری جدید آموزش دادم، بعد دو سال نتایج هر روز اومدن ام به سایت، خودم رو متعجب کرده بود و من رو یاد خواب استاد انداخت که می گفتن تو خواب قرار بود یه مسابقه دو برگزار بشه و ایشون با تمام قدرت می دویدن و وقتی برگشتن به پشت سرشون نگاه کردن آدمهای معلولی رو دیدن که چند قدم بیشتر برنداشته بودن
دقییییییقا من این حس رو درک کردم و البته چقدر بابت این رشد خدا رو شکر کردم خدائی ناکرده سوءبرداشت نشه من از رشد خودم خوشحال شدم و اینکه نتایجم نامحسوس بوده که خودم هم متوجه نشده بودم
خدمتتون بگم وقتی با همکاران صحبت می کردم اول فکر کردم چون تقریبا با هم شروع کردیم هم مداریم ولی بعد که فیدبک اونها رو دیدم متوجه شدم نه تنها هم مدار نیستیم بلکه چقدر زیاد با هم فاصله داریم
امروز متوجه شدم هدفی که امسال انتخاب کردم چقدر نتایجش بزرگ شده.
تو ایستگاه اتوبوس آیه ای توجهم رو جلب کرد این آیه نمود حال دل من بود، برای انسان بهره ای جز با سعی و کوشش او نیست.
به آسانی و تمرکز میشه نتایج رو خلق کرد، حالا اعتماد به نفسم بیشتر شده و دارم با قدرت و شادی بیشتری پیش می رم و خودم رو به خدا سپردم و نتیجه رو در مورد این هدفم هر روز تجسم می کنم. باز هم ممنون از سایت پر بار استاد و مطالب آموزنده ایشون
دیشب خواب دیدم تویک عروسی باشکوه غریبه در روستایی دعوت بودم و من دور میز گردی نشسته بودم و دیدم اقای ابراهیم خسروی با کت وشلوارمشکی وکراوات قرمز اومد و هیچ کس رونمیشناخت -اومد روبروی مانشست سرمیز -کلی باهم درباره سایت استادصحبت کردیم و کلی گفتیم خندیدیم و حرفای مثبت زدیم راجب سایت وای من چندتا سوال پرسیدم ازاقای خسروی وایشون جواب سوالات منو باشوخی و خیلی دقیق دادن – استاااااااااد گفتم ازاین به بعد درنوشتن کامنتهام بیشتر دقت کنم :))))
البته خیلی دقت میکنم ولی یسری مسائل باعث خجالتم میشه :))
باهم ازتالاراومدیم بیرون گفتش خب من برم با دلفینم برگردم خوزستان – و ازاتفاقات جالب عروسی میخام کامنت بنویسم گفتم بهش بروبه سلامت همش میخندید ومیخندوند وخیلی خوشحال بود -آفررررررررین پسرخوب معلومه عالی روی خودت کارمیکنی وحالت خیلی خوبه وبهت خوش میگذره -داداش گلم :)))
من یک خواسته نیمه تمام چندوقته دارم که دریافت کمیسیون چندمیلیارد تومانی ازیک ملک آقای بازیگرهست – چندوقت پیش با ایشون تماس گرفتم وشرایط روبراش توضیح دادم و کلی بهشون ایده وانگیزه دادم برای به ثمر روسوندن ملکش -ایشونم بازیگر معروفیه وخیلی انرژی گرفت وخودش شخصا پیگیرکارها شد برای به ثمر رساندن ملکش -منم دیگه ارسال فرکانس خواستمو نیمه تمام رها کردم – دیروز که درسناریوی زندگیم دریافت کمیسبون روبرای خودم نوشتم واینجا کامنت نوشتم وارسالش کردم به کائنات که من لایق دریافت 50درصداون کمیسبون هستم -یک معجزه اتفاق افتاده امروز -وکیل آقای بازیگر تماس گرفت و پیگیرکارهاشده مجددا و کارارو باجدیت پیگیرشدن -ومن نشانه عالی امروز دریافت کردم ازطرف خداوند که گفت پرنیا ببین تاکامنت نوشتی وحواست به بنده های آماده منم هست که ایمانشونو قویترکنی -ببین چه نشانه ای منم بهت دادم استاااااااااد آقای وکیل تماس گرفت من خیلی ذوق کردم ومعجزه خدارو دیدم -وخبرهای بهتری درراهه .آقااااااااخداروصدهزارمرتبه شکر این نوشتن چقدر قدرتمنده واقعااااااااا-
تازه ترین تجربه وعمل کردن من به اگاهی های مباحث واموزه های استادعباسمنش ازجمله دوره فوق العاده
” هم جهت باجریان خداوند”
روزگذشته بعدازسپری کردن یک روز خوب تعطیل باخانواده ونهارخوشمزه که جوجه کباب وکباب کوببده بودنوش جان کردیم و کلی حال کردیم و ازوجود همدیگرلذت بردیم وبعدازنهارطبق عادت همیشگی چرخی درسایت زدم وچندکامنت دوستان خوبم راخوندم سپس یه چایی خوشمزه میل کردم وبعد یه چرت نیم ساعته هم زدم
امابعدازخواب چشمتون بدنبینه به محض اینکه چشمام رابازکردم همین جورالکی حالم واحساسم بدبود باخودگفتم الان برای چه چیزحال من بده؟
فکرکردم آخه هیچ دلیلی برای احساس بدوجودنداشت بیشترفکرکردم یه جورایی تمرکزم رفته بود روی احساس بد
هرچه کنکاش میکردم چیز قانع کننده ای به ذهنم نمیرسیدامااین احساس بدوهجوم افکارمنفی ادامه داشت ودرهرلحظه اوضاع بدترمیشد ذهنم تنهادلیل وبهانه ای برای بودن دراحساس بد برام اورداین بود که دلتنگ پسرم ارمین شده بودم که تهران دانشگاه میره ودیگرپسرم امیرمحمدکه دوروزی پیش مابودداشت آماده میشدتابره کرمان دنبال کاروزندگیش اینجابودکه یه احساس تنهایی به سراغم آمده بود وعصرجمعه هم بود دیگه !!!!
خلاصه این احساس بدتاساعت 10 شب ادامه داشت بایدتایم اوت میگرفتم مگرنه هجوم
جالب اینجااست امروزصبح که ازخواب بیدارشدم کاملا احساسم خوب بود وهیچ خبری ازاتفاق شب گذشته درذهنم نبودفقط باخودم داشتم کلنجارمیرفتم چراباید اینجوری باشه؟ من که ازقوانین آگاه هستم ویه چیزایی ازقانون میدونم ویادگرفته ام چرانباید کنترل ذهن قوی داشته باشم؟
من نبایداجازه بدهم حتی برای یک دقیقه احساسم بدبشه
خلاصه یه جورایی درحال سرزنش کردن خودم بودم واحساس گناه میکردم پیش خدای خودم پیش همسرنازنینم که ایشون راهم چندساعتی یه کم ناراحت کرده بودم حسابی ابرازشرمندگی وپشیمانی میکردم
بیشترشرمنده خدابودم
نگاهی به دور برخودم انداختم وگذشته خودم رابیاداوردم
گفتم خدایا
چقدررشدکردم
چقدرپیشرفت کردم
خودم متوجه نیستم
بیاد سالهای قبل ازاشنایی باقانون وآشنایی بااستادعباسمنش افتادم
گفتم من همان آدم هستم ؟!!!
آدمی که طی سالیان سال از24 ساعت شبانه روزبیش از23 ساعتش راهمیشه دراحساس بدبوده که نتیجه اش ابتلا به سردردمیگرن وافسردگی خفیف ومصرف انواع داروهای آرامش بخش وخواب آور به مدت 20سال
باخودم گفتم خدای من
چقدراستاندارم بالا رفته!!!
چقدر لولم بالارفته!!!
چقدرتغیرکردم خودم بی خبرم
من همان آدم هستم باان پیشینه تاریک اما حالا تحمل چندساعت احساس بدراندارم
گفتم خدایاشکرت که اینقدراستاندارم بالا رفته احساس غرورکردم به خودم افتخارکردم
که طوری دراین 5سال روی خودم کارکردم طوری استادعباسمنش منوتربیت کرده
طوری استادعباسمنش به من آموزش داده که حاضرنیستم به هردلیل حتی دلیل منطقی برای آن داشته باشم احساسم را بدکنم وسریع متوجه میشم به هردلیل دستمو دراتیش کنم دستم خواهدسوخت سریع این اصل مهم واساسی قانون رابه خودم یادآوری
به نام خدا که رحمتش بی اندازه است و مهربانیش همیشگیست
با درود و سپاس خدمت استاد گرامی و مریم خانم گل و دوستان همفرکانسیم
چقدر وابستگی به چیزهای مفید لذت بخشه مثل وابستگی سرزدن به سایت و دوستان سایت
امروز داشتم به این فکر می کردم که از بچگی خیلی آدمها با من رابطه برقرار نمی کردند، البته قبل از آگاهی فکر می کردم من یه مشکلی دارم. دیگران جذب من نمیشن و بیشتر دافعه دارم.
الان می فهمم که جریان هدایت الهی از بچگی در وجودم جاری بوده و هست.
من از بچگی وجودم مملو از صداقت، راستی، نجابت و بینهایت ویژگی های دیگه بوده و هست. طبیعتاً خیلی ها در این مدار نبودن و علت فاصله ما هم همین بوده و هست.
من سپاسگزار این همه نعمتهای عالی نبودم و نه بلد بودم اونها رو ببینم و نه بابتشون شکر گزاری کنم.
چند شب پیش خواب دیدم، خدا داره دونه دونه همه ی این نعمتها رو نشونم میده و میگه ببین چقدر نعمت داری اصلا تو اینهمه نعمت رو دیدی؟ تو خواب از اینهمه نعمت تعجب کرده بودم و خودم رو اینقدر خاص می دیدم که فراتر از باور و درکم بود. وقتیکه از خواب بیدار شدم به اطرافم نگاه کردم، متوجه شدم، چقدر دیدن این نعمت ها برام عادی شده و متاسفانه قدر و ارزششون رو هم نه درک می کردم و نه می فهمیدم.
از بچگیم هم نعمتهام رو نمی دیدم ولی دیگران میدیدن و کاملا از بی توجهی من به این نعمت ها متعجب بودن و من رو هم قضاوت می کردن و فکر می کردن، من دختری هستم که فکر می کنم آسمون باز شده و من فقط از اون بالا افتادم روی زمین ولی به خدا این فقط قضاوت اونها بود.
بعد از دریافت آگاهی ها مخصوصاً توجه به نکات مثبت و مومنتوم مثبت هم سپاسگزار تر شدم و هم بینهایت تغییرات تو زندگیم به وجود اومد، خدا رو بابت استاد و این سایت الهی سپاسگزارم
خدا امروز میگه پرنیا بیا یک مورد دیگه به سناریوی زندگیت اضافه کن پی نوشت – این مورد راهم اضافه کن -گفتم چیو؟!
گفت بیا برای همسرت دعا کن اون آقای بازیگر کمیسیونشو پرداخت کنه و ملک درست بشه کارای قانونیش و نصف کمیسیونو به توپرداخت کنه که چندمیلیاردتومنه – و برای همسرت دعاکن که یک زن خوشگل دلبر -مطیع – وثروتمند بزارم سر راهش که شوهرت حسابی عاشقش بشه و خودهمسرت بیاد التماست کنه که طلاقت بده وبچتم حضانت وکفالتشو بهت بده که دست وپاش بازبشه بتونه بره با اون خانمه ازدواج کنه – استاااااااادخدا ایناروبمن الهام کرد گفتم خدا بامن شوخیت گرفته ؟!!
گفت نخیرجدی میگم زندگی دراین حد بازیه واصلا نباید سخت بگیری همه چی روهمینجوری شوخی شوخی حلش میکنم باقدرتم توکه قدرت منوهمیشه بوضوح میبینی –
من موفق نشدم فایل هم جهت با جریان خدا بگیرم استاد گفتن اگر پول ندارید قرض نکنید
منتظرم تا در شرایط خوبی خرید کنم
منتظرم نشانه هستم
ولی همه جلسات تو سایت پیش میرم کامنت میخونم. مقاله نوشتاری خوندم
خیلی فکر میکنم طرف بزرگتر شده
مفهموم مومنتوم. درک کردم که مومنتوم. مثبت تقویت کنیم ادامه بدیم .مومنتوم منفی تشخیص دهیم وقطع کنیم
درک این آگاهی ها به منزله ابزار دست ماست که. جالش مسله را به ساده تربن راه حل میشه
خدایا ما آسون کن برا آسانی ها
باوری که بیشتر درک کردم باور مرجع. باور فروانی یا آوری شد برام. اگر ما به رزاقیت توانا بودن علیم بودن خدا ایمان. داشته باشیم ترس نگرانی نداریم همه وصل هستیم به منبع لایزال الهی
مهم تریم باور دیگه باید یادآور بشیم باور نزدیکی به خداست
مهمترین باور باور توحیدی هست
مهم ترین قانون جهان هستی قانون تکامل است.
من با فایل رایگان تکامل طی میکنم. تا محصول بخرم. آماده آماده باشم
از دوره های رایگان. چقدر آگاهی افزایش یافته خدایا سپایگذارم
سلام استاد شایسته و همه دوستان عزیزم رفیق غار حرای من
امروز هدایت شدم به خوندن این مقاله که هم زمان فایل 11دوره هم جهت با جریان خداوند هم اومد روی سایت و از هدایت هایی که خداوند از این جریان ناب دریافت کردن
چقد خوب نوشته شده این مقاله که آنقدر که من الا درک میکنم اون پول هایی که فروردین ماه اومد سمت من برای هم جهت بودن با جریان ناب الهی بود واسم
و مثل آب خوردن نزدیک به صد میلیون ورودی داشتم و لذت بردم از این نشستن روی جریان برکت خداوند
خداوند که همیشه برای من خیر میخواد و این من هستم که با دست خودم و اجازه دادن به افکار منفی جلوی خیر و برکت خداوند رو میگیرم
خیلی کامنت دوستان زیبا بود و باعث بمباران کردن ذهنم شد که ببین آقا این اتفاق ها شانسی نیست وقتی جریان ممنتم مثبت ادامه پیدا کنه این جریان رحمت هم جهتت میکنه با آسانی
یعنی آسان میشوی برای آسانی ها و اصلا نور امیدی تو دلم روشن شد که آقا ادامه بده بازم باید این جریان رو ادامه بدی تا هم زمانی ها برات رخ بده و آسانی ها رقم بخوره برات و به امید خداوند همینطوری نتایج رو دریافت کنی و بازم متعهدانه تر باید بمباران کنم خودم برو با این افکار و این فایل ها
استاد عزیزم ممنونم ازت مرد بهشتی برای من فقط این راه هست که همین راه منو به خداوند می رساند مرسی خانم شایسته آنقدر خوب اینو نوشتی که واقعا دلم میخواد قوی تر دنبال کنم و ادامه بدم آگاهی هارو
خیلی سپاسگذارم از خدای مهربان واز استاد وخانم شایسته عزیز مون که این فضای عالی رو برامون هر روز پر نورتر میکنه
واقعا سپاسگذارم که تو این جمع صمیمی ودوست داشتنی هستم حال عالیه ذهنم بازه از چالش هام نمیترسم به ترس هام
غلبه میکنم قوی شدم از آدم ها نمیترسم وهر روز بهتروبهتر میشم امسال مصمم بودم که حقوقم را 70 در صد باید افزایش بده صابکارم ودیرو صابکارم اومد صحبت کردیم منم با اقتدار نشستم رو بروش وبا اعتماد بنفس گفتم من امسال این عدد رو میخوام یکم شوکه شد شروع کرد به توجیه کردن منم گفتم ببین نیرو های کاری هم لویل دارن گفتم پراید هم ماشینه بنز هم ماشینه یکم لبخند زد خلاصه آخرش بهم گفت من این عدد رو میزارم که میشد 30 درصد گفتم والامن باتوجه به توانای هام ازین کمتر قانع نمیشم وآخرش گفت باشه بمدت 3ماه این حقوق رو بهت میدم بعدش اگه خواستی بری اختیار داری
باخودم گفتم خدایا شکرت جواب داد تودلم باخداگفتم بعد 3ماه چه پلنی داری برام شیطوووون؟
به نام خدا که رحمتش بی اندازه است و مهربانیش همیشگیست
با سلام و درود خدمت استاد گرامی مریم خانم گل و دوستان همفرکانسیم
امروز متوجه نتایج مومنتوم پیگیری هر روزه سایت شدم دو سال قبل به اداره جدید منتقل شدم و درباره سایت و عضویتش به همکاری جدید آموزش دادم، بعد دو سال نتایج هر روز اومدن ام به سایت، خودم رو متعجب کرده بود و من رو یاد خواب استاد انداخت که می گفتن تو خواب قرار بود یه مسابقه دو برگزار بشه و ایشون با تمام قدرت می دویدن و وقتی برگشتن به پشت سرشون نگاه کردن آدمهای معلولی رو دیدن که چند قدم بیشتر برنداشته بودن
دقییییییقا من این حس رو درک کردم و البته چقدر بابت این رشد خدا رو شکر کردم خدائی ناکرده سوءبرداشت نشه من از رشد خودم خوشحال شدم و اینکه نتایجم نامحسوس بوده که خودم هم متوجه نشده بودم
خدمتتون بگم وقتی با همکاران صحبت می کردم اول فکر کردم چون تقریبا با هم شروع کردیم هم مداریم ولی بعد که فیدبک اونها رو دیدم متوجه شدم نه تنها هم مدار نیستیم بلکه چقدر زیاد با هم فاصله داریم
امروز متوجه شدم هدفی که امسال انتخاب کردم چقدر نتایجش بزرگ شده.
تو ایستگاه اتوبوس آیه ای توجهم رو جلب کرد این آیه نمود حال دل من بود، برای انسان بهره ای جز با سعی و کوشش او نیست.
به آسانی و تمرکز میشه نتایج رو خلق کرد، حالا اعتماد به نفسم بیشتر شده و دارم با قدرت و شادی بیشتری پیش می رم و خودم رو به خدا سپردم و نتیجه رو در مورد این هدفم هر روز تجسم می کنم. باز هم ممنون از سایت پر بار استاد و مطالب آموزنده ایشون
سلام ودرود
ویژگیهای همسر دلخواهمو نوشتم درسناریو وعکسهای ویژگیهاشم درگالری موبایلم دارم
وهروز بابت نشانه هایی که همسردلخواهم ازخودش نشون میده من بابت تک تکشون شکرگزاری میکنم –
میخام متوکل باشه – خوشتیپ – مودب – منظم -ثروتمند- باکلاس- بهترین استاد یا درایران یا درامریکا- قوی-شجاع- عاشق- وفادار- پیگیرمن باشه هروز- هروزبامن صحبت کنه حتی کوتاه- نازکش باشه – ابرازعلاقه کنه -مهربان -بامحبت -جنم داشته باشه حرف میزنه دهانها بسته بشه -قدرتمند- احساس اعتماد وامنیت بده -مرد امن من باشه- غیرتی -صحبتهای مثبت کنه – درآشنایی مشخص باشه ما کجا باهم شفاف صحبت کنیم – مشهور- خانواده دوست -متعهد- درشغلم کمکم کنه بعدازعقد- شماره تلفن منوبگیره -درواتساپ یاتلگرام براحتی صحیت کنیم اشنابشیم – صحبتهامون شخصی بمونه – رک باشه -اعتمادبه نفس داشته باشه -شجاع باشه و..-100تا رقیب برام نیاره حتی بشوخی -دست دلباز -برای من خرج کنه نه برای مردم – جمع کن ثروت – زندگی کن – مثبت -روح وروان سالم داشته باشه -ورزشکارباشکم صاف – خودم همه موارد رودارم – کت وشلواری یاتیپ اسپرت سنگین بدون گردنبند ودستبند- شوخ- بمن افتخارکنه – چشم پاک – سنگین رنگین – تمیز- منظم – سرش توکارخودش باشه -اجتماعی – رفت وامدی درجشنهای پارتی- وبقیشم یادم بیاد مینویسم بعدا
سلام به استادعزیزم ودوستان گلم
دیشب خواب دیدم تویک عروسی باشکوه غریبه در روستایی دعوت بودم و من دور میز گردی نشسته بودم و دیدم اقای ابراهیم خسروی با کت وشلوارمشکی وکراوات قرمز اومد و هیچ کس رونمیشناخت -اومد روبروی مانشست سرمیز -کلی باهم درباره سایت استادصحبت کردیم و کلی گفتیم خندیدیم و حرفای مثبت زدیم راجب سایت وای من چندتا سوال پرسیدم ازاقای خسروی وایشون جواب سوالات منو باشوخی و خیلی دقیق دادن – استاااااااااد گفتم ازاین به بعد درنوشتن کامنتهام بیشتر دقت کنم :))))
البته خیلی دقت میکنم ولی یسری مسائل باعث خجالتم میشه :))
باهم ازتالاراومدیم بیرون گفتش خب من برم با دلفینم برگردم خوزستان – و ازاتفاقات جالب عروسی میخام کامنت بنویسم گفتم بهش بروبه سلامت همش میخندید ومیخندوند وخیلی خوشحال بود -آفررررررررین پسرخوب معلومه عالی روی خودت کارمیکنی وحالت خیلی خوبه وبهت خوش میگذره -داداش گلم :)))
سلام ودرودبه همه عزیزان
من یک خواسته نیمه تمام چندوقته دارم که دریافت کمیسیون چندمیلیارد تومانی ازیک ملک آقای بازیگرهست – چندوقت پیش با ایشون تماس گرفتم وشرایط روبراش توضیح دادم و کلی بهشون ایده وانگیزه دادم برای به ثمر روسوندن ملکش -ایشونم بازیگر معروفیه وخیلی انرژی گرفت وخودش شخصا پیگیرکارها شد برای به ثمر رساندن ملکش -منم دیگه ارسال فرکانس خواستمو نیمه تمام رها کردم – دیروز که درسناریوی زندگیم دریافت کمیسبون روبرای خودم نوشتم واینجا کامنت نوشتم وارسالش کردم به کائنات که من لایق دریافت 50درصداون کمیسبون هستم -یک معجزه اتفاق افتاده امروز -وکیل آقای بازیگر تماس گرفت و پیگیرکارهاشده مجددا و کارارو باجدیت پیگیرشدن -ومن نشانه عالی امروز دریافت کردم ازطرف خداوند که گفت پرنیا ببین تاکامنت نوشتی وحواست به بنده های آماده منم هست که ایمانشونو قویترکنی -ببین چه نشانه ای منم بهت دادم استاااااااااد آقای وکیل تماس گرفت من خیلی ذوق کردم ومعجزه خدارو دیدم -وخبرهای بهتری درراهه .آقااااااااخداروصدهزارمرتبه شکر این نوشتن چقدر قدرتمنده واقعااااااااا-
بانام خداوندبخشاینده وبخشایشگر
بانام خداوندرحمان ورحیم
سلام صدسلام براستادعباسمنش عزیزاستادشایسته نازنین وهمه دوستان همراه درخانواده الهی عباسمنش
تازه ترین تجربه وعمل کردن من به اگاهی های مباحث واموزه های استادعباسمنش ازجمله دوره فوق العاده
” هم جهت باجریان خداوند”
روزگذشته بعدازسپری کردن یک روز خوب تعطیل باخانواده ونهارخوشمزه که جوجه کباب وکباب کوببده بودنوش جان کردیم و کلی حال کردیم و ازوجود همدیگرلذت بردیم وبعدازنهارطبق عادت همیشگی چرخی درسایت زدم وچندکامنت دوستان خوبم راخوندم سپس یه چایی خوشمزه میل کردم وبعد یه چرت نیم ساعته هم زدم
امابعدازخواب چشمتون بدنبینه به محض اینکه چشمام رابازکردم همین جورالکی حالم واحساسم بدبود باخودگفتم الان برای چه چیزحال من بده؟
فکرکردم آخه هیچ دلیلی برای احساس بدوجودنداشت بیشترفکرکردم یه جورایی تمرکزم رفته بود روی احساس بد
هرچه کنکاش میکردم چیز قانع کننده ای به ذهنم نمیرسیدامااین احساس بدوهجوم افکارمنفی ادامه داشت ودرهرلحظه اوضاع بدترمیشد ذهنم تنهادلیل وبهانه ای برای بودن دراحساس بد برام اورداین بود که دلتنگ پسرم ارمین شده بودم که تهران دانشگاه میره ودیگرپسرم امیرمحمدکه دوروزی پیش مابودداشت آماده میشدتابره کرمان دنبال کاروزندگیش اینجابودکه یه احساس تنهایی به سراغم آمده بود وعصرجمعه هم بود دیگه !!!!
خلاصه این احساس بدتاساعت 10 شب ادامه داشت بایدتایم اوت میگرفتم مگرنه هجوم
افکاررمنفی داشت کاردستم میدادرفتم سراغ جعبه ابزارم زدم رفتم پیاده روی باخودم جملات تاکیدی تکرارمیکردم آگاهانه تلاش میکردم درطول مسیربه زیبایی ها توجه کنم شکرخداتونستم بعدازیک ساعت پیاده روی آرام ارام ممومنتم منفی رامتوقف کنم وآرام آرام مومنتوم مثبت راجایگزین کنم
جالب اینجااست امروزصبح که ازخواب بیدارشدم کاملا احساسم خوب بود وهیچ خبری ازاتفاق شب گذشته درذهنم نبودفقط باخودم داشتم کلنجارمیرفتم چراباید اینجوری باشه؟ من که ازقوانین آگاه هستم ویه چیزایی ازقانون میدونم ویادگرفته ام چرانباید کنترل ذهن قوی داشته باشم؟
من نبایداجازه بدهم حتی برای یک دقیقه احساسم بدبشه
خلاصه یه جورایی درحال سرزنش کردن خودم بودم واحساس گناه میکردم پیش خدای خودم پیش همسرنازنینم که ایشون راهم چندساعتی یه کم ناراحت کرده بودم حسابی ابرازشرمندگی وپشیمانی میکردم
بیشترشرمنده خدابودم
نگاهی به دور برخودم انداختم وگذشته خودم رابیاداوردم
گفتم خدایا
چقدررشدکردم
چقدرپیشرفت کردم
خودم متوجه نیستم
بیاد سالهای قبل ازاشنایی باقانون وآشنایی بااستادعباسمنش افتادم
گفتم من همان آدم هستم ؟!!!
آدمی که طی سالیان سال از24 ساعت شبانه روزبیش از23 ساعتش راهمیشه دراحساس بدبوده که نتیجه اش ابتلا به سردردمیگرن وافسردگی خفیف ومصرف انواع داروهای آرامش بخش وخواب آور به مدت 20سال
باخودم گفتم خدای من
چقدراستاندارم بالا رفته!!!
چقدر لولم بالارفته!!!
چقدرتغیرکردم خودم بی خبرم
من همان آدم هستم باان پیشینه تاریک اما حالا تحمل چندساعت احساس بدراندارم
گفتم خدایاشکرت که اینقدراستاندارم بالا رفته احساس غرورکردم به خودم افتخارکردم
که طوری دراین 5سال روی خودم کارکردم طوری استادعباسمنش منوتربیت کرده
طوری استادعباسمنش به من آموزش داده که حاضرنیستم به هردلیل حتی دلیل منطقی برای آن داشته باشم احساسم را بدکنم وسریع متوجه میشم به هردلیل دستمو دراتیش کنم دستم خواهدسوخت سریع این اصل مهم واساسی قانون رابه خودم یادآوری
میکنم
احساس خوب= اتفاقات خوب
احساس بد= اتفاقات بد
تادرودی دیگربدرود
به نام خدا که رحمتش بی اندازه است و مهربانیش همیشگیست
با درود و سپاس خدمت استاد گرامی و مریم خانم گل و دوستان همفرکانسیم
چقدر وابستگی به چیزهای مفید لذت بخشه مثل وابستگی سرزدن به سایت و دوستان سایت
امروز داشتم به این فکر می کردم که از بچگی خیلی آدمها با من رابطه برقرار نمی کردند، البته قبل از آگاهی فکر می کردم من یه مشکلی دارم. دیگران جذب من نمیشن و بیشتر دافعه دارم.
الان می فهمم که جریان هدایت الهی از بچگی در وجودم جاری بوده و هست.
من از بچگی وجودم مملو از صداقت، راستی، نجابت و بینهایت ویژگی های دیگه بوده و هست. طبیعتاً خیلی ها در این مدار نبودن و علت فاصله ما هم همین بوده و هست.
من سپاسگزار این همه نعمتهای عالی نبودم و نه بلد بودم اونها رو ببینم و نه بابتشون شکر گزاری کنم.
چند شب پیش خواب دیدم، خدا داره دونه دونه همه ی این نعمتها رو نشونم میده و میگه ببین چقدر نعمت داری اصلا تو اینهمه نعمت رو دیدی؟ تو خواب از اینهمه نعمت تعجب کرده بودم و خودم رو اینقدر خاص می دیدم که فراتر از باور و درکم بود. وقتیکه از خواب بیدار شدم به اطرافم نگاه کردم، متوجه شدم، چقدر دیدن این نعمت ها برام عادی شده و متاسفانه قدر و ارزششون رو هم نه درک می کردم و نه می فهمیدم.
از بچگیم هم نعمتهام رو نمی دیدم ولی دیگران میدیدن و کاملا از بی توجهی من به این نعمت ها متعجب بودن و من رو هم قضاوت می کردن و فکر می کردن، من دختری هستم که فکر می کنم آسمون باز شده و من فقط از اون بالا افتادم روی زمین ولی به خدا این فقط قضاوت اونها بود.
بعد از دریافت آگاهی ها مخصوصاً توجه به نکات مثبت و مومنتوم مثبت هم سپاسگزار تر شدم و هم بینهایت تغییرات تو زندگیم به وجود اومد، خدا رو بابت استاد و این سایت الهی سپاسگزارم
سلام وعرض احترام خدمت استادعزیزم ودوستان گلم
خدا امروز میگه پرنیا بیا یک مورد دیگه به سناریوی زندگیت اضافه کن پی نوشت – این مورد راهم اضافه کن -گفتم چیو؟!
گفت بیا برای همسرت دعا کن اون آقای بازیگر کمیسیونشو پرداخت کنه و ملک درست بشه کارای قانونیش و نصف کمیسیونو به توپرداخت کنه که چندمیلیاردتومنه – و برای همسرت دعاکن که یک زن خوشگل دلبر -مطیع – وثروتمند بزارم سر راهش که شوهرت حسابی عاشقش بشه و خودهمسرت بیاد التماست کنه که طلاقت بده وبچتم حضانت وکفالتشو بهت بده که دست وپاش بازبشه بتونه بره با اون خانمه ازدواج کنه – استاااااااادخدا ایناروبمن الهام کرد گفتم خدا بامن شوخیت گرفته ؟!!
گفت نخیرجدی میگم زندگی دراین حد بازیه واصلا نباید سخت بگیری همه چی روهمینجوری شوخی شوخی حلش میکنم باقدرتم توکه قدرت منوهمیشه بوضوح میبینی –
گفتم چشم خداجونم تسلیمم توحلش کن هرجور دوستداری برام حلش کن خداجونم :))
استاااااااد خدامثل یک دوست داره باخنده وشوخی راه حل روبمن الهام میکنه :)))
من عاشق خدای قدرتمندم هستم اون صدای رعدوبرق که میاد وقتی به گوش میرسه چقدر کیف میکنم ازقدرت خدا -آسمون رونگاه میکنم چقدر لذت میبرم ازقدرت خدا – وقتی که میخاستم بچه داربشم همش این آیه رو که خدامیگه موجودباش وموجودمیشود تکرارمیکردم -میگفتم من هیچی ازمریم مقدس کم ندارم منم معجزهاتومیخاااااااام -خدامیگفت چشم -سناریو مینویسم- خواسته هامو کامنت مینویسم خدا توقلبم میگه چشم -چشم همشوبهت میدم توفقط پرنیا قدرتوبده بخودم وحواست جمع باشه نتایجتو بنویس که ( بنده های آماده من) -به قدرتم ایمان بیارن میگم چشم .
بنام خداوند جان خرد
درود بر استاد گرامی
درود به خانم شایسته نازنین
دوستان گرامی. شاد باشید سعادتمند
من موفق نشدم فایل هم جهت با جریان خدا بگیرم استاد گفتن اگر پول ندارید قرض نکنید
منتظرم تا در شرایط خوبی خرید کنم
منتظرم نشانه هستم
ولی همه جلسات تو سایت پیش میرم کامنت میخونم. مقاله نوشتاری خوندم
خیلی فکر میکنم طرف بزرگتر شده
مفهموم مومنتوم. درک کردم که مومنتوم. مثبت تقویت کنیم ادامه بدیم .مومنتوم منفی تشخیص دهیم وقطع کنیم
درک این آگاهی ها به منزله ابزار دست ماست که. جالش مسله را به ساده تربن راه حل میشه
خدایا ما آسون کن برا آسانی ها
باوری که بیشتر درک کردم باور مرجع. باور فروانی یا آوری شد برام. اگر ما به رزاقیت توانا بودن علیم بودن خدا ایمان. داشته باشیم ترس نگرانی نداریم همه وصل هستیم به منبع لایزال الهی
مهم تریم باور دیگه باید یادآور بشیم باور نزدیکی به خداست
مهمترین باور باور توحیدی هست
مهم ترین قانون جهان هستی قانون تکامل است.
من با فایل رایگان تکامل طی میکنم. تا محصول بخرم. آماده آماده باشم
از دوره های رایگان. چقدر آگاهی افزایش یافته خدایا سپایگذارم
به نام خدای مهربان
سلام استاد جان
سلام استاد شایسته و همه دوستان عزیزم رفیق غار حرای من
امروز هدایت شدم به خوندن این مقاله که هم زمان فایل 11دوره هم جهت با جریان خداوند هم اومد روی سایت و از هدایت هایی که خداوند از این جریان ناب دریافت کردن
چقد خوب نوشته شده این مقاله که آنقدر که من الا درک میکنم اون پول هایی که فروردین ماه اومد سمت من برای هم جهت بودن با جریان ناب الهی بود واسم
و مثل آب خوردن نزدیک به صد میلیون ورودی داشتم و لذت بردم از این نشستن روی جریان برکت خداوند
خداوند که همیشه برای من خیر میخواد و این من هستم که با دست خودم و اجازه دادن به افکار منفی جلوی خیر و برکت خداوند رو میگیرم
خیلی کامنت دوستان زیبا بود و باعث بمباران کردن ذهنم شد که ببین آقا این اتفاق ها شانسی نیست وقتی جریان ممنتم مثبت ادامه پیدا کنه این جریان رحمت هم جهتت میکنه با آسانی
یعنی آسان میشوی برای آسانی ها و اصلا نور امیدی تو دلم روشن شد که آقا ادامه بده بازم باید این جریان رو ادامه بدی تا هم زمانی ها برات رخ بده و آسانی ها رقم بخوره برات و به امید خداوند همینطوری نتایج رو دریافت کنی و بازم متعهدانه تر باید بمباران کنم خودم برو با این افکار و این فایل ها
استاد عزیزم ممنونم ازت مرد بهشتی برای من فقط این راه هست که همین راه منو به خداوند می رساند مرسی خانم شایسته آنقدر خوب اینو نوشتی که واقعا دلم میخواد قوی تر دنبال کنم و ادامه بدم آگاهی هارو
سلام ودرود فراوان خدمت استاد عزیزم ومریم عزیز
خیلی سپاسگذارم از خدای مهربان واز استاد وخانم شایسته عزیز مون که این فضای عالی رو برامون هر روز پر نورتر میکنه
واقعا سپاسگذارم که تو این جمع صمیمی ودوست داشتنی هستم حال عالیه ذهنم بازه از چالش هام نمیترسم به ترس هام
غلبه میکنم قوی شدم از آدم ها نمیترسم وهر روز بهتروبهتر میشم امسال مصمم بودم که حقوقم را 70 در صد باید افزایش بده صابکارم ودیرو صابکارم اومد صحبت کردیم منم با اقتدار نشستم رو بروش وبا اعتماد بنفس گفتم من امسال این عدد رو میخوام یکم شوکه شد شروع کرد به توجیه کردن منم گفتم ببین نیرو های کاری هم لویل دارن گفتم پراید هم ماشینه بنز هم ماشینه یکم لبخند زد خلاصه آخرش بهم گفت من این عدد رو میزارم که میشد 30 درصد گفتم والامن باتوجه به توانای هام ازین کمتر قانع نمیشم وآخرش گفت باشه بمدت 3ماه این حقوق رو بهت میدم بعدش اگه خواستی بری اختیار داری
باخودم گفتم خدایا شکرت جواب داد تودلم باخداگفتم بعد 3ماه چه پلنی داری برام شیطوووون؟
الهی صدهزار مرتبه شکرت