سلام به دوستان عزیزم
امیدوارم حالتون عالی باشه. مدت هاست که عضوی از این خانواده صمیمی و عالی هستم. تو زندگیم زیاد پیشرفت کردم طی این مدت ، اشخاص زیادی اومدن تو زندگیم ولی رابطه ام با هیچکدومشون به ازدواج ختم نشد. حقیقتش دلم میخواد با شخصی که ازدواج میکنم عضوی از خانواده عباسمنش باشه و به این قوانین آگاه باشه و در تلاش برای ساختن خودش باشه. اما متاسفانه تاکنون با همچین شخصی آشنا نشدم. من روی خودم کارمیکنم و در ویژگی های همسردلخواهم هم این مورد رو ذکر کردم. به نظرتون چکارکنم که همچین شخصی وارد زندگیم بشه؟ با توجه به اینکه الان با شخصی آشنا شدم و واقعا خیلی بهتر از آدم های قبلی هست اما احتمالا با این مباحث آشنایی نداره. به نظرتون ایشون رو آشناکنم؟ یا اینکه اجازه بدم جهان خودش ایشون رو بیاره در این مسیر همونطور که من و دیگر دوستان رو هدایت کرد به این مسیر زیبا.
ممنون از پاسخگوییتون
برای پاسخ به سؤالات، لازم است که عضو سایت باشید و (با ایمیل و رمز عبورتان) وارد سایت شوید.
سلام علیرضا جان.
وقتت بخیر
جانا سخن از زبان ما میگویی…
میگم یه سوال برام پیش اومد!
اما جانه خودتون مسخره بازی در نیارین،جدی میگم!!!
چجوره که همه دخترای سایت میخوان با پسرای عباسمنشی ازدواج کنن و همه پسرای سایت با دخترای عباسمنشی
و در نهایت هر دو گروه سینگلن!!!!
کلا اینجا یه پا شده دفتر ثبت ازدواج !!!
یکیش خودم!!
تو هر کامنتی یه عزیز دل از خدا درخواست کردم که از بهترین شاگردای استاد عباسمنش باشه!!!!
این چه داستانیه نمیدونم!
من که اگه تا اخر امسال به خواسته ام نرسیدم،از این سایت میرم!
والا
سایت هیچ کاری برام نکرد!!
وایسا!!
یه لحظه!!
ببخشید ببخشید
چرا
سایت یه کارایی واسم کرد حقیقتش!
قبلا ادمی تو زندگیم بود که بدترین تجربه های زندگیه مشترک رو داشتم باهاش و بدترین تضاد هارو داشتم
تصاد که میگم تضااااددد هاااا!!!!
و اومدم چکار کردم!!
اومدم انچه که نازیبایی و یا ویژگی هایی که همسر سابقم داشت رو دققییقااا برعکسشون رو تجسم میکردم و یا اینکه مثلا تو کامنتهای سایت میومدم خانم های متاهل رو دفت میکردم به ویژگیهای خوبشون و میگفتم عه!
منم دوست دارم همسرم این ویژگی رو داشته باشه
این یه موضوع
کار بعدی که میکردم این بود خودم همون ادمه شدم که دوست داشتم همسرم باشه.
بعد از گذشت سه سال از این عملکرد همسر سابقم از زندگیم رفت بیرون
جدا از اون سه چهار تا خواستگار هم داشتم از بچه های سایت!
نخند
بخدا جدی میگم!!!
همشون هم هر کدوم از یکی ویژگی های فوقالعاده ای داشتن و محترم
اما خوب من فعلا تصمیم دیگه ای دارم برای اینده ام
این یه موضوع کلی بود که دوست داشتم بگم علیرضا جان!!!
اما منم قبلا نگاهه تو رو داشتم
اینکه همسر اینده ام حتتما عباسمنشی باشه!
بخدا یییه جوری ما تمرکز کردیم روی این موضوع،
که عباسمنشی بودن انگار مثله شرکت اپل یا ال جی یه برنده!!!
من خودم معتقدم که نگاهم اشتباه بود که حتما عباسمنشی باشه!
من نگاهم رو عوض کردم و اومدم نوشتم که دوست دارم همسر اینده ام چه ویژگی هایی داشته باشه !!
تموم شد رفت!!!
ببین گل پسر!!!
ما باید بجای تمرکز روی ویژگی های همسر ایندمون
تمرکز کنیم روی شناخت خودمون!!
میدونی چی میگم!
باید دققییقااا بدونی چی میخوای از همسر اینده ات!!
و یه چیز دیگه اینکه من فکر میکنم یکی از مهمترین عواملی که به خواسته ای نمیرسیم دوتا موضوعه!
۱/اینکه چطور!؟
من از کجا و چجوری با دختری اشنا بشم که از شاگردای استلد عباسمنشه و نسبت به این مسائل اگاهه
۲/دختری با ویژگی های دلخواهه من کم هست!!
و از همه ی این دو مورد مهمتر،خودتو لایق دختری بدونی که از نظر ویژگی شخصیتی بسسییاررر فوقالعاده است!!!
اگه روی این موارد کار کنی قططعا به خواسته ات میرسی!!
فکر نکن دختری که نسبت به این مسیر اگاه باشه کم هست ها!!
بخخدا الان کلللی دختر سوالت رو میخونن ،میرن عکسه پروفایلتم میبینن میگن :
تو کجاا بودی تا حالااا!!
بخدا جدی میگم!!
من خودم یه کامنت نوشتم،. در اخرش نوشتم فقط اونی که دوست داره عزیز دلم بشه لایک کنه،
اون کامنت من چچندین لایک خورد
حتی یکیش نوشت که من اقا هستم اشتباهی لایک کردم!!
یعنی میخوام بگم ایینقدرر اشتیاق هست!
همینطور برعکسش!!
کلللی پسر هست که دوست دارن همسرشون ،از نظر نگاه ودرک با خانم های هم جهت با خودشون ازدواج کنن!
خدایا !
برای ما همسرانی قرار بده که به قول قران:
در کنارشان ارامش پیدا کنیم…
الانه که حمیدرضا نارنجی ثانی بکوبم!!!
با قلبم دوستون دارم
علیرضا جان،سعی کردم اصله اون چیزی که منو به خواسته ام رسونده رو کمی در قالب شوخی بگم اما واقعیتش همینه
روی باور فراوانی کار کن به خواسته ات میرسی،قطعا سمته خودتو اوکی کنی،اونور قضیه اوکی میشه
دز پناه خدای واحد موفق باشید
به نام خداوند بخشنده و مهربان
اقا ابراهیم گل دمت گرم خیلی خندیدم 😂
واقعیتش طبق گفتهی شما منم زودی رفتم و پروفایل ایشون رو دیدم و بعد اون جام دستاورد هاشون رو نگاهی انداختم.
منم خاستم کیس ایده الم هستش و قبلا خیلی واسش زحمت کشیدم و ال باشه بل باشه بودم.ولی الان اونو رها کردمش و فقط دارم روی خودم ک کیس ایده الی باشم تمرکز میکنم و کلا هوش و حواسم روی خودمه. این مدلی من از خودم خیلی خوشم اومده و با خودم حال میکنم و دوست دارم خودمو و همش تلاش دارم مسئلهای ک دارم رو حل و درستش بکن و ی تندیس زیبا و الماسی بسازم از خودم.. دومش دارم میبینم ک چقد احساس خود ارزشمندی من بالا رفته و نگرانی هام چقدر کم شدن. پس این ارزشمنده و جفت روحی منم ب وقتش میاد.
در پناه خداوند عشق باشید.
سلام آقا ابراهیم
آمدم تو سایت نگاه بندازم ببینم پاسخ کامنت من رو دادین یا نه که دیدم هنوز ندادین ولی مشتاق بودم زودتر پاسخ بدین .
از سر کنجکاوی آمدم پرفایلتون رو چک کردم ببینم جدیدا کامنت گذاشتین یا نه که به این کامنت هدایت شدم و کلی خندیدم .
متن پرفایلتونو خوندم و متوجه شدم شما خودتون هم جدا شدین که .
جالبه برام کسانی که دنبال رابطه با فرد مورد علاقه شون هستن دوس دارن با یکی از خانواده استاد عباسمنش
باشن و من و همسرم که هر دو بعد از ازدواج با استاد آشنا شدیم
حتی این سایت نتونست ما رو کنار هم نگه داره .
همسرم مطالب رو یه جور درک میکنه و من یه جور .
اصلا مهم نیست دو نفر تو یه کلاس باشن هر کسی درک خودشو داره با توجه به شخصیتی که داره از مطالب .
هر چند ما در کنار هم بعد از آشنایی با استاد روزهای خیلی خیلی قشنگی داشتیم ولی ایشون زیادی رو من فشار آورد برای پذیرش سبک شخصی خودش
بدون در نظر گرفتن تفاوتهامون
مث مرد یا زن بودنمون ، درنگرا یا برون گرا بودنمون . خانواده هامون .
به نظرم آدما باید پذیرششون رو بالا ببرن در برابر تفاوت ها وگرنه تا ابد تنها میمونن ، چون هیچ کس پیدا نمیشه
عین ما باشه .
دیشب به همسرم گفتم چرا فک میکنی
یکی قراره بیاد که کپی برابر اصل تو فکر کنه و عمل کنه ، این همه سختگیری رو درک نمیکنم .
اثر انگشتان ما با هم متفاوته
جهان با همین تفاوت ها زیباتر شده
باید کنار هم با توجه به درک تفاوت ها زندگی کنیم نه اینکه هر کی سی خودش بره .
همسرم میگه اتفاقا جهان برا همین به هم ریخته شده چون زن و شوهر ها هر کی میخواد کار خودشو بکنه ، کسایی که با هم ازدواج میکنن باید تحت امر هم باشن و کسی زندگی رو اداره کنه که اصلحه و ایشون خودشو اصلح میدونه و من زیر دست و تحت امر .
نمیدونم به خدا شاید ایشون درست میگه .
خدایا ما رو به راه راست هدایت کن
راه کسانی که به آنها نعمت داده ای .
سلامممم
من جواب های شما رو خیلی میخونم و خیلی پاسخ های خوبی می نویسین توی عقل کل. اینجا فقط میخوام تجربه خودمو بگم شاید بدرد تون بخوره.
(چون همیشه کامنت ها و پاسخ هاتون رو دنبال میکنم و حتی اون کامنتی که سعیده شهریاری براتون گذاشتن در باره اینکه چه ویژگی هایی باید درخواست کنین بزای همسر آینده تون و…همرو خوندم و خیلییییی ازشون درس یاد گرفتم. کلا همیشه فعالیت شما و سعیده رو توی سایت دنبال میکنم چون خیلی کامنت هاتون پر محتوا و ارزشمنده.)
میخواستم بگم عباسمنشی بودن راستش اصلا مهم نیست! اره. دقیقا اصلا مهم نیست.
من ایران زندگی نمیکنم
و مردم اینجا استاد عباسمنش رو نمی شناسن ولی رفتار و ذهنیت خیلی از دوست های خارجی من، جوریه که اصلا باهاشون صحبت کنی فکر میکنی اینا کل دوره هارو خریدن نشستن روی خودشون کار کردن. از بس ذهنیت شون عباسمنشیه.
برای همین گفتم زیادددد روی این عباسمنشی بودن حساب نکنین. راه ما این بوده که با استاد عباسمنش آشنا بشیم ولی خیلی ها هستن که اصلا نمیدونن این قوانین چی هست ولی کاملا دارن بهش عمل میکنن و توی عملکرد شون مشخصه. یعنی باهاشون حرف بزنی لا بلای حرف هاشون رگه های قانون رو میبینی.
چون حتی اگه عباسمنشی نباشه میتونه ویژگی هاش جوری باشه که شما میخواین و ازین آدم ها «بی نهایت»وجود دارن(من چون هرروز ازین آدم ها میبینم واقعا برام عادی شده که خیلی ها اصلا عباسمنش نمیشناسن سر در نمیارن ازین قضایا ولی ذهنیت و عملکرد شون کاملا طبق قانونه و باهاشون حرف بزنی در این باره قشنگ متوجه میشن چی میگی)
شما میتونین فردی رو پیدا کنین که درباره قانون و خدا و قرآن باهاش صحبت کنین ولی عباسمنشی نباشه یا اصلا نخواد فایل گوش بده ولی ذهنیت اینجوری داشته باشه.
یا برعکس میتونین اصلا خودتون آشناش کنین با این مباحث. و اون علاقه مند بشه به سایت.
من خودم از طرف دوست صمیمی م وقتی ایران بودم اشنا شدم با استاد ولی قبل ازینکه منو آشنا کنه همیشهههه در این موارد با هم حرف میزدیم و یروز که دید من واقعا علاقه دارم به این مباحث، اومد سایت رو بهم معرفی کرد.
پی نوشت:میدونم احتمالا خودتون میدونین همچین افرادی وجود دارن،ولی بازم خواستم تاکید کنم که شاید اصلا این مسئله به قدری که شما فکر میکنین مهم نباشه و مهم ذهنیت طرفه نه حتما آشنایی با سایت.
شاید باور کردن این مسئله شما رو به خواسته تون خیلی خیلی نزدیکتر کنه.
سلام رفیق
تجربه خودم رو میخوام بگم
من هم مثل تو فکر میکردم با یکی باید باشم که عباسمنشی باشه
بعد فهمیدم که این طرز فکر از ریشه غلطه
چون یکی از کامنت های دوستان رو خوندم و گفت تا الان چند تا رابطه با افرادی داشته که اونا هم عباس منشی بودن اما افکارشان ایراد داشته و فقط اسم عباس منش رو یدک میکشیدن
پس ممکنه با دختر خانومی اشنا بشی که عباسمنشی نباشه ولی خیلی خانوم عاقل و محترمی باشه
به هر حال هر کسی یک جور به سمت راه درست هدایت میشه
ما باید روی خودمون کار کنیم فقط و کاری به طرف مقابل نداشته باشیم و درباره قانون و عباسمنش حتی یک کلمه هم با طرف صحبت نکنیم مگر اینکه اینقدر اصرار کنه تا ما بگیم همین
سلام پسر عزیز
گفتنیها رو دوستان خیلی خوب گفتن و تو هر کامنت چندین مورد تکرار شده بود. حالا من میخوام تجربه خودم رو بگم.
من چندتا رابطه ناموفق داشتم که دیگه آخریش خیلی اذیتم کرد و انگار دنیا داشت با مشت و لگد نشونم میداد باید تغییر کنم و یچیزی درون من باید عوض بشه نه آدما.. یه روزی یه فایلی درباره رابطه رو شنیدم که تمام وجودم مشتاق شنیدنش بود انگار و از اونجا وارد سایت شدم. جالب اینه که من قبلا میگفتم این حرفا چرت و پرته و قبول نداشتم اما نمیدونم چیشد که بعد چند سال یهو به دلم نشست این فایل و این حرفا..
از اونجا شروع کردم آروم آروم گوش دادن و اوایل فقط حالم بهتر میشد و هر جمله قشنگی میدیدم تو کانالها، گروهها درباره رابطه برا خودم سیو میکردم. همه میگفتن رویایی فکر میکنی، زندگی همینه، همه زن و شوهرا مشکل دارن، همه باهم دعوا میکنن همه فلانن… اما من ته وجودم میگفت نه من دلم یه رابطه آروم و شاد میخواد که حمایت کنه، پیشش خود واقعیم باشم و خلاصه از اون تضادهای گذشته کامل میدونستم چی میخوام..
بعد چیشد؟
خیلی اتفاقی، خیلی غیرمنتظره خدا یه فردی رو گذاشت سر راهم که جلو چشمم بود اما نمیدیدمش!
اون منو وارد مسیر کرد، نه اینکه بگه عباسمنش گوش بده، شرطش واسه رابطه این بود که رشد کنی.
و کمکم میکرد رشد کنم، هیچی نمیگفت فقط حمایت میکرد.
این آدم اصن عباسمنشی نیست، عضو سایت نیست، ولی خیلی از فایلها رو گوش میده، یه جاهایی وقتی براش تعریف میکنم میگه این فایل رو برام بفرست، یا میگه باید باهم زندگی در بهشت ببینیم چقدر روی تو تأثیر خوب میذاره، یا از تغییرات من، خودش بیشتر رشد میکنه و..
الانکه دارم اینا رو میگم باورم نمیشه که انقدر این آدم خوبه و مطابق با خواستههای منه
میخوام بگم شما وقتی رها میکنین و خواستههاتونو تو ذهنتون دارین، تو دفترتون مینویسین و میگین خواسته من اینه دیگه بقیهاش با خدا، اونوقت یجوری خدا آسمونو باز میکنه و فرد مقابلتون رو میندازه پایین که باورتون نمیشه!
من اصن دیگه بیخیال همچی شده بودم میگفتم اصن پارتنر میخوام چیکار، اصن تنهایی بهتره و فقط تنها خودم رو بهبود میدادم که زندگی قشنگتری رو تجربه کنم، خدا بهم هدیه داد!
یاد زلیخا میوفتم که سالها دنبال یوسف دویید ولی موقعی که عاشق خدا شد و با تنهایی خودش داشت عشق و حال میکرد خدا هم یوسف رو بهش هدیه داد..
امیدوارم بهترین موقع از زندگیتون بیاین از رابطه قشنگتون بگین🌿
سلام علیرضای عزیز
یه جای صحبتت نوشتی که درخواستتو فرستادی و داری روی خودت کار میکنی و الانم اینی که توی زندگیت هست از نظر شخصیتی بهتر از آدمای قبلیه
این موضوع عالیه چون شما مسیر درست رو داری میری که هی بهتر میشه، چون من خودمم تجربش کردم میگم
ببین یک عامل خیلی مهم توی این درخواست که منم اتفاقا درخواستش کردم از خداوند هست، اونم رهایی هست
رها بودن و صبر بمعنای ایمان به اینکه وقتی من دارم روی خودم کار میکنم و هرروز بهتر و بهتر میشم و درمسیر درست هستم، یقین دارم که خداوند در زمان مناسب خودش منو به بهتر از اونی که درخواست دادم میرسونه، صبر و ایمان و رهایی
من خودم یه مدت بدجور چسبیدم و فک کردم اگه فلان دوره رو کار کنم و بشینم بنویسم اتفاق میفته، نه، باور که درست نباشه و من بدنبال تغییر شخصیت نباشم حتی هزارصفحه بنویسم و هزار دوره بگذرونم، شاید بخاطر گوش دادن تغییراتی رخ بده و نشانه ها بیاد که واسه من نشانه هاش اومد، ولی اگه ادامه ندیم و بچسبیم به خواسته، اتفاق نمیفته، ولی اگه بجای صدتا دوره، یک فایل رو بشنویم و درک کنیم و واقعا سعی کنیم عمل کنیم بهش و توی شخصیتمون پیادش کنیم، قطعا اتفاق میفته، قطعا، چون باور کردیم
حالا درمورد رابطه با دوستان عباسمنشی که منم واقعا آرزومه، چرا؟؟ چون همین یک تیکه از زندگی با این دوستان که میتونی بشینی ساعتها صحبت های قشنگ درمورد قوانین و اهدافمون و زیبایی ها و خواسته ها و زندگی زببا بزنیم، همین یک ویژگی واقعا کافیه برای دلیل این درخواست، دیگه بقیش به کنار، البته من خیلی انسان پرحرفی نیستم ولی اگه آدمش باشه که عمیق صحبت کنه و عمیق گوش کنه میتونم ساعتها صحبت کنیم
حالا درمورد دوستت بنظرم درحد یک اسم سایت یا یک پیشنهاد بهش بده که همچنین جایی هست، ولی اگه بخایم بعدش دیگه پاپیچ بشیم که رفتی توی سایت، عضو شدی و از این پیگیر شدن ها، دیگه کار رو خراب و سخت میکنیم
سلام به همه بچه ها
واقعیت ی حسی خیلی وقته داره اینو به من میگه که اینجا بهترین سایته و بهتره بگم واقعن من تویه دوره ای از زندگیم که سنم کم بود به دلیله اینکه روان سالمتر و بهتری داشتم خیلی خوب به قولی یکی از بچه ها تضاد هامو میفهمیدم و این من میتوانم و احساس اینکه ی نیرویی بامنه در من نهادینه شده بود که خیلی عالی داشتم پیش میرفتم و رشد میکردم و تو سن پایین هم دوست دختر داشتم ی مغازه دار موفق شدم و ی بدن در حد مسابقه ای که شده بود الگو برای خیلیا ساهته بودم و خلاصه مطلب خیلی پیشرفت های خوبی داشتم
ولی موضوعی که من فکر میکنم تو سایت و برای خیلی از بچه ها پیش میاد کج فهمی های ما از قانونه و اینکه سخت دیدنه همه چی یعنی به دوره های استاد نگاه میکنیم و فکر میکنیم آقا اینو بخرم بدو اونو ببین اینو از دستت در نره و انواع اینجور چیز ها که خیلی این دید که من داشتم بهتره بگم تا سال ها تاثیر عکس میگرفتم از سایت و اینکه باوره ام محدود بود و کم کم فهمیدم نه اصلا یکی از خواسته هام این بود که با دختری آشنا بشک که آقا ببینم ی شخصیت سپاسگزار داره با اعتماد به نفس و عزته نفسه و خیلی زندگی رو راحت میبینه و راحت عمل میکنه و اصلا برام ی الگو باشه که ببینم ینفر خیلییی راحت زندگی میکنه خیلی راحت
مثلا اینکه ما رویه خودمون کار کنیم بههترین چیزه ولی وارد شدن به مدار عجله و یا شرطی دیدن اینکه یکی عباسمنشی باشه و این جور خواسته ها دیگ به نظرم لوس میان واقعیت چون خیلی آأم زیاده که تویه مسیر خیلی درستی هستن و از لحظه به لحظه زندگیشون لذت میرن و اینها ملاکه نه اینکه منه حسین ادعای کنم شاگرد سید هستم و یا تعصب اسمه سایتو بکشم و غرور داشته باشم یا فکر کنم آره من خیلی گردنم کلفت شده به قولی خوده استاد
بنظرم چون خیلی محتوا تویه سایت زیاده آدم باید سعی کنه خیلی زمان به خودش بده و رشد کنه و اجازه بدیم دنیا کاره خودشو در هر لحظه بکنه و اوله همه واقعن این کامنت رو برای خودم نوشتم واقعن فقط برای خودم چون من با دید اشتباه حتی در مورد سایت و خواستن هم مسیر کردن خانوادم با خودم یا سایت خیلی سرعتم کم شد انگیزه و انرژی ازم رفت و اینو میگم برای اینکه اول بدونم زمان خیلی بیشتر از نیازم هست و عجله نکنم و فقط رویه رشد خودم کار کنم و راحت ببینم خیلی راحت و آدم خوبی باشم و به قولی خدا رشد کنم
در پناه خدا باشید
سلام به استاد عزیزم ، مریم بانو و همگی دوستان
داشتم توی عقل کل میچرخیدم که
نتایج دوست عزیزمون آقای افلاطون نوروزی را دیدم و با توجه به سوال دوست عزیزمون گفتم شاید خوب باشه اگه بخشی از اون را به عنوان الگو برای هممون بنویسم که نیاز نیست همسر ما حتما از بچه های سایت باشه .
( آقای نوروزی عزیز واقعا تحسینتون میکنم برای گرفتن این همه نتیجه عالی در تمام زمینه ها 👏👏
موفقیت هاتون روز افزون 🌹🌹)
« و اما نتایج روابط عاطفی من:
من الان در بهترین وضعیت رابطه عاطفی قرار دارم. با فردی در ارتباط هستم که ما عاشقانه بی نهایت همو دوست داریم، به هم عشق می ورزیم بدون وابستگی، به علایق هم احترام می گذاریم، به تفاوت های هم احترام میذاریم و در کنار هم از زندگی لذت میبریم. این شخص با اینکه از دانشجوهای استاد نیست اما در تمام جنبه ها، رفتارش به گونه ایی هست که انگار کل دوره های استاد رو ۱۰۰۰ بار گوش داده و اینجا قانون کبوتر با کبوتر رو من دارم می بینم.
من عاشق این شخصم، عاشق رابطه ام هستم و ما با تموم وجود از بودن در کنار هم لذت میبریم من میتونم روزها وماه ها و هزاران صفحه راجب ویژگی مثبت این فرد و ویژگی مثبت رابطمون بگم»
سلام دوست عزیزم
شما در نهایت دوست داری شخصی باشه که توحیدی باشه، در صلح باشه، اروم باشه، نگاه زیبا و مثبتی داشته باشه، اکثر علایقش با شما یکی باشه و یه سری خصوصیات ظاهری و باطنی شخصی
به جای اینکه اصرار داشته باشی که عضوی از این خانواده باشه، خصوصیاتی که میخوای رو مشخص کن و در موردش دلت اروم باشه
به خدای توانا بسپار
به خاطر بودنش از قبل هر روز سپاسگزاری کن و بذار احساس داشتن این شخص و وجودش قلبت رو پر کنه طوری که لبخند ارامش و شادی بشینه رو لبت
یادت باشه به هرچیزی اصرار کنی ازت دور میشه
اصرار و پافشاری یعنی فرکانس نداشتن، فرکانس کمبود، فرکانس دور از دسترس بودن
وقتی بدونی شدنیه که دیگه اصرار نمیکنی…
خوش خبر و در پناه الله باشی دوست عزیزم
سلام
اگه ایشون هم فرکانس با شما باشن خودشون وارد مسیر خواهند شد
نیازی به گفتن شما نیست
شما فقط روی خودت کار کن و تمرکزت و بذار روی خواسته هات
یادت باشه اگه اون شخص تو مدار آگاهی باشه
طی روزهای آتی حتما جمله فلسفی یا یه استاد موفقیت دیگه رو بهت معرفی خواهد کرد
اگه استاد دیگه ای داشته باشه و بفهمه تو توی مسیر استاد عباسمنش هستی حتما خودش،خودخواسته وارد مسیر خواهد شد
موفق باشی
درود بر تو علیرضا عزیز.
اول خداروشکر میکنم که از قوانین این سایت در سایر جنبه ها خیلی خوب رشد کرده ای. این تغییر دیدگاه و شخصیت قطعا به همه ی ما کمک میکنه رشد کنیم.
علیرضا این تغییر دیدگاه دقیقا در همین مسیر هم قابل اجراست.
مهمترین بخش این موضوع رها بودن از خواسته است.
توی کامنت ها شهرزاد دقیقا مسیری که من رفتم را توضیح دادند.
موضوع اینه که ما باید. شخصیتمون تغییر کنه.
کانون تمرکز و توجهمون روی زیبایی ها و خپاسته ها باشه، یعنی اگر زندگی خوب عاطفی میخواهید، به زندگی خوب عاطفی نگاه کنید و سپاسگزار خداوند باشید برای اینکه این افراد توانسته اند به این خواسته هاشون برسند.
خداروشکر میکنم در اون زمان با سپاسگزاری و توجه به خواسته ها و ایجاد تغییرات در شخصیت خودم، آرام آرام تغییر کردم و به خواسته ام که ازدواج با یک دختری بود که دقیقا مطابق با خواسته های من بود برای من رقم خورد.
فکر کنم ۱ ماه نشد که ایشان را پیدا کردم.
علیرضا حتی رنگ موهای ایشان همونی بود که من دوست داشتم.
این تا اینجا.
حالا خب فقط ازدواج نیست، زندگی هم هست، یعنی ازدواج تازه ابتدای یک مسیر هست.
در ادامه وقتی مجددا وارد مسیر این سایت الهی شدم،
من شروع کردم شخصیت خودم را تغییر دادن برای ایجاد تغییرات در احساس آرامش خودم، در ابتدا من میخواستم همسرم را به زور وارد این مسیر کنم.
تا کی این مورد ادامه داشت؟ دقیقا یادمه استاد یوگای همسرم جلسات آنلاین کتاب خوانی گذاشته بود، در جلسه اول که همسرم کلی خواهش کرد بیا و تو نیز شرکت کن، یه نکته ای را خوب فهمیدم.
خداوند از بینهایت طریق، هر انسانی را هدایت میکند چون دقیقا اون کتاب بر اساس قوانین گفته شده بود.
البته من معتقدم بهترین و سریع ترین و کامل ترین و حتی واضح ترین مسیر همین آموزش های استاد عباسمنش هست.
خلاصه اونجا بود که سپاسگزار خداوند شدم و گفتم خدایا تو بهتر از من میدونی. من نمی فهمم. خودت ما را به بهترین مسیر هدایت کن.
رها بودن از خواسته ام باعث شد به راحتی با همسرم هم جهت بشیم در مسیر سپاسگزاری.
باز هم خودمو در این مسیر بعضا بهتر میدونم، چون اعتقادم به لطف خداوند خیلی بالاتر رفته و شرک من در مسیر زندگی کمی کمتر شده است. باز هم لطف خداوند بوده است.
اما نکته مهم اینه که همسرم هم با من هم مسیر هست.
علیرضا وقتی آدما، هر کسی، تغییرات تو را میبینند، یا نتایج تو را میبینند، اونها هم وارد مسیر تو می شوند.
یاد سوره طه می افتم اونجایی که موسی از خداوند خواسته برادرش هارون را برای اینکه پشتش به او گرم شود؛ امیز او قرار دهد. و خداوند اجابت کرد.
همین نوشتن، رها بودن از خواسته و ایجاد تغییرات در دیدگاه و شخصیت مون نسبت به مسائل، کمک میکنه خیلی راحت به خواسته هامون برسیم.
عاشقتم.
امیدوارم از نتایج برام بنویسی و من هم سپاسگزار خداوند بشم بخاطر نتایجی که داری.
ان شاءالله هرکجا هستید در پناه رب العالمین شاد، سالم، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.
سلام دوستان عزیزم
تو اینستا یک کلیپ زیبا دیدم از ترامپ رییس جمهور آمریکا ، چقدر این شخص باورهای توحیدی داره ، حالا من با کارهای دیگرش کاری ندارم ، می گوید :
مجرد بمان و روی خودت کار کن ، خدا یکی را برایت می فرستد که لایق تو باشد ، تو این مدت روی علایقت کار کن ، توانایی هایت و سلامت خود را بهبود ببخش ، وقتی واقعا خوشحال باشی و از خود واقعیت راضی باشی ، پارتنری را جذب می کنی که لایق تو هست ، به خدا اعتماد داشته باش که آدم درست را می فرسته به زندگیت .
بله واقعا ما باید روی خودمان کار کنیم ، و با عوامل بیرونی کاری نداشته باشیم ، ما باید فقط به دانسته هایمان عمل کنیم ، حرف خوب را که همه می توانند بزنند ، قرار نیست ما بانک اطلاعات بشویم ، ما از عملکردمان نتیجه می گیریم .
استاد تو یکی از جلسات عزت نفس می گویند روی فیزیکتان کار کنید و همیشه سر بالا و سینه جلو باشه ، من اینو خودم می دانستم که ورزش چقدر خوبه برای سلامتی ولی عمل نمی کردم ، ولی از وقتی اون جمله را از زبان استاد شنیدم دیگه باور کردم ، دیگه ملکه ی ذهنم کردم ، هر وقت تنبلی می آید سراغم حرف استادم را به خاطرم می آورم و به خودم می گویم : اگر می خواهی عزت نفس و اعتماد به نفس بالایی داشته باشی باید ورزش کنی ، باید ورزش کنی . وقتی ورزش می کنی یعنی تو تغییر کردی دیگه ، وقتی ورزش می کنی به زندگیت نظم می بخشی و دیسیپلین خاص خودتو داری . اینها را نوشتم که بدانی همه چیز بر می گرده به تو ، به خوددد خوددد تو .
به قول مولانا :
بیرون ز تو نیست هر چه در عالم هست از خود به طلب هر آنچه خواهی تویی
سلام به شما دوست عزیز
من هم هم عقیده و هم نظر هستم با شما
از خداوند میخوام که فردی که با این مباحث اشنایی داره و تو این سایت هست اشنا بشم.و با هم به رشد همدیگه کمک کنیم.
سلام دوست عزیز
سوال شما سوال من هم بود برای همین به این بخش از عقل کل هدایت شدم
راستش بعد از تضاد های ک خوردم
با خودم گفتم پارتنری ک عباسمنشی نباشه هرگز انتخابم نیست چون اصلا حرف همو متوجه نمیشیم !
نمونه کوچیکش اینکه من دوره قانون سلامتی رو دارم انجام میدم و هرکسی شیوه تغذیه منو میبینه کلی ایراد میگیره و تعجب میکنه ! ولی من بحثی با کسی نمیکنم با لبخند ازشون میگذرم
اما خب از پارتنرم دیگه توقع دارم ک عباسمنشی باشه و بدونه اصلا قانون سلامتی چیه !
خلاصه منم تجربه خودم رو میخام بگم
که چند روز پیش یه کامنتی رو تو سایت خوندم خیلی خوب بود حتی ازش اسکرین شات گرفتم داشته باشمش
اون دوستمون تو کامنت گفته بود من برای پیدا کردن پارتنر مورد نظرم
نشستم با جزئیات نوشته ام که میخام چه ویژگی های داشته باشه از ظاهرش از شخصیتش از خانواده اش از همه و همه
و بعد نوشتم حالا این شخص چ همسری نیاز داره و من باید چجوری باشم ؟!
از این سوالشون خیلی خوشم اومد به خودم نگاه کردم دیدم
من همش دارم میگم دلم میخاد طرف مقابلم عباسمنشی باشه ورزشکار باشه اهل کتاب خوندن و خودسازی و فلان و فلان باشه
خب خودم چی ! آیا خودمم ایده آل هستم یا هنوز خیلی جاها کوتاهی میکنم ؟شرک میورزم؟تنبلی میکنم؟
الان شروع کردم به تغییر خودم اینکه اووووول خودم ایده ال بشم خودم درست بشم مثلا بیشتر از قبل فایل هارو گوش بدم من خیلی وقته عضو سایت هستم ولی اینقدر مشغول زندگی روزمره بودم اصلا وقتی برای تو سایت گشتن نمیزاشتم ! با اکانت خودم یا اکانت خواهرم میومدم دوره های خریداری شده رو دانلود میکردم میرفتم ولی الان ب خودم قول دادم اصلا از فکر پارتنر بیام بیرون رها کنم این موضوع رو و فقط کار کنم رو خودم تا تغییرات پایدار داشته باشم.
به قول استاد تو فایل پنجم دوره قانون سلامتی
تغییر پایدار شما باعث میشه ادم های اطرافتون عوض بشن و ادم های هم فرکانس بیان کنارتون
سلام شهرزاد
چقدر این اسم زیباست
و اما پاسخ من به کامنت دوستمون و البته کامنت شما
ببین من هنوزم میگم و دوساله که میگم دوست دارم پارتنرم عباسمنشی باشه و البته این درخواستم یکم واضح نبود و اینطوری تغییرش دادم که دوست دارم پارتنرم توی مسیر درست باشه و آگاهانه توی قوانین باشه و واسه زندگیش هدف داشته باشه و خب حالا اگه مثل خودم عباسمنشی باشه و دوره قانون سلامتی رو اجرا کنه و شغلش آزاد باشه که دیگه فوق العادست
چرا اینا رو اضاف کردم، چون من خودم شغلم آزاده و به محض اینکه تایم آزاد میشه یا طبیعت هستم یا تفریح و مسافرت
خب وقتی یکی باشه که همراه و هم مسیرت باشه و پایه مسافرت ها و صحبت کردنات که دیگه چقدر عالی
ببین این درخواستت رو واضح تر به خداوند بگو و همونی که خودت پیش گرفتی که اون خصوصیاتی که میخای اون داشته باشه رو اول سعی کنی توی خودت بسازی، من خودم نوشتم و دارم روی اون خصوصیات کار میکنم که درونیش کنم توی خودم
این درخواست من و شما و علیرضای عزیز و خیلی از دوستان اتفاقا بی نهایت عالیه، چرا؟؟ چون شما فکر کن یکی باشه بقول شما حرفتو بفهمه و بشینی ساعتها درمورد زیبایی ها و باورای خوب و چیزای قشنگ صحبت کنی و احساستونو خوب نگه دارین، سپاسگزار باشین و از لحظه ها لذت ببرین، خب این خودش موفقیت پشت موفقیت میاره دیگه
دلیل نتایج خوب الان استاد یکیش همینه که ساعتها با دوستان و خانم شایسته درمورد چیزای خوب صحبت میکنه و توی تایمی از روز هم کامنت میخونه و این یعنی تقریبا کلی از تمرکز و کنترل ذهنشون رو آگاهانه در دست دارند
حالا شما فک کن یکی باشه بشینی از بودن کنارش، از صحبت کردن باهاش، از دیدنش، از زندگی باهاش لذت ببری و آرامش داشته باشی، آیا واقعا این نعمت بزرگی نی؟؟؟
حالا شاید بعضیا بگن خب یکی بیاد توی زندگیت و بعد روش کار کن و صحبت کن بیاد توی مسیر، جواب چیه؟؟ بقول استاد و قانون که میگه من تغییری در زندگی هیچکسی نمیتونم ایجاد کنم و بعدشم چرا نیام از همون اول کار از خدایی که میتونه هرچیزی رو اجابت کنه درخواست بهترینش رو نکنم با باور درست و با بهبود شخصیت خودم؟؟!!!!
خب پس میشه و میتونیم، ایشاله بزودی و البته اینم بگم که صرفا توی سایت بودن نشون از عباسمنشی بودن و توی مسیر بودن نیست، یکی ۵سال پیش اومده ثبت نام کرده و رفته و ممکنه ۲سالی یکبار بیاد و بره، یکیم مثل من ۲ساله و اندی هست توی سایت و مسیر هستم و هنوز نشده حتی یکروز از سایت و فایلا دور باشم
تقریبا همواره تلاش کردم اون استمرار رو داشته باشم، حالا یا بصورت قوی یا حداقل بصورت کم ولی داشته باشم
درکل از این صحبت آخرم خاستم بگم درخواستتون این باشه و عباسمنشی باشه و توی مسیر، نه توی سایت باشه
موفق باشی دوست خوبم
سلام بر شما دوست عزیزم و سلام بر آقا ابراهیم عزیز که انشاالله هر جا هستی تنت سالم و دلت شاد باشه که با کامنتت چققققدر خندیدم 😄 انصافا منم همیشه به خودم این حرف شما را میزنم که سایت استاد کم کم تبدیل میشه به دفتر ازدواج عباسمنشی ها 😃😃
اومده بودم دنبال جواب ی سوال بگردم ، ببین به کجا هدایت شدم
در مورد جواب دوستمون باید بگم منم همین خواسته را دارم و شاید قبلا بیشتر بهش پافشاری میکردم و از زمانی که ی کوچولو خودمو بیشتر شناختم به شک افتادم که واقعا این میخوام یا نه ! یا بهتر بگم این خواسته را برای چی میخوام ؟
میدونی چرا این خواسته برامون شکل گرفته ؟!( خودمو میگم ) احتمالا چون رابطه استاد و خانم شایسته را برا خودمون الگو یا بهتره بگم بت کردیم و فکر میکنیم همه رابطه ها در صورتی عالی میشن که هر دو طرف از همون اول از قانون خبر داشته باشن یا از بچه های سایت باشن . حالا ی سوال؟ پس این همه زن و شوهرهایی که از قانون خبر ندارن و در کمال عشق و آرامش سالیان سال که دارن با هم زندگی میکنن اینها تافته جدابافتن؟؟ نه عزیزم اینها بدون اطلاع از هیچ قانونی ناخواسته رو خودشون کار کردن و خوشون را لایق دونستن و از تضادها فهمیدن چی میخوان .
مگه خانوم اول استاد، خودش تو این حوزه کار نمیکرد !! پس چرا از استاد جدا شدن !! چرا دونستن قانون اونها را کنار هم نگه نداشت ؟؟!! پس فقط دونستن و آشنایی با اینجا نیست ،فکر نکن فقط عضو سایت بودن باعث خوشبختی میشه. خیلی از بچه های سایت بودن که از افراد قدیمی بودن ، اما الان کجان
یا این که فرض کن شما با ی خانم عباسمنشی ازدواج کردی و فردا روزی به هر علتی جدابشین ، ممکن حتی از این آموزه هام بدتون بیاد و ازش فاصله بگیرید یا تجدید خاطرش اذیتتون کنه ، یا نظرتون در مورد آموزش ها عوض بشه چون اون چیزی که بهش اسرار داشتید اتفاق نیافتاد .
میدونی باید دو طرف هم مدار هم باشن اون موقع خدا از اون طرف دنیا هم که باشه دستش میذاره تو دستت و خیلی راحت با آموزه های استاد هم مسیر میشه .
آرامش داشتن کنار ی نفر ی چیز درونیه و وقتی من رو خودم کار کنم خدا بهترین فردی که مناسب و هماهنگ با من هست را در مسیرم قرار میده .
به نظر من چیزی به اون شخص نگو و اجازه بده خدا بیاد وسط بازی ، به کار کردن روی خودت ادامه بده و رها باش.
و خدایی که از درون سینه ها آگاه هست و میدونه که من و شما چی میخوایم
انشاالله خوشبخت باشید دوست عزیزم
عروسیتون بچه های سایت دعوت کنید 😄😄
درود و مهر خدمت استاد بزرگوار و مریم جان و همه دوستان هم فرکانسی، منم خواستم نظر خودمو بگم و رد پایی از خودم بجا بگذارم، از نظر من ازدواج ی امر مقدسه ، چرا ک دو قلب ک بزرگترین آفرینش عالم هستی است ک باید برای هم بتپه، و عشق بورزه و چفت هم بشه ، شما برای رسیدن ب شریک الهی معنوی بیاین از خدا پشت قضیه و خواستتون رو بخواین، همسری بخواین ک در کنارش به آرامش ، سلامتی ، ثروت و شادی برسین و تا رسیدن به خولسته تون روی احساس لیاقت و تغییر خودتون کار کنین اتفاقا استاد یک هفته س فایل های رایگان تغییر را در آغوش بگیر رو روی سایت گذاشتن از اون فایل ها میتونین بهره ببرین .و با آرامش و احساس خوب جلو برین، و برای خدا راه تعیین نکنین حالا چ جوری و از چ راهی به همسرتون میرسین ، من نمیدونم خدا میدونه، خدا بی نهایت طریق با بینهایت دستایی ک داره این اتفاق رو رقم میزنه شما فقط باید روی خودتون کار کنین شاد باشین و احساس خوبتونو حفظ کنین و رها باشین همین .کار زیادی قرار نیس انجام بدین ، موفق باشین.
سلام دوست عزیز، بنظرم شما باید فقط روی خودت کار کنی و هر خواسته ای که داری فرکانسش رو بفرستی، قطعا خدا اجابت میکنه دعای درخواست کننده رو… ضمنا یادت باشه هر خواسته ای داری فقط از خودش بخوای و روی خودش حساب کنی… از خدا بخواه که هدایتت کنه…. مطمعن باش هیچ برگی بدون اذن خدا از درخت پایین نمیفته.
اینم یادت باشه اگه همسره خوب میخوای…. تموم ویژگیهاشو بنویس و سعی کن خودت تبدیل به شخصی مثله همون ویژگیهایی که میخوای داشته باشه بشی… اگر همسر خوب میخوای خودت باید اول اون آدم خوبه بشی،،، به قول قرآن الطیبین الطیبات…
ضمنا اصلا عجله نکن و رها باش…. از زندگیت لذت ببر و تجسم کن اون اومده توی زندگیت…. براش جای خالی بذار…. و مطمعن باش خدا هرچی که بخوای بهت میده، اگر که باور کنی.
در مورد این خانم هم بنظر من آشناش نکن اصلا با این سایت… اون اگر طالب هدایت باشه خودبه خود میاد توی مسیر، نیازی نیست کسی هولش بده…
من از حرفاتون اینطور برداشت کردم که انگار خیلی عجله داری… حالا اون موردای قبلی نشد، این از اونا بهتره و ناچارا میخوای بپذیریش… حس محتاج بودن نداشته باش به خواسته ات…. روی احساس لیاقتت کار کن تا یه مورد خوب جذب زندگیت بشه…. یکی که بال پرواز همدیگه بشین و در کنار هم رشد کنین…. چرا انقدر عجله داری پسر خوب…!
سلام
میخوام یه تجربه مشابه بگم اما واقعا نمیتونه مسیر یکسان باشه و انسان ها خیلی پیچیده باورهاشون متفاوته ولی خب ایجاد باور درست و راهکار ها میتونه یکی باشه
من دو بار جداشدم با این ۳۵سالمه و تا چند سال پیش که با استاد آشنا شدم جدایی اولم شکر گرفت همسر دوم رو که آشنا شدم یکسال گذشت با استاد آشنا شدم و دو تا سه سال طول کشید که یکم بیام سر خط تازه اما تازه ماجرا شروع شد
تموم این دو تا سه سال سعی در تغییر فرد زندگیم رو داشتم مشکلات بیشتر میشد
تا جایی که کنده شدم
و تمام شد حدود ۶ سال این مسیر طول کشید
و عمر که گران بها ترین هدیه خداوند هست صرف تجربه روابط عاطفی شد که خدارو شکر خداوند جواب باور های قوی که ساختم رو داد
اقا ما رفتیم با یه گروه بچها قوانین آشنا شدم سه سال پیش اومده بودن تهران آزاده خانم دور هم جمع شده بودند و با یک جامعه آشنا شدم که اصلا انگار افتادم تو دیگ حلیم فکر میکردم ته داستانه دیگه من دیگه باورام خفن شده پس نتایج باید بسیار خوب باشه حتی اون شب با یکی از دوست دخترای گذشتم رفته بودم اونجا و وقتی اون رابطه تموم شد یک هفته بعدش با یکی از بچهای اون گروه دوست شدم و رفتم تو رابطه دیدم عین ذره بین رو زوم شده دراز میکشیدم قوانین نگفته دراز بکشی ،راه میرفتم میگفت استاد گفته اونطوری راه برو و خیلی از موضوعات که باورت نمیشه ،خب خدایی من اصلا ادعایی در درک قوانین ندارم همه در مسیریم و نمیتونم زیاد برای دیگران وقت بذارم
چون به نظرم خمدم بسیار جای کار دارم در مسائل مختلف
و کلی تکنیک زندگی باید یاد بگیرم
بهت بگما میرفتم خونشون پدر و مادرشم انل سایت هستند و همه باهم رو موضوعات سایت کار میکردند ولی بعد از جدود سه ماه تمام جسارتمو جمع کردم با این که شرایط عالی بود
و من حتی شبا خونشون میموندم گفتم خدا نگهدار
رفتم سفر از ترس اینکه گول ظواهر رو نخورم تنها با خودم رفتم سفر و کلی جاهارو گشتم یک هفته و برگشتم نوشتم تو یه دفتر که چها میخوام از رابطه و اگر سالیان سال تنها باشم ، تا رابطه مورد نظر نیاد هیچی نمیخوام یک ماه نیم طول کشید حتی رنگ چشمای پارتنرم رو نوشته بودم یدفعه با یه خانم زیبا آشنا شدم اما خب نمیدونستم اونیه که من میخوام چون مجازی آشنا شده بودم خیلی اتفاقی و هم شهریم بود و خیلی از فاکتورای منو داشت ولی آقا به خدا گفتم خدایا اگر همونه خودت یه طوری ردیفش کن ، یدفته بعد از یک ماه چت یهو شب حدود ساعت یازده شب گفت سعید آسانسورمون سقوط کرد از اونجایی که من تعمیرکار آسانسورم هم اون تعمیر شد هم قلب من خدا تعمیر کرد بهم درس ایمان داد بسیار تو این دوسالی که در کنار هم بسیار عالی زندگی میکنیم هرچز میبینم که درسته این آدم یک فایل از استاد گوش نکرده ولی هر دوره ای که خریدم هر فایلی که گوش میکنم رو زندگی میکنه و درون رفتارش هست و من هنوز در حال تغییرم و هروز درگیرم که باوری پیدا کنم تا زندگی روانتر باشه ولی این آدم از زیبایی ظاهر و باطن گلی هستش از طرف خداوند هدیه به قلبی که اعتماد کرد
سپاسگزارم از خداوند بزرگ
سلام جناب ظفری از خوندن داستان ازدواجتون خیلی لذت بردم و بهتون تبریک میگم. مخصوصا از اونجا که گفتین هم آسانسور تعمیر شد، هم قلب من…. چه تعبیر زیبا و شاعرانه ای بکار بردین آفرین… من هم در شرف جدایی از همسرسابقم هستم، و الان دارم روی خودم کار میکنم که یه فردی که لیاقتمو داره وارد زندگیم بشه… معتقدم هیچ کس کاملا پرفکت نیست و خوب بودن از نظر هر کسی یجوره، اما اونی که نمره اش صد هست فقط خداست.
اگه آدم یه فرد ایده آل میخواد که بیاد توی زندگیش باید خودش هم بشه اون آدم خوبه…
مثلا من دلم میخواد همسرم ورزشکار،خوش تیپ و سلامت باشه. این هفته میخوام برم باشگاه ثبت نام کنم تا اندامم متناسب بشه چون یمقدار بی بی فیس و لاغر هستم. عاشق ورزش تیراندازی و بدمینتون هستم و سالها پیش این ورزشو کار میکردم…
من دلم میخواد همسرم با قرآن مآنوس باشه، خودم شروع کردم قرآن رو بصورت مفهومی کار میکنم، شده حتی روزی ۳صفحه، اما حتما کار میکنم و سعی میکنم بهش عمل کنم.
دلم میخواد همسرم احساس لیاقتش بالا باشه،آراسته و تمیز و خوشبو باشه و به خودش و تیپ و لباسش اهمیت بده….من یه ماه پیش خونه رو خونه تکونی کردم و هر چی لوازم آرایشی و بهداشتی داشتم که تاریخ انقضاش تموم شده بود شوت کردم توی سطل زباله، با اینکه بعضیهاش رو دو سه بار بیشتر استفاده نکرده بودم…. داروهای توی یخچال هم که تاریخ گذشته بود دور انداختم… لباسهای کهنه رو دور انداختم، اونهایی که نمیپوشیدم رو بخشیدم به یه نیازمند…. همه فرشها و پتوها رو به کمک خانواده شستم… قالیشویی دوست ندارم ببریم تمیز نمیشوره… خخخ
ماهی یکبار ناخنهامو میبرم آرایشگرم مانیکور میکنه، اما اصلا از کاشت ناخن خوشم نمیاد، ناخنهای خودم همینجوریش کشیده و خوشگل هستن، خودم رو همینطوری نچرال و زیبا دوست دارم و اصلا هیچ عمل جراحی توی صورتم انجام ندادم چون من همینطوری خیلی زیبا، خوش خنده و ارزشمندم….
عاشق آشپزی کردنم و مهارت زیادی توی پخت کیک و دسر دارم… اونقدر که هر فامیلی شام بیاد خونمون دسر درست نکرده باشم اعتراض میکنن… خخخ
دلم میخواد رانندگی یاد بگیرم، با اینکه سالهاست گواهینامه دارم اما هیچ وقت همسر سابقم نذاشت تمرین کنم…. آخه میدونی اهل ترمز گرفتن نیستم… خخخ
ایده های خیلی زیادی برای کسب و کار توی ذهنم داشتم که همسر سابقم همیشه مخالفت میکرد، اما میخوام به ایده هام عمل کنم و برا خودم درآمد داشته باشم… عاشق حساب کتاب و تجارتم… فن بیان خوبی هم دارم… خلاصه اینکه من دارم تغییر میکنم و نشانه هاشو خدا داره بهم نشون میده که کارت درست ادامه بده…۲۴ ساعت برای من کمه واقعا…. از بس که شوق دارم به خواسته هام برسم، هیچ عجله و تقلایی هم ندارم….صبحها روی فایلهای دوره عشق و ومودت کار میکنم، بعد از ظهر قرآن کار میکنم، عصرها توی عقل کل فعالم، موقع خواب کامنتهای توحیدی سایت رو میخونم تا خوابم ببره…
من خودمو بستم به سایت و آموزشهای استاد… مطمعنم به وقتش اونی که لیاقتمو داره و بامن هم فرکانسه میاد توی زندگیم…. به قول یه شعری هست که میگه
مدتهای مدیدی ست که من و تو
گرمی نگاه را چشیده ایم
مدتهای مدیدی ست که من و تو
در پناه حیای چشمان هم
عشق را زیر چشمی پاییده ایم
تشکر از بیان تجربیات بسیار ارزشمندتون 🙏🙏🙏🌹
بنام خدا
سلام دوست عزیز
با توجه به اینکه همه ما در محیطهای متفاوت بزرگ شده ایم قطعا باورها وافکار متفاوتی داریم ،به فرض که شما با یک دوست عباس منشی وارد رابطه بشی ،این کافی نیست چون طرف مقابل شما بازم افکار وباورهای متفاوتی از شما داره پس به جای محدود کردن خودت تمام تمرکزت رو بزار روی رشد وپیشرفت خود وطبق قانون کبوتر با کبوتر ،غاز با غاز فردی وارد زندگی شما میشه که همفرکانس با شما باشد حتی اگر از بچه های عباس منشی نباشدویادت باشه همانطور که شما به این مسیر هدایت شدی،طرف مقابلت هم اگر آماده باشد به این مسیر هدایت میشه ،لازم نیست شما کاری انجام بدید
موفق باشید
سلام دوست عزیزم
منم اینو خیلی دوست دارم ک داشته باشم
ولی ب نحوه اشنایی خودم و خودت و همه دوستان فکر کن
به طروق جادویی اشنا شدیم
زور نزن برای اینکه چنین شخصی رو پیدا کنی. روی خودت کار کن رشد کن
مطمئن باش اگر توی مسیر باشه و قرار باشه هدایت بشه تو میشی یکی از بینهایت دستان خدا برای هدایتش و ورودی ب این مسیر.
خودش میپرسه ازت. وقتی دو نفر واقعا رابطشون سالم باشه همیشه از کارا و افکار طرف مقابل سوال میکنن و وقتی ازت سوال کرد براش توضیح بده. یا اصلا شاید ی روزی یه بحث ساده پیش اومد و ناخوداگاه بحث ب اونجا کشید و بهش گفتی و خوشش اومد و هزار راه دیگه،
چقد توی همین جمع خودمون زن و شوهر هایی هستن ک باهم اشنا شدن وچقد کامنت دیدم ک مثلا خانوم گوش میده ولی همسر اعتقادی نداره ب این مسائل، توی یکی از قسمت هایی ک استاد تو کلاب هاوس با بچه ها حرف میزد
یک خانومی اومد و با استاد حرف میزد و شوهرشم کنارش بود ک شوهرش اصلا کلا خدا و هیچی رو قرول نداشت و اصن یجوری با استاد حرف میزد و میگفت من تا فردا میتونم برات دلیل بیارم ک خدا الکیه ولی استاد هیچی نگفت و مقاومتی نکرد برا متقاعد کردنش و بعد شروع کرد حرفای خودشو زدن، اخر اون قسمت قبل اینکه استاد فایل رو تموم کنه اون اقا از استاد پرسید یعنی استاد شما میگی الان ک من اینجام هدایت خدا بوده ک با شما حرف بزنم؟
ک متاسفانه فایل ب پایان رسید، ولی اون اقا با همین حرفش نشون داد ک نرم شده و حس میکمم واقعا هدایت شده بوده ب اون روز
نمیدونم تهش چی شد ولی میخوام بگم کسی بخواد هدایت بشه حتی اگر خدارو هم قبول نداشته باشه باز خدا کارشو میکنه. پس زور نزن و رها باش
به نام خدای مهربانم سلام به دوست عزیزم
شما نمیتونین برای تغییر دادن کسی کاری انجام بدی حتی نزدیکانت باشن
شما فقط میتونی روی خودت کار کنی و خودتو تغییر بدی
عزیزی هم که میخواد بیاد تو زندگیت اونو خداوند برات همفرکانس با فرکانس تو میاره
اگر هم با این مباحث آشنا نباشه با دیدن نتایج شما خود بخود با شما یکی میشه
ولی اگر به زور باشد چون در مدار شنیدنش نیست با حرفهاش شما رو هم امکان داره دلسرد کند
پس کاری نگیر سمته خودتو انجام بده بقیه دو له قدرت خداوند بسپار
سلام علیرضا عزیز
.
طبق آموزه های استاد و البته تجربه خودم میخوام بهتون بگم
استاد همیشه میگن تو حوزه روابط فقط روی احساس لیاقت و توجه به نکات مثبت کار کنین و اصلا نیاز نیست خودتون عملی کاری انجام بدین
ببینید من وقتی از این موضوعات با خبر شدم تصمیم گرفتم به خانوادم بگم « چون راستش دوست داشتم اونا هم آرامش و… رو تجربه کنن»
.
اما چی شد؟؟؟
من فقط تا یه ماه فایل پیششون میزاشتم و راه و چاه رو بهشون نشون میدادم
.
اما وقتی که میشنیدن کمی مقاومت داشتن ولی ساکت وایمیستادن تا اینکه کافی بود خودم یه کاری انجام بدم فورا به سر من میزدن که اقا تو فلان فلان میگفتی پس چرا خودت انجام نمیدی؟؟؟
بعدش تصمیم گرفتم فایل استاد رو بزارم و خودم چیزی نگم
.
اما برخلافش اونا کاملا صحبت هارو برعکس میفهمیدن، مخصوصا پدر و مادرم که فکر میکردن استاد میگه بیخیال پدر مادرتون بشین و……
برای همین موضوع تا یه سال فقط با من بد رفتاری کردن و از سویی، از استاد بدشون میومد
میدونی تو قران گفته شده که میان شما و افراد دیگه حجابی قرار دادیم، این یعنی هزاران بار بگی هم نمیفهمن تا وقتی که خودشون آماده شنیدنش نباشن
.
« پس بیخیال طرف باشین و کاری بهش نداشته باشبن، چون اگه آماده نباشه اصلا به این مسیر نمیاد
اگه آماده باشه خدا خودش هدایتش میکنه و نیازی به شما نیست»
.
به نظر من روی عزت نفس و احساس لیاقت خود کار کنین، تمرکز کنین به نکات مثبت
و اصلا وابسته به خواستتون نباشین « البته خیلیامون وابسته ایم برای همین دیر میرسیم به خواسته
و ویژگی فرد مورد علاقتون رو تجسم کنین و اصلا با ” چگونگی” کاری نداشته باشین
جور کردن و چطوری قضیه مسئولیت خداونده، دوست عزیز
امیدوارم یه راهنمایی اندکی کرده باشم،،،،، دوست نازنینـــــــم🌷🌷💖
دم شما گرم عالی بود مرسی از توضیحاتتون


