هدف از خلق من چی بوده؟
خوب بیام زبان انگلیسی یاد بگیرم ورزش کنم درس بخونم کار کنم اخرش مگه نمیمیرم؟ اخرش که چی؟که چی بشه؟
من اگه نباشمم هیچ کم و کسری تو جهان نیست من نباشم اینهمه ادم تو دنیا هست جای خالی من حس نمیشه
این حرف ذهن منه نمیتونم چطور قانعش کنم ممکنه راهنماییم کنید سپاس
برای پاسخ به سؤالات، لازم است که عضو سایت باشید و (با ایمیل و رمز عبورتان) وارد سایت شوید.
سلام این سوال شما تا ۵ سال در ذهن من بود
و من ۵ سال در یک افسردگی شدید بودم
اما چگونه من از دام این افسردگی نجات پیدا کردم
و چگونه و از چه زوایایی به جهان نگاه کردم و چه چیزهایی به من الهام شد ، که جواب سوال شما میتواند باشد
من آرام آرام شروع کردم به نوشتن
از یک دفترچه کوچک شروع کردم
دوست داشتم که اگر تصمیم گرفتهام که وارد این جهان شوم به شیوهای زندگی کنم که چیزی آزارم ندهد
و احساسم بد نباشد
و من به این نتیجه رسیدم که باید از چشم خدا
از دید و زاویه و نگرش خداوند به جهان نگاه کنم
و دیدم که هر آنچه که در جهان وجود دارد
از تمام کائنات از تمام درختان ، از تمام آسمانها ،
از تمام دریاها ، از تمام سنگها ، از تمام انسانها
، از تمام گیاهان ، از تمام جانوران
همه و همه در حال زندگی کردن هستند
دیدم که خورشید هر صبح طلوع میکند
و ییدار می شود
و هر عصر ، غروب می کند
این پروسه هر روز ادامه می دهد
واحساس کردم که این خورشید از تکرار خسته نمیشود دیدم که هر روز ، به شب منتهی میشود
و هر شب ، به روز منتهی میشود
احساس کردم که شب و روز نیز خسته نمیشوند
دیدم که یک علف سبز میکند
رشد میکند ، مدتی زندگی می کند
و پس از آن خشک میشود ، تبدیل به خاک میشود
و این پروسه دوباره ادامه پیدا میکند
و احساس کردم که این علف نیز خسته نمیشود
دیدم که یک تیکه سنگی در یک جایی ساکن است
و شاید این تیکه سنگ ، دهها و هزاران سال هم در همان جا ساکن باشد ، ولی از زندگی کردن خسته نمیشود
وقتی که از زاویه و از چشم خداوند به جهان پیرامون خود نظارهگر شویم ، همیشه با رنگ اُمید ، با رنگ پویایی ، با رنگ تحرک و شادمانی با رنگ شادی با رنگ انگیزه حرکت می کنیم و به پیشبازِ هر روز می رویم
دیدم که اگر اینگونه باشم من نیز مانند آن خورشید مانند آن تیکه سنگ مانند آن علف و آن درختان هر روز با انگیزه آغاز خواهم کرد
فراموش نشود که من در میانه یِ این سوالی که برای شما پیش آمده برای من نیز آمده بود ، دچار اعتیاد سختی شدم
و فقط دوست داشتم عادات منفی را در خود پرورش بدهم اما یک ذره از امید در ذهنم باقی مانده بود
وآن این بود که روزی میتوانم از این مرگ دوباره زنده شوم
و من احساس کردم ، اگر این سوال برای من پیش میآید که این همه زندگی و آخرش چه ؟
به این دلیل است که من هویت ام را فقط و فقط این وجود فیزیکی دانستهام
در صورتی که اصل و نهاد اصلی ما چیزیست که هیچ مرگی برای آن وجود ندارد
اما چگونه این را پذیرفتم که من چیزی در درون دارم که انتهایی برایش نیست
و مرگی برای آن نیست
و همیشه و دائم زنده است
و هیچ تفاوتی با خداوند ندارد ؟
فقط با یک استدلال ساده
و آن این بود که من هیچ علمی نسبت به قلب و اندامهای بدن و گوارش و شش ها و ….. ندارم
ولی آنها به زیبایی ترین حالت ممکنه در حال خدمت کردن به من هستند
من احساس کردم که نمیتوانم حتی به اندازه یِ ذره ای ، اکسیژن بسازم تا با آن زندگی کنم
اما اکسیژنی بصورت رایگان در اختیار من قرار میگیرد
و در من میدمد که سالهای سال با گِره خوردن با آن در حال زندگی کردن هستم
و تمام اینها ، یک چیز برتر هستند
و از اینجا بود که خوشحال شدم و پذیرفتم و باور کردم که کسی به غیر از این وجود گوشتی ام ، در درون من هست که در حال زندگی کردن است و نمادی ازخوشبختی و اُمید و انگیزه و پویایی و شکوه و دائم زنده ماندن است و من باید از زاویه آن کس زندگی کنم همانطوری که درختان نیز اندامهای داخلی خود از آوندهای خود از درون برگهای خود هیچ علمی ندارند ولی دائم زندگی میکنند
فهمیدم که هر آن چیزی که به من احساس بدی میدهد ، آن چیز از من نیست
آن چیز صدای کس دیگریست که به من تعلقی ندارد
و من باید هر روز کودتا کنم
و آگاهانه و حتی برای مدت کوتاهی که شده است
با صدای خُدای درون صحبت کنم
و ناظر بر زندگی باشم
فهمیدم که مهم نیست در کجا باشم ، در چه شغلی باشم ، در چه کوی و برزنی باشم ، در چه شهری باشم ، در چه کشوری باشم ، در چه محلهای باشم ، در چه مرتبهای باشم ، فهمیدم که ، جهان برای تو کاری نمیکند
و این تو هستی که به آن هیجان میدهی
و این تو هستی که به آن پویایی میدهی
و این تو هستی که به آن نشاط و شادی و تحرک میدهی و این تو هستی که به آن عطر و پاکیزگی و رفت و آمد میدهی.
و پس از این نوشتنهای بسیار فهمیدم که باید مواظب باشم که از زاویه خداوند زندگی کنم
و زندگی از زاویه خداوند یعنی اینکه هر یک از ما ، یک نَماد و یک بِرَند و یک الگو هستیم
و نیازی به مقایسه خود با دیگران نداریم
و فهمیدم که همه ما به یک اندازه ارزشمند هستیم
چون به یک اندازه آن روح همیشه جاری و نامیرا در درونمان وجود دارد
و به همین دلیل هیچ نیازی به تایید و تحسین دیگران نداریم
و درک کردم که عاقبت و سرنوشت ما خداوند است عاقبت و سرنوشت ما گِره خوردن با اوست
عاقبت و سرنوشت ما ، بی انتها بودن است.
من حق ندارم جهان را پوچ ببینم
این جهان نیز یک ایستگاهی است برای من
و من باید از این توقفگاه و این ایستگاه لذت ببرم
و در این مدتی که در این ایستگاه متوقف شدم
و در حال زندگی کردن هستم ، شادمان باشم
تا دوباره به مسیر ابدیت ادامه دهم .
من بعد از آن حادثه افسردگی ، خیلی بیشتر با طبیعت گره خوردم
و خیلی بیشتر با طبیعت مانوس شدم
خیلی از طبیعت درس گرفتم
و اصلاً به شیوهای شد که من وارد دانشگاه شدم
و وارد رشته مهندسی کشاورزی شدم
چرا که در طبیعت میتوانیم بالاترین هماهنگی را ببینیم چرا که از طبیعت میتوانیم بهترین درسها را بگیریم
من وقتی یک درخت را میبینم
وقتی که یک حیوان را میبینم که آنقدر با خود در صلح هستند و اینقدر به لحظههایشان اُمید دارند
فهمیدم که :
دیگر چه اُستادی بالاتر از این طبیعت ؟؟؟
طبیعت نه به گذشته نگاه میکند
و نه به آینده
نه غمی از گذشته دارد ، و نه ترسی از آینده
طبیعت تنها در همین لحظه اکنون خود است
چرا که اکثر ناملایمات ، بیماریها و بی قراری ها
و سوالاتی که حاوی ترس و غم هستند
به این دلیل است که ، از این لحظه یِ اکنونِ خود ، کَنده میشویم و خود را پیش به سوی گذشته یِ غمناک و یا آینده یِ ترسناک میبریم.
من اضافه کنم در حالی من وارد آن افسردگی شدم که هم از پدر و هم از مادر محروم بودم
و پس از این نوشتنها و سپری شدن روزها و شبها
درک کردم که هر یک از ما یک شهر و یک جهان هستیم هر یک از ما مُجرد وارد این دنیا شدهایم
که در اصل وظیفه داریم ، خود را با خود هماهنگ کنیم
تا این هماهنگی ، تبدیل به عادت شود
و آنگاه ، نیازی به هیچ پشوانهای
نیازی به هیچ عقبهای نداریم
چرا که این نوع هماهنگی ، پشوانهای برای ما میشود.
و پس از آن یاد گرفتم که من از زاویه یِ جدیت بالا
و تعصب بالا ، زندگی نکنم و به زندگی نگاه نکنم
از زاویه یِ آزادی فرکانس و آزادی افکار به زندگی نگاه کنم .
من از آن قعر ناامیدی
از آن چاله چولههای بیکسی
من از آن گودالهایِ عمیق و سیاهِ ترس ، بیرون آمدم
و وارد بالاترین ورژن و بالاترین فرکانس هستی
یعنی ، شکر و سپاسگزاری شدم
و نیازمند ادامه دادنم و همیشه نیازمند ادامه و ادامه و ادامه
خداوندا شکر که در این دایره هستی ، من نیز وجود دارم ، خداوندا شکر که من در این دایره هستی میتوانم بازی کنم ، خداوندا شکر که به من فکر دادی ، اندیشه دادی ، خواسته دادی ، خدا را شکر که من نیز میتوانم داشته باشم ، میتوانم بیدار شوم ، میتوانم حرکت کنم میتوانم نگاه کنم ، میتوانم بیندیشم ، میتوانم بگویم و میتوانم بنویسم ، خداوندا شکر که درختان زیبا در اطرافم رویانیدی ، در محاصره یِ این آسمان زیبا ، در محاصره یِ این هوای زیبا ، در محاصره یِ آفتاب ، در محاصره یِ این زیباییهای عالم ، در محاصره یِ نعمتهای بیانتها و در محاصره یِ خودت قرار گرفتم ، خداوندا شکرت که حضور دارم و میتوانم در این لحظه هماهنگ شوم ، میتوانم هر لحظه ، هر گاه و بیگاه با تو گفتگو کنم ، با تو داد و ستد کنم ، از تو بخواهم و خواستن از من و دریافت نیز از من باشد ، خداوندا شکر که هیچکس هیچ کمبودی ندارد و اگر کمبودی هست به دلیل کمبود هماهنگی است ، به دلیل وجود ناهماهنگیهاست ، و تنها هماهنگی است که خلاها را پُر میکند و هیچ عامل بیرونی و هیچ عنصر بیرونی و هیچ مدرک بیرونی و هیچ اتفاق بیرونی ، جز هماهنگی خود با خود ، نمیتواند خلعاهای انسان را پر کند و خدا را شکر که به من یاد دادی که از زاویه شکر و سپاسگزاری با احساس ، مانند آن طبیعت ، هماهنگی را بر تک تک سلولهایم جاری کنم
مثل همیشه من مغلوب نوشته شما شدم خدارو بی نهایت شکر که در مدار این باورها قرار گرفتم.👏💐
سلام علی آقا
من زبانم قاصر از تحسین شما
مثل همیشه عالی نوشتین وحس خوب به من منتقل کردین
خیلی لذت بردم
موفق باشین
وبازم برامون بنویسین
سلاااااام و درووود بر تو ای بنده خوب و دوست داشتنی خدا که خاص شدی از دل تاربکی زدی بیرون نشون دادی که لایق خاص بودن هستی
درود خدا بر تو باد که مثل یوسف از دل تاریکی چاه افسردگی زدی بیرون تا به ما ثابت کنی هیچ طوفانی ماندنی نیست اگه با کشتی ایمان مسلح باشی درووووود
دوست خوب توحیدی ام الکی نبودکه قسمت برایم ایمل بفرست شمارو برای خودم باز گذاشتم چون قلمت روح مرا نوازش میده گفته هات مثل یک مرهم درمان بخش هست مثل شهدشیرین عسل خوشمزه ترین هست دمتگرررررم که هرازگاهی میای نور خدا رو بر من میتابی دمتگررررررم این پاسخ شما به این دوستمون ناک اوت کننده بود جون هیچ ذهن منطقی نمیتونه تسلیمش نشه راهی برای فرار ذهن وجود نداررررررد که ندااااااارد ازاین دوستم ممنونم بابت سوال عالی که شر کردن تا آقای ابودردایی بیاد و کولاک به پا کنه میخوام اینو تو دفترم بنویسم اصلاااا شراب طهور که میگن اینه دمتگرررررم دوستت دارم دوست خوبه من خیلی حال کردم لذت بردم مستفیض شدم داداش گلم چه میکنی با ما اینا از کجا میاد از کجای آسمان جاری میشه منم میخوام .
موفق و شاد و پیروز و سرزنده باشی همیشه
مگ میشه کامنتو شمارو بخونم و درس نگیرم.بعد استاد که بهتیرین استاده
شما هم بهترین شاگرداستادی.
همش درس داری و نکته
ممنونم که برامون مینویسی
سلام و درود به شما دوست عزیز
از صمیم قلب تبریک میگم و تحسین میکنم روح لطیف و زیبایی که پرورش دادین. لذت بردم از توصیفات زیباتون و بیشتر لذت بردم از نگاه زیبایی که به آفرینش داشتین.
تبریک میگم و تحسین میکنم برای هماهنگی که در خودتون ایجاد کردین و معانی که خلق کردین.
بی نهایت از خلق این ذهن و روح آرام و لطیف و پر از آرامش و احساس لذت بردم و دوباره و صد باره بهتون تبریک میگم جناب آقای ابو دردائی عزیز و آرزو میکنم همیشه بدرخشید.
🙏🙏🙏🙏👏👏👏👏👏🌹🌹🌹
سلام.
من به این سوال هدایت شدم و وقتی اسم شما رو دیدم، اول نمیخواستم کامنتتونو بخونم و ذهنم گفت بازم ابودردائی، نوشته هاش حوصله سربره ول کن، ولی خدای درونم بهم گفت که ادامه بده و بخون و وقتی چند خط خوندم تازه فهمیدم که اون صدایی که میگفت ول کن نخون کی بوده، خود شیطان که نمیخواد و دوست نداره که آگاه شدن مارو ببینه.
واقعا از متنت لذت بردم مخصوصا اونجا که گفتی دیدم خورشید و شب و روز از اومدن و رفتنشون خسته نمیشن و فردا بازم طلوع میکنن و از طبیعت درسهای زیادی گرفتم و وقتی که یک حیوان را میبینم که آنقدر با خودش در صلحه و اینقدر به لحظههاش اُمید داره.
واقعا تنها موجودی که از تکرار خسته میشه انسانه، ولی تو دل تکراره که درسهای زندگی رو میتونم فرا بگیریم و ازشون رد بشیم.
سلام دوست عزیز، پاسخ زیبای شما را هنوز به انتها نرسوندم ولی اشکم از زیبایی زندگی و نگاه الهی که بیان کردید درومد و فقط خواستم سپاسگزاری کنم که پیامتون نوری است برای درک بهتر این جهان و خودمون که به لطف خدا بر قلم و قلبتون جاری شده. ممنونم
سلام دوست عزیز
در پاسخ به این ذهن چموش شما باید منطقی بود. مگر نه قانع نمیشه.
هدف از آفرینش انسان لذت بردن از زندگیه. برای درک این موضوع بهتره انیمیشن soul رو ببینید واقعا زیباست.
یعنی هدف از اینکه خداوند تو رو که بخشی از روح خودش هستی در قالب جسم قرار داده اینه که تو به این دنیا بیای و تجربه کنی و لذت ببری، لذت چیز هایی رو که گره خورده با جسم. یعنی چی؟ روح تو لذت خواب رو درک نمیکنه همینطور لذت دوش گرفتن ، قدم زدن، عشق ، حرف زدن، خندیدن، موفق شدن، به پایان رسوندن، تکمیل کردن، و از همه مهمتر
بالا ترین درجه لذت
خلق کردن
تو به این جهان اومدی که خلق کنی و با خلق چیز های جدید جهان رو گسترش بدی. هدف تو از زندگی انگلیسی یاد گرفتن بدنسازی یا کار برای ماشین یا خونه خریدن نیست
هدف تو خلق چیز های جدیده
در روح تو استعداد هایی نهفته که هیچ انسان دیگه ای نداره
ما با هم متفاوت هستیم
بنابراین نه تنها حضور تو و وجود تو در جهان احساس میشه وجهان برای گسترش به تو نیاز داره بلکه برای خداوند و فرشتگانی که محافظ تو هستند هم مهمه
به یاد بیار که تو روزی بخشی از خداوند بودی و در این 70 یا 80 سال در دنیا زندگی میکنی و بعد باز برمیگردی به سر منشا و مبدا خودت
هر چقدر در این دنیا لذت بیشتری ببری روح تو تکامل بیشتری پیدا میکنه و تو به اصطلاح سر افراز تر به پیش منشا خودت بر میگردی
مرضیه عزیز برای اینکه بتونی از زندگی لذت ببری باید کار های مورد علاقه ات رو انجام بدی، اون موقع میتونی معنای لذت رو در لحظه درک کنی
اگه ورزش دوست نداری، اگه درس خوندن باعث لذت تو نمیشه، اونا رو رها کن و برو دنبال خواسته هات
ثابت قدم باش و بدون وقتی که دنبال اهدافت میری جهان حمایتت میکنه و خداوند تو رو روی شونه های خودش میزاره دوست عزیز من :))
مرضیه عزیز
خداوند وقتی انسان رو خلق کرده از روح خودش در او دمیده، خدایی که همواره جهان و کهشکشان و هرآنچه که هست و میبینیم و هست و نمیبینیم رو خلق کرده و گسترش داده. وقتی روح خدا در ما وجود داره، خواه ناخواه یاد این میوفتم که منم باید باعث گسترش جهانی که توش زندگی میکنم بشم. باعث گسترش خودم بشم.
وقتی میری مسافرت برات قشنگی جاده مهم نیست؟ میگی خوب که چی این طبیعت رو ببینم تهش مگه قرار نیست برسم به یه خونه دیگه؟
نه
از لحظه ی تولد تا لحظه ی مرگ ما یک مسیر زیبا و قشنگه برای رسیدن به مقصد. چرا توی این مسیر لذت نبریم؟ چرا خودمون رو گسترش ندیم؟ چرا وقتی میتونیم به راه فکر کنیم به مقصد فکر کنیم؟ آخری وجود نداره، حتی وقتی برسی به مقصد چه تضمینی میدی که آخرش باشه؟ از کجا میدونی بعد از اون مسیر دیگه ای وجود نداره؟
هر موجودی که در این جهان هست وجودش برای حیات لازمه، چه یه دونه مورچه باشه، یه سنگ ریز باشه، علف باشه، من باشم یا تو باشی.
خودت رو ارزشمند بدون، وجودت رو ارزشمند بدون و با گسترش خودت به گسترش جهان خودت کمک کن. از کجا میدونی که نباشی هیچ کم و کسری در جهان نیست؟ آیا به شهود رسیدی و مطمئنی؟
ولی من مطمئنم اگه تو به خودت، وجودت و زندگیت ارج بدی، به این درک میرسی که چقدر مهمی، چقدر حضورت برای منی که تو رو تابحال ندیدم هم مهمه. و برای دیگران هم همینطور.
به نام خدای هدایتگرم
خب اینهمه زندگی خوب کنم آخرش چیه؟
دوست خوبم آخرش لذت بردن از لحظه های زندگیته
لذت بردن از داشته هات از رسیدن به خواسته هاته
وقتی این دنیاتو خوب بسازی اون دنیاتو خداوند برات میسازه
ما اومدیم به این دنیا که از آفریده ها و داده های خداوند به ما استفاده کنیم و به بهترین نحو لذت ببریم
چون ما رو اشرف مخلوقات آفریده پس بهترینها هم برای ماست
خدایا من لایق بهترینها و زیباییهای این جهان پهناورت
هستم
سلام دوست عزیز
تلقی و برداشت شما از مرگ شما رو به چنین سوالی رسونده. مرگ نیستی و نابودی نیست. مرگ پایان زندگی نیست. ما موجودات ابدی هستیم فنا ناپذیریم . ما بخشی از خداوندیم که به سوی او بازمی گردیم اینکه به خونه خودمون بر گردیم خیلی هم شادی آوره. یک عالمه موضوعات هست که ما دوست داریم توی این دنیای زیبا تجربه کنیم . هدف ما از اومدن به این جهان فقط و فقط لذته. از مسیر زندگی لذت ببر به آخرش هم فکر نکن. زندگی هدف و مقصد نیست لذت از مسیره. از وجود نعماتت در این دنیا لذت ببر و شکر گزار اونها باش. از خداوند هدایت بخواه و باور کن که پاسخ میدهد و هدایت می کند. جواب گفتگوها ی منفی ذهنت رو با شکر گزاری و شمردن نعماتت و بیان اهدافت و تمرکز برروی زیبایی های زندگیت بده. این زندگی سرشار از زیبایی برکت نعمت و حال خوبه. ازش لذت ببر. در پناه خداوند مهربان.
سلام خدمت استاد عزیزمو خانم شایسته عزیز دل.
سلام خدمت همه دوستان و هم فرکانسیم خانواده قشنگم خانواده عباس منشی
به ویژه مرضیه جان دوست عزیزم هدف ما از خلقت گسترش جهان هستی حتی ما غذا خوردنمونم به جهان هستی کمک میکند نفس کشیدنمون خوابیدنمون حتی کارهایی که به نظر شما بیهوده میاد به جهان هستی کمک میکنه که پیشرفت کنه و اینکه شما میگید آخرش که میخوایم ببینیم تهش که چی درسته ما از دنیای دیگه به دنیای دیگهای میریم اما طرز فکر غلط ما از بچگی اینه که وقتی بمیریم تموم میشیم وقتی بمیریم
هیچی در انتظارمون نیست و تموم میشه زندگیمون اما برعکسش اینه زندگی ما تازه اون موقع شروع میشه و وقتی ما تو این دنیا شاد باشیم حس خوب داشته باشیم تو اون دنیا هم شاد هستیم این دنیا به قول استاد عباس منش مثل یک مهمونی مثل یک مهمونیه که ما باید نهایت استفاده رو ازش استفاده کنیم و بعد هم بریم دنیای ابدی جای دیگریه و این دنیا در برابر اون دنیا به اندازه پلک زدن نیست اگر ما تو این دنیا خوب زندگی کنیم شاد باشیم تو اون دنیا هم شادیم و خدا آدمهای شاد و بیشتر دوست داره آدمهایی که برای زندگیشون هدف دارند انگیزه دارند شما یکی از دستان خدا هستی که به اونهایی که دوست دارند زبان یاد بدی یا به اونهایی که دوست دارند باهاشون ورزش کنی پیشنهاد میکنم فایل ما بیانتها هستیم را حتماً دانلود کن که این فایل دیدگاهتو عوض میکنه به قول استاد عباس منش جوری زندگی کن که موقعی که عزرائیل میاد دستتو میگیره حسرت هیچی نخوری با شادی همراهش بری و پیشنهاد میکنم برای خودت بیشتر تفریح بچین برای خودت بیشتر برنامه بزار و از رسانه دوری کن تا جایی که میتونی از فیلمهای شبکه خانگی از هرچی که تو رو از خوشحالی دور میکنه و این سوالو بیشتر میکنه تو این ذهنت و سریال تمرکز بر روی نکات مثبت زندگی در بهشت و سفر به دور امریکا رو حتماً ببین
https://abasmanesh.com/fa/we-are-eternal/?tx=5496
ببین دوست عزیز بهت پیشنهاد میکنم بدون اینکه به این سوالت محل بدی یعنی ازش اعراض کن با فایلهای استاد عباس منش جوابشو بده مطمئن باش حتماً این جواب این سوالو پیدا میکنی به قول استاد عباس منش وقتی خدا جدیت ما رو توی زندگی میبینه به سمتی که میخوایم هدایتمون میکنه مثل خود استاد عباس منش که میخواستند واقعاً بدونن خدا کیه و چه ویژگیهایی داره که همون شب توی کشتی متوجه شدند و کم کم دوره تکاملشونو طی کردن و رسیدن به اینجا
امیدوارم هر کجا هستی موفق باشی دوست عزیز و از این سوالت اعراض کن رو برگردون و سعی کن با فایلهای استاد عباس منش ذهن رو پر کنی
سلام دوست عزیز
سوال خوبیه ،منم از این دسته سوال خیلی داشتم
و به پایان زندگیم که فکر میکردم میگفتم که چی
خب که چی همش باهام بود
این جور سوال ها بخاطر عدم اگاهی و جهانبینی ندیدن جهانه
فک کن اومدی تو یه دستوران سلف سرویس
همه چی هست بی نهایت و رایگان
قرار بر این شده ک هرچی میخای وبه هراندازه برداری برای خودت ووووو بخوری و (لذت ببری)شاد بشی وحالت خوب
یه تجربه لذت بخش از خوراکی خوشمزه سالم که عاشقشی
.خب بعد شما خودتو محروم میکنی .میگی میخام مثلا ۴ساعت دیگ مهمون بااین لذت ترک کنم پس نمیخورم
و همش غصه میخورم
نه شما تا زمانی که تواین این رستورانه لذت غذاهارومیبری
بعدش دیگ کارنداری که کی میری شاید برگردی دوباره
توی اون لحظه لذت خوراکی میبری
جهانم همینه قرارشد بیایم به عنوان یه شاهزاده
یک تیکه جواهر ،یک اثر ناب خدایی؛یک مخلوق شاهکار
به عنوان یک کسی که از فرشته بالاتره .همه تعظیم کردن
همه استقبال کردن ازش
پراز ارزش و توانایی
برای تحربه خودش و لذت بردن بدون ترس
چون میدونسته اززش هاشو وارد جهانب شد
سلف سرویس
و شروع شد …….
توباخالقی درارتباطی که کارش وظیفش یه چیزه
اونم خدایی کردن برای تو ،اونم اجابت خواسته تو
توی این دنیای سلف سرویس بااین همه تنوع
که متاسفانه ما نمیبینیم
این همه لذت
خب خواسته اجابت میشه ،لذت میبرم ،و اینجا
من مانند همه انسان ها و تمام کائنات به جهان کمک میکنیم
بدون که خودمون بفهمیم
دستی میشیم از دستان خدا برای رشد و گسترش جهان
گسترش زیبایی و خوبی ها
برای بزرگ شدن و بیشتر شدن جهان زیبا وخوب
و همش لذت ولذت ولذته
خوب فکر کن یه پادشاهی که اول سرت تاج شاهی گذاشتن
و گفتن ببین جون من ،بتده من ،عشق من ،
بدون من همیشه هستم من و تو یکی ایم
باهم بریم یه دورخفن بزنیم و لذت ببریم وبیایم
اماده ای
اینم این همه فروانی ،این همه لذت ،این همه شادی
انواع مختلف خوشگذرونی ؟؟
بریم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بزن که بریم
ولی چی شد ؟؟؟
یادمون رفت قول وقرار
یادمون رفت یکی همیشع باهامونه
ازش فاصله گرفتیم
تصمیم گرفتیم که راهی بریم که اون نمیره
کم کم فاصله ببین ما واون زیاد شد زیاد و زیاد .محروم شدیم از این همه خوشی
ناامید شدیم و افسرده
عادت به افکار منفی .
عملکرد منفی
واخرش به پوچی رسیدیم که چی
اما دوست عزیز اگه قانون جهان بهش برسی
که خودش کمک میکنه اگ ازش بخواهی بهت
یاداوری میکنه تو دل طبیعت بایه ادم دیگ
با هرچیزی که فکرش کنی
قانون یاداوری میکنی .که اگه بدونی
دوباره میتونی عملکردت تغبر بدی و کم کم بهش وصل شی
بعد بشینی رو شونش و هرجا میخای بری
عدم اگاهی از قوانیین جهان بینی توحیدی ما رو کم میکنهوجهان خیلی سطحی و گذرا میببنم
و این باعث دل سردی مامیشه
باید یاد بگیری وقتی همه چیز مسخر منه ینی چی
باید به یاد بیاری من خلیفه خدام ینی چی
باید به یاد بیارم همه کائنات گوش به فرمان منه ینی چی
خدایا مارا به اندازه یه پلگ زدن رها نکن
بچسب به ما مثل چسب دوقلو 😍
سلام دوست عزیز
هر کدوم از ما در این جهان نقش خاص خودمونو داریم
فرضا یه نفر مهندس یا پزشک، معلم یا هر شغل دیگه ای رو داره. این شخص کارهایی رو انجام میده که مربوط به خودشه و کسی دیگه قرار نیس انجام بده.
قطعا خللی در جهان ایجاد نمیشه چون جهان فراوانی هاس و اگه ما مسئولیت و رسالت خودمونو انجام ندیم، جهان کارشو پیش می بره و عقب نمی مونه
اما فلسفه خلقت همینه
یعنی تک تک ما انسانها طی هزاران سال به این جهان ورود کردیم تا در فرصت محدود خودمون، رشد کنیم و جهان رو گسترش بدیم. از طریق ازدواج، شغل و هر مدلی که زندگی کنیم.
در واقع از زمان اولین بشر تا به امروز، جهان زیر و زبر شده انگار.. این همون نقش فرد به فرد انسانها در طول هزاره ها بوده
سلام به دوست خوبم امیدوارم حاله دلت خوب باشه
به اون سوالای اولیت کار ندارم چون خودت به جوابشون میرسی قطعا
اما اینکه اگر نباشی یه بحثه جداییه
زمانی ما این حرفو میزنیم که خودمون و خدارو از یاد برده باشیم
ببین دوست عزیز یه چرخه ی فوق العاده عظیمی در حال گردشه
تمامی موجودات دارن به گسترش این چرخه کمک میکنن(درحالیکه باز همه یکی هستند)
شما هم مثل بقیه جزء این آماری و داری زیست میکنی روی این کره ی خاکی تازه اون هم با سِمَت و نقش انسانی یعنی اشرف خلق شده ها تا کنون که روی زمینه
فک نکن بود و نبودت روی زمین بیتفاوته
از نگاه خودت شاید
اما یکی هست که داره نگات میکنه و هدایتت میکنه و به خودش واجب کرده هدایتته تورو(فکر نکن که رها شده ای)
الهاماتی که در تاریخ ۱۸فروردین بمن گفته شد
امیدوارم مثمر ثمر باشه
سلام دوست عزیزم🌹
من یادخودم انداختی، اینا حرفهای ذهنه، چون توهیچ وقت نمیمیری، انسان روحه نه جسم،وتوهرجاکه باشی خودت باخودت میبری! یعنی انرژی هات،اون دنیاهم بری همین انرژی هارومیبری، مهمه انرژی هات غمه وناامیدیه یاشادی وشوق زندگی، بعدم جهان بدون تو ناقصه، توبخشی ازکائناتی که واسه رسالتی اومدی، واسه همین اونایی که خودکشی میکنن حال خوبی ندارن تواون دتیا، چون ماموریت نصفه رهاکردن، اصلاماخودمون خواستیم که اومدیم، به جبرنبوده، به اختیاربوده، به جای این حرفاپاشولذت ببراززندگی، حیف این جهان نیست تجربش نکنی، شیطون آرزوش باخت ماست! چجوری باهمین نجواها،توبامرگ تموم نمیشی ومهمه که چجوری تموم شی، به دنیا اومدی فرشته هاواست سجده کردن، تمام جهان واسه تویه، اون وقت خودت باختی به دروغای ذهن که چی،اگه قراربود انیشتین ونمیدونم سقراط ودکترحسابی وووهمه ادمهای مطرح جهان اینجوری فک کنن چی میشد؟! هان؟ حتی پدرومادرت، اگه بابای من اینجوری فک میکردالان من سوگلی نداشت😁(باخنده)، خدایی الان بابای من یک باغ داره که خوش کلی میوه به عمل میادوداره به جامعه خدمت میکنه،توبازبان انگلیسی یاددادنت داری به کلی ادم واسه خلق زندگیشون کمک. میکنی، ایناکمه؟؟؟ توجزئی ازجهانی، اگه یک صندلی یکی ازپایه هاش نباشه اون صندلی کارنمیکنه، حضورتوهم همچین چیزیه، پشت خلقت تُ هزاردلیله! پاشوگلم واعتنانکن به نجواها، موفق باشی 🌹
سلام. بیرون از تو هیچی وجود نداره. تو هستی، دنیای خودت و خدای خودت. آره، آخرش مرگه. اما مرگ گذر از یه مرحله به مرحله دیگست. و مهمه که توی مرحله اول چجوری زندگی کردی و چی به دست آوردی. این دنیای زمینی یکی از پست ترین و فرکانس پایین ترین دنیاهاست. اما همین دنیای پست و ضمخت و فرکانس پایین، قابلیت فوق العاده زیادی برای پیشرفت روح رو داره.
سلام مرضیه جانم، امیدوارم عالی باشی✨.
رک پرسیدی، رک جواب میدم دوست خوبم🎖️.
پیشنهاد دیگهای داری؟!⁉️
باشه ورزش نکن سالم زندگی نکن❌
زبان جدید یاد نگیر❌
سرکار هم نرو پول هم در نیار❌
آیا پیشنهاد بهتری داری؟!☀️
ببین قشنگم🌈، ما اومدیم به این دنیا و خب قطعا باید زندگی کنیم. تا اینجای کار رو میدونیم، از طرفی میدونیم که خداوند کار بیهوده انجام نمیده، اینم از این✅.
پس نتیجه میگیریم اومدن ما به این دنیا بیهوده نیست و قطعا دلیل مشخصی داره🔥.
میدونی دوست خوبم، تو مشکلت اینه که هنوز جای درست خودت رو تو این زندگی پیدا نکردی، زندگیت خوبهها، بد نیست، از بیرون اتفاقا خیلی هم زیبا بنظر میرسه، حتی خیلی از اطرافیانت ممکنه حسرت جایگاه و زندگی تو رو داشته باشند ولی خودت رضایت نداری. میدونی چرا؟! چون احساس میکنی اینجا، با وجود همهی قشنگیهاش، جای تو نیست🧭.
باید بگردی و جای درست و واقعی خودت رو تو این دنیا پیدا کنی و این کار فقط با یک وسیله انجام میشه: «خودشناسی»📚.
حالا این خودشناسی رو میتونی از تو فایلهای استاد پیدا کنی، از توی تراپی، کتابهای مختلف و هزار روش دیگه که خودت باید شخصا بهشون هدایت بشی و گفتن من فایدهای نداره، اما به عنوان پیشنهاد میتونم کتاب «ثروت درون نوشته علی اصغر رزمجو» رو بهت معرفی کنم که همین دوستان عقل کل بهم پیشنهاد دادند و خوندم و تا حد زیادی فهمیدم چکار باید بکنم👣.
این از این🧩.
و اما برگردیم به بخش اول پاسخ🎯.
ببین ما اومدیم به این دنیا، و باید زندگی کنیم. یعنی گزینه دیگهای نداریم که، خیلی بدبینانه بخوام بگم اینه که مجبوریم به زندگی کردن. ولی آیا اینطور نگاه کردن بهمون کمکی میکنه؟! یا فقط باعث میشه حس قربانی بودن داشته باشیم؟!❤️🔥
بعدش هم خب اگه زندگی نکنیم چکار کنیم اخه؟! اگه خوشبخت نباشیم، بدبخت باشیم؟! انتخاب تو اینه؟ مریض باشیم؟! فقیر باشیم؟!💥
علایقمون رو از این جهت دنبال میکنیم که تو این دنیا کیف کنیم، حوصلمون سر نره، حس بد نیاد سراغمون، اگه همین علایق بهت حس بیهوده بودن میده خب احتمالا علایقت رو درست انتخاب نکردی و اشتباه تشخیص دادیشون🙌.
سعی کردم هرچی به ذهنم میاد رو بهت بگم امیدوارم به کارت بیاد دوست ارزشمندم🤍.
در پناه الله باشی🌻.
سلام دوست عزیز
هدف ما از خلقت در این جهان لذت بردن از نعمت هایی است که در این جهان وجود دارد
هدف داشتن حال خوب است
ما با آمدن به این جهان به رشد و پیشرفت آن کمک می کنیم
اینهمه دستاورد و تکلنولوژی که اکنون در ما است که از روز اول وجود نداشته است بلکه انسان ها با تلاش خودشان آنرا به وجود اورده اند
این افکار که اکنون در ذهن شما است بخاطر کمبود باورهای توحیدی است که در ذهن شما شکل گرغته است
بهترین راه این است که از بخش دانلود ها فایل های اجرای توحید در عمل
ایمانی که عمل می آورد
قدم های تکاملی برای هدایت من
را ببینید دیدن این فایل ها راه را برای شما هموار می کند تا بهتر و بیشتر بتوانید به رشد و خود آگاهی برسید
سلام مرضیه جان دوست خوبم ؛
قبل جواب دادن به سوالتون میخوام یه چیزی رو باهاتون در میون بزارم :
دوست عزیزم میدونین تا این لحظه ملیاردها انسان ( تکرار میکنم ملیاردها انسان ) در طول هزاران هزار سال روی این سیاره زمین اومده اند و رفتند و آیا میدونی همین الان هم که شما داری این پیامو میخونی بیشتر از هشت ملیارد انسان در این دنیا زندگی میکند ،
که
که ؛ حتی یک نفرشون و باز میگم که حتی یک نفرشون اثر انگشتش مثل شما نبوده و من بعد هم تا آخر دنیا هیچ انسان دیگه ای پا به این کره خاکی نمیزاره که اثر انگشت مشابه شما رو داشته باشه؟؟؟
و من اگر مثال دی ان ای رو بیارم باز همین داستانه.
مرضیه جان شما و هر کدوم از ما هرگز تکرار نشده ایم و هرگز هم در این دنیا تکرار نخواهیم شد، شما کاملا تک و منحصر به فردید و هیچ نسخه علی البدلی نخواهید داشت آیا به نظرتون این همه عظمت بیهوده و الکیه؟؟؟ آیا خدایی که به من و شما گفته که لقد کرمنا بنی ادم ( و ما به انسان کرامت بخشیدیم ) آیا سزاواره که زندگیمون رو بیهوده بدونیم؟ و خدا به من و به شما و به همه ما تصدق و مرحمت کرده که اجازه داده و کالبدی بهمون داده تا روحمون اجازه اومدن به این زندگی مادی و امکان رشد رو پیدا کنه.
و اما قسمت دوم جواب سوال شما : ببینید دوست عزیزم ما آیا اینکه همه از بچگی غذا خوردیم خوابیدیم و درس خوندیم آیا درسته بگیم که چی شد ؟؟ ابدا درست نیست چون اون روند بوده که ما رو کمک کرده به این سن و به این مقطع برسیم و ببشتر بدونیم و بیشتر تاثیر گذار باشیم و الان حتی توی این سایت باشیم و بیشتر بفهمیم ، خوب به همین ترتیب تداوم و تلاش مفید الانمون هست که آروم آروم ما رو و روحمون رو رشد میده تا هم یکزندگی رضایت بخش رو تو این دنیا تجربه کنیم و هم آماده زندگی سعادتمند در دنیای بعدی بشیم . در واقع مشکل اصلی و نهایی شما نگاه اشتباه شما به مرگ هستش که فکر میکنید با مرگ تموم میشیم و خلاص!! این همون نگاه اشتباه عدم گرایان و چوچ گرایان هستش ،
خواهر گلم یه سوال: شبها که شما میخوابید و از هوشیاری مادی خارج میشید آیا تموم میشید؟؟؟ خوب مسلمه که نه چون ما یه عالمه خواب جور واجور مبینیم و ….. پس بدونید که مرگ که برای شما و همه دوستای عزیزم بعد ۱۲۰ سال با عزت و زندگی سلامت اگه اتفاق افتاد هرگز تموم نمیشید و با رشدی که انشالله روحتون کرده و اثری که تو این دنیا در حد توانتون گذاشتید ( حتی با تاثیر گذاری در زندگی یه نفر یا تربیت یه فرزند خوب یا حتی کاشتن یه درخت و خدمت به این دنیا ) شما سبک بال به مرحله بعدی و البته خیلی وسیعتر زندگی خواهید رفت . آخه چرا باید من و شما فکر کنیم عظمتی مثل ما که انسانیم شکوه بزرگی که اول کامنتم بهش اشاراتی کردم با مرگ تموم میشیم / به قول مولانای جان : از مرگ چه اندیشی چون جان بقا داری
در گور کجا گُنجی چون نور خدا داری.
به خدا قسم که این خود شیطانه که همونطور که قرآن اشاره میکنه ( شیطان شما را از فقر میترساند) و صد البته که منظور از فقر هم صرفا مسائل مالی نیست بلکه همه ارکان زندگی از جمله کمبودن عمر کم بودن خیر و غیره رو هم در بر میگیره داره ما رو میترسونه و نا امیدمون میخواد بکنه.
در پناه خدایی باشید که رحمت رو بر خودش واحب کرده همون خدایی که گفته هرگز شما رو بیهوده خلق نکردم.


