این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2024/05/abasmanesh.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-05-13 07:57:332024-05-13 09:37:42الگویی مناسب برای کسب و کار
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به استاد عزیز و مریم جان شایسته و دوستان نازنینم
خدا رو شکر که در مدار دریافت آگاهی های این فایل ارزشمند قرار گرفتم
به به پارادایس زیبا و منظره های شگفت انگیزش
استاد چه خوب شد بعد از مدتی اومدین جلو دوربین حسابی دلمون براتون تنگ شده بود
مریم جان چه خوب میشد اگر شما رو هم میدیدیم، باز هم خدا رو شکر که صداتو شنیدیدیم و چه نکته مهمی رو یادآوری کردی
بیشتر از 5-6 بار این فایلو دیدم و گوش کردم
دیروز صبح در حالی گوش کردم که خیلی از شرایطی رو که استاد درباره پارادایس تعریف می کرد خودم داشتم تجربه می کردم
در اطراف باغچه پیاده روی می کردم همه جا سبز سبز و با طراوت و زیبا بود دیشب هم بارون اومده بود و بوی عطر گیاهان در فضا پیچیده بود صدای آواز پرنده ها هم از هر طرف به گوش می رسید و هوا بس دلپذیر بود، اصن یه وضعی خخخخ
خدا رو بینهایت شکر بر این نعمت
از مرضیه عزیز بسیار سپاسگزارم که با نوشتن کامنتش و نتایجش باعث شد ایمان ما بیشتر بشه و سند محکمی باشه تا باز هم بما ثابت بشه که
قانون جواب میده
من هم می توانم (به شرط این که درست عمل کنم)
و توضیحات عالی و ارزشمند استاد که باعث تقویت ایمانمون و کمتر شدن شک و تردیدهامون میشه
ما باید با باورهای درست قدم برداریم
عوامل بیرونی هیچ تاثیری بر زندگی ما ندارند
از خدا هدایت و کمک بخوایم
از فرصت هایی که جلو چشم ماست استفاده کنیم
با همون امکاناتی که در اون لحظه داریم شروع کنیم
کوچکترین امکاناتمون رو ببینیم و استفاده کنیم
درگیر قرض و وام نشیم
تکاملمون رو طی کنیم
ایده هایی که بما الهام میشه رو عملی کنیم
ذهنمونوکنترل کنیم نترسیم ناامید نشیم
همیشه راهی هست
هر بار که مسئله ای رو در زندگیمون حل می کنیم و قدمی رو به جلو برمیداریم نه فقط مسئله همون وقتمون حل میشه بلکه در ما اعتماد بنفس ایجاد می کنه و باورمون رو تقویت می کنه و ایمان مارو بیشتر می کنه
که برای حل مسائلی که در آینده ممکنه بوجود بیاد این بیشتر شدن ایمانمون خیلی کمکمون می کنه
ظرفمون بزرگتر میشه، شخصیتمون قویتر میشه
تو هر شرایطی اگر به خداوند ایمان داشته باشیم و باورهای خوبی داشته باشیم اگر نترسیم و کنترل ذهن داشته باشیم اگه فکر نکنیم که دیگه راهی نیست…همیشه راه هایی هست که بما گفته میشه که هدایت میشیم و مسیر خیلی ساده برای ما پیش میره در حالی که برای بقیه داره خیلی سخت پیش میره
باور داشته باشیم که رزق و روزی من دست خداونده
و در همه حال میتونه بمن کمک کنه، فارغ از شرایط بیرونی
خداوند قدرت خلق زندگیمو بمن داده و زمین و آسمان ها رو مسخر من کرده تا بتونم زندگیمو اون جوری که میخوام رقم بزنم
وقتی که تو مسیر درست هستیم وقتی که ذهنمونو کنترل می کنیم، که نشونه اش احساس آرامشه، وقتی که با کنترل ذهن با باورهای درست به آرامش برسیم اونوقت خدا راهها رو بما الهام می کنه ایده هایی متناسب با شرایطمون و داشته هامون و مداری که در اون هستیم بما الهام می کنه
وقتی که ما باورهامونو بهتر می کنیم آرام آرام شکل فکر کردن ما در مورد مسائل و در مورد محدودیت ها تغییر می کنه، و درک می کنیم که محدودیتی وجود نداره و ما در ذهن خودمون این محدودیت ها رو ساختیم
اگر بتونیم ذهن رو آروم آروم و بصورت تکاملی تغییر بدیم اون وقت شرایط و موقعیت ها و ایده ها تغییر می کنه افرادی که با اونها در ارتباط هستیم و مشتری ها تغییر می کنن یعنی به مدار بالاتر صعود می کنیم
همیشه راه هست
بشرط اینکه باور داشته باشیم ایمان داشته باشیم و ورودیهامونو کنترل کنیم
هر کدوم از ما از هر کجا که هستیم برای قدم اول امکانات کافی رو داریم، اگر ذهنمون درست باشه، و اگر ذهنمون درست نباشه هر چقدر هم شرایط خوبی داشته باشیم باز هم بهانه میاریم و میگیم تا فلان جور و فلان شرایط خاص نباشه نمیتونم کار کنم
از قدم های کوچیک آرام شروع کنیم
اینکه یک شبه به موفقیت بزرگ برسیم فقط یک توهمه
جهان اینجوری عمل نمی کنه
ظرف وجود ما باید بزرگ بشه، و این کار یک شبه اتفاق نمی افته آروم آروم بزرگ میشه
خدا رو سپاسگزارم برای دریافت این آگاهی های ناب
خدا رو شکر که از وقتی که با استاد آشنا شدم سعی می کنم بشکل عملی آموزش ها و آگاهی ها رو در زندگیم اجرا کنم
خدا رو شکر که روی بهبود خودم کار می کنم تا بهترین ورژن خودمو ارائه بدم طرز فکر و شخصیتم خیلی تغییر کرده و همچنان و تا وقتی که زنده هستم باید روی بهبود شخصیتم کار کنم
خدا رو شکر که آثار تغییر شخصیتم رو در زندگیم می بینم از ارتباط صمیمی تر و عاشقانه ترم با خدای مهربانم تا پیشرفت وضعیت مالی و سلامتی و روابط خیلی خوبی که با اطرافیانم دارم
خدا رو شکر که سعی می کنم کوچک ترین نعمت هامو هم ببینم و بخاطرشون سپاسگزار باشم
سپاسگزار استاد عزیز و مریم بانوی نازنین هستم
سپاسگزار دوستان عزیزم هستم برای کامنتها و دیدگاه های زیبا و مفیدشون که افق وسیعتری رو در برابر من قرار میده
در پناه رب العالمین خوشبخت و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
سرکارم تازه تعطیل کردم .کارم رو به عشق کامنت خوانی سریع تعطیل نمودم کارم جوشکاری درشرایط، سخت است ….خیلی هم خوشحالم خدایا شکرت
سپاسگذارم دوست عزیزم بابت دانای وکمال ادب واحترام فروانی که درون جملات شما آرام وزیبا چیده شده بودند من سپاسگذارم دوست خوبم
جملات در میان کامنت هایت عشق دارن امید واشتیاق دارن ومن سپاسگذارم هستی وبودنت رو تحسین میکنم…
سپاسگذارم که هستم وچنین لحظات نابی رو دارم تجربه میکنم
سپاسگذارم
وقتی که ما باورهامونو بهتر می کنیم آرام آرام شکل فکر کردن ما در مورد مسائل و در مورد محدودیت ها تغییر می کنه، و درک می کنیم که محدودیتی وجود نداره و ما در ذهن خودمون این محدودیت ها رو ساختیم
اگر بتونیم ذهن رو آروم آروم و بصورت تکاملی تغییر بدیم اون وقت شرایط و موقعیت ها و ایده ها تغییر می کنه افرادی که با اونها در ارتباط هستیم و مشتری ها تغییر می کنن یعنی به مدار بالاتر صعود می کنیم
همیشه راه هست
بشرط اینکه باور داشته باشیم ایمان داشته باشیم و ورودیهامونو کنترل کنیم
هر کدوم از ما از هر کجا که هستیم برای قدم اول امکانات کافی رو داریم، اگر ذهنمون درست باشه، و اگر ذهنمون درست نباشه هر چقدر هم شرایط خوبی داشته باشیم باز هم بهانه میاریم و میگیم تا فلان جور و فلان شرایط خاص نباشه نمیتونم کار کنم
از قدم های کوچیک آرام شروع کنیم
اینکه یک شبه به موفقیت بزرگ برسیم فقط یک توهمه
جهان اینجوری عمل نمی کنه
ظرف وجود ما باید بزرگ بشه، و این کار یک شبه اتفاق نمی افته آروم آروم بزرگ میشه
خدا رو سپاسگزارم برای دریافت این آگاهی های ناب
خدا رو شکر که از وقتی که با استاد آشنا شدم سعی می کنم بشکل عملی آموزش ها و آگاهی ها رو در زندگیم اجرا کنم
خدا رو شکر که روی بهبود خودم کار می کنم تا بهترین ورژن خودمو ارائه بدم طرز فکر و شخصیتم خیلی تغییر کرده و همچنان و تا وقتی که زنده هستم باید روی بهبود شخصیتم کار کنم
خدا رو شکر که آثار تغییر شخصیتم رو در زندگیم می بینم از ارتباط صمیمی تر و عاشقانه ترم با خدای مهربانم تا پیشرفت وضعیت مالی و سلامتی و روابط خیلی خوبی که با اطرافیانم دارم
خدا رو شکر که سعی می کنم کوچک ترین نعمت هامو هم ببینم و بخاطرشون سپاسگزار باشم
سپاسگزار استاد عزیز و مریم بانوی نازنین هستم
سپاسگزار دوستان عزیزم هستم برای کامنتها و دیدگاه های زیبا و مفیدشون که افق وسیعتری رو در برابر من قرار میده
در پناه رب العالمین خوشبخت و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
اول ازهمه بینهایت تشکر میکنم بابت ضبط این فایل ،بااینکه این کامنت ازدوره رو قبلا مطالعه کرده بودم وواقعا تحسین برانگیز بود برام،چقدر باکلامتون برام دل انگیزتر شد وچه توضیحات خوبی روش دادین که برای هرکسی میتونه راهگشا باشه درحوزه کسب وکار،مگربرای کسانیکه بر قلبهاشان مهرزده شده.
راستش موضوع جالبی بعد از دیدن این فایل بذهنم اومد که مطمینم نوشتنش هم برای خودم تاثیر گذاره وهم برای خیلی ازدوستان.
من قبل ازعید سال 1403 بایک دوست جوانی آشنا شدم که یک مرد 26ساله بایک تیپ واستایلی شبیه همین جونهای امروزی (میخوام بگم که توذهنتون یک آدم کت وشلواریه،برند پوش ساخته نشه)،درحدی که شاید بیرون ببینینش باورتون نشه این آدم میتونه چنین کسب وکاری داشته باشه.راستش انقدر این آدم گرم وصمیمی بود که راحت تونستم بشینم و درمورد بیزنسش و راهی که طی کرده بود باهاش حرف بزنم.
اول بگم که شغلش وارد کننده پوشاک زنانه ازچندکشور به کشور ایران هستش،ویکی ازبزرگترین ونمیدونم شاید بزرگترین پخش کننده پوشاک زنانه خارجی درشهررشت واستان گیلان.
اینطور که بمن گفتن ،بالای 500بوتیک رو فقط ایشون ساپورت میکنن.وخودشون چندشعبه بزرگ درسطح شهر دارن.
وقتی بیشتر جویا شدم، و سوال کردم از شروع ،از نحوه کار و…بمن گفت :خانم گوهری من با دستفروشی شروع کردم،من دوسال در بازار رشت دستفروشی میکردم ،اما درتمام اون دوسال من این روزها رو برای خودم تجسم میکردم.ومطمین بودم یه روزی وارد کننده لباس میشم.وشدم.درعرض 10سال.اونم در این سطح.
ووقتی برام تعریف میکرد دیدم چقدر قشنگ تکاملشو طی کرده.وباسود کارخودش رشد کرده قدم به قدم.
ومیگفت یه یک ریالیم نه ازپدرم گرفتم ونه قرض ووام و….
درطول زمانی که باهم حرف میزدیم چندین وچندبارم ازکشورهای دیگه بهش زنگ میزدن و باهاشون انگلیسی صحبت میکرد.
جالبه که نه تحصیلات خاصی داشت،نه استایل خاصی،نه درسن وسال خاصی بود،ونه هیچ آپشنی که بگیم این آدم ازون تاثیرگرفته برای ثروتمندشدن.
وجالبتراینکه میگفت من بااینکه پدرم خودش همیشه صاحب کسب وکاربزرگی بود،هرگز خرج مارونمیداد،وما درسن کم مادرمون روهم ازدست دادیم و پدرم ازدواج مجدد کردن.
والان هم پدر بااینها زندگی میکردو یک جورایی کمک خرج پدر هم بودن.
این برام خیلی جالب بود که ماشین نداشت،لباس ساده میپوشید ودقیقا مثل آدمهای عادی زندگی میکرد..درحالیکه دراین سن جوونها فقط عشق اینن که پشت رول فلان ماشین سوارشن ولذت ببرن.
ولی گویا ایشون ترجیح میدادن فقط داراییهاشون رو سرمایه کاری کنن،وچقدر درمدت کوتاهی که درکنارش بودم لذت بردم ازکارکردنش،باعشق ولذت کارمیکرد،حتی میگفت من گاها خودم جلو در بوتیک و…خودم دادزن هم میشم ولذت میبرم ازینکار!!!
هیچ چیزی براش عار نبود،والبته کارش روآنلاین هم کرده بود..وخانومش هم که بتازگی گویا عقد کرده بودن باخودش همکاری میکرد،وچقدرم ازرابطش راضی بود.
ونکته مهم واساسی که باسوالهام ازشون گرفتم اینکه گفت :همه چیز شکرگزاریه،من روزی سه چهاربار فقط میشینم ودردفترچم شکرگزاری مینویسم،میگفت تک تک این تاپ تیشرتا برام نعمت الهیه،و برای تک تکشون شکرگزاری میکنم.و هرچی دارم ازهمین تمرین شکرگزاریه،برای همین روزی سه بار وقت میزارم ومینویسم.
وخیلی به کارکرد ذهن،دایره اطرافیان و باورها اعتقاد داشت.
انقدررر برام جالب بود صحبتهاش که اینجا دلم خواست براتون بنویسم.وبنظرم یک الگوی خیلی مناسب برای هممون میتونه باشه.
استادجان باآرزوی توفیق روزافزون برای شما وسایتتون.
استاد دیدن چهرتون برای من یاد اور توحید .مرور اتفاقات خوب و معجزات خداوند تو زندگیمه
مثل زمانی که معلممون رو میدیدم و یاد درس و امتحان می افتادیم
خداروشکر بابت وجود با ارزشتتون
و عوامل بیرونی
بزرگترین پاشنه اشیل که به نظرم تو وجود همه هست و همیشه باید روی این باور کار کرد چون خیلی مرموزانه از راه هایی وارد میشه که خودمون هم نمیفهمیم که داریم به عوامل بیرونی بها میدیم
من همیشه برای اینکه مچ ذهنم رو برای عوامل بیرونی بگیرم این 2 تا چیز رو تعریف کردم
1 هر موقع به خاطر اتفاقی تو زندگیت کسی یا چیزی رو مقصر دونستی
2 هرموقع چیزی یا کسی رو دلیل بر موفق شدن و پیشرفت دونستی
یعنی داری به عوامل بیرونی بها میدی
یادم میاد چند سال پیش
خیلی عالی روی این باور کار میکردم و به صورت ریشه ای این باور رو داشتم تغییر میدادم
دقیقا بخوام بگم یک سال قبل از پاندمی بود
من داشتم این باور رو تغییر میدادم و مهاجرت کردم
و خب خبری نبود از این داستانا و من یک درصد هم فکر نمیکردم شاید روزی این اتفاق بیفته
و الله منو هدایت کرد به شغلی که تو خونه بود با لپ تاپ و لازم نبود بیرون برم
تقریبا یک ماه بود که ما کارو شروع کردیم که اون اتفاق افتاد و کل دنیا تعطیل شد
و ما داشتیم پول درمیاوردیم و حتی تو همون کار کار دیگه ای پیشنهاد شد که ما درامدمون از حقوقی که میگرفتیم 10 برابر بیشتر شد
و ما توکل اون تایم کلی پول پس انداز کردیم به راحتی برای خورد و خوراک و هزینه هایی که لازم بود مثل اینترنت و اجاره خونه و.. هزینه میکردیم
این در صورتی بود که همه داشتن از اینکه دیگه کار ندارن ناله میکردن و ترسیده بودن
و ما به عنوان یک خارجی تو کشور غریب داشتیم به راحتی زندگی میکردیم
و اماااا
از طرفی دیگه اونجایی که فراموش کردم که عوامل بیرونی هیچ تاثیری تو زندگیم نداره
نتایج تغییر کرد
اینجوری بگم بهتره
وقتی که عوامل بیرونی تاثیر گذار نمیدیدم انگار قدرت همه چیز دست خدا بود و خدا همه چیز رو واسم عالی پیش میبرد
اما وقتی عوامل بیرونی رو تاثیر گذار دیدم قدرت افتاده بود دست بنده های خدا که یه روز حالش خوب باهات خوب بود فرداش حال نمیکرد باهات و تو باید برای اینکه کارت راه بیوفته سر خم کنی و خیلی جاها سکوت
الله چقدر بی منت هدایتمون میکنه و بهمون هرچی بخوایم میده اگر ما قدرت به کسی جز االله یکتا ندیم
اگر فکر نکنیم چیزی اتفاقی کسی میتونه تاثیر بزار تو زندگیمون تو پیشرفتمون اگر فکر نکنیم چون فلانی ادم گنده ای اون میتونه برامون کاری کنه
و به قول استاد که این حرفش همیشه اویزه گوشمه
که میگه هر وقت روی خدا حساب باز کردم اون بهم همه چی داد و هر موقع روی آدم ها حساب کردم فقط ضربه خوردم
به نظرم عوامل بیرونی رابطه مستقیمی با توحید داره
اگر سعی کنیم فقط الله رو بپرستیم و فقط روی اون حساب کنیم و از اون کمک بخوایم
دیگه هیچ عاملی نمیتونه تاثیر بزاره رو زندگیمون
البته اینم ذکر کنم که من خودم هیچ ادعایی ندارم روی توحیدی بودنم من فقط با همه ی وجود میخوام و تلاش میکنم که انسانی توحیدی باشم
دوستتون دارم
از الله یکتا بابت استاد عزیزم و خانم شایسته و همه دوستانی که تو سایت با کامنتاشون و تجربه هاشون باعث بهتر شدن جهان اطراف شدن دوستتون دارم
هر موقع کسی یا چیزی رو دلیل بر موفقیتت و پیشرفتت دونستی و بهش بها دادی…اینم جزء عوامل بیرونی هست
آفرین چقدر خوب گفتی،انگار باید توی مدار باشی تا درک کنی وگرنه خیلی فاصله است بین شنیدن و درک کردن
دلیل موفقیتم خودمم،دلیل موفقیتم خانوادمه،دلیل موفقیتم پولمه،اعتبارمه،زنمه،شوهرمه،شغلمه یعنی همه چی رو دخیل میدونیم در موفقیت الا خدا،در صورتی که تموم دلایل پوچن و تنها اون موفقیت،کار خداست و هر خیری که به ما میرسه از الله است
ممنونم ازت بابت این نوع نگاه که راهگشا شد برام تا بهتر درک کنم که نه خودم کسی هستم و نه دیگران و هر چی هست از خیر و برکت و سلامتی و ثروت از الله یکتاست که بسیار بخشنده و مهربان است
سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته و همه بچه های سایت
استاد عزیز من دوره روانشناسی ثروت رو هنوز تهیه نکردم اما با دوره های دیگر شما و فایل های دانلودی که هرکدام حکم یک دوره کامل رو داره،کار کردم و من نمونه بارز یه شخص خودساخته و موفق هستم که در تمام جنبه های زندگی از همه چیز راضی هستم و آرامش دارم و همیشه به خودم افتخار میکنم که خدا منو لایق دونست و روزی من رو با شما آشنا کرد
من نمونه بارز شخص موفقی هستم که مثل کبک سرمو کردم تو برف و به هیچ محدودیت و عامل بیرونی توجه نمیکنم و پله های ترقی رو آروم آروم پشت سرهم و با آرامش و البته با گوش کردن به الهامات خدای خودم دارم طی میکنم
من نمونه بارز شخص موفقی هستم که 6 سال پیش با چندتا قطعه کامپیوتر به ارزش دو سه میلیون و دو تا لپ تاپ نه چندان جالب و البته خراب کارمو شروع کردم و بدون توجه کردن به محدودیت ها و اخبار و حاشیه الان در بهترین شرایط کاری خودم و بهترین شرایط شغلی در صنف خودم هستم
یادمه وقتی میخواستم مهاجرت کنم به شهر دیگه مخالفت های زیادی از طرف دوروبریا میدیدم که اگه ذهنمو کنترل نمیکردم به راحتی منو از ادامه مسیر منصرف میکرد
میگفتن تو یه کرد زبونی و داری میری به شهری که خیلی تعصب دارن و زبون ترکی هم بلد نباشی که کارت تمومه چون بفهمن کردی هیچ که ازت خرید نمیکنن بلکه به انواع روش سنگ اندازی میکنن و نمیذارن بینشون بمونی و ادامه بدی و من تو ذهمنم فقط بهشون میخندیدم و میگفتم این تجربه برای شماست نه من و باور من چیز دیگه س. الان خداروشکر تو مجتمعی که هیچ کدام هم زبون من نیستن همه همکارا دنبال راهی هستن که جوری بهم خدمت کنن و اکثر مشتریهای من ترک زبون هستن و بدون کوچکترین تبلیغات الان تو حوزه کاری خودم کل شهر منو میشناسن همون همکارا هم از خود من خرید میکنن.
وقتی میخواستم مهاجرت کنم میگفتن وقت مناسبی برای این کار نیست الان دلار رو به بالاس و تو همینجا خوب داری کار میکنی و چه لزومی داره مشتریای اینجاتو ول کنی بری شهر غریب از اول دوباره شروع کنی؟ الان فلان رئیس جمهوره و قراره فلانی بیاد و شرایط تغییر میکنه و هزاران چرندیاتی که اگه گوش میدادم الان تو بدترین شرایط زندگی بودم ولی خوش بحال خودم که تو اون موارد حرف گوش کنیم صفر مطلقه و به هیچ محدودیتی راضی نبودم و نیستم.
یه مدت پیش یکی از دوستای قدیمی بهم زنگ زد و اتفاقا از همونایی بود که باهم شروع کرده بودیم و الان تو بدترین شرایط مالی قرار داره به همان دلیل که همون موقع که دلار کشید بالا ایشون هم جمع کرد از ترس اینکه همین سرمایه هم که داره از بین میره. بحث پبش اومد گفت عادل تو خیلی شانس داشتی از اینجا رفتی وضعت خوب شد! گفتم شانس؟! واقعا تو موفقیت رو به همین راحتی تفسیر میکنی؟ یعنی خیلی خوش شانسم ولی تو بیچاره بد شانس بودی؟!
من مکالمه رو زیاد ادامه ندادم و بعدش چقد به خودم افتخار کردم بابت تصمیماتی که جسورانه گرفتم و به الهامات خدای خودم مثل یه پسر خوب گوش دادم
استاد عزیز شما مطلع هستین که یه ایده الهامی رو که سه ماه پیش اومد و من اجرا کردم و در طی مسیر بهم گفته شد شعبه دوم بزنم و زدم
الان نمیدونین خدا چقد مسیرهارو قدم به قدم برام هموار میکنه و چقد ثروت وارد زندگیم میکنه و روز به روز بهم الهام میکنه چکار کنم چکار نکنم. دوبار تو این مدت منو هدایت کرد به کشور امارات و کلی تجربه و ثروت کسب کردم و درآمدم حدود 50 درصد بیشتر شد
استاد عزیز بابت تمام آموزشهاتون از شما و خدای خودم سپاسگزارم
تو کامنتتون خوندم رفتین کیش قبل هر چیز بهتون تبریک میگم این اعتماد و باور به الهامات خداوند رو که تنها و سبکبال سفر کردین و فقط رو هدایت خدا حساب کردین
الهی کیش و آشناییتون با اون شخص که گفتین یه سکوی پرتاب باشه برای رسیدن به آرزوهاتون
خواهر منم خیلی وقته منتظر دوره جدید استادم انشالا همه باهم میترکونیم ولی اینم بگم متاسفانه الان آب انگور تو دسترس نیست باید یه جایگزین براش پیدا کنیم:-)
اومدم بنویسم و تحسینت کنم این حد از ایمان رو و اعتماد به خداوند و جسارت و شجاعت رو که اومدی یه شهر جدید و کارتو شروع کردی و خداوند هم هرگزایمان کسی رو که به اون توکل کرده رو ضایع نمیکنه و جواب میده ،
تحسین میکنم درکت از قانون رو ،اونجایی که وقتی گفتن که ترکا تعصبین و زبون بلد نباشی فلان و فلان …. تو دلت بهشون خندیدی و گفتی این باورهای شماست نه من و بازهم تحسین میکنم که انقد باورهای زیبایی ساختی که خداوند با این مشتریهای خوب پاسخ داد ،
واقعا همینه همه چیز باوره ماست و هرکسی داره دنیای مجزای خودشو با فرکانس هاش خلق میکنه
من خودم ترکم و توی پادگانی که خدمت کردم سمت خودمون 80نود درصد پادگان و گروهان ما کرد بودن و هم زبون خودت ، و من اونموقع اصن راجب این قوانین هم هیچی نمیدونستم ولی خدارو صدهزار مرتبه شکر که فقط خوبی میدیدم و از اون اول و حتی قبل از آشنایی با قوانین هیچ گونه تعصبی به نژاد و فلان و از این چیا نداشتم و باورت نمیشه اونقدی که من با کردا حال میکردم و وقت میگذروندیم تو پادگان و هوای همو داشتیم با هم زبونای خودم نداشتم و همش از کردا خوبی و محبت دیدم و عشق و هر موقع کسی میخواست فرق بزاره و بدگویی کنه نمیزاشتم ادامه بده و یادش بخیر روزی که امضاهامو جمع کردم و داشتم برای آخرین بار قدم میزدم تا دژبانی که پادگانو ترک کنم که یک مسیر طولانی بود از گروهان تا اونجا اونم تو برج 5 تابستون گرم ،اما یادمه یعنی فیلمش هست تو گوشیم که کردایی که منو همراهی کردن این همه مسیر تا خدافظی کنن از ترکا بیشتر بودن و چقدر احساساتی شدیم و گریه کردیم بغل هم و چقدر بی معنیه بعضی برچسب ها مثل نژاد و فلان و فلان و فلان و حتی الان باهاشون در ارتباطم و همش میگن کاری داشتی فقط لب تر کن
و اینها همه و همه رو گفتم تا تصدیق کنم کامنت زیبای شمارو که وادارم کرد به نوشتن و خدارو صدهزار مرتبه شکر که مارو از تعصبات و از همه ی اون پرده هایی که باعث میشد هدایت نشیم ،چشم و گوشمون و بازکرد و الان در مسیر سعادت و خوشبختی هستیم و حالمون خوبه از درون .
خدایا شکرت .
در پناه الله یکتا همیشه ثروتمند و سعادتمند و خوشبخت باشی در دنیا و آخرت دوست عزیزم .
انرژی و فرکانس کامنتت کامل و بی نقص دریافت شد برادر عزیز
خیلی ممنون بابت انرژی عالی که بهم دادی و از خداوند درخواست میکنم هزاران برابرش به خودت برگرده و زندگیت پر برکت و جیبت پر پول و ذهن و روحت همیشه آرام و در پناه خدا باشه دوست عزیز
بله از همون روزی که تصمیم گرفتم بدون تعصب در مورد زبان و مذهب و کیش و آیین به آدم ها نگاه کنم و همشونو تکه ای از خدا بدونم،درهای خوشبختی از طرف خدا برام باز شد و از هر نظر من رو رشد داد
و خداروشکر میکنم که خدا من و شما و همه بچه هایی که به خودمون تعهد داریم رو اینجا و در این مکان مقدس گرد هم آورده و از تجربیات همدیگه یاد میگیریم
همیشه در پناه خدای مهربان شاد و سلامت باشین دوست عزیزم
من شما رو فالو می کنم و وقتی کامنتی می گذاری در ایمیل، به من اطلاع رسانی می شود
همین قلم صاف و بی شیله پیله شماست که من رو مجذوب خودش کرده
به دور از تکلف و کلمات قلمبه سلمبه می آیی می نویسی و به ما و احتمالا خیلی های دیگه که کامنت هات رو می خونند حال می دی
دمت گرم برادر عزیزم
مثلا تو همین کامنت اینقدر قشنگ توصیف کردی آن صحنه رو که کردها آمدند برای خداحافظی از شما در روز آخری که در پادگان بودی، که انگار من داشتم فیلمش رو از روی گوشی ات می دیدم :))
از خدا می خواهم به اندازه تمام شکوفه های بهاری، دلت شاد و جیب پرپول و لبت خندان باشد و از خوشحالی اشک شوق بریزی
سلام به روی ماهت و قلب نازنین و روح پاک و زلالت که این همه زیبا میبینی و احساس خوب دادی با این نوشته هات
سپاس گزار خداوندم بابت داشتن دوست نازنینی مثل شما سید جاااان عشق
با اون احساس نابی که نوشتی برام رو حس کردم و انقد این حس قوی بود که منتقل شد و چقدرررر حس و حالمو این نوشته ها عالی کرد و ناخودآگاه دست به قلم شدم و بنویسم برات و تشکر کنم ازت ،الهی که همواره به همین زیبایی متصل باشیم به خداوند واز خدا میخوام هزاران برابر اون عشق و احساس خوبی که با نوشته هات دادی رو به هر شکلی که میخوای وارد زندگیت کنه و آرزو میکنم همواره غرق در نعمت و سلامتی و خوشبختی و سعادت باشی .
سپاس گزارم دوست عزیزم بابت لطفی که به من دارین
خدایا شکرت .
یاده این آیه افتادم که خداوند میفرماید ما دلهای شمارو به هم نزدیک کردیم و از کینه و نفرت پاک کردیم تا به نیکی ازهم یاد کنید .
داستان امروز هدایتم میخوام برای شما و دوستان تعریف کنم
من دوره کسب و کار ثروت 3خریدم
و احساس کردم ک باس بیزینسم جمع کنم با تمام تضاد ها
صبح توی دفترم برای ستاره قطبی نوشته بودم امروز هدایت عالی بشم
یک فلش به عقب میزنم
دیروز ماشین من خراب شد و روشن نمیشد اگه من سمیرا گذشته بودم اینقدر حالم بد میکردم ک روزم خراب میشد ولی ماشین وسط خیابون ول کردم و با اسنپ با بچه ها رفتیم مدرسه ظهر برگشتم با همسرم و ماشین بردیم تعمیرگاه و تعمیرکار گفتن باس ماشین یک روز بخوابه گاراژ
و ایشون گفتن ک ماشین دور و بر 3میلیون هزینش میشه
دیروز پیام یاد آوری ناخون کارم برام اومد بهش پیام دادم ک من ماشینم خراب شده نمیتونم بیام
بعد 2ساعت یک حسی بهم میگفت سمیرا وقتت کنسل نکن
بهش پیام دادم ک میام
شب تعمیرکار زنگ زد ک خانم بیاین ماشینتون ببرین گفتم چطور شد گفت دیدم با تعویض 2تا فیوز درست میشه
باورتون نمیشه ایشون از من فقط 200تومن پول گرفتن ک واقعا خیلی خوشحال شدم چون من خودم برای هزینه 3تومن آماده کرده بودم
خلاصه ک من امروز ماشین داشتم و رفتم ترمیم ناخون
وقتی نشستم تلفن ناخونکارم زنگ زد و باهاش داشت صحبت میکرد وسط صحبت هاش شنیدم ک یک دوره هستش برای باور و پذیرش و ایشون برام از دوره صحبت کرد
برام خیلی جالب بود ک من هدایت شدم به سمت حرف هایی ک میخواستم بشنوم
ناخونکار من دوره های استاد گوش میداده و ما داشتیم از بیزینس صحبت میکردیم
استاد باور های فوق العاده ای این ناخونکار من داره با این ک الان همه ناخون کار هستن ولی ایشون فول تایم مشتری داره و مشتری های خیلی فوق العاده ای داره
اولین باوری ک گفت این بود ک روابطت خیلی کنترل شده باشه
با آدم های درست معاشرت کن
و این ک بهترین ها مال توست
این باعث شد من پاشنه آشیلی ک داشتم همون جا رفع کنم
از کانال تلگرام دوستانم ک همیشه داخلش حرف های ناامید کننده بود لفت بدم
و این ک 2تا از دوستان سمی ک داشتم امروز شمارشون پاک کنم و اگه پیگیر شدن خیلی محترمانه ردشون کنم
وقتی از ترمیم برگشتم
یک راست تصمیم گرفتم ک روی دوره به صورت خیلی جدی تر کار کنم
و جالبی این بود ک شما هم امروز یک فایل گذاشتین ک منی ک بهونه عوامل خارجی میآوردم باگم بفهمم و شروع کنم به اصلاح کردن خودم
امروز بینهایت جذاب برای من گذشت ک دست بهدست هم داد من از طریق دست های خداوند هدایت فوق العاده بشم
امروز وقتی داشتم مسیری رفت جلسه 18 ثروت 3گوش میدادم شما گفتین تضاد ها باعث میشه ک یک نیازی از شما رفع بشه
من امروز تضادم ماشینم بود ک درخواستش به خدا دادم و داخل گوشیم نوشتم ک یادم بمونه
استاد من بینهایت از شما سپاسگزارم برای فایل امروز و دوره ی کسب و کار ثروت 3
من این دوره فکر میکردم شما قراره 3تا ورد به ما یاد بدین و من ثروتمند بشم
ولی این دوره باعث شده من دقیق تر مشاهده کنم
نسبت به موضوعات بی تفاوت نباشم
دستان خدارو بهتر بفهمم
و در کنارش بتونم اون بیزینسی ک باهاش احساس خوبی دارم شروع کنم
بسم الله الرحمن الرحیم الرزاق الوهاب العلیم الغفور التواب الغنی القریب المجیب الحی الذی لا یموت. سلام خدای مهربونم که درخواست های مرا در کمترین زمان اجابت می کنی. خدایا تو را سپاس بخاطر بنده ی خاص ات سید حسین عباسمنش که آینه ی تجلی صفاتت است. استاد عزیزم سلام، مریم بانوی زیبا سلام، دوستان توحیدی ام سلام و صد سلام به روی ماه همتون، عاشقانه همه ی شما عزیزان رو دوست دارم. اون موقع که دوستان در گفتگوی دوستان با استاد میگفتند: استاد عاشقتونیم…. اصلا این جمله رو درک نمی کردم، الان دارم کم کم به درک کمی از این جمله میرسم و میگم استاد عاشقتونم برای شما و مریم جان، بوسه ای از عشق میفرستم. و امروز میخوام یه رد پای کوچکی از خودم بذارم.یکماه قبل عید بود که به کار کوتاهی هدایت شدم، سالن در بهترین نقطه ی شهر است، ولی مشتری زیادی نداشت چون تازه افتتاح شده بود و هنوز هم نداره. من هر روز میرم سالن و 90 درصد روزها تا الان بیکار بودم یا کار های تمرینی انجام میدادم، به دوره بافت هم هدایت شدم که خیلی بیشتر از کوتاهی به اون علاقه مند شدم، برای اینکه یه آشنایی بیشتری یا به قولی تبلغ بیشتری برای سالنمون باشه به مدت یکهفته برای بچه های کلاس اول تا پنجم، لاین کوتاهی و بافت که مربوط به خودم است بصورت هدیه قرار دادیم. اول که خواستم همچین کاری بکنمم، این مسئله در ذهنم چرخید که جذب مشتری به کلر رایگان انجام دادن نیست و … ولی با یادم اومد استاد اول با کار رایگان در دانشگاه بندر عباس شروع کرد، پس میشه گفت برای کسب مهارت بیشتر و پر کردن سابقه کاری این طرح رایگان خوبه. واین سه روز چه روزهای خوبی بود چون بچه ها مشتری ما بودن و کلی با اونها حال می کردم .دیروز از ساعت 4 تا 8 یکسر بافت زدم بدون یک ذره خستگی یا احساس گرسنگی یا تشنگی و اصلا گذر زمان رو احساس نمی کردم، و اونجایی که استاد میگفت از صبح تا شب بدون وقفه سیمنار برگزار می کرد رو متوجه شدم یعنی چی؟ من داشتم رایگان کار می کردم ولی با عشق و علاقه. این جای کار خیلی خوبه که با عشق کار می کنم ولی ایراد کار اونجایی است که من هنوز نتونستم به اندازه کافی مشتری جذب کنم و در مدار ماهی یه میلیون تومان هستم، و این اصلا خوب نیست و من دارم به خودم چه ظلم بزرگی می کنم، ودوست دارم از این مدار داغون بیام بیرون و از خدای مهربان درخواست هدایت کردم و این فایل پاسخ به درخواست من بود. و چقدر خوشحال شدم وقتی این فایل رو روی بنر سایت دیدیم و امروز برام عید بود، خدایا سپاسگذارم که به درخواستم توسط بنده ی خاص و توحیدی ات پاسخ دادی، کمکم کن از این مدار، به مداری نزدیک تر به تعمت و ثروت خروج کنم. خدایا من به هر خیری که از جانب توست فقیرم. استاد عزیزم یک دنیا سپاس بخاطر وجود نازنین تان. بخاطر بهبود هایی که در سایت میدهید، بخاطر دوره های بینظیری که تهیه می کنید. بیصبرانه منتظر دوره جدید هستم، ان شاءالله لیاقت شرکت در دوره رو داشته باشم. در پناه حق همه ی ما روز به روز توحیدی تر و ثروتمند تر و سعادتمند تر باشیم الهی آمین.
رضوان ولی خداوکیلی به این خدا بگو امسال بخاطر من یکم شعله زیرِ جنوب روکم کنه :) من عادت ندارم ،سریع ته میگیرم:))))
رضوان جاااانم،خدا میدونه چقدر برات خوشحالم
داستان شروع کار تو،داستان همون شعر قشنگی که استاد همیشه میخونه:
تو خود پای در راه بنه و هییییچ مپرس
خود راه بگویدت که چون باید کرد
یک پیشنهاد از روشنی قلبم،یک تمرکز لیزر فوکس بزار روی فایل های دانلودی ثروت،اصلا فقط گوش کردن بهشون مدار ثروتت رو بالاتر میبره…اونوقت مشتری ها خوودشون به قول پاکیزه جان کرووور کرووور پیدا شون میشه …
سلام عشقم سلام جونم. امروز صبح با چشمان نیمه باز گوشی رو برداشتم گفتم الان حتما سعیده جان کامنت گذاشته برم بخونم و دیدم بله سعیده قشنگم کامنت گذاشته و شروع به خواندن کامنتت کردم،و قصد داشتم تا فرصت هست برات پاسخ بنویسم که شما پیشدستی کردی و زودتر پاسخ نوشتی و قلبم رو به نور الهی ات روشن تر کردی، مررررسی رفیق. از خوشحالی و شادی گوشی رو بغل کردم و خدا را شکر کردم.
آبادانی ها یه تیکه کلامی دارند میگن “خدا رو کولت” که با “چه خبرته” تقریبا یکی است.
حالا من میگن سعیده جان، رو کول خدایی، بابا دیروز بارون زد هوا نسبت به سالهای قبل خیلی بهاری است، خدا داره زورش رو میزنه که هوا رو تا اونجایی که راه داره خنک نگه داره برای ورود شما،من دیگه چی بگم.
دیروز که بارون میزد همش شما تو فکرم بودید و با خودم میگفتم، ببین ما هر سال این موقع از گرما هلاک بودیم امسال ببین چی شده، تا الان که نزدیک خرداد هستیم داره بارون میزنه و هوا نسبت به هر سال بهتره، به وضوح دارم می بینم خدا چطور هوات رو داره، عشق من.
مررررسی عزیزم بخاطر تاکید بر گوش دادن فایل های ثروت، اتفاقا فایل ها رو دنلود کردم در یه پوشه جدا گذاشتم ولی لامصب این باور که پول و ثروت رو جدا از خدا و عامل دوری از خدا دونستن ، چنان سخت است که با این همه گوش دادن من تازه فقط به پی بردم که این باورها چقدر ریشه دار و سخت هستند،خدا خودش کمکم کنه.
عشقم خوش آمدی به جنوب، فکر کنم این بار این سکو شما رو مستقیم میبره به دیدار استاد و به هر آنچه که دوست داری.
ان شاءالله در بهترین زمان و مکان همدیگر رو ببینیم و ساعت ها بشینی یه دل سیر برام صحبت کنی و من گوش کنم.
سلام و سلامتی و نور و عشق ورحمت الله برای شما و خانواده عزیز قشنگتون
من یک تبریک جانانه به شما بدهکارم برای عضو نازنین جدید خانواده تون،الهی که الله حافظ و نگهدارش باشه…لطفا دست های کوچولوش رو از طرف خاله ی راه دورش ببوسید.
البته یک تشکر برای کامنت قبلی که برام گذاشتید،بینهایت قشنگ بود و با خوندنش کلی حالم خوب شد.
کم مینویسی داداش،از علم وهوشو ذکاوتت بیشتر زکات بده :)
داداش جواد عزیزم صدای من رومیشنوی از جزیره ی زیبای توحیدی کیش،مجتمع تجاری پردیس
درکنار انسان های ثروتمند بی نهایت مهربون وخاکی…
نشستم اینجا،زیر باد کولر…
بیکار …گاهی مطالعه کاری،گاهی قرآن…سر زدن به سایت و…
حالا این وسط اگر مشتری بیاد و سوالی داشته باشه از فروشنده بپرسه و ایشون ندونه!!!من راهنماییشون میکنم …همین
هروقت بیام سرکار…هروقت برم…
هر فروشگاهی کهدلم خواست برم…
خلاصه که سلام من از مدار آسونی ها…من همون آدمم که اعزام مریض بدحال ِرو به فوت میرفتم.
صدای آژیر آمبولانس هنوز توی گوشمه…واون جاده ی شلوغ کمربندی ساری که توجاده ی برعکس حرکتِ ماشین ها میرفتیم تا زودتر برسیم به بیمارستان
من همون آدمم داداش…
و فقط و فقط و فقط اینکه الان اینجام از هَٰذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّی و لاغیر …
امروز 8 روز از مهاجرت کبری من میگذره و با تموم شگفتی هاش احتیاج دارم یکم اوضاع رو استیبل کنم و انشالله خیلی زود به فعالیت در این غارحرایِ من ،که منو از فرش به عرش رسونده برمیگردم….
ازتون بی نهایت سپاسگزارم و به امید دریافت یک نقطه ی آبی پربرکت دیگه ای از شما…
به امید دیدار روی ماه خانواده ی قشنگتون در بهترین زمان ومکان
درود و برکت و رحمت بینهایت الله به شما سعیده جان عزیزم رفیق شفیق الله…
الهی که هرلحظه زندگی شما سعیده جانم در کیش پر از توکل تقوی برکت رحمت و اتصال بینهایت باشه
الهی که هرلحظه قوی تر عمل کنی و قوی تر کامنت بنویسی و من خودم به شخصه قوی تر الگو برداری کنم از شما سعیده جان پاک توحیدی خالص
الهی که نور الله تمام سلولهای شمارو فرا بگیره
الهی که برسی به پادشاهی در کیش (تعز من تشاااا)
الهی که فتح کنی پر قدرت و عزت و بینیاز از هر کسی پله های موفقیت و ثروت رو در کیش زیبا…
من لذت میبرم من عاشقانه تحسین میکنم ای دختر شجاع و توحیدی
من عشق میورزم به شما سعیده جانم انگار که خودم هستم چه فرقی میکند من یا شما همه از او هستیم نقطه ی اتصال ما همه توحید است و لاغیر…
من عاشقانه تحسین میکنم و سپاسگزارم سعیده جان عزیزم بابت این همه تقوی توکل توحید جهاد عزت نفس قدرت شجاعت استقامت و تسلیم بودن…الذین قالو ربنا الله ثم استقاموا…
الهی صد هزاران بار سپاس بابت این همه آگاهی و هدایت و ادامه دادن…
سعیده جانم بیشتر بنویس بیشتر بگو چرا که الگویی عزیز واقعی مقتدر موفق و ثروتمند و غنی هستی برایم…
عاشقانه ستایشت میکنم و تحسین و عشق میورزم بینهایت به تک تک قدمهای توحیدی ک برداشتی و ادامه دادی و میدهی….
قطعا که وارثان زمین بندگان صالح و مومن الله هستند…
من متعهدترم هرلحظه بیشتر قوی تر محکمتر عاشقانه تر ادامه دهم حتی با چالشها و تضادهایی ک دارم و میدانم که الله حواسش هست و اوست که قدرت بینهایت هست و حکیم بینهایت و روزی دهنده و عزت دهنده شفا دهنده بینهایت …
داشتم کامنت شما رو میخوندم زندگی کاری من که 15 سال پیش استارت خورد و کلی بالا پایین شدم جلو چشمام رژه رفت کلی خاطرات خوب بهم یادآور شد
من سال 88 استارت کارمو توی یه روستا که الان دیگه شهر شده برای خودش زدم با کمترین امکانات موجود ،یعنی یه چیزی میگم یه چیزی میشنویی ،پول که اصلا نداشتم ،دانشجو بودم ترم 4 دانشگاه از فرط بی پولی به دست پای پدرم افتادم که بهم کمک کنه به کاری که از سن 15 سالگی که بصورت رایگان برای همه درو همسایه و فامیل انجام میدادم ،راه بندازم
پدر من بسیار ادم لجباز و یه دنده ای بود و حتی منو سرزنش میکرد که این کار مال تو نیست تو لیاقت همچین کاری نداری
خلاصه من بودم و خدای خودم و یه تصمیم بزرگ که تا اون موقع حتی جرات اجراشو نداشتم ،ولی اون ایده الهامی اینقدر قوی بود که شهامت اجراشو پیدا کردم و خدا شاهده که هیچ پول نداشتم و چون شهریه دانشگاه نزدیک بود و پدرم شهریه دانشگاه رو بهن داد که پرداخت کنم تصمیم گرفتم این پول برای استارت کارم ردش حساب کنم
با دانشگاه صحبت کردم و قرار شد شهریه رو بصورت اقساط پرداختش کنم و سرمایه من برای شروع کارم شد 150 هزارتومن سال 87
وقتی این تصمیم گرفتم یه پیرمرد مهربون پیدا شده مغازشو بهم اجاره داد و تا دو ماه بعد هیچ پولی ازم نگرفت
دایم اومد توی کارهای که میتونست کمکم کنه کنارم بود
دوستانی که میشناختم به محض شنیدن این موضوع هر کمکی از دستشون براومد برام انجام دادن و دورم جمع شدن تا کار من رونق بگیره
طولی نکشید من صاحب یک مغازه 3×4 شدم توی پس کوچه با کمترین مهارت ممکن
توی سه ماه خداوند هر روز برام مشتری فرستاد طوری که نه خسته بشم و بیشتر از ظرفیتم بشه و کل بدهی که ازم طلب داشتن پرداخت کنم
بعد از اون تا 6 ماه بعدش هیچ مشتری نداشتم در حد یک یا دو نفر در روز
اونجا بود که اشتیاق من دست بکار شد و بدون دونستن قانون شروع کروم به تجسم و از خدا درخواست کردن
این جمله من دقیقا یادم میاد که از خدا میخواستم که از صب بیام آرایشگاه و غروب خورشید نتونم ببینم بسکه سرم شلوغ باشه
و اینو هرار بار تجسم کردم ،و اتفاقی که افتاد این بود که بعد از تقریبا 9 ماه کاری من هر روز اینقدر سرم شلوغ بود که به مدت 15 سال هر روز از صب تا شب درگیر مشتریام و رزق من 100 برابر یه کارگر ساده شده
الان هنرجوهای زیادی دارم ،آموزشگاه تاسیس کردم و حتی یه آکادمی تشکیل دادم برای جامعه آرایشگرا که برنامه گسترششو دادم ،خلاصه آبجی عزیزم هیچ نامید نشو ،ایدهای ساده ای که گفتی مثل همین بچهای مدرسه ای رو من خودم اجرا کردم و بازخوردش خیلی زیاد بود برام بدون تبلیغ و حتی سالن خاصی از همه جا و حتی شهرهای دیگه و حتی هیمن امیده همیشه مشتری داشتم و دارم
با همین فرمون برو جلو ایشاله جواب زحماتت رو خواهی دید یه روز برامون تعریف میکنی
من هم ازشما سوالی داشتم من کارمند دولتم وبه مدت یکسال شروع به درمان حرفه ای بیماران دیابتی نموده ام برکت اینکار درحقوقم یک افزایش هفت میلیون درماه با تعداد بیمارکمتربوده الهی شکرت بابت همین مهارتم وتعهداتم به درمان بیمارانم پزشک نمونه کشوری تامین اجتماعی 1402شناخته شدم
ولی من به فرمایش آقای رضا روشن عطارتصمیم گرفتم به صورت آنلاین هم بیمار ویزیت کنم چون خیلی زیاد آزادی زمانی ومکانی ام رادوست دارم و ترجیح میدم وابستگی به حقوق کارمندی رو کم کنم چون به مدت 25 ساله که رایگان کار کردم اوایل کار واسم خیلی سخت بود که پول از دست مردم بگیرم به شکر خدا ظرف مدت یک سال حدود 170 ویزیت موفق موفق با درجه کیفیت بالا ر سایتهای معتبر ویزیت آنلاین داشتم ولی ولی به تازگی تعداد بیماران کاهش پیدا کرده، در تمرین ستاره قطبی درخواست روزانه ویزیتهای بیشتری را بدون تعیین کردن راه از خدا خواستم ؛ولی نمیدونم ایراد کارم کجاست؟ در صورتی که حس خوبم رو در تمام طول روز دارم سعی میکنم کارم رو با عشق و علاقه انجام بدم به نظر شما چقدر زمان میبره تا به حد تکامل مثل شما برسم ؟ضمن ضمناً به تازگی ایده تشکیل کانال تلگرامی به ذهنم خطور کرده
سپاسگزارتم دوست عزیزم که این کامنت رو در قالب پرسش جواب دادین و باعث صلاه من شدین ،در این ساعت از شبانه روز
بزار از تجربیات خودم در کارم بگم شاید بهتر بتونم منظور خوومو برسونم
من چون هیچ وقت نمیتونستم کارمندی رو قبول کنم و در سنین پایین که هیچ ایده ای برای کسب کار نداشتم و تقریبا همه کار میکردم برای تامین مخارجم مثل کارگری ،برقکاری و هر کاری که شما فکر میکنید من انجام دادم ولی هیچ وقت دل به هیچ کاری نمیدادم و همیشه این جمله تاکیدی رو بدون اینکه از قوانین سر در بیارم به خودم میگفتم
من کاری رو به خوبی یاد میگیرم که عاشقانه دوسشدارم و با عشق حال در اون کار پولم میسازم
و نتیجشم این شد که از مهارتی که در سنین 15 سالگی بهش علاقه پیدا کردم سوق پیدا کردم و خدا رو شکر همش عشق و حال خنده به همراه پول درآوردن بود ،اینا که گفتم پیش مقدمه این موضوع بود که اولا:برای خودتون و کاری که الان مشغولشید جمله تاکیدی داشته باشید و همیشه با خودتون بصورت کلامی تکرار کنید ،اولش شاید جملات تاکیدی تاثیر خاصی نداشته باشه ولی بعد از یه مدت متوجه تغییر رفتارت خواهی شد
دوما:الگو پیدا کن برای کاری که میخوای انجام بدی و پیگر الگوها باش تا برای ذهنت منطقی بشه
سوما:نتایجی که گرفتی مثل همین ویزتهای که انجام دادی رو بارها با خودت تکرار کن و نزار نجواها بهت غلبه کنه
چهارما:از تجسم استفاده کن ،برای خودت یه پوشه درست کن و هر تصویری که بهت القا میکنه که شرایط مورد نظر داری در اون پوشه بزار و هر شب قبل خواب و صب موقع بیداری نگاش کن و با احساس خوب به زندگیت برس
من وقتی به گذشته خودم نگاه میکنم میبنم تمام این کارهای که گفتم انجام دادم مثل تجسم که واقعا بهم کمک کرد ،و میتونه به شما هم کمک کنه چون سیستم همه ما آدمها مثل همه و قانون احساس خوب =اتفاقات خوب برای همه ما یکسان
من الان توی دوره 12 قدم دانشجو هستم و تازه بعد از یکسال متوجه شدم وقتی که درخواستی از خدا دارم و شروع میکنم به استفاده از قوانین مثل بهش فکر کردن تجسم کردن و هر چیزی که زیاد بهش بچسبم باعث میشه ازش دور بشم و خیلی وقتا حتی بهش نزدیکم نشم چه برسه که خواستم اجابت بشه ،ولی از وقتی شل تر گرفتم و با احساس رهایی هر صب چیزهای که دوسدارم تجسم میکنم و رهاش میکنم و مطمئنم که خداوند منو به خواستم میرسونه فقط باید حالم خوب باشه و نزارم توی حس بد بمونم خواستهام بصورت کاملا طبیعی تیک میخوره و اصلا نیازی به فشار و تقلا نیست
پیشنهاد میکنم سمت خودتو که تحقیق در مورد کارت هست و یادگیری چیزهای که لازمه رو انجام بدی و بقیشو بسپاری به الله و به قانون اعتماد کنی و ضمنا به نشانها آگاه باش ،من همیشه از خدا هدایت میخواستم که درآمدم بیشتر بشه و جالب اینکه از همون ساعت و همون روز نشانها میمومد و من هر چی آگاهانتر منتظر نشانها بودم بهتر درکشون میکردم
یه مثال ساده بگم بهت
چند وقت بود که از لحاظ درآمدی به یه حدی رسیده بودم و دوسداشتم درآمد بالاتر رو تجربه کنم و با ذهن منطقیم و چیزی که خیلی بهش علاقه دارم فقط ایده آموزش میومد سراغم در حالی که من آمادگیشو لون لحظه نداشتم سعی کردم خودم آماده کنم و شروع کردم به تحقیق ،اما درآمد من از روزی شروع شد که من در حین تحقیق بودم ولی میدیدم مشتریا من ازم یه خدمات که تا الان انجام نداده بودم درخواست میکردن و نشانها بصورت پی در پی میمومد که باید اون خدمات اجرا کنم و کاری به آموزش نداشته باشم ،منم وقتی متوجه نشانها شدم انجامش دادم و بعد از یک ماه درآمد من سه برابر شد به همین سادگی
میخوام بهت بگم وقتی درخواستی داری سعی کن دست خدا رو باز بزاری تا مسیر بهت نشون بده و این کارم از طریق نشانها میگه
و البته وقتی میدونی که نقطه ضعف داری از گرفتن پول بابت خدماتت ،پس باید این نقطه ضعف روش کار کنی و تا حلش نکنی نتیجه بزرگتر نمیاد سراغت و این یک قانون است
آبجی عزیزم سعی کردم تا جای که میشه توضیح بدم و اگر سوالی داشتی بازم بپرس با جون دل جواب میدم چون به خودم هم خیلی کمک کرد
توضیحات بسیارجامع وکامل بود تک به تک نکات راباگوش گوش جان میسپارم و امیدوارم که در تک تک مراحل زندگی پربارتان پرسود و پایدار بمانید
در هفته اخیر به این نتیجه رسیدم که شاید توکل کافی نداشتم و برای رسیدن به هدف بسیار عجله دارم
تمرکزم را به صورت 100 درصدی روی افزایش مهارتها در رشته تخصصیام ادامه خواهم داد و با ایمان پروردگار تمام هدفم را بدون توجه به کسب درآمد روی افزایش کیفیت کار و ارتقا سلامت بیماران خواهم گذاشت
عشق منو از یه نقطه از ایران با موشک ایلان ماسک به قلبتون پذیرا باشین ،صب بیدار شدم و با توجه به تعهدم در انجام تمرینات دورهای استاد شروع کردم به دیدن آموزشها و بعدش با حال خوب اومدم سر کار و قبل از شروع کار اومدم سراغ سایت استاد عزیز که نقطه آبی رضوان خانوم وپین کردن جوابی که در این فایل بهش دادم منو به کامنت خودم در جواب به شما هدایت کرد
کامنت خودمو مرور کردم و لذت بردم و میخوام یه نکته در مورد درک جدیدی که نسبت به قانون و سوال شما دارم برای شما کامنت کنم و اونم اینکه
آبجی عزیزم منم یه زمانی دغدغم این بود چطور درآمد خودمو به یه عدد خاص برسونم و از درآمد 20 میلیونی چطور 80 میلیونش کنم و همش درگیر این موضوع بودم که چه کاری انجام بدم ،اولش تقلا میکردم ایدهامو مینوشتم و سعی در انجامش بودم ،بعضیهاشونو خیلی خوب بود و جواب میداد و بعضیاشون یکم با مدارم فاصله داشت و تیک نمیخورد ،یه خورده از لحاظ مالی بهتر شدم و شروع کردم به لذت بردن از اون افزایش درآمده مثل اینکه بدهی هامو بهتر پرداخت کردم و دیگه خبری از طلبکار نبود ،مثل خریدن چیزهایی که تا قبل افزایش درآمدم نمیتونستم برای فرزندم داشته باشم ولی الان به راحتی انجامش میدادم ،مثل رعایت کردن قانون سلامتی و خوراکی هایی که لازم داشتم و ..
اما نکته کجاست ؟
نکته این بود که درسته من یکم درآمدم بیشتر شد و همراه شد با تلاش و لذت در کار مورد علاقم ولی تا زمانی که آرامش نیومد توی زندگیم و من بجای آروم بودن در حین اجرای ایدهام دنبال رسیدن به اون عدد خاص بودم به افزایش درآمد نرسیدم ،بلکه زمانی افزایش درآمده شروع شد که من با لذت بردن از اجرای ایدهام در حالت سپاسگزاری و آرمش قرار گرفتم
هر چقدر بیشتر آروم و سپاسگزار شدم درآمد من افزایشش بیشتر و بیشتر شد تضادها کنار رفتم چون من متمرکز بودم روی اهدافم با حال خوب
چند روزه که در دوره 12 قدم در قدم چهارم بشدت قفل کرده بودم و هر کاری میکردم که آگاهی های اسن جلسه رو بتون زود ازش بگذرم نشد و تقریبا یک ماه روی این قدمها راکد موندم و فقط دقت میکردم به این آگاهی ها و نتیجه من از این قدم این شد که نباید بفکر یک عدد خاص به عنوان درآمد باشم بلکه باید بدنبال رشد شخصیت خودم باشم و لذت ببرم از مسیرم و صبر و ایمان به معنای اینکه من به قوانین خداوند ایمان دارم و میدونم اگر الان در حال کار کردن روی خودم و شخصیت خودم و آرامش خودم هست یعنی من صبر کردم و ایمان یعنی قوانین خداوند ثابت و با اینکه من فرکانس نمیبینم ولی اون احساس آرامشی که در مسیر درست و با انجام کارهای درستی که من دارم انجام میدم نتیجش میشه هر چیزی که منو به احساس بهتر برسونه
استاد توضیح میدن در این قدم که عدد خاص نیست که منو به آرامش میرسونه بلکه حال خوبه که منو به هر چیزی که ما اسمشو خوب میزاریم میرسونه ،ایشون یه جا میگن که هر کسی کاری که انجام میده با احساس خوب باشه در نهایت نتیجه میشه به نفعش و همه ما هر کاری که داریم انجام میدم برای احساس بهتره نه برای رسیدن به عدد خاص
من سعی کردم درکی که پیدا کرده بودمو اینجا باهاتون به اشتراک بگذارم و امیدوارم درست مطلب ادا کرده باشم
همین جا هم از خانوم یوسفی عزیز بسیار تشکر میکنم که باعث شد این آگاهی ها رو با شما به اشتراک بگذارم
سلام و صد سلام به خواهر دردانهی جنوبیام،رضوان خانم گرامی.
حال شما؟احوال شما؟ خوب هستید؟امیدوارم عالی باشید.در کنار همهی اعضای این خانوادهی صمیمی.
ضمن سپاس گذاری از شما،بابت میهمان نوازی و هدایای ارزشمندتان،تبریک عرض میکنم،شروع کار جدیدتان و برایتان از خداوند قادر متعال هرآنچه خیر و برکت است درخواست مینمایم.
ما همچنان چشم به راهیم تا سعادت دیدارتان را در شهر ساوه نصیبمان نمایید.
برایتان از قادر متعال سلامتی،شادی،خوشبختی،ثروت و سعادت در دنیا و آخرت خواستارم و به دستان پر قدرتش میسپارمتان.خدانگهدار.
سلام به برادر عزیزم آقا مجید حرفت عزیز و مومن و موحد و ثروتمند و خداجویم
دیدار شما و خانواده گرامی تان در آن روز بهاری در آن پارک زیبا، سعادتی بود که خداوند مرا مهمان کرده بود. خدا را شکر همه چیز و همه حال خوب و عالی است و روز به روز بهتر و بهتر می شود. منم دارم برای دیدار شما در شهر زیبای ساوه روز شماری می کنم. ان شاءالله در بهترین زمان و مکان این دیدار میسر شود.چند روز پیش، با آن رب انار بسیار خوشمزه، فسنجون درست کردم، فوق العاده شد.خواستم به زهره جان پیام بدم دوباره تشکر کنم، میسر نشد. الان از شما و زهره جان وانتخاب این سوغاتی ارزشمند تشکری دوباره می کنم.
ان شاءالله در پناه حق روزبه روز شما و زهره جان و دخترای گل تون شادتر و موفق تر و سعادتمند تر و ثروتمند تر باشید الهی آمین.
سلام خدمت استاد و خانم شایسته عزیز و تمام اعضای این خانواده بینظیر
خدای بزرگ و مهربانم کمکم کن این شاگرد ضعیف و مردود شده استاد از خودش ردپایی بذاره و بخودش یادآوری کنه از توکل و اعتماد داشتن بخدا،،از عمل کردن به فایل های استاد چه چیزایی بدست آورد و چطور همین که چندپله بالا رفت همه چی رو فراموش کرد دچار روزمرگی شد،،منم منم کرد و چطور چکو لگدای جهان خرد،،چطور وقتی همه چی خوب بود از فایلهای استاد به عنوان فقط ی قوت قلب استفاده میکرد که مثلا دارم رو خودم کار میکنم ولی در عمل هیچ،،استاد من بعد از مدتها دارم دیدگاه مینویسم اونم با ذهنی پر از نجوا،که حالا نمیخاد،،خب همینکه پشیمون شدی خودش کلی ارزش داره وووو کلی نجوا که دست به نوشتن نزنم،،ولی میخام امروز بنویسم بنویسم هم یادم بمونه هم بخودم یادآور بشم من چقدر نتایج گرفتم ولی حفظش نکردم،،راستش استاد من خیلی وقته دلم میخواست بنویسم ولی هم نجواها نمیذاشت،هم وقتی تعداد روزهای اشناییم با شمارو میدیدم با نتایجم قیاس میکردم خجالت میکشیدم چیزی بنویسم،،اصلا بخودم میگفتم چی بنویسم،،بنویسی ساختی ولی اینقدر بقول استاد سقف ارزهات کوچیک بود نتونستی نگهشداری به پله های بالاتر و بالاتر برسی؟؟یادمه استاد تو فایلی گفتین تصمیم داشتین بیاین ایران حتی چمدوناتونم بسته بودین ولی نشد که بیاین،،استاد چه ناراحت بشین یا نشین ولی نمیدونین که چقدرررر خوشحال شدم که نیومدین،،چون من خیلی دوست دارم شماروببینم باهاتون صحبت کنم و اینو میدونم شما دوست دارین فقط از نتایجم بگم نه اینکه من میخام فلان کنم فلان کنم،،و من دستم خالی بود
استاد من سقف ارزهام کوچیک بود من ساختم ولی نگه نداشتم من با باورهام بدست آوردم ولی با عدم احساس لیاقت از دستش دادم،من با اینکه میدونستم تا موقعی که دارم رو خودم کار میکنم نتایج بزرگتر رو بزرگتر خواهد شد ولی در عمل هیچ،،من با توحید بدست میاوردم ولی وقتی به ساحل آرامش میرسیدم توحید هیچ،، مثل قارون ها (من) بدست اوردم،،من میشنیدم که هر گوشتی در چرخ گوشت بندازی همون گوشت رو دریافت خواهی کرد ولی در عمل هیچ،،حرفای شمارو میشنیدم فقط استاد و پیش خودم فک میکردم دارم رو خودم کار میکنم ولی در عمل نخواستم شاگرد ممتازه بشم ی شاگرد مبتدی موندم،من میزان درآمد درخواستی مو بدست آوردم من موقعیت شغلی رو که میخواستم بدست آوردم من حال خوب،،من اون سلامتی رو ساختم ولی نتونستم نگهش دارم،،بخاطر
سقف آرزوهای کوچیک،،غرور(منم منم کردنا)من ساختم،،عدم احساس لیاقت،،حرف مفت(ایمان بی عمل)یا عمل ضعیف،،
استاد من تو عمل به الهامات و فایل ها رد شدم اونجایی که باید عمل میکردم بهونه آوردم من ساخته هامو خراب کردم،استاد من چکو لگدارو خوردم بدم خوردم با اینکه احساس میکردم چوب خورم ضعیفه ولی نه من داشتم چکو لگدارو میخوردم ولی متوجه نبودم،،من باید میدونستم نگهداشتن خیلی سختر از ساختنشه،،
ناراحت نیستم خدارو هزاران بار شاکرم همینکه این موضوع رو با پوست و گوشت و استخوان درک کردم از لطفشه،،به امید خودش دوباره بدست میارم میسازمش و با تمام وجودم حفظش میکنم،من بخودم و خدای خودم قول دادم سعید قبل رو میکوبم و سعید جدیدرو میسازمش،
استاد من برای وفای به این عهد،،خداوند برای استارت منو به شغلی هدایت کرد که شاید سعید قبل بود واردش نمیشد بخاطر غروری که داشت ولی گفتم خداجون تو میگی این،،بروی چشم،بقول خودت استاد میخام یاد بگیرم بگم چشششششمممممم،،
استاد جان به امید خدا امسال رو با دوره عزت نفس وقدم اول دوازده قدم استارت زدم دوباره و تمرکزیترو عملیتر انشاالله
دوسداشتم بر نجواهای ذهنم غلبه کنم از خودم ردپا بذارم و شاید این خود افشایی تلنگری بشه،که هیچ چیز بیرون از خودمون نیست خودمون میتونیم بسازیم خودمونم میتونیم خرابش کنیم،،
سقف ارزوهامون رو بزرگ کنیم،حرف مفت نزنیم(ایمان بی عمل)،منم منم نکنیم در برابر خدا مغرور نشیم به تواناییامون مغرور نشیم،در برابر خدا تواضع داشته باشیم،،
در ضمن فایل های استاد رو با تعهد بیشتر عمل کنیم،،
به امید خدا میام از نتایج امسال بیشتر و بیشتر مینویسم
سعادت و سلامتی و ثروت بی پایان رو برای همه ی شما آرزومندم ️️
استاد عزیزم من از وقتی با شما آشنا شدم در طی چند سال زندگیم تغییر کرد فقط دارم رو به جلو و رو به بهتر شدن میره استاد من با شما خدا رو شناختم هنوز خیلی باید روی خودم کار کنم و خدا رو شاکرم بابت همه چیز.استاد من هر وقت ذهنمو کنترل میکنم و به ارامش میرسم و به حس آرامشی که با خداوند نزدیک میشوم بهترین حس دنیاس از همه ی لذتهای دنیای مادی بالاتره نمیدونم چجوری بهتون بگم .زیاد اهل نوشتن نیستم ولی من خواستم بگم با شما به خدا نزدیک شدم واسم فقط فقط خوبی پیش میاد و اگه اتفاق به ظاهر بد پیش بیاد واسم بعد از مدتی میفهمم اون اتفاق دقیقا به نفع خودم بودخدا تو همه جا هوامو داره.واقعا با تمام وجود میخوام از این دنیای مادی لذت ببرم از این دنیای پر از زیبایی با تمام وجودم خدا رو شکر میکنم ممنونم از شما️️️
سلام و صد سلام بر شما استاد عباس منش عزیز و بانو شایسته گرامی و همه دوستان نازنین و عزیزم در این مجمعِ بهشتی ای که سِیر و سفر در آن ، از ما نسخه ای بهتر میسازد…
حمد و سپاس مخصوص خدای یکتایی است که قلم را آفرید تا به برکت آن به ما بیاموزد آن چیزهایی را که نمیدانیم…
همان خدایی که به برکت قلم تعلیم داد ، و آموخت به انسان آن چیزهایی را که نمیدانست…
[سوره العلق 4 – 5]
حمد و سپاس مخصوص خدای مهربانی است که نوشتن را به ما آموخت تا به برکت این موهبت ، آگاهی هایی را که بر جان و دل ما مینشیند ؛ به زنجیر بکشیم تا با خواندنشان ، آنها را مرور کنیم و از بیماریِ فراموشی در امان باشیم…
و حمد و سپاس مخصوص خدایی است که تمامِ توفیقاتِ ما بدست اوست و چنانچه به اندازه یک پلک بر هم زدن ، ما را به حال خویش رها کند ، نابودِ نابودِ نابود میشویم
ای مردم ، شما نیازمند به سوی خدا هستید و تنها خداست که بی نیاز و ستوده شده است
[سوره فاطر ١5]
و پناه بر خودِ خودِ خودش از اینکه یک دَم و بازدم من ، بدون یاد او باشد ، به قول شاعر عزیز ؛ فیض کاشانی
دَمی کان بگذرد بی یاد رویش
از آن دَم بی شما استغفر الله
چقدر داستان مرضیه خانم که از زبان استاد عباس منش گفته شد ، برای من الهام بخش و انرژی بخش بود…
این فایل که به برکت کامنت مرضیه خانم بود ، مرا یاد این آیه قرآن انداخت…
وَنَبِّئۡهُمۡ عَن ضَیۡفِ إِبۡرَ ٰهِیمَ
ای محمد ، پیروانت را از داستان مهمانان ابراهیم آگاه کن
[سوره الحجر 51]
این آیه حکایت از داستان مهمانان حضرت ابراهیم را دارد که خداوند ، پیامبر را از آن آگاه میکند و به ایشان دستور میدهد که برو و این داستانِ راستین را برای پیروانت تعریف کن…
خب ، ربطِ این آیه به این فایل چی هست آخه؟ اصلا چه وجه اشتراکی بین این دو واقعه وجود دارد؟
وجه اشتراک این فایل با آن آیه در این است که یک شخصیتی بنام مرضیه خانم که روزگاری ساکن کشور افغانستان بودند ، تعهدی جدی به خود میدهند در راستای تغییر شخصیت خود و در این مسیر به موفقیت هایی میرسند و بعد آنها را در یک کامنت ثبت میکنند و استاد عباس منش آن را میخواند و…
خواندن همانا و تحت تاثیر قرار گرفتن هم همانا به گونه ای که احساسی ایشان را به این سمت سوق میدهد که…
ای سیدحسین ؛ برو و برای افرادی که دنبال کننده آموزه هایت هستند ، داستان مرضیه خانم را در قالب یک فایلِ مجزا با عنوانِ”الگویی مناسب برای کسب و کار” تعریف کن…
آره ، این دقیقا مثل همان آیه ای بود که در چند خط بالاتر ذکر کردم که این فایل مرا یاد آن انداخت…
و حال که من در مدارِ شنیدن این آگاهی ها بودم ؛ باید بنشینم و با خود تفکر کنم که مرضیه خانم چه اصلی را در زندگی خود به کار برد که اینگونه موفق شد؟!
باید تفکر کنم که خدا از طریق این مرضیه خانم با من اتمام حجت کرده است که “ببین عزیزم ، این مرضیه خانم را ببین که از آن شرایط به چه شرایطی رسید ؛ حال تو در وضعیتی به سر میبری که از لحاظ شرایط بسیار بالاتر از جایگاه مرضیه خانم هستی ، پس تو هم میتوانی”
وای که چقدر این سکانس رنج آور است و میتواند یک اهرم رنج قوی باشد که این هدایت خدا را شوخی بگیرم و درگیر حواشی شوم و لحظه مرگِ من فرا رسد و آن لحظه بفهمم که ای دل غافل ، چرا من این هدایت هایِ خدا را که از طریق آنها با من اتمام حجت میکرد را جدی نگرفتم؟! و الان میتوانستم در جایگاهی بسیار والا باشم ولی افسوس که…
و دقیقا در همان لحظات آرزوی یک فرصت زندگی دوباره را میکنم ولی جوابی جز هرگز نمیشنوم…
و هنگامی که مرگِ یکی از آنان فرامیرسد ، به پروردگارِ خود میگوید که خدایا مرا به دنیا بازگردان تا قدردانِ هدایت هایِ تو باشم ولی جوابی جز “هرگز” نمیشنود….
[سوره المؤمنون ٩٩ – ١٠٠]
خب ، الان که زنده هستم باید به خود آیم قبل از رسیدن به آن لحظه ای که دیگر پشیمانی هیچ سودی ندارد ، پس من این هدایتِ الله یکتا را جدی میگیرم و از اینکه هدایت های او را شوخی بگیرم و با عبارت “ان شاءالله از شنبه شروع میکنم” خود را اسیر حواشی کنم ، به خودِ خودِ خودش پناه میبرم تا مصداقی از آیه زیر نباشم…
و جزای آنان جهنم است و این بخاطر آن است که ناسپاسی کردند و نشانه ها و رسولان خدا را به شوخی گرفتند
[سوره الکهف ١06]
نشانه و رسولی از این مرضیه خانم واضحتر که ما را به این مسیر دعوت میکند؟
او توانست و من هم میتوانم…
او یک انسانی فضایی نبود که از سیاره ای دیگر آمده باشد بلکه او هم بشری بود از جنس من ، پس اگر او توانست ؛ من هم میتوانم
و خدا را سپاسگزارم که مرا با چنین انسان های صالحی آشنا کرده و از طریق آن ها ، کارت دعوتی برای من ارسال کرده برای رسیدن به وادی خوشبختی ای از جنسجَنَّـٰتࣲ تَجۡرِی مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَـٰرُ خَـٰلِدِینَ فِیهَاۚ وَذَ ٰلِکَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِیمُ
و بسیار بسیار بسیار سپاسگزارم از این خدای قدرتمند که این دلخوشی بزرگ را با عبارت “وَهُوَ مَعَکُمۡ أَیۡنَ مَا کُنتُمۡ” من عطا کرده که لحظه به لحظه در کنارت هستم تا از طریق اپلیکیشنِ مسیریابِ او ؛ از نزدیکترین مسیر به لوکیشنِ مراسمِ جشنِ فارغ التحصیلیِ این بندگانِ خوبِ خدا برسم…
بگذریم…
◇□◇□◇□◇□◇□◇□◇□
حال سوال این است که اصلی ترین عامل و کلید موفقیتِ این مرضیه خانم چیست؟
جواب بسیار ساده است و آن هم یک کلمه است بنام “تقوا”
تقوا یک کلمه است که از چهار حرف تشکیل شده است ولی به قول آقا محمد حسین لطفی عزیز ، تمامِ قانون را شامل میشود…
اگر بخواهیم تقوا را به زبان خودمانی مان معنا کنیم اینگونه میشود که…
در مسیر هجرت به سوی خوشبختی ، چنانچه در معرضِ ترافیک افکارِ مزاحم و نجواهای شیطان قرار گرفتم ، فرمان ذهن خود را محکم به دست بگیرم و با ترمز گرفتن ها و گازدادن های به موقع و صحیح ، به سلامتی از آن ترافیک عبور کنم تا به مسیر بزرگراه برسم و به مسیر خود ادامه دهم…
و قسم به الله یکتا که اگر من همین اصلِ تقوا را در زندگی خود رعایت کنم ، به جایگاهی میرسم که بقیه می آیند و با تعجب میپرسند که تو چگونه به چنین جایگاهی رسیدی درحالیکه بقیه مثل آهو میدوند ولی نتیجه ای نمیگیرند و من در جواب آنها میگویم که…
ببینید همه اینها از فضل پروردگار من است که اطلاعیه آموزشگاهِ رانندگی اش را از طریقِ رسولانش برای من ارسال کرد و من رفتم در آنجا ثبت نام کردم و تحت نظرِ خودش ، رانندگی در ذهن و عبور از ترافیک افکار مزاحم و نجواهای شیطان را آموختم و به لطف آموزش ها و دستورات و هدایت هایش ، به چنین جایگاهی رسیدم
و بعد آنها آدرس آموزشگاهِ رانندگی خدا را از من طلب میکنند و من در جواب آنها این آیه از کتابِ مقدس را میگویم که…
ای کسانی که ایمان آوردید ، به دعوت خدا و رسولِ او هنگامی که شما را به یک زندگی حیات بخش دعوت میکنند ، لبیک بگویید
[سوره اﻷنفال ٢4]
آری ، این است معنای تقوا…
تقوا یعنی بدانم که چنانچه در عرصه زندگی فردی و اجتماعی ام ، در معرض سکانس هایی قرار گرفتم که حاوی افکار مزاحم و نجواهای شیطان بود ، باید از زاویه ای به آن سکانس ها نگاه کنم که بتوانم با احساس خوب از آن افکار مزاحم عبور کنم…
تقوا یعنی بدانم که صحنه زندگی من مثل یک بازی مار و پله است که اگر بتوانم در آن لحظاتِ حساس خود را کنترل کنم وارد خانه ای میشوم که دارای نردبانی است که مرا چندین پله ارتقا میبخشد و چنانچه نتوانم خودم را کنترل کنم وارد خانه ای میشوم که نیشِ مار در انتظار من است تا چند پله مرا به عقب برگرداند…(یادش بخیر اون بازی مار و پله که چقدر بازی میکردیم و…)
این بود گوشه ای از معنای تقوا…
مثلا یکی از نزدیکانِ من رفتاری از خود نشان میدهد که خشم را در وجود من برانگیخته میکند ، حال اگر من بتوانم خود را کنترل کنم و خشم را در وجود خود خاموش کنم ، من برنده شده ام و به برکت این امر مستحق پاداش میشوم و وارد نردبانی میشوم که مرا به درجات بالاتر میرساند
ولی اگر نتوانم خود را کنترل کنم و خشم خود را در چهره و زبان و دست و پا و… خودم بروز دهم ، من می بازم و از سمتِ کائنات هوشمند خدا توبیخی دریافت میکنم و به مدارهای پایین تر سقوط میکنم ، دقیقا مثل راننده ای که خطرناک رانندگی میکند و مستحق جریمه میشود و جریمه او اینگونه میباشد که پلیس گواهینامه اش را باطل میکند و ماشینش را توقیف…(در واقع در اینجا ، پلیسِ راهنمایی و رانندگی برای او حکمِ همان نیش مارِ آن بازی مار و پله را دارد که او را به چندین خانه عقب برمیگرداند که باید دوباره برود و آموزش ببیند تا مجددا گواهینامه بگیرد و…)
یا مثلا در فضای مجازی اعلام میشود که از فردا قرار است که قیمت خیاسبز از کیلویی 10 هزار تومان به 11 هزارتومان تبدیل شود ، حال در برابر این سکانسِ طراحی شده توسط کائنات هوشمند خداوند که به جهت غربال کردن مردم برای انتخابِ قوی ها جهت باقی ماندن و حذف ضعیف ها است ؛ انسان ها به دو دسته تقسیم میشوند…
دسته اول ، گروهی هستند که خیلی زیبا کنترل ذهن میکنند و با خود تکرار میکنند که خدا روزی رسان من در گرانی و ارزانی است و شایسته نیست که در محضر پادشاهی که در حال مدیریت کیهان است بنشینم و غصه بخورم که ای دل غافل خیار سبز گران شد و بدبخت شدیم و رفت
و خوش بحال این افراد که از این سکانس سربلند بیرون می آیند و یک جهشِ عظیم در زندگی خود را تجربه میکنند ، جهشی عظیم از جنسِ…
…و هر کس که در لحظاتِ حساس زندگی اش کنترل ذهنی شایسته در چارچوبِ حد و حدود الهی داشته باشد ، خدا برای او راه خروجی از آن اتفاق قرار میدهد و از جایی که گمان نمیکند ، روزی اش میدهد…
[سوره الطلاق 2 – 3]
و اما دسته دوم که گروهی هستند که انرژی آنها تحت الشعاع این خبر قرار میگیرد و نمیتوانند کنترل ذهن کنند ؛ فرمانِ ذهنِ آنها در اختیار جریان تاریکی قرار میگیرد و آنها را وارد یک گردابی از حواشی میکند که وجودِ آنها از چشیدن طعم زیبای مدارهای بالای ثروت و خوشبختی محروم میشود
و واقعا پناه بر خدای مهربان از اینکه جزو دوسته دوم باشیم
یا مثلا هر از چند گاهی اتفاقاتی در کشور و یا در جهان میفتد مثل همین داستان گرانی بنزین و مساله حجابی که درکشور اتفاق افتاد و جریانی از انرژی های منفی را به راه انداخت و یا مثل مساله بیماری کرونا که یک جریان عظیم را در جهان درست کرد…
حال در این اتفاقات ، بُرد با کسانی بود که کنترل ذهن کردند و همرنگ جماعت نشدند که دیگه بدبخت شدیم و رفت و… و از زاویه ای زیبا به این مساله نگاه کردند و جزو دسته متقین شدند و و در هستیِ خداوند ارتقا درجه گرفتند و…
و این یک قانون بدون تغییر کائناتِ هوشمندِ خداوند است که…
هر از چند گاهی به جهت غربالگری مردم در راستای بقای انسان های اصلح که همان صالحانی هستند که زمین را به ارث میبرند ، اتفاقات و سکانس هایی بروی زمین تعبیه میشود که رمز سربلندی از آن اتفاقات یک کلمه است و آن تقوا است و چه زیبا خودِ خودِخودش این تقلب را به ما میرساند تا از این اتفاقات سربلند بیرون بیاییم…
و ای گروه مومنان ، توشه ای برای مسیر خود برگیرید و بهترین توشه همان تقوا است
[سوره البقره ١٩7]
آری ، همانگونه که شرکت های سازنده موبایل هر از چند گاهی برای موبایل های ساخته شده توسطِ برند خودشان ، یک بروزرسانی قرار میدهند تا موبایل های مربوط به بِرَندِ خودشان را بروزرسانی کنند و از عصر تکنولوژی عقب نمانند و بتوانند در صحنه تکنولوژی حضور داشته باشند ، خداوند متعال هم برای سیاره زمین هر از چندگاهی بروز رسانی هایی ارسال میکند و بُرد با کسانی است که با سلاح و توشه تقوا ، خود را ارتقا بخشند و گرنه حذف میشوند و از صفحه روزگار محو میشوند… ، این وعده خداست که…
و همانا ما در کتابِ زبور پس از ذکر نوشتیم که زمین را بندگان صالح من به ارث میبرند
[سوره اﻷنبیاء ١٠5]
چه ترکیب قشنگی شد این آیه و عبارت صالحونِدر آن با عنوان یک فایل از استاد عباس منش بنامِ “اصل بقای اصلح” و اینکه عبارت صالحون با اصلح از یک ریشه هستند و…
پس من یک کار دارم و آن هم تقویت خودم در عرصه تقوا و کنترل ذهن می باشد تا به برکت آن در زمره متقین و انسان های فرکانس بالایی باشم که در کتاب مقدس از آنان به عنوان صالحان یاد میکند..
خدایا شکرت برای این یادآوری که اهل تقوا باشیم تا در بروزرسانی هایی که برای زمین میفرستی ، جزو غرق شدگان نباشیم و بلکه جزو کسانی باشیم که سوار بر کشتی نوح میشوند و…
خدایا شکرت برای این آگاهی که اهل تقوا باشیم تا در زمره کسانی باشیم که در عصر حاضر و اتفاقات مربوط به آن ، یک برگه امان نامه از سمتِ تو دریافت میکنند که هیچ آسیب و زیانی به شما نمیرسد که هیچ ، بلکه در وادی بهشت و سلامتی به سَر خواهید برد و…
إِنَّ ٱلۡمُتَّقِینَ فِی مَقَامٍ أَمِینࣲ
همانا کسانی که اهل تقوا و کنترل ذهن هستند ، در حریم امنِ الهی قرار دارند
[سوره الدخان 51]
به به ، چقدر این آیه لذت بخش است ، چقدر دلگرم کننده است که میدانی که هر اتفاقی هم که بیفتند ، تو یک امان نامه از فرمانروای کیهان داری البته به شرطِ تقوا…
همانا کسانی که اهل تقوا و کنترل ذهن هستند ، در بهشت هایی از باغ ها و جوی ها قرار دارند و در جایگاه راستی در نزد پادشاهِ مقتدر به سَر میبرند
[سوره القمر 54 – 55]
به به ، چه وعده ی زیبایی است از سمت الله یکتا ، منتها به شرط تقوا…
من سپاسگزارم از شما مرضیه خانم بزرگوار که به برکت این کنترل ذهن هایی که داشتید ، از آن شرایط کشور افغانستان خود را ارتقا بخشیدید و اکنون ساکن کانادا شدید و برای ما الگویی شدید که قانونِ خدا جواب میدهد ، به یقین که شما جزو همان صالحانی هستید که أَنَّ ٱلۡأَرۡضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ ٱلصَّـٰلِحُونَ
و تمااام
و حسنِ ختامی بر این آگاهی این آیه قرآن باشد که…
هَلۡ أَتَاکَ حَدِیثُ مُوسَىٰۤ
و ای محمد ، آیا داستان موسی به تو رسیده است؟
[سوره النازعات ١5]
خب این آیه چه ربطی به این بحث دارد؟!
ربط آن ، این است که گویا خدا به همه ما که در این سایت هستیم و این فایل را دیدیم ، میگوید که…
آیا داستان مرضیه به شما رسید؟
بله ، رسید و چه زیبا و در موقعی که نیاز ما هم بود ، رسید
پروردگارا ما شنیدیم که دعوتگرى به ایمان فرا مى خواند که به پروردگار خود ایمان آورید ؛ پس ایمان آوردیم ، پروردگارا گناهان ما را بیامرز و بدیهاى ما را بِزُداى و ما را در زُمره نیکان بمیران
چقدر همه کامنت های شما عالی و تاثیر گزار هستند، تصور کن یه روز بهاری در یکی از بوستانهای تهران نشستم صدای رودخانه، فضای پر از عطر گلهای بهاری صدای آواز پرندگان که با عشق مدح پروردگار رو میگن و من دارم این پیام الهی رو میخونم نمیتونم با کلمات احساسم رو بگم،
فقط ازتون سپاسگزارم که در این سایت هستید و این آگاهی ها رو با مابه اشتراک میگذارید،
ممنون از وقتی که برای این کامنت گذاشتید.چقدر زیبا و دقیق و روان مهم ترین قانون زندگی رو توضیح دادید.چه جملات زیبائی که مزین به کلام خدا شدند چه ترکیب شیوایی از مثال های به روزی که فهم مطلب رو صدباره آسان تر میکنه.
بی نهایت ممنونم و چندین بار خوندم کامنتتون رو و هر بار لذت بردم
سلام و درود بی پایان به این همه قلم زیبا فکر زیبا روح زیبا وآگاهی زیبایی که در این متن پر شکوه جاری بود ،آقای احمدی عزیز چقدر شاکر خداوندی هستم که چشمانم را بر این صفحه هدایت کرد تمام متن پر از حرف بود با اجازه همه را یادداشت کردم انگار خدا در خلوت خودش با من گله گی میکرد ،که چرا نمیشنوی لیلا با توام
سپاسگزارم از شما از محضر این مکان و این زمان
امیدوارم بفهمم آنچه را که باید بفهمم و انجام دهم آنچه را که باید انجام دهم آمین
بنام خدای مهربان
سلام به استاد عزیز و مریم جان شایسته و دوستان نازنینم
خدا رو شکر که در مدار دریافت آگاهی های این فایل ارزشمند قرار گرفتم
به به پارادایس زیبا و منظره های شگفت انگیزش
استاد چه خوب شد بعد از مدتی اومدین جلو دوربین حسابی دلمون براتون تنگ شده بود
مریم جان چه خوب میشد اگر شما رو هم میدیدیم، باز هم خدا رو شکر که صداتو شنیدیدیم و چه نکته مهمی رو یادآوری کردی
بیشتر از 5-6 بار این فایلو دیدم و گوش کردم
دیروز صبح در حالی گوش کردم که خیلی از شرایطی رو که استاد درباره پارادایس تعریف می کرد خودم داشتم تجربه می کردم
در اطراف باغچه پیاده روی می کردم همه جا سبز سبز و با طراوت و زیبا بود دیشب هم بارون اومده بود و بوی عطر گیاهان در فضا پیچیده بود صدای آواز پرنده ها هم از هر طرف به گوش می رسید و هوا بس دلپذیر بود، اصن یه وضعی خخخخ
خدا رو بینهایت شکر بر این نعمت
از مرضیه عزیز بسیار سپاسگزارم که با نوشتن کامنتش و نتایجش باعث شد ایمان ما بیشتر بشه و سند محکمی باشه تا باز هم بما ثابت بشه که
قانون جواب میده
من هم می توانم (به شرط این که درست عمل کنم)
و توضیحات عالی و ارزشمند استاد که باعث تقویت ایمانمون و کمتر شدن شک و تردیدهامون میشه
ما باید با باورهای درست قدم برداریم
عوامل بیرونی هیچ تاثیری بر زندگی ما ندارند
از خدا هدایت و کمک بخوایم
از فرصت هایی که جلو چشم ماست استفاده کنیم
با همون امکاناتی که در اون لحظه داریم شروع کنیم
کوچکترین امکاناتمون رو ببینیم و استفاده کنیم
درگیر قرض و وام نشیم
تکاملمون رو طی کنیم
ایده هایی که بما الهام میشه رو عملی کنیم
ذهنمونوکنترل کنیم نترسیم ناامید نشیم
همیشه راهی هست
هر بار که مسئله ای رو در زندگیمون حل می کنیم و قدمی رو به جلو برمیداریم نه فقط مسئله همون وقتمون حل میشه بلکه در ما اعتماد بنفس ایجاد می کنه و باورمون رو تقویت می کنه و ایمان مارو بیشتر می کنه
که برای حل مسائلی که در آینده ممکنه بوجود بیاد این بیشتر شدن ایمانمون خیلی کمکمون می کنه
ظرفمون بزرگتر میشه، شخصیتمون قویتر میشه
تو هر شرایطی اگر به خداوند ایمان داشته باشیم و باورهای خوبی داشته باشیم اگر نترسیم و کنترل ذهن داشته باشیم اگه فکر نکنیم که دیگه راهی نیست…همیشه راه هایی هست که بما گفته میشه که هدایت میشیم و مسیر خیلی ساده برای ما پیش میره در حالی که برای بقیه داره خیلی سخت پیش میره
باور داشته باشیم که رزق و روزی من دست خداونده
و در همه حال میتونه بمن کمک کنه، فارغ از شرایط بیرونی
خداوند قدرت خلق زندگیمو بمن داده و زمین و آسمان ها رو مسخر من کرده تا بتونم زندگیمو اون جوری که میخوام رقم بزنم
وقتی که تو مسیر درست هستیم وقتی که ذهنمونو کنترل می کنیم، که نشونه اش احساس آرامشه، وقتی که با کنترل ذهن با باورهای درست به آرامش برسیم اونوقت خدا راهها رو بما الهام می کنه ایده هایی متناسب با شرایطمون و داشته هامون و مداری که در اون هستیم بما الهام می کنه
وقتی که ما باورهامونو بهتر می کنیم آرام آرام شکل فکر کردن ما در مورد مسائل و در مورد محدودیت ها تغییر می کنه، و درک می کنیم که محدودیتی وجود نداره و ما در ذهن خودمون این محدودیت ها رو ساختیم
اگر بتونیم ذهن رو آروم آروم و بصورت تکاملی تغییر بدیم اون وقت شرایط و موقعیت ها و ایده ها تغییر می کنه افرادی که با اونها در ارتباط هستیم و مشتری ها تغییر می کنن یعنی به مدار بالاتر صعود می کنیم
همیشه راه هست
بشرط اینکه باور داشته باشیم ایمان داشته باشیم و ورودیهامونو کنترل کنیم
هر کدوم از ما از هر کجا که هستیم برای قدم اول امکانات کافی رو داریم، اگر ذهنمون درست باشه، و اگر ذهنمون درست نباشه هر چقدر هم شرایط خوبی داشته باشیم باز هم بهانه میاریم و میگیم تا فلان جور و فلان شرایط خاص نباشه نمیتونم کار کنم
از قدم های کوچیک آرام شروع کنیم
اینکه یک شبه به موفقیت بزرگ برسیم فقط یک توهمه
جهان اینجوری عمل نمی کنه
ظرف وجود ما باید بزرگ بشه، و این کار یک شبه اتفاق نمی افته آروم آروم بزرگ میشه
خدا رو سپاسگزارم برای دریافت این آگاهی های ناب
خدا رو شکر که از وقتی که با استاد آشنا شدم سعی می کنم بشکل عملی آموزش ها و آگاهی ها رو در زندگیم اجرا کنم
خدا رو شکر که روی بهبود خودم کار می کنم تا بهترین ورژن خودمو ارائه بدم طرز فکر و شخصیتم خیلی تغییر کرده و همچنان و تا وقتی که زنده هستم باید روی بهبود شخصیتم کار کنم
خدا رو شکر که آثار تغییر شخصیتم رو در زندگیم می بینم از ارتباط صمیمی تر و عاشقانه ترم با خدای مهربانم تا پیشرفت وضعیت مالی و سلامتی و روابط خیلی خوبی که با اطرافیانم دارم
خدا رو شکر که سعی می کنم کوچک ترین نعمت هامو هم ببینم و بخاطرشون سپاسگزار باشم
سپاسگزار استاد عزیز و مریم بانوی نازنین هستم
سپاسگزار دوستان عزیزم هستم برای کامنتها و دیدگاه های زیبا و مفیدشون که افق وسیعتری رو در برابر من قرار میده
در پناه رب العالمین خوشبخت و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
سلام فاطمه جان
عصر زیبای دارم
سرکارم تازه تعطیل کردم .کارم رو به عشق کامنت خوانی سریع تعطیل نمودم کارم جوشکاری درشرایط، سخت است ….خیلی هم خوشحالم خدایا شکرت
سپاسگذارم دوست عزیزم بابت دانای وکمال ادب واحترام فروانی که درون جملات شما آرام وزیبا چیده شده بودند من سپاسگذارم دوست خوبم
جملات در میان کامنت هایت عشق دارن امید واشتیاق دارن ومن سپاسگذارم هستی وبودنت رو تحسین میکنم…
سپاسگذارم که هستم وچنین لحظات نابی رو دارم تجربه میکنم
سپاسگذارم
وقتی که ما باورهامونو بهتر می کنیم آرام آرام شکل فکر کردن ما در مورد مسائل و در مورد محدودیت ها تغییر می کنه، و درک می کنیم که محدودیتی وجود نداره و ما در ذهن خودمون این محدودیت ها رو ساختیم
اگر بتونیم ذهن رو آروم آروم و بصورت تکاملی تغییر بدیم اون وقت شرایط و موقعیت ها و ایده ها تغییر می کنه افرادی که با اونها در ارتباط هستیم و مشتری ها تغییر می کنن یعنی به مدار بالاتر صعود می کنیم
همیشه راه هست
بشرط اینکه باور داشته باشیم ایمان داشته باشیم و ورودیهامونو کنترل کنیم
هر کدوم از ما از هر کجا که هستیم برای قدم اول امکانات کافی رو داریم، اگر ذهنمون درست باشه، و اگر ذهنمون درست نباشه هر چقدر هم شرایط خوبی داشته باشیم باز هم بهانه میاریم و میگیم تا فلان جور و فلان شرایط خاص نباشه نمیتونم کار کنم
از قدم های کوچیک آرام شروع کنیم
اینکه یک شبه به موفقیت بزرگ برسیم فقط یک توهمه
جهان اینجوری عمل نمی کنه
ظرف وجود ما باید بزرگ بشه، و این کار یک شبه اتفاق نمی افته آروم آروم بزرگ میشه
خدا رو سپاسگزارم برای دریافت این آگاهی های ناب
خدا رو شکر که از وقتی که با استاد آشنا شدم سعی می کنم بشکل عملی آموزش ها و آگاهی ها رو در زندگیم اجرا کنم
خدا رو شکر که روی بهبود خودم کار می کنم تا بهترین ورژن خودمو ارائه بدم طرز فکر و شخصیتم خیلی تغییر کرده و همچنان و تا وقتی که زنده هستم باید روی بهبود شخصیتم کار کنم
خدا رو شکر که آثار تغییر شخصیتم رو در زندگیم می بینم از ارتباط صمیمی تر و عاشقانه ترم با خدای مهربانم تا پیشرفت وضعیت مالی و سلامتی و روابط خیلی خوبی که با اطرافیانم دارم
خدا رو شکر که سعی می کنم کوچک ترین نعمت هامو هم ببینم و بخاطرشون سپاسگزار باشم
سپاسگزار استاد عزیز و مریم بانوی نازنین هستم
سپاسگزار دوستان عزیزم هستم برای کامنتها و دیدگاه های زیبا و مفیدشون که افق وسیعتری رو در برابر من قرار میده
در پناه رب العالمین خوشبخت و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
سلام به دوست خوبم آقا جمال
سپاسگزارم که کامنتمو خوندین و براش پاسخ نوشتین
من هم مثل شما عاشق خوندن کامنتهای بسیار زیبای دوستان عزیزم هستم وقتی شروع به خوندن می کنم گذشت زمان رو احساس نمی کنم
خیلی شما رو تحسین می کنم که اینقدر با احساس عالی و انرژی مثبت فوق العاده ای با عشق در جواب دوستان می نویسید تحسین می کنید و حال خوب رو گسترش میدید
سپاسگزار خداوندم برای وجودتون
سپاسگزار شما هستم که برامون می نویسید
بهترینها رو برای شما آرزو می کنم
باسلام خدمت استاد قشنگ وخوش استایلم وخانم شایسته پرتلاش ونازنین
اول ازهمه بینهایت تشکر میکنم بابت ضبط این فایل ،بااینکه این کامنت ازدوره رو قبلا مطالعه کرده بودم وواقعا تحسین برانگیز بود برام،چقدر باکلامتون برام دل انگیزتر شد وچه توضیحات خوبی روش دادین که برای هرکسی میتونه راهگشا باشه درحوزه کسب وکار،مگربرای کسانیکه بر قلبهاشان مهرزده شده.
راستش موضوع جالبی بعد از دیدن این فایل بذهنم اومد که مطمینم نوشتنش هم برای خودم تاثیر گذاره وهم برای خیلی ازدوستان.
من قبل ازعید سال 1403 بایک دوست جوانی آشنا شدم که یک مرد 26ساله بایک تیپ واستایلی شبیه همین جونهای امروزی (میخوام بگم که توذهنتون یک آدم کت وشلواریه،برند پوش ساخته نشه)،درحدی که شاید بیرون ببینینش باورتون نشه این آدم میتونه چنین کسب وکاری داشته باشه.راستش انقدر این آدم گرم وصمیمی بود که راحت تونستم بشینم و درمورد بیزنسش و راهی که طی کرده بود باهاش حرف بزنم.
اول بگم که شغلش وارد کننده پوشاک زنانه ازچندکشور به کشور ایران هستش،ویکی ازبزرگترین ونمیدونم شاید بزرگترین پخش کننده پوشاک زنانه خارجی درشهررشت واستان گیلان.
اینطور که بمن گفتن ،بالای 500بوتیک رو فقط ایشون ساپورت میکنن.وخودشون چندشعبه بزرگ درسطح شهر دارن.
وقتی بیشتر جویا شدم، و سوال کردم از شروع ،از نحوه کار و…بمن گفت :خانم گوهری من با دستفروشی شروع کردم،من دوسال در بازار رشت دستفروشی میکردم ،اما درتمام اون دوسال من این روزها رو برای خودم تجسم میکردم.ومطمین بودم یه روزی وارد کننده لباس میشم.وشدم.درعرض 10سال.اونم در این سطح.
ووقتی برام تعریف میکرد دیدم چقدر قشنگ تکاملشو طی کرده.وباسود کارخودش رشد کرده قدم به قدم.
ومیگفت یه یک ریالیم نه ازپدرم گرفتم ونه قرض ووام و….
درطول زمانی که باهم حرف میزدیم چندین وچندبارم ازکشورهای دیگه بهش زنگ میزدن و باهاشون انگلیسی صحبت میکرد.
جالبه که نه تحصیلات خاصی داشت،نه استایل خاصی،نه درسن وسال خاصی بود،ونه هیچ آپشنی که بگیم این آدم ازون تاثیرگرفته برای ثروتمندشدن.
وجالبتراینکه میگفت من بااینکه پدرم خودش همیشه صاحب کسب وکاربزرگی بود،هرگز خرج مارونمیداد،وما درسن کم مادرمون روهم ازدست دادیم و پدرم ازدواج مجدد کردن.
والان هم پدر بااینها زندگی میکردو یک جورایی کمک خرج پدر هم بودن.
این برام خیلی جالب بود که ماشین نداشت،لباس ساده میپوشید ودقیقا مثل آدمهای عادی زندگی میکرد..درحالیکه دراین سن جوونها فقط عشق اینن که پشت رول فلان ماشین سوارشن ولذت ببرن.
ولی گویا ایشون ترجیح میدادن فقط داراییهاشون رو سرمایه کاری کنن،وچقدر درمدت کوتاهی که درکنارش بودم لذت بردم ازکارکردنش،باعشق ولذت کارمیکرد،حتی میگفت من گاها خودم جلو در بوتیک و…خودم دادزن هم میشم ولذت میبرم ازینکار!!!
هیچ چیزی براش عار نبود،والبته کارش روآنلاین هم کرده بود..وخانومش هم که بتازگی گویا عقد کرده بودن باخودش همکاری میکرد،وچقدرم ازرابطش راضی بود.
ونکته مهم واساسی که باسوالهام ازشون گرفتم اینکه گفت :همه چیز شکرگزاریه،من روزی سه چهاربار فقط میشینم ودردفترچم شکرگزاری مینویسم،میگفت تک تک این تاپ تیشرتا برام نعمت الهیه،و برای تک تکشون شکرگزاری میکنم.و هرچی دارم ازهمین تمرین شکرگزاریه،برای همین روزی سه بار وقت میزارم ومینویسم.
وخیلی به کارکرد ذهن،دایره اطرافیان و باورها اعتقاد داشت.
انقدررر برام جالب بود صحبتهاش که اینجا دلم خواست براتون بنویسم.وبنظرم یک الگوی خیلی مناسب برای هممون میتونه باشه.
استادجان باآرزوی توفیق روزافزون برای شما وسایتتون.
سلام به استاد عزیزم و مریم جون و همه دوستان
واقعا نمیدونم چجوری بگم و با چه زبونی بگم
دقیقا همین امروز حدود ساعت 6 با خواهرم تماس گرفتم و مشورت کردم برای استارت کار جدیدم ،
که بنظرت قرض بگیرم و کاملتر شروع کنم؟
جدا ازینکه نشونه خدارو از زبون خدا شنیدم
باورم نمیشه که بیام تو سایت و این فایل رو ببینم و در شوک کامل مگه میشه انقدر قشنگ خدا جواب بده
انگار استاد روبروی من نشسته خطاب به آزاده میگه
الان فقط شروع کن
امکانات اولیه که چه عرض کنم ،منصف باشم خیلی بهتر از امکانات اولیه دارم به لطف شغل قبلیم
خیلی قشنگ جوابمو گرفتم و مرسی که وقتی میاین برای فایل جدید هربار سورپرایز میشم
خیلی نتایجم عالی داره میره جلو،
7٫سلام یه رد پا بزارم که یادم باشه بیام و از نتایج ریز و درشتم بیشتر مطرح کنم
مرسیییییییییی
سلام به آزاده نجفی
درسته وقتی طبق قانون درخواستی داری از خدا
خداوند پاسخ درخواست و میدهد
حالا از یک کلیپ یا از یک نفر دیگه ویا از حرف زدن دونفر که دارن کنار تو صحبت میکنند
خدا جواب اون درخواست یا سوالت و میده
فقط باید به نشانه ها دقت کنیم
ما همیشه جواب هامون رو از خدا شنیدیم ولی به دلیلی که خیلی عجله میکنیم متوجه جواب اصلی که خدا میدهد نمیشویم
دوست من اگر به یک جوابی میرسی و همان جواب آرامت کرد بدون همان جواب صحیح است
استاد اشاره کرد در این فایل باید تکامل طی کنیم هیچ عجله نکنیم
همه چیز بر پایه تکامل است
واین که شما به جوابتون رسیدین از فایل استاد خیلی تحسین کردم وگفتم خداوند همه را هدایت میکند
این ما هستیم که باید هدایت را درک کنیم
موفق و پیروز باشید
دقیقا درسته و خیلی خوب درک میکنم منظورتونو
فقط میتونم بگم به قول استاد عزیزم
پله پله بدون عجله بزاریم تکاملمون طی بشه نتیجه عالیه
وجودتون یک هدیه الهی هست از طرف خداوند بزرگم
سپااااااااس و ممنونم از وجود شما و همراه عزیزتون خانم شایسته
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته دوست داشتنی
استاد دیدن چهرتون برای من یاد اور توحید .مرور اتفاقات خوب و معجزات خداوند تو زندگیمه
مثل زمانی که معلممون رو میدیدم و یاد درس و امتحان می افتادیم
خداروشکر بابت وجود با ارزشتتون
و عوامل بیرونی
بزرگترین پاشنه اشیل که به نظرم تو وجود همه هست و همیشه باید روی این باور کار کرد چون خیلی مرموزانه از راه هایی وارد میشه که خودمون هم نمیفهمیم که داریم به عوامل بیرونی بها میدیم
من همیشه برای اینکه مچ ذهنم رو برای عوامل بیرونی بگیرم این 2 تا چیز رو تعریف کردم
1 هر موقع به خاطر اتفاقی تو زندگیت کسی یا چیزی رو مقصر دونستی
2 هرموقع چیزی یا کسی رو دلیل بر موفق شدن و پیشرفت دونستی
یعنی داری به عوامل بیرونی بها میدی
یادم میاد چند سال پیش
خیلی عالی روی این باور کار میکردم و به صورت ریشه ای این باور رو داشتم تغییر میدادم
دقیقا بخوام بگم یک سال قبل از پاندمی بود
من داشتم این باور رو تغییر میدادم و مهاجرت کردم
و خب خبری نبود از این داستانا و من یک درصد هم فکر نمیکردم شاید روزی این اتفاق بیفته
و الله منو هدایت کرد به شغلی که تو خونه بود با لپ تاپ و لازم نبود بیرون برم
تقریبا یک ماه بود که ما کارو شروع کردیم که اون اتفاق افتاد و کل دنیا تعطیل شد
و ما داشتیم پول درمیاوردیم و حتی تو همون کار کار دیگه ای پیشنهاد شد که ما درامدمون از حقوقی که میگرفتیم 10 برابر بیشتر شد
و ما توکل اون تایم کلی پول پس انداز کردیم به راحتی برای خورد و خوراک و هزینه هایی که لازم بود مثل اینترنت و اجاره خونه و.. هزینه میکردیم
این در صورتی بود که همه داشتن از اینکه دیگه کار ندارن ناله میکردن و ترسیده بودن
و ما به عنوان یک خارجی تو کشور غریب داشتیم به راحتی زندگی میکردیم
و اماااا
از طرفی دیگه اونجایی که فراموش کردم که عوامل بیرونی هیچ تاثیری تو زندگیم نداره
نتایج تغییر کرد
اینجوری بگم بهتره
وقتی که عوامل بیرونی تاثیر گذار نمیدیدم انگار قدرت همه چیز دست خدا بود و خدا همه چیز رو واسم عالی پیش میبرد
اما وقتی عوامل بیرونی رو تاثیر گذار دیدم قدرت افتاده بود دست بنده های خدا که یه روز حالش خوب باهات خوب بود فرداش حال نمیکرد باهات و تو باید برای اینکه کارت راه بیوفته سر خم کنی و خیلی جاها سکوت
الله چقدر بی منت هدایتمون میکنه و بهمون هرچی بخوایم میده اگر ما قدرت به کسی جز االله یکتا ندیم
اگر فکر نکنیم چیزی اتفاقی کسی میتونه تاثیر بزار تو زندگیمون تو پیشرفتمون اگر فکر نکنیم چون فلانی ادم گنده ای اون میتونه برامون کاری کنه
و به قول استاد که این حرفش همیشه اویزه گوشمه
که میگه هر وقت روی خدا حساب باز کردم اون بهم همه چی داد و هر موقع روی آدم ها حساب کردم فقط ضربه خوردم
به نظرم عوامل بیرونی رابطه مستقیمی با توحید داره
اگر سعی کنیم فقط الله رو بپرستیم و فقط روی اون حساب کنیم و از اون کمک بخوایم
دیگه هیچ عاملی نمیتونه تاثیر بزاره رو زندگیمون
البته اینم ذکر کنم که من خودم هیچ ادعایی ندارم روی توحیدی بودنم من فقط با همه ی وجود میخوام و تلاش میکنم که انسانی توحیدی باشم
دوستتون دارم
از الله یکتا بابت استاد عزیزم و خانم شایسته و همه دوستانی که تو سایت با کامنتاشون و تجربه هاشون باعث بهتر شدن جهان اطراف شدن دوستتون دارم
به نام الله یکتا
هر موقع کسی یا چیزی رو دلیل بر موفقیتت و پیشرفتت دونستی و بهش بها دادی…اینم جزء عوامل بیرونی هست
آفرین چقدر خوب گفتی،انگار باید توی مدار باشی تا درک کنی وگرنه خیلی فاصله است بین شنیدن و درک کردن
دلیل موفقیتم خودمم،دلیل موفقیتم خانوادمه،دلیل موفقیتم پولمه،اعتبارمه،زنمه،شوهرمه،شغلمه یعنی همه چی رو دخیل میدونیم در موفقیت الا خدا،در صورتی که تموم دلایل پوچن و تنها اون موفقیت،کار خداست و هر خیری که به ما میرسه از الله است
ممنونم ازت بابت این نوع نگاه که راهگشا شد برام تا بهتر درک کنم که نه خودم کسی هستم و نه دیگران و هر چی هست از خیر و برکت و سلامتی و ثروت از الله یکتاست که بسیار بخشنده و مهربان است
خدایا شکرت
سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته و همه بچه های سایت
استاد عزیز من دوره روانشناسی ثروت رو هنوز تهیه نکردم اما با دوره های دیگر شما و فایل های دانلودی که هرکدام حکم یک دوره کامل رو داره،کار کردم و من نمونه بارز یه شخص خودساخته و موفق هستم که در تمام جنبه های زندگی از همه چیز راضی هستم و آرامش دارم و همیشه به خودم افتخار میکنم که خدا منو لایق دونست و روزی من رو با شما آشنا کرد
من نمونه بارز شخص موفقی هستم که مثل کبک سرمو کردم تو برف و به هیچ محدودیت و عامل بیرونی توجه نمیکنم و پله های ترقی رو آروم آروم پشت سرهم و با آرامش و البته با گوش کردن به الهامات خدای خودم دارم طی میکنم
من نمونه بارز شخص موفقی هستم که 6 سال پیش با چندتا قطعه کامپیوتر به ارزش دو سه میلیون و دو تا لپ تاپ نه چندان جالب و البته خراب کارمو شروع کردم و بدون توجه کردن به محدودیت ها و اخبار و حاشیه الان در بهترین شرایط کاری خودم و بهترین شرایط شغلی در صنف خودم هستم
یادمه وقتی میخواستم مهاجرت کنم به شهر دیگه مخالفت های زیادی از طرف دوروبریا میدیدم که اگه ذهنمو کنترل نمیکردم به راحتی منو از ادامه مسیر منصرف میکرد
میگفتن تو یه کرد زبونی و داری میری به شهری که خیلی تعصب دارن و زبون ترکی هم بلد نباشی که کارت تمومه چون بفهمن کردی هیچ که ازت خرید نمیکنن بلکه به انواع روش سنگ اندازی میکنن و نمیذارن بینشون بمونی و ادامه بدی و من تو ذهمنم فقط بهشون میخندیدم و میگفتم این تجربه برای شماست نه من و باور من چیز دیگه س. الان خداروشکر تو مجتمعی که هیچ کدام هم زبون من نیستن همه همکارا دنبال راهی هستن که جوری بهم خدمت کنن و اکثر مشتریهای من ترک زبون هستن و بدون کوچکترین تبلیغات الان تو حوزه کاری خودم کل شهر منو میشناسن همون همکارا هم از خود من خرید میکنن.
وقتی میخواستم مهاجرت کنم میگفتن وقت مناسبی برای این کار نیست الان دلار رو به بالاس و تو همینجا خوب داری کار میکنی و چه لزومی داره مشتریای اینجاتو ول کنی بری شهر غریب از اول دوباره شروع کنی؟ الان فلان رئیس جمهوره و قراره فلانی بیاد و شرایط تغییر میکنه و هزاران چرندیاتی که اگه گوش میدادم الان تو بدترین شرایط زندگی بودم ولی خوش بحال خودم که تو اون موارد حرف گوش کنیم صفر مطلقه و به هیچ محدودیتی راضی نبودم و نیستم.
یه مدت پیش یکی از دوستای قدیمی بهم زنگ زد و اتفاقا از همونایی بود که باهم شروع کرده بودیم و الان تو بدترین شرایط مالی قرار داره به همان دلیل که همون موقع که دلار کشید بالا ایشون هم جمع کرد از ترس اینکه همین سرمایه هم که داره از بین میره. بحث پبش اومد گفت عادل تو خیلی شانس داشتی از اینجا رفتی وضعت خوب شد! گفتم شانس؟! واقعا تو موفقیت رو به همین راحتی تفسیر میکنی؟ یعنی خیلی خوش شانسم ولی تو بیچاره بد شانس بودی؟!
من مکالمه رو زیاد ادامه ندادم و بعدش چقد به خودم افتخار کردم بابت تصمیماتی که جسورانه گرفتم و به الهامات خدای خودم مثل یه پسر خوب گوش دادم
استاد عزیز شما مطلع هستین که یه ایده الهامی رو که سه ماه پیش اومد و من اجرا کردم و در طی مسیر بهم گفته شد شعبه دوم بزنم و زدم
الان نمیدونین خدا چقد مسیرهارو قدم به قدم برام هموار میکنه و چقد ثروت وارد زندگیم میکنه و روز به روز بهم الهام میکنه چکار کنم چکار نکنم. دوبار تو این مدت منو هدایت کرد به کشور امارات و کلی تجربه و ثروت کسب کردم و درآمدم حدود 50 درصد بیشتر شد
استاد عزیز بابت تمام آموزشهاتون از شما و خدای خودم سپاسگزارم
سلام به برادر عزیزم آقا عادل
آقااا پااارسال دوووست امسال آشنا!کجایی؟!
دلمون برای آب انگورهای سر کلاس لیاقت تنگ شده:)))
انشالله با لانچدوره ی جدید، یکبار دیگه هممون سر کلاس دورهم جمع بشیم و مثل دوره ی احساس لیاقت،قدم به قدم لذت ببریم و از استاد یاد بگیریم…
اومدم براتون بنویسم که بینهایت تحسینتون میکنم این پیشرفت با تکامل و صعودیتونرو و از خداوند براتون برکت وثروت و نعمت بیشتر طلب میکنم.
الهی که در کنار خانواده ی عزیزتون،همیشه غرق احساس عمیییق خوشبختی باشید.
سلام خواهر سعیده عزیز
تو کامنتتون خوندم رفتین کیش قبل هر چیز بهتون تبریک میگم این اعتماد و باور به الهامات خداوند رو که تنها و سبکبال سفر کردین و فقط رو هدایت خدا حساب کردین
الهی کیش و آشناییتون با اون شخص که گفتین یه سکوی پرتاب باشه برای رسیدن به آرزوهاتون
خواهر منم خیلی وقته منتظر دوره جدید استادم انشالا همه باهم میترکونیم ولی اینم بگم متاسفانه الان آب انگور تو دسترس نیست باید یه جایگزین براش پیدا کنیم:-)
منتظر خبرهای خوبت هستیم
و تو کیش هم بهت خوش بگذره انشالا
سلام آقا عادل عزیز
امیدوارم حالت عالی باشه دوست خوبم
اومدم بنویسم و تحسینت کنم این حد از ایمان رو و اعتماد به خداوند و جسارت و شجاعت رو که اومدی یه شهر جدید و کارتو شروع کردی و خداوند هم هرگزایمان کسی رو که به اون توکل کرده رو ضایع نمیکنه و جواب میده ،
تحسین میکنم درکت از قانون رو ،اونجایی که وقتی گفتن که ترکا تعصبین و زبون بلد نباشی فلان و فلان …. تو دلت بهشون خندیدی و گفتی این باورهای شماست نه من و بازهم تحسین میکنم که انقد باورهای زیبایی ساختی که خداوند با این مشتریهای خوب پاسخ داد ،
واقعا همینه همه چیز باوره ماست و هرکسی داره دنیای مجزای خودشو با فرکانس هاش خلق میکنه
من خودم ترکم و توی پادگانی که خدمت کردم سمت خودمون 80نود درصد پادگان و گروهان ما کرد بودن و هم زبون خودت ، و من اونموقع اصن راجب این قوانین هم هیچی نمیدونستم ولی خدارو صدهزار مرتبه شکر که فقط خوبی میدیدم و از اون اول و حتی قبل از آشنایی با قوانین هیچ گونه تعصبی به نژاد و فلان و از این چیا نداشتم و باورت نمیشه اونقدی که من با کردا حال میکردم و وقت میگذروندیم تو پادگان و هوای همو داشتیم با هم زبونای خودم نداشتم و همش از کردا خوبی و محبت دیدم و عشق و هر موقع کسی میخواست فرق بزاره و بدگویی کنه نمیزاشتم ادامه بده و یادش بخیر روزی که امضاهامو جمع کردم و داشتم برای آخرین بار قدم میزدم تا دژبانی که پادگانو ترک کنم که یک مسیر طولانی بود از گروهان تا اونجا اونم تو برج 5 تابستون گرم ،اما یادمه یعنی فیلمش هست تو گوشیم که کردایی که منو همراهی کردن این همه مسیر تا خدافظی کنن از ترکا بیشتر بودن و چقدر احساساتی شدیم و گریه کردیم بغل هم و چقدر بی معنیه بعضی برچسب ها مثل نژاد و فلان و فلان و فلان و حتی الان باهاشون در ارتباطم و همش میگن کاری داشتی فقط لب تر کن
و اینها همه و همه رو گفتم تا تصدیق کنم کامنت زیبای شمارو که وادارم کرد به نوشتن و خدارو صدهزار مرتبه شکر که مارو از تعصبات و از همه ی اون پرده هایی که باعث میشد هدایت نشیم ،چشم و گوشمون و بازکرد و الان در مسیر سعادت و خوشبختی هستیم و حالمون خوبه از درون .
خدایا شکرت .
در پناه الله یکتا همیشه ثروتمند و سعادتمند و خوشبخت باشی در دنیا و آخرت دوست عزیزم .
سلام برادر عزیز و خوش سیمای من آقا رضا
انرژی و فرکانس کامنتت کامل و بی نقص دریافت شد برادر عزیز
خیلی ممنون بابت انرژی عالی که بهم دادی و از خداوند درخواست میکنم هزاران برابرش به خودت برگرده و زندگیت پر برکت و جیبت پر پول و ذهن و روحت همیشه آرام و در پناه خدا باشه دوست عزیز
بله از همون روزی که تصمیم گرفتم بدون تعصب در مورد زبان و مذهب و کیش و آیین به آدم ها نگاه کنم و همشونو تکه ای از خدا بدونم،درهای خوشبختی از طرف خدا برام باز شد و از هر نظر من رو رشد داد
و خداروشکر میکنم که خدا من و شما و همه بچه هایی که به خودمون تعهد داریم رو اینجا و در این مکان مقدس گرد هم آورده و از تجربیات همدیگه یاد میگیریم
همیشه در پناه خدای مهربان شاد و سلامت باشین دوست عزیزم
سلام آقا رضای عزیز
سلام به قلب پاک و قلم قشنگ و دل صافی که داری
من شما رو فالو می کنم و وقتی کامنتی می گذاری در ایمیل، به من اطلاع رسانی می شود
همین قلم صاف و بی شیله پیله شماست که من رو مجذوب خودش کرده
به دور از تکلف و کلمات قلمبه سلمبه می آیی می نویسی و به ما و احتمالا خیلی های دیگه که کامنت هات رو می خونند حال می دی
دمت گرم برادر عزیزم
مثلا تو همین کامنت اینقدر قشنگ توصیف کردی آن صحنه رو که کردها آمدند برای خداحافظی از شما در روز آخری که در پادگان بودی، که انگار من داشتم فیلمش رو از روی گوشی ات می دیدم :))
از خدا می خواهم به اندازه تمام شکوفه های بهاری، دلت شاد و جیب پرپول و لبت خندان باشد و از خوشحالی اشک شوق بریزی
در پناه خدا باشی
به نام خداوند مهربان
سلام به شما سید جان
سلام به روی ماهت و قلب نازنین و روح پاک و زلالت که این همه زیبا میبینی و احساس خوب دادی با این نوشته هات
سپاس گزار خداوندم بابت داشتن دوست نازنینی مثل شما سید جاااان عشق
با اون احساس نابی که نوشتی برام رو حس کردم و انقد این حس قوی بود که منتقل شد و چقدرررر حس و حالمو این نوشته ها عالی کرد و ناخودآگاه دست به قلم شدم و بنویسم برات و تشکر کنم ازت ،الهی که همواره به همین زیبایی متصل باشیم به خداوند واز خدا میخوام هزاران برابر اون عشق و احساس خوبی که با نوشته هات دادی رو به هر شکلی که میخوای وارد زندگیت کنه و آرزو میکنم همواره غرق در نعمت و سلامتی و خوشبختی و سعادت باشی .
سپاس گزارم دوست عزیزم بابت لطفی که به من دارین
خدایا شکرت .
یاده این آیه افتادم که خداوند میفرماید ما دلهای شمارو به هم نزدیک کردیم و از کینه و نفرت پاک کردیم تا به نیکی ازهم یاد کنید .
خدایا شکرت
در پناه الله یکتا باشی دوست عزیزم .
به نام خدا
سلام به استاد عزیز و مریم جان
و سلام دیگر به دوستان مهربانم
الهی شکر برای یک هدایت جذاب دیگر
استاد چقدر خوشحال شدم شما فایل جدید گذاشتین
داستان امروز هدایتم میخوام برای شما و دوستان تعریف کنم
من دوره کسب و کار ثروت 3خریدم
و احساس کردم ک باس بیزینسم جمع کنم با تمام تضاد ها
صبح توی دفترم برای ستاره قطبی نوشته بودم امروز هدایت عالی بشم
یک فلش به عقب میزنم
دیروز ماشین من خراب شد و روشن نمیشد اگه من سمیرا گذشته بودم اینقدر حالم بد میکردم ک روزم خراب میشد ولی ماشین وسط خیابون ول کردم و با اسنپ با بچه ها رفتیم مدرسه ظهر برگشتم با همسرم و ماشین بردیم تعمیرگاه و تعمیرکار گفتن باس ماشین یک روز بخوابه گاراژ
و ایشون گفتن ک ماشین دور و بر 3میلیون هزینش میشه
دیروز پیام یاد آوری ناخون کارم برام اومد بهش پیام دادم ک من ماشینم خراب شده نمیتونم بیام
بعد 2ساعت یک حسی بهم میگفت سمیرا وقتت کنسل نکن
بهش پیام دادم ک میام
شب تعمیرکار زنگ زد ک خانم بیاین ماشینتون ببرین گفتم چطور شد گفت دیدم با تعویض 2تا فیوز درست میشه
باورتون نمیشه ایشون از من فقط 200تومن پول گرفتن ک واقعا خیلی خوشحال شدم چون من خودم برای هزینه 3تومن آماده کرده بودم
خلاصه ک من امروز ماشین داشتم و رفتم ترمیم ناخون
وقتی نشستم تلفن ناخونکارم زنگ زد و باهاش داشت صحبت میکرد وسط صحبت هاش شنیدم ک یک دوره هستش برای باور و پذیرش و ایشون برام از دوره صحبت کرد
برام خیلی جالب بود ک من هدایت شدم به سمت حرف هایی ک میخواستم بشنوم
ناخونکار من دوره های استاد گوش میداده و ما داشتیم از بیزینس صحبت میکردیم
استاد باور های فوق العاده ای این ناخونکار من داره با این ک الان همه ناخون کار هستن ولی ایشون فول تایم مشتری داره و مشتری های خیلی فوق العاده ای داره
اولین باوری ک گفت این بود ک روابطت خیلی کنترل شده باشه
با آدم های درست معاشرت کن
و این ک بهترین ها مال توست
این باعث شد من پاشنه آشیلی ک داشتم همون جا رفع کنم
از کانال تلگرام دوستانم ک همیشه داخلش حرف های ناامید کننده بود لفت بدم
و این ک 2تا از دوستان سمی ک داشتم امروز شمارشون پاک کنم و اگه پیگیر شدن خیلی محترمانه ردشون کنم
وقتی از ترمیم برگشتم
یک راست تصمیم گرفتم ک روی دوره به صورت خیلی جدی تر کار کنم
و جالبی این بود ک شما هم امروز یک فایل گذاشتین ک منی ک بهونه عوامل خارجی میآوردم باگم بفهمم و شروع کنم به اصلاح کردن خودم
امروز بینهایت جذاب برای من گذشت ک دست بهدست هم داد من از طریق دست های خداوند هدایت فوق العاده بشم
امروز وقتی داشتم مسیری رفت جلسه 18 ثروت 3گوش میدادم شما گفتین تضاد ها باعث میشه ک یک نیازی از شما رفع بشه
من امروز تضادم ماشینم بود ک درخواستش به خدا دادم و داخل گوشیم نوشتم ک یادم بمونه
استاد من بینهایت از شما سپاسگزارم برای فایل امروز و دوره ی کسب و کار ثروت 3
من این دوره فکر میکردم شما قراره 3تا ورد به ما یاد بدین و من ثروتمند بشم
ولی این دوره باعث شده من دقیق تر مشاهده کنم
نسبت به موضوعات بی تفاوت نباشم
دستان خدارو بهتر بفهمم
و در کنارش بتونم اون بیزینسی ک باهاش احساس خوبی دارم شروع کنم
سپاسگزارم استاد
درپناه خدا…..
بسم الله الرحمن الرحیم الرزاق الوهاب العلیم الغفور التواب الغنی القریب المجیب الحی الذی لا یموت. سلام خدای مهربونم که درخواست های مرا در کمترین زمان اجابت می کنی. خدایا تو را سپاس بخاطر بنده ی خاص ات سید حسین عباسمنش که آینه ی تجلی صفاتت است. استاد عزیزم سلام، مریم بانوی زیبا سلام، دوستان توحیدی ام سلام و صد سلام به روی ماه همتون، عاشقانه همه ی شما عزیزان رو دوست دارم. اون موقع که دوستان در گفتگوی دوستان با استاد میگفتند: استاد عاشقتونیم…. اصلا این جمله رو درک نمی کردم، الان دارم کم کم به درک کمی از این جمله میرسم و میگم استاد عاشقتونم برای شما و مریم جان، بوسه ای از عشق میفرستم. و امروز میخوام یه رد پای کوچکی از خودم بذارم.یکماه قبل عید بود که به کار کوتاهی هدایت شدم، سالن در بهترین نقطه ی شهر است، ولی مشتری زیادی نداشت چون تازه افتتاح شده بود و هنوز هم نداره. من هر روز میرم سالن و 90 درصد روزها تا الان بیکار بودم یا کار های تمرینی انجام میدادم، به دوره بافت هم هدایت شدم که خیلی بیشتر از کوتاهی به اون علاقه مند شدم، برای اینکه یه آشنایی بیشتری یا به قولی تبلغ بیشتری برای سالنمون باشه به مدت یکهفته برای بچه های کلاس اول تا پنجم، لاین کوتاهی و بافت که مربوط به خودم است بصورت هدیه قرار دادیم. اول که خواستم همچین کاری بکنمم، این مسئله در ذهنم چرخید که جذب مشتری به کلر رایگان انجام دادن نیست و … ولی با یادم اومد استاد اول با کار رایگان در دانشگاه بندر عباس شروع کرد، پس میشه گفت برای کسب مهارت بیشتر و پر کردن سابقه کاری این طرح رایگان خوبه. واین سه روز چه روزهای خوبی بود چون بچه ها مشتری ما بودن و کلی با اونها حال می کردم .دیروز از ساعت 4 تا 8 یکسر بافت زدم بدون یک ذره خستگی یا احساس گرسنگی یا تشنگی و اصلا گذر زمان رو احساس نمی کردم، و اونجایی که استاد میگفت از صبح تا شب بدون وقفه سیمنار برگزار می کرد رو متوجه شدم یعنی چی؟ من داشتم رایگان کار می کردم ولی با عشق و علاقه. این جای کار خیلی خوبه که با عشق کار می کنم ولی ایراد کار اونجایی است که من هنوز نتونستم به اندازه کافی مشتری جذب کنم و در مدار ماهی یه میلیون تومان هستم، و این اصلا خوب نیست و من دارم به خودم چه ظلم بزرگی می کنم، ودوست دارم از این مدار داغون بیام بیرون و از خدای مهربان درخواست هدایت کردم و این فایل پاسخ به درخواست من بود. و چقدر خوشحال شدم وقتی این فایل رو روی بنر سایت دیدیم و امروز برام عید بود، خدایا سپاسگذارم که به درخواستم توسط بنده ی خاص و توحیدی ات پاسخ دادی، کمکم کن از این مدار، به مداری نزدیک تر به تعمت و ثروت خروج کنم. خدایا من به هر خیری که از جانب توست فقیرم. استاد عزیزم یک دنیا سپاس بخاطر وجود نازنین تان. بخاطر بهبود هایی که در سایت میدهید، بخاطر دوره های بینظیری که تهیه می کنید. بیصبرانه منتظر دوره جدید هستم، ان شاءالله لیاقت شرکت در دوره رو داشته باشم. در پناه حق همه ی ما روز به روز توحیدی تر و ثروتمند تر و سعادتمند تر باشیم الهی آمین.
سلاااام رضوان جاااانممم
خانم اجازه؟ ما کی بیایم امیدیه موهای مارو ببافی؟از الان نوبت !
ببین آخرش نیومدی نیومدی !خودم دارم میاااام جنووووب!
رضوان ولی خداوکیلی به این خدا بگو امسال بخاطر من یکم شعله زیرِ جنوب روکم کنه :) من عادت ندارم ،سریع ته میگیرم:))))
رضوان جاااانم،خدا میدونه چقدر برات خوشحالم
داستان شروع کار تو،داستان همون شعر قشنگی که استاد همیشه میخونه:
تو خود پای در راه بنه و هییییچ مپرس
خود راه بگویدت که چون باید کرد
یک پیشنهاد از روشنی قلبم،یک تمرکز لیزر فوکس بزار روی فایل های دانلودی ثروت،اصلا فقط گوش کردن بهشون مدار ثروتت رو بالاتر میبره…اونوقت مشتری ها خوودشون به قول پاکیزه جان کرووور کرووور پیدا شون میشه …
دوستت دارم و منتظر خوندن ردپاهای بعدیت هستم.
بوووس به کله ت
واینجاست که شاعر میگه:
داااارم میاااام پییییشت
جاااده چه هموااااره
هوا چقدر بوی عطر توووورو دااااارررره
به نام خدای سعیده ی قشنگم
سلام عشقم سلام جونم. امروز صبح با چشمان نیمه باز گوشی رو برداشتم گفتم الان حتما سعیده جان کامنت گذاشته برم بخونم و دیدم بله سعیده قشنگم کامنت گذاشته و شروع به خواندن کامنتت کردم،و قصد داشتم تا فرصت هست برات پاسخ بنویسم که شما پیشدستی کردی و زودتر پاسخ نوشتی و قلبم رو به نور الهی ات روشن تر کردی، مررررسی رفیق. از خوشحالی و شادی گوشی رو بغل کردم و خدا را شکر کردم.
آبادانی ها یه تیکه کلامی دارند میگن “خدا رو کولت” که با “چه خبرته” تقریبا یکی است.
حالا من میگن سعیده جان، رو کول خدایی، بابا دیروز بارون زد هوا نسبت به سالهای قبل خیلی بهاری است، خدا داره زورش رو میزنه که هوا رو تا اونجایی که راه داره خنک نگه داره برای ورود شما،من دیگه چی بگم.
دیروز که بارون میزد همش شما تو فکرم بودید و با خودم میگفتم، ببین ما هر سال این موقع از گرما هلاک بودیم امسال ببین چی شده، تا الان که نزدیک خرداد هستیم داره بارون میزنه و هوا نسبت به هر سال بهتره، به وضوح دارم می بینم خدا چطور هوات رو داره، عشق من.
مررررسی عزیزم بخاطر تاکید بر گوش دادن فایل های ثروت، اتفاقا فایل ها رو دنلود کردم در یه پوشه جدا گذاشتم ولی لامصب این باور که پول و ثروت رو جدا از خدا و عامل دوری از خدا دونستن ، چنان سخت است که با این همه گوش دادن من تازه فقط به پی بردم که این باورها چقدر ریشه دار و سخت هستند،خدا خودش کمکم کنه.
عشقم خوش آمدی به جنوب، فکر کنم این بار این سکو شما رو مستقیم میبره به دیدار استاد و به هر آنچه که دوست داری.
ان شاءالله در بهترین زمان و مکان همدیگر رو ببینیم و ساعت ها بشینی یه دل سیر برام صحبت کنی و من گوش کنم.
دوست دارم میبوسمت.
سلام خانم شهریاری
کجایین شما خواهر
اتفاقی از رو نوتفیکیشن کامنت خواهرم رضوان خانم هدایت شدم بالا ببینم چی نوشته که اینهمه پاسخ اومده دیدم اه
شمام اینجایین خیلی خوشحال شدم
مثل همیشه با انرژی و شوخ طبعی پاسخ گذاشتید بیاد اون زمانی میفتم که تو کلاس میگفتین نارنگی بردین
بگذریم
در این هوای گرم بندر و البته زیبایی مسحور کننده دریای تمیییز آن که به اقیانوس راه داره
راستی یه چیزی
راه به اقیانوس داشتن دریا رو پاک میکنه و پاک هم نگه میداره مهم نیست چقدر دریا کوچولو باشه
و بالعکس راه نداشتن به اقیانوس دریا رو هر چقدر هم بزرگ باشه مکدر میکنه
براتون نشستن در زیر درخت انجیر معابد و خوندن کتاب کیمیاگر و هر چند از گاهی پاسخ به کامنت های سایت رو آرزو میکنم
به امید خواندن کامنت های پر از نتایج ترکوندنی
بقول حمید حنیف
والله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین
سلام به برادر عزیزم آقاجواد
سلام و سلامتی و نور و عشق ورحمت الله برای شما و خانواده عزیز قشنگتون
من یک تبریک جانانه به شما بدهکارم برای عضو نازنین جدید خانواده تون،الهی که الله حافظ و نگهدارش باشه…لطفا دست های کوچولوش رو از طرف خاله ی راه دورش ببوسید.
البته یک تشکر برای کامنت قبلی که برام گذاشتید،بینهایت قشنگ بود و با خوندنش کلی حالم خوب شد.
کم مینویسی داداش،از علم وهوشو ذکاوتت بیشتر زکات بده :)
داداش جواد عزیزم صدای من رومیشنوی از جزیره ی زیبای توحیدی کیش،مجتمع تجاری پردیس
درکنار انسان های ثروتمند بی نهایت مهربون وخاکی…
نشستم اینجا،زیر باد کولر…
بیکار …گاهی مطالعه کاری،گاهی قرآن…سر زدن به سایت و…
حالا این وسط اگر مشتری بیاد و سوالی داشته باشه از فروشنده بپرسه و ایشون ندونه!!!من راهنماییشون میکنم …همین
هروقت بیام سرکار…هروقت برم…
هر فروشگاهی کهدلم خواست برم…
خلاصه که سلام من از مدار آسونی ها…من همون آدمم که اعزام مریض بدحال ِرو به فوت میرفتم.
صدای آژیر آمبولانس هنوز توی گوشمه…واون جاده ی شلوغ کمربندی ساری که توجاده ی برعکس حرکتِ ماشین ها میرفتیم تا زودتر برسیم به بیمارستان
من همون آدمم داداش…
و فقط و فقط و فقط اینکه الان اینجام از هَٰذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّی و لاغیر …
امروز 8 روز از مهاجرت کبری من میگذره و با تموم شگفتی هاش احتیاج دارم یکم اوضاع رو استیبل کنم و انشالله خیلی زود به فعالیت در این غارحرایِ من ،که منو از فرش به عرش رسونده برمیگردم….
ازتون بی نهایت سپاسگزارم و به امید دریافت یک نقطه ی آبی پربرکت دیگه ای از شما…
به امید دیدار روی ماه خانواده ی قشنگتون در بهترین زمان ومکان
درپناه نورِ آسمون ها وزمین باشید همیشه
درود و برکت و رحمت بینهایت الله به شما سعیده جان عزیزم رفیق شفیق الله…
الهی که هرلحظه زندگی شما سعیده جانم در کیش پر از توکل تقوی برکت رحمت و اتصال بینهایت باشه
الهی که هرلحظه قوی تر عمل کنی و قوی تر کامنت بنویسی و من خودم به شخصه قوی تر الگو برداری کنم از شما سعیده جان پاک توحیدی خالص
الهی که نور الله تمام سلولهای شمارو فرا بگیره
الهی که برسی به پادشاهی در کیش (تعز من تشاااا)
الهی که فتح کنی پر قدرت و عزت و بینیاز از هر کسی پله های موفقیت و ثروت رو در کیش زیبا…
من لذت میبرم من عاشقانه تحسین میکنم ای دختر شجاع و توحیدی
من عشق میورزم به شما سعیده جانم انگار که خودم هستم چه فرقی میکند من یا شما همه از او هستیم نقطه ی اتصال ما همه توحید است و لاغیر…
من عاشقانه تحسین میکنم و سپاسگزارم سعیده جان عزیزم بابت این همه تقوی توکل توحید جهاد عزت نفس قدرت شجاعت استقامت و تسلیم بودن…الذین قالو ربنا الله ثم استقاموا…
الهی صد هزاران بار سپاس بابت این همه آگاهی و هدایت و ادامه دادن…
سعیده جانم بیشتر بنویس بیشتر بگو چرا که الگویی عزیز واقعی مقتدر موفق و ثروتمند و غنی هستی برایم…
عاشقانه ستایشت میکنم و تحسین و عشق میورزم بینهایت به تک تک قدمهای توحیدی ک برداشتی و ادامه دادی و میدهی….
قطعا که وارثان زمین بندگان صالح و مومن الله هستند…
من متعهدترم هرلحظه بیشتر قوی تر محکمتر عاشقانه تر ادامه دهم حتی با چالشها و تضادهایی ک دارم و میدانم که الله حواسش هست و اوست که قدرت بینهایت هست و حکیم بینهایت و روزی دهنده و عزت دهنده شفا دهنده بینهایت …
الهی و ربی من لی غیرک…
ایاک نعبد و ایاک نستعین…
الحمدلله رب العالمین…
الله زیبایم.
سلام سعیده جان
چقدرازخوندن کامنتت خندیدم وچقدراحساس خوبی پیداکردم حرفهای استاد رو باشیطنت خاصی گفتی وچقدربه دلم نشست
به این خدا بگو امسال بخاطر من یکم شعله زیرِ جنوب روکم کنه :) من عادت ندارم ،سریع ته میگیرم:))))
توخودپای درراه بنه وهیچ نپرس
که خودراه بگویدت که چون بایدکرد
همینطور رضوان جان چقدرزیبا گفتی
مثل استاد از یک جایی رایگان شروع کردی
آموزش دادن، واینجوری هم مشتری جمع میکنی
هم تجربت بیشترمیشه
وباورخوبی که داری اینه استاد ازی جایی شروع کردو موفق شد برام منم میشه
آفرین که یادت هست قانون تکامل بایدرعایت بشه وبه اندازه ای که حرکت میکنی و روخودت کارمیکنی مدارت به همون اندازه بالاترمیره
آفرین به تو
خبرهای خوب درراهه ومدارت بازم داره بالاتر میره عزیزم
به خدای بزرگ میسپارمتون
خدانگهدار
سلام خانوم یوسفی عزیز
چه خوب که به جمع ما آرایشگرا پیوستی
داشتم کامنت شما رو میخوندم زندگی کاری من که 15 سال پیش استارت خورد و کلی بالا پایین شدم جلو چشمام رژه رفت کلی خاطرات خوب بهم یادآور شد
من سال 88 استارت کارمو توی یه روستا که الان دیگه شهر شده برای خودش زدم با کمترین امکانات موجود ،یعنی یه چیزی میگم یه چیزی میشنویی ،پول که اصلا نداشتم ،دانشجو بودم ترم 4 دانشگاه از فرط بی پولی به دست پای پدرم افتادم که بهم کمک کنه به کاری که از سن 15 سالگی که بصورت رایگان برای همه درو همسایه و فامیل انجام میدادم ،راه بندازم
پدر من بسیار ادم لجباز و یه دنده ای بود و حتی منو سرزنش میکرد که این کار مال تو نیست تو لیاقت همچین کاری نداری
خلاصه من بودم و خدای خودم و یه تصمیم بزرگ که تا اون موقع حتی جرات اجراشو نداشتم ،ولی اون ایده الهامی اینقدر قوی بود که شهامت اجراشو پیدا کردم و خدا شاهده که هیچ پول نداشتم و چون شهریه دانشگاه نزدیک بود و پدرم شهریه دانشگاه رو بهن داد که پرداخت کنم تصمیم گرفتم این پول برای استارت کارم ردش حساب کنم
با دانشگاه صحبت کردم و قرار شد شهریه رو بصورت اقساط پرداختش کنم و سرمایه من برای شروع کارم شد 150 هزارتومن سال 87
وقتی این تصمیم گرفتم یه پیرمرد مهربون پیدا شده مغازشو بهم اجاره داد و تا دو ماه بعد هیچ پولی ازم نگرفت
دایم اومد توی کارهای که میتونست کمکم کنه کنارم بود
دوستانی که میشناختم به محض شنیدن این موضوع هر کمکی از دستشون براومد برام انجام دادن و دورم جمع شدن تا کار من رونق بگیره
طولی نکشید من صاحب یک مغازه 3×4 شدم توی پس کوچه با کمترین مهارت ممکن
توی سه ماه خداوند هر روز برام مشتری فرستاد طوری که نه خسته بشم و بیشتر از ظرفیتم بشه و کل بدهی که ازم طلب داشتن پرداخت کنم
بعد از اون تا 6 ماه بعدش هیچ مشتری نداشتم در حد یک یا دو نفر در روز
اونجا بود که اشتیاق من دست بکار شد و بدون دونستن قانون شروع کروم به تجسم و از خدا درخواست کردن
این جمله من دقیقا یادم میاد که از خدا میخواستم که از صب بیام آرایشگاه و غروب خورشید نتونم ببینم بسکه سرم شلوغ باشه
و اینو هرار بار تجسم کردم ،و اتفاقی که افتاد این بود که بعد از تقریبا 9 ماه کاری من هر روز اینقدر سرم شلوغ بود که به مدت 15 سال هر روز از صب تا شب درگیر مشتریام و رزق من 100 برابر یه کارگر ساده شده
الان هنرجوهای زیادی دارم ،آموزشگاه تاسیس کردم و حتی یه آکادمی تشکیل دادم برای جامعه آرایشگرا که برنامه گسترششو دادم ،خلاصه آبجی عزیزم هیچ نامید نشو ،ایدهای ساده ای که گفتی مثل همین بچهای مدرسه ای رو من خودم اجرا کردم و بازخوردش خیلی زیاد بود برام بدون تبلیغ و حتی سالن خاصی از همه جا و حتی شهرهای دیگه و حتی هیمن امیده همیشه مشتری داشتم و دارم
با همین فرمون برو جلو ایشاله جواب زحماتت رو خواهی دید یه روز برامون تعریف میکنی
پیروز موفق باشی
سلام جناب کرمی عزیز وقتتون پرازخیر وشادی باشه کامنت شما روخیلی هدایتی خوندم
من هم ازشما سوالی داشتم من کارمند دولتم وبه مدت یکسال شروع به درمان حرفه ای بیماران دیابتی نموده ام برکت اینکار درحقوقم یک افزایش هفت میلیون درماه با تعداد بیمارکمتربوده الهی شکرت بابت همین مهارتم وتعهداتم به درمان بیمارانم پزشک نمونه کشوری تامین اجتماعی 1402شناخته شدم
ولی من به فرمایش آقای رضا روشن عطارتصمیم گرفتم به صورت آنلاین هم بیمار ویزیت کنم چون خیلی زیاد آزادی زمانی ومکانی ام رادوست دارم و ترجیح میدم وابستگی به حقوق کارمندی رو کم کنم چون به مدت 25 ساله که رایگان کار کردم اوایل کار واسم خیلی سخت بود که پول از دست مردم بگیرم به شکر خدا ظرف مدت یک سال حدود 170 ویزیت موفق موفق با درجه کیفیت بالا ر سایتهای معتبر ویزیت آنلاین داشتم ولی ولی به تازگی تعداد بیماران کاهش پیدا کرده، در تمرین ستاره قطبی درخواست روزانه ویزیتهای بیشتری را بدون تعیین کردن راه از خدا خواستم ؛ولی نمیدونم ایراد کارم کجاست؟ در صورتی که حس خوبم رو در تمام طول روز دارم سعی میکنم کارم رو با عشق و علاقه انجام بدم به نظر شما چقدر زمان میبره تا به حد تکامل مثل شما برسم ؟ضمن ضمناً به تازگی ایده تشکیل کانال تلگرامی به ذهنم خطور کرده
ممنون میشم راهنمایی کنید
سلام خانوم علیمی عزیز
سپاسگزارتم دوست عزیزم که این کامنت رو در قالب پرسش جواب دادین و باعث صلاه من شدین ،در این ساعت از شبانه روز
بزار از تجربیات خودم در کارم بگم شاید بهتر بتونم منظور خوومو برسونم
من چون هیچ وقت نمیتونستم کارمندی رو قبول کنم و در سنین پایین که هیچ ایده ای برای کسب کار نداشتم و تقریبا همه کار میکردم برای تامین مخارجم مثل کارگری ،برقکاری و هر کاری که شما فکر میکنید من انجام دادم ولی هیچ وقت دل به هیچ کاری نمیدادم و همیشه این جمله تاکیدی رو بدون اینکه از قوانین سر در بیارم به خودم میگفتم
من کاری رو به خوبی یاد میگیرم که عاشقانه دوسشدارم و با عشق حال در اون کار پولم میسازم
و نتیجشم این شد که از مهارتی که در سنین 15 سالگی بهش علاقه پیدا کردم سوق پیدا کردم و خدا رو شکر همش عشق و حال خنده به همراه پول درآوردن بود ،اینا که گفتم پیش مقدمه این موضوع بود که اولا:برای خودتون و کاری که الان مشغولشید جمله تاکیدی داشته باشید و همیشه با خودتون بصورت کلامی تکرار کنید ،اولش شاید جملات تاکیدی تاثیر خاصی نداشته باشه ولی بعد از یه مدت متوجه تغییر رفتارت خواهی شد
دوما:الگو پیدا کن برای کاری که میخوای انجام بدی و پیگر الگوها باش تا برای ذهنت منطقی بشه
سوما:نتایجی که گرفتی مثل همین ویزتهای که انجام دادی رو بارها با خودت تکرار کن و نزار نجواها بهت غلبه کنه
چهارما:از تجسم استفاده کن ،برای خودت یه پوشه درست کن و هر تصویری که بهت القا میکنه که شرایط مورد نظر داری در اون پوشه بزار و هر شب قبل خواب و صب موقع بیداری نگاش کن و با احساس خوب به زندگیت برس
من وقتی به گذشته خودم نگاه میکنم میبنم تمام این کارهای که گفتم انجام دادم مثل تجسم که واقعا بهم کمک کرد ،و میتونه به شما هم کمک کنه چون سیستم همه ما آدمها مثل همه و قانون احساس خوب =اتفاقات خوب برای همه ما یکسان
من الان توی دوره 12 قدم دانشجو هستم و تازه بعد از یکسال متوجه شدم وقتی که درخواستی از خدا دارم و شروع میکنم به استفاده از قوانین مثل بهش فکر کردن تجسم کردن و هر چیزی که زیاد بهش بچسبم باعث میشه ازش دور بشم و خیلی وقتا حتی بهش نزدیکم نشم چه برسه که خواستم اجابت بشه ،ولی از وقتی شل تر گرفتم و با احساس رهایی هر صب چیزهای که دوسدارم تجسم میکنم و رهاش میکنم و مطمئنم که خداوند منو به خواستم میرسونه فقط باید حالم خوب باشه و نزارم توی حس بد بمونم خواستهام بصورت کاملا طبیعی تیک میخوره و اصلا نیازی به فشار و تقلا نیست
پیشنهاد میکنم سمت خودتو که تحقیق در مورد کارت هست و یادگیری چیزهای که لازمه رو انجام بدی و بقیشو بسپاری به الله و به قانون اعتماد کنی و ضمنا به نشانها آگاه باش ،من همیشه از خدا هدایت میخواستم که درآمدم بیشتر بشه و جالب اینکه از همون ساعت و همون روز نشانها میمومد و من هر چی آگاهانتر منتظر نشانها بودم بهتر درکشون میکردم
یه مثال ساده بگم بهت
چند وقت بود که از لحاظ درآمدی به یه حدی رسیده بودم و دوسداشتم درآمد بالاتر رو تجربه کنم و با ذهن منطقیم و چیزی که خیلی بهش علاقه دارم فقط ایده آموزش میومد سراغم در حالی که من آمادگیشو لون لحظه نداشتم سعی کردم خودم آماده کنم و شروع کردم به تحقیق ،اما درآمد من از روزی شروع شد که من در حین تحقیق بودم ولی میدیدم مشتریا من ازم یه خدمات که تا الان انجام نداده بودم درخواست میکردن و نشانها بصورت پی در پی میمومد که باید اون خدمات اجرا کنم و کاری به آموزش نداشته باشم ،منم وقتی متوجه نشانها شدم انجامش دادم و بعد از یک ماه درآمد من سه برابر شد به همین سادگی
میخوام بهت بگم وقتی درخواستی داری سعی کن دست خدا رو باز بزاری تا مسیر بهت نشون بده و این کارم از طریق نشانها میگه
و البته وقتی میدونی که نقطه ضعف داری از گرفتن پول بابت خدماتت ،پس باید این نقطه ضعف روش کار کنی و تا حلش نکنی نتیجه بزرگتر نمیاد سراغت و این یک قانون است
آبجی عزیزم سعی کردم تا جای که میشه توضیح بدم و اگر سوالی داشتی بازم بپرس با جون دل جواب میدم چون به خودم هم خیلی کمک کرد
مهرمندانه سپاسگزارم ازبذل توجه شماسرورگرامی
توضیحات بسیارجامع وکامل بود تک به تک نکات راباگوش گوش جان میسپارم و امیدوارم که در تک تک مراحل زندگی پربارتان پرسود و پایدار بمانید
در هفته اخیر به این نتیجه رسیدم که شاید توکل کافی نداشتم و برای رسیدن به هدف بسیار عجله دارم
تمرکزم را به صورت 100 درصدی روی افزایش مهارتها در رشته تخصصیام ادامه خواهم داد و با ایمان پروردگار تمام هدفم را بدون توجه به کسب درآمد روی افزایش کیفیت کار و ارتقا سلامت بیماران خواهم گذاشت
واقعا سپاسگزارم ازشما
خانوم علیمی عزیز سلام
عشق منو از یه نقطه از ایران با موشک ایلان ماسک به قلبتون پذیرا باشین ،صب بیدار شدم و با توجه به تعهدم در انجام تمرینات دورهای استاد شروع کردم به دیدن آموزشها و بعدش با حال خوب اومدم سر کار و قبل از شروع کار اومدم سراغ سایت استاد عزیز که نقطه آبی رضوان خانوم وپین کردن جوابی که در این فایل بهش دادم منو به کامنت خودم در جواب به شما هدایت کرد
کامنت خودمو مرور کردم و لذت بردم و میخوام یه نکته در مورد درک جدیدی که نسبت به قانون و سوال شما دارم برای شما کامنت کنم و اونم اینکه
آبجی عزیزم منم یه زمانی دغدغم این بود چطور درآمد خودمو به یه عدد خاص برسونم و از درآمد 20 میلیونی چطور 80 میلیونش کنم و همش درگیر این موضوع بودم که چه کاری انجام بدم ،اولش تقلا میکردم ایدهامو مینوشتم و سعی در انجامش بودم ،بعضیهاشونو خیلی خوب بود و جواب میداد و بعضیاشون یکم با مدارم فاصله داشت و تیک نمیخورد ،یه خورده از لحاظ مالی بهتر شدم و شروع کردم به لذت بردن از اون افزایش درآمده مثل اینکه بدهی هامو بهتر پرداخت کردم و دیگه خبری از طلبکار نبود ،مثل خریدن چیزهایی که تا قبل افزایش درآمدم نمیتونستم برای فرزندم داشته باشم ولی الان به راحتی انجامش میدادم ،مثل رعایت کردن قانون سلامتی و خوراکی هایی که لازم داشتم و ..
اما نکته کجاست ؟
نکته این بود که درسته من یکم درآمدم بیشتر شد و همراه شد با تلاش و لذت در کار مورد علاقم ولی تا زمانی که آرامش نیومد توی زندگیم و من بجای آروم بودن در حین اجرای ایدهام دنبال رسیدن به اون عدد خاص بودم به افزایش درآمد نرسیدم ،بلکه زمانی افزایش درآمده شروع شد که من با لذت بردن از اجرای ایدهام در حالت سپاسگزاری و آرمش قرار گرفتم
هر چقدر بیشتر آروم و سپاسگزار شدم درآمد من افزایشش بیشتر و بیشتر شد تضادها کنار رفتم چون من متمرکز بودم روی اهدافم با حال خوب
چند روزه که در دوره 12 قدم در قدم چهارم بشدت قفل کرده بودم و هر کاری میکردم که آگاهی های اسن جلسه رو بتون زود ازش بگذرم نشد و تقریبا یک ماه روی این قدمها راکد موندم و فقط دقت میکردم به این آگاهی ها و نتیجه من از این قدم این شد که نباید بفکر یک عدد خاص به عنوان درآمد باشم بلکه باید بدنبال رشد شخصیت خودم باشم و لذت ببرم از مسیرم و صبر و ایمان به معنای اینکه من به قوانین خداوند ایمان دارم و میدونم اگر الان در حال کار کردن روی خودم و شخصیت خودم و آرامش خودم هست یعنی من صبر کردم و ایمان یعنی قوانین خداوند ثابت و با اینکه من فرکانس نمیبینم ولی اون احساس آرامشی که در مسیر درست و با انجام کارهای درستی که من دارم انجام میدم نتیجش میشه هر چیزی که منو به احساس بهتر برسونه
استاد توضیح میدن در این قدم که عدد خاص نیست که منو به آرامش میرسونه بلکه حال خوبه که منو به هر چیزی که ما اسمشو خوب میزاریم میرسونه ،ایشون یه جا میگن که هر کسی کاری که انجام میده با احساس خوب باشه در نهایت نتیجه میشه به نفعش و همه ما هر کاری که داریم انجام میدم برای احساس بهتره نه برای رسیدن به عدد خاص
من سعی کردم درکی که پیدا کرده بودمو اینجا باهاتون به اشتراک بگذارم و امیدوارم درست مطلب ادا کرده باشم
همین جا هم از خانوم یوسفی عزیز بسیار تشکر میکنم که باعث شد این آگاهی ها رو با شما به اشتراک بگذارم
سلام و صد سلام به خواهر دردانهی جنوبیام،رضوان خانم گرامی.
حال شما؟احوال شما؟ خوب هستید؟امیدوارم عالی باشید.در کنار همهی اعضای این خانوادهی صمیمی.
ضمن سپاس گذاری از شما،بابت میهمان نوازی و هدایای ارزشمندتان،تبریک عرض میکنم،شروع کار جدیدتان و برایتان از خداوند قادر متعال هرآنچه خیر و برکت است درخواست مینمایم.
ما همچنان چشم به راهیم تا سعادت دیدارتان را در شهر ساوه نصیبمان نمایید.
برایتان از قادر متعال سلامتی،شادی،خوشبختی،ثروت و سعادت در دنیا و آخرت خواستارم و به دستان پر قدرتش میسپارمتان.خدانگهدار.
به نام خدای بخشنده ی مهربان
سلام به برادر عزیزم آقا مجید حرفت عزیز و مومن و موحد و ثروتمند و خداجویم
دیدار شما و خانواده گرامی تان در آن روز بهاری در آن پارک زیبا، سعادتی بود که خداوند مرا مهمان کرده بود. خدا را شکر همه چیز و همه حال خوب و عالی است و روز به روز بهتر و بهتر می شود. منم دارم برای دیدار شما در شهر زیبای ساوه روز شماری می کنم. ان شاءالله در بهترین زمان و مکان این دیدار میسر شود.چند روز پیش، با آن رب انار بسیار خوشمزه، فسنجون درست کردم، فوق العاده شد.خواستم به زهره جان پیام بدم دوباره تشکر کنم، میسر نشد. الان از شما و زهره جان وانتخاب این سوغاتی ارزشمند تشکری دوباره می کنم.
ان شاءالله در پناه حق روزبه روز شما و زهره جان و دخترای گل تون شادتر و موفق تر و سعادتمند تر و ثروتمند تر باشید الهی آمین.
به نام خدای مهربان ️
سلام خدمت استاد و خانم شایسته عزیز و تمام اعضای این خانواده بینظیر
خدای بزرگ و مهربانم کمکم کن این شاگرد ضعیف و مردود شده استاد از خودش ردپایی بذاره و بخودش یادآوری کنه از توکل و اعتماد داشتن بخدا،،از عمل کردن به فایل های استاد چه چیزایی بدست آورد و چطور همین که چندپله بالا رفت همه چی رو فراموش کرد دچار روزمرگی شد،،منم منم کرد و چطور چکو لگدای جهان خرد،،چطور وقتی همه چی خوب بود از فایلهای استاد به عنوان فقط ی قوت قلب استفاده میکرد که مثلا دارم رو خودم کار میکنم ولی در عمل هیچ،،استاد من بعد از مدتها دارم دیدگاه مینویسم اونم با ذهنی پر از نجوا،که حالا نمیخاد،،خب همینکه پشیمون شدی خودش کلی ارزش داره وووو کلی نجوا که دست به نوشتن نزنم،،ولی میخام امروز بنویسم بنویسم هم یادم بمونه هم بخودم یادآور بشم من چقدر نتایج گرفتم ولی حفظش نکردم،،راستش استاد من خیلی وقته دلم میخواست بنویسم ولی هم نجواها نمیذاشت،هم وقتی تعداد روزهای اشناییم با شمارو میدیدم با نتایجم قیاس میکردم خجالت میکشیدم چیزی بنویسم،،اصلا بخودم میگفتم چی بنویسم،،بنویسی ساختی ولی اینقدر بقول استاد سقف ارزهات کوچیک بود نتونستی نگهشداری به پله های بالاتر و بالاتر برسی؟؟یادمه استاد تو فایلی گفتین تصمیم داشتین بیاین ایران حتی چمدوناتونم بسته بودین ولی نشد که بیاین،،استاد چه ناراحت بشین یا نشین ولی نمیدونین که چقدرررر خوشحال شدم که نیومدین،،چون من خیلی دوست دارم شماروببینم باهاتون صحبت کنم و اینو میدونم شما دوست دارین فقط از نتایجم بگم نه اینکه من میخام فلان کنم فلان کنم،،و من دستم خالی بود
استاد من سقف ارزهام کوچیک بود من ساختم ولی نگه نداشتم من با باورهام بدست آوردم ولی با عدم احساس لیاقت از دستش دادم،من با اینکه میدونستم تا موقعی که دارم رو خودم کار میکنم نتایج بزرگتر رو بزرگتر خواهد شد ولی در عمل هیچ،،من با توحید بدست میاوردم ولی وقتی به ساحل آرامش میرسیدم توحید هیچ،، مثل قارون ها (من) بدست اوردم،،من میشنیدم که هر گوشتی در چرخ گوشت بندازی همون گوشت رو دریافت خواهی کرد ولی در عمل هیچ،،حرفای شمارو میشنیدم فقط استاد و پیش خودم فک میکردم دارم رو خودم کار میکنم ولی در عمل نخواستم شاگرد ممتازه بشم ی شاگرد مبتدی موندم،من میزان درآمد درخواستی مو بدست آوردم من موقعیت شغلی رو که میخواستم بدست آوردم من حال خوب،،من اون سلامتی رو ساختم ولی نتونستم نگهش دارم،،بخاطر
سقف آرزوهای کوچیک،،غرور(منم منم کردنا)من ساختم،،عدم احساس لیاقت،،حرف مفت(ایمان بی عمل)یا عمل ضعیف،،
استاد من تو عمل به الهامات و فایل ها رد شدم اونجایی که باید عمل میکردم بهونه آوردم من ساخته هامو خراب کردم،استاد من چکو لگدارو خوردم بدم خوردم با اینکه احساس میکردم چوب خورم ضعیفه ولی نه من داشتم چکو لگدارو میخوردم ولی متوجه نبودم،،من باید میدونستم نگهداشتن خیلی سختر از ساختنشه،،
ناراحت نیستم خدارو هزاران بار شاکرم همینکه این موضوع رو با پوست و گوشت و استخوان درک کردم از لطفشه،،به امید خودش دوباره بدست میارم میسازمش و با تمام وجودم حفظش میکنم،من بخودم و خدای خودم قول دادم سعید قبل رو میکوبم و سعید جدیدرو میسازمش،
استاد من برای وفای به این عهد،،خداوند برای استارت منو به شغلی هدایت کرد که شاید سعید قبل بود واردش نمیشد بخاطر غروری که داشت ولی گفتم خداجون تو میگی این،،بروی چشم،بقول خودت استاد میخام یاد بگیرم بگم چشششششمممممم،،
استاد جان به امید خدا امسال رو با دوره عزت نفس وقدم اول دوازده قدم استارت زدم دوباره و تمرکزیترو عملیتر انشاالله
دوسداشتم بر نجواهای ذهنم غلبه کنم از خودم ردپا بذارم و شاید این خود افشایی تلنگری بشه،که هیچ چیز بیرون از خودمون نیست خودمون میتونیم بسازیم خودمونم میتونیم خرابش کنیم،،
سقف ارزوهامون رو بزرگ کنیم،حرف مفت نزنیم(ایمان بی عمل)،منم منم نکنیم در برابر خدا مغرور نشیم به تواناییامون مغرور نشیم،در برابر خدا تواضع داشته باشیم،،
در ضمن فایل های استاد رو با تعهد بیشتر عمل کنیم،،
به امید خدا میام از نتایج امسال بیشتر و بیشتر مینویسم
سعادت و سلامتی و ثروت بی پایان رو برای همه ی شما آرزومندم ️️
سلام دوست عزیزم
کامنتتون رو دوست داشتم چون یه خورده به شرایط من نزدیکه
من با اینکه هر روز دارم با آموزش ها زندگی میکنم ولی حرکتم درست و حسابی نیست
دو روز حرکت میکنم و بعد یه اتفاقی در بیرون باعث میشه ناامید بشم و ادامه ندم
یکی از دوستان تو کامنتش قشنگ نوشته بود:
وقتی توحید تو دلت قوی نباشه ، قطعی و وصلی زیاد داری
و من دقیقا تو اون نقطه ام . یه روز انرژی دارم یه روز ندارم
یه روز حالم خوبه و یه روز نیست
یه روز قطع ام یه روز وصلمم
راستش از این شرایط خودم خسته شدم . از خودم خسته شدم
احساس میکنم لیاقت رشد رو ندارم که هی درجا میزنم
چرا درست و حسابی حرکت نمیکنم؟؟ چرا محکم قدم برنمیدارم؟
به چی شک دارم؟ چرا ایمانم به انتخاب مسیرم زیاد نیست؟
و یه عالمه چرا که هنوز به جوابش نرسیدم
حالم بیشتر گرفته میشه چون میگم شکوه از تو بعیده . تویی که همه عمرت در حال آموزش بودی
تویی که همه منتظرن یه حرکتی بزنی . تویی که محکم بودن و قوی بودنت رو خیلی ها داره تاثیر میزاره. تو چرا این جوری شدی؟؟
چرا شروع نمیکنی؟ چرا حرکت نمیکنی ؟ یا اگه حرکت میکنی ثابت قدم ادامه اش نمیدی؟
خدایا کمکم کن که ادامه بدم . هدایتم کن به بهترین کاری که باید انجام بدم
و کنارم باش که محکم باشم و دوام بیارم
خدایا من به جز تو هیچ کسی رو ندارم. دستم رو رها نکن
سلام
استاد عزیزم من از وقتی با شما آشنا شدم در طی چند سال زندگیم تغییر کرد فقط دارم رو به جلو و رو به بهتر شدن میره استاد من با شما خدا رو شناختم هنوز خیلی باید روی خودم کار کنم و خدا رو شاکرم بابت همه چیز.استاد من هر وقت ذهنمو کنترل میکنم و به ارامش میرسم و به حس آرامشی که با خداوند نزدیک میشوم بهترین حس دنیاس از همه ی لذتهای دنیای مادی بالاتره نمیدونم چجوری بهتون بگم .زیاد اهل نوشتن نیستم ولی من خواستم بگم با شما به خدا نزدیک شدم واسم فقط فقط خوبی پیش میاد و اگه اتفاق به ظاهر بد پیش بیاد واسم بعد از مدتی میفهمم اون اتفاق دقیقا به نفع خودم بودخدا تو همه جا هوامو داره.واقعا با تمام وجود میخوام از این دنیای مادی لذت ببرم از این دنیای پر از زیبایی با تمام وجودم خدا رو شکر میکنم ممنونم از شما️️️
به نام الله که بخشاینده و با رحمت است…
سلام و صد سلام بر شما استاد عباس منش عزیز و بانو شایسته گرامی و همه دوستان نازنین و عزیزم در این مجمعِ بهشتی ای که سِیر و سفر در آن ، از ما نسخه ای بهتر میسازد…
حمد و سپاس مخصوص خدای یکتایی است که قلم را آفرید تا به برکت آن به ما بیاموزد آن چیزهایی را که نمیدانیم…
(ٱلَّذِی عَلَّمَ بِٱلۡقَلَمِ عَلَّمَ ٱلۡإِنسَـٰنَ مَا لَمۡ یَعۡلَمۡ)
همان خدایی که به برکت قلم تعلیم داد ، و آموخت به انسان آن چیزهایی را که نمیدانست…
[سوره العلق 4 – 5]
حمد و سپاس مخصوص خدای مهربانی است که نوشتن را به ما آموخت تا به برکت این موهبت ، آگاهی هایی را که بر جان و دل ما مینشیند ؛ به زنجیر بکشیم تا با خواندنشان ، آنها را مرور کنیم و از بیماریِ فراموشی در امان باشیم…
و حمد و سپاس مخصوص خدایی است که تمامِ توفیقاتِ ما بدست اوست و چنانچه به اندازه یک پلک بر هم زدن ، ما را به حال خویش رها کند ، نابودِ نابودِ نابود میشویم
یَـٰۤأَیُّهَا ٱلنَّاسُ أَنتُمُ ٱلۡفُقَرَاۤءُ إِلَى ٱللَّهِۖ وَٱللَّهُ هُوَ ٱلۡغَنِیُّ ٱلۡحَمِیدُ
ای مردم ، شما نیازمند به سوی خدا هستید و تنها خداست که بی نیاز و ستوده شده است
[سوره فاطر ١5]
و پناه بر خودِ خودِ خودش از اینکه یک دَم و بازدم من ، بدون یاد او باشد ، به قول شاعر عزیز ؛ فیض کاشانی
دَمی کان بگذرد بی یاد رویش
از آن دَم بی شما استغفر الله
چقدر داستان مرضیه خانم که از زبان استاد عباس منش گفته شد ، برای من الهام بخش و انرژی بخش بود…
این فایل که به برکت کامنت مرضیه خانم بود ، مرا یاد این آیه قرآن انداخت…
وَنَبِّئۡهُمۡ عَن ضَیۡفِ إِبۡرَ ٰهِیمَ
ای محمد ، پیروانت را از داستان مهمانان ابراهیم آگاه کن
[سوره الحجر 51]
این آیه حکایت از داستان مهمانان حضرت ابراهیم را دارد که خداوند ، پیامبر را از آن آگاه میکند و به ایشان دستور میدهد که برو و این داستانِ راستین را برای پیروانت تعریف کن…
خب ، ربطِ این آیه به این فایل چی هست آخه؟ اصلا چه وجه اشتراکی بین این دو واقعه وجود دارد؟
وجه اشتراک این فایل با آن آیه در این است که یک شخصیتی بنام مرضیه خانم که روزگاری ساکن کشور افغانستان بودند ، تعهدی جدی به خود میدهند در راستای تغییر شخصیت خود و در این مسیر به موفقیت هایی میرسند و بعد آنها را در یک کامنت ثبت میکنند و استاد عباس منش آن را میخواند و…
خواندن همانا و تحت تاثیر قرار گرفتن هم همانا به گونه ای که احساسی ایشان را به این سمت سوق میدهد که…
ای سیدحسین ؛ برو و برای افرادی که دنبال کننده آموزه هایت هستند ، داستان مرضیه خانم را در قالب یک فایلِ مجزا با عنوانِ”الگویی مناسب برای کسب و کار” تعریف کن…
آره ، این دقیقا مثل همان آیه ای بود که در چند خط بالاتر ذکر کردم که این فایل مرا یاد آن انداخت…
و حال که من در مدارِ شنیدن این آگاهی ها بودم ؛ باید بنشینم و با خود تفکر کنم که مرضیه خانم چه اصلی را در زندگی خود به کار برد که اینگونه موفق شد؟!
باید تفکر کنم که خدا از طریق این مرضیه خانم با من اتمام حجت کرده است که “ببین عزیزم ، این مرضیه خانم را ببین که از آن شرایط به چه شرایطی رسید ؛ حال تو در وضعیتی به سر میبری که از لحاظ شرایط بسیار بالاتر از جایگاه مرضیه خانم هستی ، پس تو هم میتوانی”
وای که چقدر این سکانس رنج آور است و میتواند یک اهرم رنج قوی باشد که این هدایت خدا را شوخی بگیرم و درگیر حواشی شوم و لحظه مرگِ من فرا رسد و آن لحظه بفهمم که ای دل غافل ، چرا من این هدایت هایِ خدا را که از طریق آنها با من اتمام حجت میکرد را جدی نگرفتم؟! و الان میتوانستم در جایگاهی بسیار والا باشم ولی افسوس که…
و دقیقا در همان لحظات آرزوی یک فرصت زندگی دوباره را میکنم ولی جوابی جز هرگز نمیشنوم…
حَتَّىٰۤ إِذَا جَاۤءَ أَحَدَهُمُ ٱلۡمَوۡتُ قَالَ رَبِّ ٱرۡجِعُونِ لَعَلِّیۤ أَعۡمَلُ صَـٰلِحࣰا فِیمَا تَرَکۡتُۚ کَلَّاۤۚ إِنَّهَا کَلِمَهٌ هُوَ قَاۤئلُهَا…
و هنگامی که مرگِ یکی از آنان فرامیرسد ، به پروردگارِ خود میگوید که خدایا مرا به دنیا بازگردان تا قدردانِ هدایت هایِ تو باشم ولی جوابی جز “هرگز” نمیشنود….
[سوره المؤمنون ٩٩ – ١٠٠]
خب ، الان که زنده هستم باید به خود آیم قبل از رسیدن به آن لحظه ای که دیگر پشیمانی هیچ سودی ندارد ، پس من این هدایتِ الله یکتا را جدی میگیرم و از اینکه هدایت های او را شوخی بگیرم و با عبارت “ان شاءالله از شنبه شروع میکنم” خود را اسیر حواشی کنم ، به خودِ خودِ خودش پناه میبرم تا مصداقی از آیه زیر نباشم…
ذَ ٰلِکَ جَزَاۤؤُهُمۡ جَهَنَّمُ بِمَا کَفَرُوا۟ وَٱتَّخَذُوۤا۟ ءَایَـٰتِی وَرُسُلِی هُزُوًا
و جزای آنان جهنم است و این بخاطر آن است که ناسپاسی کردند و نشانه ها و رسولان خدا را به شوخی گرفتند
[سوره الکهف ١06]
نشانه و رسولی از این مرضیه خانم واضحتر که ما را به این مسیر دعوت میکند؟
او توانست و من هم میتوانم…
او یک انسانی فضایی نبود که از سیاره ای دیگر آمده باشد بلکه او هم بشری بود از جنس من ، پس اگر او توانست ؛ من هم میتوانم
و خدا را سپاسگزارم که مرا با چنین انسان های صالحی آشنا کرده و از طریق آن ها ، کارت دعوتی برای من ارسال کرده برای رسیدن به وادی خوشبختی ای از جنسجَنَّـٰتࣲ تَجۡرِی مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَـٰرُ خَـٰلِدِینَ فِیهَاۚ وَذَ ٰلِکَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِیمُ
و بسیار بسیار بسیار سپاسگزارم از این خدای قدرتمند که این دلخوشی بزرگ را با عبارت “وَهُوَ مَعَکُمۡ أَیۡنَ مَا کُنتُمۡ” من عطا کرده که لحظه به لحظه در کنارت هستم تا از طریق اپلیکیشنِ مسیریابِ او ؛ از نزدیکترین مسیر به لوکیشنِ مراسمِ جشنِ فارغ التحصیلیِ این بندگانِ خوبِ خدا برسم…
بگذریم…
◇□◇□◇□◇□◇□◇□◇□
حال سوال این است که اصلی ترین عامل و کلید موفقیتِ این مرضیه خانم چیست؟
جواب بسیار ساده است و آن هم یک کلمه است بنام “تقوا”
تقوا یک کلمه است که از چهار حرف تشکیل شده است ولی به قول آقا محمد حسین لطفی عزیز ، تمامِ قانون را شامل میشود…
اگر بخواهیم تقوا را به زبان خودمانی مان معنا کنیم اینگونه میشود که…
در مسیر هجرت به سوی خوشبختی ، چنانچه در معرضِ ترافیک افکارِ مزاحم و نجواهای شیطان قرار گرفتم ، فرمان ذهن خود را محکم به دست بگیرم و با ترمز گرفتن ها و گازدادن های به موقع و صحیح ، به سلامتی از آن ترافیک عبور کنم تا به مسیر بزرگراه برسم و به مسیر خود ادامه دهم…
و قسم به الله یکتا که اگر من همین اصلِ تقوا را در زندگی خود رعایت کنم ، به جایگاهی میرسم که بقیه می آیند و با تعجب میپرسند که تو چگونه به چنین جایگاهی رسیدی درحالیکه بقیه مثل آهو میدوند ولی نتیجه ای نمیگیرند و من در جواب آنها میگویم که…
ببینید همه اینها از فضل پروردگار من است که اطلاعیه آموزشگاهِ رانندگی اش را از طریقِ رسولانش برای من ارسال کرد و من رفتم در آنجا ثبت نام کردم و تحت نظرِ خودش ، رانندگی در ذهن و عبور از ترافیک افکار مزاحم و نجواهای شیطان را آموختم و به لطف آموزش ها و دستورات و هدایت هایش ، به چنین جایگاهی رسیدم
و بعد آنها آدرس آموزشگاهِ رانندگی خدا را از من طلب میکنند و من در جواب آنها این آیه از کتابِ مقدس را میگویم که…
یَـٰۤأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ ٱسۡتَجِیبُوا۟ لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُمۡ لِمَا یُحۡیِیکُمۡ
ای کسانی که ایمان آوردید ، به دعوت خدا و رسولِ او هنگامی که شما را به یک زندگی حیات بخش دعوت میکنند ، لبیک بگویید
[سوره اﻷنفال ٢4]
آری ، این است معنای تقوا…
تقوا یعنی بدانم که چنانچه در عرصه زندگی فردی و اجتماعی ام ، در معرض سکانس هایی قرار گرفتم که حاوی افکار مزاحم و نجواهای شیطان بود ، باید از زاویه ای به آن سکانس ها نگاه کنم که بتوانم با احساس خوب از آن افکار مزاحم عبور کنم…
تقوا یعنی بدانم که صحنه زندگی من مثل یک بازی مار و پله است که اگر بتوانم در آن لحظاتِ حساس خود را کنترل کنم وارد خانه ای میشوم که دارای نردبانی است که مرا چندین پله ارتقا میبخشد و چنانچه نتوانم خودم را کنترل کنم وارد خانه ای میشوم که نیشِ مار در انتظار من است تا چند پله مرا به عقب برگرداند…(یادش بخیر اون بازی مار و پله که چقدر بازی میکردیم و…)
این بود گوشه ای از معنای تقوا…
مثلا یکی از نزدیکانِ من رفتاری از خود نشان میدهد که خشم را در وجود من برانگیخته میکند ، حال اگر من بتوانم خود را کنترل کنم و خشم را در وجود خود خاموش کنم ، من برنده شده ام و به برکت این امر مستحق پاداش میشوم و وارد نردبانی میشوم که مرا به درجات بالاتر میرساند
ولی اگر نتوانم خود را کنترل کنم و خشم خود را در چهره و زبان و دست و پا و… خودم بروز دهم ، من می بازم و از سمتِ کائنات هوشمند خدا توبیخی دریافت میکنم و به مدارهای پایین تر سقوط میکنم ، دقیقا مثل راننده ای که خطرناک رانندگی میکند و مستحق جریمه میشود و جریمه او اینگونه میباشد که پلیس گواهینامه اش را باطل میکند و ماشینش را توقیف…(در واقع در اینجا ، پلیسِ راهنمایی و رانندگی برای او حکمِ همان نیش مارِ آن بازی مار و پله را دارد که او را به چندین خانه عقب برمیگرداند که باید دوباره برود و آموزش ببیند تا مجددا گواهینامه بگیرد و…)
یا مثلا در فضای مجازی اعلام میشود که از فردا قرار است که قیمت خیاسبز از کیلویی 10 هزار تومان به 11 هزارتومان تبدیل شود ، حال در برابر این سکانسِ طراحی شده توسط کائنات هوشمند خداوند که به جهت غربال کردن مردم برای انتخابِ قوی ها جهت باقی ماندن و حذف ضعیف ها است ؛ انسان ها به دو دسته تقسیم میشوند…
دسته اول ، گروهی هستند که خیلی زیبا کنترل ذهن میکنند و با خود تکرار میکنند که خدا روزی رسان من در گرانی و ارزانی است و شایسته نیست که در محضر پادشاهی که در حال مدیریت کیهان است بنشینم و غصه بخورم که ای دل غافل خیار سبز گران شد و بدبخت شدیم و رفت
و خوش بحال این افراد که از این سکانس سربلند بیرون می آیند و یک جهشِ عظیم در زندگی خود را تجربه میکنند ، جهشی عظیم از جنسِ…
…وَمَن یَتَّقِ ٱللَّهَ یَجۡعَل لَّهُۥ مَخۡرَجࣰا وَیَرۡزُقۡهُ مِنۡ حَیۡثُ لَا یَحۡتَسِبُ…
…و هر کس که در لحظاتِ حساس زندگی اش کنترل ذهنی شایسته در چارچوبِ حد و حدود الهی داشته باشد ، خدا برای او راه خروجی از آن اتفاق قرار میدهد و از جایی که گمان نمیکند ، روزی اش میدهد…
[سوره الطلاق 2 – 3]
و اما دسته دوم که گروهی هستند که انرژی آنها تحت الشعاع این خبر قرار میگیرد و نمیتوانند کنترل ذهن کنند ؛ فرمانِ ذهنِ آنها در اختیار جریان تاریکی قرار میگیرد و آنها را وارد یک گردابی از حواشی میکند که وجودِ آنها از چشیدن طعم زیبای مدارهای بالای ثروت و خوشبختی محروم میشود
و واقعا پناه بر خدای مهربان از اینکه جزو دوسته دوم باشیم
یا مثلا هر از چند گاهی اتفاقاتی در کشور و یا در جهان میفتد مثل همین داستان گرانی بنزین و مساله حجابی که درکشور اتفاق افتاد و جریانی از انرژی های منفی را به راه انداخت و یا مثل مساله بیماری کرونا که یک جریان عظیم را در جهان درست کرد…
حال در این اتفاقات ، بُرد با کسانی بود که کنترل ذهن کردند و همرنگ جماعت نشدند که دیگه بدبخت شدیم و رفت و… و از زاویه ای زیبا به این مساله نگاه کردند و جزو دسته متقین شدند و و در هستیِ خداوند ارتقا درجه گرفتند و…
و این یک قانون بدون تغییر کائناتِ هوشمندِ خداوند است که…
هر از چند گاهی به جهت غربالگری مردم در راستای بقای انسان های اصلح که همان صالحانی هستند که زمین را به ارث میبرند ، اتفاقات و سکانس هایی بروی زمین تعبیه میشود که رمز سربلندی از آن اتفاقات یک کلمه است و آن تقوا است و چه زیبا خودِ خودِخودش این تقلب را به ما میرساند تا از این اتفاقات سربلند بیرون بیاییم…
وَتَزَوَّدُوا۟ فَإِنَّ خَیۡرَ ٱلزَّادِ ٱلتَّقۡوَىٰ
و ای گروه مومنان ، توشه ای برای مسیر خود برگیرید و بهترین توشه همان تقوا است
[سوره البقره ١٩7]
آری ، همانگونه که شرکت های سازنده موبایل هر از چند گاهی برای موبایل های ساخته شده توسطِ برند خودشان ، یک بروزرسانی قرار میدهند تا موبایل های مربوط به بِرَندِ خودشان را بروزرسانی کنند و از عصر تکنولوژی عقب نمانند و بتوانند در صحنه تکنولوژی حضور داشته باشند ، خداوند متعال هم برای سیاره زمین هر از چندگاهی بروز رسانی هایی ارسال میکند و بُرد با کسانی است که با سلاح و توشه تقوا ، خود را ارتقا بخشند و گرنه حذف میشوند و از صفحه روزگار محو میشوند… ، این وعده خداست که…
وَلَقَدۡ کَتَبۡنَا فِی ٱلزَّبُورِ مِنۢ بَعۡدِ ٱلذِّکۡرِ أَنَّ ٱلۡأَرۡضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ ٱلصَّـٰلِحُونَ
و همانا ما در کتابِ زبور پس از ذکر نوشتیم که زمین را بندگان صالح من به ارث میبرند
[سوره اﻷنبیاء ١٠5]
چه ترکیب قشنگی شد این آیه و عبارت صالحونِدر آن با عنوان یک فایل از استاد عباس منش بنامِ “اصل بقای اصلح” و اینکه عبارت صالحون با اصلح از یک ریشه هستند و…
پس من یک کار دارم و آن هم تقویت خودم در عرصه تقوا و کنترل ذهن می باشد تا به برکت آن در زمره متقین و انسان های فرکانس بالایی باشم که در کتاب مقدس از آنان به عنوان صالحان یاد میکند..
خدایا شکرت برای این یادآوری که اهل تقوا باشیم تا در بروزرسانی هایی که برای زمین میفرستی ، جزو غرق شدگان نباشیم و بلکه جزو کسانی باشیم که سوار بر کشتی نوح میشوند و…
خدایا شکرت برای این آگاهی که اهل تقوا باشیم تا در زمره کسانی باشیم که در عصر حاضر و اتفاقات مربوط به آن ، یک برگه امان نامه از سمتِ تو دریافت میکنند که هیچ آسیب و زیانی به شما نمیرسد که هیچ ، بلکه در وادی بهشت و سلامتی به سَر خواهید برد و…
إِنَّ ٱلۡمُتَّقِینَ فِی مَقَامٍ أَمِینࣲ
همانا کسانی که اهل تقوا و کنترل ذهن هستند ، در حریم امنِ الهی قرار دارند
[سوره الدخان 51]
به به ، چقدر این آیه لذت بخش است ، چقدر دلگرم کننده است که میدانی که هر اتفاقی هم که بیفتند ، تو یک امان نامه از فرمانروای کیهان داری البته به شرطِ تقوا…
(إِنَّ ٱلۡمُتَّقِینَ فِی جَنَّـٰتࣲ وَنَهَرࣲ فِی مَقۡعَدِ صِدۡقٍ عِندَ مَلِیکࣲ مُّقۡتَدِرِۭ)
همانا کسانی که اهل تقوا و کنترل ذهن هستند ، در بهشت هایی از باغ ها و جوی ها قرار دارند و در جایگاه راستی در نزد پادشاهِ مقتدر به سَر میبرند
[سوره القمر 54 – 55]
به به ، چه وعده ی زیبایی است از سمت الله یکتا ، منتها به شرط تقوا…
من سپاسگزارم از شما مرضیه خانم بزرگوار که به برکت این کنترل ذهن هایی که داشتید ، از آن شرایط کشور افغانستان خود را ارتقا بخشیدید و اکنون ساکن کانادا شدید و برای ما الگویی شدید که قانونِ خدا جواب میدهد ، به یقین که شما جزو همان صالحانی هستید که أَنَّ ٱلۡأَرۡضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ ٱلصَّـٰلِحُونَ
و تمااام
و حسنِ ختامی بر این آگاهی این آیه قرآن باشد که…
هَلۡ أَتَاکَ حَدِیثُ مُوسَىٰۤ
و ای محمد ، آیا داستان موسی به تو رسیده است؟
[سوره النازعات ١5]
خب این آیه چه ربطی به این بحث دارد؟!
ربط آن ، این است که گویا خدا به همه ما که در این سایت هستیم و این فایل را دیدیم ، میگوید که…
آیا داستان مرضیه به شما رسید؟
بله ، رسید و چه زیبا و در موقعی که نیاز ما هم بود ، رسید
رَّبَّنَاۤ إِنَّنَا سَمِعۡنَا مُنَادِیࣰا یُنَادِی لِلۡإِیمَـٰنِ أَنۡ ءَامِنُوا۟ بِرَبِّکُمۡ فَـَٔامَنَّاۚ رَبَّنَا فَٱغۡفِرۡ لَنَا ذُنُوبَنَا وَکَفِّرۡ عَنَّا سَیِّـَٔاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ ٱلۡأَبۡرَارِ
پروردگارا ما شنیدیم که دعوتگرى به ایمان فرا مى خواند که به پروردگار خود ایمان آورید ؛ پس ایمان آوردیم ، پروردگارا گناهان ما را بیامرز و بدیهاى ما را بِزُداى و ما را در زُمره نیکان بمیران
[سوره آل عمران ١٩3]
خدایا شکرت
یا حق
با سلام خدمت دوست عزیزم آقا رضا
چقدر این کمنت شما عالی بود و چقدر لذت بردم و درک شما را از آیات قران تحسین میکنم
و چقدر عالی این مسیری که رفتم شما آنالیز کردین
باعث شدباز ایمانم قوی تر بشه به این مسیر قانون
بیشتر حواسم به کنترل ذهن م و افکارم و احساسم باشه تا در مسیر درست باقی بمونم
باز هم از استاد عزیزم تشکر میکنم برای فراهم کردن چنین فرصتی چنین سایتی و چنینن آگاهی هایی و تربیت کردن چنین شاگردانی
و از شما آقا رضا هم بابت چنین کمنت زیبا و تاثیرگذار هم تشکر میکنم
سلام آقای احمدی عزیز،
چقدر همه کامنت های شما عالی و تاثیر گزار هستند، تصور کن یه روز بهاری در یکی از بوستانهای تهران نشستم صدای رودخانه، فضای پر از عطر گلهای بهاری صدای آواز پرندگان که با عشق مدح پروردگار رو میگن و من دارم این پیام الهی رو میخونم نمیتونم با کلمات احساسم رو بگم،
فقط ازتون سپاسگزارم که در این سایت هستید و این آگاهی ها رو با مابه اشتراک میگذارید،
ارادتمند
علی
سلام و درود آقای احمدی عزیز واقعا
کامنت های شما در سطحی والا قرار داره مخصوصا نحوه نوشتن شما نشان از درک و آگاهی شما از آیات قرآن رو به ما مرسونه
آنقدر جذاب این آگاهی هارو به ما منتقل کردید که با کلمه به کلمه کامنت شما لذت بردم
ممنون از شما بخاطر به اشتراک گذاری آگاهی با بقیه خانواده عباس منشی
سلام به شما دوست عزیز
ممنون از وقتی که برای این کامنت گذاشتید.چقدر زیبا و دقیق و روان مهم ترین قانون زندگی رو توضیح دادید.چه جملات زیبائی که مزین به کلام خدا شدند چه ترکیب شیوایی از مثال های به روزی که فهم مطلب رو صدباره آسان تر میکنه.
بی نهایت ممنونم و چندین بار خوندم کامنتتون رو و هر بار لذت بردم
خدا به فهم و آگاهیتون برکت مداوم بده.
به نام او که همیشه در حال هدایت من است
سلام. به آقارضا احمدی
امروز صبح من هدایت شدم به کامنت زیبای شما و با تک تک آیه های که نوشته بودید قلبم باز شد احساسم خوب شد و اشک از چشمانم سرازیر شد
آقا رضا تحسین میکنم شما رو بابت این درک درستی که از قرآن دارید
یکی از خواسته هام از خداوند این است که من هم بتونم قرآن رو درک کنم.
همیشه پیگیر کامنت های شما هستم سپاسگزارم که برامون مینویسید و ایمانمون قویتر میشه
و من کلی آگاهی از کامنت های شما گرفتم و واجب دونستم که بیام و از شما سپاسگزاری کنم که وقت میزارید و آگاهی های خودتون را با ما به اشتراک میزارید
از خداوند وهاب براتون بهترینها رو آرزو میکنم
دلی شاد تنی سالم و زندگی پر از نعمت و ثروت
سلام و درود بی پایان به این همه قلم زیبا فکر زیبا روح زیبا وآگاهی زیبایی که در این متن پر شکوه جاری بود ،آقای احمدی عزیز چقدر شاکر خداوندی هستم که چشمانم را بر این صفحه هدایت کرد تمام متن پر از حرف بود با اجازه همه را یادداشت کردم انگار خدا در خلوت خودش با من گله گی میکرد ،که چرا نمیشنوی لیلا با توام
سپاسگزارم از شما از محضر این مکان و این زمان
امیدوارم بفهمم آنچه را که باید بفهمم و انجام دهم آنچه را که باید انجام دهم آمین