«هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز - صفحه 73


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری «هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز
    454MB
    38 دقیقه
  • فایل صوتی «هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز
    26MB
    28 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1081 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فاطمه گندمکار گفته:
    مدت عضویت: 2137 روز

    سلامی از اولین روز آبان و اولین بارون پاییز شیراز.

    موضوعی که میخوام راجع بهش حرف بزنم درباره درگیر شدن با حواشی هست.

    دوستانی که دانشجو هستند یا این دوران و تجربه کردن میدونن که اگر بخوای تو دانشگاه دنباله روی حاشیه باشی،حاشیه بسیار زیاد وجود داره.

    سال اول دانشگاه که بودم ، با یه نفر دوست شدم که خیلی کنجکاوی داشت و خیلی اغراق میکرد.یعنی چی؟

    کنجکاوی میکرد راجع به افراد کلاس،مثلا فلانی با فلانی خیلی نردیکن بنظرم از هم خوششون میاد یا مثلا فلانی رو دیدی چی گفت؟ وااای دختره خیییلی پرروعه خیلی فلانه …و این حرفاشو با اغرااق خیلی زیاد میگفت.

    ناخوداگاه منم درگیر شده بودم. ذهنم پر بود از اطلاعات به درد نخور از بچه ها که اکثرا باعث میشدن که نسبت بهشون بدبین باشم و دوما باعث میشد که خودم از قضاوت و نظر بقیه بترسم و برام مهم باشه…

    خلاصه که با هدایت خدا رابطه من با این دختر تموم شد و بعدش فهمیدم که چقدددددر افت فرکانس داشتم. من مونده بودم با یه عالمه نشتی فرکانسی که باید درستشون می‌کردم. خیلی تلاش کردم براش خیلی انرژی گذاشتم .

    سعی کردم اصلا فوضولی نکنم.هر کسی با هر کسی میخواد وارد رابطه بشه ، هر کسی هر چی دلش میخواد بگه،هر چی دلش میخواد بپوشه…

    خیلی وقتا ذهنم میخواست اون شخص و قضاوت کنه،راجع بهش اظهار کنه اما جلوش و میگرفتم.

    جلوی ذهنم و گرفتم تا اطلاعات اضافی به مغزم ندم.

    و نتیجه فوق العاده بودم.زندگیم پاک پاک بود. تمرکزم فقط روی خودم و پیشرفتم بود و جالب اینه خداوند یه دوست عزیز دیگه ای رو آورد توی زندگیم که اصلا راجع به کسی صحبت نمیکنه..

    خلاصه یکسال از این اتفاق گذشت و در حال حاضر جمعبت دوستام زیاد شده. گستره آدمایی که باهاشون در ارتباطم بزرگ تر شده.

    به خودم اومدم دیدم اینقدر سر خودم و شلوغ کردم که از خودم غافل شدم و عملا وقتی ندارم که با خودم خلوت کنم.

    دیگه کنترل ذهنی نداشتم از یه جایی به بعد.

    دخترا میشینن دور هم از فلاتی و فلانی میگن و منم دیدم ناخوداگاه داره از غیبت کردن خوشم میاد.داره از فوضولی کردن خوشم میاد…

    امروز به لطف هدایت خدا به یاد خودم آوردم که باید اعراض کنم . یاد خودم آوردم که توجه به حواشی و وارد کردن اطلاعات بی خلصیت به مغزت تنها کاری که میکنه اینه که فرکانسات و بشدت به هم میریزه.

    من میخوام اعراض کنم و میتونم.

    چون زود فهمیدم میتونم به راحتی درستش کنم.

    من میخوام حواسم و جمع کنم توی جمع دوستام اگر کسی راجع به یه ادم دیگه صحبت کرد من تایید یا تقض نکنم.من حتی گوش نکنم.

    میدونم ابتدای کار سخته و حتی میدونم که اولا خوشم میاد غیبت کنم ،ممکنه ناخوداگاه فوضولی کنم، بخوام راجع به کسی صحبت کنم…

    اما اینم میدونم که میتونم تغییر کنم و میتونم خودم و از منجلاب حواشی بی خاصیت بیرون بکشم.

    خداوندم ازت کمک میخوام که مثل همیشه در این مسیر کمکم کنی و بهم قدرت بدی که بتونم خیلی عالی ازش عبور کنم.

    دوستون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  2. -
    حسین امیری گفته:
    مدت عضویت: 1956 روز

    درود به استاد عزیزم

    خیلی دوستون دارم

    الهی صد هزار مرتبه شکرت که من رو هدایت ام کرد که با شما آشنا بشم و در این مسیر نورانی و الهی قرار بگیرم

    من در این چند سالی که با شما و در مسیر شما هستم

    باور هام نسبت به ثروت به نظر خودم عالی عالی عالی شده و خدا رو صد هزار مرتبه شکر میکنم

    اما من بیزینسی رو دارم که یوتوبه

    در کنار اهداف دیگه ام مثل درس خوندنم

    حالا من متوجه شدم که کلی باور محدود کننده نسبت به یوتوب دارم

    مدت زیادی هست که دارم قدم های جانانه برمیدارم ولی کانالم هنوز به درآمد نرسیده

    درحالی که ویدیو های مشابه ویدیو های من در کانال های دیگه بازدید میلیونی دارند اما ویدیو من بازدید کمی دارد

    من متوجه شدم که پام کاملا روی گازه و دارم روی خودم و فرکانسم کار میکنم اما اون یکی پام کاملا روی ترمزه با باور های محدودی که به یوتوب دارم

    در قسمت ارزشمند عقل کل هم رفتم جواب ها و دیدگاه های ارزشمند دوستان باعث پیشرفتم شد ولی هنوز فکر میکنم که باور هام تغییر نکرده و جلوی پیشرفت من رو گرفته و هر چقدر میخوام باور هامو تغییر بدم انگار فقط دارم ذهنمو توجیه میکنم و به قول استاد اون باور های سیمانی من خیلی نهان و مخفی و محکم هستند در ذهن من

    مثلا ذهنم میگه خوب مگه توی هر بیزینسی اگه باور های خوب داشته باشی مشتری خودش نمیاد پس چه نیازی به تبلیغات هست که من تبلیغ دیگران رو روی ویدیو هام بزارم

    یا اینکه خود استاد گفتند که هیچ تبلیغی نکردند

    باز من‌ میگم اون فرق میکنه اون زمینه ای که استاد گفتند چون موفقیت فردی و این جور موضوع ها هست واقعا هر فردی باید تایم و زمان اش برسه تا هدایت شه و درس هایی رو اول پاس کنه بعد به این سمت هدایت شه،

    کلا انگار ذهنم نسبت به تبلیغ باورهای درستی نداره

    یا مثلا ذهنم بهم میگه: یعنی میخوای با نشون دادن همین موارد بخوای پول دربیاری انگار کلا ذهنم بی ارزش میدونه ویدیو هام رو و لایق کسب درآمد نمیدونه ویدیو هام رو انگار باید یه کار خیلی بزرگی من انجام بدم تا بابتش پول دربیارم

    یا مثلا ذهنم میگه ویدیو من که آنچنان سودی نمیرسونه

    درحالی که دارم طبیعت، فراوانی، زیبایی، احساس خوب، میوه های ارگانیک، صدای باران، مسافرت و کلی زیبایی دیگه که در اون ویدیو هست رو نشون‌میدم تازه بعضی ویدیو هام که آموزشی هم هستند و کلی در موردشون تحقیق کردم و وقت گذاشتم

    استاد خیلی دوست دارم شما محصولی در مورد یوتوب یا یک فایل ویدیو ای هر کدام که خودتون میدونید رو لطف کنید و در مورد یوتوب و باور های درست نسبت بهش بزارید

    خیلی ازتون سپاسگزارم

    من خیلی خیلی خیلی به شما باور و ایمان قلبی دارم

    میدونم اگر از زبان شما درمورد یوتوب باور های درست رو بشنوم همه اون باور های محدود کننده سیمانی

    توی ذهنم تغییر میکنند و به محض تغییر باور ها نتایج ام عوض میشند

    باز هم از صمیم قلبم ازتون تشکر میکنم و سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    کوثر احسانی تبار گفته:
    مدت عضویت: 2088 روز

    سلام به همگی

    ترمز من اینکه همیشه فک میکردم حتما از این طریق ثروت و نعمت میاد،فقط از این راه،یعنی پول فقط از طریق کار کردن میاد فقط همین،اما دیدم زمانی هایی بوده که پول هایی از طرق مختلف به من رسیده در کنار اون حقوق،من چرا شرک ورزیدم و فقط میگفتم از این راه،مثل اینکه شما هدفت سیر شدن با این شرایط که غذا سالم،تمیز و عالی درست شده باشه و یکسری مشخصاتی که به خداوند میدی،بعد میری تو سلف غذاخوری و میری میگی من فقط میخام از طریق فسنجان سیر بشم،اون لحظه غذا داره اماده میشه و هنوز تو سلف قرار نگرفته و تو میگی فقط از طریق فسنجان،بعد منتظر می مونی و همچنان گشنه ای و داد و بیداد میکنی و.‌‌‌‌….

    بعد همه میگن کوری این همه غذا تو سلف(این همه راه وجود داره)میگی نه که نه،

    می چسبی به مسیرت،و رها نیستی و داشته هات رو نمی بینی و ارام نیستی.

    و بعد یه نفر میاد(هدایت)که بابا تو اینجا رو نگا پر از غذاس (پر از مسیر و دستان خداس)چرا فقط سیر شدنت رو از غذای فسنجان می بینی اون یکی از انتخاب هاست،بعد میگی درسته،من باید دستان خداوند رو باز بذارم.

    گاز:خداوند منبع رزق و ثروت و اونکه از بی نهایت طریق به راحتی به من ثروت و نعمت میده.

    اون خدایی که به نهنگ اعماق اقیانوس ها رزق میده که چندتُن در 4وعده،بعد به کرم خاکی درون خاک هم رزق میده،منبع رزق و ثروت،پس راه ها و دستانش رو به سمت خودت نبند شاید یکی از مسیرها همونی باشه که تو میخای.

    سپاس گزارم از خداوند بابت هدایت هایی که هر لحظه میشیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    حدیث سادات حسینی گفته:
    مدت عضویت: 1111 روز

    به نام خدای رهایی

    ردپای من از روز پنجاه و هفتم سفرنامه

    وقتی این دیدگاه رو در درون خودمون ایجاد کنیم که هرچه که برای ما اتفاق می‌افتد نتیجه‌ی باورهای ماست؛ نتیجه‌ی گاز و ترمزهای ماست، نتیجه‌ی نوع نگاه ماست، زندگیش خیلی اصولی و بی شیله پیله و به دور از حاشیه میشه؛ انگار که زندگی رو از تو صافی رد میکنیم و فقط باورهای ثروت ساز و حال خوب کُنه که میریزه توی ظرف وجود ما و این دقیقا همون چیزیه که میخوایم. وقتی به این شکل به جهان نگاه می‌کنیم، دیگه از اینکه دیگران رو مقصر بدونیم و زندگی خودمون رو نتیجه‌ی فلان اشتباه فلان آدم و تصمیم فلان حکومت و فلان شرایط اقتصادی بدونیم دست می‌کشیم. اینطوری فقط اون عصاره‌ی خالص زیبایی رو میبینیم. اونجا دیگه حتی اگه باور اشتباهی هم باشه، نمایان میشه و به راحتی ام حل میشه. خدایا شکرت خدای قشنگی های بی پایان. شکرت که هرچه از جانب توست زیبایی‌ست و نعمت و خوشبختی و حال خوب. خدایا شکرت شکرت شکرت…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    ساناز جمشیدیان گفته:
    مدت عضویت: 1149 روز

    جالبه دیروز یک کامنتی از یک نفر در سایت شما زیر محصولات رایگان دیدم که گفته بود گرا میگی امریکا خوبه و… که اولش تعجب کردم چون من خیلی سایت و زیر و رو میکنم هر روز داخل سایتم اولین بار بود که یک نقد میدیدم گفتم چرا استاد این ادم پاک نکرده چقدر فرکانسش منفی چقدر این ادم هیچی نمیدونه و بعد گفتم جوابشو بدم بعد به خودم گفتم چرا جواب بدی این ادم فرکانس منفیه خودش باید به جواب برسه باهاش بحث کنی بی فایده هست و یاد ایه قران در سوره بقره افتادم که خدا به پیامبر میگه اگه در عمق زمین یا قعر اسمان بری یک عده ای ایمان نمیارن بعد با خیال اسوده به ادامه مسیرم رفتم و بیخیالش شدم

    منیکه قبلا تحمل انتقاد و حرفهای منفی نداشتم حتما بحث میکردم الان میدونم کارم چقدر اشتباه بود و علت نتایح روز افزونم همین استفاده از اگاهی هاست چقدر من رشد کردم

    بحث تبلیغات که کفتن هم من باد اگهی تبلیغاتی در دوره دوازده قدم افتادم که شما میگید خودتون و توانایی هاتون تبلیغ کنید و خب تبلیغ به ذات بد نیست بلکه اینکه من بدون ایمان به خوذم و کارم پول تبلیغ بدم بی نتیجه هست و من اینو باور کردم و بدون تبلیغات پیجم رشد کرد. فهمیدم میشه

    استاد تا ما حرفاتون عمل نکنیم باور نمیکنیم ولی وقتی انجام میدیم دقیقا میبینیم درسته

    منم یک رمانی فکر میکردم این ادمها که کامنت میزارن استاد استاد میکنن یا فیکن یا چاپلوس میگفتم اخه انقدر دیگه تعزیف کردن نداره و کلا نقطه ضعف من تعریف و تحسین کردن بود بعد خودم شدم یکی از همون ها که یاد گرفتم تحسین کنم دیدم اینها راه رفتن که این مدلن من اونموقع هیچ راهی شروع نکرده بودم و الان کامنتها منم این مدل شده خخخ

    حتی یکبار کامنت هم گذاشتم اینو کفتم که چرا انقدر به به میکنن یک کلیپ ساده بود بعد یاد گرفتم توجه به زیبایی ها و تحسین چیه و خودمم یک برگ را میبینم تحسین و شکر میکنم میبینم من چقدر عوض شدم

    ممنون استاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1179 روز

    به نام الله‌ مهربانم و رزاق و وهابم

    خدایی که الان منو میبینی و ندای درونم میشنوه خدایا شکرت سپاسگزارم خدایا پس امروز جوابمو بده خدایا امروز از هر خیری که از تو به من برسه من فقیرم خدایا من تسلیمم کمکم کن دستمو بگیر

    سلام به زیباترین استادم و سلام به همراه همیشگیش مریم جان

    دوره کشف قوانین زندگی یه دوره بسیار عالی و پر مفهوم که چقدر راه کار بهت میده برای برداشتن ترمزهای مخفی و مخرب چه تمرینهای داره که من طی یه ماه هنوز تو فایل دو هستم سوالاتشو انجام میدم تا ترمزها رو بکشم بیرون

    با سوال و جواب دادن بهتر میتونی پیداشون کنی و وقتی هم پیدا شدن با جوابهای منطقی کم کم حذفشون میکنی اوایل شاید یکم سخت باشه و ذهن اجازه نده به ما که بخوام اونا رو حذف کنیم اما به مرور و انجام دادن تمرینها عادی و آسان میشه برامون و هر روز یه قدم براشون برمی‌داریم و راه‌حل‌هایی آسون پیدا می‌کنیم

    خدایا شکرت سپاسگزارتم که امروز رو نصیب و روزیم کردی

    همونطور که استاد عزیز تو دوره کشف قوانین جلسه دو میگه

    گازها همون شور و اشتیاق و علاقه رسیدن به خواسته هاست

    و ترمز همون ترسها و نگرانی‌ها و ناامیدیهاست که مانع رسیدن به خواسته ها می‌شوند

    حالا که شکر خدا در این مسیر زیبا هستیم کنار این استاد آگاه و توانا و ترمز و گاز رو شناختیم بیایم به خودمون برای این تغییر بنیادین تعهد بدهیم که حتما تمرینها رو حل کنیم و حتی شده تا یه هفته فقط یه جلسه رو گوش کنیم تا درکشون نکردیم و تو وجودمون نرفته جلسه بعدی نریم که به خدا اون جلو هیچ چیزی نیست از همین فرصت حال لذت ببریم از مسیر لذت ببریم که هر چه هست در مسیرست نه مقصد

    استاد بی نهایت ممنونتم مریم جان ممنونتم

    خدایا کمکم کن در این مسیر بتونم ترمزها رو پیدا کنم و باز بهتر اینکه بتونم حذفشون کنم این مهمه

    این ترمزهای لعنتی از کودکی از پدرو مادرمون از مدرسه از جامعه از رادیو و تلویزیون درون ما نهادینه شدن چسبیدن به دیوارهای ذهنمون وتا برداشتن اونا زمان لازم داریم و باز هم به قول استاد عزیزم

    اول که میخوایم یه ماشین رو هل بدیم انرژی زیاد ازما میگیره ولی بعد که شروع به حرکت میکنه در طی مسیر سرعتش بیشتر میشه ما هم مثل اون ماشین هستیم اولش زیاد کار داره بعد که رو غلطک میافتیم هی هر روز با کار کردنمون بهتر و بهتر میشیم و در اون زمینه اوستا میشیم

    خدایا شکرت برای وجود نازنین این دو فرشته راهنما در زندگی مون

    خدایا به من امروز رزق بی حساب بده آمین

    شکرت سپاسگزارتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    محمدرضا رضایی گفته:
    مدت عضویت: 1716 روز

    بنام خدا

    سلام

    روز 57 سفر هستم …

    خداروشکر میکنم از این سفر بسیار عالی و لذت بخش که خدای خوبم واسم تدارک دید و من رو به سمتش هدایت کرد . این بحث ترمز و گاز بسیار به من در زندگی کمک کرده و همیشه با من هست این اگاهی های این فایل .

    من برای رفع این ترمزها میام گاهی در دفترم با خودم حرف میزنم و از خودم میپرسم که محمدرضا الان چه چیزی ناراحتت کرده ؟

    مثلا میگه 1 و 2 و 3 و …

    بعد میام هر کدوم رو جدا جدا برسی میکنم و علت ریشه ای اونها رو در میارم و میبینم که اکثر ناراحتی های من بخاطر عواملی است که ریشه در بچگی و یا نو جوانی ام داره و الان بصورت خیلی الکی داره واسم مانع ایجاد میکنه وقتی چند بار به این شیوه عمل میکنم میبینم که مانع ها کنار میره یجوری ک انگار هرگز نبوده .

    خداروشکر من با این موضوع در همین فایل اشنا شدم اولین بار و تا این دوره ی ارزشمند کشف قوانین رو بخرم فعلا با این شیوه میام ترمز هام رو شناسایی میکنم .

    بحثی که هست برای بهتر شدن باید و باید و باید تعهد داشت . این شعار من در این سفر روز شمار هست و هر بار تو کامنتهام هم مینویسم که به خودم یاداوری کنم که تعهد به کار کردن رو خودت بسیار مهمه باید هر روز حداقل یک فایل از استاد رو با دقت گوش بدی و عمل کنی . باید هر روز بهتر از دیروز باشی حتی شده کمی بهتر ولی باید باشی این سبب میشه که یواش یواش نتایج بزرگتر بشود . قدم اول تعهد میباشد . این تعهد هست که با خودش اقدام هارو میاره چیزی که من جدیدا به اهمیتش پی بردم و دوست دارم مدام بگم .

    پس دوستانی که فعلا این دوره ی ارزشمند رو تهیه نکردید ، از شیوه ی نوشتن استفاده کنید . با حوصله اگر ده ها و صد ها صفحه هم شد هیچ اشکالی نداره ولی با نوشتن میشه ترمز هارو پیدا کنید .

    با پرسیدن سوال که چرا الان اینگونه ام ؟

    جواب هایی میدید .

    بعد میاید این جواب ها رو کامل بررسی میکنید که ایا این جواب ها واقعا درسته ؟ و علت این عوامل چیست ؟

    معمولا علت هایی است که در بچگی کسی با ما برخوردی داشته یا معلمها و جامعه و …

    بعد که کامل نوشتید علتها قشنگ روشن میشه که چرا ترمز رو دارید بعدش در اخر مینویسید حالا که من فهمیدم ترمز و علتش رو حالا باید چکونه باشم که شرایط بهتر شود ؟

    باز میاید با فکت های خوب به خودتون راهکارهای کاربردی میدید . یکی دوبار که سعی کنید قشنگ دستتون میاد و راه خودش بهتون میگه چیکار کنید . بعد که یبار دوبار نتایجش رو دیدید لذت میبرید و همیشه انجامش میدید .

    من این شیوه رو گاهی با نوت گوشی هم انجام میدم که واقعا بهم کمک هایی عالی کرده و سبب شده من عملکرد خیلی خوبی داشته باشم در مواقعی که واقعا کنترل ذهنم سخت بوده و جایی هم بودم که دفتر کنارم نبوده . فورا میام مینویسم که این اتفاق چرا ناراحتم کرده الان ؟ جواب میدم ؟ میگم خب ایا این درسته ک بخاطرش ناراحت باشم ؟ با فکت هایی که میارم سعی میکنم ذهنم رو آروم کنم که خدایی بهم خوب جواب میده .

    استاد عزیزم از شما برای این فایلهای ارزشمند بسیار سپاسگزارم .

    دوست دارم که تمام دوره های ارزشمند شما رو با عشق تهیه کنم و کار کنم و لذت ببرم و کیف کنم .

    در پناه خدا شاد و ثروتمند و سعادتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    ساناز جمشیدیان گفته:
    مدت عضویت: 1268 روز

    ممنون استاد عزیز من بعد از سالها دارم پامو میزارم روب ترسهام و اومدم سراغ ترمزهام

    دارم تلاش میکنم از تاریکی، جای جدید، تنهایی نترسم

    تمام مدت تلاش میکنم بیاد بیارم خدا هستذو این مسیر فقط شما میتونستید برام ایجادش کنید با همین حرفها

    خواسته من سفر کردن و لذت بردنه اما بخاطر ترمزهام نه سفرهام دلپسب بود نه واقعا لذت میبردم بلکه همش درگیر ترس و استرس میشدم

    الان که این کامنت مینویسم وسط یک روستام توی یک خونه روستایی بازم ترسها اومد اما اینبار ویس ها شما را پلی کردم و اومدم وسط حیاط تنها نشستم و تلاش کردم خواسته هام بگم و زیبایی ها را ببینم شکر کنم

    و اون حس ترس از بین رفت جاش به ارامش داد

    واقعیت اینه تا وسط ترسها نری رشد نمیکنی

    اینو وقتی مطمین شدم که مزیم جان تنهایی پرادایس موند شب وسط جنگل قدم زد و نشون داد ایمان یعنی این،

    من اگه میترسم یعنی به خدای خودم ایمان ندارم

    من اگه میترسم یعنی نگران بقیه هستم بااینکه خدا هست

    این دومین بار این تمرین میکنم نسبت به قبل بهتر شدم

    همش هم تو ذهنم میگم دیدی استاد وسط جنگل، وسط بیابون موند هیجیش نشد چون خدا را باور داره دیدی استاد همه جا میره مردمان خوب سرراهش قرار میگیرن دیدی خدا همیشه همراهشه مراقبشه

    و خداوند هست همیشه هست و هدایت میکنه

    ممنون استاد یک حس ارامش پیدا کردم

    ممنون که هستید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    ناصر گفته:
    مدت عضویت: 1641 روز

    بنام خدا

    سلام به همه عزیزان

    عدم اثبات خودمان و دیدگاهمان به دیگران یکی از مهمترین پاشنه آشیل هایی هست که 99درصد آدمها باهاش درگیرن

    و یکی از مهمترین نشتی های انرژی و ترمز بسیار قوی و اساسی هست که نمیزاره تلاشهای ما به ثمر بشینه

    من خودم هم این پاشنه آشیل رو داشتم و خیلی کمش کرده بودم ولی تقریبا به کل حذفش کردم.

    ولی خیلی هدایتی الان به این فایل رسیدم و خیلی برام تلنگر خوبی بود، چون امشب یه جایی مهمونی بودیم و سر صحبت در مورد دلایل نتایج مختلف کشورها باز شد و من یه سری صحبتهایی رو در حد تبادل نظر بیان کردم ولی در کل حس خوبی بهم دست نمیداد ، امشب تو راه برگشت با خودم میگفتم که بهتر بود همون صحبتها رو هم نمیکردم، چون افکار دیگران به من ربطی نداره هر چند دیدگاه من مورد قبول طرف قرار گرفته بود ولی حس کردم که کلیت اینکار من از اساس درست نبود چون توجه من روی ناخواسته بود و این خودش یعنی مسیر اشتباه

    بعد رسیدم تو خونه و سایت رو باز کردم و ایمیل خانم سارا محمدی از دوستان پرانرژی سایت برام اومده بود و رفتم نظر ایشان را که ذیل این فایل بود رو خوندم و خود فایل رو گوش کردم و دیدم که جالبه این همزمانی و چه به موقع به این فایل هدایت شدم، چون آگاه شدم که هر تبادل نظری حتی اگه بدون بحث و درگیری هم اتفاق بیافته، به عنوان انرژی خوار حساب میشه و من رو از مسیر خواسته هام دور میکنه و خدا رو شکر میکنم که چه قدر سریع خداوند مهربان هدایتم کرد و من اینجا تعهد میدم که من بعد کوچکترین اظهار نظری در هیچ موردی با هیچ کس نخواهم کرد

    چون به من ربطی نداره

    من مسئول زندگی خودم هستم

    من توانا در تغییر خودم هستم

    من ناتوان در تغییر دیگران هستم و اصلا من حق ندارم و اصلا نمیتوانم دیگران را تغییر بدهم.

    تفاوت دیدگاه امریست که نیاز پیشرفت جهان هستی هست و بودن تفاوت دیدگاه و بینش و تضادها لازمه رشد و گسترش جهانه.

    خدا رو شاکرم بابت هدایتهای بموقعش.

    سپاس از استاد عزیز بابت انتشار این آگاهی های ناب.

    خوشبخت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    فاطمه بهرامیان گفته:
    مدت عضویت: 1025 روز

    ومن یتوکل علی الله فهو حسبه.

    سلام.

    روز 57.

    بعد از شناخت قوانین جهان برای رسیدن به خواسته ها وارزوهامون باید ترمز ها یعنی موانعی که ما را از خواستمون دور می کنند رو از بین ببریم .

    این ترمزها به وسیله باورهایی هست که از خانواده وجامعه گرفتیم وگرنه در ابتدا که کودک بودیم هر آنچه رو می خواستیم به دست می اوردیم.

    وگاز که همون میل واشتیاق ما برای رسیدن به خواسته وایمانمون به خداست واینکه می تونیم به اون خواسته برسیم هر چه این دو در ما بیشتر باشه زودتر به مقصد می رسیم.

    ما در کارمون ترمزهایی داشتیم مثل اینکه شهر کوچیکه مگه مردم چقدر احتیاج به کار ما دارند وامثال کار ما هم زیاد شده وچون کار ما خدمات کامپیوتری هست می گفتیم دیگه هر کس خودش بلده این کارها رو انجام بده وهمین ترمزها باعث شده بود درامدمون خیلی پایین بیاد.

    اما با اموزشهای استاد فهمیدیم که دنیا یک دنیای فراوانی هست وثروت در همه جای این دنیا به صورت بی نهایت هست ونوع کار ومکان تاثیری در درامد ندارد مهم نیست شهرت کوچیک یا بزرگ باشه مهم باورهات هست ممکن هست یک نفر در یک شهر بزرگ با باور کمبود درامد انچنانی نداشته باشه اما یکی در شهر کوچیک با باور فراوانی وایمان به خدا وخواستن روزی از خداوند درامدش چند برابر ان شخص باشه وخداوندی دستانش رو که مشتری ها هستند از هر جایی وبرای هر کاری می فرسته تا درامد این شخص بالا بره.

    حتی گاهی هم به صورتهایی خودش پول وهدیه بهت می ده که من این معجزات رو دیدم و اتفاقاتی که فقط باعث می شه شکرگزار تر بشی.

    حالا دیگه می دونم بی نهایت راه برای هدایت ورسیدن روزی به ما هست که البته باز هم گاهی مشرک می شم ویا ترمزهای ریز مخفی به وجود می یاد که باعث افت درامد می شه.

    ولی دیگه حالا می دونم بعد از هر اتفاق ناخواسته باید در خودم وافکارم دنبال دلیلش باشم نه در بیرون وجامعه.

    خدایا شکرت.

    استاد متشکرم.

    در پناه خدا.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: