روزشمارِ تحول زندگی من | فصل 1 - صفحه 2

4447 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «ژیلا کریمیان» در این صفحه: 20
  1. -
    ژیلا کریمیان گفته:
    مدت عضویت: 2689 روز

    با سلام خدمت استاد عزیزم بت این همه آگاهی های نابی که در اختیارمون میذاره و همه دوستان خانواده عزیزم خدا قوت

    برگی از سفرنامه روز 19- 20 و21

    یادم نمیاد از وقتی با این سایت آشنا شدم این فایل های ثروت رو گوش داده باااشماما یادمه دانلود کردم اون موقه ها هیچ درآمد خااصی نداشتم و هر چی میخاستم ب خانواده میگفتم و در کل هیچ حس خووبی نداشتم میخاستم هر چند کم هم باشه فقط ی درآمد داشته باشم که هر جور که میخام خرج کنم و نخام ب کسی سوال جواب پس بدم

    ب لطف خدا چندین ماهه که با فقط نهایتا 4 ساعت کار در مغازه ماهی 400 تومان پول دریافت میکنم این در حااالی است افرادی که فروشندگی میکنن در مغاره ای باید هر دو شیفت کار کنن تا این پول را دریافت کنن و در حاال حاضر باز کار دیگری برایم جور شده که فقط با چند تمااس ماهی و گاهی 3 ماه بدون هیچ دردسر خااصی گاهی 800 و گاهی بیشترر از این ب دست میاورم

    این در حااالی است که هنوز این فایل ها را گوش نداده بودم تنها با آموزهای دیگر ب اینجا رسیده بودم حااال اگر بخواهم تعهد بدهم چه شووووووووووووووود واااای خدددددای من

    من اینجانب همین الان در این تایم شب که 3 بامداد 16 اسفند ماه 97 تعهد میدهم و باور دارم خیلی آسان وبدیهی ب وسیله کائنات تا سال آینده درآمدم بیشتر از 6 برابر شووود

    میسپارمتان ب آغوش گرم الاهی

    هرچی آرزوی خوبه مااال مااااااااااااا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    ژیلا کریمیان گفته:
    مدت عضویت: 2689 روز

    سفرنامه روز 18 ارزش ابزار

    اگه پول تو جیبم کم بااشه یا نداشته باااشم و چیزی رو نیاز داشته بااااشم باااید بهترینشو بخرم از اون کالا میدونم تو خیلی موووارد خوووب عمل کردم اما تو خیلی موااارد نه مثلا ی مثااالی که الان یادمه اینه که من قبلن تو ی شرکتی کار میکردم که محصولات آرایشی بهداشتی داشت و ما میفروختیم ب یکی از آشناهامون پیشنهاد دادم و من خووودم چون از محصول استفاده میکردم کامل از کیفیتش راااضی بوودم و واقعاااا هزینه ای که میدادم خیلی مفت بود در مقاابل کارایی اون محصول یااادمه اون موقه گفت که واااا من انقد پول بدددم من همیشه خیلی ارزونتر میخرم و …. بعد از مدتی که گذشت بهم گفت میخامش صورتم داغون شده انقد لک زده باید برم لیزر و هزینه های دیگه ای انجام بدم تا رفع بشه و منم بهش یاآور شدم اگه از اول از محثول با کیفیت تری استفاده میکرد انقد الان هزینه خرج نمیکرد بابت صورتی که شاید مثل اول نشه

    من خوودم تو وسااایل بهداشتی خیلی بهتر عمل میکنم حداقل از خیلی از افرادی که میشناسم اما باز باااور کمبود بیشتر از عدم لیاقت تو ذهنم میاد و هی میگم اگه بخرم نتونم پولشو بدم و…. و یا اینکه فعلا نمیشه اما بعدا بهترشو میخرم

    واااای خدددا جووون چقدر باااورهای مخرب داررریم و باید روش کار کنیم

    استاد ی اعتراف

    نمیدونم قبلنم گفتم یا نه

    اما من خیلی عجولم و ترس از دس دادن زمان رو دارم و وقتی میدونم تو فلان مسئله و فلان مسئله و …. باورام نادرسته هی میخاااام رو همش کار کنم همزماااان و تو اهدافمم همینطورم نمیدونم هنوز جواب و راه حل خوووب و قانع کننده ای برای خودم پیدا نکردم

    از خدددا میخااام هدایتم کنه ب بهترین راه حل

    میسپارمتان ب آغوش گرم الاهی

    هر چی آرزوی خوبه مال ماااااااااااااا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    ژیلا کریمیان گفته:
    مدت عضویت: 2689 روز

    سلامی ب گرمی دلهای که تپش قلبشان را همراه با آرامش حس میکنند

    سلام استاد عزیزم و خااانم شایسته و خااانم فرهااادی که دلم برای صدای پر انرژیش تنگ شده

    سلام دوستان هم فرکانسی خانواده عباس منشی عزیزم

    سفرنامه روز 17 فقط روی خدا حساب باز کنید

    به راستی هر روز و هر روز باااید این فایل رو گوش داد واقعا ما خیلی زود همه چیزا رو فراموش میکنیم و با تکرار و تکرار میشه اون باور درست در فایل رو چسپوند ب ذهن و در هر ثانیه که بهش نیاز داشتیم ازش استفاده کنیم جالبه ما آدما و من خوودم با وجود اینکه خیلی از این فایل ها رو گوش دادم گاهی در برخورد با مسائل میموونم که چطور باید رفتار کرد بعد گاهی پیش میاد که برام روشنه و گاااهی بعد مدتهااا که ب فایلی گوش میدم دوهزاریم میفته میگم اااا این بود راه حل اووون مسئله و ….. وقتی امشب 13 اسفند 97این فااایل رو گوش دادم یاد اتفاقی که چند وقت پیش افتاده بود افتادم با وجود اینکه هی ب خودم میگفتم که خدا خودش میتونه بهم کمک کنه از این دست اماااا اگه صااادقااانه بخوووام بگم ته دلم بهش خوش بود ب قولی که داد اما خداااا خوووب متوجه کرد منو و زود مشخص شد برااام که ایشون نمیتوننن برام کاااری کنن و من این شرررک عمقی رو باااید بهتر کنم و رووش کار کنم زیاااااد

    البته واقعا از قبل خیلی بهترم چوون با رفتنش زیاااد شوکه و ناارحت نشدم و به خودم امید دادم که این نیست که فقط ولی باااااااااااز بی نهاااایت باید روی این باااور کار کرد انگاااار آگاهی هااامو که باید زیاد روش کار کنم باید تو جملات خلاصه کنم مثل

    احساس خوب مساوی اتفاق خوب

    فقط روی خدا حساب باز کردن

    احساس لیاقت و ارزشمندی برای خود و توانای هایت

    آرامش و صبوری و همراهی با خود با خدای خود

    کنترل ورودی هااا

    تعهد به تغییر باور ها و …

    خدایاااااااااااااااا اگر بی نهااایت از این راهنمااای و هدایتت سپاسگذارم ….

    خدایا میخوام بگویم من فراموش کارم تو خووود همه چی را در زمان و مکان مناااسب ب یادم آور تا بتوووانم ب بهترین نحو آنچه را آموخته ام در مکتب عشقت اجرا کنم تا هر لحظه بیشتر تو را حس کنم خدددای شدنم را با تو بووودنم را که حود همین با تو بودن و حس ناااب همه چیز را به همراه دارد و عجب عشقی خدااا جان کجااااااااا کجااای دنیایم گمت کرده بوووودم خددددایی را که میگوووید تو آرام باااش و بخند من همه چیز را برایت فراهم میکنم

    مگر میشود عااااااشق نشد معشوووق نشد همه چیز نشد بررررای خددددایی که همه چیز میشود همه کس را دووست داااارم خداااااا جووون دوست داااارم

    میبویمت با تمام احساس از گلی و میبینمت از بال زدن پروانه ای

    هر چی آرزوی خوبه ماال ماااااااا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    ژیلا کریمیان گفته:
    مدت عضویت: 2689 روز

    با سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته و فرهادی گلم و تمام دوستان عزیز همفرکانسی خانواده عباس منشی

    سفرنامه روز 14 خالق زندگی خودمان بااشیم

    راستش من خیلی این فایل رو گوش دادم اما هی برام سوااال پیش میومد .آخه چجوری میشه ؟؟

    بعد چنددددین بااار فهمیدم وقتی ب توانایی های خودمون باور داشته باشیم و ب خدا ایمان و توکل داشته باشیم و حرکت کنیم اونقدر خدا پاداش شجاعتمون رو میده

    سفرنامه 16 15 رویاهای ک رویا نیستند 1و2

    راستش من ب استاد و تعهداتشون و مسیری ک رفتن تا ما رو امیدوار و ایمان و توکلمون رو افزایش دادن با قدمهاشون افتخار میکنم ب خودمم افتخار میکنم که در این مسیر هدایت شدم و روز ب روز بهتر میشم

    از این فااایل این مطلب رو متوجه شدم که انسان در هر شراایطی که هست باید امیدوار باااشه و همزمان با این امیدوااری شاد باشه و غصه نخوره نگران نباشه نترسه بلکه هر لحظه با اایمان و لذت و شادی و تمرکز بر لحظات عااالی حااالش رو بهتر و بهتر کنه چووون لذت بردن از مسیر و حس و حااال خوب داشتن آرامش داشتن همه اینا باعث میشه که انسان ب خواسته هاش برسه در غیر این صورت ب خواسته ها نمیرسیم و اگه برسیم هم لذتی نبردیم و پدرمونم در اومده استاد ممنون از اینکه همه احساس هااای خوب و همه چیزای رو که دارید رو برامون ب اشتراک میذارید تا امیدوارانه تر و با ایمان تر حرکت کنیم

    میسگارمتان ب آغوش گرم الاهی

    هر چی آرزوی خوبه مال ماااااااااا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    ژیلا کریمیان گفته:
    مدت عضویت: 2689 روز

    سلام خدمت 3 بمب انرژی من استاد عزیزم خانم شایسته عزیز و خانم فرهااادی گلم و دوستان عزیز خانواده عباس منشی ک هممووووون بی نظیریم

    برگی از سفرنامه روز 13

    استاااااد واقعااااااااااااااااا عاااااااااااالیه عاااالی هر فایل

    یادمه تابستون بود ک مغازه پیش مامانم بودم نمیدونم اون موقه این فایل رو گوش میدادم یا قبلن گوش داده بودم ک ی خاانم اومد و ازم پرسید فلان مغازه دقیقا کجاست و منم رفتم راهنمایش کردم و ی لحظه رفتم تو فکر ک این خانم اگه منم کمک و راهنمااای نمیکردم اون خودش راه اون مغاازه رو پیدا میکرد چون ب قسد رفتن ب اونجا از خونه تا اینجا حرکت کرده بود و یاد این قااانون افتادم ک استاد گفتن .راستش خیلی حس خوووبی پیدا کردم و یادمه تو دفتر یاداشت روزانه ام نوشتمش بخاطر همین الان با شنیدن این فایل یادم افتاد

    راستش خیلی دلم خووواسته ک ب خیلیا کمک کنم و بهشون در مورد قوانین بگم امااا گفته استاد تو ذهنم خیلی وقتا ماانع شده و کمتر دچار همچین اشتباهی شدم ولی تو دلم خواستم خدا هدایتشون کنه

    شرایط یکی از دوستام خیلی بد بود و میخاست بره عراق برای کار امااا تمام حساباش مسدود بود و….. منم میخاستم بره بلکم کااار بهتری انجام بده از دلمم خدا خدام بود ک خدا هدایتش کنه ناگفته نمونه چن تا از فایلهای استاد رو هم فرستادم ک ی تلنگر باشه اما اون تو مدارش نبود ک حتی بخوندش یا گووش بده دیگه تلاشی نکردم براااش امااا چون قصد داشت ب این مسافرت کااری بره دلم برااش سوخت ک اشتباه بود و بهش پول قرررض دادم اینم اشتبااه بود فکرم این بود شاااید بتونم کمکی کنم و حرکتی کنه اینم اشتباه بود نمیدوونم اون موقه ها چطور همچین سخنااانی رو فراموش کرده بودم ک حتم دارم اگه از خدااا هدایت میخاااستم بااازم ب این فااایل هدایت میشدم اما یادمه احساسی برخورد کردم و نتیجش این شد ک ایشوون پول منو برد و ب عراق هم نررفت و بعد چند مااه ک ازش خوواستم ب جاای تشکر و … انگار بدهکاارم بوودم بهش و هی امروز فردا میکرد راستش دیشب گ باهاش تماس گرفتم خیلی عصبی شدم و حسم بد شد اما زیاد تو اون حس نموندم خدارو شکر خیلی خوب یاد گرفتم با وجود عصبی شدن و احساس بد پیدا کردن زود احساسمو خوب کنم و تو اون حس نمونم خدا روشکر بابت این رشد

    شما رو ب خدددای مهربونم میسپااارم و براتون آرزوی ثروت خوشبختی آرامش عشق و سعادت در هر دو جهان را دارم

    هر چی آرزوی خوووبه مااااال مااااااااااااااااااااا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    ژیلا کریمیان گفته:
    مدت عضویت: 2689 روز

    سلام وعرض ادب خدمت 3بمب انرژی من استاد عزیز خانم شایسته گل و خانم فرهادی عزیزو دوستان عباس منشی بینظیرم

    برگی از سفرنامه روز 12

    استاد الان ک فکر میکنم میبینم منم در گذشته همیشه ته دلم میخاستم ی جای ی پولی رو برنده شم مثل همین جوایزی ک برای محصولات میزارن یا اینکه ب قول خانم شایسته ی شاهزاده با اسب سفید و کل اخلاقای خوب و ی ثروت خوب ک لاقل من حرکتی یا کاری نکنم برای موفقیت خودم و آسوده باشم خخخ

    اما الان هر دوی این خواسته ها رو دارررم اما ی جور دیگه مثلا دوست دارررم برنده بشم تو ی قرعه کشی اما منتظرش نیستم ک تنها فکر کنم اووون راااه اول و اخره اگه بشه چی میشه اگرم نه خووودم در حاااال حرکتم و برررای رشد و موفقیت و خواسته هام در حااال رشد و تکاملم و میدددونم اگه ب همین روال پیش بررررم ب تک تک خواسته هام میرسم

    در مووورد همسر ایده ال مم ک همین نظر رو داررم اما الان اولین و مهمترین اولویتم بووودن در مدار خانواده عباس منشی هستش و بالاتر از مدار خودم تا همدیگرو بیشتر ترغیب و رشد بدیم….

    خدا را بابت همه زندگیم سپاس میگوووویم ک در این مسیر هستم و میتوووانم هر لحظه در خوب احساس خوبی را با تغییر دیدگاهم ایجاد کنم و آرامش درونی دارررم

    برایتاااان هر آنچه ک زیباست و آرزومندیت آرزو میکنم

    هر چی آرزوی خوووبه مااال ماااااااااااااااا……

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    ژیلا کریمیان گفته:
    مدت عضویت: 2689 روز

    با سلام خدمت 3 بمب انرژی من استاد عزیز خانم شایسته گل و خااانم فرهااادی دوست داشتنی ام و همچنین دوستان خانواده عباس منشی ام ک دستی از دستان خدا در مسیر رشد و تکاملم هستید

    برگی از سفرنامه روز 11 حزن در قرآن=

    همونطور زهرا خانم در این مورد گفتن ک هر وقت زیاد میخندیدیم احساس میکردیم ی اتفاق بدی برامون میفته و…. منم همچین باوری داشتم اما خدا را سپاسگززززززززارم از وقتی با این سایت از طریق خدایم آشنا شده ام علاوه بر آگاهی های نابی ک ب من میدهد ک هر روز خیالم راحتر و زندگی را بهتر تجربه میکنم خدااایم را نیز بهتر و زیباتر و نزدیکتر و عااشق تر ب خود یافته ام گاه خدا را شانه ای ک ب موهااایم میکشم میبینم گاه خدا را در آعوش مااادرم حس میکنم و…. خدا همه چیز میشود همه کس رااا

    این خدااااا رو عاااااشقاااانه دوست دااااااااااااااارم وهر ثانیه سپاااااااس میگوووویم

    خدا جااان میدانم تو خود درمیابی احسااااسم راااا ک هر لحظه زیباتر و ناب تر میشود

    ب راااستی این فاااایل خیلی از الگوهاااا رو شکست

    با این فااایل یادم افتاد قبل آشناایی با سایت و استاد برنامه استاد دیگه ای رو در زمینه موفقیت دنبال میکردم ک خیلی از حرفاش شبیه حرفای استاد بود اما نمیدونستم چرا زیاد ازش انرژی و حس خوب نمیگیرم

    آخه استاد شاید در انجام گفته هاتون گاهی غفلت کنم اما همین که یکی از فایل هاتون رو گوش میدم کاملا احساسم تغییر میکنه و حسم خوب میشه

    خب داشتم میگفتم استاد اون فرد میگفت باید در دعااا اشک ریخت و اینکه خیلی حالت و رفتار خاااصی باید داشت و…. که دقیق یادم نمیاد اما اون لحظه اصلا نتونستم با اون حرفها ارتباط خوبی برقرار کنم و ی جوری شدم

    اما الان با دیدن آیه ها و معنی هاااشون بی نهاااایت خوشحااال شدم .استاد از اینکه کسی هم پشت سرم حرف بزنه زیاد مثل قبلنا ناراحت نمیشم و ازش اعراض میکنم و از اینکه فهمیدم نجواهای ک در ذهن من ک باعث احساس بد در من بشه کار شیطان و الهامات و آنچه ک در من احساس خوب ایجاد کند از طریق خدایم و ب قلب و دلم تاثیر گذار است و از آن طریق است بی نهااایت از شما و خدددای مهربانم سپاسگذارم

    ی موضوع ک امروز برام پیش اومد و من زیاد درگیر نشدم و زود ب احساس خوب رسوندم خودمو و دیدمو تغییر دادم یکم و بعدش اتفاقای خوب و کوچیک و دوست داشتنی برام افتاد

    مامان بهم گفته بود ک برای نهار ی غذا درست کنم ک منم بلد نبودم و چون داشتم تمرین میکردم و مطالب میخوندم غرق بودم تو خودم و از تنهااایی لذت میبردم ک یادم رفت بهش بگم و خبر بدم مامان ک برگشت همراه دادشم دیدن هیچ غذای آماده نیست مامان هم یکم مریض بود خیلی ازم عصبی شدن و مامان هی داشت غر میزد و داداش باهام درگیر شد و منم گفتم اصلا ن چیزی میخورم ن چیزیم درست میکنم و…. و اومدم دوباره شروع کردم ب خوندن مطالب با آهنگهای از طبیعت ک داشتم گوش میدادم خیلی نجواها سراغم اومد ک مادرت گناه داره تو خیلی نالایق و …… سرزنش خودم اما زود احساسمو خوب کردم دیدم بعد چند دیقه مستاجرمون طبق عادات قبلی غذا برامون آورد و منم سر صب از خدا خواسته بودم ک وقت بیشتری در اختیارم بزاره برای انجام برنامه هام و تنهااایی

    من از وقتی روی باورهام و قانون کار میکنم کارمند مامانم شدم خخخخ در حااالی قبلنم بودم اما بابتش پول دریافت نمیکردم اما حالا ب ازای فقط چند ساعت بعدازظهر کار کردن تو مغازه مامان ماهی 400 ازش پول میگیرم و امروز مامان خودش گفت نیااا مغازه بمون کاراتو انجام بده و من کلی وقت پیدا کردم

    از خدددای عاااشق و مهربانم بابت تماااام اجابت های سریعش ممنووووونم خددددددددا جووووووووووووووووووووووون خیلیییییییییییی دوووووووووووووستت دااارم

    شما رو میسپااارم ب همووون خدددای مهربون و عاااشقم و بررراتون آرزوی خوشبختی آرامش سلامت ثروت و سعادت هر دو دنیا رو دارررم

    هرچی آرزوی خوب مااال توو………….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    ژیلا کریمیان گفته:
    مدت عضویت: 2689 روز

    با سلام خدمت ۳بمب انرژی من استاد عزیز خانم شایسته گل و خااانم فرهااادی عزیزم و دوستان و خانواده عباس منشی ام ک وجود همیتان نشانه ای از خدا و دستی از دستان پر محبت و برکت خدایم است و بس

    سفرنامه روز ۹:

    استاد وقتی ب این فایل تولد گوووش دادم و یکم غرق شدم تو افکااارم دیدم اصل و اسااااس تمام گفته هااتون همین که با خودتون با خدای درونتون در صلح باشید ک حاصل همین و انجامش یعنی توکل یعنی ایمان یعنی باور و ثمرش میشه آرااامش عشق فراوانی ثروت سلامتی و هر آنچه ک تا الان خواستی با نگرررانی و نشده .

    میخااام بگم ک من همیشه از سورپرایز دیگران و خودم لذت میبرم و عاااشق اینم ک برررام تولد یا مراسم های انچنانی بگیرن یادمه پارسال برای تولدم خودم دوستامو دعوت کردم بررراش تصویر ساازی میکردم و حس میکردمش اخه اون موقه هم با سایت آشنا بودم اما اتفاق نیفتاد خیلی دلگیر شدم از دوستام ولی نذاشتم زیاد طول بکشه و تو همون حس بمونم الان میفهمم دلیلش چی بوده

    اینکه من زیاد ب اون خواسته چسپیده بودم زیاد مهمش کرده بودم و هی نگرانش بودم تو دلم ناخودآگاه

    امسااال تنها با دوستم تولد گرفتم البته خودم برای خودم گرفتم چون حتی دوستمم یادش نبود اما من برام مهم نبود چون لذت میبردم با خودم و اصلا هیچی برررام مهم نبود حس خوووبی رو تجربه کردم هر چند اون چیزی ک آزروم بود نبود

    میدونم خیلی موونده ب منبع نزدیک و نزدیک تر بشم اما هر وقت ب قبل آشنای با این سایت و الانم فک میکنم نمیتونم مقایسه کنم انقدر همه چی خووبه انقدر ارومم

    امروز خدا رو تو مووسیقی آرومی ک منووو به هر جااای زیبااایی در صدم ثااانیه میبرد دیدم و ازش سپاااسگذارم ک تو اون موقه زمان و مکان برام بی معنی بود

    سفرنامه روز ۱۰ :

    استاد واقعاااا باااید روزه گرفت روزه سکوت زمانی مجاز ب شکستن این سکوت باشیم ک جز مثبت های اون روز یا هر روز دیگه ب فکر و زبونمون نیاد

    ی ایده ای ک الان ب نظرم اومد اینه ک بخاطر اینکه این کار رو بهتر و‌متعهدانه تر انجام بدم و بدیم این ک هر وقت خواستیم همچین حرف یا فکری ب زبونمون بیاد خودمونو جریمه پولی کنیم هر کس ب نسبت ی مقدار پولی رو تعیین کنیم ک براامون مهم باااشه ک این خیلی خووبه

    استاد میخام بگم ک من همچین اشتباهی رو کردم دقیقا یادم نمیاد چند هفته پیش بود اما زود جلوشو گرفتم ک بیشتر ادامه پیدا نکنه

    بین من و یکی از دوستام مشکلی پیش اومده بود ک هر وقت اتفاقی مغازه دوسته مشترک هردمون همو میدیدیم خیلی سر سنگینانه بااهم رفتار میکردیم و خیلی ماایه تعجب دوستمون بوذ چون زیاااد شوخی میکردیم با هم

    هر چند بار ک میرفتم مغازه دوستم میخاستم بگم جلو خودمو میگرفتم تا اینکه چند هفته پیش بهش گفتم و اونم خیلی نارحت شد و گفت خداایی اون کار اشتباهی کرده

    انگار ناخودگاه دوس داشتم حس قربانی بودنو انگار دوس داشتم اون قضاوت شه اون بد باشه و من خوب

    در حااالی ک وجودم خدای درونم هی داشت باهام حرف میزد و‌من بی اعتنا بودم بهش…..

    دوستم گفت باید بهش بگم منم موافق بودم و گفت باید ی روز بهش بگم ک توم باشی ک اون نتونه دروغ بگه و…

    منم قبول کردم خوشحاال بودم اون لحظه

    برگشتم خوونه چند روزی گذشت و دوستم خبر نداد ک برم برای بقیه حرفا و رودر رو کردن من و دوستم

    تو این مدت هی دو ب شک بودم خدای درونم هر لحظه باهام حرف میزد و منم هی ازش کمک میخاااستم

    تا اینکه باز ب وسیله مطالب سایت بهم الهام شد ک کااارم اشتباه و ادامه دادنش تنهااا ب ضرر منه و اون چیزی رو ک مد نظرمه با این کار ب دست نمیااارم

    و فهمیدم هر اتفاقی افتاده مقصر فقط و فقط خودم بودم

    با تعریفش فرکانس منفی فرستادم

    ک باعث تکرار همون جنس منفی از اتفاقات در زندگیم میشه

    و حالا با رو در رو شدن با اون باعث میشم اون از خودش دفاع کنه و بینمون بحث پیش بیاد ک اینم بدتر از بدتر و باز فرکانس منفی بود واسه همین تصمیم گرفتم ک برم پیش دوستم مغازه و بهش بگم ادامه نده چون نمیخام این اتفاق بیفته

    جالب اینکه چند دقیقه بعدش دیدم همون دوستمم اومد قبل اینکه ب دوسته دیگم بگم ک در موردش چیزی نگه

    دوستم گلاله گفت چ جاالب میخاستم باهاتون تماس بگیرم چ خووب ک هر دوتاتون هستید وایستید کارتون داارم اما من ب دوستم گفتم من میرم برمیگردم و اجازه ندادم ادامه پسدا کنه پ وقتی دوست دیگم رفت من جریان رو ب دوستم گفتم و اونم گفت منطقیه

    پس دیگه در موردش بحث نمیکنیم

    خواستم بگم واسه یکم حسم بد شد اما خوووشحااال شدم ک تونستم جلوی کار اشتباهمون ب وسیله الهامات خددداس عاااشقم بگیرررم و هر لحظه سپاسگزار خدای مهربون و رزاقم هستم

    خوواستم اینا رو بگم ک برای خودم یادآوری باشه و رد پاای برای آینده ک وقتی ب بهترین جاها رسیدم برگردم ببینم با همین قدم های کوچیک با همین منع کردنای خودم ک قبلنا عادتم بود

    با همین ترک عادتهای اشتیاه بوده ک ب موفقیت رسیدم

    براتون سلامتی عشق ثروت شادی آرامش و سعادتمندی در دنیا و اخرت رو آرزومندم

    هرچی آرزوی خوب مااال توو ….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    ژیلا کریمیان گفته:
    مدت عضویت: 2689 روز

    سلام ب 3 بمب انرژی من استاد عزیزم خانم شایسته و خانم فرهادی عزیزم و همچنین دوستان خانواده عباس منشی گلم

    سفرنامه روز 8 =

    استاد عزیزم از خودم سوال کردم ک زندگیم دقیقا همون چیزیه ک میخوام؟قلبم بهم جواب داد . نه

    اما ناامید نیستم افسرده نیستم نگران نیستم چون خداااایی رو الان داااارم ک میگوید تو بخواااه و من اجااابت میکنم این خدااا رو قبلنا نداشتم اووون منو داشت اما من اونو گم کرده بودم قبلنااا شمااا استاد عزیزم و این دوستان و خانواده رو ک یکی از هزران دستی از طرف خدااای مهربانم هستید رو نداااشتم

    اصلا قبلن خودممم نداشتم …..

    استاد از خودم پرسیدم

    پرسیدم ک خیلی از خواسته هام برآورده شدن اما تمامش ن

    چووون هر روز خواسته های جدیدتری در من متولد میشه و مسیرم واضحتر و هر روز بهتر از دیروووز میدونم چی میخاام

    استاااد هدف دااارم خواسته دارم خواسته های روشن و هر ثااانیه فقط رسیدن ب اونو ب تصویر میکشه وجودم انگاااار هر وقت اسمی از هدف میشه ذهنم ی تااابلو و ی فیلم مخصوص اووون موقه رو میزززاره رو حافظه دستگاه تا پخش شه

    استاد الان دیگه باووور دااارم تماااام دوستااان و دشمنااان من در من وجود داررد و من تنهاااا دوست و یا دشمن خودم خواهم بود

    همانا باااور دااارم باااوری عمیق ک هرآنچه میخاااام را خیلی وقت است جذب کرده و مرااا فرا میخووواند و من آن را برای شروعی شکوهمند داااارم

    استاااد آرررری من تصمیم گرفته بودم خیلی وقت بود براااای عاااالی بودن تصمیمم را گرفته بودم برای متفااوت بودن تصمیمم را گرفته بودم آررری استاد این را زماااانی متوجه شدممم ک با تمام دخترااان فامیل و آشنا از لحاظ افکاااری فرق داااشتم من جهاااانم را بیشتررر و زیباتر میدیدم و این جهانی را ک الان داررم را ک باااز خود برای خود ساخته ام را باور نداااشتم تنهاااا راه خروووج را بلد نبودم ک خداااا دستم را گرررفت و من را با این سااایت آشناااا کرد

    استاد من ب دنیا نیووومدم ک ابزاااری برای تحقق خواسته های دیگراان باااشم من ب دنیااا اومدم ک ب خواسته ها و اهدافم برسم و زندگی را ب بهترین شکل زیر دهااانم مزه مزه کنم مزهااای از شاااادی عشق آرامش ثروت و سعااادتمندی را زندگی با خدددا را ک همااانا او در تمام اینهااا میگنجد

    حیفم میاد این جملات استاد رو بازم اینجا ننویسم و حقااا جا داره ازش مجسمه ساخت و اونو با طلا سر هر شهر و دیار و خانه ای نوشت

    زندگی ارزششو داره طوری زندگی کن تا ب خودت افتخار کنی تا خدا ب تو افتخار کند.

    طوری زندگی کن که بعد از مرگت از تو ب عنوان ی قهرمان یاد کنند کسی ک خوب زندگی کرد و زمین را جای بهتری برای زندگی کرد

    میسپارمتون دست خدااای مهربان و عاااشقم دوستووون دارم و براتون آرزوی خوشبختی سلامت عشق آرامش ثروت و سعادتمندی در دنیا و آخرت رو دارم

    هرچی آرزوی خوب مااال توووو

    و در پاااین این مطلب زیباا ک خواستم برای خودم و شما یاآور شه شما رو میسپااارم ب خدااااااااااااااااای مهرباانم

    مردی با خود زمزمه کرد…

    خدایا

    با من حرف بزن!

    یه سار شروع ب خواندن کرد …..

    اما مرد نشنید !

    مرد فریاد برآورد ….

    خدایااااا…… با من حرف بزن………

    آذرخش در آسمان غرید …

    اما مرد اعتناایی نکرد!!

    مرد ب اطراف خود نگاهی کرد و گفت:پس تو کجایی؟؟؟؟

    بگذار تو را ببینم ……ستاره ای درخشید اما مرد ندید !!

    مرد فریاد کشید ……. خدایاا یک معجزه ب من نشاان بده ….

    کودکی متولد شد اما مرد باز توجهی نکرد !!

    مرد در نهایت یاس فریاد زد …

    خدایااااااا خودت را ب من نشان بده و بگذار تو را ببینم از تو خواهش میکنم ….

    پروانه ای روی دست مرد نشست و او پروانه را پراند و ب راهش ادامه داد…..

    ما خدا را گم میکنیم …. در حااالی ک او درکنار نفسهای ما جریان دارد

    تا ب حال چند بار خوشی هایت را آرام و بی بهانه ب او گفته ای؟؟

    تا ب حال ب او گفته ای ک چقدر خوشبختی ؟

    که چقدر همه چیز خوب است؟؟

    که چقدر خوب است که او هست؟؟؟؟؟

    تا خدا هست جااایی براای نا امیدی نیست……..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    ژیلا کریمیان گفته:
    مدت عضویت: 2689 روز

    سلام دوست من ویدا خانم عزیز از صمیم قلب و با تمااام احسااااسم ب تو تبریک میگم و از خدااای مهربااانم میخاااام سراسر زندگیتان پر از لحظات ناااب عاااشقی باااشد انشاااله خوشبخت و سعادتمند باشید

    ب امید مدار بالاتر

    پیش ب سووی موفقیت

    هر چی آرزوی خوب مااال ماااااااااااااااا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: