«هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز - صفحه 78 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری «هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز454MB38 دقیقه
- فایل صوتی «هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز26MB28 دقیقه














سلام استاد عزیز
چقدر جالب من این فایلو هدایتی دیدم .
درباره این اعراض کردن دربرابر حرفهای دیگران شاید به ظاهر خیلی ساده باشه سکوت کردن ولی اون لحظه انقدر پر از خشم میشی و میخوای کلا اون آدم رو نابود کنی و سکوت کردن خیلی قدرت میخواد .
برای منم اتفاق افتاده که حتی رو در روم کسی مسخرم کرده باشه یا یه تیکه ای انداخته باشه که بهم بر خورده باشه و تحقیر شده باشم و منم چون اصلا بلد نیستم همون لحظه جواب آدمهارو بدم و حتی یجوری هم رفتار میکنم که انگار نه انگار که ناراحت شده باشم .
که اینم به کمبود عزت نفسم البته برمیگرده و قبلا بیشتر اتفاق میوفتاد و من بجای اینکه بررسی کنم چراا و دلیل تکرارش چیه از آدمها بدم میومد و یا از اون آدم فرار میکردم و یا اون اتفاق و جواب ندادن به اون ادم و دفاع نکردن از خودم رو بارها و بارها مرور میکردم و برای خودم اون صحنه رو بارها تصور میکردم و همش هم از خودم ایراد میگرفتم خودمو سرزنش میکردم و بازم خودمو تحقیر میکردم که چقدر بی عرضه و بدبختی که نتونستی جواب فلان آدمو بدی . که البته الان خیلیی کمتر تجربه میکنم چون خودمو دوست دارم و برای خودم ارزش قائلم ولی همش از اعتماد بنفس مییاد که چقدر قوی باشی و انقدر سرشار از عشق و دوست داشتن خودت باشی که تجربه نکنی این اتفاقاتو و اگر هم تجربه کردی بتونی محترمانه حرفتو به اون آدم بزنی و دیگه جوابشو ندی و کاملا از ذهنت حذفش کنی .
اینکه آدمها پشت سرمون حرف بزنن مهم نیست اعراض کردن بنظرم واقعا راحتتر هست ولی اینکه تورو جلوی بقیه تحقیر کنن بنظرم خیلی سخته بی توجهی و کاش استاد یه فایل بزارن و بگن واقعا اینجور مواقع هم باید سکوت کنیم و طرف هرچی دوست داره بگه . خب این ضعف مارو نشون نمیده که اجازه دادیم له بشیم؟
من واقعا بلد نیستم جواب بدم و از وقتی هم که درباره اعراض شنیدم این مسئله برام راحتتر شده .
ولی واقعا نباید هیچوقت ودر هیچ موقعیتی به طرف مقابل چیزی بگیم عکس العمل درباره وقتی که رودررو هستیم باید چیجوری باشه ؟
سلام خانوم نوشادی وتمامی دوستان
چقدر نوشته هاتون باور میسازه
واقعا لذت بردم ممنونم
لطفا ادامه بدید
و از کلمات کلیدی باور سازیتون لذت ببریم
باز هم ممنونم
اونجا که فرمودی
به لطف خدا خوشبخترم
جالب بود
یا توجه کردن را با مثال
گفتین
چقدر خوبه که حتی همسرتون
را به زور نخاستین
وارد کنید
با سیاست توجه نکردن
همسرتون
خود به خود
اگر قابلیت این که با شما همراه
و هم فرکانس باشند
اتفاق میفته
ولی اگر به شما عقب فرکانسی
باشند باید تلاششون
را دو چندان
کنند چون شما هم دارید فرکانستون
بالا میبرید
باز هم متشکرم برای دیدگاهتان
برای استاد داشتین
و راجبه توجه استاد به چه چیز هایی هست
یادآور شدید
سلام استاد عباسمنش عزیزم و دوستان و خانواده بزرگ عباسمنش ک جز بهترینها هستن خدا رو شکر و سپاسگزارم بابت درگ قوانین و آگاهی بیشتر استاد امیدوارم کامنت منو ببینید اول ازتون تشکر میکنم بعد برام سوال شد شما تو ی ویدو گفتین من اعتقادی به تبلیغات ندارم و مثال حضرت محمد رو زدین که مگر ایشون تبلیغ کرد که این حجم از آدمها بسمتش اومدن و کلیت حرفتون تو اون ویدو این بود که اعتقادی به تبلیغ ندارین، ولی اینجا گفتین گارانتی میکنم اگر کسی تبلیغ بیزینسشو نکنه ثروتمند نمیشه، من سالهاس با شما و دورها اشنا هستم هیچ وقت حرفای شما برام تناقض یا سوال حتی برام پیش نیامده که بخام بپرسم که منطقی و قابل درک بوده برام حالا اینکه چقدر عمل کردم هم بماند ولی به اندازه ای ک عمل کردم نتیجه تو دستمه، ولی این فایل واقعا برام سوال شد ممنون میشم اگر دوستان جوابشو میدونن یا خودتون خوندین جوابشو بهم بگین
سلام
منظور استاد تبلیغ پولی هست
یعنی اینکه بخوای هزینه زیادی رو بدی بقیه برات تبلیغ کنن
اما وقتی خودت از کالا، خدمات و محصولت تبلیغ کنی نه تنها خوبه بلکه یکی از معیار های عزت نفسته که این شجاعت رو داری و میای در رابطه با خودت و کارت صحبت میکن
امیدوارم متوجه این تفاوت شده باشید
در طول مسیر شاید به مثال های بربخورید که به ظاهر متناقض هست
اما اون رو گوشه ذهنت نگهدار خودت با جوش کردن بقیه فایل ها در زمان مناسب به جوابش میرسی
خداوند رو شاکر و سپاسگزارم که من رو هدایت میکنه به بهترین جوابها و از هر طریق بمن کمک میکنه تا درک بهتری نسبت به قوانینش داشته باشم، و خدا رو بابت حضور شما دوست عزیزم سپاسگزارم که با عشق وقت گذاشتین و بهترین جواب رو بمن دادین
سلام ب استاد عزیزم و مریم بانو جان
سلام ب دوستان هم فرکانسی
روز شمار تحول زندگی من روز 57
چند روزی میشه ک کار داشتم و نتونستم کامنت بنویسم ولی تمام فایلها رو ب موقع گوش کردم و تمرین انجام دادم خداروشکر ک هر لحظه هدایت ها بیشتر میشه و دستان پر قدرت خداوند رو بیشتر حس میکنم توی زندگیم
من کتاب چطور فکر خداوند را بخوانیم و خریداری کردم و خوندم اینقدر ک حالم با خوندنش عالیتر شد حس و حالم خیلی دوست دارم و تمرکز کردم روی کنترل ذهن و چیزهای بهتر ک امروز ب لطف خداوند تونستم جلسه اول دوره 12قدم رو خریداری کنم ب حدی ذوق دارم ک خدا میدونه فقط شکر گزاری کردم ک تکاملم داره طی میشه ب راحتی و من هدایت میشم ب بهترین ها خدایا شکرت
ممنون از استاد عزیزم پیامبر زمان
برای همه ثروت سلامتی و شادی آرزو مندم
ردپای من
و خدایی که در این نزدیکیست
مرسی استاد عباسمنش عزیز که انقدر خوب و با انرژی بالا حرف میزنید.دوست دارم ساعتها فایل از شما گوش بدم و لابهلای حرفهاتون چیزهایی رو پیدا کنم که تغییرات عالی در زندگیم به وجود میاره.درست مثه شرایط فعلی من که از حرفهاتون نکته ها و پاشنه آشیل هایی رو درون خودم پیدا میکنم که در هیچ کتاب و در ذهن هیچ روانشناسی وجود نداره.اابته که من شما رو دستی از دستان خداوند میدونم که هر روز داره بهم یادآوری میکنه که راه رو اینجوری هموارتر کن برای خودت.امیدوارم بتونم هر روز بهتر از روز قبل عمل کنم و خواسته مو دست یافتنی تر ببینم.من فقط باید توی مسیر ترمزهای که جلوم ایجاد مانع میکنن رو پیدا کنم و ازشون به نرمی رد بشم تا تحقق خواسته م سریعتر بشه.خدایا شکرت از این آگاهی ناب.یا حق
به نام خدا
سلام به استاد عزیزم
چقدر خوشحالم استاد که اینجام و اینقدر همه چی اینجا هدایتی هست من از دیروز تعهد 40 روزه جدیدی به خودم دادم برای پیگیری نشانه ها و جلسه سوم کشف قوانین و دقیقا همینکه جلسه سوم کشف رو شروع کردم در مورد ترمز های ذهنی هست از دیروز تا الان کلی ترمز های ذهنی پیدا کردم که توی جلسه سوم کشف قوانین نوشتم و الان هم یه ترمز ذهنی دیگه رو پیدا کردم اینکه من پول میاد خوشحال میشم اما وقتی میخوام حق و حقوق کارکنانم رو بدم انگار میترسم از پول حسابم کم بشه هر چند خیلی روی این ترس از خرج کردن کار کردم اما امروز مچ خودم رو گرفتم و یکسره وقتی میخوام پرداختی داشته باشم به خودم میگم جهان جهان فراوانیه و تونستم این ترس رو از 1000 بیارم روی 100 اونم با دوره ثروت اما میبینم هنوز هم یه جاهایی این ترس بروز میکنه و یه ترمز دیگه من این هست که میترسم دیگران بفهمن پول دارم و مدام انگار حس میکنم مثلا کسی بدونه پول دارم میاد و ازم تقاضای کمک میکنه و من اصلا از قرض دادن خوشم نمیاد استاد و دارم روی احساس لیاقت و اعتماد بنفسم کار میکنم برای نه گفتن و یه ترمز و ترس دیگه ام این بود که در رها کردن وسایلی که فرسوده شده مقاومت داشتم که خداروشکر خیلی وقته اینو درونم از بین بردم و الان خیلی راحت وسایل قدیمی رو رها میکنم و میبخشم یا دور میندازم
یکی دیگه از ترمزهای قبلی من هم دلسوزی هام بودن که خداروشکر اونا رو هم با دوره احساس لیاقت از بین بردم و همینکه چیزی سراغم میاد بابت دلسوزی خیلی هوشیارانه عمل میکنم و مطالب رو تو ذهنم مرور میکنم که من خدا نیستم و هر کسی در جایی که هست جای درستش هست و من مسول زندگی خودم هستم نه دیگری
سلام خدمت استاد ، خانم شایسته و دوستان عزیزم
اومدم به خودم یادآوری کنم مثال هایی رو که ترمزی نداشتم و یک چیزی رو خواستم و اتفاق افتاد که با تجربیات زندگی خودم بهم ثابت بشه که اگه یه چیزی نمیشود ببین چه ترمزی داری
بدیهی ترین و پرتکرار ترین چیزی که همه ما تجربه کردیم و میخوایم و میشه بحث خوراکی و غذاست چندتا مثال هاش که یادمه یسری خیلی دلم پیتزا میخواست فرداش با یکی از دوستام رفتیم بیرون و برام پیتزا خرید و پس فرداش رفتم مهمونی خونه یکی از دوستای دیگم شام پیتزا درست کرده بودن
یکسری رفته بودم برای مغازه صاحبکارم پنیر بخرم بعد آدامس خرسی دیدم گفتم وای چقدر دلم میخواد بعد آقای مغازه دار پنیر و کشید و یکم خورده از بقیه پولم موند گفت خورده ندارم بدم بهت از اون آدامس خرسی ها بهم داد به جای خورده
یک بار هم سرکار بودم یک آقایی فکر کنم رد شد پلاستیک موز تو دستش بود پیش خودم گفتم وای خدایا چقدر موز دلم میخواد اومدم خونه دیدم بابام خریده آورده
یکبار هم سرنهار اومدم گفتم چی میشد بابا از اون زیتون هایی که تو مغازه داره میآورد و با ناهار میخوردیم همون لحظه بابام اومد تو با زیتون توی دستش
خیلی موقع ها هم شده که ما به یک آدمی فکر میکنیم، حالا دوستی فامیلی چیزی، میبینی عه همون لحظه زنگ میزنه بهت یا پیام میده
همین چند روز پیش یکی از دوستام سفارش داده بود براش کیک درست کنم و بعد من میخواستم برم وسیله هاشو بگیرم و با خودم گفتم خب پیاده میرم تا فلان جا و میخرم و میام بعد ما توی قنادی یکسری خامه هایی داشتیم پنج کیلویی بودن و قبلا خواسته بودم بخرم از لوازم قنادی بهم گفته بود که باید بسته کامل 5 کیلویی رو بخری
توی ذهنم داشتم میگفتم کاشکی برم خامشو از قنادی بخرم که بگم ازون بسته هاشون 2 کیلوشو ببره بده بهم که خیلی بهتره اینجوری
بعد شرایط انقدر خوب پیش رفت که خیلی ساده تر و بهتر از چیزی که توی ذهنم بود ، خواهرم ماشین رو میخواست و به من گفت برو بابا رو برسون و ماشینو بیار منم گفتم اوکی رفتم بابامو رسوندم سر کارش تقریبا اونطرف شهره و بعد گفتم کاش برم اینیکی لوازم قنادیه حالا که اومدم اینجا ماشین هم دستمه خرید هامو بکنم رفتم اونجا اولا که چقدررررر اون آقای فروشنده خوش برخورد و فوقالعاده و مهربون بود و دوما من گفتم خامه میخوام دو کیلو ، بعد خودش گفت اگه بخوای میتونم برات از این پنج کیلویی ها ببرم و گفتم آره میخوام تو ذهنم گفتم این اصلا همون چیزی بود که من میخواستم و برید و برام گذاشت و یکسری اطلاعاتم راجب وانیل بهم داد و هی به خودم گفتم خدایاشکرت چقدر خوب شد چقدر راحت شد ، چقدر قشنگ هدایتم کردی
یک نکته هم که خیلی برام جالب بود امروز که یک نگاهی به دفتر ستاره قطبی کردم و دیدم پارسال داخلش نوشته بودم
رفته بودم برای مصاحبه برای کار توی یک قنادی خوب توی شهرمون و توی دفترم نوشته بودم که خدایا من رو قسمت کیک سازیش قبول کنن بعد اصلا این درخواستو که دیدم شکه شدم یک لحظه گفتم اَاَ خدایاشکرت من اصلا یادم رفته بود که این درخواست رو داشتم و خیلی راحت از همون روز اول من رو فرستادن کیک سازی و تا پایان قردادم هم همون کیک سازی بودم
با اینکه قبل اینکه این اتفاقا برام بیوفته کلی نجوا توی ذهنم بود ولی الان که از آخر دارم به اول نگاه میکنم میگم ببین همه اون ترس ها و نجوا ها همش چرت بود چرت و اینو باز برای انجام یه کار جدید به خودت یادآوری کن
بچه که بودم دوستام همه دوچرخه خریده بودن و میرفتیم دوچرخه سواری با دوچرخه های اونا و منم دلم میخواست داشته باشم ، یادم نیست حالا به مامان بابام گفتم میخوام یا نه ولی یادمه بدون اینکه من خبر داشته باشم برام دوچرخه خریده بودن و یه روز سورپرایزم کردن گفتن بیا پایین کارت داریم رفتم دیدم برام دوچرخه خریدن و چقدر خوشحال شدم
خیلی خواسته هارو که قبلا داشتم الان رسیدم بهشون ، چیزایی که آرزوم بود ، دوست داشتم اتاق خودم رو داشته باشم و کلی عکس و پوستر بچسبونم توش و الان دارمش خیلی بدیهی رسیدم بهشون یجوری که یادم رفت اصلا ازکجا شروع شد از همون دوره عذت نفسه که میرفتم کتابخونه و روش کار میکردم
همیشه دلم میخواست یک روتختی و پتو و روبالشی ست داشته باشم و الان دارمش ، اسپیکر خوب با صدای بلند داشته باشم الان دارمش ، گوشی خوب با حافظه زیاد و دوربین خوب داشته باشم و الان دارمش ، دوره ثروت و قانون سلامتی رو داشته باشم و الان دارمشون
میز و صندلی داشته باشم و الان دارمشون
و توی این مسیر به خیلی از چیزهایی که آرزوشونو داشتم رسیدم ولی یادم رفت ، انقدر راحت رسیدم و بدیهی رسیدم که فراموش کردم
انشالله خداوند کمکم کنه که دیگه همیشه توی این مسیر باشم و یادم نره چی شد که انقدر راحت به خواسته هایی که یک زمان آرزو بود برام رسیدم
سلام
روز شمارتحول زندگی: روز 57
قانون اینه اگر ترمزها رو برداری خواسته هات خود بخود رخ میده
بارها شده که به موضوعی فکر میکنی و چون هیچ مقاومتی درموردش نداری خیلی زود اتفاق میفته
اما مسئله اینجاست ک در مورد خواسته ها
ذهنمون پر از مقاومتهاییه که شاید خودمونم ندونیم همین مانع نرسیدنه
باید اونها رو پیدا کنیم و حل کنیم
این قانون کیهانه که میخواهی و میشود
اگر میخواهی و نمیشود یا دیر میشود یا …
ایراد از ترمزهای ذهن تو نه جهان
درود و عشق عزیزانم
استعاره گاز و ترمز جالب بود حتی وقتی هنوز نشنیده بودم و فقط اسمش رو دیدم و می تونم بگم سر مسائلی مانند ازدواج باورهای نادرست زیادی داشتم اما خداروشکر همشون کمرنگ شدن و زمانی که در مدار درست قرار گرفتم خواسته ام با من همسو شد و الان در مورد هنر و کار گویندگی ام باورهای نادرست دارم مثلا کسی از گویندگی پول درست و حسابی درنمیاره اما خودم هم میدونم غلطه اما هستش به صورت نا آگاهانه و نمی دونم باید زمان بدم و روی باورهام کار کنم یا همچنان که کار میکنم روی باورهام تلاش هم داشته باشم برای این مسیر مثلا تصمیم دارم که کلاس آنلاین برگزار کنم برای گویندگی و در سایت ها بزارم و چی محدود میکنه که اینکار رو نمی کنم نمی دونم چون اگهی دادن کم تر از ده دقیقه است تو سایت ها و…. لاکن میدونم و مطمئنم باید اون ترمز رو پیدا کنم اول و خود به خود رفع میشه
سپاسگزارم از شما عزیزان
درود و خداقوت به استاد عزیز و همه اعضای سایت…دوستان عزیز پس قانون تکامل اینجا چی میگه…اینهمه استاد شدیدا توی دوره های مختلف باید تکاملت طی کنی…نمیدونم برای تعهد ثروت خودشون گفتن1سال در نظر بگیریم…حالا چجوریه الان ساختار اینجوریه که هر خواسته ای داری باید سریع بدستش بیاری…اگر نمیاری…ترمز ها رو باید پیدا کنی…
میخوام بگید از یک طرف تکامل و آروم آروم چه میگه و از یک طرف هر خواسته ای که داری میشه سریع برآورده بشه پس چیه؟خواهش میکنم توضیح بدین
سلام دوست عزیز
این دو مطلب یعنی طی شدن تکامل و رسیدن به خواسته ها در لحظه هیچ تضادی با هم ندارند.. باورهای محدود کننده یا همون ترمزها یک شبه بوجود نیامده اند که یک شبه از بین بروند. بحث طی کردن تکامل برای ایجاد باورهای جدید هست که با مداومت و تکرار صورت میگیره و با تغییر باورها نتایج هم تغییر میکنه ولی اگر بر فرض شما بتونید یک شبه و یا در یک لحظه تمام ترمزهای ذهنیتون رو شناسایی و با باورهای مثبت جایگزین کنید کائنات دست به دست هم میدهند و زندگی شما رو یک شبه و یا در یک لحظه زیر و رو میکنند…