اشاره نکردن به نحوه نماز خواندن در قرآن

دسته بندی: قرآن

جواب‌های «عقل‌کل»دسته بندی: قرآناشاره نکردن به نحوه نماز خواندن در قرآن
41

سلام.
یه سوالی ذهنمو مشغول کرده اینه که چرا تو قرآن در مورد خواندن نماز هیچ صحبتی نشده؟
توی اینترنت خیلی سرچ کردم ولی همه نوشته بودن که قرآن کلیات رو میگه و جزئیات به عهده پیامبرا بوده
ولی چطور میشه در مورد نماز به این مهمی که پایه دینه و اینقدر در موردش تو قرآن آیه هست حتی ۱ بار هم به نحوه خوندنش اشاره نکرده؟؟
من میخوام همونطور که آقای عباس منش میگن قرآن رو ملاک قرار بدم و باور های ذهنیمو که از قبل داشتم فراموش کنم ولی این موضوع خیلی برام سواله که بالاخره چطور باید نماز خوند؟


11 سال پیش

سلام، این سوال من هم هست. از استاد عباس منش میخوام خودشون به این سوال پاسخ بدهند چون دغدغه فکری من هم شده !!!!!!

نمایش:  به ترتیب تاریخ   |  به ترتیب امتیاز   
207
بهترین پاسخ

دوست عزیز جوابی که نظر منه و اینجا می نویسم در مورد واجب یا مستحب بودن نماز نیست در مورد چگونه نماز خوندنه که سوال شماست.
ببینید ما الان آقای عباس منش رو به عنوان فردی می شناسیم که راهی رو رفته و به نتیجه رسیده و ما هم می خوایم با طرز تفکر و باورهای ایشون آشنا بشیم و چون ایشون راه رو رفته بهتر می تونه مارو راهنمایی کنه که چطور برسیم و نتیجه ی بهتری بگیریم.
به قول خود استاد یه نفر همینجوری هم که بره باشگاه ورزش کنه هرچند ممکنه آسیب هم بزنه به خودش اما به هر روشی که ورزش کنه بدنش قوی می شه اما اگر می خواید که بهترین نتیجه و سریع ترین نتیجه رو با هدف بندی روی هر عضله بدست بیارید، بهتره که کسی که قبلا این کار رو تجربه کرده شما رو راهنمایی کنه.
پیامبر اسلام هم همینطور دارن روشی رو برای عبادت به ما نشون می دن که خودشون می دونن که بهترین روشه، شما هرجور عبادت کنید عبادت خدا محسوب می شه اما وقتی پیامبر می فرمایند که به این روش اگر عبادت کنید بهتره، این یعنی دارن طبق علمی که دارن بهترین و سریعترین گزینه رو به ما معرفی می کنن.
در مورد ورزش ممکنه استاد باشگاه بگه که شما باید این ورزش ها رو طبق این الگو انجام بدید تا بنتیجه برسید، شما می دونید که این روشی که استاد باشگاه داره می گه درسته ولی ممکنه که با اون ورزش ها حال نکنید و روش دیگه ای رو بپسندید، ولی اگر می خواید بهترین نتیجه رو بگیرید باید به روشی که استاد می گه عمل کنید. حالا شما می تونید برای اینکه هم بهترین نتیجه رو بگیرید و هم راضی باشید باورهاتون رو نسبت به اون کار اصلاح کنید. یعنی اگر از اون روش ورزش خوشتون نمیاد بیاید روی باورهاتون کار کنید و کاری کنید که از اون روش ورزش لذت ببرید. پس هم می شه لذت برد و هم بهترین نتیجه رو گرفت.
در مورد نماز هم همینطور. ممکنه بعضی از ما از نماز خوشمون نیاد و یه کار تکراری و خسته کننده بنظر برسه که خب منطقیه وقتی ما هیچ چیز از نماز نمی دونیم و صرفا یه سری حرکات خاصه برای ما، عقل انسان اون کار رو اتلاف وقت می دونه. خب می دونیم که طبق گفته پیامبر بهترین روش عبادت اینشکله اما خب برای اینکه بهترین نتیجه رو بگیریم و لذت هم ببریم باید روی باورهامون نسبت به این روش نماز خوندن کار کنیم تا با شناخت بیشتر نسبت به نماز علاقمون هم بیشتر بشه.
چندتا پیشنهاد می دم که خیلی برای خودم مفید بوده:
۱٫ اول من خودم از زمانی که تو این سایت اومدم (و روی باورهام نسبت به خداوند کار کردم) خیلی راحت تر نماز می خونم. پس اول درست کردن باورمون نسبت به خداوند و نمازه که برای بهشت رفتن یا جهنم رفتن نیست صرفا، بلکه این کار عبادت خدای مهربونه که اول نماز هم به این نکته در سوره حمد اشاره می کنیم.
۲٫ یادگیری معنی نماز. اگر به شما معنی بعضی از جملات نماز رو بگم باورتون نمی شه که چنین جملاتی توی نماز هست و چه نکات نابی وجود داره که تو همین ایران خودمون چقدر برخلافش رو می شنویم، خود سوره حمد که منبعی از جملات بسیار زیبا و عباسمنشی هست. نمونش این جملات: خدایا بغیر از تو را عبادت نمی کنم و بغیر از تو از کسی کمک نمی گیرم. و خدایا مرا به راه کسانی که به آنها نعمت دادی هدایت کن (نعمت: سلامتی، پول، دوستان خوب، انجام کارها به آسانی، رسیدن به خواسته ها و … ) نه کسانی که گمراهشان کردی یا غذابشون کردی (پس کسانی که دوست خوب یا پول یا سلامتی ندارن در عذابند یا گمراهند)
و معنی دعای قنوت که در قرآن هم هست: خداوندا هم در دنیا و هم در آخرت به ما نیکی عطا کن (پس می شه هم دنیای خوبی داشت و هم آخرت خوبی) و در حالت ایستاده قبل از رفتن به سجده می گیم که : خداوند صدای کسانی که صدایش می کنند را می شنود و همینطور موقع برخواستن می گیم که : با قدرت خداوند است که از جایم بلند می شوم یا می نشینم. این همه معانی توحیدی و ناب در نماز هست که واقعا ما با ندونستن معنی اونها چقدر بی بهره ایم. و بنظرم من تمام مطالبی که استاد تو جلساتشون می گن تو همین نماز ده دقیقه ای که ما می خونیم و چند نمونش رو براتون نوشتم کاملا واضحه بدون نیاز به تفسیر.
و چندتا نکته ی جالب در مورد نماز بگم که شاید خیلیا نمی دونن:

اول اینکه می شه توی قنوت نماز به هر زبانی دعا کرد حتی فارسی. من خودم غیر دعای خود قنوت معمولا به زبون فارسی از خدا خواسته هام رو مطرح می کنم.
توی نماز نباید هیچکس جز خدارو مخاطب قرار داد وگرنه نماز باطل می شه. حتی ائمه و پیامبر و … . یعنی نماز مکالمه مستقیم بین انسان و خداست. البته می شه اینطور گفت که خدایا به حق فلانی مثلا فلان کن ولی باید طرف مقابلت خود خدا باشه.

بنظرم یه بخشی ایجاد بشه میشه چند کتاب در مورد نکات نماز درآورد که احتمالا قبلا کسی چنین نوشته. ولی خب بعضی هم نکات از من درآوردی مطرح می کنن که خب آدم بیشتر نتیجه معکوس می گیره. اما همین چند نکته ای که گفتم کاملا واضحه و نیازی به تفسیر نداره و برای خودم خیلی مفید بوده.



37

8 سال پیش

بسیار عالی بود…


8 سال پیش

خوب بود.


8 سال پیش

عالی بود دوست عزیزم…..


8 سال پیش

احسنت،لذت بردم.

آقای مروجی احسنت بسیار استفاده کردم از پاسختون درباره نماز


7 سال پیش

آفرین بین بینش واقعا عالی بود ای کاش مراجع یا … دین ما،

دین مون رو این گون برام بیان می کردن تا مردم با خداوند بهتر آشنا می شد

به هر حال خدارو شکر که خداوند من به این جور تفکرات راهنمایی کرد .

آقا وحید خیلی دمت گرم


7 سال پیش

عالی بود دوست عزیز بسیار لذت بردم و خیلی استفاده کردم ??

سلام

خیلی خیلی عالی بود

خداروشکر میکنم که مغایرتی در این فریضه الهی وجود نداشته.بسیار عالی دوست عزیز


7 سال پیش

سلام وحید عزیز خداقوت

ی بنده ای خدای توی تلوزیون صحبت میکرد ک در جهنم همه عجمی حرف میزنن تو بهشت همه عربی مجری هم گفت اخ جون من عربی بلدم ????

این بند خدا دکترای الاهیات بود

فکر کنم ی چند سفری ب بهشت جهنم سرکشی کروه بود اینقدر مسمم بود روی حرفش

دیدگاه شما عالی بود خداقوت رفیقم


7 سال پیش

دیدگاه فوق العاده ای بود جناب مروجی تصمیم گرفتم این دیدگاه رو به چند تا از روحانیون انتقال بدم چون این دیدگاه هستش که نماز رو شیرین میکنه نه کاری از روی اجبار برای خدایی که هیچ نیازی به این نماز ما نداره و جوری از عذاب نخواندن اون ما رو ترسوندن که انگار خدا به دروغ گفته من به این نماز هیچ نیازی ندارم

باید گفته بشه این بهترین راه ارتباط با خداست ولی اگه کسی فکر میکنه میتونه بهتر ارتباط برقرار کنه بسم الله و اون جوری که فکر میکنه بهتره نماز بخونه .

که یک داستان هم در این باره در قرآن هست که یک چوپان به روش خودش داشت نماز میخوند و حضرت موسی بهش گفت این چه طرز عبادت کردنه که وحی بهش نازل شد که من همین نماز رو قبول دارم و این است خدای رحمان و رحیم و بی نیاز ما


7 سال پیش

فوق العاده بود ممنونم از اطلاعات خوب شما


7 سال پیش

سلام وقت بخیر

آقای مروجی بسیار عالی بود و بسیار بسیار لذت بردم از این توضیحات زیبا در مورد نماز و معانی نماز.

بنده تصمیم گرفتم که در اصرع وقت تمام معانی نماز رو یاد بگیرم و با خدایم خیلی خیلی بهتر از گذشته با نماز خواندن ارتباط برقرار کنم.


7 سال پیش

سلام آقای مروجی. توضیحاتتون خیلی عالی بود .سپاسگزارم

سلام دوست عزیز

من قبلا نماز میخوندم ولی چون واقعا گیج بودم و نمیدونستم چرا دارم اینکارو میکنم و چه معنی داره که هر روز سه بار کلمات عربی رو که نمیدونم مفهومش چیه تکرار کنم چند ماهی هست که دیگه نمیخونم و با خودم عهد کردم که تا از صمیم قلب و با میل باطنی راضی به اینکار نشدم طرف نماز نرم.

خیلی ممنون از توضیحات زیباتون واقعا عالی توصیف کردید. به دلم نشست. انشاا… هر چه زودتر با خودم کنار میام و دوباره شروع میکنم به نماز خوندن منتها اینبار دیگه فرق میکنه چون میدونم چی میخوام و با کی دارم حرف میزنم و چی دارم میگم. خدارو در اعماق وجودم حس میکنم و خیلی خیلی دوسش دارم خدایی که تا همین چند وقت پیش برام غریبه بود و هیچ ارتباطی بجز ترسیدن باهاش نداشتم. الان واقعا عاشقشم‌

واقعا ممنونم که دوستای خوبی مثل شما در این گروه پیدا کردم که خالصانه سعی در راهنمایی و کمک کردن به انسانها رو دارید و از خدای مهربون سپاسگزارم که صدای منو شنید و به سمت خودش راهنماییم کرد.

در پناه الله یکتا


7 سال پیش

سلام اقا وحید واقعا ب چ نکته ای اشاره کردی خیلی لذت بردم ممنون از این جواب عالی ک دادی


7 سال پیش

سلام به همه دوستان عزیز که تشکر کردن. انگار سایت مشکلی داشت من نمی تونستم قبلا به این صفحه منتقل بشم که خدارو شکر برطرف شد. من هم از تک تک دوستان آقایان و خانم ها، ولدخانی، محمودیان، فدایی، صبور، کهدوئی، اسماعیلی تشکر می کنم. من خودم خیلی سعی دارم که بتونم نمازم رو با لذت بخونم، قبلا فکر می کردم نمی شه تا اینکه چندباری تونستم این کارو بکنم و متوجه شدم که شدنیه. طوری که برای خوندن نماز خوشحال بودم. نمی گم همیشه ولی اینو می دونم زمانی لذت می برم که ارتباطم با خدا بهتر هست.


7 سال پیش

ممنون از توضيحات ارزنده تون.

من بعد از سالها شايد 6 سال شروع کردم به نماز خوندن، اما فرق اين نماز با نمازهاي قبليم آسمون تا زمينه.

الان صبح ها خود خدا بيدارم ميکنه و من عاشقانه بيدار ميشم تا بجا بيارم چيزي رو که بهش ديگه حتي ميشه گفت علاقه دارم.

الان چنان مشعوف ميشم از نماز يا هر جور حضور خداوند در زندگيم که تو ذهنم شروع ميکنم اين حس رو جشن گرفتن.

خودش رو شکر که منو به اين سمت هدايت کرد.

من امروز خدا رو شکر میکنم که دوستان این شکلی وبدون تعصب مذهبی دارم وخدا یی واقعی رو میپرستم


7 سال پیش

بااینکه همیشه نماز میخونم واونو یه جور عادت میدونستم..ولی با خوندن دیدگاهتون عاشق نمازخوندن شدم ممنون عالیییی بود


6 سال پیش

دوست عزیز سلام

از دیدگاه بسیار خوبی که درباره نماز نوشتید لذت بردم. براتون آرزوی شادی و موفقیت بیشتر دارم


6 سال پیش

عالی بود به نکات خوبی اشاره کردین .فقط فقط نماز خوندن حس شکرگزاری و سپاسگزاری از الله یکتا است .


6 سال پیش

سلام عالی بود جوابتون.من خودم نماز میخوندم ی چند وقتی بود ک نمیخوندم ن برای تنبلی بلکه با خودم میگفتم ک تو قران ب این طرز خوندن اشاره نشده ولی با این جملات زیبایی ک شما گفتید دیدگاهم ب نماز عوض شد از همین امشب شروع میکنم دوباره و با دید بهتر.ممنونم💖

سلام خدمت اقای مروجی ..واقعا استفاده کردم ..مدت ها بود درگیر این موضوع بودم..

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ‌ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ‌ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ‌ وَ أُولِي‌ الْأَمْرِ مِنْکُمْ‌59نسا

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الأمر [= اوصیای پیامبر] را!

و

مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ»80 نسا؛ هر کس از پیامبر اطاعت کند، از خدا اطاعت کرده است…..===>اطاعت از رسول!


6 سال پیش

دوست عزیز یه نکته رو خدمتتون بگم که خود استاد هم گفتن

اون آیه ای که میگه از رسول اطاعت کنید مال زمانیه که رسول زنده بوده نه الان

تازه اگه اینو قبول ندارید برید بحث شرایط قرآن رو بخونید که در قرآن یه قسمت هایی شرایط هست مثل حجاب، برده، قصص،ارث زن و…

البته روحانیون99%شون بهتون نمیگن درسته یا غلط

حالا این آیه رو شما برو آیات قبل و بعدش رو بخون متوجه میشی مال موقعی بوده که یه سری به حرف پیامبر گوش نمی‌کردند.

چرا خودتون رو گول می‌زنید؟؟؟

اگر هم به شرایط در قرآن اعتقاد ندارید یه سوال دارم:

چرا در قرآن از برف حرفی زده نشده؟

خب معلومه به دلیل اون فضا و اون شرایط آب و هوایی عربستان

برفی نبوده که بخواد سخنی هم گفته بشه

به هر حال امید وارم در پناه خدا سلامت و ثروتمند باشید. ❤️

نمیدونم از چه طریقی از خداوند تشکر کنم

همین امشب به دنبال این سوال بودم

از شماهم بسیار سپاس گزارم


6 سال پیش

درود

البته یه نکته اینکه ما در نماز اجازه ی سلام دادن به پیامبر رو در سلام (مستحب) اول

(السلام علیک ایها النبی و رحمه الله وبرکاته) داریم و این مورد اشکالی ایجاد نمی کنه

چون شما فرموده بودید کس دیگه ای رو نمیشه مخاطب قرار داد، گفتم این نکته رو هم بگم که دوستان دچار شبهه نشن ان شاء الله.


6 سال پیش

در ضمن خطاب به اون دوستی که گفته بودن داستان حضرت موسی (ع) و چوپان در قرآ« آمده

این داستان در قرآن نیامده ولی در مثنوی موجود است


6 سال پیش

با تشکر از دوست عزیز بابت پاسخ خوبتون. این سوال و به طور کلی نماز خوندن دغدغه‌ی من هم بود. چون از کودکی بهمون نماز رو جوری تعریف کرده بودن که اگه یه بار نخونیم یه رعدو برق از وسط دوتامون میکنه، و خودم خیلی تلاش کردم که نماز رو ادامه بدم درحالی‌که زندگی درستی نداشتم ولی نمیتونستم این جور نماز خوندن رو بپذیرم درحالی‌که خیلی هارو می‌دیدم که نماز نمی‌خوندن و زندگی خیلی با آرامش و رفاه هم داشتند ولی از توضیحات شما و باور‌های خودم به این نتیجه رسیدم که نماز هم میتونه باعث پیشرفت بشه درصورتی که از ته دل باشه و نه اجبار مثه خوندن یه کتاب می‌مونه که یا برای پاس کردن اون بخونیم یا برای یاد گرفتن مطالبش باشه.


5 سال پیش

چقدر زیبا نماز تفسیر کردید چقدر لذت بردم بارها از خودم سوال میکردم چرا به این شکل باید نماز خوند وجالبه که امروز با خوندن این مطلب زیبا جواب همه سوالاتم رو گرفتم متشکرم دوست گرامی که اینقدر زیبا وشیوا وساده جواب خوبی وکاملی دادید سپاسگزارم از خداوند که در همچین خانواده صمیمی رشد میکنم وبرای استاد وهمه اعضا خانواده ارزوی پیشزفت سعادت وشادی دارم


5 سال پیش

دوست ارزشمندم سلام

👏👏👏👏👏👏🙏🙏🙏🙏🙏🙏

سپاسگزارم که جملات شما هدایتی شد برای مهم‌ترین مسیر زندگیم

واقعا با نوشته هاتون اشکم سرازیر شد

چقدر زیبا و خالصانه بیان کردین شایدم من الان تو مدار بودم و باید هم اکنون هدایت میشدم ؛ گفته های شما رو خوب درک کردم و با جان دل ، گوش دل دریافت کردم

چند وقتی بود بخاطره خواندن یک سوال در مورد اصول نماز که در عقل کل بیان کرده بودند نماز خوندن و رها کرده بودم و احساس خوبی نداشتم

همش احساس میکردم گم شدم و شک و دودلی برام ایجاد شده بود همش فکر میکردم راه درست عبادت چطوره پس ، که دوست عزیزم دقیقا همون سوال منو پرسیدن که شما اینطور دقیق و دلنشین بیان کردین ممنونم ازتون ب لطف خدا از گمراهی رها شدم ودر مسیر درست قرار گرفتم

خدایا خیلی دوستت دارم

شکرت شکرت شکرت


5 سال پیش

خداروهزاران بارسپاس که اینحوری متقاعد شدم چن وقتی بود حس خوبی به نماز نداشتم وترک کرده بودم چون معنای نماز رونفهمیده بودم ممنون اقای عروجی سپاس خداجونم بخاطر دستان نابت مرسی که راه رو برام هموار کردی


5 سال پیش

با سلام خدمت تمامی دوستان عزیز

خیلی ممنون از اقای مروجی عزیز بابت وقتی که برای متن زیباشون گذاشتن

اما نکته ای که هست و سوالی که برای من بوجود امده این هست که چجوری بعد از حدود ۱۴۰۰ سال و با وجود دشمنی همیشگی با اسلام نماز کامل و همانطور که پیامبر برپا میداشت به ما رسیده طوری که حتی جایی مکتوب هم نشده که کیفیت و طریقه خواندن نماز به چه صورت هست ‌

در باره ی مطلبی که گفته شده که قران به بحث های کلی اشاره میکنه قران از طرفی داستان هایی با جزئیات بسیار بالا داره و حتی طریقه وضو گرفتن هم در ان امده

اما با این حال واقعا جای سوال هست نمازی که بعنوان ستون دین شناخته میشه چرا هیچوقت اشاره ای به چگونگی خوندن آن نشده

خیلی ممنون از دوستان عزیز و جواب های زیباشون

اگر کسی جوابی برای بنده داره بسیار خوشحال میشم که در اشتراک بنده بذاره

در پناه خدای مهربان شاد و سلامت باشید


3 سال پیش

سلام دوست عزیز من تازه عضو این سایت شدم و تازه کلا با استاد عباس منش آشنا شدم خواستم بگم خیلی. زیبا گفتید و ممنونم از حالا به بعد نمازهامو با عشق بهتر و بیشتری میخونم اول از خدا که منو با این سایت آشنا کرد ممنونم بعد هم از استاد عباس منش و شما دوست عزیز که به این زیبایی توضیح دادید


2 سال پیش

سلام دوست عزیز

من چقدر لذت بردم از این پاسخ شما ک ب دوستمون دادی ..من از وقتی ک با سایت استاد عباسمنش آشنا شدم و فایل هاشون رو شنیدم ..ب خودم ی قولی دادم ک کلمه ب کلمه ی قرآن رو بدون سختگیری و ترس و اون عقیده های قبلی بخونم ودرکشون کنم وباحرفایی ک از استاد شنیده بودم مطابقت بدم خصوصا درمورد نماز وکلماتی ک خدا میخواهد ک استاد تو فایلاشون بطور واضح برای ماتوضیح دادم اراده ی خدا و شیئت چ فرقی باهم دارن

بعد خیلی دنبال نماز توی کتاب قران و کلی سرچ کردم ک ببینم اگ توی قرآن نحوه ی نماز خوندن نیومده پس چجوریه ما باید حرف کیو قبول کنیم چون پیامبر اسلام ما هم نماز میخونده و بعد بازم کلی ادامه دادم تا ب این سوال دوستمون هدایت شدم و اینکه شما چقدر زیبا و دلنشین نماز رو برای ایشون بازگو کردی

خیلی ازتون ممنونم واقعا

جواب سوالمو ک مدتها بود دنبالش میگشتم رو پیدا کردم

از استاد عباسمنش عزیز خیلی قدردانی میکنم ک باعث هدایت من و خیلی های دیگه شده براتون خیر و پوهبت های الهی رو ارزومندم

همه ی شما رو دوست دارم

دوست عزیزم دیدگاهتون خیلی خوب بود

حس و حالم را خوب کرد

ممنون


1 سال پیش

موضوع عمل به واجب است که طبق قرآن نماز واجب است و اصول کلی گفته شده و جزئیات هم پیامبر گفته و

واجب است اصولی و درست همان گونه بخوانیم تشکر

1

« أَقِمِ الصَّلاَهَ لِدُلُوکِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّیْلِ »(سوره اسراء، آیه 78) اگر فقط منظور توجه باشه پس چرا زمان مشخص کرده قرآن.همین قرآن هوم فرموده هر چه پیامبر می گوید انجام بدهید پس وقتی این همه حدیث در مورد نماز هست باید مطابق همان نماز خوانده شود وگرنه مطابق قرآن عمل نشده


2

واژه نمازه از لغت عربی صلاه اومده از ریشه صلت و به معنی اهدای هدایا از جانب خداونده.۱۷ دقیقه مدیتیشن برای رسیدن به آرامش به هر فردی توصیه شده اگه هر رکعت نماز ۱ دیقه باشه ۱۷ دقیقه برای رسیدن به آگاهی برای هر فرد توصیه شده .بماند که با نهادن سر به حالت سجده رو به مکه انرژی منفی ها دور و مثبت ها جذب میشن و از تمام شکاف های آسمان انوار الهی برای رد و بد کردن دعا بین انسان و خدا در سیستم اتفاق میفته.ولی درمورد نحوه نماز خواندن چیزی است که پیامبر ما سفارش کرده بر طبق احادیث زیاد و البته قوی و تشیع درستی اون احادیث رو بر طبق علم رجال هم تایید کردن که جای شبهه نباشه.کاری با فتوای مراجع و فلان ندارم ولی فکر کنم منظور خدا از نماز در ساعت فول انرژی زمین این‌هست که جز به خالقمون در اون دقایق چیزی فکر نکنیم ولی در قران نحوه ی وضو گرفتن امده و مشخصه اون زمان بدن رو در مطهر ترین حالت ممکن برای راز و نیاز با خدا اماده میکردن و فکر میکنم چیدمان وضوی قبل نماز و بعد چگونگی خواندت نماز یه سنت پیامبره که‌نسل به نسل بر ما رسیده که هر سوره یا ذکر انرژی خواصی داره منتقل میکنه و دریافت میکنه .شاید بعد ها حجت الله بتونه پاسخ دقیق بده .در حال حاضر من خودم به شخصا نظر فقها هم‌ رد میکنم در این مورد و فکر میکنم طریقه خواندن نماز یه سنت هست و ابطال اون بستگی‌به ابطال وضو داره نه نماز .



1

1 سال پیش

در کل وضو و نماز خواندن واجب است انجام شود آن هم اصولی و درست

که پیامبرانجام داده

6

سلام به شما دوست عزیز
اگر بخواهیم قرآن را منبع خود قرار بدیم از ما انتظار داره خودمون متوجه کلامش بشیم و بارها نوشته متوجه میشید اگر تعقل کنید ولی نوشته باز اگه فک میکنی نیاز به کمک و الگو گرفتن داری اماما و پیامبرا هستن ببین چجوری تو زندگیشونو قرآن را پیاده کردن
من اگه بخوام از نگاه خودم و چیزایی که تا حالا یاد گرفتم به نماز نگاه کنم
به ریشه لغت نگاه میکنم که معنیش توجه و تمرکز میشه
و از اونجایی که در طول تاریخ راه های مختلفی برای هدایت شدن و پیوستن به حق وجود داشته در اینجا یک راه نداریم به شکل های مختلف با قلبمون میتونیم سیم خودمونو وصل کنیم که نتیجه اما اون راه ها باید توجه به حق و آرامش و رهایی باشه
سبکی از نماز که به ما پیامبرا یاد دادن براساس علم و دانششون من خیلی میپسندم چون با استمرار راحت تر و بهتر میتونی توجه و تمرکزتو به دست بیاری
داخل اون با حرکات هایی که زده میشه جسم آدم و چاکرا ها را برای این کار آماده میکنه و با گفتن جملات و فهمیدن اونا ذهن رو آماده میکنه و با تکرارش در سه مرتبه در روز به اون کار تکرار و استمرار میبخشه و باعث میشه اگه در نیمی از روز هم عملکرد مناسبی نداشتیم دوباره بتونیم برگردیم به حالت ایده آل و همینطور لحظات طلایی برای اینکار درنظر گرفته شده مثل گلدن تایم صبح که انرژی هم بسیار میتونه به ما کمک کنه در این راستا
و همینطور چون جمع کثیری در اون لحظه از جاها مختلف با ما همراه میشن میتونه میدان انرژی خوبی ایجاد کنه تا ما قوی تر در این مسیر باشیم
راه های دیگه ای هم وجود داره و اونام خوبن اما مثل این سبک جامع نیستن که همه چیز رو پوشش بدن
مثل مدیتیشن که فقط ذهن رو و مقداری جسم رو آماده میکنه
ورزش یوگا و …
ما افرادی رو داریم که بدون این سبک نماز هم محبوب دل خدا هستن بخاطر همین این سبک نماز برای افراد بیسواد گفتن اجباری نیست و میتونن به سبک خودشون پیش برن
چیزی که مهمه اون میدان توجه و تمرکز که کجاست و حتی اگر این سبکی نماز بخونی ولی نفهمی چی میگی و چیکار میکنی و نتونه احساس شما را تغییر بده فایده آنچنانی نداره
شاید خود شما بدون استمرار و بدون تمرکز زیاد نماز خوانده باشید و دیده باشید که به حالتان فرقی نکرد
خلاصه کلام :
مهم توجه و تمرکز روی اصل جهان به صورت مستمر هست
و احساس بهتر شما که موجب حرکت و شادی شما میشه
قرآن با نگفتن سبک این کار یجورایی اصل و فرع را با ما یاد دادن و مارو محدود نکردن
مثل اگر بگیم فقط در این حالت که پیامبرا گفتن ما توجه و تمرکز روی اصل داریم کلا در روز هر سه مرتبه نماز ۳۰ دقیقه هم نمیشه پس بقیه روز چی
ما میتونیم در کل ۲۴ ساعت در حالت نماز باشیم یعنی توجه به اصل جهان و حس خوب فقط اون سه مرتبه یا هر روش دیگه مثل ی گاز زدن ماشین میمونه که بدون اون هم کار میکنه ولی اون گازه کمک کننده هست
وقتی اول صبح قبل هرکاری به خودمون اصل رو یادآوری کنیم در ادامه روز توجه روی سپاسگزاری و دیدن زیبایی ها هست و عوامل محیطی نمیتونن کنترل ذهن مار‌و به دست بگیرن و احتمالش بالاتر هست که توجه و تمرکز ما روی زیبایی ها و حس خوبمون باقی بمونه


4

به نام خداوند رحمان رحیم
سلام علت اشاره نشدن نماز این از دیدگاه من هرکس به یه طریقی با خدای خودش ارتباط می گیره . اون یهودی که با زبان خودش دعا می کنه اون مسیحی که با زبان خودش دعا می کنه اون کسی که هیچ دینی نداره فقط به الله اعتقاد داره اونم نمازه می خونه صلات می کنه .مثلا گنجشک ها تو آسمان مثلا ابرها ها درختان تک تک موجودات عالم دارن تسبیح می کنن و نماز می خونن و صلات می کنن . هر طریقی که تو به خدا نزدیک میکنه حس ارامش می کنی همون صلات تو هست می خوای با رقص و سماع باشه می خواهد با نماز خوندن باشه می خواد با اواز خواندن باشه هر طریقی که خدا نزدیک خود دیدی همون اوکی هست .
…من مسلمانم قبله ام یک گل سرخ…
صدای پای آب
اهل کاشانم
روزگارم بد نیست
تکه نانی دارم خرده هوشی سر سوزن شوقی
مادری دارم بهتراز برگ درخت
دوستانی بهتر از آب روان
و خدایی که دراین نزدیکی است
لای این شب بوها پای آن کاج بلند
روی آگاهی آب روی قانون گیاه
من مسلمانم
قبله ام یک گل سرخ
جانمازم چشمه مهرم نور
دشت سجاده من
من وضو با تپش پنجره ها می گیرم
در نمازم جریان دارد ماه جریان دارد طیف
سنگ از پشت نمازم پیداست
همه ذرات نمازم متبلور شده است
من نمازم را وقتی می خوانم
که اذانش را باد گفته باشد سر گلدسته سرو
من نمازم را پی تکبیره الاحرام علف می خوانم
پی قد قامت موج
کعبه ام بر لب آب
کعبه ام زیر اقاقی هاست
کعبه ام مثل نسیم باغ به باغ می رود شهر به شهر
حجرالاسود من روشنی باغچه است
اهل کاشانم
پیشه ام نقاشی است
گاه گاهی قفسی می سازم با رنگ می فروشم به شما
تا به آواز شقایق که در آن زندانی است
دل تنهایی تان تازه شود
چه خیالی چه خیالی … می دانم
پرده ام بی جان است
خوب می دانم حوض نقاشی من بی ماهی است
اهل کاشانم
نسبم شاید برسد
به گیاهی در هند به سفالینه ای از خک سیلک
نسبم شاید به زنی فاحشه در شهر بخارا برسد
پدرم پشت دو بار آمدن چلچله ها پشت دو برف
پدرم پشت دو خوابیدن در مهتابی
پدرم پشت زمانها مرده است
پدرم وقتی مرد آسمان آبی بود
مادرم بی خبر از خواب پرید خواهرم زیبا شد
پدرم وقتی مرد پاسبان ها همه شاعر بودند
مرد بقال از من پرسید :‌ چند من خربزه می خواهی ؟
من از او پرسیدم : دل خوش سیری چند ؟
پدرم نقاشی می کرد
تار هم می ساخت تار هم میزد
خط خوبی هم داشت
باغ ما در طرف سایه دانایی بود
باغ ما جای گره خوردن احساس و گیاه
باغ ما نقطه برخورد نگاه و قفس و ایینه بود
باغ ما شاید قوسی از دایره سبز سعادت بود
میوه کال خدا را آن روز می جویدم در خواب
آب بی فلسفه می خوردم
توت بی دانش می چیدم
تا اناری ترکی بر می داشت دست فواره خواهش می شد
تا چلویی می خواند سینه از ذوق شنیدن می سوخت
گاه تنهایی صورتش را به پس پنجره می چسبانید
شوق می آمد دست در گردن حس می انداخت
فکر بازی می کرد
زندگی چیزی بود مثل یک بارش عید یک چنار پر سار
زندگی در آن وقت صفی از نور و عروسک بود
یک بغل آزادی بود
زندگی در آن وقت حوض موسیقی بود
طفل پاورچین پاورچین دور شد کم کم در کوچه سنجاقک ها
بار خود را بستم رفتم از شهر خیالات سبک بیرون دلم از غربت سنجاقک پر
من به مهمانی دنیا رفتم
من به دشت اندوه
من به باغ عرفان
من به ایوان چراغانی دانش رفتم
رفتم از پله مذهب بالا
تا ته کوچه شک
تا هوای خنک استغنا
تا شب خیس محبت رفتم
من به دیدار کسی رفتم در آن سر عشق
رفتم ‚ رفتم تا زن
تا چراغ لذت
تا سکوت خواهش
تا صدای پر تنهایی
چیزها دیدم در روی زمین
کودکی دیدم ماه را بو می کرد
قفسی بی در دیدم که در آن روشنی پرپر می زد
نردبانی که از آن عشق می رفت به بام ملکوت
من زنی را دیدم نور در هاون می کوبید
ظهر در سفره آنان نان بود سبزی بود دوری شبنم بود کاسه داغ محبت بود
من گدایی دیدم در به در می رفت آواز چکاوک می خواست
و سپوری که به یک پوسته خربزه می برد نماز
بره ای را دیدم بادبادک می خورد
من الاغی دیدم ینجه را می فهمید
در چراگاه نصیحت گاوی دیدم سیر
شاعری دیدم هنگام خطاب به گل سوسن می گفت شما
من کتابی دیدم واژه هایش همه از جنس بلور
کاغذی دیدم از جنس بهار
موزه ای دیدم دور از سبزه
مسجدی دور از آب
سر بالین فقیهی نومید کوزه ای دیدم لبریز سوال
قاطری دیدم بارش انشا
اشتری دیدم بارش سبد خالی پند و امثال
عارفی دیدم بارش تننا ها یا هو
من قطاری دیدم روشنایی می برد
من قطاری دیدم فقه می بردو چه سنگین می رفت
من قطاری دیدم که سیاست می برد و چه خالی می رفت
من قطاری دیدم تخم نیلوفر و آواز قناری می برد
و هواپیمایی که در آن اوج هزاران پایی
خک از شیشه آن پیدا بود
ککل پوپک
خال های پر پروانه
عکس غوکی در حوض
و عبور مگس از کوچه تنهایی
خواهش روشن یک گنجشک وقتی از روی چناری به زمین می اید
و بلوغ خورشید
و هم آغوشی زیبای عروسک با صبح
پله هایی که به گلخانه شهوت می رفت
پله های که به سردابه الکل می رفت
پله هایی که به قانون فساد گل سرخ
و به ادرک ریاضی حیات
پله هایی که به بام اشراق
پله هایی که به سکوی تجلی می رفت
مادرم آن پایین
استکان ها را در خاطره شط می شست
شهر پیدا بود
رویش هندسی سیمان ‚ آهن ‚ سنگ
سقف بی کفتر صدها اتوبوس
گل فروشی گلهایش را می کرد حراج
در میان دو درخت گل یاس شاعری تابی می بست
پسری سنگ به دیوار دبستان میزد
کودکی هسته زردآلو را روی سجاده بیرنگ پدر تف می کرد
و بزی از خزر نقشه جغرافی آب می خورد
بنددرختی پیدا بود : سینه بندی بی تاب
چرخ یک گاری در حسرت واماندن اسب
اسب در حسرت خوابیدن گاری چی
مردگاریچی در حسرت مرگ
عشق پیدا بود موج پیدا بود
برف پیدابود دوستی پیدا بود
کلمه پیدا بود
آب پیدا بود عکس اشیا در آب
سایه گاه خنک یاخته ها در تف خون
سمت مرطوب حیات
شرق اندوه نهاد بشری
فصل ولگردی در کوچه زن
بوی تنهایی در کوچه فصل
دست تابستان یک بادبزن پیدا بود
سفره دانه به گل
سفر پیچک این خانه به آن خانه
سفر ماه به حوض
فوران گل حسرت از خک
ریزش تک جوان ازدیوار
بارش شبنم روی پل خواب
پرش شادی از خندق مرگ
گذر حادثه از پشت کلام
جنگ یک روزنه با خواهش نور
جنگ یک پله با پای بلند خورشید
جنگ تنهایی بایک آواز
جنگ زیبای گلابی ها با خالی یک زنبیل
جنگ خونین انار و دندان
جنگ نازی ها با ساقه ناز
جنگ طوطی و فصاحت با هم
جنگ پیشانی با سردی مهر
حمله کاشی مسجد به سجود
حمله باد به معراج حباب صابون
حمله لشکر پروانه به برنامه دفع آفات
حمله دسته سنجاقک به صف کارگر لوله کشی
حمله هنگ سیاه قلم نی به حروف سربی
حمله واژه به فک شاعر
فتح یک قرن به دست یک شعر
فتح یک باغ به دست یک سار
فتح یک کوچه به دست دو سلام
فتح یک شهربه دست سه چهار اسب سوار چوبی
فتح یک عید به دست دو عروسک یک توپ
قتل یک جغجغه روی تشک بعد از ظهر
قتل یک قصه سر کوچه خواب
قتل یک غصه به دستور سرود
قتل مهتاب به فرمان نئون
قتل یک بید به دست دولت
قتل یک شاعر افسرده به دست گل یخ
همه ی روی زمین پیدا بود
نظم در کوچه یونان می رفت
جغد در باغ معلق می خواند
باد در گردنه خیبر بافه ای از خس تاریخ به خاور می راند
روی دریاچه آرام نگین قایقی گل می برد
در بنارس سر هر کوچه چراغی ابدی روشن بود
مردمان را دیدم
شهر ها را دیدم
دشت ها را کوهها را دیدم
آب را دیدم خک رادیدم
نور و ظلمت را دیدم
و گیاهان را در نور و گیاهان را در ظلمت دیدم
جانور را در نور ‚ جانور را در ظلمت دیدم
و بشر را در نور و بشر را در ظلمت دیدم
اهل کاشانم اما
شهر من کاشان نیست
شهر من گم شده است
من با تاب من با تب
خانه ای در طرف دیگر شب ساخته ام
من دراین خانه به گم نامی نمنک علف نزدیکم
من صدای نفس باغچه را می شنوم
و صدای ظلمت را وقتی از برگی می ریزد
و صدای سرفه روشنی از پشت درخت
عطسه آب از هر رخنه ی سنگ
چک چک چلچله از سقف بهار
و صدای صاف ‚ باز و بسته شدن پنجره تنهایی
و صدای پک ‚ پوست انداختن مبهم عشق
مترکم شدن ذوق پریدن در بال
و ترک خوردن خودداری روح
من صدای قدم خواهش را می شونم
و صدای پای قانونی خون را در رگ
ضربان سحر چاه کبوترها
تپش قلب شب آدینه
جریان گل میخک در فکر
شیهه پک حقیقت از دور
من صدای وزش ماده را می شنوم
و صدای کفش ایمان را در کوچه شوق
و صدای باران را روی پلک تر عشق
روی موسیقی غمنک بلوغ
روی اواز انارستان ها
و صدای متلاشی شدن شیشه شادی در شب
پاره پاره شدن کاغذ زیبایی
پر و خالی شدن کاسه غربت از باد
من به آغاز زمین نزدیکم
نبض گل ها را می گیرم
آشنا هستم با سرنوشت تر آب عادت سبز درخت
روح من در جهت تازه اشیا جاری است
روح من کم سال است
روح من گاهی از شوق سرفه اش می گیرد
روح من بیکاراست
قطره های باران را ‚ درز آجرها را می شمارد
روح من گاهی مثل یک سنگ سر راه حقیقت دارد
من ندیدم دو صنوبر را با هم دشمن
من ندیدم بیدی سایه اش را بفروشد به زمین
رایگان می بخشد نارون شاخه خود را به کلاغ
هر کجا برگی هست شور من می شکفد
بوته خشخاشی شست و شو داده مرا در سیلان بودن
مثل بال حشره وزن سحر را میدانم
مثل یک گلدان می دهم گوش به موسیقی روییدن
مثل زنبیل پر از میوه تب تند رسیدن دارم
مثل یک میکده در مرز کسالت هستم
مثل یک ساختمان لب دریا نگرانم به کشش های بلند ابدی
تا بخواهی خورشید تا بخواهی پیوند تا بخواهی تکثیر
من به سیبی خشنودم
و به بوییدن یک بوته بابونه
من به یک اینه یک بستگی پک قناعت دارم
من نمی خندم اگر بادکنک می ترکد
و نمی خندم اگر فلسفه ای ماه را نصف می کند
من صدای پر بلدرچین را می شناسم
رنگ های شکم هوبره را اثر پای بز کوهی را
خوب می دانم ریواس کجا می روید
سار کی می اید کبک کی می خواند باز کی می میرد
ماه در خواب بیابان چیست
مرگ در ساقه خواهش
و تمشک لذت زیر دندان هم آغوشی
زندگی رسم خوشایندی است
زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ
پرشی دارد اندازه عشق
زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یادمن و تو برود
زندگی جذبه دستی است که می چیند
زندگی نوبر انجیر سیاه در دهان گس تابستان است
زندگی بعد درخت است به چشم حشره
زندگی تجربه شب پره در تاریکی است
زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد
زندگی سوت قطاری است که درخواب پلی می پیچد
زندگی دیدن یک باغچه از شیشه مسدود هواپیماست
خبر رفتن موشک به فضا
لمس تنهایی ماه
فکر بوییدن گل در کره ای دیگر
زندگی شستن یک بشقاب است
زندگی یافتن سکه دهشاهی در جوی خیابان است
زندگی مجذور اینه است
زندگی گل به توان ابدیت
زندگی ضرب زمین در ضربان دل ما
زندگی هندسه ساده و یکسان نفسهاست
هر کجا هستم باشم
آسمان مال من است
پنجره فکر هوا عشق زیمن مال من است
چه اهمیت دارد
گاه اگر می رویند
قارچ های غربت ؟
من نمی دانم که چرا می گویند : اسب حیوان نجیبی است کبوتر زیباست
و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست
گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد
چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید
واژه ها را باید شست
واژه باید خود باد ‚ واژه باید خود باران باشد
چترها را باید بست
زیر باران باید رفت
فکر را خاطره را زیر باران باید برد
با همه مردم شهر زیر باران باید رفت
دوست را زیر باران باید برد
عشق را زیر باران باید جست
زیر باران باید با زن خوابید
زیر باران باید بازی کرد
زیر باران باید چیز نوشت حرف زد نیلوفر کاشت
زندگی تر شدن پی در پی
زندگی آب تنی کردن در حوضچه کنون است
رخت ها را بکنیم
آب در یک قدمی است
روشنی را بچشیم
شب یک دهکده را وزن کنیم خواب یک آهو را
گرمی لانه لک لک را ادرک کنیم
روی قانون چمن پا نگذاریم
در موستان گره ذایقه را باز کنیم
و دهان را بگشاییم اگر ماه درآمد
و نگوییم که شب چیز بدی است
و نگوییم که شب تاب ندارد خبر از بینش باغ
و بیاریم سبد
ببریم این همه سرخ این همه سبز
صبح ها نان و پنیرک بخوریم
و بکاریم نهالی سر هر پیچ کلام
و بپاشیم میان دو هجا تخم سکوت
و نخوانیم کتابی که در آن باد نمی اید
و کتابی که در آن پوست شبنم تر نیست
و کتابی که در آن یاخته ها بی بعدند
و نخواهیم مگس از سر انگشت طبیعت بپرد
و نخواهیم پلنگ از در خلقت برود بیرون
و بدانیم اگر کرم نبود زندگی چیزی کم داشت
و اگر خنج نبود لطمه می خورد به قانون درخت
و اگر مرگ نبود دست ما در پی چیزی می گشت
و بدانیم اگر نور نبود منطق زنده پرواز دگرگون می شد
و بدانیم که پیش از مرجان خلایی بود در اندیشه دریا ها
و نپرسیم کجاییم
بو کنیم اطلسی تازه بیمارستان را
و نپرسیم که فواره اقبال کجاست
و نپرسیم چرا قلب حقیقت آبی است
و نپرسیم پدرهای پدرها چه نسیمی چه شبی داشته اند
پشت سرنیست فضایی زنده
پشت سر مرغ نمی خواند
پشت سر باد نمی اید
پشت سر پنجره سبز صنوبر بسته است
پشت سر روی همه فرفره ها خک نشسته است
پشت سر خستگی تاریخ است
پشت سر خاطره ی موج به ساحل صدف سرد سکون می ریزد
لب دریا برویم
تور در آب بیندازیم
وبگیریم طراوت را از آب
ریگی از روی زمین برداریم
وزن بودن را احساس کنیم
بد نگوییم به مهتاب اگر تب داریم
دیده ام گاهی در تب ماه می اید پایین
می رسد دست به سقف ملکوت
دیده ام سهره بهتر می خواند
گاه زخمی که به پا داشته ام
زیر و بم های زمین را به من آموخته است
گاه در بستر بیماری من حجم گل چند برابر شده است
و فزون تر شده است قطر نارنج شعاع فانوس
و نترسیم از مرگ
مرگ پایان کبوترنیست
مرگ وارونه یک زنجره نیست
مرگ در ذهن اقاقی جاری است
مرگ در آب و هوای خوش اندیشه نشیمن دارد
مرگ در ذات شب دهکده از صبح سخن می گوید
مرگ با خوشه انگور می اید به دهان
مرگ در حنجره سرخ – گلو می خواند
مرگ مسوول قشنگی پر شاپرک است
مرگ گاهی ریحان می چیند
مرگ گاهی ودکا می نوشد
گاه در سایه نشسته است به ما می نگرد
و همه می دانیم
ریه های لذت پر کسیژن مرگ است
در نبندیم به روی سخن زنده تقدیر که از پشت چپر های صدا می شنویم
پرده را برداریم
بگذاریم که احساس هوایی بخورد
بگذاریم بلوغ زیر هر بوته که می خواهد بیتوته کند
بگذاریم غریزه پی بازی برود
کفش ها رابکند و به دنبال فصول از سر گل ها بپرد
بگذاریم که تنهایی آواز بخواند
چیز بنویسد
به خیابان برود
ساده باشیم
ساده باشیم چه در باجه یک بانک چه در زیر درخت
کار مانیست شناسایی راز گل سرخ
کار ما شاید این است
که در افسون گل سرخ شناور باشیم
پشت دانایی اردو بزنیم
دست در جذبه یک برگ بشوییم و سر خوان برویم
صبح ها وقتی خورشید در می اید متولد بشویم
هیجان ها را پرواز دهیم
روی ادرک ‚ فضا ‚ رنگ صدا پنجره گل نم بزنیم
آسمان را بنشانیم میان دو هجای هستی
ریه را از ابدیت پر و خالی بکنیم
بار دانش را از دوش پرستو به زمین بگذاریم
نام را باز ستانیم از ابر
از چنار از پشه از تابستان
روی پای تر باران به بلندی محبت برویم
در به روی بشر و نور و گیاه و حشره باز کنیم
کار ما شاید این است
که میان گل نیلوفر و قرن
پی آواز حقیقت بدویم
کل طبعیت نوای یا هو به زبان میارن .
دید موسی یک شبانی را به راه
کو همی‌گفت ای گزیننده اله
تو کجایی تا شوم من چاکرت
چارقت دوزم کنم شانه سرت
جامه‌ات شویم شپشهاات کُشم
شیر پیشت آورم ای محتشم
دستکت بوسم بمالم پایکت
وقت خواب آید بروبم جایکت
ای فدای تو همه بزهای من
ای بیادت هیهی و هیهای من
این نمط بیهوده می‌گفت آن شبان
گفت موسی با کی است این ای فلان
گفت با آنکس که ما را آفرید
این زمین و چرخ ازو آمد پدید
گفت موسی های بس مُدبِر شدی
خود مسلمان ناشده کافر شدی
این چه ژاژست این چه کفرست و فشار
پنبه‌ای اندر دهان خود فشار
گند کفر تو جهان را گنده کرد
کفر تو دیبای دین را ژنده کرد
چارق و پاتابه لایق مر تراست
آفتابی را چنینها کی رواست
گر نبندی زین سخن تو حلق را
آتشی آید بسوزد خلق را
آتشی گر نامدست این دود چیست
جان سیه گشته روان مردود چیست
گر همی‌دانی که یزدان داورست
ژاژ و گستاخی ترا چون باورست
دوستی بی‌خرد خود دشمنیست
حق تعالی زین چنین خدمت غنیست
با کی می‌گویی تو این با عم و خال
جسم و حاجت در صفات ذوالجلال
شیر او نوشد که در نشو و نماست
چارق او پوشد که او محتاج پاست
ور برای بنده‌شست این گفت تو
آنک حق گفت او منست و من خود او
آنک گفت انی مرضت لم تعد
من شدم رنجور او تنها نشد
آنک بی یسمع و بی یبصر شده‌ست
در حق آن بنده این هم بیهده‌ست
بی ادب گفتن سخن با خاص حق
دل بمیراند سیه دارد ورق
گر تو مردی را بخوانی فاطمه
گرچه یک جنس‌اند مرد و زن همه
قصد خون تو کند تا ممکنست
گرچه خوش‌خو و حلیم و ساکنست
فاطمه مدحست در حق زنان
مرد را گویی بود زخم سنان
دست و پا در حق ما استایش است
در حق پاکی حق آلایش است
لم یلد لم یولد او را لایق است
والد و مولود را او خالق است
هرچه جسم آمد ولادت وصف اوست
هرچه مولودست او زین سوی جوست
زانک از کون و فساد است و مهین
حادثست و محدثی خواهد یقین
گفت ای موسی دهانم دوختی
وز پشیمانی تو جانم سوختی
جامه را بدرید و آهی کرد تفت
سر نهاد اندر بیابانی و رفت
 
 
 
آتشی از عشق در خود برفروز
 
سر به سر فکر و عبارت را بسوز
 
 
 
موسیا آداب دانان دیگرند
 
سوخته جان و روانان دیگرند
 
 
 
عاشقا ن را هر زمان سوزید نی است
 
بر ده ویران خراج و عشر نیست
 
 
 
گر خطا گوید ورا خاطی مگو
 
گر شود پر خون شهید آن را مشو
 
 
 
خون شهیدان را از آب اولی تر است
 
این خطا از صد صواب اولی تراست
 
 
 
در درون کعبه رسم قبله نیست
 
چه غم ار غواص را پا چیله نیست



1

1 سال پیش

نماز خواندن به عنوان وظیفه شرعی اصول و َشرایطی داره که اصول کلی در قرآن گفته شده و جزئیاتش هم پیامبر گفته که وظیفه ماست به درستی و طبق اصول که گفته شده انجام دهیم تا واجبات خودمون رل انجام دهیم تشکر

7

سلام
نماز ب معنای توجه کردن هست و هرکس ب صورت شخصی با خدا ارتباط برقرار میکنه .
همه ب یک شکل با خدا ارتباط برقرار نمیکنن
مثلا خود من مثل خیلی از مردم ایران دولا و راست میشن و مثل ربات ی سری چیز هارو میگن و فککک میکنن دارن واجبات رو ب جا میارن ، با خدا ارتباط برقرار نمیکنم
من اون جوری ک راحتم اون جوری ک میفهممش
میدونی اون جوری ک خودمو و خودشیم
اون جوری ک با هم رفیق هستیم باهاش ارتباط برقرار میکنم
و هر کس دیگه ای ب ی شکل دیگه
بخاطر همینه ک توی قران نگفته ک اقااا دولا و راست بشین چون این اصلا مهم نیست
نحوه ی ارتباط با خدا مهم نیست مهم اون احساس خوب بین رابطس مهم اون ارامشس مهم اون احساس شادیه ن اون روش خاص
و اینا جزء حواشین دوست من
این روش خاص نماز و دولا و راست شدن و …. اینا چیزایین ک ماها خیلییی روشون حساسیم ولی متاسفانه روی اون چیزی ک باید تمرکز داشته باشیم نداریم
پس دنبال اصل باشیم ن حاشیه
روش عبادت و توجه ب خدا مهم نیست
اینا ی چیز شخصیه و برای هرکس متفاوته
ولی اون آرامشه اون احساس نزدیکی ب خدا مهمه
شاد باشید


0

به نظر من نماز روش کاملی برای عبادت خداوند هست یعنی گرفتن انرژی الهی از منبع اصیل اون اگر درست انجام بدیم برای ادامه حیاط، کسب اگاهی، رشد و تکامل یافتن و باید اینو گفت که البته تو قران به اون اشاراتی شده مثلا وقتی در جنگ به افرادی که درجنگ هستند میگن میتونید نماز تونو کوتاه کنید پس شکل اون مشخص بوده که دستور به کوتاه تر شدن داده شده و یا زمان نماز صبح ظهر و اعشا گفته شده و عملا نماز و زمان نماز، وضو گرفتن و امادگی برای اون گفته شده اما چون نماز از قبل توسط پیامبر انجام داده می‌شده نیاز به توضیح نبوده همون زمانی که حضرت محمد ص هنوز پیامبر نبود اما در غار حرا عبادت می کرد اما روش عبادت همون روش حضرت ابراهیم هست که در زمان جاهلیت با گذشت زمان برای بت ها انجام می شده و پیامبر هم از همون روش ها الگوبرداری کردن البته برای خداوند و عملا قیام پیامبر برای مبارزه با خرافات دین حضرت ابراهیم بوده و بازگشت مردم به خدا پرستی با همون روش های گذشتگان و حضرت ابراهیم ع



2

2 سال پیش

اگر نماز قبل از پیامبر هم به همین شیوه بوده پس چرا اهل شیعه و سنی متفاوت نماز میخونند؟


1 سال پیش

 و اما درباره روش عبادت، باید دانست شخصیتی مانند پیامبر(ص) بهتر از دیگران می دانسته كه چه روشی مناسب تر است. علاوه بر اینكه در این گونه موارد مهم حتی خود پیامبر(ص) به تعلیم الهی و از طریق جبرئیل امین روش وضو و نماز را فرا می گرفته است و در حقیقت برای عبادت واقعی باید از جهت شكل و محتوا تابع ایشان بود.

در متون اهل سنت آمده است: «ابو حمید ساعدی صحابی بزرگ برای گروهی از صحابه كه در میان آنان ابو هریره و صحابه دیگر نیز حضور داشتند، كیفیت انجام نماز را از رسول خدا (ص) حكایت كرد و نیز از مستحبات ریز و درشت آن نام برد، ولی از چنین عملی یعنی دست روی دست نهادن در نماز سخن به میان نیاورده». (1)

اگر شیوه پیامبر اكرم (ص) چنین بود، او یادآور می شد و یا حاضران تذكر می دادند. مشابه حدیث ابوحمید ساعدی از زبان امام صادق (ع) به وسیله حماد بن عیسی نیز در كتاب های شیعه نقل شده است. (2)

بیهقی از محدثان برجسته اهل سنت در سنن خود می گوید: از حدیث سهل بن سعد استفاده می شود كه دست بسته نماز خواندن بعد از پیامبر به وجود آمده است… .(3)

7

سلام عزیزم هرجور که لذت میبری با خدا ارتباط برقرار کن حتی اگه تو قرآن هم اومده بود بازم با شمشیر بالا سرت وانمیستاد که اگه نخونی فلانت میکنم ما با اعتقاداتمون اصلا بخدا بابت زورگوییهاش توهین میکنیم تو قانون خدا زور نداریم تو قوانین خدا لذت بردن و کمک کردن و عشق ورزیدن و انسانیت و سپاسگذاری وجود داره خدا از قدرتش برای زور گفتن به ما استفاده نمیکنه ترسها را کنار بزاریم باهاش رفیق بشیم هی آیه و حدیث واسه توجیه عقایدمون نیارییم اونم تازه اونطور که دلمون میخواد ازشون برداشت میکنیم
تو قران نیومده چون نمیخواست تمام عمرتا هرروز وایستی جلوش و دولا راست بشی بعد اخرش که تموم شد بگی اخیش راحت شدم
شما هر وقت حال بهت داد نماز بخون نداد و حالت خوب نبود یجور دیگه ارتباط برقرار کن


0

سلام
من با نظرات دوستان موافق نیستم
چون اگه علتش این باشه که هر کسی به شکل خودش میتونه با خدا ارتباط برقرار کنه طبق ایین و دین بقیه، پس این قضیه در مورد بقیه احکام مثل روزه و .. هم همینه و نباید اونها هم با جزیات در قرآن گفته میشده!
اگه توجه بفرمایید، نماز مهمترین رکن دین اسلامه یعنی اگه بخواهیم توی احکام نماز و روزه و حج و … بگیم از همه مهمتر کدومه ؟ قطعا همه جواب میدن نمازه!
این علتم که هر کسی میتونه طبق روش خودش نماز بخونه خیلی اشتباه چون اینطوری هر کسی هم باید طبق روش خودش روزه میگرفت! یکی مثلا تا اذان ظهر میگرفت و یکی دیگه جور دیگه، چون طبق این نظریه راهی ارتباط و پرستش خدا مختلفه!!!
پس این نظریه کلا به نظر من اشتباهه
اینم که خدا جزیات همه احکام رو نمیتونسته توی قران بگه قبول ولی اینکه مهمترین احکام رو نگفته بخاطر این موضوع کلا رده!
در صورتی که اکثر احکام با جزئیات کامل توی قرآن ذکر شده پس چرا نماز (مهمترین احکام دین) در قرآن با جزیات ذکر نشده؟؟؟
به نظر من خدا با بیان نکردن جزیات نماز میخواسته اینو به بندهاش بگه که اصلها مهم هستن نه جزییات!
الان هر مذهبی داره توی تعداد رکت ها و نحوه خواندن نماز تفکر خودشو به کار میبره
مثلا سنی ها دست بسته نماز میخونن و شیعه ها این رو قبول ندارن. اینها همه جزئیات خدا با این نکته می خواسته بگه بنده های من مثل ربات نباید یه کار خاص رو تکرار کنید بلکه باید به اصول گفته شده در قرآن توجه کنید نه جزئیاتش!


8

من نظر چندتا از دوستانو خوندم فوق العاده بود
و قلبم ازم خواست چیزایی رو خودمم از بقیه یاد گرفتم بگم شاید قلب های دیگه ای به شنیدنش نیاز داشته باشن
سوال اول :چرا باید روبه خانه خدا نماز بخونیم :چون بزرگترین کانون انرژی زمینه و اتفاقی خانه خدا اونجا ساخته نشده
سوال دوم:این حرکتای که داخل نماز میزنیم مثل سجده و رکوع واسه چیه چرا سمت خانه خدا همه چیزایی که میخوایم بگیمو پشت سرهم نمیگیم؟
دوستان عزیزم داخل بدن ما هفت چاکرا انرژی هست و کلی کانال های فرعی انرژی اصلا بخاطر همین هست رو به بزرگترین کانون انرژی زمین نماز می‌خونیم حتما خودتون راجب هفت چاکرا اصلی بخونید که شگفت زده میشید از این همه دم و دستگاه فوق العاده در بدنتون
حالا این سجده و رکوع و ایستاده حالت قنوت باعث میشه این چاکراهای انرژی فعال بشن و ازطرفیم داخل قرآن نوشته شیطان از چهار جهت روبه رو پشت سر و چپ و راست به ما هر لحظه حمله میکنه اما وقتی سرمونو رو زمین میزاریم یعنی جهت پایین دیگه نمیتونه چون به منبع انرژی زمین وصل میشیم و در حالت ایستاده رو به بالا دستامونو میگیریم بازم دیگه کاری از دستش برنمیاد پس خدا مغرور نیست که نیاز داشته باشه ما براش سجده کنیم بلکه اینکارا واسه این هستش سطح انرژی خودمونو بالا ببریم و آماده در این دنیا زندگی کنیم


10

سلامممم به همه عزیزان
این سوال ۷ سال پیش پرسیده شده، ولی من باز میگم تا افراد جدید بخونن و استفاده کنن
تاحالا به این نکته توجه کردید که چرا اکثر عرفا دائم الوضو بودن؟
یا اینکه خدا توی قرآن میگه از طلوع خورشید تا غروب خورشید نماز رو بر پا دارید؟
یا اینکه آیا همه پیامبران یه جور نماز میخوندن؟
یا آیا همه انسان فقط به یه روش به خدا نزدیک میشن؟
جواب سوال اول: نماز یعنی توجه کردن به زیبایی هایی که خدا در این جهان برای ما قرار داده تا با اون زیبایی ها به الله برسیم و خودمون رو خیلی بیشتر بهش نزدیک کنیم
نماز یه چیز دائمی هستش . و اصلا ما توی قرآن داریم لا اکراه فی الدین. قد تبین رشد من الغی. اومدن ترجمه کردن اکراهی در انتخاب دین نیست. شما کلمه انتخاب میبینید در ایه؟ نه
یعنی اقااااااا، اجباری توی دین وجود نداره! راه رشد از غی مشخصه! یه به قول قران: سعی و تلاش شما متفاوته!
به همین خاطر این قبیل احکام توضیح داده نشده در قرآن!
روزه هم همینه. روزه میتونه نخوردن و نیاشامیدن باشه. میتونه روزه افکار باشه و …
نماز هم همینه
خیلییییییی از این چیزایی که از بچگی توی سرمون کردن اشتباهه!
باقی تحقیقات رو میسپرم به خودتون . هرطور که فکرمیکنی شما رو به خدا نزدیک تر میکنه، و فرکانس هات رو مثبت میکنه، و باعث میشه لذت ببری از نمازت و زندگی ات، همون راه رو انتخاب کن



1

4 سال پیش

سلام به دوستان درقرآن آمده زمانهای مشخص شده . حرکات نماز مثل اجرای موسیقی هستش رکوع به خاک نگاه میکنی سجده در خاک میفتی دوباره زنده می شوی. اگه این حرکات ازقلب باشه با پروردگار عشق بازی میکنی در چند نوبت وسر قرارمیری همیشه پاکیزه هستی معنی جملاتهم بدونی صفا میکنی حالت خوبه اگه وقت نداشتی طبق قرآن سواره هم بودی اشغال نداره حضور دائم قلب باشه یه چیز دیگه است کسی عاشق باشه دنبال تفسیر نمیره هرثانیه نماز میخونه با روشی که دوست داره مهم عشق بازی با خداست عاشقتم استاد بااین سایت که عشق بازی بچه ها رو تکامل میدی رشدمیکنیم خانم شایسته مهربون باتشکر وبچهای سایت

15

سلام دوست عزیز
اگه نماز ستون دین هست ، چطور ممکنه در قرآن خدا اشاره ای نکنه
چرا قرآن نباید موضوع به این مهمی رو توضیح نده
ولی در مورد حج، دیه و… توضیح داده شده

چون ارتباط با خدا فرمول خاصی نداره و هر کس باید راه ارتباطیش رو خودش پیدا کنه



1

مشکل اینجاست که فقط شنیدم و نخونیدم درقران اشارهاهی روشن داره و از چرخش پیامبر رو به مکه بگیرین که قبله رو‌و اهمیتشو میگه و در جنگ کوتاه کردن نماز و …

13

سلام دوست عزیزم ،،کاملا صحیح فرمودید ،معنی صلاه همون توجه کردنه ،،همون نماز که همه ماهم میخونیم یعنی توجه میکنیم ،حالا چه مشکلی داره به صورت که همیشه نماز میخوندی ،نماز بخونی وتوجه کنی به قدرت مطلق ،،نماز رو ادامه بده ،البته این نظر شخصی بنده ست ،اتفاقا حالا که با این سایت اشناشدی و روی باور هات کار کردی ،باید خوندن نماز برات راحت تر باشه ،،من که قبلا عذاب میکشیدم موقع نماز ،اما بعد از کار رو باور هام ،الان باعشق وحال بهتری میخونم


12

سلام دوستان
من تا جایی که تونستم نظراتتون خوندم همه عالی و آگاهی دهنده بود. به نظر منم اون چیزی که از نماز درک کردم ارتباط مستقیم برقرار کردن با خداونده البته که اینو هممون میدونیم ولی ما توی تمام روز ذهن و فکرمون کامل از مسائل روزمرمون پرشده و نمیتونیم ذهنمون خالی کنیم تا بتونیم روی اهداف و خواسته هامون تمرکز کنیم ولی وقتی نماز میخونیم اگر همونجوری که پیامبر و امامامون گفتن با تمرکز کامل روی معانی نماز باشیم و به هیچ چیز دیگه ای فکر نکنیم اولا اینکه ذهنمون خالی میشه و تمام عبارات نماز مثل جملات تاکیدی روی روح و جانمون اثر میزاره و دعایی که میکنیم مستقیم به انرژی منبع وصل میشه و هم اینکه به خاطر خالی شدن ذهنمون از افکار آرامش میگیریم مثل آرامشی که بعد از یوگا بهمون دست میده و این صبح و طهر و شب خوندن نماز هم به خاطر یاد آوری همین آرامشه اگر البته یاد بگیریم که درست و با آرامش و با کامل خالی کردن ذهنمون نماز بخونیم ،چون ما نا خداگاه به خاطر شلوغی ذهنمون اون آرامشی که برای ارتباط همیشگی با خداوند لازم داریم را نداریم پس سه وعده نماز خوندن در روز فقط و فقط به خاطر خودمون و خودمونه و به اعتقاد من توی اون دنیا به خاطر نماز نخوندن از ما باز خواستی نخواهد شد (و مثل اینه که به ما بگن چرا شبا شام نخوردی پس باید بری به جهنم) ولی وقتی که ما نماز میخونیم جز اینکه آرامش میگیریم و انسان بهتری میشیم(چون آدمی که اعتقاد داره رفتار بهتری هم داره) به خاطر اتصال با خداوند باورمون هم روز به روز قویتر میشه پس به دعاهایی که بعد از نماز میکنیم هم اگر به صلاحمون باشه و توی مدار و مسیرش باشیم میرسیم .



1

سلام دوست عزیزم.پاسخی که دادید بسیار بسیار عالی بود و استفاده کردم.فقط جمله ی آخر با آموزه هایی که اسنتد عزیز به ما هدیه کردن جور در نمیاد و صلاح ما بسته به فرکانس ما و عمل کردن ما و باورهای ماست و خداوند جهان رو طوری طراحی کرده که هر چه بخواهیم با رعایت قوانینش حتما بهش میرسیم.

به امید هدایت روز افزون ما و تعهد پابرجای ما.

الهی همیشه آگاه و موفق باشیم همگی.❤❤❤

59

با سلام خدمت دوستان عزیزم
به دستان خدا خیره شدم معجزه کرد
دوستان عزیزم این متنی که میخوام بنویسم کاملا برداشت من هست و هیچ مقاومتی درموردش ندارم قبل از این که بخوام برداشت خودم را بگم دوست دارم یک چیز که الان بهم گفته شد رو بهتون بگم داشتم درمورد سوال پرسیدن فکر میکردم وایجاد ارتباط با خداوند که یکدفعه بهم گفته شد که به لبتابت نگاه کن الان به وایفای گوشیت وصل هست ولی هیچ صفحه ای باز نیست و هیچ چیزی سرچ نشده ما هم همیشه به خداوند وصل هستیم ارتباط قطع نیست فقط سوالی پرسیده نشده آره چیزی سرچ نکردیم وگرنه خداوند سریع الجواب هست
یک روز داشتم نماز میخواندم بعد از نماز ازخدای خودم پرسیدم این حرکات نماز یعنی چی چرا اینطوری نماز میخوانیم باورتان نمیشود چند دقیقه نشد شروع شد جواب بود که میآمد داشتم پردرمیآوردم واشک میریختم جوابش این بود
نماز مسیر زندگی انسان هاست وقرآن کتاب راهنمای آن
مسیر زندگی انسان چیست:
به دنیا میاد >> زندگی راشروع میکند >> جوان میشود >> پیرمیشود>> میمیرد>> به خاک سپرده میشود>>ازخاک بیرون میآید >> دوباره میمیرد>>قیامت میشود>> به اعمال رسیدگی میشود>> نامه اعمال داده میشود>>شکرگزاری خداوند میکند >>وارد بهشت میشود به درآنجا همه پیامبران و پاکان منتظر اوهستن و با وارد شدن به بهشت به آنها سلام میکنند
آره دوستان حالا نماز را در نظر بگیریم با این مسیر زیبا
اول منتظر هستیم تا اذان و اقامه خوانده شود (قبل از به دنیا آمدن )بعدبلند میشویم و نیت میکنیم (به دنیا آمدیم )وشروع به خواندن میکنیم (دوران کودکی و نوجوانی و جوانی که باید هرلحظه حمد خداوند گفت) بعد به رکوع میریم (دوران پیری)بعد برمیخیزیم (مرگ و جداشدن روح)بعدبه سجده میرویم (جسممان دفن میشود) بعد سرازمهر برمیداریم (صور اول اسرافیل)دوباره سر برخاک میزاریم (صوردوم)ودوباره از سجده بلند میشیم و میایستیم (قیامت) همه درحال حمد و سپاسگزاری خداوند هستیم و بررسی اعمالمان و لحظه ای دریافت نامه ای اعمال میشود ( قنوت تنها جایی از نماز که هر کسی میواند به زبان خودش باخداوند راز ونیاز کند) و نامه اعمال را دردستمان میگذارند و خداوند را شکر گذاری میکنیم ودر برابرش به رکوع وسجده میافتیم وبعد ازآن موقع وارد شدن به بهشت است ودر بهشت همه پیامبران و پاکان منتظرمان هستند و این از بهترین نقطه های نماز هست دقت کردین چرا درانتهای نماز بجای خداحافظی ، سلام میدیم آره چون داریم وارد بهشت میشیم و همه منتظر ما هستند و با وارد شدن به همه آنها سلام میدیم
آره دوستا من از خدای خودم پرسیدم و اینطور بهم جواب داد و کلی حال کردم وساعت ها گریه کردم
سوالاتمان را از خودش بپرسیم باورکنید که ما وصل هستیم فقط کافه سرچ کنیم و جوابهای ناب را دریافت کنیم
هدایت ما به عهدهای خداوند است به شرطی که فقط او رابپرستیم و تنها از او بخواهیم
دوستون دارم خیلی زیاد



5

5 سال پیش

خیلی زیبا بود، ممنونم

همیشه در مورد سلام آخر نماز سوال داشتم.

فوقدالعاده بود تا حالا اینجوری بش نگاه نکرده بودم😌


4 سال پیش

فوق العاده بود تا به حال چنین نگاهی نداشتم نسبت به این موضوع 🥰💓


3 سال پیش

جواد عزیز لذت بردم و نوشته هات عالی بود👍👍👌👌👏👏👏🥰🥰 و تحسین میکنم و آفرین میگم بهت که عاشقانه از خدا پرسیدی و قربونش برم خداهم چه جواب نابی بهت داد ،من هم دوهفتس که به صورت جدی و تمرکزی دارم قرآن رو بامعنی و تامل زیاد میخونم قبل از خوندن معنی ها به خدا میگم اگه سوالی برام میش اومد خودت همون موقع جوابشو بهم بده و شروع میکنم سوالمو تو یادداشتهای گوشیم مینوسیم و خیلی موقع ها باورتون نمیشه همون لحضه انگار جوابش از ذهنم رد میشه


2 سال پیش

سلام دوست عزیزم

وای من هرلحظه دارم ب پاسخ های بهتر و واضح تری میرسم

هم از جواب شما شوکه شدم هم چشام پراز اشکه

چقدرنظری ک درمورد نماز دادین ب حقیقت نزدیکتره

من مات و مبهوت شدم

ک واقعا چرا ماکه همیشه ب خدا وصلیم از خودش نمیپرسیم

واقعا ازتون ممنون و سپاسگزارم

همیشه بدرخشید

21

سلام به همه ی دوستان عزیز…
من حدودا نصف کامنت های دوستان رو در باب این سوال خوندم، عالی بود واقعا در کناره مواردی که دوستان گفتن اینم بگم من.
همه ی ما میدونیم از گذشتگان یکسری اطلاعات نادرست درباره دین و دیانت و مذهب و اصولی به ما گفته شده، اما من حتی یک نکته ی مثبته عمیق رو هم از افکار گذشتگان که به من رسیده رو هم پیدا نکردم. همه چیز فرق میکنه همه چیز.
میخوام نکته ای رو بگم که خیلی خیلی کم شنیدم در موردش و خیلی سادست. من فقط فکر پیامبران ابراهیم و محمد رو خوندم. چیزی که مدت ها بهش فکر کردم، و به نتیجه رسیدم اینه:
دلیل اینکه در سه وعده (صبح،ظهر،شب) نماز خونده میشه چیه؟ جواب ما انرژیه فوق العادست. صبح زود که خورشید طلوع میکنه یه انرژی بی نظیری رو منتقل میکنه به آدم و اون زمان، زمان مناسبیه برای نماز خوندن(با توجه به اینکه انسان ها زبان های مختلفی دارند و با زبان مخصوص به خودشون میتونن با خدا حرف بزنن و فرکانس فوق العاده ای بفرستند و جواب بگیرند).
ظهر زمانی که خورشید بالای سر شماست، و همچنین شب زمانی که خورشید غروب میکنه برای ایجاد فرکانس های مثبت عالیه و حال خوب رو به شما تزریق میکنه پس ما در این 3 زمان ارتعاش بالا رو تجربه میکنیم. یعنی سطح انرژی بالاست. در هرکجای این کره خاکی که ایستاده باشید صدق میکنه.
چرا قبله به سمت کعبه هستش؟ مگه نمیگیم خداوند همه چیزه ، خداوند اول است خداوند آخر است؟چرا رو به کعبه میشیم؟
دوباره برمیگردیم به انرژی و ارتعاش بالا. کعبه یکی از مکان های پر انرژی بر روی این کره خاکیه. جاییه که ابراهیم اونو ساخته. بت ها رو شکست بدون هیچ ترسی(ایمان به خدا) و کعبه رو بنا کرد. به نظرم خارق العادست. ببینید خودمم هرجور فکر میکنم استدلالی مناسبی برای این موضوع پیدا نکردم به غیراین که گفتم. هیچ جایی هم که به ما اینجور مسائل رو نگفتند. درک این جور مسائل در گرو ذهن خودمون و توکل به خالق هستیه که بخواییم راهو نشون بده.
همه چیز انرژیه همه چیز. من فکر میکنم اون چیزی که به پیامبرانمون محمد و ابراهیم الهام شده این مکان و زمان هاست که در اون جا و اون لحظات انرژی بالاست؛ فرکانس مثبتی فرستاده میشه و انرژیه اونو دریافت میکنید. اونجاست ارتعاش شما بالاست و ذهن و روح شما پذیرای نجواهای خوب، اتفاقات خوب،فرکانس های خوب و از همه مهم تر حال خوب و اروم که نکته حائز اهمیت این مسئله هم دریافت حال خوب داشتنه.
اینایی که گفتم یه بخش کوچیکی بود در مورد نحوه نماز خوندن به اون شکلی که پیامبرمون حضرت محمد و… میخوندند. امروزه هم اینکارو میکنن ولی تاجایی که دیدم فقط نشستن پاشدنه؛ بدون آگاهی کاری را انجام دادن انسان رو از حرکت بازمیداره. خیلیا به شکل اونچیزی که پیامبر انجام میداد نماز میخونن ولی آیا انرژی دریافت میکنند؟ همواره حالشون خوبه؟ آیا هنوز قدرت دیگری را در کنار قدرت خدا قرار میدهند؟
حتما یک بارم شده برید بالای پشت بوم در زمان طلوع خورشید میبینید که هم انرژی بهتری داره هم راحت تر و آزاد تر هستید و شروع کنید به ایجاد افکار و تکرار باور ها.(یعنی نماز)
کلام آخر: نماز خوندن یعنی حال خوب داشتن, انرژِی گرفتن و فرکانس مناسب فرستادن,با خالق حرف زدن،یعنی کنترل ورودی ذهن که نتیجش میشه آرامش و زندگیه خوب.
درپناه خداوند.


-1

سلام دوست خوبم
خیلی از احکام در قرآن به صورت کلی ذکر شده و به جزییات پرداخته نشده و مثل مبطلات روزه و شیوه ی کامل حج کردن یا زکات دادن ووووو..
و در این موارد پیامبر گرامی اسلام برای ما شیوه ی کامل این احکام رو توضیح دادن (و ما ینطق عن الهوى إن هو إلا وحی یوحی) پیامبر هر سخنی بگویند وحی از جانب خداوند
پس باید به روش پیامبر نماز خواند


15

بنام الله یکتا آنکه مطلق ملک هستی ایست
دوست من مجدد سلام
از اونجایی که بنده چند وقته دنبال کوبیدن باورهایم که بر اثر باور پدر ‌مادر و معلم و جامعه برام ایجاد شده بود تصمیم ب تحقیق از طریق الهامات و شهود پروردگار گرفتم که اگر خودم ب باور برسم دیگه هیچ حرف و سخنی منو از مسیرم خارج نخواهد کرد و من گمراه نخواهم شد واز نو ساختن باورهام بخاطر قوی شدن ایمانم ب خداوند ،

واینکه بشناسم من چه خدایی را پرستش و عبادت میکنم واینکه چرا ب زبان عربی من هر لحظه او را سجده و سپاس میگویم

چرا قرآن به زبان عربی است و چرا به زبان دیگری نیست؟
پاسخ اجمالی

زبان، مهم ترین وسیله برای برقراری ارتباط بین انسان هاست. خداوند این توانایی بر تکلّم و صحبت کردن را از نعمت های بزرگ خود برمی شمارد که در ابتدای سوره ی الرحمن به آن اشاره می کند. پیامبرانی را که خداوند برای هدایت انسان ها مبعوث می فرمود باید برای ارتباط با قوم خود به زبان همان قومی که در میان آنها مبعوث شده اند صحبت می کردند و دستورات اخلاقی و احکام و عقاید را به همان زبان برایشان بیان می کردند. با توجه به شرایط قبل از بعثت در میان جاهلیّت عرب، خداوند پیامبراکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) را در میان قوم عرب مبعوث فرمود، پس باید به زبان آنها صحبت کرده و معجزه ای می آورد که قابل فهم باشد. لذا قرآن، معجزه ی پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم )، نیز به زبان عربی نازل شد. اگر چه نباید خصوصیات ذاتی زبان عربی، از جمله قانون مند بودن قالب های فصاحت و بلاغت بسیار آن و … را نادیده گرفت.

اما سؤال دیگر این است که چرا آخرین پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) خدا عرب زبان بود، تا به دنبال آن، کتابش نیز به زبان عربی باشد؟ در پاسخ باید گفت: با توجه به این که عرب ها مردمی هستند که به زبان، راه و روش و آیین و نسب خود تعصب خاصی دارند (عامل درونی حفظ) و در طول تاریخ، هیچ حکومت و سلطه ی خارجی هم نتوانسته آنان را به تغییر زبان مجبور کند(عدم عامل بیرونی برای تغییر) و امکانات فراوان زبان عربی برای بیان بیشترین حجم از مطالب در کمترین حجم از الفاظ بدون ابهام گویی و نارسایی، سرزمین حجاز و زبان عربی، بهترین راه دفاع طبیعی و غیر خارق العاده از دین و بقای دین خاتم و کتاب ایشان بود. بنابراین، یکی از دلایل نازل شدن قرآن به زبان عربی، حفظ و صیانت ابدی آن بوده است.
یکی از سنّت های خداوند، فرستادن رسولانی است برای هدایت انسان ها. پیامبران نیز در برخورد با انسان ها به زبان مردم آن منطقه ای که برای آنها مبعوث شده اند، صحبت می کردند؛ زیرا زبان، تنها راه ارتباط انسان هاست و پیامبران نیز باید با مردم ارتباط داشته باشند. تکلّم پیامبران به زبان قوم، یکی از دیگر سنّت های حتمی الاهی است. خداوند می فرماید: «ما هیچ رسولی نفرستادیم مگر آن که به لسان قومش صحبت می کرد… .».[1] این سنت حتی در مورد پیامبرانی که دعوتی جهان شمول داشتند نیز صادق است، اگر چه برای هدایت تمام خلق مبعوث شده باشند، مانند پیامبران اولوالعزم، ولی به زبان قومی صحبت می کنند که در ابتدای بعثت در آن جا مبعوث شده اند که اگر غیر از این بود شریعت آن پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) حتی در میان قومی که در آن مبعوث شده بود مورد فهم و قبول واقع نمی شد.

قرآن، حقیقتی فراتر از زبان است و قبل از آن که به زبان عربی درآید، در مرحله ای از هستی وجود داشته که در آن مرحله، عقول بشر به آن دسترسی نداشت. خداوند آن را از موطن اصلی اش پایین آورده و در خور فهم بشر کرده و به لباس واژه ی عربیت در آورد به این امید که عقول بشر با آن انس بگیرد و حقایقش را بفهمد.[2]

پس لبّ و اصل قرآن، فراتر از زبان و گنجانده شدن در زبان خاصی است، امّا درباره ی این که چرا به زبان عربی نازل شده، باید گفت: جدا از خصوصیات ذاتی زبان عربی که این زبان را زبانی قانون مند و در قلّه ی فصاحت و بلاغت در بین زبان ها قرار داده است، پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) اسلام بر قومی مبعوث شد که به زبان عربی سخن می گفتند و ایشان برای ابلاغ پیام خداوند، باید معجزه ای قابل فهم برای آنان ارائه می کرد تا او را انکار نکنند، به خدا ایمان آورند و در راه گسترش دین تلاش کنند. البته این قابل فهم بودن به معنای فهم همه ی حقائق قرآن نیست؛ چرا که حقائقش نامحدود است، بلکه فهم زبان و فهم اجمالی بعضی از حقائق، مورد نظر است.

مردم جاهلیت عرب قبل از بعثت، در پست ترین شرایط زندگی می کردند به همین خاطر، خداوند پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) را در میان قوم عرب برانگیخت. علی ( علیه السلام ) در مورد شرایط جاهلیت قبل از اسلام و آمدن پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) می فرماید: «خدا پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) اسلام را به هنگامی مبعوث فرمود که مردم در حیرت و سرگردانی بودند، در فتنه ها به سر می بردند، هوای و هوس بر آنها چیره شده، و خود بزرگ بینی و تکبّر به لغزش های فراوانشان کشانده بود، و نادانی های جاهلیت، پست و خوارشان کرده، و در امور زندگی حیران و سرگردان بودند و بلای جهل و نادانی دامنگیرشان بود، پس پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) در نصیحت و خیر خواهی، نهایت تلاش را کرد و آنان را به راه راست راهنمایی، و از راه حکمت و موعظه ی نیکو، مردم را به خدا دعوت فرمود».[3]

وجود این شرایط، باعث شد که پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) در میان قوم عرب برانگیخته شود، پس باید قرآن به زبان عربی می بود، نه به دیگر زبان ها. ولی آنچه مهم است بهره گیری از قرآن است که منحصر به عرب زبانان نیست. خداوند می فرماید: «اگر ما قران را غیر عربی نازل می کردیم آن وقت عرب ها می گفتند چرا آیاتش به روشنی بیان نشده است و چرا با عرب به زبان غیر عربی و یا غیر فصیح صحبت می کند. بگو: این قرآن برای کسانی است که ایمان بیاورند که اگر عرب باشند و یا غیر عرب، قرآن برای آنان هدایت و شفا است و کسانی که ایمان نمی آورند، در حقیقت گوششان دچار سنگینی شده و همین قرآن مایه ی کوری آنان است و به همین جهت در قیامت از فاصله ای دور ندا می شوند».[4]

اما امکان دارد سؤال دیگری پیش آید که چرا آخرین پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) خدا عرب زبان بود تا به دنبال آن کتابش نیز به زبان عربی باشد؟ چرا این توفیق نصیب فارس ها و … نشد؟

در این جا باید چند نکته را ذکر کرده و سپس جواب دهیم:

الف: وقتی سخن از آخرین پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) است باید عده ای باشند که پیام را دریافت کرده و به خوبی از آن نگهبانی کنند (عامل درونی حفظ).

ب: از طرفی عده ای همیشه درصدد از بین بردن دین و نگهبانان آن هستند، همان طور که در تاریخ همه ی انبیا مشاهده می کنیم (عامل بیرونی برای تغییر)، بنابراین باید راهکاری برای مقابله با این مشکل اندیشیده شود.

ج: از طرفی بنا نیست که پیوسته – خصوصاً بعد از وفات پیامبراکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم )- با معجزه و کارهای خارق العاده از دین و قرآن محافظت شود.

با توجه به این مقدمات، به سراغ انسان ها و محیط زندگی آنان می رویم، تا ببینیم در کدام محیط و کدام شرایط، این نکات بیشتر قابل تحقق است.

اوّلاً: عرب ها مردمی هستند که به زبان، راه و روش و آیین و نسب خود تعصب خاصی دارند، به طوری که نمی توان آنها را از زبان و فرهنگ خود جدا کرد. حتی در این دوره هم بعد از این همه تبلیغات انترناسیونالیستی حاضرنشدند لباس سنتی خود را کنار بگذارند (عامل درونی حفظ).

ثانیاً: عرب های حجاز به گونه ای بودند که نه تنها خود از زبان مادری شان دست بردار نبودند، بلکه در طول تاریخ، هیچ حکومت و سلطه ی خارجی هم نتوانست آنان را به این کار مجبور کند؛ یعنی، از بیرون تأثیر نمی پذیرفتند (عدم عامل بیرونی برای تغییر).

ثالثاً: زبان عرب های حجاز با توجه به کثرت ضمائر، تفاوت ضمیرهای تثنیه، مفرد و جمع، تفاوت صیغه های مذکر و مؤنث و داشتن انواع گوناگون جمع، داشتن کنایات، استعارات و … از امکانات فراوانی برای بیان بیشترین حجم از مطالب در کمترین حجم از الفاظ، بدون ابهام گویی و نارسایی برخوردار است.

با توجه به این نکات، برای بقای دین خاتم و کتاب ایشان، سرزمین حجاز و زبان عربی بهترین راه دفاع طبیعی و غیر خارق العاده از دین بود. قرآن با جاذبه های درونی و آوا و آهنگ دلپذیر آن، در ذهن اعراب بادیه که دوستدار کلام موزون و فصیح بودند، جای باز کرد و از انواع تحریف های لفظی در امان ماند. بنابراین، نازل شدن قرآن به زبان عربی برای حفظ و صیانت ابدی آن بوده است.[5] البته می توان گفت نازل شدن قرآن به زبان عربی، لطف و مرحمتی به عرب زبانان بوده و اگر به غیر عربی نازل می شد، عرب زبانان که قشر وسیعی بودند به آن ایمان نمی آوردند. خداوند می فرماید: «هرگاه ما آن (قرآن) را بر بعضی از عجم (غیر عرب) نازل می کردیم و او آن را برایشان می خواند، آنان ایمان نمی آوردند».[6]

[1] . ابراهیم، 4.

[2] . المیزان، (ترجمه فارسی)، ج 18، ص 122 – 123.

[3] . نهج البلاغه، ترجمه ی دشتی، خطبه ی 95.

[4] . فصلّت، 44.

[5] . فصلنامه ی بینات، شماره ی 27، ص 38 – 41.

[6] . شعراء، 198- 199.
آیات مرتبط

سوره یوسف (2) : إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ
سوره الرعد (37) : وَکَذَٰلِکَ أَنْزَلْنَاهُ حُکْمًا عَرَبِیًّا ۚ وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ بَعْدَمَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَکَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِیٍّ وَلَا وَاقٍ
سوره النحل (103) : وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ یَقُولُونَ إِنَّمَا یُعَلِّمُهُ بَشَرٌ ۗ لِسَانُ الَّذِی یُلْحِدُونَ إِلَیْهِ أَعْجَمِیٌّ وَهَٰذَا لِسَانٌ عَرَبِیٌّ مُبِینٌ
سوره طه (113) : وَکَذَٰلِکَ أَنْزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا وَصَرَّفْنَا فِیهِ مِنَ الْوَعِیدِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ أَوْ یُحْدِثُ لَهُمْ ذِکْرًا
سوره الشعراء (195) : بِلِسَانٍ عَرَبِیٍّ مُبِینٍ
سوره الزمر (28) : قُرْآنًا عَرَبِیًّا غَیْرَ ذِی عِوَجٍ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ
سوره فصلت (3) : کِتَابٌ فُصِّلَتْ آیَاتُهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ
سوره فصلت (44) : وَلَوْ جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا أَعْجَمِیًّا لَقَالُوا لَوْلَا فُصِّلَتْ آیَاتُهُ ۖ أَأَعْجَمِیٌّ وَعَرَبِیٌّ ۗ قُلْ هُوَ لِلَّذِینَ آمَنُوا هُدًى وَشِفَاءٌ ۖ وَالَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ فِی آذَانِهِمْ وَقْرٌ وَهُوَ عَلَیْهِمْ عَمًى ۚ أُولَٰئِکَ یُنَادَوْنَ مِنْ مَکَانٍ بَعِیدٍ
سوره الشورى (7) : وَکَذَٰلِکَ أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ قُرْآنًا عَرَبِیًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرَىٰ وَمَنْ حَوْلَهَا وَتُنْذِرَ یَوْمَ الْجَمْعِ لَا رَیْبَ فِیهِ ۚ فَرِیقٌ فِی الْجَنَّهِ وَفَرِیقٌ فِی السَّعِیرِ
سوره الزخرف (3) : إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ
سوره الأحقاف (12) : وَمِنْ قَبْلِهِ کِتَابُ مُوسَىٰ إِمَامًا وَرَحْمَهً ۚ وَهَٰذَا کِتَابٌ مُصَدِّقٌ لِسَانًا عَرَبِیًّا لِیُنْذِرَ الَّذِینَ ظَلَمُوا وَبُشْرَىٰ لِلْمُحْسِنِینَ
چرا طرز نماز خواندن در قرآن نیامده ؟
مسائلی که به پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وحی شده است، بر دو گونه است: بخشی از آن ها عبارت است از آیات «قرآن» که به پیامبر وحی شده است. و بخش دیگر، احکام و تعلیماتی است که جدا از قرآن و به عنوان شرح و بیان قرآن به پیامبر صلی الله علیه وآله وحی گردیده است و لازم نیست تمامی احکامی را که پیامبر صلی الله علیه وآله بیان می کند، همه به عنوان «قرآن» باشد. از این رو، خداوند متعال در قرآن پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله را مبیِّن و روشنگر قرآن شناسانده و میفرماید: «و انزلنا الیک الذکر لتبین للناس ما نزل الیهم و لعلهم یتفکرون» (نحل، آیه44). «و بر تو قرآن را نازل کردیم تا بر امت آنچه فرستاده شده بیان کنى باشد که عقل و فکر به کار گیرند» بنابراین، قرآن و وجود رسول الله صلی الله علیه وآله مکمّل یکدیگرند؛ چه اینکه با نبود هر یک امر تبلیغ و رسالت کامل نمیشود و یکی از حکمت های وجود ائمه علیهم السلام بعد از رسول اکرم صلوات الله علیه و آله نیز همین امر است. توضیح: (در 5 نکته و یک نتیجه گیری) نکته 1): قرآن کریم خود مى فرماید: هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیینَ رَسُولًا مِنْهُمْ یتْلُو عَلَیهِمْ آیاتِهِ وَیزَکِّیهِمْ وَیعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَهَ وَإِنْ کَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلَالٍ مُبِینٍ (جمعه، آیه 2). و کسی است که در میان جمعیت درس نخوانده رسولی از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنها می‌خواند و آنها را تزکیه می‌کند و به آنان کتاب (قرآن) و حکمت می‌آموزد هر چند پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند! این آیه مى گوید یکى از وظایف و مسؤولیت هاى پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله تعلیم کتاب و حکمت است معلوم مى شود که قرآن نیاز به تعلیم دارد و این طور نیست که هر کسى بتواند قرآن را بفهمد و مطالب و احکام آن را درک کند. قرآن مى فرماید: وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ (حشر، آیه 7). آنچه را رسول خدا برای شما آورده بگیرید (و اجرا کنید)، و از آنچه نهی کرده خودداری نمایید؛ و از (مخالفت) خدا بپرهیزید که خداوند کیفرش شدید است! بنابراین خود قرآن به ما دستور مى دهد که از اوامر و دستورات پیامبر باید اطاعت کنیم. نکته 2): و پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله خود فرمود: «صلوا کما رأیتمونى اصلى» «نماز بخوانید همان طور که مى بینید من نماز مى خوانم» (بحار، ج 82، ص 279، چاپ بیروت). و همچنین فرمود: « انى تارک فیکم الثقلین کتاب اللّه و عترتى اهل بیتى لن تضلوا ان تمسکتم بها» من در بین شما دو چیز گرانبها قرار مى دهم کتاب خدا و عترتم اهل بیتم که اگر تمسک به این دو کنید هیچ گاه گمراه نمى شوید» (بحار، ج 23، ص 147). و فرمود: «انا مدینه العلم و على بابها» «که من شهر علمم، على در آن است» (بحار، ج 40، ص 210، ب 94، ح 4). بنابراین ما باید احکام دین و علوم و دانش هاى دینى و علوم نبوى را از طریق اهل بیت علیهم السلام دریافت نماییم. نکته 3): قرآن به ما دستور داده است: یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِی شَیءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیوْمِ الْآخِرِ ذَلِکَ خَیرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلًا (نساء، آیه 59) ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الأمر [= اوصیای پیامبر] را! و هرگاه در چیزی نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید (و از آنها داوری بطلبید) اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید! این (کار) برای شما بهتر، و عاقبت و پایانش نیکوتر است. بنابراین خود قرآن به ما دستور اطاعت از پیامبر و اولى الامر (که مصداق بارز و درجه اول آن امامان معصوم است) را داده است. بنابراین آنچه از احکام و دستورات نماز است همان دستوراتى است که خدا به پیامبر داده است و پیامبر براى ما بیان نموده است. و احادیث پیامبر صلوات الله علیه و آله به وسیله اهل بیت آن بزرگوار و اصحاب و تابعین و علاقه مندان و ارادتمندان و دانشمندان حدیث و روایت با تحمل سختى ها و دشوارى ها و با زحمت هاى فراوان محفوظ مانده است. و در این راه سختى هاى فراوان کشیده اند و دانشهایى را براى درک و فهم و تجزیه و تحلیل و نقد و بررسى احادیث و روایات بنا نهاده و تأسیس نمودند. نکته 4): به عنوان نمونه: در کتاب شریف وسایل الشیعه که بر اساس جمع آورى و ترتیب احادیث اهل بیت علیهم السلام نوشته شده است و از جوامع روایى ثانوى به حساب مى آید و مرجع علمى براى فقها و علما و دانشمندان است و براى مباحث علمى و فقهى به آن استناد مى شود بیش از هفت هزار روایات درباره نماز و خصوصیات و جزئیات آن از طریق اهل بیت پیامبر علیهم السلام نقل نموده است. و در هر یک از جوامع دیگر، جوامع اولى مثل کافى، فقیه، تهذیب و جوامع ثانوى مانند: بحار ـ وسایل ـ وافى نیز به همین ترتیب مقدار قابل توجهى از روایات درباره نماز و شرح و توضیح آن آمده است. از جمله در وسایل ج 3 ص 5، (چاپ اسلامیه ـ حدیث شماره 4383) از جوامع اولى (فروع کافى ـ من لایحضره الفقیه و تهذیب) باضافه کتابهاى علل الشرایع و معانى الاخبار و تفسیر عیاشى نقل مى نماید: از زراره نقل شده است که گفت از امام باقر از آنچه از نماز که خداى عز و جل واجب نموده است پرسیدم فرمود: پنج نماز در شب و روز. گفتم آیا خدا آنها را نام برده و در کتابش بیان کرده؟ فرمود: آرى، خداى تعالى به پیامبرش فرمود:« اقم الصلاه لدلوک الشمس الى غسق اللیل »(سوره اسراء، آیه 78) و دلوک شمس موقع زوال آن است و بین دلوک شمس تا نیمه شب چهار نماز است که خدا آنها را نام برده و بیان کرده و بر ایشان وقت قرار داده. و غسق لیل نصف شب است. سپس خداى تبارک و تعالى فرمود: «و قرآن الفجر ان قرآن الفجر کان مشهودا »(سوره اسراء، آیه 78) پس این نماز پنجم است. و خداى تبارک و تعالى فرمود: « أقم الصلاه طرفى النهار »(سوره هود، آیه 114) و دو طرف روز مغرب و صبح است. « و زلفا من اللیل »(سوره هود، آیه 114) که نماز عشاء است. و خداى تعالى فرمود: « حافظوا على الصلوات و الصلوه الوسطى »(سوره بقره، آیه 238) و صلوه وسطى نماز ظهر است و آن اول نمازى است که رسول خدا صلی الله علیه و آله گذارد و ظهر وسط روز و وسط دو نماز صبح و عصر است. « و قوموا للّه قانتین » (سوره بقره، آیه 238) و این آیه در روز جمعه نازل شد و رسول خدا(ص) در سفر بود پس پیامبر صلی الله علیه و آله در نماز قنوت خواند (و دستها را براى قنوت و دعا بالا برد). خوب است توجه داشته باشیم که اگر قرار است شخص مذکور مستقیما از قرآن کریم استفاده نماید این آیات را چگونه عمل مى نماید؟ و همچنین آیات دیگر از جمله: «و من اللیل فاسجد له و سبحه لیلا طویلا »(سوره انسان، آیه 26) « و اسجد »(سوره علق، آیه 19) « و من اللیل فسبحه و ادبار السجود » (سوره ق، آیه 40) « الراکعون الساجدون »(سوره توبه، آیه 112) «فسبح بحمد ربک و کن من الساجدین » (سوره حجر، آیه 98) « انما یومن بآیاتنا الذین اذا ذکروا بها خرّوا سجدا »(سوره سجده، آیه 15) «تراهم رکعا سجدا » (سوره فتح، آیه 29) « و تسبحوه بکره و اصیلاً » (سوره فتح، آیه 9) «یسبح له فیها بالغدو و الآصال »(سوره نور، آیه 36) « و اذکر ربک کثیرا و سبّح بالعشى و الابکار »(سوره آل عمران، آیه 41) «و سبح بحمد ربک قبل طلوع الشمس و قبل غروبها »(سوره طه، آیه 130) « و من آناء اللیل فسبح و اطراف النهار »(سوره طه، آیه 130) « و استغفر لذنبک و سبح بحمد ربک بالعشى و الابکار »(سوره غافر، آیه 55) « و سبح بحمد ربک قبل طلوع الشمس و قبل الغروب »(سوره ق، آیه 39) «فسبح باسم ربک العظیم »(سوره واقعه، 74 و 96 و سوره الحاقه، آیه52) « سبح اسم ربک الاعلى »(سوره اعلى، آیه 1) «فسبح بحمد ربک و استغفره » (سوره نصر، آیه 3) «و من اللیل فسبحه و ادبار النجوم »(سوره طور، آیه 49) «و سبحوه بکره و اصیلا » (سوره احزاب، آیه 42) « ان لک فى النهار سبحا طویلا »(سوره مزمل، آیه 7) « و من اللیل فتهجد به نافله لک »(سوره اسراء) « قم اللیل الا قلیلا نصفه او انقص منه قلیلا او زد علیه و رتل القرآن ترتیلا ان ناشئه اللیل هى اشدّ وطا و اقوم قیلاً »(سوره مزمل) «قد افلح من تزکى و ذکّر اسم ربه فصلى »(سوره اعلى، آیه 15) « الذین یذکرون الله قیاما و قعودا و على جنوبهم » (آل عمران، آیه 191) « و اذا قاموا الى الصلاه قاموا کسالى یراءون الناس و لایذکرون الله الا قلیلا »(سوره نساء، آیه 142) «و اذکر اسم ربک بکره و اصیلا »(سوره انسان، آیه 25) « فاذا قضیتم الصلاه فاذکروا اللّه قیاما و قعودا و على جنوبکم »(سوره نساء، آیه 103) نکته 5): به طور خلاصه با توجه به این آیات و دیگر آیات قرآن کریم ایشان باید اهل تهجد و نماز شب و تلاوت قرآن درشب و ذکر و عبادت و سجده و تسبیح به هنگام صبح و شب و… باشند و همان چیزى را که خودش نماز مى داند ، دائما در همان حال باشد: «فى صلاتهم دائمون» (سوره معارج، آیه 23) و عمل خاصى را به عنوان نماز انجام مى دهد و براى آن برخیزد و ذکر کثیر داشته باشد وگرنه به بیان صریح آیه قرآن منافق خواهد بود. «و اذا قاموا الى الصلاه قاموا کسالى و لایذکرون الله الا قلیلا» (سوره نساء، آیه 142) و تمام اوامر قرآنى را باید انجام دهد. به هر حال خوب است روشن شود که این همه آیات قرآن درباره ذکر و تسبیح و تلاوت قرآن و سجده و رکوع و قنوت و طهارت و مواقع خاصى سجده و ذکر و تسبیح و مانند اینها را چگونه عمل مى کند؟ و اگر مى گوید نمى دانم که چه باید بکنم در این صورت جواب دهد که با این آیه قرآن «فاسئلوا اهل الذکر ان کنتم لا تعلمون» (نحل، آیه 43 – انبیاء، آیه 7) چه مى کند اگر خود او اهل ذکر و قرآن ومعارف دینى نیست) باید برود و از اهل ذکر بپرسد. و با این آیه قرآن که مى فرماید: «و ما کان المومنون لینفروا کافه فلولا نفر من کل فرقه منهم طائفه لیتفقهوا فى الدین و لینذروا قومهم اذا رجعوا الیهم لعلّهم یحذرون » (سوره توبه، آیه 122) چه مى کند؟ آیا از آنهایى است که براى تفقه در دین رفته است و فقه دین یادگرفته؟ یا از آنهایى است که از کلام و گفتار کسانى که علم دین یاد گرفته اند بهره مند مى گردد؟

امیدوارم رهنمود شده باشم


0

سلام. خب شما خودتون میگید هر چی سرچ کردید چنین چیزی درمورد مدل نماز خوندن نبوده. خب مسلما قران رو ملاک قرار بدید. ببینید ویژگی افراد مومن و با ایمان رو قران چی گفته. از کجا میشه فهمید فردی با ایمان و مومنه/؟ توی فایل های استاد هم زیاد اشاره شده به ویژگی افراد با ایمان. همون ویزگی ها رو دنبال کنید


1

چون راه های ارتباط با خداوند بسیار زیاده و اگر نحوه ی ارتباط با خداوند در یک چارچوب خاصی ارائه میشد برای بندگان محدودیت ایجاد میشد و جالبه که در هیچ کجای قرآن هم گفته نشده که نوح ،ابراهیم موسی ، عیسی ، محمد و مثل هم نماز میخواندند


5

سلام دوست عزیز اینکه قرآن کلیات رو میگه و جزئیات به عهده پیامران کاملا و کاملا اشتباهه قرآن همه چیو گفته از کل تا جز و پیامبر فقط کارش معرفی تفسیر و باز کردن آن برای مردم بوده به قول حضرت علی چیز هایی تو این کتاب گفته نشده که اگه لازم بود خدا خودش میگفت
در مورد نحوه نماز خوندن هم فقط یک جا توی قرآن صحبت شده آیه کاملشا خاطرم نیست اما یک کلمه را بامتضادش نوشته و پشت سرشم نوشته الصلاه و کلمه مخالف صلاه رو آورده یعنی اعراض که به معنی بی توجهی هست پس در نتیجه صلاه از ریشه توجه کردن میاد
یعنی هر گاه که شما در حال توجه به خداوندین دارید عمل صلاه را انجام میدهید و چگونگیش مهم نیست
این گونه ای که مسلمانان این کار را انجام میدهند برای اینه که در نماز جماعت وحدت داشته باشن و شکل کاملی هم داره و خوبه اما اگر شما نخواستید میتونید در زمان های نماز یعنی صبح و ظهر و شب یه جور دیگه به پروردگارتون توجه کنید و صلاه را به روش خودتون انجام بدید



1

3 سال پیش

سلام دوست عزیز ممنون میشم سند این حدیث حضرت علی درباره قرآن رو بفرمایید؟