سلام به همه دوستان من لیسانس پرستاری دارم و درسم که تموم شد دوسال رفتم سربازی و الان برگشتم ولی میترسم برم بیمارستان کار کنم دوسال گذشته کار های رگ گیری و کلا همه چی یادم رفته میترسم برم بیمارستان هیچکاری نتونن بکنم
اگه کسی تحربه ای داره بگه ممنون از همتون
برای پاسخ به سؤالات، لازم است که عضو سایت باشید و (با ایمیل و رمز عبورتان) وارد سایت شوید.
سلام آقای حسینی،انشالله که حالتون عالی باشه
چندروزی میشه که به سوالتون در عقل کل هدایت شدم ومنتظر فرصت مناسب بودم تا بتونم بهش پاسخ بدم،فکر کنم ۸ سال سابقه ی کار در بیمارستان و پرستاری میتونه تجربه ی خوبی باشه برای اینکه بهتون کمک کنه…
اول اینو بگم که من ۴ سال تو دانشگاه خیلی خوب و دولتی درس خوندم،اما درمورد یادگیری ماهیت شغل پرستاری،کل اون ۴ سال رو میتونم تو یک کفه ی ترازو بزارم و شیفت های عرصه ی های سال آخر رو یک سمت دیگه…
با اینکه تو دانشگاه بیشتر دنبال شیطنت و خوش گذرونی بودم تا درس خوندن ولی توی عرصه و کار تو بیمارستان جزو اولین نفرهایی بودم که مهارت رگ گیری ودارو دهی و cpr رو یاد گرفتم،من حتی شیفت های مدیریتی که نیاز به کار تو بخش نداشت رو میرفتم توicu تا از نزدیک کار با مریض های بدحال روببینم و خودم انجامش بدم…
اینارو گفتم بهتون که خیلی خودتون رو نگران تئوری نکنید،هرچیزی که لازمه توی بیمارستان دوباره یاد میگیرید،اصلا وقتی وارد کار میشید میبیند ده درصد چیزهایی که توی کلاس های دانشگاه بهتون آموزش دادند هم عملا به کار نمیاد…
ضمن اینکه وقتی طرحتونرو شروع میکنید،به صورت روتین،ماه اول فقط شیفت صبح هستید،بهتون مریض نمیدن،بلکه شما رودست اِستَف یا یک فرد دیگه میسپارن که درکنار اون کارهارو انجام بدید…پس نگران نباشید من اگر برم شیفت چه جوری کارهای مریضم رو هندل کنم،شما در ابتدا با اینکه حقوق میگیرید هیچ مسئولیتی ندارید که بابتش اضطراب داشته باشید…
همون ماه اول اگر واقعا دنبال اینباشید که کار رو یاد بگیرید و حتی حرفه ای باشید،براتون کاملا کافیه،فقط مهمه که خودتون اشتیاق یادگیری داشته باشید و کار رو از بقیه بدزدید…
از آنژیوکت زدن نترسید،هیچ کس بار اول نتونسته درست رگ رو پیدا کنه،هیچ کس از اول رگ گیر ماهر نبوده،از cpr رفتن نترسید هیچ کس از روز اول مهارت کنترل هیجان واسترس و پیاده کردن علم وآگاهیش رو از اول نداشته،اصلا من با اینکه صد ها cpr رفتم،بازبرای صدویکمین بار وقتی صدای کد۹۹ رومیشنیدم و میرفتم سمت مریض،تو دلم پر از اضطراب و نگرانی بود و حتی ممکن بود وقتی دارم ازش رگ میگیرم دستام بلرزه…
حتی ممکنه cpr انقدر حساس باشه که اون کسی که داره مدیریت میکنه،سر بقیه فریاد هم بکشه ولی بدونید که اصلا مهم نیست،همه ی اون شرایط برای همون لحظه ی حساسه وبعدش هیچ کس یادش نمیمونه تو کاری رو کُند یا اشتباه انجام دادی…
همراه بچه ها برید ویزیت و از نزدیک گوش بدید پزشکوقت ویزیت چی میگه وبچه ها چطور دستورات رو وارد واجرا میکنند،من همیشه روز های اول کارم مثل جوجه اردک :)دنبال بزرگترهای بخش راه میفتادم ببینم چی کار میکنند…
یک دفترچه همرام بود و توش تشخیص های مریض ها وارد میکردم ببینمتوی این بخش چه مریض هایی بیشتری بستری میشند؟! مثل پنومونی،cva, دیابتیک فوت،انواع mi
بعد که میرفتم خونه میشستم درمورد همون بیماری ها،مراقبت هایی که داره و اصول درمانش مطالعه میکردم که اطلاعاتم در مورد مریض هایی که قراره پرستارشون باشم بیشتر بشه…
خیلی مهمه که در کنار اون مهارت عملی،اطلاعات اصلی رو هم پیگیر باشید،خیلی به اعتماد به نفس خودتون کمک میکنه،در برخورد با مریض و همراه مریض و پزشک ها…
ارتباط خوب و موثر برقرار کردن با مریضی که قراره براش کار انجام بدی خیلی بهت کمک میکنه که بتونی راحت تر کارهاشوبرسی…حتی اگر یک بار نتونستی رگشو بگیری اون هیچ اعتراضی نمیکنه و بهت احترام میزاره…
نیاز نیست مریض بدونه شما تازه کاری،دیسیپلین خودت رو همیشه حفظ کن،یک جوری رفتار کن که انگار سال ها داری کار میکنی و به کارت مسلطی،همین کمک میکنه حتی کارها برات راحت تر هم پیش بره…
تمرکز رو ازروی سختی های کار بردار و با پیش فرض همه چیز خیلی آسونه ومن به راحتی یادش میگیرم طرحت رو شروع کن،میدونم که میدونی:
دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش
وز شما پنهان نشاید کرد سِرِّ مِیفروش
گفت آسان گیر بر خود کارها کز رویِ طبع
سخت میگردد جهان بر مردمانِ سختکوش
و این جملات استاد رو همیشه تکرار کن:
هیچ ترسی وجود نداره،همه ش توهمه…برو تو ترس هات…برو تغییر کن…از محیط امنت بیا بیرون…خیلی چیز های خوبی اون بیرون هست…خداوند به شجاعان پاسخ میده…
انشالله که تجربیات من براتون مفید واقع بشه و بزودی خبر سر کار رفتنت رو برامون بنویسی…
در پناه نور الله مهربان
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا ۖ وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
سلام سعیده جانم.
سلام قندِ نبات (این اولین چیزی بود که به قلبم رسید و حتما باید برات مینوشتم که حقِ مطلب ادا شه )
منم هدایت شدم به پاسخت.
چقدر حرفه ای و مسلط و البته با چاشنیِ عشق و مسیولیت پذیری پاسخِ سوال مطرح شده رو دادی.
شاید در ظاهر سوال هیچ ارتباطی به من نداشت، چون من که پرستاری نخوندم و نمیخوام شاغل شم در موردش.
اما پاسخت واقعا جالب و جذاب و خوندنی بود.
خیلی اصولی از منظرِ کسی که تجربه شو داره، راهکار و پیشنهاد عملکرد دادی.
من خیلی لذت بردم از وجوهِ انسانیت که تو رو هدایت کرده به نوشتن پاسخ برای این سوال.
تحسینت میکنم دخترِ قشنگ.
تو با عشق از پرستاری خداحافظی کردی و اومدی دنبالِ رویاهات.
همچنان شخصیتِ مسیولیت پذیرت نسبت به ادم ها رو داری و بدونِ دلسوزی و کاملاً عاقلانه و منطقی پاسخ دادی به سوال.
تحسینت میکنم یه عالمه.
خدا حافظِ خودت و نیلا و نیکا جانم باشه.
و خدا حافظِ همه ی عزیزانت باشه همیشه.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
یه سوال دارم ازتون
بنظرتون پرستاری و پزشکی و رشته های کادر درمان با قانون در تضاد نیس؟
برای کسی که تصمیم داره در اینده واردش بشه (دانشگاهش تازه)
چون نمیخوام بعدش از دانشگاه انصراف بدم
شما خودتون هم دوره قانون سلامتی رو دارین با توصیه های پزشکی ..ناسازگار نیس؟
هنوزم در این رشته تحصیل میکنین
به نام خداوند بخشنده و مهربانم سلام به دوست عزیزم
دوست خوبم هر کاری رو با تکرارنکردن فراموش میکنی ولی وقتی دوباره وارد کار میشی سریع یادت میاد چون قبلا انجام دادی و ذهنت به یاد میاره
بهتره یه چند ماهی بری کلیک ها و یاد بگیری یعنی کنار دسته همکارها بایستی و ببینی چکار میکنن تا اون ترس بریزه
اون ترس جز توهم هیچی نیست
پا روی ترسهات بذار و قدم بردار
به نام خدا
سلام آقای حسینی عزیز
من خودم جزو کادر درمان هستم البته رشته علوم آزمایشگاهی
۲۳سال هست که دارم کار میکنم .هم در بیمارستان کار کردم هم آزمایشگاه خصوصی و هم درمانگاه
آقای حسینی این ترس شما کاملا طبیعی است. من که این همه سال کار کردم اگر به یه محیط جدید انتقال پیدا کنم در ابتدا باز استرس به سراغم میاد تا با محیط جدید ،همکاران جدید ،دستگاه های جدید خودم را وفق بدهم .
پس اولا طبیعی هست .
من خودم بار اولی که برای نمونه گیری به بیمارستان رفته بودم آنقدر ترسیده بودم که وقتی به خانه آمدم به مادرم گفتم من به درد این کار نمیخورم ،من خیلی از خونگیری و رگ گیری میترسم ،ولی مادرم به من آرامش داد و گفت هیچ کس از اول کار بلد نبوده مطمئن باش یاد می گیری
و بعد ها من آنقدر وارد شدم که خون نوزاد هم می گرفتم و حالا خداراشکر یکی از بهترین نمونه گیرها هستم و با اعتماد به نفس و آرامش کار میکنم .
مطلب دوم علاقه به کار هست اگر شما پرستاری را دوست داشته باشید و با عشق کار کنید مطمئن باشید تمام کارها را به آسانی و راحتی یاد می گیرید و روز به روز در کارتان پیشرفت میکنید .
در کار ما که با بیمار سر وکار داریم عشق به کار ،تعهد ،و ارتباط خوب با بیمار خیلی مهم است .
من به شما اطمینان می دهم وقتی وارد محیط کار شدید و استارت کار زده شد هر آنچه لازم است یاد می گیرید
تو پا در راه بنه و هیچ مپرس
خود راه بگویدت که چون باید کرد
در پناه خداوند هر روز موفق تر باشی
منتظر خبرهای خوبت هستیم دوست من
سلام آقا محمد
یه مدت با خودت خلوت کن و خاطرات کلاس های عملیتو مرور کن . خیلی از آگاهی هات یادت میاد .
اگه دوست داشتی به کلینیک های خصوصی یا درمانگاه ها پیشنهاد بده چند وقت اونجا مشغول شی ، با مبلغ کم یا حتی شده مجانی .
سلام دوست عزیز.
ب خودت اعتماد داشته باش، اگر با عشق و علاقه این شغل رو انتخاب کردی پس جای شک بخودت نیست و نداری. عزت نفس پایین باعث این شک ب خودت شده، میتونی بری یک دوره کوتاه یک درمانگاه بهشون بگی و کارت این بوده و میخوای برای یاداوری مدتی رو رایگان اونجا باشی و بهشون کمک کنی تا مرور و یاداوری بشه برات. وقتی دوباره راه افتادی بری استخدام بیمارستان بشی
سلام دوست عزیز
مهارتی که شما آموزش دیدی رو فراموش نکردی. صرفا چون یه مدت انجامش ندادی در این تصور هستی که فراموش کردی. درسته که مسلط شاید نباشی یا فرز و چابک، اما به مرور مهارتت بالا میره
در همه مشاغل، تمام افراد در روزها و سالهای ابتدایی مهارت خاصی نداشتن اما دلسرد نمیشن و همچنان ادامه میدن تا بتدریج مهارت رو ارتقا بدن
پس با ترسیدن و قدم اول رو برنداشتن رشد صورت نمیگیره. با توکل به خدا باید شروع کرد
بنام خدا
سلام دوست عزیز
اینکه بعد از دو سال دوری از محیط بیمارستان، کمی نگرانی داشته باشید، یک حس طبیعی هست و خیلی از پرستاران بعد از یک وقفه، این حس رو تجربه میکنند.
مرور کتب درسی :جزوهها و کتابهای دوران تحصیلتون رو دوباره یه نگاهی بندازید.
ویدئوهای آموزشی: توی اینترنت پر از ویدئوهای آموزشی مربوط به مهارتهای پرستاری مثل رگگیری، تزریقات و غیره هست. میتونید از این ویدئوها برای یادآوری و مرور استفاده کنید.
منابع آنلاین: وبسایتها و اپلیکیشنهای زیادی برای پرستاران وجود داره که اطلاعات و آموزشهای بهروزی رو ارائه میدهند.
کارگاههای آموزشی:
خیلی از بیمارستانها و مراکز آموزشی، کارگاههای بازآموزی برای پرستاران برگزار میکنند. شرکت در این کارگاهها فرصت خوبیه تا مهارتهاتون رو بهروز کنید و با تکنیکهای جدید آشناشوید
شروع تدریجی:
اگر امکانش هست، با شیفتهای سبکتر شروع کنید و به تدریج مسئولیتهاتون رو بیشتر کنید.
کار کردن روی اعتماد به نفستون:
به خودتون اعتماد داشته باشید. شما سالها درس خوندید و تجربه کسب کردید. فقط کمی زمان و تمرین نیاز دارید تا دوباره به آمادگی کامل برسید.
موفق باشید


