ریشه عصبانیتمو چطوری درمان کنم؟

دسته بندی: رشد و توسعه فردی

جواب‌های «عقل‌کل»دسته بندی: رشد و توسعه فردیریشه عصبانیتمو چطوری درمان کنم؟
5

من فکر میکنم اخلاق عصبانیتم از بابام یاد گرفتم چون منم هردفعه عصبانی میشم خیلی بد عصبانی میشم واین عصبانیت الان که با همسرم ازدواج کردم هم بدتر شده چون همسرم هم موقع عصبانیت خیلی بدتر از بابام حتی عصبانی میشه ومن برای این که مثله مادرم که اون موقع با خودم میگفتم مامانم مظلوم واقع میشه نشم منم عصبانیتمو بروز میدم واین باعث دعواهای خیلی شدیدتری میشه اوایل ازدواج من اصلا عصبانیتمو بروز نمیدادم اما از یه جایی به بعد با خودم گفتم من نباید مظلوم واقع بشوم والان هم هرچی باخودم کلنجار میرم وتصمیم میگیرم من عصبانیتمو بروز ندم نمیدونم چرا نمیشه به نظرتون چیکار کنم؟

نمایش:  به ترتیب تاریخ   |  به ترتیب امتیاز   
87
بهترین پاسخ

سلام خانم محمدی عزیز.
روزتون بخیر.
باورتون میشه اینقدر هنگم که نمیدونم از کجا بنویسم!!!
ببینید!
من یه سوال بپرسم!!
خواهش میکنم بعد از خوندنه این سوال صفحه ی گوشی رو قفل کنین و به جوابش فکر کنین!
کی گفته برای اینکه مظلوم واقع نشی،راهکارش اینه که عصبانیتت رو باید بروز بدی!؟

صفحه ی گوشی رو ببند و به این سوال فکر کن!!
شما گفتین میخواین شبیه مادرتون نشید!
بنظرتون الان کار شما نتیجه اش خوبه
یا کار مادرتون!؟
بنظرم هیچکدوم.
من یه چیزی بگم!
دلیل خشم و بروز عصبانیت به چند موضوع برمیگرده و من نمیتونم باور کنم که چیزی خارج از این موارده
من میگم،شما ببینید کدومش به شما مربوط میشه
بنظر من مهممترین دلیل عصبانیت و خشم،انتظار داشتن از ادم هاست!!!
وقتی من به یکی محبت میکنم و اون شخص تو همون موقعیت جوری دیگه با من رفتار میکنه و من عصبانی میشم این یعنی این که من انتظار دارم از دیگران و اگر طبق میل من رفتار نکنه،منو بهم میریزه
به قوله پاکیزه جان،میگه اگه که تو به یکی گل دادی و اون به تو ل نداد ناراحت نشو
شاید اون بنده خدا هیچ گلی نداشته باشه!!
وقتی با این نگاه با ادما زندگی کنی و در هیچ زمینه ای ازش توقع نداشته باشی،رفته رفته اون اصطحکاک کمتر میشه و در نتیجه زندگی بهتر و بهتر میشه
یکی از دلایل خشم وعصبانیت از دیگران اینه که ما میخوایم ،دیگران طبق میل من،خواسته ی من،انچه که من انتظار دارم رفتار کنم
و این بدترین نگاهیه که ما میتونیم به ادمای نزدیکمون داشته باشیم
چون هر ادمی ذهنیته خودشو داره
سبک شخصی خودشو داره
نگاهه متفاوتی به اتفاقات داره!
میدونی چی میگم!
حتی تو قران هم من خوندم که خدا میگه
روی چیزی که به ان علم و اگاهی ندارید پافشاری نکنید!
ببین مثلا اگه میخواید برید سفر ،همسر شما میگه برادرم باید بیاد
و شما میگید نباید بیاد و این موضوع باعث ناراحتیتون میشه و عصبانیتون میکنه شما باید از نگاهه اون به اون موضوع نگاه کنین!
نمیگم همیشه باید حرف حرفه دیگران بشه!
نه!
اما اگه کمی بدونه انتظار و یا اینکه طرف مقابلم طبق میل من باید رفتار کنه،به مسائل نگاه نکنم،خیلی پذیرشم نسبت به مسائل بهتر و بهتر میشه.
من اگه جای شما باشم با سوالهای قشنگ و منطقی حرف زدن قلبم رو اروم میکنم
مثلا یه موضوعی رو من ایمان دارم که من درست میگم اما همسرم خلاف حرفه من رو میخواد انجام بده.
اوکی!؟
من به خودک میگم ببین!
این بنده خدا که هدفش ظربه زدن از روی عمد به زندگیمون نیست که!
اشکال نداره
دنیا که به اخر نمیرسه!
اجازه میدم همسرم تو این زمینه رشد کنه
اجازه میدم تجربه کنه
اجازه میدم جهان رو بهتر بشناسه
ببینید
با تغییر زاویه ی نگاه میتونین خشم و عصبانیتتون رو کنترل کنین
بنظر من ریشه ی تمامه خشم و عصبانیت ها غروره
چون ادمه مغرور میگه جهان بابد طبق میل و حرف و خواسته ی من پیش بره
اگه اینجوری نشه من عصبانی میشم!
من بلدم
من میدونم
چیزی که من میگم باید بشه و..
خشم و عصبانیت از منیت میاد
و هرچقدر بتونی این من رو بشکونی خشمت از بین میره
اینجا یه سوال پیش میاد
پس این یعنی مظلوم بودن!؟
خیر !
مظلوم کسیه که اجازه میده یکی روی خط قرمزاش و اهدافش پا بزاره
مظلوم کسیه که اعتماد به نفس و احساس لیاقت نداره و تمامه زندگیش تحت تأثیر ادمای نزدیکشه
اما اگه یک شخص از درون رشد کنه،هییییچکسس نمیتونه بهش ظلم کنه و یا مانع بشه براش!
اگه یک شخص نظرش رو ،نگاهش رو،مسیرش رو با احساس ارزشمندی درونی به دیگران اعلام کنه و عمل کنه،دیگران علاوه بر اینکه مانع اون نمیشن،بلکه مسیر رو هموار میکنن برای اهدافش.
در پناه خدای واحد موفق باشید



4

8 ماه پیش

سلام

به ابراهیم خان خسروی در آستانه سفر

گاهی فکر می کنم شما روانشناسی خوندین و مشاور هستین ولی در عین حال متوجه م که این پاسخ های ارزشمند از درک بالایِ آگاهی ها میاد.

خیلی خیلی از شما سپاسگزارم برای جملاتی که قطعا" مثل نور مسیر خیلی ها رو روشن می کنه.

در پناه خدواند زیبایی‌ها، شاد، سلامت و سرشار از خنده های پی در پی باشین.


8 ماه پیش

بنام خدای مهربان

سلام آقای خسروی

امیدوارم خوب و سلامت باشید

چندروزه دارم میبینم ریشه بیشتر مشکلات من برمیگرده به خشم ومقاومت

گفتم باید ببینم ریشه این دو تاچیه

روی یه برگه نوشتم ریشه ی خشم ومقاومت چیه؟

ورهاش کردم

گه گاه ذهنم میرفت سمتش ولی چون جوابی دستم نمیومد بیخیالش میشدم

تا امروز صبح که کامنت شما رو خوندم

درست میگید ریشه اینا غروره والبته فک کنم اون ریشه ی مادر برمیگرده به کمبود عزت نفس

چرا من میخوام دیگران به حرف من گوش کنن و هرجی من میگمو انجام بدن ؟

چون من باخودم درصلح نیستم و خودمو با ارزش نمیبینم

وبا اینکار میخوام اون خلائ درونیم پر بشه

وقتی بقیه میگن باشه هرچی تو بگی

من احساس ارزشمندی میکنم و اگه بگن نه

احساس میکنم به شخصیت من گفتن نه

واونجاست که احساس بی ارزشی میکنم

و میخوام مقاومت کنم وجبهه بگیرم در برابر حرفشون

بعد تبدیل میشه به خشم و الا آخر

ممنونم بابت کامنتتون که حواب سوال منم توش بود وفهمیدم بازم عزت نفسه که باید درست بشه

امیدوارم درپناه الله مهربان شاد وسلامت وسربلند باشید .

خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت


8 ماه پیش

سلام آقای خسروی همسرم با مخالفت من رفت سراغ کاری ک فکر میکرد بهش علاقه داره و پول خوبی توش هست ولی نبود حالا پشیمون شده ولی ول کن نیست الان سه هفتس ک کار نیست قبلا تو فشار بودیم الانم چندین برابر تو فشاریم ولی همسرم همچنان این کار رو ول نمیکنه

وقتی آرامش فکری آدم بهم میریزه چطور همسرم رو مقصر ندونم یه نفس راحت نمیتونم بکشم انقد ک فکرم مشغول همش میگم چرا اقدامی نمیکنه با ماشین خراب میره اسنپ اخه از اسنپ مگه پولی در میاد ، اصلا وقتی میبینم کار نیست و هیچ حقوقی نمیاد مغزم قفل میشه ، آدم خوشش میاد یکی برای حرفش ارزش قائل باشه ولی همش بحث حرف نیس ک ما از لحاظ مالی خیلی تو فشاریم وقتی آرامش فکری ما تحت سرپرست خانواده اس پس تصمیمات اون رو ما تاثیز مستقیمی داره دیگه چجوری آدم تو شرایط سخت ک کاری از دستش بر نمیاد دووم بیاره

خودم میخواستم برم وارد کاری شم اونم خورد به بن بست

میدونم روزی رو خدا میده ولی خدا گفته از تو حرکت از من برکت یعنی تصمیمات ماهم مهم دیگه


4 ماه پیش

سلام زینب جان

چرا فکر میکنی باید همسر خرج بده؟

یه باور اشتباه که هممون داریم اینه« مرد مسئول خانوادست

ولی کی گفته؟

مگه خدا در درون مرد دوتا روح گذاشته؟؟

میدونی الان پدر من اصلا برای خود ما کار نمیکنه و یه قرون پول نمیاد به خونمون

اما مادرم خیاطی میکنه و پول میاره

ولی من نه انتظارم اینه پدرم بهم پول بده نه مادرم

همونطور که انتظار داری شوهرت از اسنپ در بیاد و بره دنبال کار دیگه

همسرت رو ول کن خودت برو سر کار

برو یه کاری شروع کن، پاره وقت یا هرچی

تو خودت میگی همسرت توی کاری هست که خرج نداره،  حالا اگه همسرت کارشو ول کنه،  یه کاری گیر میاره؟

اگه جوابت اره هست پس خود تو هم میتونی یه کار گیر بیاری

وقتی یه بار به بن بست بخوری،  یه بار جواب نه بشنوی و تسلیم بشی این نشد دیگه

 

هر توقعی که از همسرت داری رو رو خودت اجراش کن

بگو من با همسرم کاری ندارم هرکاری بکنه بکنه

من مسئول خرج خودمم و خودم خرجمو در میارم

باور کن حتی اگه بچه داشته باشی بازم میتونی

مثل مادرم دقیقا

واقعا بهش افتخار میکنم، اما توقعی هم دیگه ازش ندارم

تا اینجا مارو بزرگ کرده دیگه خودم باید مابقی رو برم

بنظرم مسئول زندگی خودتون رو بپذیرین حتی خورد و خوراکتون رو خودتون تامین کنین

و باور غلط « مرد باید خرج بیاره، مرد کار کنه» رو دور بریزین

الان جهان تغییر کرده، هیچ چیز مرد و زنی نداره

یا حق..

2

سلام دوست خوب من

ازونجایی که عصبانیت صد تا ریشه داره باید دونه دونه هرس کرد تا بهتر شد

پس عجله نکن و با خودت رفیق باش

همین که خواسته رو داری هدایت میشی در مسیر درست چون خدا حواسش بهت هست

از اینجا به بعد میفتی تو مسیر رشد و آروم آروم به سمت بهتر شدن حرکت میکنی که ته نداره براش

حالا هر دفعه وقتی میخوای تغییر کنی اتفاقات پیش میاد اونایی که عصبانیت میکنه رو میگم

و شما باید اعراض کنی و از اتیشت کم کنی

اصلا انتظار نداشته باش در لحظه تغییر کنی دکمه که نیست عزیز من بزنی خاموش بشه

هروز یک درصد بهتر کمال گرا نباش با خودت رفیق باش

وقتی شروع میکنی و این غذای ذهنی خوب و متفاوت از گذشته رو هعی به خوردش میدی و فایل های استاد رو گوش میکنی

اصلا همین متن رو هروز بخونی

در مسیر درست قرار میگیری اگه رها کنی برمیگردی سر خونه اولت ها

و در ادامه هروز بهتر عمل میکنی شک نکن من این مسیر زو رفتم من از یه آدم اتیشی تبدیل شدم به آدم علی بی غم

که تاکید میکنم انتهایی نداره همیشه بهتر میشی

تازه بعد یه مدت اون جنس اتفاقا کم و کم و کم میشه

و تو کمتر عصبانی میشی نه فقط تو روابط بلکه تو همه زمینه ها آروم تر میشی

چرا تو همه زمینه ها چون عصبانیت کلی ریشه داره

از احساس لیاقت تا عزت نفس و تا کمبود و خیلی چیزای
دیگه

بذار یه مثال بزنم

ذهن شما مثل یک باغچه هست که تا الان هیچ کنترلی و هیچ توجه ای بهش نداشتی و اصلا حواست بهش نبوده

اما الان میخوای قشنگش کنی و شروع میکنی به هرس کردن بیل زدن کندن درختچه های زشت

وقتی شروع میکنی میبینی همه از بالا هم بهم وصلن یکی رو بزنی تا باقیش رو نزنی نمیشه اونارو بندازی بیرون پس

باید هروز بهش برسی و تداوم داشته باشی

برا همین میگم دکمه که نیست بزنی درست بشه

حالا دیگه همش برمیگرده به خودتون

با آرزوی موفقیت


0

سلام محمدی عزیز
مظلوم بودن فقط در ظاهر نیست ،این باور درونی است، باور قربانی بودن

در درونت جستجو و کار کن و ریشه اش رو پیدا کن.
به هر حال توحیدی بودن میتونه بهت کمک کنه

دوره عزت نفس استاد هم به این موضوع پرداخته

پس جوابت شد با باورهای توحیدی و عزت نفس

سپاسگزارم


2

سلام
بخاطر شرایط زندگی مجردیتون شما این شرایط رو جذب کردید
باورتون این بوده که مرد خونه عصبیه
این موضوع باعث شده همسرتون هم همین اخلاق رو داشته باشه
بهترین راه کنترل عصبانیت اینه که باور کنی کسی نمیتونه اینقدر مهم باشه که بخوای احساست رو به چالش بکشی و اعصاب سمپاتیکتت فعال بشه و هزار تا عواقب بعدش
کلید احساست رو دست کسی نده
افسار احساست رو نده دست همسرت
بهتره خودت تعیین کننده باشی که کی چه احساسی داشته باشی
همیشه سکوت به معنی مظلوم بودن نیست
گاهی از عاقل بودن طرفه
اینکه شما اون لحظه حس قربانی شدن رو داشته باشید و به طرف مقابل بخواید حس گناه بدید …این یعنی مظلوم نشون دادن خودمون
اما اگه تو سکوت کنی و درونت قدرت و اعتماد بنفس داشته باشی خب چه فرقی داره طرف چقدر داره داد و بیداد میکنه
موفق باشی


9

سلام فاطمه جان
عزیزم یه چیزی رو از ته دل بهت بگم…
بخدااا نمیدونی چه لذتی داره آرامش… اگه فقط یه بار مزه‌شو بچشی، محاله دیگه بخوای بری سمت عصبانیت.
همه به من میگن: نجمه بیخیاله… عین باباش
ولی من بیخیال نیستم… من آرومم.
عاشقِ این آرامشم… عاشق این حس سبک بودن.
منم مثل بابام فقط کافیه سرمو بذارم رو بالش…
از لحظه‌ای که نیت می‌کنم بخوابم تا زمانی که واقعاً خوابم ببره…
فقط باید تا سه بشمارم! 😅
بعدش دیگه انگار یه نفر می‌گه: خاموش!
اونقدری راحت می‌خوابم که دنیا رو آب ببره منو خواب می‌بره 😂
سالها قبل در همسایگی ما یه زن و شوهری زندگی میکردن ک صدای اقاهه همیشه به عصبانیت بلند بود ..اونقدر بلند ک صداش تا خونه ما میومد ..مامانم بهش میگفت آقا شیره 😂خدا رحمتش کنه زود از دنیا رفت در سن پنجاه سالگی از بس عصبانی میشد قلبش یه شب گرفت و تمام . هیچ وقت صدای خانومش نمیومد .یه روز خانومش به مامانم گفته بود وقتی همسرم عصبانی میشه و داد و بیداد میکنه من محل نمیزارم برای اینکه دعوا بدتر نشه میرم تو سرویس بهداشتی اونقدر اون تو میمونم تا این اروم بشه .وقتی ببینه من نیستم دیگه داد و بیداد نمیکنه😂😂
واقعیت رو هم بهت بگم:
عصبانیت بی‌کلاسیه.
عصبانیت لو لوله.
عصبانیت در شأن یه خانم باکلاس و عباسمنشی نیست.
اینارو بذار جلوی چشم‌ت… بذارش به‌عنوان اهرم رنج.
به خودت بگو: ارزش اعصاب من بیشتر از این هست که به‌خاطر کسی خرجش کنم.
عزیزم، عصبانیت آدم‌های بیرون، نتیجه‌ی طوفان درونی ماست.
تو آروم شو… خودتو جمع کن…
وقتی درونت آروم شد، شرایط بیرون هم مثل آینه آروم میشه.
تو توانشو داری گلم…
آرامش یه انتخابه، نه یه اتفاق ❤️


41

بنام خدای ِ مهربــــــــــان ِ مهربان .
فاطمه جان… سلام به روی ماهت .
گاهی ما خشمهایمان را از پدر ومادرمان بِ ارث نمیبریم؛
ما زخمهایمان را به ارث میبریم ==>> تو در کودکی دیدی که مادرت ساکت بود و دلش میلرزید، و تو همانجا باخودت عهد کردی که «من هیچوقت مثل او مظلوم نمیشم.»

اما زندگی یک حقیقت لطیف دارد:
خشم، همیشه اول لباس محافظ میپوشد… بعد خودش را نشان میدهد. و مافکر میکنیم اگر عصبانی بشیم، قویتر میشیم،درحالیکه قدرت در آرام ماندن است، نه دربلند شدن صدا. این را خبر داشتی ؟!

ببین عزیزم… تو ذاتا آدم عصبانی نیسی؛ تو فقط آدمی هستی که ترسیده حقش نادیده گرفته شود ==>> آدم ترسیده، همیشه بلندتر حرف میزند.

راهش خاموش کردن خشم نیس. راهش این است که به آن خشم بگی:
□ «من شنیدمت… میدونم میترسی… اما از اینجا ب ِ بعد، من مراقبت هستم. نه لازمه به خودم حمله کنم ، نه به کسی که دوسش دارم.»

آرامش تمرین نمیخواهد، آشتی میخواهد… با همان کودک درونت که سالها پیش داد زد: «من نمیخوام مثل مامان مظلوم باشم.»

به او بگو: «تو دیگر تنها نیسی… من کنارت ایستاده م؛
اما میخوام مثل خودِخـــــدا رفتار کنم، نه مثل ترسهایم.»

همین که این آگاهی در توبیدار شده، یعنی نیمی از راه را آمدی. نیمی بعد، هربار که خواستی عصبانی بشی، فقط ۱۰ ثانیه سکوت کن…
نه برای کنترل خشم => برا اینکه یادت بیفته تو دیگر آن کودک بی پناه نیسی.

~~~~~
بذار راحت تر باهات صحبت کنم ؛

أَلَآ إِنَّ أَوْلِیَآءَ ٱللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ / یقینا دوستان خدا نه از چیزی میترسند و نه اندوهگین مى شوند.
فاطمه ؛ شک داری که جزو دوستان خدا هستی ؟؟
چون الان به این سایت بهشتی راهنمایی شدیا.

■ تو دوره عزت نفس رو داری. میدونی که مادامی که ارامش کامل نداشته باشی… هرچیزی که به قلب و ذهنت الهام بشه ، از سمت هرجایی باشه ، از سمت خداوند نیست‌ !! حالا خودت بشین مرور کن ببین توی اون شرایطی که آرام نیستی چه حرفا و نیت ِ چه اعمالی از ذهنت میگذره و میگذشته؟ [ که ازسمت حق و خداوند هم نیست] .

■ تو لیاقتت خیلی بالاتر از ایناست که بخوای گوش به حرف زمزمه های غیرِ خداوند بسپاری.
بنظرم باید دوره احساس لیاقت رو هم تهیه کنی.



3

4 ماه پیش

لذت بردم از نظر زیبات دوست خوبم انگار سال هاست میشناسمت🌹


4 ماه پیش

خیلی قشنگ نوشتی ، واقعا اون خشم انگار پشتش یه ترس هست که ببین منو ، ازم دفاع کن ، انگار همون کودک وحشت زده اس که کسی ندیدش ، درکش نکرد.

باید تو درون رفت و بهش گفت کوچولو آروم باش ، من اینجام

با داد زدن فقط اوضاع خرابتر میشه ، متشنج تر میشه

تو میخوای حقت پایمال نشه من نمیزارم بشه اما نه با داد و عصبانیت با آرامش

واقعا هممون فکر میکنیم عصبانیت یعنی قدرت ، اما اگه تو فیلم ها دقت کنیم ، آدم های قدرتمند و با اعتماد به نفس در برابر حمله دشمن یه لبخند اروم میزنند و کارشون میکنند

چون بخودشون مطمن هستند. چون میدونند هیچکس قدرت بهم ریختن احساسشون نداره .

ما نباید وارد بازی بقیه بشیم ، گاهی عمدا با حرفاشون میخوان ما عصبانی بشیم .

ممنونم از حرفای قشنگت


4 ماه پیش

چند تا از پاسخ های شما رو خوندم و باید میکفتم که چقدر زیبا مفاهیم زو انتقال میدید چقدر کلام شما از روی وجه نور و مثبته

متاسفانه راهی برای بیشتر شنیدن از شما نیست

پس لطفا بیشتر پاسخ بدید و بیشتر بنویسید

2

دوست عزیز با حفظ آرامش وشمرده حرف زدن میتونی عصبانیت را بروز ندی من نتیجه گرفتم کم حرف شدم وشادتر وگاهی حتی سکوت میکنم دوست دارم همواره ادامه بدم برا کسب نتیجه بهتر


7

فقط با مدیتیشن میشه حلش کرد + ورزش کردن مثل دویدن یا باشگاه رفتن ، چون عصبانیت ناشی از بی تحرکی و بی برنامه کی و وقتی مدیتیشن میکنی تروم میشی و صبورتر میشی و اگر هم ورزش کنارش بزاری خیلی ترکیب فوق العاده هست ، چون ورزش های سنگین احساسات که تو بدن جمع میشه تحلیه میکنه ، برای خمین اگه دقت کنی اونایی که کارهایی راحتی دارن پشت میزی یا اداری یا مدام خواب اند زود عصبی میشن یا افسرده اند ولی کسانی که کار سنگین و پر تحرک یا ورزش میکنن خوش خلق هستن و عصبی نمیشن تجربه منه میگه تنها راهش

مدیتیشن شکمی + ووزش سنگین

در کنار این دوتا هم مسائلی که عصبی ات میکنه میتونی کم کم باهاش کنار بیای ، چون الان فکر میکنی که پدرت هصبانیت میکنه یا عامل بیرونی ولی وقتی مدیتیشن کنی متوجه میشی که اروم شدی و مشکل که هصبیت کرده دیگه عصبیت نمیکنه چون مدیتیشن ذهنت رو اروم میکنه و متهادل میشه


11

سلام دوست عزیز
سپاسگزاری کلید دروازه خوشبختی است، منم این عصبانی شدن رو داشتم و هنوزم بعضی وقتا دارم(وقت هایی که سپاسگزار نیستم و توجه ام روی چیزهای منفیه) ربطی به پدر و مادر و همسر و اینا نداره، انچه در درون جاریست در بیرون متجلی است. کلیدش سپاسگزاریه، من کردم جواب میده، خیلی هم قویه، توجهت رو بزار روی نکات و چیزای مثبت، مثلا اگه همسرت یه کار منفی انجام میده توجهتو بزار روی کار مثبتی که انجام داده یا اصن به گلدون قشنگی که توی خونس یا هرچیزی که خودت میدونی، سپاسگزاری عالیه برو تو کارش، معجزه شو به طورت طبیعی میبینی، من خودم بیشتر از تو به سپاسگزاری نیاز دارم
با عشق


7

سلام به استاد عزیز و دوستان گرامی.
قدرت تو نشون دادن واکنش نیست که اگر بود شما باید نتایج بهتری دریافت می‌کردید.
خیلی خوبه که از اتفاقات گذشته میخواهیم درس بگیریم منتهی باید راه درستش رو پیش بگیریم راهی که مشکل ما رو حل کنه نه اینکه مشکل اضافه کنه .
با پاسخ دادن و واکنش نشون دادن اونم از نوع خشم و عصبانیت ، شما سرپوش به مظلوم بودن نمیزارید بلکه خودتونو به احساسات منفی میبرید که نتایج منفی تری در بر خواهد داشت .
اول اینکه ریشه عصبانیت و اینکه به چ موضوعات و بحثها و مشاجره هایی حساس هستید باید توجه داشته باشید.
اینکه دلیل عصبانیتتون رو بفهمید ینی بدونید چ نقطه ضعفهایی باعث تحریک احساسات شما میشن ؟
بعد از متوجه شدنش اگه به خودتون مرتبط میشه حتمن دنبال راه  حلش باشید و مقاومت نشون بدید و سعی کنید در لحظه آگاهانه سکوت کنید و اگه حساسیتها و توقعایی نسبت به همسرتون دارید در وقت و زمان مناسب بیان احساس کنید و درخاستهاتونو رو بروز بدید .
امتحان کنید وقتایی که با احترام و با لحن و بیان خوب باهاشون صحبت میکنیم بهمون توجه میکنن و بر عکس زمانی که با خشم و عصبانیت حرف میزنیم نه تنها هیچ توجهی نمیشه بلکه باعث کدورت بیشتری هم میشه .
پس هر بار با درس گرفتن از مشاجره های قبلی ، سعی کنیم آگاهانه متفاوت عمل کنیم تا متفاوت نتیجه بگیریم .
میتونیم زمانی که آرامش داریم بهش فک کنیم و از خداوند هدایت بطلبیم تا مسیر درست تری رو بهمون نشون بده .
جنگ و مشاجره و بحثهایی که با لحن بد و عصبانیت انجام میشه هم عزت نفس خودمونو خرد میکنه هم طرف مقابلمونو .
اگه دنبال صلح و آرامش هستیم اونم نه به خاطر کسی بلکه به خاطر خودمون باید رو کنترل احساسات منفیمون کار کنیم .
اگه میخاهید به خواسته ها و احساساتتون بیشتر توجه بشه باید تغییراتی در خودتون بوجود بیارید و دنبال تغییر از سمت همسر نباشید .
دنبال مقصر و شروع کننده ی مشاجره نگردید سعی کنید خودتون با رفتار درست به مشاجره خاتمه بدید.
حتی اگه دنبال انتقام هستی ، سکوت کردن بهترین انتقامه .



2

8 ماه پیش

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام خدمت اساتید بزرگوارم و عزیزم عاشقتونم من تا ابد و بی نهایت طلایی

سلام خدمت ناهید جون که همچنان دارم مطابقه اگاهی های استاد که گفتین بهم محبت کردین راهنماییم کردین انجام میدم و نتایجه فوق العاده و همه چی عالیه خدایاشکرت

الان سوالی که دارم اینه که تو جلسه ی یازدهم دوره ی عشق و مودت در روابط استاد اخر جلسه گفتن که اگر ادمها قسمت بد شما رو برانگیخته میکنن نمیخواد ذهنمون رو درگیر کنیم اونها دارن این قسمت ما رو برانگیخته میکنن برای خودشون این الان یعنی چی ؟دقیقا مگه اونها نیستن که وقتی ما با خودمون در صلح و هماهنگی هستیم حالمون خوبه سپاسگزار هستیم مثلا یه بحثه جزیی با خونواده همون برانگیختگی اونها نیست برای خودشون ؟ممنون میشم اگه میشه راهنماییم کنین عزیزم عاشقتونم فعلا در پناه الله یکتا باشین

هیچ وقت هیچ انسانی در همه حالی ، نمیتونه حالش خوب و یا در فرکانس مثبت باشه زمانهایی هست که در حالت خشم و عصبانیت یا بی حوصلگی و هر فشار روانی دیگه ای هستیم که افرادی که خودشون در مومنتوم منفی هستن وجه منفی ما رو بر انگیخته میکنن که ممکنه درخاستی داشته باشن و جواب منفی از مابشنون و یا رفتار خوب از ما نگیرن اینجور مواقع نمیخاد ذهنمونو درگیرش کنیم و خودمونو مورد سرزنش قرار بدیم .

اگه بعد از آروم شدن و فک کردن ، متوجه شدیم خسارتی به کسی زدیم حتمن جبرانش میکنیم .

خودمونم هر وقت در مومنتوم منفی هستیم از افراد دیگه چنین واکنشهایی میبینیم ولی از اونجایی که ما آگاهی به این قضایا داریم بدون سرزنش کسی ، با کنترل ذهن و دادن ورودیهای مناسب به ذهنمون وجه خوب آدمها رو جذب میکنیم .

ینی با دیدن واکنش نامناسب باید در درون خودمون دنبال راه حل باشیم نه فرد مقابل!

در چنین مواقعی خودمون مقصر هستیم که با بودن در مومنتوم منفی وجه منفی کسیو جذب کردیم بنابراین با تغییر زاویه ی دید و هر فکر و رفتاری که ما رو به سمت مومنتوم مثبت ببره رو انجام میدیم تا نتیجه و واکنش افراد تغییر کنه .

در کل همیشه و در همه حالی بهتره تمام تمرکزمون روی خودمون باشه و تراز کسیو نگیریم چون ما تو وجود کسی نیستیم اگه رفتار ناجالبی از خودمون نسبت به کسی سر زد با یه عذر خاهی ساده میتونیم ازش بگذریم .

ممکنه یه درخاستی تو وضعیت و حال بد من گفته بشه ومن پاسخ منفی بدم و ممکنه همون درخاست زمانی از من بشه که درفرکانس مثبت هستم و طرف پاسخ مثبت بشنوه اینجور مواقع میگن به فرکانس خودش ربط داشته .

ببخشید توضیح این موضوع سخت بود نمیدونم تونستم منظورمو بفهمونم یا نه !امیدوارم که متوجش شده باشی .

7

سلام
شما خودت این جریان و تو زندگیت ساختی
تو با توجه به رفتار پدر و مادرت این زندگی رو بوجود آوردی
و با بی توجهیت میتونی خنثی کنی
وقتی همسرت عصبانی میشه ….به خودت بگو کنترل احساسم دست خودمه و همسرم نمیتونه و قدرتش و نداره که احساسم و کنترل کنه و منو عصبانی کنه
تو باید بقدری برات مهم باشه که اجازه ندی کسی مثل یه بمب باعث انفجارت بشه
نمیگم ضعیف باش و مظلوم
سکوت کن اما قدرتمند باش
مظلوم نباش
قوی باش و بی توجه
اجازه بده اون بفهمه که کنترلی روی احساست نداره و هیچ جوره نمیتونه خون تو رو بجوش بیاره
نه اینکه وانمود کنی بلکه واقعا همینطور باش
به هیچ وجه کنترل احساست و دست دیگران نده
موفق باشی


11

سلام دوست عزیز

ما عصبانیت رو درسته یاد گرفتیم ولی مسئولش کسی جز خودمون نیست

اول بگین مسئول عصبانیتم خودمم وگرنه تا وقتی پدرت یا هر شخصی رو مقصر بدونی نمیتونی خودتو درست کنی

بقول استاد: برای تغییر باید بپذیری مسئول تمام ابعاد زندگیت خودتی

راهکار برای کم کردن عصبانیت و خشم:

من قبلش یه کوتاه از خودم بگم
من قبلا دختری بودم همیشه خدا عصبی بودم و کسی نمیتونست دو کلام باهام صحبت کنه
چون جوری باهاش حرف میزدم که طرف کاملایعنی گریه میکرد بخاطر نوع صحبت کردنم
البته اینم بگم من عمدی این کار نمیکردم بصورت ناخوداگاه بود و بعدش میرفتم تو جای تنهایی بابت این موضوع خودمم گریه میکردم و…

خلاصه راهکاری که به من کمک کرد توجه به نکات مثبت و مراقبه بود
تا دو هفته مراقبه رو پی در پی انجام دادم فورا نتیجشو دیدم و خداروشکر الان بشدت اروم و مهربون تر شدم ( جوری که هر کسی دوست داره بشینه و باهام صحبت کنه و حتی موقع عصبانیت طرف من باهاش اروم صحبت میکنم طرف هم اروم میشه)

دوست عزیز، شما مظلوم واقع نمیشی بلکه وقتی عصبی نشی یعنی برای خودت و فرکانست ارزش قائلی اما اگه حالتو بد کنی یعنی برای خودت ارزش قائل نیستی

ما هیچ وقت با بد رفتاری نمیتونیم طرف رو یا خودمون رو از منجلاب نجات بدیم و بدتر به گودال عمیق فرو میریم

پس تلاش کنین اول پدرتون رو ببخشین
دوم نکات مثبت اطرافت رو « اگه میتونی نکات مثبت پدرت و همسرت رو بنویسی و اگه نمیتونی نکات مثبت اطرافت بنویس»
سوم مراقبه هر روز انجام بدین

و چهارم با خودت مهربون باش گلم
جوری مهربون باش که طرف از عصبی بودن خودش شرم کنه و اگه تو این کارهارو بکنی مطمعن باش ادم های اطرافت تغییر میکنن جوری که الان برای من اتفاق افتاده

« مهم ترین و مهم ترین چیز در دنیا احساس خوبه»

امیدوارم یه کمکی بوده باشه

در پناه الله یکتا باشید…


5

به نام خداوند مهربانم سلام به دوست عزیزم
دوست خوبم ما نا خود آگاه رفتار و گفتار و افکار و باورهای نامناسب پدرو مادرمون رو میگیریم اما خدا رو شکر از اونجایی که الان با استاد و این سایت آشنا شدیم میتونیم تغییر کنیم چطوری ؟
با استفاده از فایلهای دانلودی توجه بر نکات مثبت شروع کنی و
توانایی کنترل ذهن
اولین کار اینکه باید آرامش داشته باشی و در اون موقع عصبانیت سکوت کنی
اون نجواهای ذهن رو کنترل کنی که بهت میگه تو هم دفاع کن تو هم چیزی بگو و گرنه مظلوم واقع میشی و خیلی حرفهای پوچه دیگه
در اون مواقع سکوت از همه چیز بهتره
و بعد یه برگه بردار دوتا از نکات مثبته همسرتو بنویس و بابتشون شکرگزاری کن و اینطوری ذهن رو کنترل کردی و به دعوا خاتمه میدی و کم کم بهتر میشی
وقتی توجهتو روی خوبی همسرت میبری جهان کاری میکنه که همه چیز خوب پیش بره و همسرت هم رفتارش عوض میشه
وقتی شما تغییر کنی دیگران هم خود بخود تغییر میکنن
همه چیز در دستانه خودمان ست در افکار و رفتار و باورهای ماست
فقط باید روی خودتون و تغییرتون کار کنین