پروژه «روزشمار تحول زندگی من» - صفحه 413


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

4719 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زهرا گفته:
    مدت عضویت: 404 روز

    سلام وقت بخیر

    این ردپایی برای منه

    تقریبا یکسال پیش عضو سایت شدم که وارد شدنم هم خیلی جالب بود بزارین براتون تعریف کنم چی شد که به اینجا هدایت شدم

    من چهار سال پیش ازدواج کردم . ازدواج کردن من به دلیل فرار از فشار های خانواده و رسیدن به آزادی بود که خانواده بهم نمی‌داد. خب من به آزادی رسیدم ولی از چاله در اومدم و افتادم تو چاه اونم چه چاهی حالا بیا و ببین من درگیر یه زندگی شدم که همسرم تا بعد ازظهر می‌خوابید ساعت 3 .4 و وقتی هم که بیدار می‌شد زندگی من رو جهنم می‌کرد درآمد زیادی نداشتیم فقط خرج خورد و خوراک می‌شد چون اصلا درست سر کار نمی‌رفت

    شب تا صبح بیدار بود و دم صبح می‌خوابید تا بعد ازظهر خب همه اینها احساس تنهایی . حال بد . بی پولی و ناراحت بودن و عصبی بودن از دست همسر و تنفر رو به دنبال داشت . همسرم خودش کار نمی‌کرد اجازه نمی‌داد که منم برم سرکار من خیلی چیز ها بود که میخواستم مثلا برای خرید یه ضد آفتاب ساده هم باید چند ماه صبر میکردم و انقدر طول می‌کشید که کلا از خرید چیز های مورد دلخواهم صرف نظر میکردم من همه اش دنبال کار میگشتم و میخواستم تو خونه کار کنم با چند تا شرکت که فروش محصولاتشان به صورت درصدی بود آشنا شدم و داخل هر کدوم یه مدت فعالیت کردم یکیش محصولات آرایشی بهداشتی بود . یکیش دمنوش های گیاهی و ….

    در مورد آخر من تحت فشار سر گروه هام که همه اش میگفتن باید خرید کنی و تا خودت از محصولات تست نکنی نمیتونی به بقیه معرفی کنی یک سکه 4 سونی که از پول هدیه تولد پسرم خریده بودم رو فروختم به مبلغ 2 میلیون تومان و خرج خرید محصولات و تبلیغ برای گرفتن شماره های جدید و تماس با افراد و فروش محصولات کردم اگر یه فروش هم داشتی دوباره باید با اون پول تبلیغ میکردی کلا ضرر بود این شرکت های شاخه ای و زیر هرمی ( هرم برعکس به قول خودشون )

    بعد یکسری فایل هایی به ما دادن که گوش کنیم تا باور هامون قوی بشه که میتونیم فروش داشته باشیم و تجسم کنیم که فروش محصولات داریم

    من با فایل استاد اونجا آشنا شدم داشتم فایل استاد رو گوش میدادم و با خودم فکر میکردم که خدایا من الان سه ماهه که دارم توی اینکار سخت تلاش می‌کنم چقدر پول هزینه کردم هیچ نتیجه ای هم نگرفتم خدایا چکار کنم ادامه بدم یا نه ؟

    چون دیگه اصلا پول واسه تبلیغ کردن نداشتم

    استاد یکباره گفتن اصلا تو کار های فروش هرمی شما به هیچ جایی نمی رسید برید همان کاری رو انجام بدین که بهش علاقه دارین و این شرکت ها فقط بدرد این میخورن که شما از دانش شون استفاده کنید و کار گروهی رو یاد بگیرین

    بخدا مو های تنم سیه شد که درجا جواب سوالم رو گرفتم

    مدت زمانی که من درخواست پول و داشتن یک شغل رو کردم و کار های مختلفی رو امتحان کردن و به هیچ درآمدی نرسیدم 3 سال طول کشید البته من در زمینه که مورد علاقه ام هم بود تلاش کردم در اون بازه سه ساله و یک درآمد کوچکی هم داشتم ولی چون سر بچه دومم باردار بودم و نمیتونستم ساعت های زیادی یکجا بشینم و خسته میشدم رهاش کردم

    بعد از اون من از اون گروه خارج شدم و وارد سایت شدم و شروع کردم به فایل گوش کردن و انرژی مثبت فرستادن و توجه به خواسته ها حالا نتایج چی بود

    ما تو یک خونه قدیمی زندگی می‌کردیم که متعلق به پدر شوهرم بود و نصفش هم مال داماد شون بود ما سه سال اونجا بودیم و همسرم تحت هیچ شرایطی راضی نمیشد بریم یه خونه نمی تر و مرتب تر زندگی کنیم میگفت من هیچ وقت نمیرم اجاره نشین بشم

    من اومدم و تمر کز رو گذاشتم روی چیزی که میخواستم و همه اش تصور می‌کردم که رفتم به یک خونه خوب که حالش بزرگه . آشپز خونه کابینت داره و .. همین ویژگی هایی که الان این خونه ام داره

    باورتون نمیشه داماد پدر شوهرم ، خانواده شوهرم رو مجبور کرد که خونه رو بفروشن و اینجوری شد که ما جابه جا شدیم به یک خونه بزرگ تر و تمیز تر 😄

    رابطه من با همسرم فوق العاده افتضاح بود و من همیشه ازش میترسیدم و . دعوا می‌کرد من رو بهم فحش میداد و کلا خیلی بهم ظلم کرد من چون دوستش داشتم و نمیخواستم از دستش بدم . چون دو تا بچه داشتیم نمیخواستم طلاق بگیرم اینها که دارم میگم همه از اول زندگیم بود منتها من چسبیده بودم بهش و نمیخواستم رهاش کنم بعدا فهمیدم که همسرم درگیر اعتیاد بوده و خیلی از رفتار هاش با من سر همون موضوع بوده

    قبلا تو کامنت های دیگه هم اینو گفتم

    ما همسرم رو فرستادیم کمپ ( بدون اطلاع خودش )یه مدت بعد از برگشتش دوباره شروع کرد به مصرف کردن و دوباره پرخاشگری و همون جهنم قبلی من که دیگه یکسالی بود با این آگاهی ها زندگی کرده بودم و فهمیده بودم که خودم میتونم زندگیم رو بسازم از خدا طلب هدایت کردم و تصمیم به رفتن شد من رفتم خونه پدرم در خواست طلاق دادم و روند رو شروع کردم همسرم که دید زندگیش داره از هم میپاشه خودش داوطلبانه رفت به یک بیمارستان خصوصی و اونجا بستری شد و با پرداخت مبلغ زیادی و طی کردن دوره ای تونست سلامتیش رو بدست بیاره وقتی برگشت و گفت که من خوب شدم من حرب هاش رو باور نکردم و …..

    یه مدتی گذشت و من بالاخره دلم راضی شد که برگردم اونم با ناراحتی زیاد و تصور اینکه این زندگی دوباره مثل قبلش نشه

    من در اون مدتی که روی خودم کار میکردم همه اش تصور می‌کردم که یه همسر خوب دارم که با من بد اخلاقی نمیکنه . به خواسته هام اهمیت میده و … و با خودم میگفتم طبق قانون یا این شوهر درست میشه یا از زندگی من حذف میشه و از خدا میخواستم که بهم قوت بده تا نتیجه هر چه شد من تحمل کنم

    خدا رو هزار مرتبه شکر الان دو ماهی از اون روز ها میگدره و همسر من زمین تا آسمان فرق کرده و من فراموش کردم اون استرسی رو که موقعی که همسرم از خواب بیدار می‌شد و با من بد رفتاری می‌کرد جوری ورق برگشت انگار که همه اونها یه کابوس بوده و من الان بیدار شدم

    بعضی وقت ها میترسم و نگرانم که یه وقت برگردیم به عقب ولی نمی خوام به این نگرانی ها ادامه بدم میخوام که بسپارمش به خدا و فقط روی خودم کار کنم

    استاد من برای نتایجی که تا اینجا گرفتم واقعا خدا رو شکر میکنم

    توی این یکسالی که داشتم با شما پیش می اومدم همیشه با خودم میگفتم دوره استاد رو بخرم . کی بشه دوره رو بخرم

    همسرم یه مقدار پول بهم داد که لباس بخرم و من سریعا با اون پول دوره دوازده قدم رو خرید کردم وقتی دیدم فقط 7 جلسه هست و بیشترش هم فایل های 30 دقیقه ای خیلی خورد تو ذوقم که چرا انقدر کمه ببین چقدر پول دادم الکی گفتم بزار قدم دوم هم بخرم. شاید اون بیشتر باشه فکر میکردم باید 30 تا قسمت داشته باشه قدم دوم هم خریدم اولش یکم دلخور بودم از خودم که چرا انقدر پول الکی دادی و … و بعد که فایل ها رو گوش کردم دیدم واقعا ارزشش خیلی بیشتر از این حرف ها هست من هر فایل رو چند بار گوش کردم و کلا درک من رو بیشتر کرد اون فایل ها من داشتم پول جمع میکردم که قدم سوم رو بخرم که برخورد به این اعتراضات و ادامه داستان ….

    ولی استاد الان یه چیزی رو فهمیدم اینکه فایل های رایگان اصلا و اصلا هیچ دست کمی از دوره ها نداره و همه شون با ارزش هستن الان اینجا هستم در تاریخ 18 بهمن ماه 404 تا همه فایل های رایگان شما رو گوش کنم بهشون عمل کنم برای همه شون کامنت بنویسم و با درآمد خودم

    تاکید می‌کنم با درآمد خودم دوره های شما رو میخرم استاد من به زودی همه دوره های با ارزش شما رو میخرم و با جون دل گوش می‌کنم

    با سپاس از شما که کامنت طولانی من رو خوندین ❤️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    یلدا امیری گفته:
    مدت عضویت: 63 روز

    درود بر استاد عباس منش عزیز ،

    واقعا حرفهاتون مثل در و گوهرن ومن تا حالا هیچ استادی به این تأثیر گذاری ندیدم .

    خیلی دوست دارم در این زمینه رشد کنم و بتونم توی زندگی یک انسان بتمام معنی مادی و معنوی رشد کنم.و بتونم از همون ابتدا اره رو تیز کنم تا زودتر باورهام رو تغییر بدم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    سپیده حیدری گفته:
    مدت عضویت: 62 روز

    سلام و وقت بخیر خدمت استاد عباس منش عزبزم و مریم جان نازنینم

    استاد عزیزم من بعد از یکسال که پبگیر آموزشهای شما بودم و نتایجی رو هم به لطف پروردگارم خلق کردم،تصمیم گرفتم میزان تعهدم رو بالاتر ببرم تا نتایج بزرگتری رو به لطف و کمک قوانین الله مهربانمون خلق کنم…

    من فهمیدم که پاشنه آشیل من “تعهد” هست و دارم روی خودم کار میکنم تا هرروز بهتر از دیروز باشم…

    ولی با این حال به خودم افتخار میکنم چون در یکسال گذشته اصلاً از آموزشها فاصله نگرفتم شاید تمرکزم و درکم، کم و زیاد شده باشه ولی تقریباً هر روز در سایت حضور داشتم و حالا که ظرفم کمی بزرگتر شده اومدم تعهدم در کنترل ورودیها و کلام و ذهن رو به حد عالی برسونم…

    برای این هدف هم کانالهای تلگرامی رو حذف و فقط کانالهای شما و دو تا کانال دیگه که بهم در مسیر کمک میکنن نگه داشتم، استفاده از اینستاگرام رو شاید به ده دقیقه در روز رسونده باشم که اونم میخوام کمترش کنم…

    تا قبل از وقایع اخیر من اصلاً تلویزیون نمیدیدم مگر اینکه یه فیلم طنز اونم هرچند وقت یکبار پیش میومد که ببینم و خودم به این درک رسیده بودم که اخبار و فیلم هایی که پخش میشن خیلی روحیه و حال من رو خراب میکنن و من کل روز به اونا فکر میکنم، پس خودم با آگاهی اونها رو کنار گذاشتم که بعدها از آموزشهای شما فهمیدم که کار درستی انجام دادم…

    در طی این مدتی که گذشت همسرم پیگیر خبرها هست و خُب صدای تلویزیون تو خونه هم پخش میشه، حتی تصویر هم خیلی اوقات جلوی چشمم هست ولی من خیلی تلاش کردم که حالم رو خوب نگه دارم، اتفاقاً با ماندن در احساس خوب اتفاقات خوبی رو هم تجربه کردم اما نمی تونم بگم که صد در صد حالم رو خوب نگه داشتم، گاهی اوقات کمی از مسیر خارج شدم، ناراحت شدم، تو فکر رفتم و…

    با همه ی اینا چون از شما یاد گرفتم هر اتفاقی هم که بیوفته خیر هست و “الخیر فی ما وقع”…

    از امروز تصمیم گرفتم که تلاشم رو خیلی خیلی بیشتر کنم که هر ورودی رو به ذهنم ندم و قدرت رو فقط به خداوند بدم و ایمان داشته باشم که “خداوند میداند و من نمیدانم”

    استاد عباس منش عزیزم، ممنون بابت همه ی آموزشهای نابتون و شناساندن خداوند به عنوان “ربّ” به ما♡

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    فرهاد قجری گفته:
    مدت عضویت: 59 روز

    بشنو از نی چون حکایت میکند

    سلام به استاد عزیزم و همسر گرامی ایشون و همه عزیزان دل من فرهاد قجری هستم همیشه دوست داشتم در جمع کسانی باشم که در مسیر هدایت یافتگان هستن.

    به خاطر همین تشکر میکنم از همسر گرانقدر شما وزحمات بی شمار ایشون که با عشق این مسیر رو برای رشد تعالی جهانی بهتر هموار کردنندو تشکر از شما استاد عزیز که به جرعت میتونم بگم هروقت تصویر وصدای شما رو میبینم و میشنوم .احساس میکنم و اطمینان قبلی دارم که نگاه و دست دعوت خداوند به سوی من برای هدایت هستش و درمسیر درست دارم حرکت میکنم.به قول مولانای جان که میفرماید ما به اشتباه گمان میکنیم که در هنگام دعا و نیایش خدا را صدا میزنیم ودعا میکنیم که در حالی قضیه برعکس هستش

    کین طلب در تو گروگان خداست

    زانک هر طالب به مطلوبی سزاست

    واین یعنی همون که میگیم زمانش برسه اون اتفاق بزرگ زندگی اتفاق میافته امیدوارم این اتفاق بزرگ زندگی من این دفعه اتفاق بیافته .واین دعوت در کنار شما استاد عزیز و بقیه بزرگواران روبتونم به کمک خداوند هدایتگر و شما استاد عزیز ودیدگاه دوستان عزیزم تا اخر ادامه بدم.

    من همیشه وقتی فایل های شما رو گوش میدادم و در انتظار نتیجه سریع بودم به این باور داشتم .که باورهای غلط ما مثل رودخانه عظیم و خروشانی هستش که زندگی ما رو تحت تاثیر خودش قرار داده و باعث ویرانی اصل وجود ما شده.و آموزهای این فایلها و تعغیر باورهای غلط ما مثال تکه چوب هایی هستش که روی این آب انداخته میشه و این باورهای درست که هر روز به این رودخانه اضافه میشه ولو اندک روزی کنار هم جمع میشن وتبدیل به سدی میشن و از سرکشی این رودخانه مغرور جلوگیری میکنن و کم کم جریان زندگی روبه کنترل ما در میارن.

    ومطمعئن هستم این روز شمارها همان تکه چوبها هستن که با تشکیل یک سد عظیم در برابر این رود سرکش مارو به اصل وجود خودمون پیوند میدن وبا آموختن قوانین و تعغیر باورها سرکشی های نفسمون رو درهم میشکنند.

    ومن با توکل به خداوند مهربان متعهد میشم این دعوت رو با جان ودل بپذیرم و هروز در روز شمار افتخار حضور داشته باشم.ودیگاهم رو بگم.

    امروز اولین روز و این اولین دیدگاه من هستش که خدمت شما میفرستم

    خدایا شکرت به خاطر دعوت با عشقت .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    آزاده گفته:
    مدت عضویت: 2480 روز

    بنام خدای هدایتگر

    بنام خدایی که همیشه و همه جا حواسش بهم هست

    خدایی که عاشق من و منم بدجور عاشقشم

    سلام استاد عزیزم چه تیپی زدین فوق العاده شدین سلام مریم جونی عزیزدل مهربونم یه سلام هم به دوستای عزیزم که با کامنت هاشون چه موجی از آگاهی و بصیرت رو دارین تو این سایت بهشتی نشر میدین

    مریم گلی به حسن انتخابت در آهنگ تبریک میگم عزیزم بی نظیر بود انگار حرف دل ما بچه های سایت قبل آشنایی با شما دو استاد عزیز و در مسیر قرار گرفتن هدایت الهی بود نمیتونم بگم چه لذتی بردم

    عصر بی رونقی و یخبندان در شب غفلت این آدم ها

    دوره بی کسی و تنهایی همه بی حوصله و بی رویا

    روزهایی که زمین ساکت بود شهر دلگیر و پر از تاریکی

    همه از بارش رحمت دلسرد جز تویی که بخدا نزدیکی

    یک صدایی بتو فرمود بخوان یه کسی دستتو از دور گرفت

    پیش حق کل جهان هیچ نبود از همه کس تو رو منظور گرفت

    تو شدی نیک پیام آور عشق غرق بودیم و نجات آوردی

    عشق از عمق وجودت برخاست مرده ها را به حیات آوردی

    مثل خورشید شدی نورانی این تو بودی که وجودت تابید

    دل یخ بسته ما گرم شد و با تو خورشید بدنیا خندید

    تو نمود رحمت یزدانی با تو به اوج رسیده انسان

    قرنها میگذرد از آن شب و تو نامی شده ای بی پایان

    استاد جونم چی بگم از همزمانی و هم مدار شدن در مسیر هدایت الهی امروز که داشتم کامنت بچه ها رو میخوندم احساس کردم بعضی از فایل ها رو ندیدم یا کمتر دیدم همونجا به خدا گفتم کاش یه جوری بشه من تموم فایل ها رو بتونم با نت برداری و ردپا گذاشتن ببینم عصری همینجوری رفتم سراغ روزشمار تحول استاد من قبلاً هم این فایل گوش دادم ولی اصلا یادم نمیاد انگار اصلا نشنیدم که تمام فایل ها تحت یه برنامه ریزی توسط مریم جون تو این پروژه قرار میگیره استاد انگار یهو انگار جریان خون تو رگ هام بیشتر شد و یه لبخند بزرگ روی لب هام نشست اون تیپ بی نظیر شما اون ابرهای خیلی خوشگل تو دل اون آسمون آبی خوش رنگ با اون آهنگ بی نظیر دل منو برد و سریع از ذهنم گذشت که منم دوست در جایی که هم آب و هم سرسبزی بی نظیری هست زندگی کنم استاد واقعا الان در عمل مفهوم تکامل فرکانسی متوجه شدم به قول شما این آگاهی ها که تغییر نمیکنه انگار گوش من برای یکسری مطالب تیزتر شده خدای مهربونم شکرت انگار تو دلم دارن قند می سابن از خوشحالی احساس می کنم ظرفم بزرگتر شده و اونم تعهدی که در نوشتن سپاسگزاری ها دارم فکر کنم

    استاد جانان مگه شما از کار کردن روی خودتون دست برداشتین با این همه نتیجه پس چطوری که ما طی کردن یه دوره به خودمون مغرور میشیم و میگیم اوکی همه چی عالی دیگه تموم شد برم دنبال کار و بار خودم و بعد از اینکه حسابی اوضاع خراب شد برمیگردیم به سرچشمه و اون موقع انگار یه جوری دیگه حرف ها و فایل ها را می شنویم

    یه باور قشنگ از حرف هاتون شکار کردم الهامات و نشونه ها همیشه وجود داره ولی ما به اندازه ظرف وجودی مون دریافت می کنیم به سئوال مگه بچه هایی که نتایج شگرفی ساختن چیزی غیر از این فایل ها رو گوش میدین؟ معلوم که نه ما با توجه به ظرف وجودی مون دریافت های متفاوت و نتایج متفاوتی داریم

    تفاوت بین شنیدن و درک کردن، تفاوت بین شنیدن و عمل کردن به خودم میگم آزاده هر چی بشنوی من برداری کامنت بذاری در عمل تا در صحنه زندگیت انجام ندی فایده ندارم فقط به مشت حرف قشنگ شنیدی که نتیجه ای هم ازشون نمی‌گیری آقا عمل کن از کوچکترین شون شروع کن کم کم نتایج میاد و تو در ادامه این مسیر متعهدتر میشی آقا تعهد بدیم آنچه که درک می کنیم عمل کنیم بهشون

    استاد جان ممنونم که در این کوه پر از برف پر از خطرات جاپا برامون می‌ذارین در مسیر برامون تابلوهایی می‌ذارین که با مسیر بیشتر آشنا بشیم استاد جان و مریم گلی ازتون خیلی خیلی سپاسگزارم بابت این ردپاها کمترین کار این که منم ردپامو در این سایت بهشتی ثبت کنم

    استاد جان من می‌خوام جز درصد کمی از هدایت شدگان باشم می‌خوام اره ام تیز باشه تا دستم تندتر و با کمترین انرژی درخت ها و علف های هرز از بین ببرم باید این باورهایی که مثل غل و زنجیر حرکت پاهامو سخت کرده از پام باز بکنم باید فکر کنم و کلید این غل و زنجیرها رو پیدا کنم مگه کاری مهم تر از این هم داریم؟!!

    لذت میبرم از شنیدن فایل های خودم (ایموجی چشمک زن) استاد ما بیشتر :)))

    من خالق زندگی خودم هستم

    افکار ما داره شرایط رقم میزنه

    استاد و مریم جون فرشته زمینی هزاران بار بابت این پروژه سپاسگزارم در آینده ای نه چندان دور می‌دونم با دست پر از نزدیک میبینمتون و بابت این همه سخاوت ازتون تشکر می کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    آرزو میرکاظمی گفته:
    مدت عضویت: 776 روز

    به نام خدای معجزه ها

    خداوندی که نام و یادش موجب آرامشِ قلبهاست و ازش میخوام که لحظه ای یادشُ از یادم نبره

    سلام به همه شما عزیزانِ پیرو مکتب استاد عباسمنشِ بزرگوار

    به به ، چقدر این فایل هم به صورت عالی و بی نظیر توسط خانم شایسته ی نازنین، زیبا شروع شده

    همه چی با هم در هماهنگیِ کامل و بی عیبُ نقص و استادی که همیشه بمب انرژی ،پیام آورِ حق ،مثل خورشید نورانی و نمود رحمت یزدان بوده،هست و خواهد بود

    عجب فرکانس بالایی داره این فایل

    الهی شکر،خدایا به امید خودت …

    خانم شایسته جانم من شما رو خیلی دوست دارم عزیزم و بابت تک تک زحماتتون در تمام فایل ها نهایت قدردانی و تشکر رو از شما دارم دست حق همیشه همراهتون…

    _

    دلم میخواد در این فرکانسی که توش هستم و باگ هایی که از خودم پیدا کردم با یه تمرکز لیزری 100 درصد و یه تعهد فولادین دوباره از نو بشینم پای یادگیری قوانین ثابت جهان هستی ، تا به اینجای کار با تمام انچه که فهمیدم خیلی تغییر کردم …

    واقعا نمیدونم چطور شد بدهیام صفر شد ، نمیدونم چطور شد به این آرامش ناب الهی رسیدم ، نمیدونم چطور شد رابطه عاطفیم کن فیکون شد ، نمیدونم چطور شد اینقدر عاشقانه با خداوند دست رفاقت دادم ، نمیدونم چطور شد این همه محصول خریدم بدون قرض بدون قسط تازه پولِ خودم رو هم دارم تو حسابم میبینم من کللللی پیشرفت کردم

    اما نمیدونم چطور شده ؟! ولی یه حس ارام بخش قلبی میگه با ایمان به غیب با ارامش، به صورت مستمر موظفی که دوباره شروع کنی.. با این باور که “من با همین زمان و انرژی که الان دارم میتونم کارهای بزرگ رو قدم به قدم شروع کنم”

    تصمیم گرفتم و یه تعهدی به خودم دادم که فایلهای رایگان” همه رو “رو دوباره شروع کنم همه و همه رو ببینم و حتی به خودم قول دادم که حتما باید یه بار همه فایلهای رایگان رو ببینم، براشون کامنت بزارم با هدف بهبودگرایی تا اینکه به لطف خدا با یه فرکانس ویژه خداگونه پا بزارم به سرزمین محصولات استاد عباسمنش…

    یه روزایی بود خیلی ولع خریدن دوره ها رو داشتم و بعد از تقریبا دو سال بودن در این مسیر فهمیدم که استاد خدا گونه من سخاوتمندتر از این حرفهاست که بخواد چیزی رو قایم کنه ،مرد ِ مومن خداست منه ارزو اگر از این به بعد دوره ای خریدم مطمئنا فقط جهت تشکر از استاده 🩵

    و خدا شاهده دوره های ایشون چیزی جدا از فایلهای هدیه نیست مطالب همه یکیه همه و همه ..

    اصلا نمیخوام به خودم سخت بگیرم فقط میخوام محکم تر و قویتر از قبل ،آهسته اما پیوسته در مسیر باشم در مسیر بمونم تحت هر شرایطی فقط همین مسیر.. به لطف الله مهربان

    به خدا قسم به محض این تصمیم باور کنید خیر و برکت داره وارد زندگیم میشه، یعنی چی ؟

    یعنی این مسیر خودش داره درستی خودشو ثابت میکنه و این همون رزقیه که دونباله منه

    راستی یه چکاب فرکانسی هم قبل شروع نوشتم مطمئنم به لطف ربالعالمینم تغییرات بزرگی در راهه برام …

    استاد ابراهیمی تبارم ، به تمام صحبتهاتون نهایت احترام و ارزش رو قاعلم و دلم میخواد شاگرد زرنگ و باهوشت بشم که وقتی اسممُ دیدی بگی آهان این همون شاگرد زرنگ و عمل گراستا دلم میخواد

    ایمانم عملِ عباسمنش طور بیاره ،، همین الانشم راضیه راضیم اما قانع نیستم دلم میخواد تا اخرین نفسم در این مسیری که خدای مهربانم از بچگی وعده شو بهم داده بود شاگردی کنم ،،، من آرامشی دارم وصف ناپذیر استادم مرسی که هستی

    استاد شایسته دلم میخواد فقط یه بار ببینمت بگم خیلی خانومی (با اشک و خنده)

    خدایا شکرت

    الهی به امید تو بریم برای ادامه مسیر بهشتیمون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    علی عنصری گفته:
    مدت عضویت: 1238 روز

    به نام دانای بی همتا….

    سلام خداقوت وقتتون بخیر و شادی دوستان و استاد عزیزم و خانم شایسته ی بزرگوار….

    اولا یه سپاسگزاری عمیق کنم از این دریاچه ی زیبا ..ابرهای فوق العاده،،،صدای پرنده ها،،،صدای باد …سبزی درختان…الهی شکرت بابت این همه نعمت…

    بابت این همه نعمت که هست ولی ما خوب نمی بینیم اطرافمان چقدر زیبایی و نعمت داریم …

    من قبلا شاید هر فایلی گوش میدادم هنوز عمیق روم تاثیر نداشت و تماما استرس و اضطراب بودم ولی الان با این فایل هایی که گوش میدم و فقط تمرکز روی نکات مثبت و نوشتن سپاسگزاری هستش و خواسته هامو نمینویسم از وقتی فقط روی نکات مثبت و شکرگزاری تمرکز کردم حالم عمیقا عالی شده،،،ترس و استرس و نگرانی به کمترین حد خودش رسیده و خداروشکر این موضوع رو درک کردم که هی نگم خدایا من اینو من اینو میخوام و فقط تمرکز روی بالاترین فرکانس که شکرگزاری هستش،چون وقتی رو داشته هام متمرکز هستم حتی زمانیکه چیزهایی که حتی من نمیدونم خواستمه ولی خدا میدونه بهم میدهبه وقتش و مطمئن هستم که خواسته ها دونه دونه بدون زور زدن میان و میام همینجا مکتوب میکنم هم خودم انرژی بیشتر بشه هم دوستان انگیزه بگیرن….

    طبق گفته ی استاد تویه هر حالتی که هستی هر تغییری که کردی حتی کوچیک بیا و اینجا بنویس رفیق …ماهم از تغییر تو لذت میبریم و شوق میکنیم…

    #خدایاشکرت که با تغییر افکار و باورام میتونم زندگی مو در تمامی ابعاد تغییر بدم ….هرجا که هستین در پناه خداوند عشق شاد و سلامت و پولساز باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    شیوا جاوید گفته:
    مدت عضویت: 272 روز

    به‌نام خداوند بخشنده‌ی مهربان

    ویاری امام زمان

    امروز 17 دی ماه هست من دقیقا 15 روز پیش به این دوره روزشمار تحول زندگیم هدایت شدم

    با اینکه با تمام وجودم میخواستم تغیر کنم جز چند روز اول ادامه ندادم بعدش درگیر زندگی و دروس دانشگاه شدم ، هر روز به سایت سر میزدم متناسب با اون روز به ویدیو هایی هدایت میشدم ومیدیدم اما یه ضربه المثلی هست که میگه

    #زبان، علم است و عمل، عمل.#

    فقط یاد گرفتن تئوری حرف ها وقوانینی که استاد میگه کافی نیست ان کسی واقعا تغیر میکنه که با تمام وجودش رو خودش کار کنه وبه آموزه ها عمل کنه من قبلا هم این اشتباه انجام دادم که این کارم هم نشئت گرفته از باوری مخربی هست که این وسط دارم من فکر میکردم ادم فقط یه روز دور روز کارکنه رو خودش اوکیه دیگه نیاز نیست میتوانه به کار های قبل ادامه بده مهم تر از همه این باور که خدا همه کار خودش انجام میده ومن هیچ کاری نباید بکنه واینجوری مثل قبل ادامه بدم

    ولی حقیقت

    من پارسال دقیقا سر جلسه کنکور فهمیدم اون سیلی که اون به صورتم زد من به خودم اورد تا قبلش سر سجاده فقط گریه میکردم آنقدر بلند که طبقه بالا صدام میشنیدن نگران می‌شدند صدام می‌زدند من تو اون ناله ها میخواستم بگم خدایا من ضعیفم ببین چقدر اذیت شدم چقدر خستم تو نجاتم بده میدونید چی شد خدا اصلا دلش برام نسوخت اشکام پاک نکرد حتی برام قدم هم بر نداشت تازمانی که من متوجه شدم همه چیز منم تمام مسئولیت زندگیم با منه این از طریق قران متوجه شدم داشتم قران می‌خواندم به این ایه رسیدم که (گذشته گان هر کار نیک و بد کردند برای خود کردند و شما هرچه کنید برای خود میکنید شما مسئول زندگی خود خواهید بود)

    این جملات رو کاغذ نوشتم به دیوار اتاقم چسباندم و تمام تلاشم کردم واسه کنکور بدی

    بعد اون کنکور من یه آدم دیگه شده بودم اما بعد یه مدت کوتاه کار نکردن روی خودم دوبار ورق برگشت اما نه به بدی اوضاع قبلم

    من از همین میترسیدم که نکنه دوباره این جریان تکرار بشه و من به لطف هدایت خدا دوباره به این نکته رسیدم دیشب تو جمع بین فامیل ها حرف هایی می‌زدند میگفتم خدایا اینا کجا هستن دارند چی میگن من موسیقی داخل گوشم گذاشتم و به حرف هاشون گوش ندادم تو ساعتی که ایرپاد تو گوشم نبود یک بار هم نظرم را گفتم بهشون ولی خیلی برخورد نامناسبی نشان دادند همان موقع گفتم اصلا آنها متوجه حرف های من نمیشن چرا خودم خسته کنم بعد اون جمله دیگه هیج جمله ای دیگر نگفتم ولی بغض گلوم گرفت گفتم شیوا من اینجا چیکار میکنم من اصلا نمی‌خواهم شبیه این آدما باشم ولی کل ادم های زندگی من که اطرافیان خانواده ام میشند همین جورن گفتم خدایا من نمیخوام مثل این آدما باشم به یاد حرف استاد افتادم که اگه رو خودت کار کنی اگه تو تغیر کنی جهان تو راهدایت میکنه به جای بهتر من خیلی خوب متوجه شدم دلیل اینکه هنوز با این افراد روبه رو ام بخاطر اینکه خودم هم هنوز جنسی از باور های اون افراد دارم ولی بزرگ ترین چیزی که باعث شد دوباره بخواهم شروع کنم این بود که دیشب راجب تاثیر دعا کن و اینکه میتوانه زندگی آدم نابود کنه میگفتد فقط من بهشون گفتم چرا قدرت از خدا میگیرید میدید دست یکی دیگه و دیدم خیلی بد برخورند من بعد چند دقیقه بلند شدم گفتم خدایا من نمیخوام میان این آدما باشم راه درست نشانم بده هدایتم کن خواست آیات سوره نور بزارم گوش بدم همیشه بهم ارامش میده یهو یه کلیپ قرآنی بود گفتم حالا بزار رو این کلیک کنم بعد سوره نور میزارم

    ایه 11 سوره رعد

    بسم الله الرحمن الرحیم

    له مُعَقِّبَاتٌ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ یَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ ۗ وَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلَا مَرَدَّ لَهُ ۚ وَمَا لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَالٍ

    *به نام الله که بخشاینده و بارحمت است

    هر انسانی به دستور خداوند فرشتگانی دارد که از روبه‌رو وپشت سر اورا از حوادث غیر حتمی محافظت میکنند بدانید که خداوند وضع هیچ قومی را تغیر نمی‌دهد مگر آنکه ان قوم خود را تغیر دهند و اگر خداوند بخواهد آسیبی به گروهی برساند هیچ دفع کننده و یاوری به جز خودش وجود نخواهد داشت *

    این آیات بارها گوش دادم بارها به لطف الله یک بار دیگه متوجه شدم که خداوند تا من کاری انجام ندهم او هم برای من کاری نمیکند تامن خودم تغیر ندهم خدا هم چیزیو تغیر نمی‌دهد به لطف الله فرمان زندگیم دست خودمه من کسیم که می‌توانم خودم تغیر بدم و هیچ نیرو وقدرتی نمیتوانه مانع من بشه به وضوح خداوند در آیاتش گفته که فرشتگانی از انسان مراقبت می‌کنند و تاکید میکنه که رقم خوردن زندگی بدست منه منم که همه چیز میتوانم عوض کنم

    اون آیات من امروز صبح بعد بیدار شدن دوباره به اینجا هدایت کرد

    خدایا شکرت که هستی خدایا واقعا تو کی هستی هربار من از مسیر خارج میشم دوباره میای دستم میگیری برم می‌گردانی خدایا الهی قربونت بشم دیگه نمی‌خواهم اشتباهات قبل کنم خدایا به خدا میخوام تغیر کنم همه چیز به لطف تو خدایا توچقدر مهربانی خدایا گاهی با خودم میگم آخه من چطوری میتونم بنده خدا‌ی به این خوبی باشم آخه این چه سعادت بزرگی که نصیب من شده

    یا رب کمکم کن که مسیر درست ادامه بدم

    منو ببخش دستم بگیر که این دستان جز یاری تو توان هیچ کاری ندارد

    خدایا شکرت که هستی خدایا همه چیز به تو می‌سپارم کمکم کن تا به بهترین شکل زندگیم تغیر بدم

    خدایا کم بودن واژگان منو ببخش که کلمات گنجایش تشکر از تو رادارند

    خدایا شکرت خدایا به امید تو :

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      Ani گفته:
      مدت عضویت: 414 روز

      سلام شیوا جان

      خیلی حرفات به دلم نشست و یه تلنگری به من زدکه بیشتر حواسم رو جمع کنم و عمل کنم به اموزه ها و خودم برای تغییر زندگیم تلاش کنم و کاری به بقیه نداشته باشم بقول استاد وقتی روی خودم کار کنم و تغغیر کنم ادمای اطرافم هم تغعیر میکنن.

      شاد و سلامت باشی عزیزم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    فریبا اکبری گفته:
    مدت عضویت: 92 روز

    سلام و عرض ادب

    من فریبا اکبری هستم

    الان یک ماهه که از طریق یکی از دوستانم دارم سایت شما رو دنبال میکنم و هر روز دارم چند قسمت از سریال سفر به دور آمریکا رو می بینم

    بخدا قسم باهمه وجودم این زیبایی ها رو میفهمم

    درک میکنم و از دیدنشون لذت میبرم

    و خودم با همه وجودم لایق زندگی عالی و لذت بردن در هر لحظه زندگیم می دانم

    امروز تصمیم گرفتم با وجود این حس و حال و باور قوی .تمرین هایی رو شروع کنم

    و این فایل و این پروژه روز شمار تحول زندگی من برایم باز شده.

    اول به خودم و بعد به شما استاد عزیز و بقیه خودم قول می‌دهم که 6 ماه مستعمر و با همین باور به تمرینات ادامه دهم.

    خدایا شکرت بابت وجودت️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    عسل جهانیان گفته:
    مدت عضویت: 95 روز

    سلام استاد عزیز

    من عسل هستم 14سالمه

    مدتی هست با تمام وجودم دوست دارم از هر نظر و جنبه ای از زندگیم تغییر کنم به بهترین ورژن خودم تبدیل بشم دوست دارم تمام باور های قدیمی که از اطرافیانم به من تحمیل شده رو تغییر بدم و به باور های مثبت تبدیل کنم به لطف خداوند که من رو هدایت کردند و با شما آشنا شدم میخوام که این دوره ی ارزشمند رو با تعهد و صبوری شروع کنم و اینکه خدارو هزار مرتبه شکر میکنم که با شما آشنا شدم و امید دارم به آینده ای روشن دوستون دارم استاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: