«هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز - صفحه 42 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری «هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز454MB38 دقیقه
- فایل صوتی «هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز26MB28 دقیقه













سلام بر استاد عزیز و مریم بانو و همه دوستان
روز. ۵٧ سفرنامه ،
به نام خدای وهاب و بخشنده که حاکم مطلق جهان أست و سپاس مخصوص اوست .
موضوعی که در این فایل گفتید دقیقا مشکل و نظر همسر جانم هست.
اینجا در استرالیا هم وقتی خانه بخری باید هر ساله مبلغی بابت خدمات پرداخت کنیم و برای همین هر موقع موضوع خریدن خانه مطرح میشه نظر ش این هست که اگر خانه بخریم باید کلی هر ساله پول بدهیم بهتر که اجاره نشین باشیم و نگران این خرج ها نباشیم .
من قبل از اشنایی با سایت و مخصوصا این فایل نمی دونستم این مانعی جهت جذب نعمت هاست.
من یاد گرفتم که فقط روی خودم کار کنم به نظر ایشون کاری ندارم و اصلا همچین چیزی را قبول ندارم ، البته هنوز اینقدر نداریم که نقد خانه ای را بخریم . خود من هم قبلا با خرید کردن مشکل داشتم یا دنبال اجناس ارزون بودم یا یک نگرانی و ترسی از خرید های بزرگ داشتم ولی الان موقع خرید که میشه اگر بخواد همچین حسی بیاد مچش را میگیرم که “هی حواست باشه فقط زبونی گفتن فایده نداره باید عمل کنی ” نسبت به قبل خیلی بهترم ولی هنوز خیلی خیلی جای کار دارم .
در مورد خانه هم می دانم زمانی که پول ان از طرف سیستم دریافت شود حتما ان خانه ای را که شکل و طرح و مشخصات ان را خواسته ام و سفارش ان را از طریق dream board به کائنات دادم ، در زمان و مکان مناسب دریافت می کنیم .مالکان زیادی هستند که خوشحال می شوند ما خانه ان ها خریداری کنیم و همواره افراد درست در سر را ما قرار میگیرند . چرا که تک تک ما لایق بهترین ها هستیم .
شاد و سلامت و ثروتمند باشید
سلام خدمت استاد خوبم عباس منش و خانم شایسته
سلام خدمت دوستانم در سایت
چقدر این فایل جذاب و عالی بود
و خداوند را سپاسگذارم که مرا به این فایل هدایت کرد
واقعا قابل تحسین این دوست عزیز مان که با این ایمیل خوب شأن کلی صحبت های عالی را استاد بیان کرد
آفرین که اینگونه استاد را شناخته و کور کورانه فایل و نگرش استاد را دنبال نکرده
بلکه به صحبت های استاد شک کرده و مدتی هم نسبت به استاد و صحبت ها و دوره هایش بد بین شده اما پخته تر بعد از آن دنبال کرده و این چنین شناختن نتایج خلی عالی دارد
این نگرش قابل تحسین است که هر چیزی را و هر کسی را بسیار راحت و آسان قبول نکنیم بلکه یکسری شناخت ها حاصل کنیم بعد از آن اگر دیدیم که مفید و موثر است آن وقت می توانیم دنبال شأن کنیم و زمان مان را سرمایه گذاری کنیم
من این فردی را مخالف استاد بوده و صحبت های را مطرح کرده دقیق نمی شناسم که کدام یکی از این بزرگواران است که در این بخش و حیطه فعالیت می کند
اما من قبلاً یکسری صحبت ها از یکی از این عزیزان شینده بودم در گوگل که من خودم یک زمان های فایل های این عالی جناب را دنبال می کردم و جالب اینکه من از دوره ها و فایل های این شخص هیچ کدام نتیجه نگرفتم
شاید هم همین فرد است که باعث شده استاد را بشتر مورد رشد و پیشرفت قرار دهد
و جالبتر اینکه من این دیدگاه دوست مان را خلی تحسین می کنم که با آن چنین نگرش متوقف می شود و بعدا که در بخش قرآنی جستجو کرده بازهم بر می گردد به صحبت های استاد و نتیجه می گیرد که تازه استاد عباس منش صحبت ها و حرف های شأن صادقانه و مخلصانه است
و آن زمان است که با عشق و شناخت بهتری دوره روانشناسی ثروت را که قبلاً تهیه کرده بود را شروع می کند. و نتایج خلی خوبی را هم بدست می آورد
و به گفته استاد عباس منش که با این مخالفت ها ابن افراد ما چقدر دوره ها را بشتر فروختیم و افراد زیادی ما را شناخت
و این برای ما یک تبلیغات خلی قوی بود
و قابل تحسین است دیدگاه استاد که در این چنین مواقع اصلا تمرکز نمی کند که دیگران را قانع کند و همرایش بحث کند
چون می داند که این کار خلاف قانون است
و قانون را قشنگ هضم کرده است و کار های که در مسیر قانون است را انجام می دهد و این باعث رشد و گسترش شأن می شود
و این صداقت و یک رنگی شأن خلی برای من و باقی دوستان قابل تحسین است
من اگر اینقدر با جدیت دوره ها را دنبال می کنم و فقط صحبت های عباس منش را می شنوم و قبول شأن دارم به این دلیل است که آن چیزی را که بیان می کند خودش هم در زندگی تجربه کرده است و تمام صحبت هایش تجربیات زندگی خودش است که اینقدر نتایج های خوب و واضح برای خود و دیگران دارد
من زمان های زیادی را در بخش روانشناسی و این موضوعات قانون جذب و چگونه ثروتمند شدن گذاشته ام و کتاب ها و سی دی های زیادی را از افراد متعدد دنبال کرده ام اما هیچ کدام به اندازه استاد عباس منش برایم دل نشین و جذاب نبوده
چون اکثر آن افراد فقط عنوان ها و سر فصل های کتاب ها را بیان می کردن. و حتی خودشان هم از بیان کردن این عنوان ها کدام نتایج را بدست نیاورده بود
و این باعث می شود که صحبت ها فقط در همان لحظه شرین و جذاب باشد و بعدا نتایج را در پی نداشته باشد
مانند مسکن می ماند این صحبت های و دوره های باقی اساتید
من خودم زمان های بود که دوره های یکی دو تا از این اساتید را تهیه کرده بودم و استفاده می کردم و آنها اینقدر واضح و مشخص صحبت نمی کردن و اینقدر درک خوبی از قانون نداشتند و خلی صحبت های شأن دل نیشین نبود
اما عباس منش جنس صحبت ها و مثال های شأن خلی متفاوت است و خلی صادقانه برخورد می کند
همین که می گوید آقا بیاید اول از فایل های رایگان استفاده کنید اگر تغیر در وضعیت مالی تان ایجاد شد و آن وقت است که می توانید از ان وضعیت مالی تان که تغیر کرده هر دوره را خواستید تهیه کنید
و تقریبا هدایت گونه می خواهد افراد دنبال دوره ها باشد که به کدام دوره بشتر نشانه ها را می بینی
و هیچ وقت نگفته که سریع بیاید دوره را تهیه کنید
چون حتی می خواهد کسیکه آماده و حاظر است بیاید و در غیر این صورت من دوست ندارم افراد که آماده نیست دوره های مرا تهیه کند
این خلی دیدگاه متفاوت است
دیگران فقط می خواهد محصولات شأن را بفروشد
اما عباس منش طبق قانون عمل می کند
این رعایت قانون و درک از قانون بوده که اینقدر رشد و پیشرفت داشته است
من خودم مدت زمانی می شود که شب ها عاشقانه وقتی از کار تعطیل می کنم با احساس خوب می آیم شروع می کنم به گوش دادن فایل ها و مطالعه کامنت دوستان و بعدا کامنت خودم را می نویسم و آن چیزیکه برداشت کردم و نتایج زندگیم بود را با دوستان شریک می سازم و این کار خلی برایم مفید و موثر تمام شده است
از استاد خوبم ممنون هستم بابت این همه فایل های آموزنده و لذت بخش
از خداوند بزرگ سپاسگذا م که مرا به این مسیر خوب و این سایت عالی
و استاد دوست داشتنی هدایت کرد
خدایا صد هزار بار شکرت
سلام به استادعزیزم ومریمجون عزیز.
«هم مدار شدن با خواسته »با استعاره گاز و ترمز.
استاد عزیز تو این فایل اشاره به دوره ی کشف قوانین کردن .
خاستم تجربمو بابت کار کردن این دوره بگم .
دوره ی فوق العاده خوبی بود.
الان دقیق 6ماهه از کارکردم میگذره ومن هنوزم که هنوزه دارم هرروز صبح که از خواب پا میشم طبق دستور العمل این دوره پیش میرم.
اولین جلسش بابت کدنویسی بود که مریم جون عزیز به طور مفصل راجع بهش صحبت کردن وما هم اطاعت امر کردیم .
همانطور که گفتم دقیق 6ماهه که روزانه دارم کد مینویسم وسعی میکنم طبق برنامه ای که مینویسم پیش برم .
تو این دوره هدفهای کوتاه مدت انتخاب میکنیم وسعی میکنیم با تمرکز کردن ، بهشون دست پیدا کنیم .
هدفهایی که دسترسی بهش راحت وزمان کمتری میخاد.
انصافا عالی بوده .
ب شخصه از این دوره احساس رضایت داشتم .همین که صبح به صبح پا میشم وبرنامه ی روزانمو مینویسم .نه فقط برنامه های عملی ،اتفاقا بیشتر نوشته هام و تمرکزم روی تغییر افکار وباورهامه .اینکه تو روز چطور مدیریت بر اجرای قوانین جهان داشته باشم .
واین خیلی خوبه .
و تکرارش باعث میشه کم کم وبه مرور زمان ملکه ی ذهنم بشن وانشالله عملکردهای بهتری داشته باشم.
مثلا چند نمونه از مطالبی که هرروز مینویسم اینه :
فقط برای امروز روابط خوب با همسرم ،دخترم ،پسرم .
مراقبت کردن از خودم .
اعتماد به نفس به فرزندانم دادن.
احساس گناه به کسی ندادن.
صلح درون .
هماهنگی بین ذهن وروح .
پذیرش اتفاقات .
اعتماد به خدا .
قضاوت نکردن .
کنترل ذهن .
کنترل نکردن کسی.
اینا از سمت خودمه .
ومطالب باارزشی که تو این دوره یاد گرفتم رو ینی هر جلسه رو در یه جمله ویک خط تکرار میکنم .
که تک تکشون بهم خیلی کمک کردن تا حال خوب وآرامش خوبی داشته باشم.
خودم فک میکنم افکاروباورهام خیلی وسیع تر از قبل شده .
چون اتفاقات ناجالب کمتری بوجود میاد.اگرم بیاد دیگه منو تکون نمیده .ب نظرم خیلی خونسرد وریلکس شدم .
به معنای واقعی اتفاقات رو میپذیرم بدون اینکه بترسم یا نگران چیزی باشم .
یا اینکه برنامم بهم بخوره وحشت کنم .
آگاهانه همون لحظه میگم الان تو این شرایطم، الان این اتفاق افتاده ،و الان چکاری انجام بدم بهتره ؟!
که خیلی وقتها کاری نباید انجام بدم وبدون درگیری ذهنی باید ازش بگذرم وخودمو دست زمان بسپارم.
به هیچ وجه دنبال مقصرنمیگردم .
قوانین جهان را تمام و کمال قبول دارم و جنگی با هیچکدوم از مباحثش ندارم .
باور کردم تمامی اتفاقات طبق افکاروباورهایی که من تو ذهنم پرورش میدم شکل میگیره .
میپذیرم اگه هنوز اون چیزایی که میخام بدست نیومده باز عامل اصلیش خودمم نه هیچ کس دیگه ونه هیچ چیز دیگه !
دنیا رو قشنگ وزیبا میبینم .ومیدونم به میزان توجه وتمرکز خودم به زیبایی هاش ازش بهره مند میشم .
اینکه هیچ عامل بیرونی دخالتی بر اتفاقات بیرونی من نداره.
و همه چیز دردرون منه .
لزومی نداره تو دنیای بیرون دنبال چیزی بگردم .
دیگه خوب میدونم همه ی اتفاقات خوب یا بد از درون من طبق افکار وباور هام شکل خوب یا بد به خودش میگیره .
بنابراین بیشترین حواس وتمرکزم باید به درونم داشته باشم .
باید ببینم در طول روز چ ورودیهایی به ذهنم میدم؟
با چافکاری درگیر میشم ؟
چ باورهایی سراغم میان ؟
آیا بااین افکار وباورها و ورودیها تونستم احساس خوبی داشته باشم ودر شرایط سخت احساس بدم رو کنترل کنم تا بتونم از اون حال بد بیرون بیام ؟
واقعن امروز با این نگرش به تمامی قضایا نگاه میکنم .
حتی یه وقتایی به هر دلیلی که میتونه از نداشته هام باشه یا میتونه از کمبودها باشه یا میتونه از شرایط سخت باشه ،در کل اینو فهمیدم که مهم نیست من الان چ فکری میکنم . مهم اینه که باید احساسم رو خوب نگه دارم .باید آرامشم رو حفظ کنم .کاملا باور کردم که هیچ دلیل منطقی برای جهان وجود نداره .
باید درگیری های ذهنم رو کنترل کنم .
باید شرایط رو بپذیرم وبا صلح درون از داشته هام لذت ببرم.
اصلا فکر مقصد یا رسیدن به خواسته ها را نکنم .به این فکر کنم که امروز چطور وچگونه باید از زندگیم لذت ببرم !
چ کاری یا چه کارهایی انجام بدم میتونم شادتر باشم؟
چطور از لحظاتم بهترین استفاده ها رو بکنم که شب قبل از خواب بگم خدایا سپاسگزارم ازت که تونستم روز خوبی رو با کمک تو به اتمام برسونم .
دیگه دقدقم خونه ی 300 متریم نیست که الان ندارمش ودلم میخاد داشته باشمش .
یا فلان ماشینی که دلم میخاد زیرپام باشه نیست و یا هر چیز دیگه ای !
میام نگاه میکنم میبینم خونه ای که الان توش دارم زندگی میکنم خوبه .پس خدایا شکرت.
ماشینی که زیر پامه ،خوبه .پس خداروشکر.
دارم راحت زندگی میکنم .
راحت میخرم راحت میپوشم راحت میچرخم پس زندگیم عالیه .بازم خداروشکر.
البته که آرزوها و خواسته های ما فراتر از این چیزهاس،اما الان نیست الان ندارمش .
حالا که نیست وندارمش بیام حال خودمو خراب کنم واز داشته هام لذت نبرم؟!!!!.
دیگه متوجه شدم که اینگونه افکار، فقط منو عقب نگه میداره واجازه ی هیچ رشدی نمیده .
دارم سعی میکنم با این باور که خوشبختی مسیر نه مقصد ،مدیریت تو افکار وباور هام داشته باشم تا به معنای واقعی لذت ببرم .
آیا میدونم چقدر وچند ساله دیگه زنده هستم ؟!
البته که نمیدونم بنابراین مدام به خودم یاد آور میشم که ناهید از امروزت استفاده کن .امروزت رو به بهترین شکل ممکن بگذرون .
گاهی قضاوتها وتوقعات دیگران به ذهنم میان ونجواهایی تو سرم میپرورونن اما بهشون بال وپر نمیدم .
به این فکر میکنم که اول آرامش خودم .
اول بالا بردن حس ارزشمندی خودم.
اول حس لیاقت خودم .
دلم نمیخاد تو جایگاهی باشم که مثل گذشته ،خودمو اسیر قربانی کردن کنم یا ذهنمو درگیر حس دلسوزی یا رضایت گرفتن ورضایت داشتن و یا دنبال تایید دیگران کنم حتی از پدر ومادرم .
تمام سعیم بر اینه که به کسی خسارتی نزنم .از کسی توقع بی جایی نداشته باشم در اصل اصلا توقع نداشته باشم .و به امورات وکارای شخصی خودم و خانوادم برسم .
کنترل ذهن کاری بسیار سخته اما وقتی بهش احاطه پیدا میکنی ،خیلی شیرین میشه .
اونوقته که خودتو تحسین میکنی که تونستی با احترام گذاشتن به خودت وخواسته های درونی خودت ،عزت نفس خودتو بالا ببری .
بله داشتن اعتماد به نفس وبالا بردن عزت نفس وپیدا کردن حس ارزشمندی چیزی نیست که من در دیگران پیدا کنم .یه چیز کاملا درونیه که خودم باید بدسش بیارم .
وقتی همه چیز با افکار ،من بوجود میاد باید بتونم به نجواها وزمزمه های شیطانی غلبه کنم .
من به تنهایی وبا قدرت زیاد میتونم دنیای بسیار زیبایی برای خودم بسازم.
اینجا نیاز به تقویت باورهای توحیدیم دارم که اونم تمرین میکنم تا بدسش بیارم.
اعتماد کامل به خدای مهربونم .
ایمان دارم قدرتی بالاتر از قدرتش نیست.
یقین دارم کمک گرفتن از خدا وبا هدایتش پیش رفتن وسپردن خودت به خدا ،باعث میشه رهاتر و بهتر زندگی کنی .
مطمئنم ودیدم وهزاران هزار بار تجربه کردم که هر جا حضور خدا رو حس کردم وخودم آگاهانه دعوتش کردم ،اونجا به بهترین نحو ممکن گذشته .
دوره کشف قوانین بهم آموخت که چطور با تضادها مقابله کنم ؟
چطور اتفاقات ناجالب رو بپذیرم؟
چطور آگاهانه اتفاقات رو خلق کنم ؟
چطور باورهامو تغییر بدم؟
اینکه قبل از وقوع هر اتفاقی پیش فرضهای مثبت داشته باشم.
در طول روز جویای حال درونی خودم باشم ینی به جورایی مراقب خودم باشم .واجازه ندم چیزی حالمو بد کنه وبه احساس بد برم.
باور کنم که وظیفه ی من تسلیم بودن و وظیفه ی خداوند برآورده کردن خواسته های من .
که به میزان باورم برام اتفاق میفته.
صبر وتوکل وپذیرش واحساس خوب وتسلیم وایمان واعتماد از من و دیدن وقایع خوب واتفاقات عالی از خدا .
هماهنگی بین ذهن وروح ینی همین !
صد البته وقتی هماهنگی بین منو وخدا بوجود بیاد زودتر به خواسته هام دست پیدا میکنم .
استاد عرض کردن که هرچیزی باید راحت بدست بیاد .اگه بدست نمیاد یا سخت بدست میاد حتمن مشکلی در درون خودمونه که میتونه ترمزها ومقاومتهای ذهنیمون باشه که خودمون گاهی ازش بیخبریم .
گاهی هم میدونیم اما دنبال تغییرش نیستیم .
با وجود اینکه هنوز خواسته های که میخام رو بدست نیووردم اما نمیپذیریم که باید سخت بدست بیاد.
شاید تو مرحله ی تکامل ورشد هستم و باید با همین روند پیش برم.
از اونجایی که خودمو تسلیم کردم ،مقاومتی ندارم تا ببینم چی پیش میاد.
تا حالا به خودمون خیلی سخت گرفتیم وبه خاطر باورهای مخرب زیادی خیلی از لذتها را ازخودمون محروم کردیم .
دلم میخاد رهاتر باشم تا ببینم چ نتایجی دریافت میکنم .
تجربه ی تلخ یا شیرین حتمن درسهای خودش رو داره .میخام مثل بچه ها فکر کنم که میشود .
تا جایی که میشه زیاد فکر نکنم .
فکر زیادی، خودش درد سر سازه .
در گذشته خیلی منتظر بودم اما میخام بدون انتظار ، از زندگیم لذت ببرم .
فقط برای امروزم با احساسی خوب از داشته هام لذت ببرم.
از یدک کشیدن احساسات بد ومنفی که نتیجه ی خوبی عایدمون نشد پس باید جهت مخالفش ینی با احساس خوب پیش بریم تا ببینیم چه اتفاقاتی میفته!
که میدونم همه چی خوب پیش خواهد رفت و به امید خدا آینده ای درخشان خواهم داشت.
استاد جونم مرسی .
مرسی که هستی .
به نام خداوند وهاب
سلام به همه دوستان عزیزم
◀گاهی مواقع فکرم اینه که از کمبود فکر کردن رنج بردم و شایدم در مدارش نبود که درکش کنم .
اینکه چرا تا الان به خواسته ها نرسیدم . چرا بعضی خواسته راحت توی زندگیم اومده ولی خیلی هاشون اصلا .
بخوام مثال بزنم سنم خیلی کم بود .خداوند از طرف پدرم بهم ماشین هدیه داد بدون هیچ تقلایی از طرف من یا اینکه به من خونه هدیه داد . اونم بی هیچ فکر و تقلایی چون من اصلا باوری نداشتم فقط دوست داشتم داشته باشم و باوری نداشتم که خونه خریدن سخته یا ماشین گرونه و هزاران باور دیگه و از همون 18 سالگی اینقدر از رانندگی با ماشین لذت میبردم رسید به شرایطی که بزرگتر شدم و هی گفتن گرونه و فلانه و دیدن سختی و تجزبش باعث شد که من کم کم رو به سختی رفتم . پول دراوردن برام سخت تر شد و الگوهای تکراری اومد . خواستم مهاجرت کنم و هزاران ترس داشتم و تا الان نشد و بی پولی کشیدم و همش از یه جایی برنامه نویسی ذهنی داشت کار خودشو میکرد. و بارها پرسیدم از یه جای زندگیم خیلی به چالش خورد چون تا قبلش راحت به خواسته ها میرسیدم
موقعی که بچه بودم کارهایی بدون ترس میکردم که الان به نظرم دیونگی میاد اما الان حتا نمیتونم بهش فکر کنم .
میدونی خداوند یه سیستمه که پاسخ میده باور درست داری بهت نعمت میده .اما نداری تو باید تغیر کنی و خداوند هیچ دلسوزی بهت نداره با خواهش و التماس از خدا درست نمیشه . تو باید انجامش بدی و صبر خداوند زیاده و هیچ دلسوزی و بند پ برات نداره. خداوند یک اینه اعمال هست هرکی میخوای باش
به نام خدا
سلام استاد عزیزم.
من یادداستان خودن افتادم که در نیمه های راه آشناییم با اینجا تا الان که میشه۴ماه پیش تصمیم گرفتم که یکی ازدوره هارو بخرم اما بی خبر از اینکه دارم عجله میکنم و باورهام مو ایمانم هنوز مناسب نیست و آماده ورود به دوره نیستم.
بخاطر اینکه هنوز۱۸سالم نشده که با اجازه خودم بخرم دوره رو به خونوادم درخواست دادم و اما اون ها در این مدار نبودند باعث شد که بدبینیشون اوج بگیره و من هم اشتباه محضی کردم این بود که به خاطرت(استاد عزیزم)خودمو جر واجرکردم و برعکس جواب داد.
واکنششون شدیدتر شد و شخصی رو ازش کمک گرفتن که قانع کرد که شما آدم بدی هستی.
خیلی دلم شکست و غمگین شدم .
اما از خدا خواستم که دوست و دشمن و خوب و بد رو برام مشخص کنه.
و هدایت شدم به کتاب های موفقیت و اتفاقا دیدم که دراونجا هم بعضی ازباورها و حرفا اومده و خدا مدام برام ثابت کرد که راهم درست بوده و دروغگو خود شخصیه که شمارو(استاد عزیزم)به دروغ متهم کرده.
اما خداروشکر که بعد کلی بالا و پایینی بالاخره برکشتم به نسیر و خداروشکر میکنم که همه چی برام روشن شد و اومدم و الان اینجام .
و اتفاقا اوت شخص با اتهامات دروغش باعث شد مثل خود شما کل حرفارو زیر سوال ببرم و خودم برم تحقیق و به همون شکلی که شما نتونستی از قرآن ایرادبگیری و همه چی منطقی بود و هیچ عیبی نبود و پذیرفتی من هم پذیرفتم که این حرف ها از قرآن و حاصل تجربیات و آزمون و خطاهای یک آدم با تجربست.
و باید بگم خدایا شکرت که تونستمیکسالگیمو تو سایت ببینم
خدایا شکرت که برگشتم به راه
خدایا شکرت که با تمام حرف های منفی اومدم و تحقیق کردم و فهمیدم که اتفاقا این حرف هایی که از نظر خیلی ها غیرمنتطییه در اصل منتطقی و حرف های عموم افراد جهان غیرمنتطقی و باورای غلط هم مثل پول نیست غیرمنتطقیه و منتطقی اینه که مول هست
کارهست
نعمت هست
خدا با هیچ کشوری قهرنیست
و راز ثروتمند شدن از هرنظر مثل روابط و مال و عزت نفس و….با کنترل ذهن و باورای درست و منطق درست که برای مثال باید بگم خداوند نعمات جهان رو قرارداده تا ما لذت ببریم و او رو سپاسگذاری کنیم و خوشحال باشیم و منطقیه که برای این امر یه راه درستی درهرجای دنیا غیر بعضی مکان های کمونیسم میشه به راحتی ثروتمند شد و بنظرم از اونجایی که خداوند دوست داره که همه ثروتمند بشن اگر کسی مدارش تغییرکنه از مکان های کمونیست خارج میشه و به مکانی هدایت میشه که به ثروت برسه و جتی دیویم که رهبر سابق چین با شعارثروتمند شدن باشکوه است و ایجاد باورخوی درست توسط مردم تشنه ثروت در چین باعث شد که شرایط کشور طوری تغییرکنه که بیشترین ثروتمندان جهان الان از اونجا باشه و این ثابت میکنه که هرکس گفته این قوانین دروغه میتونه نظرش رو برای خودش نگه داره و تماشا کنه کسانی که با ایمان از این قوانین استفاده میکنن و به خوشبختی میرسن.
و واقعا ادو شود سبب خیر که من از زمانی که برام نقض شدی(استاد)بعد تحقیق خود شخص نقض کننده رو نقض کردم و هردقیقه و هرلحظه دارم تایید های از سوی خدا بر این راه میگیرم و میگم خداروشکر که ایمانم بیشتر و باورهام بهتر و درکم از قوانین بهتر شده.
استاد جونم خیلی دوست دارم.
ممنون که تجربیاتتو به اشتراک میذدری و سپاسگذارتم از خدا که این حرف ها رو الهامنیکنه که هر کلامش طلاست.
اینو راست میگم و خیلی این فایل برام باارزش بود.
به نام خدایی که هدایت میکند دردانه هایش را
سلام به استاد قشنگممم سلام به مریم جونم
و سلام به دوستای خوبم
ترمز و گاز
واقعیتش الان سخته که منم ترمز هام رو پیدا کنم. ولی همیشه گفتم و میگم که خداوند من رو به سمت این اگاهی ها هدایت میکنه.
و اگر ما اصل قوانین رو فقط و فقط درک کنیم. اینکه فقط و فقط افکار خودمونه که اتفاقات رو رقم میزنه و این افکار ماست که باعث میشه خواسته های ما به شکل دیگهای رقم بخوره.
این افکار ماست که خواسته های مارو رقم میرنه. و اگر ما در یک محیط ایزوله ای باشیم که فقط افکارمون با باورهای درست و مفید باشه خواسته هامون سریع و سریع اتفاق میوفته. پس اگر دیدیم به خواسته امون نمیرسیم بابد با ذره بین و بریم بگردیم ببینیم کجا ترمز داریم و باور مناسبش رو ایجاد کنیم.
حالا میفهمم باید چطور نسبت به خواسته هام که نمیشه چه واکنشی داشته باشیم. و خوشحالم چقدر الان اگاه ترم و خداروشکر نسبت به اگاهی ها.
خدایا شکرت برای این حال خوب برای این اگاهی برای اینکه خدای من هست، برای این که میتونم متعهدانه در خوابگاه بهش هنوز هم عمل کنم و خداروشکر که اینقدر خوشحالم.
امروز اولین روزهایه که میرم مدرسه و خوشحالم که قراره کلی بهم خوش بگذره و مطمئنم خداوند هدایتگر من در این مسیر الهیست.
خداوندا هزاران بار شکرت برای ادمهای خوب کنارم برای ووجود با ارزس خودم. خدایاشکرت برای این زندگی زیبا.
خدایا من عاشقتم که عاشقانه من رو هدایت میکنی و تو تنها مالک منی و عاشقانه من رو به سمت زیبایی ها هدایت میکنی چون دوست داری من از زیبایی ها لذت ببرم.
خدایا شکرت و من عاشقتم.
ای همه هستی ز تو پیدا شده
خاک ضعیف از تو توانا شده
از پی توست این همه امید و بیم
هم تو ببخشای و ببخش ای کریم
درود یه استاد عزیزم ،خانم شایسته نازنین و دوستان خوبم
من تا الان بجز کتاب الکترونیکی از سایت فایلی تهیه نکردم و در حال تلاشم که بتونم اولین فایلمرو تهیه کنم
توی این مدت چند بار وسوسه شدم که فایل هارو به
صورت غیر قانونی بدست بیارم ولی هر سری ذهنم رو
قانع کردم که راه غلط به مقصد درست نمیرسه پس
بهتره فعلا روی فایل ها دانلودی کار کنم تا شرایطش
فراهم بشه .توی این قضیه واقعا به خودم افتخار میکنم
که تونستم به خوبی ذهنم رو کنترل کنم امیدوارم خدا کمکم کنه وبتونم این مسیر رو ادامه بدم .
توی این فایل به آگاهی و مهارت جدیدی رسیدم اونم این بود که واقعا لازم نیست از خودم دفاع کنم و کافیه تمرکزم روی خودم باشه تا عدو شود سبب خیر .
من معمولا درگیر دراماهایی که بوجود میاد میشم ، مثل یک تکه چوب توی دریا میشم که امواج منو به هرجا که بخواد میبره توی مسیر منو به این ور و اون ورمیکوبه تا جایی که خسته و با ذهنی آشفته به ساحل میرسم و متعجب میشم از اینکه چرا زندگی انقدر متلاطمه ، در صورتی که این من بودم که به این ماجراها دامن زدم و افراد ناآرامی که میخواستن آرامش من هم به هم بزنن رو به خواستشون رسوندم در صورتی که اونها اصلا توانایی نداشتن که زندگی من رو بهم بریزن .
از خدا میخوام حالا که این آگاهی رو دارم کمکم کنه که بتونم اعراض کنم و تمرکزم رو روی اهداف و خودم بزارم .
کامنت 13 ام از چالش 100 کامنت
سلام و درود به استاد عزیز و همه مهرورزان ؛
بسیار عالی بود آگاهی های جناب استاد مثل همیشه، باور دارم که هیچ کس هیچ کس در دنیا روی موضوع باور ها به این حد عمیق و تخصصی کار نکرده.
به نظر من ترمز ها را میتوان راحتر از روی اهداف تعین کرده خود شناسایی کنیم. حتی اهدافی که در گذشته داشتیم و به آنها نرسیدیم. وقتی به دلایل آن رجوع کنیم متوجه خواهیم شد که علت حتما و حتما همان ترمز ها بودند.
بعضی از انواع ترمز ها ؛
١. اگر پولدار شوم من را میربایند.
٢. پول زیاد ضرورت تلاش زیاد را دارد. یعنی اگر پولدار شوم باید زیاد کار و فعالیت انجام بدم. که با در نظر داشت اهرم رنج و لذت امکان ندارد شما به ثروت برسید چون در حقیقت شما نقطه ی که مورد نظر شماست با رنج در ذهن شما توام گشته و در این حالت ذهن شما ، شما را از آن دور میکند.
٣. باور های مذهبی مختلف ؛ ممکن خیلی از مواردی که باعث توقف ما میشود از طریق مذهب به خورد ما داده باشند ، مثلا مادیات سهم خیلی کوچک و ناچیزی در زندگی دارد خیلی مهم نیست ، هرچی پولدارتر شویم زمینه ارتکاب گناهان توسط ما بیشتر میسر میشود. خلاصه تصویر بسیار بد و نا زیبای از انسان ثروتمند در ذهن ما حک کرده باشند.
به نام خدای زیبا و مهربون
سلام به همه دوستان و اعضا خانواده عباسمنش
منم از اسفند ۹۸ به سمت این سایت هدایت شدم و از طریق یه استاد طب سنتی با فایلهای استاد عباسمنش آشنا شدم ، از همون اول و شروع تغییرات اینقدر نشونه ها زیاد بودن که انگاری تو یه مسیری هستم پر از تابلو راهنما که مرتب منو هدایت میکرد ، همین چند ساعت پیش که واسه سحر بلند شدم که سحری گرم کنم و بخورم رفتم تو حیاط چون همه میدونن اهواز گرمترین شهر ایرانه از خدا خواستم بارون بیاد هوا دوباره خنک بشه و بتونم برم پیاده روی آخه تو این چند ماه اخیر هوای اهواز یه هوای عالی بهاری بود و نمی دونید چه حالی میداد پیاده روی تو این هوای پاک بهاری ، دیگه اینقدر اتفاقات قشنگ زیاد شده و منم آدم آروم و درونگرایی هستم که راحت هر چیزی رو باور میکنم و هیجان زده نمیشم ، نتیجه الان که دارم این متن رو تایپ میکنم صدای بارون می اومد ، سحر فقط یه ذره ابر تو آسمون بود ، عاشق خدایی هستم که تو این سالها همه رو از اطرافم پراکنده کرد و هیچ کس رو نذاشت بهم نزدیک بشه که فقط هر روز با خودش حرف بزنم و بهترین دوستم باشه و تنها همدمم و به طرق مختلف باهام حرف میزنه و پیامهاش رو بهم می رسونه ، واقعا خدا رو هر روز شکر میکنم به خاطر این همه نعمت و این همه زیبایی مثل همین صدای پرنده ها که دارم الان میشنوم ، دنیا با وجود آموزه های استاد چقدر زیبا و جذاب شده . منم دارم روی باورهام با قدرت کار میکنم و زمان میذارم و مرتب تمرینات سنگین روزانه دارم و دارم گاز میدم و ترمزهام رو شناسایی میکنم تا انشالله به تمام خواسته هام که هیچ به فراتر از اونا برسم و باور دارم میرسم و رسیدم و میبینم اونا رو و حسشون میکنم . هر روز مینویسم و فایلهای استاد رو تو ماشین وقتی میرم سرکار گوش میدم و تو مسیر یا وقت پیاده روی و تو خونه به رویاهام با چشم باز فکر میکنم انگار الان تو خونه های رویاهام هستم و تو دنیای زیبای درونم دارم زندگی میکنم بدون اینکه به اطرافم و رفتار پدر و مادرم دیگه اهمیتی بدم و خدا رو شکر چقدر آرامشم تو همین دو ماه بیشتر شده ، آرامشی که سالها از دست داده بودم و فقط استرس و نگرانی داشتم ، خدایا شکرت
سلام به عشق ترین و آگاهی دهنده ترین اساتید دنیا (سید و مریم عزیزم)
امروز رفته بودم خرید وارد یه مغازه ای شدم شاگرد مغازه داشت تلفنی به صاحب مغازه میگفت هنوز دشت نکردم ساعت حدود ۱۲ ظهر بود تو دلم گفتم نگران نباش خدا بزرگه بعد از چند دقیقه خداشاهده مغازه پر شد از مشتری چون خرازی هم بود همه هم داشتن سفارش میدادن که نوبت خودم نمیشد واسم حساب کنه گفتم ببین کار خدا رو
البته ما چون داریم رو خودمون کار میکنیم جهان باهامون هماهنگ تر هست واین اتفاقات زیبا می افته و ما واسطه ای هستیم واسه روزی دیگران
الهی میلیاردها بار شکرت
من یک سری ترمزها در بحث ثروت دارم که اینجا مینویسم شاید واسه دوستانم هم مفید باشه
✅من یه مقدار پول تو خونه گذاشتم تو ذهنم. واسه روز مبادا و این شرکه آخه افسانه مگه خدا تا حالا یک روز تو رو بدون روزی گذاشته روز مبادا کی هست دیگه یعنی روز مبادا دیگه خدا نیست خدا رفته دنبال کار دیگه وای چه شرکی خدایا منو ببخش
البته پس انداز خیلی خوبه ولی اینکه تو ذهنم نگران روزمبادا هستم این خوب نیست🙊
✅مشکل من کمالگرا بودنم هست دلم میخواد همه چیکامل باشه تا من کاری کنم مثلا من تو حوزه کارهای هنری میخوام یه چیزی درست کنم کلی وسیله دارما حالا اگه حتی یه چیز کوچیک نداشته باشم میگم نه بزار اونو بخرم بعد در صورتیکه دوستانم نصف وسایلای منم ندارن ولی درست میکنن و میفروشن
✅واسه کارم خیلی ارزش قائل نیستم میگم اگه قیمت بالا بزنم مشتری نمیخره هر چی ارزون تر بدم بیشترمشتری میاد سراغم درصورتیکه کار دست خیلی ارزشمند هست و باید واسه وقتی که میزارم ارزش قائل بشم
✅قبلا که کارم تو حوزه مقاله نویسی بود اول کار انجام میدادم تحویل هم میدادم بعد منتظر بودم پول پرداخت کنن که چندین نفر هم پرداخت نکردن تو ذهنم این بود بزار بعد کار یکجا بگیرم که پول زیادترداشته باشم اگه کم کم بگیرم اصلا نمیدونم چی میشه خب افسانه مدیریت پولات داشته باش تا اینجوری نشه🙊
✅یکم حرف بقیه روم تاثیر میزاره خب من همیشه تو حوزه درس و دانشگاه اول بودم حالا که رفتم سراغ هنر میگم وای حالا میگن این کارا چیه درصورتیکه من واقعا علاقه دارم به هنر البته من ادامه میدم این رو گفتم که این یکمی هم که هست باید برطرف کنم
✅وقتی یه چیزی میخرم از قیمتی که خریدم کمتر میگم چون تو ذهنم میگم حالا بهم میگن این ولخرجی ها چیه میکنی این همه پول دادی واسه اینا آخه ارزش داره مگه پول الکی بدست میاد که تو اینجوری میکنی واسه همین خیلی مواقع قیمت اصلی نمیگم البته از یک جهت خوبه حداقل این چرندیات رونمیکنن تو ذهنم
خدایا خودت هدایتم کن تا ترمزهای رو کشفکنم تا زودتر گازبدم😍
الهی شکر