قدرت خلق آنی در باورهاست یا در اتصال به پروردگار؟

دسته بندی: موفقیت مالی

جواب‌های «عقل‌کل»دسته بندی: موفقیت مالیقدرت خلق آنی در باورهاست یا در اتصال به پروردگار؟
45

من مدت‌هاست روی تغییر باورها کار کردم و حتی به نتایج بزرگی مثل رکورد فروش دو میلیون دلار رسیدیم
اما بعد از مدتی، این نتایج تکرار نشد
من روزی۱۶ الی ۱۸ساعت هم کار فیزیکی میکردم هم رو باور هام کار میکردم

جالب اینجاست که وقتی تمرین سکوت رو شروع کردم
نتایجم دوباره بیشتر شد البته این بار خیلی پایدار تر و ریشه دار تر
حتی به لطف پروردگار کاریزماتیک از و جسور تر شدم تو عمل کردن

این سؤال برام پیش اومده
اگر واقعاً انسان قدرت خلق آنی داره (کُن فیکون)، پس چرا ۹۹٪ مردم هنوز در فقر و محدودیت زندگی می‌کنن؟
آیا مشکل فقط در باورهای ذهنیه یا در نبود ارتباط عمیق با پروردگار؟

و یک نکته‌ی دیگه: چرا پیامبرانی مثل محمد، موسی، یوسف و ابراهیم به جای تغییر باور ذهنی، مسیرشون رو با سکوت و اتصال درونی شروع کردن؟
اگر همه چیز باوره پس چرا راجب تغییر ذهن تو قرآن صحبت نشده بیشتر راجب ایمان به پروردگار صحبت شده؟

دوست دارم بدونم نظر شما چیه؟

نمایش:  به ترتیب تاریخ   |  به ترتیب امتیاز   
89
بهترین پاسخ

سلام به مهدی عزیز
اول که دمت گرم برااین صداقت وتجربه‌های ارزشمندی که نوشتی. اینکه رکورد دومیلیون دلاری داشتی وبعدش باسکوت به نتایج پایدار رسیدی، خودش بهترین شاهد برای اینه که راه رو داری درست میری
امایه نکته: پرسیدی اگر “کن فیکون” واقعیه، چرا ۹۹٪ مردم هنوز در محدودیتن؟
واقعیت اینه که کن فیکون، قانون بازی دنیاست؛ خداوند اون رو در اختیارهمه گذاشته. اما مثل هرقانونه دیگه، شرط استفاده داره. همونطور که قانون جاذبه برای همه هست، اما اگه کسی ازپشت‌بوم بپره پایین و ندونه چیه، سقوط میکنه!
پس مشکل از “نبود قدرت” نیست، از جهل به قانون و مقاومتهای درونیه. خیلیا هنوز یادنگرفتن چطور باورهای ریشه‌ای، عادتها ومدارشون روبا قانون یکی کنن.
دوم اینکه گفتی چرا قرآن بجای تغییرذهن، بیشتر روی ایمان به خدا تاکید کرده؟
جوابش واضحه: ایمان همون تغییرباور ذهنیه، اما در سطحی عمیقتر.
ذهن فقط ابزار ظاهریه، ولی ایمان یعنی وصل کردن ذهن وقلب به سرچشمه قدرت.
برا همینه که پیامبران ازسکوت و اتصال شروع کردن، چــــــــــون اونجا ریشه‌ی باورا اصلاح میشه.
تغییرذهن بدون اتصال، سطحیه و موقتی؛ ولی وقتی ایمان بیاد وسط، باورات نه‌فقط تغییر میکنن بلکه توی وجودت حک مییشن.
بنظرم توخودت همینو تجربه کردی: وقتی فقط با ذهن و تلاش فیزیکی جلو رفتی، نتایج مقطعی شد. ولی وقتی سکوت واتصال رو آوردی وسط، همه‌چی ریشه‌دار وپایدار شد. این یعنی ایمان، حلقه‌ی گمشده‌ی خیلیاس.
پس جواب کوتاه: نه تنها “همه‌چیز باور نیست”، بلکه باور وقتی ماندگاره که با ایمان به پروردگار پشتیبانی بشه
برادرممنون که این سؤال جدی رومطرح کردی، چون خود همین سؤال نشونه‌ی عمیقتر شدنه .


46

سلام دوست عزیز

ارتباط بین باورها و اتصال با پروردگار یک رابطه‌یِ کاملا مستقیم و انکارناپذیره

اصلا هدف از تغییر باورها اتصال با پروردگاره

خدا یه انرژیه که بهش میگیم روح
این روح درون جسم نیست

این روح مثه فرکانس هایی که درون تلویزیون تابیده میشه به همین شکل در
حال تابیدن درون کالبد ماست

این انرژی که اسمش روحه
خالصِ خالصه یه انرژی ناب ناب

حالا ذهن ما به واسطه باورها
یا اجازه میده با این جریان انرژی همسو بشیم یا همسو نباشیم

چون باورها ارتعاش دارند

ارتعاش باور ها یا هماهنگ با ارتعاش روح هستند یا ناهماهنگ

یا باعث اتصال میشه یا باعث عدم اتصال

و این برمیگرده به جنس باورها

تو قرآن یه کلمه ای هست به نام لقا الله یا لقا رب

لقا به معنای ملاقات و رسیدنه

رسیدن به کی ؟ به خدا به رب

خیلیامون فک میکنیم این رسیدن و ملاقات برا بعد از مرگه

در حالیکه تو همین دنیا اتفاق میفته

یعنی ما اینقدر این باورها رو با حقیقت وجودیمون هماهنگ میکنیم آرام آرام به خدای درون میرسیم
راهنمای راه هم احساسه

تا جایی که در هماهنگی بسیار بسیار بالایی قرار میگیریم که میشه همون لقا الله

کن فیکون یا همون خلق آنی در اون نقطه اتفاق میفته نقطه ای که ذهن در هماهنگی بسیار بسیار بالایی با روحه

حتی همون آیه انا لله و انا الیه راجعون

اینم دقیقا مال همینجاست نه بعد از مرگ

ما از خداییم و به سوی او بازمیگردیم

چون ذهن ما با باورهای مخرب بمباران شده ارتعاش این باورها اجازه نمیده ما با ارتعاش روح همسو باشیم

یه بچه چون ذهن نداره در هماهنگی با روحشه وقتی ذهن پررنگ میشه این اتصاله آرام آرام قطع میشه

وقتی شروع میکنیم به اصلاح باورها به سمت خدا برمیگردیم چون ارتعاش باورهای جدید با ارتعاش روح هماهنگ میشه

کل قرآن داره درباره تغییر باورها صحبت میکنه

اینکه میگه خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمیدهد مگر آنها آنچه را در وجود خودشان است تغییر دهند

اینکه میگه

هر کس نفس ( ذهن) خود را با معصیت آلود ناامید و محروم میگردد
و هر کس نفس خود را پاک کند رستگار و شکوفا میشود

صلات را برپادار که به واسطه صلات نیکی بدی ها را میپوشاند

و کلی آیه …..

و دلیل اینکه ۹۹٪ مردم نه تنها در زمینه مالی تو تمام زمینه ها تجربه خوبی از زندگی ندارند

بازم دلیلش باورهای محدودکنندست

مذهب خودش یه صنعته
هدفش اینه اجازه نده انسان بیدار بشه و به قدرت واقعی خودش پی ببره سالها با باورهای مخرب مردم بمباران کردند

حتی ۹۰٪ افرادی که تو خود همین سایت هستن باور ندارند که خالقن فقط میدونن که خالقن

در مورد این سوال که سکوت و مراقبه فقط اینو میدونم که ما با مراقبه ذهن کنار میزنیم
انگار یه پرده سیاه که مانع دریافت نور بوده رو کنار میزنیم و نور لاجرم تجلی پیدا میکنه

ذهنِ ما
با افکارِ بی‌شمار
خاطراتِ گذشته
نگرانی‌هایِ آینده
قضاوت‌ها و باورهایِ شکل‌گرفته

مثه یه پرده‌یِ ضخیم و تیره عمل میکنه

این پرده، مانع دیدنِ حقیقتِ ناب و درخشانِ وجودِ ما میشه

وقتی در سکوت و مراقبه فرو می‌ریم

فعالیتِ ذهنِ افکارگو (که پر از سروصدا و آشفتگی است) کم میشه

این کاهشِ فعالیت به معنایِ ناپدید شدنِ ذهن نیست
به معنایِ کاهشِ غلبه‌یِ اون بر آگاهیه

با کنار رفتنِ این پرده‌یِ ذهنی

نور که همون خودِ واقعی و روحه
تجلی پیدا میکنه

این نور از اولم وجود داشته

ولی توسطِ پرده‌یِ ذهن پوشانده شده مراقبه این امکان به ما میده
که این نورِ درخشانِ درون، بدونِ مانع تجلی پیدا کنه و ما اون و با تمامِ وجودمان احساس میکنیم


6

به نام خدای هدایتگرم سلام به دوست توحیدیم
اگر ما خدا رو و قدرتشو باور داشته باشیم و باور کنیم و ایمان بهش بیاریم و باورهامون توحیدی بشود
وقتی باورها درست باشن و طبق قانون پیش بریم هر چه بخواهیم با باور و افکار درست خلقش میکنیم
وقتی باورها درست باشن آرامش داریم کنترل ذهن داریم و به خداوند متصل هستیم و میتونیم هر چیزی رو خلق کنیم


6

سلام دوست گرامی
بسیار سوالی خوبی مطرح کرین.
و جواب بسیار عالی دادین چون از راهکاری که انجام دادید نتیجه گرفتین.
سکوت خودش سبب آرامش و شنیدن صدای درون است که مهارت لازم دارد..
وقتی ذهن ساکت شود خودبه خود قدرت درون که اتصال به پروردگار است فعال می‌شود و الهامات دریافت می شود.
هر ایده ای که الهام شود وقتی عملی. شود مسلما نتیجه قابل توجهی خواهد داشت ‌
و درآمد دلاری شما گویا تجربه واقعی است که کسب کردید.
حالا خواستم بپرسم چطور تمرین سکوت را انجام می دهید که نتیجه بخش است.
در پناه خداوند سلامت و تندرست و ثروتمند باشید


11

سلام دوست عزیزم
قانون رسیدن به خواسته ها یکیه اونم قانون فرکانس هست
بالا بری پایین بیای هر نعمت و خواسته ای وارد زندگی آدمها میشه با قانون فرکانس داره انجام میشه
فرکانس هم زمانی فرستاده میشه که باوره تغیر کرده باشه
تغیر باور هم یه معجونیه که از چندین و چند کار صورت میگیره که بهش میگن کنترل ذهن
توی قران هم اون برداشتی که من بهش رسیدم به عنوان کنترل ذهن اسمش تقوا هست
هر کجا گفته تقوا من توی ذهنم به فارسی کنترل ذهن ترجمه اش میکنم
تغیر باور شاخ غول شکستن نیست
سکوت کردن یا مدیتیشن سایلنت هم جزیی از تغیر باوره
چون زمانی که شما باور کنی که الهامات در سکوت و آرامش بهتون گفته میشه بهش عمل میکنی
وگر نه اگر باور نکنی که اونی که توی آرامش و سکوت بهت گفته میشه حرف و الهام خداست که بهش عمل نمیکنی و ازش بی تفاوت رد میشی
پس قانون رسیدن به خواسته ها
یا وارد شدن نعمات به زندگی ما اینه که داره فرکانسش فرستاده میشه
و معمولا در اغلب مواقع هم ناخودآگاه اتفاق میوفته
چون باور به قانون مند بودن قوانین برای همه آسون نیست
این رو هم بدونید که با فقط سکوت محض انسان هدایت نمیشه
نمونه اش مرتاض های هندی
که با سکوت و گوشه نشینی و بهتره بگم با اینکه سرشون رو مثل کبک کردن توی برف میخوان به خوشبختی برسن
البته توی سفر به دور آمریکا قسمت ۲۴۹ هم استاد با اون گروهی که مدیتیشن سایلنت میکردن ارتباط برقرار کرد ولی کاملا مشخص بود که اون مسیر مسیر کاملا اشتباه و گمراه کننده ای بود
چون خود استاد توضیحات کامل رو دادند
و فکر میکنم اون قسمت جواب خیلی از سوالاتت رو میگیری


8

سلام و درود به شما

اینکه انسان قدرت خلق زندگی اش رو داره شکی نیست اما اینکه چرا ۹۹ در صد هنوز در فقر هستن چون این موضوع رو باور ندارند
و مشکل می‌تونه از باورها و شناخت خدا و قانون جهان باشه
هرچند اینکه ما میتونیم با خدا ارتباط داشته باشیم هم خودش یک باوره که خیلی از مردم این باور را ندارن که میتونن مستقیما با خدا ارتباط داشته باشن چه برسه به ارتباط عمیق
در مورد پیامبران به نظرتون میشه بدون باور داشتن به این موضوع با خدا ارتباط داشت ؟
چیزی که من درک کردم اینکه پیامبران هم اول به باور رسیدن به شناخت خدا رسیدن و با تکامل به ارتباط عمیق و درونی رسیدن و به خدا ایمان آوردند
در قرآن هم در مورد تقوا و توجه به نیکی ها و زیبایی ها صحبت شده در مورد اعراض از ناخواسته ها صحبت شده که همه اینا باعث تغییر ذهن به سمت باورهای درسته
موفق باشید


8

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به استاد عزیزم و همه دوستان و آقا مهدی عزیز
تبریک میگم برای این همه موفقیت و شما خودتون الگو هستید
آقا مهدی من نظر شخصی خودم رو میگم
فکر میکنم اون کلید مشترک که شما گفتید در مورد پیامبران و سکوتشون و برقراری اتصال درونی و تغییر ذهن
کنترل ذهن هست
چیزی که خداوند در قرآن به انسان سفارش کرده مثل گذشتن از بدی دیگران ، بخشش ، اعراض کردن و …
و در مقابل کارهایی که از اون نهی شدیم مثل غیبت تهمت قضاوت دروغ دعوا بحث و ….
تمام این کارها کنترل ذهن هست
و واقعا سخته
الان که داشتم این متن رو مینوشتم این به فکرم رسید که چقدر در قران در مورد ذهن صحبت شده و این نشون دهنده اهمیت ذهن هست
وقتی تضادی پیش میاد تمام افکار هجوم میارن
برای اینکه انسان در لحظه واکنش نشون بده
و خیلی سخته که سکوت کرد
فکر میکنم اگر راه سکوت رو پیش بگیریم و سعی کنیم به جای واکنش به هر چیزی سکوت کنیم
دست از مقاومت برداریم و نخاییم همه چیز اونجوری پیش بره که ما فکر میکنیم خوبه و بدونیم الخیر و فی ما وقع در جریانه
مطابق با آیه چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید، حال آنکه خیر شما در آن است. و یا چیزی را دوست داشته باشید، حال آنکه شرّ شما در آن است. و خدا می‌داند، و شما نمی‌دانید.
از کنترل و تغییر هر چیز و هر کسی دست برداریم
این همون کنترل ذهن هست
استاد هم خیلی روی کنترل ذهن تاکید دارند
مرحله اول اینه کنترل ذهن و تا وقتی صورت نگیره سکوت و اتصال درونی اتفاق نمیفته
و مرحله بعد تغییر ذهن
و این هم من با تجربه ای که در زندگی اطرافیانم دیدم و البته استاد هم تو یکی از فایلها گفتند
اینکه خیلیا هستن که انسانهای بسیار خوب شریف و درستکاری هستند ولی موفق نیستند خوشبخت نیستند و من فکر میکنم بخاطر همون باورهای ذهنی هست که در درونشون وجود داره نسبت به پول یا دنیا و ….
ولی اماما و پیامبران باورهاشون فرق میکرده نسبت به خداوند یا باور فراوانی یا ترس از هر عامل بیرونی
چون شناختشون نسبت به خداوند درست بوده و ایمانشون واقعی
پس امامان و پیامبران هم باوراشون درست بوده هم ایمانشون به خداوند خالص تر بوده


7

مهدی عزیز سلام
خوشحالم که سوال شما رو جواب میدم و خوشحالم تو سوالت آموزش هست و خوشحالم که پول ساختی و میسازی و به این مرحله رشد رسیدی .مهدی عزیز واقعا دوست داشتنی هستی و افتخار می‌کنیم به داشتن شما در این سایت.

سوال اول:نمونه خودم هستم .در حالی که چندین ساله روی خودم کار کردم و میکنم در زمینه مالی هنوز نتونستم موفق باشم و دلیلش همون ایمان یا باور است.ایمان من در زمینه مالی در حد درک و حرف باقی مانده.حالا دلیلش تو ذهن منه.ایمان مالی راکد مونده چون ذهنم از گذشته برنامه ریزی اشتباه شده و با کار کردن روی خودم باید قفل‌ها رو باز کنم و باورهام رو عوض کنم تا تغییری که میخام ایجاد بشه.ایمان در عمل مهمه.

سوال دوم:آیا مشکل فقط در باورهای ذهنیه یا در نبود ارتباط عمیق با پروردگار؟
مطمئنا قفل ها در ذهن است .من ارتباط عمیق با پروردگار رو ایمان معنی میکنم.اول باید ایمان بیاریم که ما خالقیم و بعد کم کم قفل ها رو ببینیم و باز کنیم.تا اون ایمان نباشه ما قدمی برای اصلاح برنمیداریم.
در مورد سوال بعدی به نظر من شما بین ایمان و باور رو دارید جدا میکنید.این دو تا یکی هستن .لازم و ملزوم هم.شیطان خیلی تو قرآن اومده و همینطور تقوی.

دلیل خودشناسی یا سکوت چیه؟ایمانی که ما رو حرکت میده به سمت خلوص.

خداوند ما رو خلق کرده و این قدرت رو به ما داده که کن فیکون کنیم.
چون ایمان نداریم به این مقام نرسیده ایم
و بعد باید تقوا داشته باشیم تا ایمانمان قوی و قوی تر شود.

خیلی سپاسگزارم از شما
سوال سختی بود ولی عالی بود عالی


7

به نام خدا.
سلام.
آقای سابقی نژاد چقدر سوال عالی و به جایی پرسیدین.چقدر دوست دارم واقعا جواب این سوال رو بدونم.دقیقا سوال من هم هست که ما باید باورهامونو تغییر بدیم یا به پروردگار متصل بشیم؟
تو یه فایلی استاد گفتن هیچ کجای قرآن نیومده که خدا با پیامبر در مورد خوراک و پوشاک و مسکن که دغدغه همه آدمهاست صحبت کنه،فقط در مورد توحید و بندگی صحبت کرده و استاد گفتن چون اگه این قضیه درست بشه خود به خود بقیه چیزا درست میشه. ولی در خیلی از فایلهای دیگه هم در مورد تغییر باور صحبت کردن.


40

سلام مهدی عزیز امیدوارم در حال خوب الهی باشی
برای من اینطوری بوده که ایمان به پروردگار کاملا منطقی و در یک مسیر تکاملی تقویت پیدا کرده. یعنی من با کار کردن روی باورهای خودم و هم جهت کردن فرکانس‌هام با خواسته‌هام و در نهایت نتیجه گرفتن پله پله ایمانم تقویت شده. فکر میکنم برای همه هم همینطور بوده. ایمان منطقی رشد میکنه. با تقویت کردن باورهای قدرتمند کننده و جایگزین کردن به جای باورهای محدود کننده. استاد عباسمنش هم در رابطه با این موضوع در دوره ۱۲ قدم توضیح دادن. در مورد پیامبران هم همین بوده. مثلا در مورد ابراهیم من جایی ندیدم که بگه با آرامش و سکوت به ایمان رسیده. اما آیه‌هایی که در مورد ابراهیم و زندگی وی آورده شده نشون میده که منطقی و در یک مسیر تکاملی به این حد از رفاقت با خدا رسیده بوده. مثلا اولش میاد ماه و خورشید و ستاره‌ها رو خدای خودش قرار میده بعد می‌بینه براش کار نمیکنه میگه پس من به خدای همه اینها روی می‌آورم. این قدم اولش بوده. بعد میره بت میشکنه و اون موقع میخوان بندازنش توی آتش و بسوزننش بعد قرآن میگه آتش صدمه‌ای بهش نزد. بعد احتمالا ابراهیم به خودش و توی ذهنش به خودش میگه دیدی خدا مراقب من بود و من صدمه‌ای ندیدم و اون ربی که روز اول جایگزین ماه و خورشید و ستاره کردم برام کار کرد و هدایتم کرد. اینم یک پله دیگه برای تقویت ایمانش. و به همین ترتیب شما می‌بینید که ابراهیم در یک مسیر تکاملی و منطقی و با توجه به اتفاقات زندگیش و هدایت‌هایی که میشه پله پله ایمانش تقویت میشه. در نهایت این ایمان کاری میکنه که زن و بچه شیرخواره‌اش را در بیابان رها میکنه با این ایمان که خداوند هدایت میکنه. سکوت نکرده، حرکت کرده. چون ایمان داشته حرکت کرده.
بعد اگر همینجوری زندگی پیامبران رو که در قرآن بررسی کنی متوجه خواهی شد که تمام آنها از یک مسیر تکاملی و منطقی ایمان‌شون رشد کرده. برای ما هم همینطور بوده برای استاد عباسمنش هم همینطور بوده و برای هر کسی که توی این مسیر به این شکل عمل کنه همینطور خواهد بود. ایمان چیه؟ ایمان یک فرکانس تقویت شده از توکل و اعتماد به خداونده، اعتماد به هدایت خداوند در صورتی که از این هدایت در زندگیمان استفاده کرده باشیم. ایمان یک فرکانس تقویت شده به واسطه احساس خوب هست. چون ایمان ربطی به اعمال مذهبی یا هر شیوه دیگه‌ای که میگه حتما باید این کار رو انجام بدی تا ایمان داشته باشی نداره. ایمان احساس خوب است. ایمان باور به این هست که یک نیروی برتری وجود دارد که همواره در حال هدایت من هست پس من نه ترسی دارم و نه غمی.
مهدی عزیز اگر در مورد تمرین سکوت بیشتر توضیح میدادی خیلی بهتر میشد راجع به سوالات صحبت کرد. اگر منظورت مدیتیشن هست که باید بگم من خودم یه مدت هر صبح مدیتیشن میکردم و عالیه. در مدیتیشن هم سعی میکنم روی دم و بازدم خودم تمرکز کنم و تمام بدنم رو ریلکس کنم و به بدنم توجه کنم و به آرامشی که در وجودم هست توجه کنم. ولی منظور شما را از تمرین سکوت متوجه نشدم. آیا توی این تمرین شما تمرینات فرکانسی انجام میدید؟ مراقبه خاصی به شیوه خاصی هست که باید انجام بشه؟ ممنون میشم توضیح بدید که این شیوه چطور میتونه به من کمک کنه که باورهای قدرتمند کننده رو تقویت کنم؟ آیا این شیوه به اصل و اساس جهان هستی که میگه ما خالق زندگی خودمون هستیم و تمام اتفاقات و شرایط زندگی ما به واسطه باورهای ما داره رقم میخوره ربطی داره؟ مثلا من تمرین کدنویسی خلق شرایط دلخواه رو میشناسم و انجام میدم. این تمرین به این شکل هست که هر روز صبح که از خواب بیدار میشم توی دفترم می‌نویسم که دوست دارم امروز چه اتفاقاتی و چه چیزهایی تجربه کنم؟ با توجه به اینکه فهمیدم من خالق و برنامه نویس زندگی خودم هستم، امروز میخوام چه چیزهایی رو تجربه کنم؟ بعد میام سپاسگزاری میکنم به خاطر نعمت‌هایی که توی زندگیم هست و به احساس خوب میرسم و فرکانسم رو در جهت احساس خوب و شکرگزاری قرار میدم و به همین شکل.
مهدی عزیز من قبلا چند تا از سوالات شما را خوانده بودم که راجع به سکوت و تمرین سکوت صحبت کرده بودید و اشاره کرده بودین که پیامبران با سکوت شروع کرده بودن. ولی چون برام مبهم بود از سوالات رد میشدم. ولی اینبار میخواستم شخصا ازت بپرسم که بیشتر توضیح بدی.
در مورد قدرت خلق آنی هم که گفتی اینکه چرا ۹۹ درصد مردم این رو باور ندارن، به این دلیله که هنوز باور نکردن که چه قدرتی دارن، که قدرت خلق اتفاقات زندگیشون دست خودشونه. در مورد آیا مشکل فقط در باورهای ذهنیه یا در نبود ارتباط عمیق با پروردگار؟ جواب من اینه که قطعا در باورهاست. همه چیز باوره. ارتباط عمیق با خداوند هم نیازمند باورهای قدرتمند کننده در مورد خداونده. شما هر چقدر که باورهای قدرتمند کننده‌تری در مورد خداوند بسازی به همون نسبت هم فرکانس میشی با خداوند. ارتباط ما با خداوند از طریق فرکانس‌های ما و الهامات ماست. اما موضوع اینجاست که پیش نیاز تمام این موارد باورهای ماست. باورهای ماست که تعیین میکنه خداوند رو چطور در زندگی خود ببینیم و چه نوع ارتباطی باهاش برقرار کنیم. باورهای ماست که تعیین میکنه الهامات خداوند دریافت کنیم یا رد کنیم. باورهای ماست که همه چیز رو تعیین میکنه. همه چیز باوره. باورهای ماست که تعیین میکنه به چه اندازه قدرت خداوند رو بیاریم توی زندگیمون. باورهای ماست که ما رو توحیدی‌تر میکنه یا مشرک‌تر. وقتی خود خداوند قانون گذاشته که همه چیز به واسطه باورهای ما رقم بخوره پس شما هم باید باهوش باشی و بیای تمام معادلات رو با این فرمول باورها حل کنی. همه چیز رو بیار توی فرمول باور و خواهی دید که هیچ سوالی برات باقی نمیمونه. همون ایمان هم که در موردش سوال پرسیدی با فرمول باور ساخته میشه و نه هیچ چیز دیگه‌ای. چون تمام اتفاقات زندگی ما به واسطه باورهای ذهنی ماست. تا وقتی که این رو نپذیریم هیچ چیز قابل حل نیست و ما نمیتونیم بریم مرحله بعد.
اگر همه چیز باوره پس چرا راجب تغییر ذهن تو قرآن صحبت نشده بیشتر راجب ایمان به پروردگار صحبت شده؟ پیشنهاد میکنم یک بار دیگه تمام جلسات قرآنی دوره ۱۲ قدم رو مرور کنی.
موفق باشید.



1

7 ماه پیش

سلام خدمت دوست عزیزم آقای امیری عزیز

خوندن کامنت شما باعث شد آموزه های استاد رو بیشتر به یاد من بیاره

قانون تکامل ، افعال مضارع در قرآن و آیه ای از سوره بقره رو که از متقین میگه که خصوصیاتشون چیه و از گروهی مثال میزنه که در بیابانی تاریک هستند و با رعد و برقی که میزنه چند قدمی پیش میرن و بعد اون نور از بین میره و دوباره سرگردان میشن (جرقه هایی توی زندگی میخوره ولی به نتیجه نمیرسه)

آقای امیری عزیز چقدر زیبا و کامل و شفاف توضیح دادن قانون رو واقعا لذت بردم

" ایمان یک فرکانس تقویت شده از توکل و اعتماد به خداونده، اعتماد به هدایت خداوند در صورتی که از این هدایت در زندگیمان استفاده کرده باشیم. ایمان یک فرکانس تقویت شده به واسطه احساس خوب هست "

" همه چیز باوره. ارتباط عمیق با خداوند هم نیازمند باورهای قدرتمند کننده در مورد خداونده. شما هر چقدر که باورهای قدرتمند کننده‌تری در مورد خداوند بسازی به همون نسبت هم فرکانس میشی با خداوند. ارتباط ما با خداوند از طریق فرکانس‌های ما و الهامات ماست. اما موضوع اینجاست که پیش نیاز تمام این موارد باورهای ماست. باورهای ماست که تعیین میکنه خداوند رو چطور در زندگی خود ببینیم و چه نوع ارتباطی باهاش برقرار کنیم. باورهای ماست که تعیین میکنه الهامات خداوند دریافت کنیم یا رد کنیم. باورهای ماست که همه چیز رو تعیین میکنه. همه چیز باوره. باورهای ماست که تعیین میکنه به چه اندازه قدرت خداوند رو بیاریم توی زندگیمون. باورهای ماست که ما رو توحیدی‌تر میکنه یا مشرک‌تر "

" تمام اتفاقات زندگی ما به واسطه باورهای ذهنی ماست. تا وقتی که این رو نپذیریم هیچ چیز قابل حل نیست و ما نمیتونیم بریم مرحله بعد "

واااااقعا لذت بردم ، واقعااااا لذت بردم و به جسم و جانم نشست و از شما سپاسگزارم که آگاهیتون رو با ما به اشتراک گذاشتین

تحسینتون میکنم و از خداوند طلب آگاهی روز افزون رو دارم

11

سلام به شما دوست عزیزم..هر دو موضوعی که فرمودید یک مووضوعه!! در واقع ما با کار کردن روی باورها، داریم بی باور میشیم و به مقام سکوت میرسیم..مثلا در دوره احساس لیاقت تمام عوامل بیرونی که مدام در ذهن ما صدا تولید میکنن که تو به این دلیل ارزشمندی ساکت میشن و ما در سکوت ورای ای صداها، خدای لایق رو درک میکنیم و ارزشمندی بی قید و شرطمون رو لمس میکنیم..یا در ثروت..با کار کردن روی باورها و کنار زدن تمام اون باورهایی که میگن چطوری میشه ثروتمند شد ما به خدای غنی میرسیم و ثروت رو درک میکنیم نه این که بسازیمش..مثل اکسیژن که همه جا هست و فقط باید دست از دهان برداریم تا تنفسش کنیم.. و این ها همه ما رو به مقام سکوت و درک بی واسطه هستی میرسونه.. و این همون مقام صمته که عرفا به دنبالش بودن


47

سلام مهدی عزیز
امیدوارم که خوب باشی
من دیدگاه شخصی خودم رو می نویسم

۱) چرا «کُن فیکون» برای همه عمل نمی‌کنه؟

«کُن فیکون» کار خداست، نه ذهن ما.
یعنی وقتی ما هم‌سو با خدا بشیم،
وقتی نیت و عملمون پاک باشه، اون موقع اثر فرمان خدا در زندگی‌مون جاری میشه.

قرآن میگه:
«وَما تَشاءونَ إِلّا أَن یَشاءَ الله» (انسان/۳۰)
یعنی حتی خواستن ما هم به اجازه‌ی خداست.
پس قدرت خلق ما زمانی عمل می‌کنه که قلبمون به او وصل باشه، نه فقط تکرار جمله‌های ذهنی.

۲) چرا ۹۹٪ مردم در فقر می‌مونن؟

چون بیشتر آدم‌ها فقط سطحی دنبال تغییرن.

بعضی‌ها فقط جمله‌های مثبت میگن، ولی در دل پر از ترس، مقایسه و حسادت هستن.

بعضی‌ها ایمان عمیق ندارن؛ یعنی به زبان میگن خدا روزی‌رسانه ولی در عمل به ترس و شک تکیه می‌کنن.

«إِنَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّى یُغَیِّروا ما بِأَنفُسِهِم» (رعد/۱۱)
یعنی باید درونمون عوض بشه؛
ترس، حرص، خشم، بی‌اعتمادی… وقتی اینا تغییر نکنه، نتیجه هم پایدار نمیشه.

۳) چرا با «سکوت» نتیجه گرفتی؟

چون سکوت یعنی دل کندن از فشارِ نتیجه. یعنی تسلیم . یعنی آرامش درون
وقتی تو با تمام وجود به خدا تکیه کردی و گذاشتی اون هدایتت کنه، نتایج پایدارتر شدن.

«ألا بِذِکرِ اللهِ تَطمَئِنُّ القُلوب» (رعد/۲۸)
وقتی قلب آروم شد، رزق هم مثل رود جاری میشه.

۴) چرا پیامبران با سکوت و خلوت شروع کردن؟

چون ریشه همه چیز ایمان و اتصال قلبی به خداست.
باور ذهنی بدون ایمان مثل درخت بی‌ریشه‌ست.
پیامبران اول دلشون رو پر از یاد خدا می‌کردن، بعد عمل و دعوتشون اثر می‌ذاشت.

باورهای ذهنی مهمن، اما کافی نیستن.

باید با ایمان، شکر، توکل و عمل درست همراه بشن.

سکوت و ذکر قلبی ریشه رو محکم می‌کنه.

کار زیاد بدون اتصال، فقط خستگی میاره؛ ولی کار با اتصال، نتیجه‌ی سبک و شیرین میاره.

و وعده‌ی قرآن اینه:
«وَمَن یَتَّقِ اللّهَ یَجعَل لَهُ مَخرَجًا * وَیَرزُقهُ مِن حَیثُ لا یَحتَسِب» (طلاق/۲–۳)
هرکس تقوا پیشه کنه، خدا راهی براش باز می‌کنه و از جایی که حسابش رو نمی‌کنه روزی میده.

✨ پس سکوت → اتصال → عمل در مسیر درست.
اون‌وقت نتیجه‌ها خودشون می‌آن، پایدار و بی‌دغدغه.


6

سلام آقای سابقی نژاد برادر عزیزم

امیدوارم که همیشه سلامت و موفق باشید من کامنتای شمارو

پیگیری میکنم و تقریبا همه رو مطالعه کردم و واقعا تحت تاثیر

قرار گرفتم شما رو تحسین میکنم و از شما یاد میگیرم

توی این پرسش در مورد تمرین سکوت گفتین من الان چند

ماهه که هر روز مراقبه میکنم و آرامشم نسبت به قبل بیشتر

شده منظور شما از تمرین سکوت همین مراقبه و مدیتیشنه ؟

اگه امکان داره بیشتر در موردش توضیح بدین

سپاسگزارم


6

اقا مهدی سلام و عرض ادب دارم به شما و تمامی دوستان عزیزم. من از کامنت های شما خیلی لذت میبرم و واقعا واسم الهام بخش هستش و سعی میکنم از تجربیاتتون که عملی هستش استفاده کنم.

الان میخواستم من یه سوال بپرسم ممنون میشم پاسخ بدید.

در مورد سکوتی که فرمودید میشه لطفا بیشتر توضیح بدید، یعنی اینکه چه کار عملی انجام میدید واسش؟

ایا چیزی مثل مراقبه منظورتون هست؟
یا اینکه مثلا چیزی عین اینکه مثلا چشمامون رو میبندیم، فقط تمرکز میکنیم به صدای تنفس و ندای درون و همون لحظه رو احساس کنیم و نه هیچ موضوع و موقعیتی دیگه رو، چه قبلا و چه در اینده.

ممنون میشم یه مقدار توضیح بدید.

ان شاءالله شما و همه دوستان عزیزم شادو تن درست باشید همیشه


9

سلام و عرض ادب خدمت آقا مهدی سابقی نژاد و بچه های سایت. دیدم که یک ایمیلی از طرف سایت استاد اومد که بعد از چند وقت مهدی سابقی نژاد پیام گذاشت
تقریبا یکسالی میشه که شمارو دنبال میکنم و میدونم از کجا به کجا رسیدید و تقریبا تمام کامنت های شمارو خوندم
و همیشه تحسینتون کردم و مثال و الگویی شدید برای من برای رد کردن خیلی از باور های منفی کمبود مخصوصا مالی
درمورد سوال اولتون بخوام جواب بدم من خب تقریبا دوسالی هست با سایت استاد عباسمنش آشنا هستم اولاش خب سعی میکردم زندگی عزیزانم رو هم تغییر بدم
دلم میسوخت و تازه تازه متوجه میشدم که بعضی نتایجی که تو زندگیشون میگرفتن و میگیرن به خاطر چیه چند باری هم تلاش کردم که بگم آقا مثلا شما انقدر از مریضی هایی که داشتی نگو انقدر از بیمارستان مثلا حرف نزن چه خیری توش دیدی مگه.
ایشون نصف عمرشو تو بیمارستان بوده و همه جور بیماری گرفتن و درمان شدن
آقا مهدی انگار نمیخوان هیچ جوره تغییر کنن مردم حتی حاضر نیستن به تغییر فکر کنن . اینجا به حرف استاد رسیدم که میگن همه چیز باوره همه چیز باوره همه چیز باوره
انقدر ریشه دوانده این باورها تو وجودشون هیچجوره حاضر نیستن حتی به یه شکل دیگه فکر کنن.
بعضیا خیلی کتک خوردنشون ملسه
منم همینطور هستم (دارم برای تغییرش تلاش میکنم)
تا اوضاع رو به بدتر شدن نره حرکت نمیکنم
مشکل به نظر من ترکیبی از دو موضوع ای هستش که گفتید
هم باور ها و هم نبود ارتباط درست با پروردگار
هرکسی رو میپرستن تو زندگیشون جز خدا
یه مثال بزنم درمورد کسب و کار
خب من چندسال هستش در زمینه آرایشی بهداشتی دارم فعالیت میکنم یکی دوسال هم هستش که دارم برای خودم کاسبی میکنم و کار میکنم. بعضی مواقع با دوستان یا اقوام میشینیم پای صحبت بزرگتر ها میان درمورد کارم ازم میپرسن چکارا میکنی ،هدفت چیه که این کارو میکنی و…
میگم عاشق این کارمم دوست دارم گسترشش بدم برند ثبت کنم محصول اضافه کنم و… سریع میگن برای چی بابا اینکارو میکنی الان جامعه داره به سمتی میره که مردم بیشتر به نیاز های اولیشون رو میارن و حاضرن بابتش پول بدن خوراک و پوشاک و… منم خب چندین و چند مثال دارم همیشه تو گوشه ذهنم که مثلا ذهنم خواست موش بدونه و باور کمبود به یادم بیاره اینارو رو کنم براش که فلانی انقدر داره خوب کار میکنه تازه قیمتاشم از بقیه بیشتره فروششم بیشتره و …
یکی از این مثال هارو میگم به اون بنده خدا سریع دنبال میگرده یه دلیل دیگه میاره که حرفاشونو باور نکن انقدرام درنمیارن کی میره کراتین بخره مثلا فلان قدر اصلا همچین چیزی وجود نداره مدرک رو میکنم میگه نه بابا اینا برای قبله
کلاااا میخوان اون چیزی که تو ذهنشون هستش و بهش باور دارن رو ازش محافظت کنن نمیخوان یزره هم فکر بکنن راجبش منم از یه جایی به بعد دیگه بحث نمیکنم . به حرف استاد رسیدم که هرکسیی در جای درستشه
البته راجب اعضای خانوادم یزره سخت تره اینطور فکر کنم و بعضی اوقات سعی در تغییر دادنشون میکنم ولی دارم رو خودم کار میکنم که اینکار رو هم نکنم.
درمورد پیامبران که گفتید زیاد نمیدونم سر همین بیشتر دوست دارم جواب بقیه بچه هارو بخونم چون مطالعه درمورد قرآن و زندگی پیامبران زیاد نداشتم ولی فایل های آرامش در پرتو آگاهی رو زیاد یه مدتی گوش میدادم یادمه استاد تو یکی از اون فایل ها میگفتن سکوت صدای خداست اینو من از خیلی از اساتید شنیدم. از طرفی میدونم که و تجربه کردم که وقتی به من ایده هایی الهام میشه یا حس میکنم دارم با خدا صحبت میکنم موقعی هستش که من آرامش ذهنی داشته باشم و این آرامش ذهنی رو من با مدیتیشن شکرگذاری و گوش دادن به فایل های استاد بدست میارم.
انشالله که متنی که نوشتم مفید بوده باشه


38

به نام خدای معجزه ها
خدایا هزاران بار شکرت
دوست عزیز سلام
بی نهایت سپاس گذارم از سوال خیلی قشنگ و پربارتون
و بی نهایت بهتون تبریک میگم بابت نتایج مالی فوق العاده ای که دارین
و امیدوارم این نتایج مالی همیشه و همیشه مانا باشه براتون و پر از خیر و برکت
با اینکه من هیچ مطالعه قرانی نداشتم اما بارها و بارها استاد تو فایل هاشون گفتن که وقتی برای اولین بار قران رو با معنی فارسی خوندن و دیدن که داره قانون جذب رو به راحتی یاد میده تصمیم میگیرن که تحقیقات کنن که ایا این قانون در این قران هم حرفی ازش زده شده یا نه
با توجه به اینکه من شخصا ذهن به شدت فراری دارم و کلا تیتر فایل هارو خاطر ندارم اما فایلی هست فک کنم قانون جذب در قران
تو بخش دانلودها
این فایل رو سرچ کنین و گوش بدین
اتفاقا استاد همیشه و همیشه برای هر باور فراوانی دقیقا ایه قرانی آوردن و ادرس دقیق دادن که کدوم سوره و کدوم ایه که متاسفانه من شخصا حضور ذهن ندارم اما ایه خیلی خیلی معروف استاد از سوره ابراهیم
که میگه وقتی شما سپاس گذار باشین من ظرف شمارو افزایش میدهم لئن شکرتم
که این دقیقا خودش داره از باور میاد دیگه
شما باور داری که وقتی سپاس گذاری کنی خداوند ظرف بزرگتری بهتون میده تا نتایج بی نهایتی رو کسب کنین
و استاد هزاران هزار بار گفته معنی کلمه تقوا در قران یعنی کنترل ذهن
و شما وقتی کنترل ذهن داشته باشین چه نتایجی به دست میارین؟؟؟
اصلا مگه نباید برای داشتن کنترل ذهن باوری پشتش باشه که من باور دارم در صورتی که کنترل ذهن انجام دادم نتایج خوبی بدست میارم؟
این یعنی خودش باور
و اینکه چرا درصد بالایی از مردم در فقر زندگی میکنن
منظور شما از فقر چیه؟
فقر مادی؟
یا فقر توحیدی
به نظر من ۹۹ درصد مردم در فقر مادی نیستن
چون این درصد غلطه
درصد خوبی از مردم جهان در رفاه مادی هستن
اما شاید این درصد بدونن که اگه باورهاشونو اصلاح کنن درامد مالی خوبی به راحت ترین شکل خواهند داشت
مثلا خانواده همسر خواهر من در ثروت مالی خوبی به سر میبرن
و چندین خونه و ماشین و مغازه و ویلا دارن
اما این سه برادر کوزت وار دارن تو مغازه و شرکتشون کار میکنن و بر این باور هستن که اگه حداقل ۱۸ ساعت در شبانه روز کار نکنن نمیتون تو این شرایط مالی بمونن
اتفاقا افراد رافاه مادی در جهان بی شماره و درصد بالایی داره اما با شدت فعالیت بالا
و میشه گفت ادما درصد بالایی ازشون در شرک هستن و میزان خیلی کمی رو قدرت خدا حساب کردن
و اون باور به فراوانی و قدرت مطلق رو ندارن
و برای انجام هر کاری به هر ترفندی چنگ میزنن
و تمرین سکوت شما همون تقواست
همون کنترل ذهن
همون تمرکز رو اینکه نخواین انرژی وجودیتون رو‌هدر بدین
و این یعنی باور عالی
بهتون تبریک میگم
ایشالا در ‌پناه خدای رزاق همیشه با ثروت مانا باشین


11

سلام خدمت دوست عزیز همفرکانسی آقای سابقی نژاد.

من فکر میکنم ایمان یک حالت ذهنیه، تقوا هم یک حالت ذهنیه، فرمودید چرا راجع به تغییر ذهن در قرآن چیزی نیومده و بیشتر راجع به ایمان به خداوند صحبت شده، من فکر میکنم بدون تغییر ذهنیت و بدون تلاش ذهنی که در قالب کلمه ی تقوا در قرآن اومده امکان نداره ما بتونیم ایمان به خداوند رو به طور مستمر داشته باشیم.
ایمان به خداوند همون ایمان به قوانین کیهانی هست و این ایمان و این تقوا و این باور داشتن به قوانین کیهانی تکاملی حاصل میشه و باید مستمر هم باشه تا نتیجه بده به همین دلیل به شکل افعال مضارع اومده.
کلمات قرآنی برای هزار و چهارصد سال پیش هست در روزگاری دیگه با زبان و فرهنگ و مدل فکری متفاوت از الان ضمن اینکه باور کلمه ای فارسی هست اما نباید درگیر کلمات شد.
من خودم به شخصه به خلق آنی باور ندارم اگر میبینیم چیزی در دم تا خواسته میشه خلق میشه قطعا اون نگرش از قبل در درون ساخته شده تکمیل و نهادینه شده اما مثل یه کوه یخه که همش زیر آبه و اون لحظه که نوکش از آب میزنه بیرون بقیه اون نوک رو میبینن و میگن یهو چی شد، یا مثال درخت بامبو یا کلی مثال دیگه.
سوال فرمودید که چرا پیامبرانی مثل محمد، موسی، یوسف و ابراهیم به جای تغییر باور ذهنی، مسیرشون رو با سکوت و اتصال درونی شروع کردن؟
من فکر میکنم حضرت محمد وقتی میرفته تو غار حرا عبادت میکرده در حال ساخت و قوی کردن باورهاش نسبت به خداوند بوده اینجوری نبوده که در حال تغییر باورای ذهنیشون نباشن تمام این پیامبران یه روند تکاملی رو جلو رفتن و هربار باورشون نسبت به خداوند قوی تر شده و اتصال درونی عمیق تر.
موفق باشید.



1

سلام دوست عزیزم

خیلی خیلی کامنت شما منطقی و به نظر من منطبق با قوانینی بود که استاد توی فایل‌هاشون توضیح دادن.

مخصوصا قسمتی که گفتید که من خودم به شخصه به خلق آنی باور ندارم، و قطعا اون نگرش از قبل در درون ساخته شده…

و این صحبت شما دقیقا مصداق این صحبت استاد در دوره ۱۲ قدم – قدم سوم – جلسه اول در رابطه با مثال هوس نون کردن و همون موقع یکی میاد در خونه رو میزنه و نون رو به شما میده، هست:

“””

یعنی نتایج ۱۰۰٪ ارتباط داره به فرکانس‌های من، نتایج به محض اینکه فرکانس‌های من عوض می‌شه، نتایج هم عوض می‌شه.

ولی مثل قورباغه هست که توی آب میذارنش، که توی آب معمولی می‌ذارن، قورباغه هم قشنگ شاد و خرم هستش، ولی وقتی که درجه آب رو زیاد می‌کنم، چون آب آرام آرام گرم می‌شه، قورباغه نمیفهمه که آب داره گرم می‌شه. تا وقتی که می‌پزه می‌میره، نمی‌پره از آب بیرون، چون آبه داغ نیست و آب سرد بوده و آرام آرام داره گرم می‌شه.

و من زندگیم آرام آرام داره بهتر می‌شه، خیلی موقع‌ها نمی‌تونم بفهم زندگیم چقدر بهتر شده، مگر اینکه کاری کرده باشم مثل تمرین چکاب فرکانسی تو قدم اول که یک عکس خیلی واضح قبل از عمل از خودم گرفته باشم، بعد بیام خودم رو مقایسه کنم، در این حالت می‌تونم بفهمم که من تغییر کردم.

خیلی ‌ها نوشته بودند تو قدم دوم که اصلا نیازی به قدم ۱۲ نیست، من تو قدم دوم چکاب فرکانسیم رو خوندم، دیدم چقدر من عوض شدم، چقدر تغییر کردم، چقدر زندگیم روون‌تر شده، شرایطم، بدهی‌هام کمتر شده، درآمدم بیشتر شده، رابطم با همسرم و سلامتیم و … .

این موقع‌ها می‌فهمم، ولی کسی که اینکارو نکرده باشه، نمی‌فهمه که داره این اتفاق می‌افته.

خیلی لایت و آروم این اتفاق رخ می‌ده.

یک موقعی مثل اینکه یکی تو هوس نون می‌کنه یک نفر میاد نون رو دم در برام میاره، این موقع‌ها شاک می‌شم، خیلی سوپرایز می‌شم، اما همون اتفاق هم حاصل یک عالمه قدم‌ها کوچیک و اتفاقات کوچولو پشت سرش هست که ترکیب اون‌ها امده نون شده امده دم در، دره خونه رو زده گفته نون خریدم اضافه هست بیام بدم به شما، اونم در حالی که همون لحظه من هوس نون کرده بودم.”””

9

سلام مهدی جان
پسر فوق العاده خوش تیپ و با اعتماد به نفس من
خیلی خوشحالم بعد مدت ها ازت خبری میشنوم

اولا که با کار کردن فیزیکی بیشتر نتایج بیشتر نمیشه بلکه میشه با زمان کمتر بازدهی کار رو بیشتر کرد
در مورد پیامبران واقعیت چیزی که من درک کردم اینه که اونها کم گم از خودشناسی شروع کردن و شروع به کنکا و جست و جو در خودشون کردن
کم کم وارد خداشناسی شدن ، یعنی از کنترل ذهن آرام آرام شروع شده و بعد به رفتارهای مناسب و اتصال به منبع ختم شده و این مسیر با دیدن نشانه ها و معجزات براشون محکم تر شده و یه ایمان خیلی قوی نسبت به خالق پیدا کردن

دقیقا نکته همین‌جاست که ۹۹٪ آدما نمیخوان تغییر کنن یا هنوز نمیتونن به این نکته پی ببرن که ۱۰۰٪ خالق زندگی خودشون هستن

ایمان از کنترل ذهن مباد دیگه
هر چقدر بتونیم ذهنمون رو ساکت تر کنیم و نذاریم این نجواهای شیطان قدرت بگیره به همون اندازه الهامات پروردگار رو دریافت میکنیم

سکوت یکی از راه های تقویت شهود آدمه و هر چه آروم تر و کم حرف تر باشیم و به جاش بیشتر توی عمل نشون بدیم نتابجم بیشتره

تاثیری که ما توی جهان میذاریم فقط از روی عمل‌کردن معلوم میشه و نتایجی که باقی میذاریم

مهم نیست پیامبران از کجا شروع کردن و کی به این درک و شعور رسیدن
مهم اینه که هر کسی از مسیر منحصر به فرد خودش اول به هماهنگی با خود ( تغییر ذهن ) و بعد به هماهنگی با قدرت منبع ( رب العالمین ) رسیده


11

سلام به جناب سابقی نژاد عزیز
شاگرد اول کلاس استاد عباسمنش
که نتایجش واقعا خیره کننده است،

من چیزی که به ذهنم میرسه مینویسم اما میدونم جوابی که خودتون بعد از جوابهایی که دوستان مینویسین رو حتما خودتون تجربه کردین و احتمالا بهترین پاسخ رو از خودتون دریافت خواهیم کرد و منتظر میمونم که خودتون هر وقت صلاح دونستین پاسخ رو بنویسین.
نظر من اینه که ارتباط عمیق رمز اصلی هست و اینکه اگه باورهامون درست نباشه هیچوقت نمیتونیم این ارتباط عمیق رو ایجاد کنیم.

البته در قرآن آیه های بسیار زیادی هست که به اشکال مختلف باور سازی رو ایجاد میکنه،
منتها این ما هستیم که باید قرآن رو درست مطالعه کنیم و بهش فکر کنیم، جوری که استاد عباسمنش قرآن رو مطالعه کردن و دارن تدریس میکنن،

بطور مثال همین فایلهای توحیدی چه در فایلهای دانلودی و چه در محصولات استاد تدریس میکنن،
مثل مفهوم شرک در قرآن
مثل لا خوف علیهم و لا هم یحزنون
مثل صبار شکور
مثل سوره حمد
مثل اجیبو دعوت داع اذا دعان
و آیه های بسیار زیادی که استاد درباره شون توضیح دادن همه و همه در حال باورسازی هست و وقتی که باور کنبم ذهن هم تغییر میکنه

با تشکر از شما دوست عزیز که جزو بهترین شاگردان استاد هستین و از کامنتهای عالیتون کلی چیز یاد گرفتم.

در پناه پرودگار باشید


38

سلام
بعد از مدتها دارم کامنت میزارم
بعد از زیر و رو گردن قرآن و ادیان،
به یگ نتیجه رسیدم
ادیان و مکاتب و مذاهب صنعتی بودند جهت گمراهی،
تا انسانها از اصل دور بمونند
همه دنبال نخود سیاه هستند
تا با موجه ترین شکل ممکن بتونند انسان رو از قدرت های درونیش دور نگه دارند.



3

7 ماه پیش

سلام اقای ثانی چطور میشه به قدرتهای درونیمون پی ببریم مسیر رسیدن بهش چیه با قران نمیشه به قدرت درونیمون پی ببریم؟


7 ماه پیش

سلام آقاحمیدرضاچه عجب یادماکردی

برادرعزیزدلتنگ دیدگاه های بامعرفت وآگاهی شماهستیم

لطفابیشتربنویسیدوماروبهره مندکنید

سپاس بیکران🌈🌈🌈


7 ماه پیش

سلامممم

اقای ثانی

دلتنگ شما شده بودیم