قانون رهایی چیست؟

دسته بندی: توحید و هم‌جهت‌شدن با خداوند

26

با سلام و سپاس:
دوستان عزیز میشه قانون رهایی رو برام توضیح بدین؟ممنون

نمایش:  به ترتیب تاریخ   |  به ترتیب امتیاز   
191
بهترین پاسخ

 
دوست عزیز سلام
سوال شما دقیقا مشابه سوالیست که چند وقت پیش ذهن منو درگیر کرده بود منم قصد داشتم این سوال رو مطرح کنم ولی یه روز تصمیم گرفتم برم نظرات دوستانیکه خیلی از محصولات استاد رو تهیه کردند رو پیدا کنم و بخونم لذا از نظرات دوره عشق و مودت در روابط شروع کردم تمام نظرات رو خوندم خیلی ها شو کپی کردم
واقعا برام حیرت آور بود خیلی از دوستان واقعا باورنکردنی قانون رو درک کردند و نظر گذاشتند هر کدوم از نظرات شون حد اقل یه ساعت وقت لازم داشته تا اونو تایپ کنه و روی سایت قرار بده ولی من فقط در عرض کمتر از پنچ دقیقه میخوندم خلاصه خیلی از جوابامو گرفتم در مورد رها کردن آرزوها یا قانون رهایی نیز جوابمو خیلی عالی دریافت کردم یه قسمت مهم اون نظر دوست عزیزمون رو براتون مینویسم.
قانون رهایی: اگر خیلی خلاصه بخوام بهتون بگم معنیش اینه که به دلیل ایمانی که به خداوند دارید وقتی ازش درخواستی میکنید رهاش میکنید، چون ایمان دارید و باور دارید که بهتون داده میشه.
یه مثالی که به ذهنم رسید اینه که حتما شما هم دیدید و برخورد داشتید که وقتی چند نفر ایستادیم جلوی آسانسور و دکمه رو زدیم که آسانسور بیاد پایین و منتظریم که بیاد پایین و سوار بشیم.
حالا این وسط هستن افراد خجسته ای که میبینن دکمه آسانسور زده شده، ولی وقتی میبینه که آسانسور هنوز پایین نیومده هی دکمه آسانسور رو دوباره و سه باره و ده باره فشار میده و فکر میکنه اگه دوباره دکمه رو بزنه آسانسور زودتر میاد پایین!!!
این دقیقا همین بحثه و ما یه بار دکمه رو میزنیم و درخواستمون رو اعلام میکنیم که میخوایم آسانسور بیاد پایین و سوار بشیم، حالا ما هرچی دوباره دکمه رو فشار بدیم که باعث نمیشه آسانسور زودتر برسه پایین و اون طبق برنامه ای که بهش داده شده داره کار خودش رو انجام میده.
یه مساله ای که در رابطه با قانون رهایی مطرح میشه صبر داشتنه و ماها به دلیل اینکه صبر نداریم دوباره درخواستمون رو اعلام میکنیم.
در واقع وقتی یه بار دکمه آسانسور رو زدیم صبر میکنیم که بیاد پایین و سوار بشیم، و با تکرار درخواستمون و دوباره فشار دادن اون دکمه قرار نیست که این اتفاق زودتر بیفته.
و به تعبیر استاد عباس منش معنی صبر رو با تحمل کردن اشتباه نگیرید.
صبر کردن یعنی اینکه من به خداوند ایمان دارم که خواسته من رو برآورده میکنه و صبر میکنم و منتظرم که بهم داده بشه.
ولی تحمل کردن به این معنی هست که من چون چاره دیگه ای ندارم تحمل میکنم و باید با همین شرایط بسوزم و بسازم.
خداوند در قرآن بسیار زیبا بحث صبر کردن رو مطرح میکنه و همیشه سفارش و توصیش به مومنین و کسانی که ایمان آوردن اینه که وقتی به یه مساله ای برخورد میکنن از صبر و صلاه کمک بگیرن.
و یکی از بارزترین نشونه های صبر داشتن و تفاوتش با تحمل کردن، عدم نگرانیه و کسی که صبر میکنه و آدم صبوریه اصلا نگران نیست و این اطمینان رو داره که به خواستش دست پیدا میکنه.
شاد، موفق و ثروتمند باشید.



16

بسیار عالی بیان کردید.سپاسگزارم

خیلی ممنونم از جواب زیبا وکاملتون

موفق وسلامت باشید

سلام و بی نهایت انرژی مثبت و قدرتمند بر شما.کامنتتون بسیار قشنگ بود .سپاس فراوان از شما.و تبریک بخاطر تحقیقاتی که انجام میدین


7 سال پیش

واقعا عالي بود سپاسگزارم ??


7 سال پیش

سلام دوست خوبم ممنون ازتون بابت توضیحات جامعتون و باید بگم مثالتون در مورد آسانسور بی نظیر بود و من کامنت شمارو ذخیره میکنم تا بارها بخونمش.ممنون از مثال بی مثالتون واقعا درک این موقع خیلی برای بچه ها آسون تر میشه.بازهم تشکر میکنم و براتون آرزوی موفقیتهای بیشتری رو دارم


7 سال پیش

سلام

دوست عزيز، بسيار عالي بود پاسخ شما

اما فرض را بر اين بگذاريد كه دنبال خريد يك خانه يا ماشين هستيم اگر در بنگاه به دنبال موردهاي مختلف نريم چگونه امكان داره بتونيم خريد مناسبي كنيم؟ ممنون ميشم راهنماييم كنيد


7 سال پیش

ممنوع هستم از جوابتون واقعا ن همینطوره هر زمانی چیزی خاستم که زور میزدم ولی ازش دور میشدم ولی وقتی رهایش کردم فقط نمیدونم از کجا آمده اون خاسته بهر حال ممنوع از جوابتون!

سلام دوست عزیز

مثال آسانسورتون فوق العاده بود برای درک قانون رهایی واقعا سپاسگذارم از شما.


6 سال پیش

سلام

دوست عزیز ، بابت مثال فوق العادتون سپاسگزارم


5 سال پیش

واقعا ممنونم بابت جواب عالیتون🙏❤️

نظرتون درسته ولی من فرق بین رهایی وهر روز تجسم کردن ودرخواست ازخدا رو نفهمیدم میشه توضیح بدین برام،یجا استامیگه یه باردرخواست کن ورها کن واز زندگی لذت ببر،از حال لذت ببر،اما یه جا میگه خواسته هاتو زندگی کن یا مگه مکرر از خدا بخواه خواسته ها تو،میشه تفاوت بین اینا رو بگین


4 سال پیش

سلام دوستان عزیز من خیلی لذت بردم از کامنت آقا فرید دوست عزیزم مثلا اینجوری و تصور کن که به بچه ای میگی بی زحمت یه لیوان آب بده بهم واونم میگه چشم ولی بلند نمیشه چون شاید اون لحظه کار داره اما وقتی چند بار میگی بچه بلند. شو دیگه مگه باتو نیستم بلند میشه ولی همون لیوان ابو درست نمیده دستت با عصبانیت وترش رویی آب و هل میده تو دستت چون که هی تکرارش کردی چون که دو دقیقه صبر نکردی هی گیر دادی اما اگه بهش فرصت میدادی خیلی عالی یه پیش دستی خوشگلم زیرش میگذاشت و بهت با لبخندی زیبا هدیه میکرد من که این طوری درک کردم باید صبر داشته باشیم یعنی واقعاً ایمان داشته باشیم پایین اومدن آسانسور مثلا سه دقیقه طول می‌کشه چه یک بار بزنی چه 10بار پس ایمان داشته باش که میاد پایین اگر احیانا خراب شد مجبور شدی از پله ها بری بالا شاید با چیزی روبه رو بشی که قبلاً درخواست داشتی هر اتفاقی یه منظوری رو به ما می‌رسونه پس نباید گله و شکایت راه بندازیم مگه آسانسور که دیر اومد پایین دیگه راه برات بسته میشه نه هر راهی یه برگشتی داره راه های دیگر و امتحان کن برا رسید ن به خواسته ات،،،،

صبر نه اینکه وایستی یه جا،حرکت نکنی، صبر یعنی ایمان در راه رسیدن به خواسته که حتما خودش میاد،یه مثال دیگه ما روستایی هستیم یه گاو داشتیم که باید جاشو عوض میکردیم و به جای جدید میبردیمش اما وقتی میخ طناب رو از زمین بلند کردیم گاو شروع به بازی کرد منم ترسیدم گاوو ،ول کردم این گاو چند ساعتی فرار کرد من دنبال میکردم اما از یه جایی خسته شدم رهاش کردم بعد چند ساعت خودش آروم اومد در طویله خیلی درس ها میشه از همین حیوانات یاد بگیریم خدا آنقدر قشنگ تربیتشون کرده که هدایتی و بدون زور زدن به خواسته هاشون میرسند، خیلی سیستمی ودقیقامید وارم که تونسته باشم مفهوم رو برسونم ،🤔🤔🤔🤔😁😁💐💐💐💐💐شاد باشید وتن درست


3 سال پیش

سلام دوست عزیزم مثالتون بسیار عالی بود و برای من کاملا جاافتاد🌷


2 سال پیش

خیلی مثالتون عالی بود ، من خیلی تو قانون رهایی مشکل دارم . بیخود نیست استاد هی میگه کامنت بخونید ، من اولا میگفتم چرا هی میگه کامنت بخونید ، حوصله ام نمیشد ، هروز درکم داره بالاتر میره ، سپاسگذارم


12 ماه پیش

بسیار عالی توضیح دادید و مثال زدید ممنون بابت این کامنت عالی شما


5 ماه پیش

به نام خداوند یکتا

درود به استاد عزیز و خانم شایسته و تمام دوستان گل

دوست عزیز واقعا سپاسگزارم از شما خدا دقیقا در موقعی که من این کامنتو میخواستم بهم نشان داد اونم من برای خواندن کامنت یکی دیگه از دوستان از طریق ایمیل هدایت شدم به اینجا و کامنت شما هم قبل از اون بود و خواندم

سپاسگزارم از شما عالی بود مثال شما

خدایا شکرت

بدرود دوستان عزیز

60

ما همه رویاهایی داریم
که چه بصورت خواسته و چه ناخواسته به ذهن می آید
قانون رهایی همین است و بس :
وقتی انسان از خواسته یا آرزویِ شخصی اش چشم پوشی می کند ، با این کار خداوند را مسئولِ برآورده کردنِ آن می خواند و اجازه می دهد این نیرویِ برتر واردِ میدان شود.تمام


4

به نام خدای مهربانم سلام به دوست عزیزم
قانون رهایی قانونیست که وقتی خواسته ای رو از خداوند میخوای و درخواست میکنی طبق قانون با ایمان و اعتمادی که به خداوند داری رها کنی و بهش نچسبی و در لحظه از زندگیت لذت ببری و روی خودت کار کنی و احساستو خوب نگه داری و فرکانس خوب بفرستی و در کل سمته خودتو خوب انجام بدی
و خداوند خلاف وعده نمی‌کند


23

سلام دوست قشنگم..
امروز میخواستم تجربه‌ی قانون رهاییم رو یه جایی ثبت کنم که هدایت شدم به این صفحه..
چند روز پیش امتحان ریاضی داشتیم و امتحان مهمی هم بود و کشوری بود. سه روز مونده به امتحان یکی از دوستام گفت من همه‌ی کتابو خوندم این سه روز میخوام فقط مرور کنم و نمونه سوال حل کنم. و این درحالی بود که من هنوز لای جزوه رو هم باز نکرده بودم.. ولی اصلا احساسم بد نشد و خندیدم و گذشت.. تو این یه هفته دوستم روزی پنج شیش ساعت بکوب درس میخوند و رسیدیم به شب امتحان.. شب امتحان من فقط یه دور جزوه رو خوندم و یکی دو تا نمونه سوال حل کردم و راحت خوابیدم و این دوستم همچنان تا صبح هم بیدار بود. روز امتحان، همه استرس و وای چیکار کنم و غش و اینا و من انقدر آروم بودم و حالم خوب بود که حتی یه جایی از چند تا از دوستام پرسیدم واقعا انقدر استرس بی معنیه یا من زیادی بیخیالم و اون ها هم گفتن تو خیلی بیخیالی همه دارن غش میکنن تو میگی وای آسمون چقدر خوشگله؟ خلاصه امتحانو دادیم و خدایی سختم بود و من با اینکه احساس کردم خراب کردم بازم احساسم رو کنترل کردم و به این فکر کردم که من بدون نمره‌ی خوب هم ارزشمندم.. و وقتی نمره ها اومد، من دیدم عه ۱۹ شدم و اون دوستم که یک هفته بکوب خوند ۱۴ شده بود و بقیه‌ی غش و ضعفیا همه زیر ۱۵. اونجا بود که واقعا نشستم بهش فکر کردم که ببینم ریشه‌ش چی بوده. به این نتیجه رسیدم که : من هیچوقت به درس به عنوان ملاک خوشبختی و بدبختی فکر نکردم. فکر نمیکنم واااای اگه فلان دانشگاه قبول نشم چی میشه واااای اگه کنکور قبول نشم چی میشه. همیشه درس خوندم چون حالم با درس خوندن خوب بوده، رشته‌مو دوست دارم، هدف دارم. اولا که اصلا چرا نرسم!؟ اون خدایی که تمام آسمان ها و زمین رو یه تسخیر انسان درآورده، اون خدایی که هرچی بخواااای بهت میده، قطعا میتونه دانشگاه خوب و رشته‌ی خوب رو هم بده. ثانیا، اگرم هدایت طوری پیش رفت که اصلا از مسیر درس نبود، خب هدایت بوده دیگه.. و دیدم که چقدرررر قانون اعتماد بر خدا و رها کردن نتیجه مهم و حیاتی و لذت بخشه.. فقط لذت ببری و بسپاری به خدا و تلاش کنی و حرکت کنی و عشق و حال کنی. نمیگم من اصلا درس نمیخونم و تلاش نمیکنم ها نه، فقط این تلاشم با حال خوبه، برای لذته، برای اینه که از زندگیم بهره‌ی بیشتری ببرم و من فکر میکنم مهمترین دلیلی که استاد تاکید دارن برید تو رشته‌ی موردعلاقتون، اینه که شما تو رشته مورد علاقه‌ت، فقط برای لذت و عشق تلاش میکنید و اصلا به این قکر نمیکند وای اگه نتیجه نشد چی.. همین که اون کار رو انجام میدید لذت کافی رو بردید..
قانون رهایی یعنی نگران نتیجه نباشی؛ یعنی به خدا ایمان داشته باشی و تلاش کنی و لذت ببری و مطمئن باشی در زمان درستش بهت میرسه؛ خداوند هدایتت میکنه..
یعنی بازم همه چی برمیگرده به توحید..
ایمان، ایمان، ایمان..
وقتی ایمان داشته باشی میرسی، دیگه نگران نتیجه نیستی..
الحق که توحید داره رو تماااام جنبه های زندگی ما اثر میذاره.
ایمان داشته باشیم. والسلام..



2

2 سال پیش

بهت افتخار میکنم اول با این سن کمت تو این اگاهی ها اومدی و این خودش بزرگترین ارزشمندی شمارو نشون میده و دوم اینکه انقدر قشنگ اینارو متوجه شدی ، با همین فرمون بری جلو موفق میشی ، من هم تجربه مشابه شمارو داشتم و اینو میخوام بهت بگم انگیزه بگیری ، منم تو دبیرستان با اینکه همون دوستای غش و ضعفیم ترازشونم از من تو قلم چی بیشتر بود ، اما تهش من پزشک شدم و اونابه چیزی که میخواستن نرسیدن و الانم بیکارن . یادمه اون وقتا خیلی حسادت میکردن اذیت میکردن . این داستان مال ۱۴ سال پیشه و من نمیدونستم قانون چیه ، ی چیزایی انگار خدایی به قلبم الهام میشد . میخوام بگم منم با حداقل انرژی فقط با ایمان تونستم بهترین شهر پزشکی بخونم‌. مطمن باش موفق میشی . مهم رشته نیست مهم علاقته . من واقعا علاقه داشتم . وگرنه همه رشته ها ارزشمندن .


1 سال پیش

درود بر شما. چقدر عالی. کاش منم دوران مدرسه با قوانین جهان هستی آشنا بودم.

البته پدرم من رو در همون سن و سالی که بودم با جوزف مورفی و تفکر مثبت و خوب آشنا کرده بود، ولی من نمی‌تونستم اونها رو اجرا کنم برای درس و حتی روابطم و تعاملم با همکلاسی‌هام.

این لطف خداست که در این دوران با قوانین به خوبی آشنایی دارید.

بهترین‌ها رو برای شما و همه عزیزان آرزو دارم.

13

سلام دوست عزیزم. رهایی یعنی بدون رسیدن به خواسته‌ات از زندگیت لذت ببری. یعنی لذت بردن از زندگی رو منوط نکنی به لحظه ای که من به خواسته ام رسیدم حالا خوشحال میشم. نه، باید زمانی که خواسته ات در زندگی ات نیست هم بتونی از زندگیت لذت ببری و به احساس خوب برسی. احساس خوب یک دفعه ایجاد نمیشه و تکامل داره و پله به پله میتونی با توجه کردن به نکات مثبت، با سپاسگزاری کردن، با رقصیدن، با ایجاد باورهایی که بهت آرامش میده به احساس خوب برسی. فایل‌های تمرکز بر نکات مثبت که روی سایت هست گنجینه ای برای توجه به خواسته ها و رسیدن به احساس خوب هست و الگوهای فراوانی در مورد یک زندگی عالی رو به آدم میده.

رهایی رو میشه از یک منظر دیگه هم بهش نگاه کرد. استاد در فایل هفتم آرامش در پرتو آگاهی خیلی خوب قانون رهایی رو توضیح میده که همانطور که وقتی میخوای نفس بکشی باید رها کنی تا بتونی دوباره نفس بکشی و بگیری، باید خواسته‌هات رو نچسبی بهشون و هی نگی خدایا بده بده بده بده چون این کار باعث میشه جهان هم به تو بگه بده بده بده بده.. چرا؟ چون جهان همان موجی که تو بهش میدی رو بهت برمیگردونه، ولی وقتی تصمیم میگیری که رها کنی و بخشنده بشی جهان هم در مقابل تو بخشنده میشه. وقتی به خودت میگی چطور میتونم خدمت کنم؟ و عاشق شی بخشنده شی جاری کنی در جهان هستی این احساس خوب رو میبینی که جهان هم احساس خوب رو به تو برمیگردونه چون از هر دستی بدی از همون دست میگیری. همه چیز در جریانه با عشق دادن عشق به زندگیت جاری میشه.. با حال خوب دادن حال خوب به زندگیت جاری میشه.. با بخشیدن نعمت وارد زندگیت میشه با پول دادن پول به زندگیت جاری میشه و همینطور این جریان ادامه داره. ولی یک موقع هم این باور ایجاد نشه که باید از دست بدی تا بدست بیاری.. مثلا باید خونم رو از دست بدم تا خونه بدست بیارم نه اینطور نیست که ما چیزی رو از دست بدیم.. ما داریم و از دارندگیمون میبخشیم .. هر کسی به اندازه وسع خودش.. بخشندگی میتونه یک لبخند باشه، وقتی تو از درون پر از عشق هستی و قسمتی از عشقت رو میبخشی اتفاقا عشق بیشتر وارد زندگیت میشه.. وقتی پول داری و قسمتی از پولت رو میبخشی پول بیشتر وارد زندگیت میشه.. در واقع هزاران برابر آنچه میبخشی به زندگیت بر میگرده و دقیقا مانند نفس کشیدن هست.. وقتی نفس رو بیرون میدی اکسیژن رو دریافت میکنی. اگه بیرون ندی دریافتی هم اتفاق نمی افته. مثل طبیعت که هر روز بی نهایت بخشنده هست.. آفتاب صدای پرندگان آبی که جاری هست باران های همیشگی رشد گیاهان و درختان و هزاران نعمتی که جهان بی منت به ما میبخشه.. گربه ای که در حال بازیگوشی هست .. ببین جهان چقدر سخاوتمند هست وقتی مثل جهان سخاوتمند میشی بیشتر دریافت میکنی.
عاشقتونم.



1

سلام محمدصادق عزیز!

با خوندن کامنتت سرشار از حس لذت و عشق و اطمینان شدم..

اینکه آدم ایمان داشته باشه و رها کنه، ایمان داشته باشه و لذت ببره، ایمان داشته باشه و بخنده، برقصه، گوش بده، بخونه، ببینه, و زندگی کنه! این تکاملی و پله پله رسیدن به حال خوب الحق که چقدررر کیف داره.. خیلی خوشحالم با آدم هایی برخورد میکنم که حال خوبشون، لبخندشون و دیدگاهشون به زندگی برای خودشون مهمه..

باشد که همیشه دل هایمان جایگاه لبخند آسمان باشد! یاحق..

7

سلام
قانون رهایی به نظرم یک قانون مهمیه که اکثر ما زود فراموش میکنیم
قانون رهایی یعنی نچسبیدن به چیزی
یک خواسته ای داریم یا ایمان و اعتماد به خدواند درخواستمون رو مطرح میکنیم و رهاش میکنیم و در زمان مناسب اون خواسته براورده میشه
حالا در این مدت زمان باید از زندگی لذت ببریم و روی باورهامون کارکنیم احسای خوب داشته باشیم حتی اشکال نداره دوباره بهش فکر کنیم ولی به شرطی که فکر کردن بهش احساسمونو بد نکنه که در این صورت داریم به نداشتنش فکر میکنیم
به هر چی بچسبی ازت دور میشه میخاد ماشین باشه میخاد یک رابطه خوب باشه میخاد یک فرد باشه
در روابط هم به همین شکله اگر بخای بچسبی به طرف ازت دور میشه
قانون رهایی زیباترین حسه به شرطی که با ایمان صد در صد باشه



1

1 سال پیش

سلام ممنونم چقدر قشنگ توضیح دادین مخصوصاً این جمله هارو گفتین(حالا در این مدت زمان باید از زندگی لذت ببریم و روی باورهامون کارکنیم احساس خوب داشته باشیم حتی اشکال نداره دوباره بهش فکر کنیم ولی به شرطی که فکر کردن بهش احساسمونو بد نکنه که در این صورت داریم به نداشتنش فکر میکنیم)عالی بود.

6

قانون رهایی،خب این سوال اینجوری شروع میکنم چرا باید رها باشم،چون خدا انسان رو آزاد آفرید وبهش اختیار داد همون چیزی که شیطان دوس داره ازت بگیره،خب اگه رها باشم چه اتفاقاتی میفته؟میتونم روی خودم تمرکز کنم وتولحظه باشم واززندگیم لذت ببرم،خب رهایی وقتی معنا پیدا میکنه که تو دربند بودن رو تجربه کرده باشی مثل همه ما که تجربه وابستگی رو به شکل های مختلف تجربه کردیم وفهمیدیم طبق نهاد وذات درونی دررنج هستیم خب یه عده یعنی بیشتر ادمها دوس دارن تورنج باشن چون ازرها شدن میترسند،چون اعتماد به نفس ندارن من بیشتر دقت کردم دیدم فقط کسانی دارند توی زندان وابستگی زندگی میکنند که میترسند،خودشونو باور ندارن،حالا میخام راجب رها کردن خواسته ها بگم اگر تو چیزی رو نگه داری مانع وقوع اتفاقی که میخای بیفتی میشی مثل اینکه تاتو یک کبوتر ازاد نکنی نمیتونه بره به اون جایی که میخای این مثال زدم که ملموس بشه تا توی قفس نمیتونه خب یه فکر ایده اتفاق تا توی قفس ذهنت باشه نمیتونه بره جایی پس ازذهنت رها کن ودیگه نگران وقوع نباش ما تو جهانی زندگی میکنیم که باید درخواست بدیم وبدون ترس ونگرانی کاری که باید انجام بدیم تااتفاق بیفته ،خب رها کردن توی این جهان به معنی بدست اوردنه مثل بومرنگی که هرچقدر هم دور بندازی برمیگرده البته اگه ایمان وباور قوی داشته باشی،روی ترسهات کارکنی،دلت آروم باشه اینکه تومالک هیچ چیزی نیستی وهیچ کس و هیچ چیز مال تو نیست موفق باشی



2

3 سال پیش

سلام و درود مریم خانم عزیز

آفرین

چه مثال قشنگ و با حالی.

تشبیه کردین به قفس و آزادی کبوتر از بند قفس.

و ما خیلی وقتها قدرت ذهن خلاق رو ول نمی‌کنیم اجازه نمیدیم بره واسه خودش راحت پرواز کنه در خارج از قفس

و هر جا بره بهر حال متعلق به ماست و اینطور نیست که فرار کنه دیگه نیاد یا بلایی سرش بیاد

می‌ره آزاده ولی یه جورایی بطور نامرئی با سیم به ما متصله.

پس خیالم راحته و از دور تماشاش میکنم.

و انگار هر جا باشه من مرکزشم.

و نمیتونه از من جدا بشه.

و این خیال منو آرام و راحت می‌کنه.

و با باور فراوانی در انجام شدن اون خواسته یا آرزو یا هدف یا مسأله، مسیر رو طی میکنم و بهش به هر اندازه که لازمه زمان کافی میدم و عجله نمیکنم

و نگرانم نمیشم زیاد که تا اون موقع میخواد چی بشه.

هیچ طوری نمیشه

خدا بی خیال نیست، خدا یه گوشه ای ننشسته دست رو دست بزاره.

خدا داره کارشو می‌کنه

اونم ما فوق حرفه ای و فوق تصورم.

اون اجازه نمیده بلایی سرم بیاد.

من با انرژی بیکران و سیگنال نامرئی اش، محصور شدم و حفاظ برای خودم درست کردم.

با قدرت دعا و کلمات حفاظت شده هستم.

هر چی بشه بهترین چیزه، در جهت خیر و خوبی و پیروزی و شادکامی و عزت من.

در جهت همون خواسته هام که دلم میخواست از ته قلب، حتی بهتر و با کیفیت ترش.

پس از همین حالا از این آینده نگری و طرح و نقشه های بی کم و کاست و کامل و تمام عیار خداوند سپاسگزارم

و میگم خدای من، سرورم مولای من مالکم و مالک یه مورچه و یه دانه شن تا بزرگترین سیارات و خورشید و زمین و زمان و کوهها و اقیانوس ها و….

خودم و اموراتم تحت کنترل و هدایت توست، دمت گرم

ممنونم که همیشه باهامی،

یکی از سپاسگزاری های تازه ی من اینه که تو دفترم نوشتم،

خدایا شکرت که خودت رو در من و نزدیکم گذاشتی دم دستم هستی تا هر آن، بهت دسترسی داشته باشم و کمک و حفاظت و هدایتت، رو برخوردار بشم و بتونم به محض اراده ام باهات صحبت کنم.

باهات عشقبازی کنم و لذت ببرم از با تو بودن،

بتونم باهات مدام صحبت‌ها و رازهامو بگم همه چیمو.

خدایا سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم.

مرسی مریم جان

مثال خوبی زدی و تازه باعث شکل گیری این گفتگو شدی.

هموار رها دل و تن آرام و دل آرام باشید.


3 سال پیش

سلام دوست عزیزم ،خداروشاکرم که تجربه من تونسته ذهنتو به این زیبایی روشن کنه،وقتی ذهن ازقفس رها میشه میتونه ایده والهام بهمون بده وقتی به پرواز دربیاد اندیشه های ناب بهمون میده،باید بدونی کجا رها کنی وکجا کنترلش کنی که باتمرین وتکرارودیدن وشنیدن فایلها میتونی به درکش برسی،منم لذت بردم ازاین اگاهی نابی که نوشتی مهدی عزیز🙏🌹😊👍

8

سلام دوست عزیز
قانون رهایی یعنی اینکه من وقتی خواسته خودم رو به جهان ارسال کردم و از خدای خودم اون خواسته را طلب کردم بعدش اعتماد کنم به قدرت خدای خودم و به سریع الجواب بودنش و روی خودم کار کنم و احساسمو خوب نگه دارم در واقع تمام تلاشمو بکنم که روی نکات مثبت توجه کنم…
وقتی که سعی می‌کنم احساس خوب داشته باشم و به خدا توکل کنم در واقع فرکانس جدایی از خواسته و دور شدن از اون رو نمی‌فرستم و دارم در جهت رسیدن به خواستم قدم برمی‌دارم و اینکه هر روز نگران نیستم که ببینم نتیجه درخواست من چی شده می‌دونم که من باید از مسیرم لذت ببرم و این لذت بردم باعث میشه که فاصله من تا رسیدن به خواستم پر بشم


16

سلام به استادعزیزودوستان گرامی.
اکثر مواقع در اکثر موضوعات ومسائل زندگیمون برسر دوراهی ها موندیم .
خیلی وقتا با پیشامدهای زندگیمون جنگیدیم .
موردهایی داشتیم که نه راه پیش داشتیم نه راه پس.
دردهایی کشیدیم که نباید می‌کشیدیم .
کارهایی انجام دادیم که نباید میکردیم.
تقلا وتلاشهایی کردیم که نباید میکردیم.
حرص و جوشهایی خوردیم که نباید می‌خوردیم .
چرا؟
چون خارج از سهم ونقشمون بوده.
جاهایی بوده که خودمون خودمونو به اسارت کشیدیم وخودمونو عذاب دادیم ودر غول وزنجیر بستیم.
وقت وزمانمون رو‌ ازدست دادیم .
لحظه ی حال رو لمس نکردیم چون همش تو نگرانی های آینده بودیم.
مدام تو احساس بد احساساتی چون ترس ،نگرانی ودلهره وغم‌وناراحتی واسترس بودیم وروزایی که میشدبا امید زندگی کرد رو از دست دادیم .
همه ی اینا فقط به دلیل عدم آگاهی نسبت به قانون رهایی هستش.
کی میتونی رها باشی ورها زندگی کنی واز مشکلات وتنشها وتضادهای زندگی نهراسی ؟
زمانی که خدا رو شناخته باشی.
بله وقتی ایمان به خدا داشته باشی ،بی شک از هیچ اتفاقی ترس وهراسی نداری چون با توکل وصبرت همه رو به دستان خداوند میسپاری .
هر وقت سپردی وخودت وذهنتو از اون موضوع رها وآزادی کردی در واقع خودت رو تسلیم خداوند کردی ،اون ‌وقته که احساست خوب میشه وتو خالق اتفاقات بهتری میشی.
رهایی ینی پذیرش ،آزادی ،آرامش،امید، توکل ، صبر در یک کلام تسلیم امر خدا بودن.
ایمان به اینکه خدای قدرتمندی هست که بهتر از تو ،از تو مراقبت بکنه .
بنابراین درچالشهای زندگی ،خودمونو در دستان پر قدرت خداوند رها میکنیم چون یقین داریم خداوند بهتر ازما میداند و بهتر ازما میخواهد.
با رها کردن به خدا اعتماد میکنیم .
خدایی که برای ما کافیست.


6

به نام خداوند مهربان
سلام
زمانی که خواسته خود را مشخص کرده و باورهای مناسب را ایجاد کردیم باید ان خواسته را رها کرده و از مسیر رسیدن به ان لذت ببریم. اگر باورهای ما درست باشد خداوند از بی نهایت طریق و در زمان مناسب خواسته های ما را وارد زندگی ما می کند. اگر به خواسته خود وابستگی داشته باشیم و احساس بد غم و نگرانی کنیم هیچگاه به خواسته خود نخواهیم رسید و اگر از روی استیصال ان خواسته را رها کنیم حتی اگر به ان دست یابیم هیچ احساس خوبی در ما ایجاد نخواهد کرد. پس اگر قانون را به درستی درک کنیم خواسته خود را رها کرده تا در زمان مناسب وارد زندگی ما شده و از نعمتهای کنونی خود لذت برده و از خداوند سپاسگذاری کنید
خدایا شکرت



1

7 ماه پیش

سلام یعنی دیگه دعا نکنیم ؟

16

به نام خدا
باسلام آقای رمزی
هرکسی از دید خود به این سئوال شما جواب خواهد داد.
اما به نظرمن قانون رهایی یعنی رها شدن از هر تعلقی و هرچیزی غیراز خدا.
چون تنها چیزی که انسان نمیتواند از آن هرگز رها شود از تعلق خود به خداوند است.
همانطور که خداوند خود در آیه 33 سوره الرحمن می فرماید:
یَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطَارِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ فَانْفُذُوا ۚ لَا تَنْفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطَانٍ
ای گروه جنّ و انس، اگر می‌توانید از اطراف آسمانها و زمین (و از قبضه قدرت الهی) بیرون شوید، بیرون شوید (ولی این خیال محالی است زیرا) هرگز خارج از ملک و سلطنت خدا نتوانید شد.
پس به نظر من بهترین راه رهایی اتصال به اوست.اوست که مالک همه چیز است .
و باز به نظر من سریعترین راه اتصال به او برای رسیدن به رهایی تکرار این ذکر در حالی که در مکانی آرام وبا وضوء رو به قبله نشسته ایی.
یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ
برای من که نتیجه اش خیلی سریع و فوق العاده بود. موفق باشی


103

با سلام :

من ابتدا یک مثال از گذشته های خودم بزنم
جایی که من اصلاً ۱۵ تا ۱۶ سال سن داشتم
و خیلی دوست داشتیم که مهاجرت کنیم
از روستا به یک شهر بزرگ
مثالی که تقریباً وقتی به آن می اندیشم
قانون رهایی را برای من یادآوری می‌کند
من از قانون نمی دانستم
خیلی‌ها ممکن است از قانون چیزی ندانند
اما اگرچه خیلی ها ندانند
ولی همیشه بدانید که قانون در حال پیاده شدن است
اما این قانون رهایی همواره در خیلی از زندگی های ما در گذشته ما رخ داده است
من برای اینکه بتوانم این قانون را بهتر درک کنم
به گذشته های خودم و به اهداف و خواسته هایی که در گذشته رسیده ام اندیشیده ام
و این گونه می‌توانم قانون رهایی را بهتر بفهمم
و بهتر بنویسم
حدود ۱۳ سالگی بود که من در یک روستای دور افتاده بودم
که تا ۱۲ سالگی برق هم نداشتیم
۱۳ سالگی به بعد من عاشق این بودم که روزی میشود
ما در یک کلانشهر باشیم و وارد دانشگاه شوم
و برم درس بخونم
خیلی رویایی این را داشتم که مهاجرت کنیم
یکی از دلایل آن این بود که خیلی از مردم روستا
در کلان شهرها کار می‌کردند
و زمان کشاورزی به روستا می‌آمدند
در واقع اینها نشانه بود که من می توانم مهاجرت کنم
مادرم ۵۰ قالی بافته بود
من تجربه پدر داشتن را ندارم
چون شش ماهگی او رو از دست دادم
عموهایم به کلانشهر مهاجرت کردند
و یک انگیزه در من ایجاد شد
برادر بزرگم به شهر مهاجرت کرد
خواهرم که ازدواج کرده بود به شهر مهاجرت کرد
تمام این ها نشانه هایی بودند که بیشتر به من فهماند
که می‌شود مهاجرت کرد
آرام آرام مادرم به این فکر افتاد که ما ۵۰ قالی داریم
گوسفند داریم ، گاو داریم
و می‌توانیم این ها را بفروشیم و مهاجرت کنیم
به محض این گفتگوی مادرم آن شعله یِ مهاجرت در من بیشتر و بیشتر شد
اگر به فوتبالی میرفتیم با بچه‌ها و با دوستانمان
شادی در درونم بود
چون دیگر انگار آن خواسته در من شکل گرفته است
ثدیگر در طول روز و شاید در طول چندین ماه
هیچگاه به این خواسته مان نمی اندیشیدم
اما خیلی شاد بودم
وقتی به مدرسه میرفتم
وقتی با بچه های هم سن و سال به بازی می رفتیم
وقتی به صحرا می رفتیم
وقتی که به باغ برای چیدن میوه میرفتیم
در همه حال من شاد بودم
چون یک ارتعاشی در ذهنم بود که تو به یک شهر بزرگ تر با امکاناتِ عالی تر مهاجرت خواهی کرد
باور کنید من طی این ۶ ماه هیچ گاه دیگر به مهاجرت فکر نکردم
اما پس از ۶ ماه اتفاق افتاد
و من به همراه مادرم به یک کلانشهر آمدیم
و در کنار اقوام زندگی کردیم
آخرتِ رها بودن آن است که وقتی که یک خواسته‌ای
حتی برای اولین بار وقتی به ذهنتان خطور کرد
بدانیم آن خواسته در همان موقع خلق شده است
هر خواسته ای که برای اولین بار به ذهن انسان می آید
مانند این است که وارد یک مغازه یا سوپرمارکت می شویم
از فروشنده می‌خواهیم یک نوشابه کوکا به ما بدهد
بلافاصله از یخچال برمی داریم
خواسته وقتی گفته می شود
در این مغازه یِ بی نهایت خداوند وجود دارد
اگر ما می توانیم بی نهایت خواسته را داشته باشیم
فراتر از آن بی نهایت خواسته در قفسه‌های این جهان هستی وجود دارد
و همیشه جهان هستی و خواسته هایش از خواسته های ذهنی ما سبقت گرفته است
آنچه که در قانون رها بودن اهمیت دارد :
ایمان و ارتباطی است که ما با منبع و سرچشمه داریم
آنچه که در قانون رها بودن اهمیت دارد
رابطه یِ بین شما در زمینه جهان بینی است
چقدر جهان را بی انتها و نامحدود و ابدی درک می‌کنیم
در قانون رها بودن تنها به شواهد و به نشانه ها باید نگریست به چیزهایی که میخواهیم باشد و لذت‌بخش است
باید نگریست ، به میزانی که تو باورها در درونت محکم شده باشند و نهادینه شده باشند ، رها می شوی
به میزانی که به خود اعتماد داشته باشی
و خود را باور داشته باشید ، آزاد و رها می شوی
قانون رهایی یک مرحله یِ خالص سازی است
و هرچه که ناخالصی‌ها از ما زدوده شود
خواسته ها بیشتر رویت می شوند
قانون رهایی تقلا برای رسیدن به خواسته نیست
قانون رهایی فیلتر کردن ناخواسته های مسیر است
رها بودن یعنی به چگونگی برآورده شدن و راست و ریست شدن خواسته کاری نداشته باشی
فقط با خواسته کار داشته باشیم ،
نه به نحوه یِ تشکیلِ آن ،
وقتی شما یک لقمه غذا میخورید
خواسته شما این است که این لقمه غذا شما را سیر کند
شما را رشد دهد
و نیرو و انرژی لازم را به جسم شما
و دستگاه های شما برساند
به این که چگونه این غذا ی‌ شما گوارش می‌شود
جذب می‌شود ، کاری ندارید
به هیچ عنوان
شما فقط به این که انرژی لازم را می‌توانید از آن دریافت کنید کار دارید ،
خواسته نیز به همین صورت است
وقتی که ذهن مدام درگیر این می شود
که چگونه به آن پول مورد نظر
به آن ماشین مورد نظر
به آن خواسته یِ مورد نظر برسم
شما به اسارت در می آیید
چون اینجا تنها ارتعاشات نرسیدن به خواسته و استرس و نگرانی و نبود خواسته در شما جوانه میزند
رها بودن به خواسته : یعنی اینکه تنها بدانی آن خواسته در دستت است
اگر خواسته در دامان و آغوش شما قرار نمی‌گیرد
شما خود را خیلی درگیر چگونگی شکل گیری آن خواسته می کنید
من فرد مورد علاقه را می خواهم
چگونه ، چه کار کنم
مگر میشود
وقتی کسی رهاست
ماهیت و ارتعاش زندگی با آن فرد مورد علاقه را در خود می سازد
من ماشین زیبا را می خواهم
چگونه ؟
من که درآمدی ندارم ؟
من که پولی ندارم ؟
این گفته ها شُما را آزار می‌دهد
و رهایی را از شما می گیرد
اما وقتی که شما فرکانس کنونی خود را در تحسین از ماشینها در تحسین از افراد ثروتمند و مقایسه نکردن خود با آنها ، در تحسین از دیگران ، در تحسین از جهان ، در تحسین از خود قرار می دهید
اکنون فرکانس شما
با فرکانس خواسته
آرام آرام در حال تعادل یافتن است
این مرحله است که شما آرام آرام رها می شوید
وقتی که فرکانس خواسته با فرکانس باور های کنونی ات
یکی می شود
فصلِ رها شدن و رهایی را انجام داده ایم
فرکانس خواسته یعنی زمانی که آن ماشین در دست توست
در اختیار توست
چه احساسی به تو دست می دهد ؟
فرکانس باور یعنی همان احساس را اکنون در خود ایجاد کن
در قانون رهایی تجسم خیلی نقش دارد
این که به تجسم عادت کنی
کسی که رهاست به جایگاهی که دارد توجه نمی کند
جایگاه و شرایط برای او مهم نیست
تنها نگاهش به جایگاهی است که می‌خواهد
حال اگر جایگاه تو یک آبدارچی باشد
جایگاه کنونی تو یک کارگر ساده باشد
جایگاه کنونی تو یک کارگر شهرداری باشد
مهم نیست
مهم آن است که در آن جایگاهی که هستی
ارتعاش تو ، ارتعاش شرایطی باشد ، که میخواهی
قرار نیست که به آن شرایط برسید
ارتعاش را بفرستید
همه می توانند این کار را انجام دهد
قرار است که تو در هر جایگاهی که هستی
ارتعاش آن خواسته را بفرستی
یکپارچه تبدیل به تحسین شوی
یکپارچه تبدیل به بینش مثبت شوی
یکپارچه تبدیل به شادی شوی ،
کسی که در جایگاهش است
و به جایگاهی که میخواهد ، ارتعاش می فرستد
تاوان برخورد با تضادها را میدهد
تاوان برخورد با ناخواسته ها و تضادها این است که
خواسته ها از آنها استخراج می کند
این گونه باعث می شود که شاخ و برگهای رسیدن به خواسته اش بیشتر بشود
این گونه باعث می شود که نگرش و دیدگاهش
نسبت به آن چیزی که می خواهد افزایش پیدا کند .

رها باش ، که خواسته یِ تو ، خواسته یِ خداوند است ، رها باش ، که خواسته یِ تو ، نمی تواند برآورده نشود ، مگر اینکه تو نخواهی ، جهان می‌خواهد ، خداوند می‌خواهد ، کائنات می‌خواهد ، چون به نفعش است ، رها باش ، که انتهایی برای تو نیست ، رها باش ، که نامحدود هستی ، رها باش ، که عاقبت و سرنوشتت ترکیب شدن با خداوند است ، رها باش ، که تو منحصر به فردی و هیچگاه با کسی خود را شبیه ندان ، تنها خود را شبیه خدا کن ، رها باش ، که اکنون در این موقعیت و در این شرایطی که هستی ، زیباترین و عالیترین موقعیت و شرایطی است ، که خداوند برای تو تدارک دیده است ، رها باش و ایمان داشته باش به خودت ، که هر انسانی یک وجهه ای از خداوند است و خداوند بی نهایت وجهه دارد ، رها باش و در این مسیر مادی و این تجربه یِ مادی به جای حسادت ورزیدن به انسان‌ها ، آنها را دستان خداوند ببین ، انسان‌ها را تصاویر خداوند ببین ، انسان‌ها را به سود و منفعتِ خود بدان ، رها باش و همه چیز را ، او ببین ، چشمانت را ، او ببین ، گوشهایت را ، او ببین ، تک تک سلولهایت را ، او ببین ، دستانت را ، او ببین ، ماهیچه ها و استخوان هایت را ، او ببین ، رها باش و همه کس و همه چیز را او ببین و اینگونه از خُدا یاد کن ، تا گوش هایت ، تا چشمانت ، تا زبانت ، تا افکار و اندیشه هایت ، آلوده نشود ، رها باش و بپذیر که ما جوانه ای هستیم ، برگرفته از خداوند ، از آنجایی که آغازش خداوند بوده است ، پایان و سرنوشتش نیز ، چیزی جُز او نیست ، نگران برآورده نشدن خواسته ها و ایجاد خواسته ها نباشیم ، اگر قرارِ بر نگرانی است ، نگرانِ نداشتنِ خواسته باشیم ، این علامت زنده بودن تو و به یاد آوردن منبع و به یاد آوردن اصل خویش است که همیشه خواسته داشته باشید و در کنار آن رها باشی ، رها بودن ، تو را از زاویه یِ وابستگی به سمت خواسته پیش نمی برد ، این رها بودن باعث میشود که تو از قانون خلق کردن ، از این نظر شبیه خداوند شوی

شاد و سلامت و‌خوشحال و‌پیروز و خوشبخت و تندرست و‌ثروتمند باشید



11

4 سال پیش

سلام‌دوست عزیز…من یه مورد رو اینجا متوجه نشدم ..شما گفتید ک در طول اون ۶ ماه اصلا به خواستتون فکر نکردید …از یه طرف گفتید در قانون رهایی تجسم خیلی نقش داره ..

کلا ما باید از زندگی لذت ببریم و نگران رسیدن به خواستمون نباشیم .

اما میتونیم لحظه ی رسیدن ب اون خواسته رو تجسم کنیم

خودمون رو تو اون شرایط و موقعیت تجسم کنیم

هروز شکرگزار ی کنیم بابت اون خواسته. طوری که بهش رسیدیم

بعد چطور شما اصلا به خواستتون فکر نکردید و بعد از ۶ ماه بهش رسیدین؟؟؟

من اینجارو متوجه نمیشم


4 سال پیش

سلام آقای ابودردائی عزیز

فقط شما بنویسید من بیام با عشق بخونم

چقدر لذت میبرم از این همه آگاهی از هدایتی که اینقدر به موقع سر راهم قرار گرفت

بسیار بسیار کامل و واضح توضیح دادید قانون رهایی رو ..خدایا شکرت..خدایا هزاران بار شکرت


4 سال پیش

سلام.

عالی هستید علی آقا.

کامنتهای شما هر کدوم خودش یک کتاب ارزشمنده.

تحسین می کنم این همه علم و آگاهی رو

تحسین میکنم این قلم شیوا و زیبا رو

تحسین میکنم این همه حوصله و صبر رو

تحسین میکنم این همه وقت آزاد رو

تحسینتون میکنم .

همیشه شاد و آگاه بمونید.


4 سال پیش

سلام و احترام آقای ابودردائی

چقدر از خوندن کامنت های شما لذت میبرم چقدر حس خوبی پیدا میکنم دوست دارم ساعت ها و ساعت ها آگاهی های شمارو بخونم چقدر عالی که شما به این درجه از عشق به خداوند و‌درک حقیقت جهان هستی رسیده اید

موفق و موید در پناه الله یکتا


4 سال پیش

سلام دوست بزرگوارم

رها بودن رو هر روز هر وقت بخواهم بیاموزم ویاد آوری کنم این متن ارزشمند رو میخونم وگوش میدهم با صدای خودم فقط خدا داند که حس پاکی رو با وجودم درک میکنم سپاس


4 سال پیش

سلام دوست عزیز

من هر چقدر قانون رهایی از استاد گوش کردم نفهمیدم و دنبال قانون رهایی بودم که بفهمم و شما عالی و فوق العاده گفتین و فهمیدم خیلی خیلی ممنون ، روحمو شاد کردی🌹❤

بنام الله یکتا

سلام درود فراوان خدمت استاد عزیزم

و به دوست خوبم علی جان که اینقدر قانون رهایی خوب وعالی توضیح دادن چقدر با تجربه من خیلی از اگاهی های شما آگاهتر شدم واستفاده برده خیلی ممنون از کامنتهای عالی و کاملی که میفرستید تا بقیه دوستان استفاده کنن وشما به گفته استاد جهان را جای بهتری برای دیگران میکنید

شاد سلامت وثروتمند دردنیا و اخرت🌹🌹🌹


3 سال پیش

بنام خدای هدایتگر ما بسمت خواسته ها

سلام آقای ابودردائی واااای که چقددددر من کامنتای شما رو دوس دارم و باهاشون انرژی میگیرم چقدر عالی و بدون ریا و صادقانه از دوران کودکیتون تو روستا گفتین و چه مثال واضح و عااالی خییییییلی عااالی قانون رهایی رو توضیح دادین اینکه گفتین وقتی مادرتون گفت ما هم مهاجرت میکنیم همین باعث شده شما باور کنید که حتما مهاجرت میکنین پس چون باور کردین که میرین دیگه با نگرانی به اون خواسته فک نکردین دیگه شاد بودین مطمئن بودین به خواستتون میرسید پس همیشه با شادی به لحظه رسیدن به خواستتون فک میکردین و خیلی زود محقق شده

بخدا که همینه قانون رهایی همه ما تو زندگیمون تجربه های زیادی داریم از قانون رهایی وقتی نگران رسیدن به خواستت نباشی و ایمان داشته باشی که بهش میرسی حتما محقق خواهد شد

من بارها و بارها باید کامنتتون رو بخونم و این آگاهی هایی که براش وقت گذاشتین و نوشتین رو باید انقدر خوب بخونم که ملکه ذهنم بشه

من هززززار بار سپاسگزارم از استاد عزیزم و مریم جان مهربونم که همچین فضایی رو آماده کرده تا بچه ها آگاهی های فوق العععاده بی نظیرشون (که به قول استاد تو هیچ کتابی این آگاهی هارو نمیشه پیدا کرد ) بیان با بقیه به اشتراک بزارن سپاسگزارم از همه بچه هایی که جواب سوالات عقل کل رو انقدر خالصانه و انقدر صبورانه میدن سپاسگزارم آقا علی عزیز خوشبخت و سعادتمند باشین


3 سال پیش

سلام

بدرستی وزیبایی قانون رهایی رابیان کردید این متن رواگر هزار بار خونده بشه بازم کمه

سپاس از شما دوست عزیز


2 سال پیش

با سلام خدمت علی آقا !

من واقعا هدایت شدم امروز به کامنت زیبای شما و تحریر قشنگ شما از این قانون ! به مراتب عالی و قشنگ بیان کردید قانون رهایی رو که هرگز کسی اینطور نتوانسته بود بهم بفهمانه و خیلی حض کردم چقدر رها شدم با خوندن تمامی کلماتتون ، چقدر به درجه بزرگ از درک قوانین رسیدید، من تحسین‌تون میکنم. همیشه موفق بدرخشید !


1 سال پیش

دوست عزيز سپاس از كامنت بسيار زيباتون و بيان بسيار عالي قانون رهايي ،هميشه سوال برام بود رهايي يعني چي و هر چه گوش داده بودم برام اينقدر كه شما واضح بيان كرديد واضح نشده بود سپاسگزارم و تحسينتون ميكنم

موفق و سعادتمند باشيد در دنيا و اخرت

31

سلام به استاد عزیزم ومریم جان وهمه ی دوستان عزیزم..
من در مورد رهایی تجربه های خوبی گرفتم ..برای همین رهایی رو اینجوری برای خودم تعریف میکنم
که من خواسته ویا خواسته های مشخصی دارم..میام اونهارو با جزییات کامل می نویسم بعد نگاه میکنم ببینم چه کاری از دستم برمیاد که سهم خودم هست برای رسیدن به خواسته ام نه سهم دیگری یا خداوند…
گاهی پیش میاد وقتی ما خواسته ای داریم به هردری میزنیم که بهش برسیم حتی به غلط…چه اضطرابها ودلشوره ها وبیقراریهایی که تحمل می کنم چی بی خوابیهایی که میکشیم…شرک می ورزیم ناله وگله می کنیم …گاهی زمان براش تعیین می کنیم وبسیار بیقراری ولحظه شماری می کنیم ولی وقتی به خواستمون نمی رسیم ناامید می شیم بی انگیزه می شیم …به کسایی یا چیزهایی که کاری ازشون ساخته نیست متوصل میشیم…راه رو گم می کنیم براثر شتاب زدگی ویا اصرار برای رسیدن به خواسته هامون…وبعد می بینیم که همش توآینده بودیم وحال رو هم از دست دادیم…وبعدش یا کلا بی خیال ودلسرد می شیم یا میگیم حتما خدا نخواسته وبه صلاح نبوده ویا کلا افسرده وناامید میشیم…

اما رهایی موقعه ای اتفاق میفته که من خواسته ام رو واضح و روشن برای خداوند بیان می کنم ویا می نویسم..بعدش از خداوند طلب خیر وهدایت می کنم وخداوند بدون شک بعداز توکل وتوسل بهش شروع میکنه نشانه هایی رو فرستادن که اگه با ایمان راسخ هدایت خدواندرو بپذیریم سهم ونقشمون رو از خداوند طلب کنیم به هزاران شکل بهمون نشون میده…وقتی سهم ونقش خودمون رو پیدا کنیم وانجام بدیم وبعد باقی چیزهارو به خداوند بسپاریم ومنتظر نتیجه دلخواه وزمان مشخص نباشیم…بلکه بگیم خدایا از نظر من رسیدن به این خواسته ام برام خیلی مهم ومفید ولازمه ومنو خوشحال میکنه..اما در نهایت این توهستی که بهترین هارو برام میخوای هر لحظه با فرستادن نشانه هایی در مسیر خواسته ام منو هدایت کن..ودربهترین زمان وبهترین مکان وبهترین شرایط منوبه خواسته ام برسون ودر این مدت بهم صبری از روی شوق واعتمادی قوی وایمان وباوری محکم به حکمت هات عطا بفرما..
رهایی یعنی وقتی اینهارو که گفتم انجام میدم خودم همیشه بدون ترس بدون دلواپسی های طولانی واضطراب وعجله به زندگی روزمره ام می پردازم وتولحظه از زندگیم لذت می برم وحال دلم وروحم خوب ودر آرامشه…
من اینهارو از استاد عزیزم یاد گرفتم…وقتی مثلا اون تراکتور تو گل گیر کرده بود استادچندتا راهکار که به ذهنشون رسید انجام دادن اما تراکتور بیرون نیومد بعدش رهاش کردنوگفتن بیشتر وقت گذاشتن برای این موضوع الان درست نیست بهتره رهاش کنیم بریم به اموراتمون برسیم تا بهترین راهکار به ذهنمون برسه…
رهایی اینه که من نچسبم به خواسته ام همه ی فکر وانرژیمو براش نذارم که از چیزهای دیگه زندگیم باز بمونم…وبهترین زمانهارو از دست بدم…مطمعن باشم به وقتش همه چیز اوکی میشه..مطمعن باشم دستان خدا در کارهست وهدایتش در راه..یعنی امیدوار باشم واین امیدحس خوب میاره شادی میاره که باعث میشه آدم زندگیشو بکنه تا رسیدن به خواسته اش هم فرابرسه…حتما بارها شده منتظر تماسی بودیم که برامون مهم بوده..یا یه امضاءمهم یا اومدن شخصی یا گرفتن پولی یا خریدن چیزی …تا زمانیکه تمرکزمون فقط رو خواستمون بوده ویه جورایی بهش گیر داده بودیم ومدام منتظر بودیم انجام نشده اما تا بی خیال شدیم وگفتیم ای بابا ول کن حالا یا میشه یا نمیشه دیگه…به محض بی خیال شدن یا همون رها شدنمون از خواستمون اون اتفاقی که منتظرش بودیم افتاده…
یه جورایی من اینطوری همش برای خودم تصور میکنم که من تویه نقطه از یه خطی که شکل دایره هست هستم که جایگاه مشخصی دارم اما دور تادور همون خط دایره ای خط های دیگه ای وجود دارن که تمام نیازها وخواسته های من اونجاها وجود داره وبا هربار گردش زمین به دور خورشید خواسته ها ونیازهای من طبق الوییت بندی فرکانسهام وقوانیین جهان هستی یعنی خداوند توبهترین شرایط وشکل ممکن وزمان ممکن بهم میرسه…اینجوری خیالم راحته که خواسته های من از قبل موجود هست ومال من هست فقط من باید توجای مشخص شده ام تواون مدار قرار بگیرم( یعنی خواستن هدایت پیداکردن سهم ونقشم وانجام صحیح اونها وامیدوار بودن شاد بودن ومثبت اندیشیدن ) انوقته که جهان منو حتما به راحتی با براوردن خواسته ام غافلگیر میکنه…
خب همه ی اینهارو گفتم …گفتنش آسونه ونوشتنش آسونتر …اما در عمل سخت به نظر میاد چون ما ادمها همیشه خومون رو عقل کل می دنیم وفکر می کنیم میدونیم بهترین برامون چیه…اما حتما حتما حتما لازمه وقتی همه ی تلاشمون رو باعشق انجام دادیم هروقت شیطان اومد خواست ناامیدمون بکنه سریع وصل بشیم به جایی که یادمون میندازه تکاملمون باید کامل بشه…واونجا برای من این سایت هست وخوندن کامنت ها ودیدن فایلهای استاد عزیزم وعمل به گفته هاشون…
چون من انسانم وفراموشکار وشیطان در کمینه که ناامیدم کنه …دقیقا توهمون لحظه هاست که باید بیام اینجا وبه خاطربیارم که قانون چیه…
خدارو هزاران بارشکربه خاطر وجود استاد عزیزم ومریم بانو وشما دوستان عزیزم…
خداروشکر که با داشتن چندین خواسته که هنوز نشونه های زیادی از رسیدن بهشون نمی بینم اما شکرخدا صبورم آرامم ودارم درمسیر تکاملم باعشق وامید قدم برمیدارم چون اطمینان دارم کسیکه این مسیر رو هزاران بار آزموده وحالا باعشق به ما داره یاد میده حرفش حقه …تضمینی هست برای من برای رسیدن به خواسته هام…چون امکان نداره تومسیر باشم توصراط مستقیم باشم به لطف الله مهربان اما بهترینها برام اتفاق نیفته…
در پناه خداباشید ثروتمند سلامت وشاد وسعادتمند در دنیا واخرت انشالله..
استاد عزیزم مریم بانوی عزیزم دوستتون دارم



1

3 سال پیش

درود بر شما خانم سیدپور عزیز

بسیار لذت بردم و چقدر دقیق و کاربردی و عملی نوشتید.

من وقتی اینو بیاد میارم و حس میکنم که اون خواسته مورد نظرم هست، وجود داره یا خودش اتفاق میفته، دیگه زیاد باهاش کاری ندارم. از درون آروم ترم صبور ترم و یک حسی بهم میگه انجام میشه.

اطلاع ندارم ولی اعتماد دارم.

من داشتم دیشب و امروز به خودم اینا رو میگفتم:

مگه میشه خداوند پاسختو نده؟!

مگه امکان داره معجزات خدا اتفاق نیفته، همیشه و همواره شگفتی در راهه، عجایب لحظه ای و روزی از حرکت باز نمی ایستند.

محاله که من از دایره هدایا و الطاف خدا خارج بشم.

من راهی جز دریافت کمکهای غیبی ندارم.

کارها رو خوبه خدا درست کنه.

اصلا من نمی‌خوام به چیزی دست بزنم.

خودش انجام میشه اونم بسادگی و به سهولت تمام.

با عزت و افتخار.

خداوند طرح و برنامه هاش کامل و تمام عیارند. نقصی ندارند. مو لادرزش نمیره.

خداوند هرگز شکست نمیخوره. مگه میخوره؟؟؟!! مگه خدا ناتوان و ضعیفه؟!

خداوند هرگز تأخیر نمیکنه، مگه تاخیر داره؟؟!!

یا خداوند هیچ وقت خلف وعده نمیکنه و نکرده. خدا وعده فزونی داده.

ساعت و تقویم خداوند بشدت دقیق تر و قابل اعتماد تر از ساعت و تقویم ماست.

من که با خدا کارها رو تقسیم کردیم:

من میگم لب تر میکنم و خدا برام انجام میده. تمام.

مگه در خدا رنج و مشقت وجود داره؟!

کمتر از نیم ثانیه کار انجام میشه.

یا میشه یا میشه.

ول کن بابا بیا بریم کارهای لذت بخش و ساده ی دیگه رو انجام بدیم.

بیا بریم یکم برقصیم.

بیا بریم یکم به نظافت و یا غذا آماده کردن برسیم.

بیا چهارتا عکس و کلیپ زیبا یا تصاویر رویاهامونو ببینیم

اون کار خودش انجام میشه از عهده من که خارجه، به من مربوط نمیشه و توی وظایف خدا دخالت نمی‌کنم.

خودش خوب می‌دونه چه بکنه.

هیچ وقت هیچ چیز از کنترل و مدیریت و آگاهی اش، خارج نمیشه.

خودش همه چیو خلق کرده و به همه چیز مسلط و آگاهه،

پس آرام میگیرم و می آسایم.

چقدر این موضوع در ورزش بشدت مشهوده. چقدر فوتبال دقایق اضافی نتایج کاملا عوض شدند.

چقدر در همین کشتی جام جهانی همین دیروز مسابقه برنده بود کشتی گیر ما، پنج ثانیه آخر بازی رو واگذار کرد.

منظور اینکه به ظاهر مخالف امور هر چقدر بنظر ناامیدکننده بنظر بیاد نیاز نیست کاری داشته باشیم

مهم آخر نتیجه ست که اونم به بهترین شکل خدا انجام میده، حتی اگر نشه یک چیز عالیتر به شیوه بهتر در زمان بهتر قراره اتفاق بیفته.

 

اصلا همه اینها رو می‌خوام برای یک احساس خوب دیگه، مثل احساس آرامش خیال، احساس شادی، احساس خوب. رضایتمندی و خوشحال بودن از زندگیم، خب پس از همین حالا تا جای امکان این احساس رو زندگی کنم در طول روز، دیگه چه فرقی می‌کنه اون موضوع مورد نظر رو خدا چیکار می‌کنه. چون تحت نظر خداست نگران نمیشم.

همه چیز در جهت خیر و خوبی من در جریانه، همه چیز به نفع من در حرکت است. عین جریان رود. عین وزش نسیم ملایم و زیبا.

خدا رو شکر میکنم بخاطر این امکان که میتونم با خدا صحبت کنم سفارشمو ثبت کنم دستوراتمو بگم با عشق و لذت.

خدا رو شکر که خداوند در خلقت من این آزادی مطلق و تمام نشدنی رو قرار داده تا هر چی به هر میزان رو بخوام و هر شکل و فرمی به زندگیم بدم و هر طور دوست دارم روی فوم زندگیم نقاشی کنم با ذهنم با فرکانسهام، با عواطف و احساسات و طرز توجه و نگرشم. با باورها و افکار غالبم با کارهای درونی ام نه بیرونی و ظاهری.

خدایا بی نهایت سپاسگزارم تا ابد.

اصلا ایمان همین مواقع خودشو معلوم می‌کنه همینجا نشون داده میشه

این نقطه تمرین افزایش ایمان و یقین به کار خداوند و قوانین جهان هستی ست.

از شما سپاسگزارم خانم گرانقدر بابت این کامنت و تجربه زیباتون.

21

سلام
قانون رهایی یعنی اینکه من خواسته های خودم رو کاملا مشخص کنیم و بفهمم واقعا چی میخوام و خواسته ی واقعی من چیه، با جزییات زیاد مشخصش کنم، که البته با خوردن به تضاد ها خیلی از خواسته های ما شکل میگیره
و وقتی فهمیدم چی میخوام، بیام باورهای مناسب باهاش رو بسازم برای خودم، بیام ترمز هارو بردارم، بیام احساس لیاقت داشتن اون نعمت و خواسته رو درون خودم به مرور زمان ایجاد کنم و در کل بیام دستیابی به اون خواسته رو برام خودم منطقی و عادی و لذتبخش کنم
و بعد توی این مسیر از زندگیم لذت ببرم و اصلا برام مهم نباشه اون خواسته کِی به من میرسه، و هی لحظه شماری نکنم که چرا نیومد، چرا نرسیدم، پی کی میرسم، پس چرا بدستش نمیارم….میام از زندگی و از لحظه به لحظه ی زندگیم لذت میبرم و از نعمت هایی که دارم استفاده میکنم و سپاسگزار خدا هستم و روی خودمم کار میکنم و میگم به موقعش بهم داده میشه

به این میگن قانون رهایی…رهایی یعنی احساس خوب پیوسته که با این احساس خوب فاصله ی من و خواسته هام پر میشه و به موقع بهشون میرسم، بدون هیچگونه زجر و سختی و ناراحتی

رهایی یعنی من باور دارم وقتی روی باورهام کار کنم، وقتی کانون تمرکزم رو روی خواسته ها و زیبایی ها بزارم و لذت ببرم از زندگی، این باعث میشه که خواسته هام بهم داده بشه

موفق باشید


11

سلام دوست عزیز
رهایی یعنی آزاد باشی از نتیجه نهایی
نه اینکه برات اهمیتی نداشته باشه
میدونی صددرصد به خواسته ت میرسی و یا اگه هم نرسیدی ، چون داری فرکانهای مناسب میفرستی پس حتما بهترش قراره برات رخ بده.
رها هستی و از مسیر لذت میبری و در احساس خوب هستی. در لحظه زندگی میکنی
اینو باور داری که اگه به فلان شرایط رسیدم خیلی خوشحال تر میشم و اگر هم نرسیدم ناراحت نمیشم. بلکه بهترش از راه دیگه ای قراره بهم برسه
بعبارتی یعنی توکل و امید به نیروی برتر خداوند

موفق باشی


29

به نام خدا
خیلی کوتاه رهایی یعنی توکل
یعنی ایمان
اصلا کل قانون جذب یعنی ایمان
تمام شد .
من کلی کتاب خوندم وتحقیق کردم و تمامش همون چیزی هست که در جای جای قرآن گفته شده.
توکل
و من یتوکل علی الله فهو حسبه
کی تو میتونی تجسم خلاق کنی؟وقتی توکل داری .
اصلا مگه میشه تجسم خلاق بی توکل؟
تو کی رها میکنی ؟وقتی که توکل داشته باشی
تجسم خلاق و رهایی و همه قانون های قانون جذب به توکل برمیگردن.
وقتی تجسم میکنی و رها میکنی یعنی :
1-خداند خالق کللللللللل جهانه
2- من ایمان دارم که خواسته من از قبل آفریده شده و هستش. بینهایت هست. فراوان هست.
3- تنها و تنها و تنها خداوند من رو از بینهایت راهی که میدونه ، میتونه به اون خواسته برسونه. راه رسیدن به من ربطی نداره.
حالا
وظیفه من رها کردنه
رها کردنی که چشم به زمان ندارم. که کی ،چرا نشد.چون میدونم حتی یک بذر هم کاشته بشه یه زمانی میبره تا رشد کنه.وظیفه من فقط با تجسمی که احساسم رو بهتر کنه اینه که هی به خواستم انرژی بدم تا رشد کنه.
چشم به ایمانم دارم . ایمانی که میدونم اتفاق میفته. به قول استاد من باید ادامه بدم . من باید ایمانم رو نشون بدم.
حالا خیالم راحته و هر وقت بهش فکر میکنم حسه آرامش به من دست میده. چون میدونم باید صبر کنم . و این کلام خداست در همه جای قرآن که میگه: وبشرالصابرین.
حالا اگه من به خواستم بچسبم هر وقت که به اون فکر میکنم حالم بد میشه . چون چسبیدن یعنی کمبود . یعنی تا تو نباشی حال من خوب نیست . یعنی من فقط با تو احساس آرامش دارم . وپشت سر هم افکار منفی که کی میشو ؟ پس کجاست ؟ چرا برای همه هست برای من نیست ؟ و این یعنی هر لحظه دور شدن از خواسته . واین نتیجه وابسته شدن به خواستست.
یعنی من خودم هزار بار این قانون رو تست کردم .
پس هر کس میخواد موفق بشه فقط فقط فقط راهش توکل و یکی شدن با خداست.و سپردن کار به خدا . و افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد.
حضزت یعقوب چسبید به بچش ، یوسف روز به روز ازش دور شد.
اما :
حضرت ابراهیم دو بار رها کرد و توکل کرد و خدا بهش بخشید .
مادر حضرت موسی رها کرد و خدا بهش بخشید.
پس این قانون پیامبر و غیر پیامبر نمیشناسه . قانون قانونه.
به هر چی بچسبی ازت گرفته میشه. حدا نمیگیره ها
خودت اونو با فرستادن فرکانس و انرژی منفی از خودت میگیری.و متوجه هم نیستی.
پس بخواه و رها کن و لذت ببر و دریافت کن.



1

4 سال پیش

سلام به شما دوست عزیز

احسنت به شما بااین پاسخ جامع وکامل

واقعا که شاگرد استاد عباسمنش هستید.

بسیارکامل وواضح وعینی وملموس توضیح دادین

بنده که بسیار لذت بردم…وبسیار زیاد استفاده کردم….

خیلی خیلی ممنون که زحمت میکشین وقت میزارین وباپاسخ های عالیتون مارو به بهترین آگاهی ها هدایت میکنید….

شماامروز دستی ازدستان خداشدید برای پاسخ به پرسش امروزم….

الهی که همیشه حال دلتون خوب باشه.

درپناه الله یکتا شاد وسربلند دردنیا واخرت باشید دوست گرامی.

7

به نام خدا
قانون رهایی بنظرم اینه که من یک خواسته ای دارم
به وضوح مشخص میکنم
بعد به خدا توکل میکنم و مشغول لذت بردن از سایر جنبه های زندگیم میشوم
و خداوند از جایی که فکرش را هم نمیکنم به من میدهد آن خواسته را


10

سلام وقت بخیر .
یکی از راه هایی که خود من خیلی خوب نتیجه گرفتم ، این هستش که خواسته هاتون رو دقیقا مشخص کنید ، بعد با حس خوب به خدا بسپارید….دیگه بهش فکر نکنید ….در واقع ایمان داشته باشید که خدا اون رو حتما در اولین فرصت بهتون میرسونه . این قانون در واقع میشه گفت مهم ترین قانون هست در بدست آوردن خواسته . چون وقتی دو دستی خواسته رو چسبیدیم نمیشه انتظار داشت ارتعاش به کائنات بره و به خودمون برگرده ….منم اول راه هستم و هر روز سعی میکنم بهتر از روز قبل عمل کنم . اما کلید همه این قوانین رسیدن و نزدیک شدن به خدا هست ، من خودم اینو تجربه کردم …از مسیر رسیدن به خواسته لذت ببریم ؛ مثلا وقتی می‌خواهیم سفر بریم ، آیا در طول مسیر مدام شکایت می‌کنیم که چرا پس نرسیدم ، چقدر دیگه مونده ، نکنه یه موقع به مقصد نرسم ؟! مسلما اینطور نیست ….بلکه از مسیر لذت می‌بریم و مطمئنیم بالاخره به اون مقصد مورد نظر میرسیم . در یک جمله ، قانون رهایی یعنی لذت بردن از مسیر و فکر نکردن به مقصد
موفق و پیروز باشید


9

سلام و درود خوشحالم که این ساعت هدایت شدم به این بخش البته با سرچ و تحقیق
خالصانه و کاربردانه بگم!!!
قانون رهایی اونقدر ساده است که حد نداره
مثال خوب دارم در ابتدا:
دوست خوبم دیدی ماشین هرچقدر تلاش میکنه اما جدا از ترمز ها از اگزوز دود میزنه بیرون ؟؟؟
وقتی میبری تعمیر گاه میگه روغن موتورت یجورایی تایمش گذشته و (فیلترت) باید عوض بشه!
ما قانونی داریم که مثل فیلتر موتور عمل می‌کنه و باعث تمیز بودن دروازه ورود اتفاق ها شرایط مثبت به زندگیمونه بعضی وقتا اونقدر این فیلتر کثیف میشه از اضطراب، خشم ، کینه چ ناهنجاری ها که دیگه موتور هیچ توانی نداره و ما میگیم خدایا دیگه چیکار کنیم ؟
چیکار کنیم فیلتر یا قانون رهایی اجرا بشه
یک دفتر
️یک خودکار
از امشب که خود من الان پای همین کارم
بنویس و هرچی از دهنت در میاد به خدا بگو درد و دل، فحش و تخلیه پشت تخلیه!
هر شب بنویس از هرچی که میخواستی فریاد بزنی بگی از افرادی که در گذشته حتی تا دیروز بهت نارو زدند حتی اخم کردند و ازشون خورده گرفتی و با تمام وجود تخلیهکن خودتو و ببخششون و آره ببخش بذار دست خدا برات زیاد تر بشه! سرعت اجرای خواسته هات بیشتر 
به مرور زمان شب به شب
هم خطتت و هم کلامت تمیز و مثبت میشه نگران منفی نویسی ها نباش تو فقط بنویس و عقدتو روی کاغذ بیار و این فیلترت رو تمیز کن و باور کن میشه و مهم خلاص شدن و رسیدن به آرامش واقعی هستش!
وقتی مینویسی
درونت احساس خوب شروع میشه
و اصلا میفهمی چی میخوای؟!
و شروع میکنی دل و قلوه با خدا
و دلبری با خدا!
از همین امشب شروع کن مابقیش تو احساست بهت گفته میشهو نتیجه ها
عاشقتم ، علی پادشاه ثروتمند



1

4 سال پیش

ایمان دارم توی نوشتن قدرتی هست که توی گفتن زبونی نیست

1

همه چیز در دستان کسانی قرار می گیرد که تمایلی به نگه داشتن چیزی ندارند یک مثال خوب برای فهمیدن .
تلاش کردن برای نگه داشتن هوا در دستان هستش
اگر به سادگی تلاش کنید پاها را در دستان نگه دارید به محض اینکه مشتتان را ببندید هوا فرار میکند هرچه بیشتر به فشارید هوای کمتری را نگه می دارید تا اینکه در نهایت هوایی باقی نمی ماند حالا دست تان را شل کنید هوا به درون دست می آید همیشه در دست هایی که باز است هوا وجود داردهوا از مشت بسته می‌گریزد هر که همیشه دستش باز باشد همیشه در آنها دارد هرگز خالی نیست.
آذین یک دسته باز هرگز خالی نیست یک دسته بسته خالی است اگر هم باشد فرسوده است کسانی فقط قادر به لذت بردنند که رها می کنند در این دنیا در این زندگی هر کس به اندازه ای که رها می کند به دست می آورد هرچه بیشتر رها کنی بیشتر بدست می آوریم هرچه بیشتر مشتتان را باز کنید بیشتر هوا داخل مشتت می شود
رهایی و ترک چیزی به دادن و بخشیدن آن واقع نمی‌شود بلکه فقط زمانی انجام می گردد که این حقیقت درک شود که هر چیزی به خدا تعلق دارد.
آنکس که همه چیز را ترک کرد به همه چیز دست می یابد این یک قاعده هستش


7

وای که چقدر خوشحال شدم از اینکه اومدم سراغ این بخش از سایت
این سوال مال خیلی وقت پیشه اما تصمیم گرفتم پاسخ بدم اونجوری که در ذهنم تصویر سازی کردم تا بتونم مثل خیلی از دوستان که با نظراتشون منو هدایت کردن منم اگر بتونم با نشون دادن تصویر ذهنیم و به اشتراک گذاشتن اون به شما کمک کنم
به نظر من قانون رهایی در واقع همان قدرت نه گفتن به هرچیزی هست که احساس ما رو بد میکنه یا بعبارتی ما رو از مدار حال خوب به سطح مدار پائین تری میرسونه
نه گفتن خیلی مهم هست یعنی بدون بحث و جدل بدون منطق آوردن بدون هیچ دلیلی به هرچیز غیر از خواسته مون نه بگیم
بزارید یک مثال از زندگی خودم براتون بزنم
من درست زمان ی که قصد کردم تغییر کنم و شروع به گوش دادن به فایل های رایگان استاد کردم خیلی عصبی می شدم اونها موارد خیلی خوبی بودن و من منطقا میدونستم که در اون ها خیلی موارد گفته شده به کار میاد اما گویی من نوعی وابستگی شدید به فایل های استاد داشتم اونقدری که مطالب توی ذهنم نشخوار میکردم در حالیکه اون موقع ها داشتم بیشتر به خودم صدمه میزدم
من میخواستم از همه اون چیزهایی که استاد تو فایل های شون گفتن استفاده کنم و یک نوع عطش شدید در خودم حس می کردم
یک نوع اضطراب به سراغممیومد که من باید طبق قانون حرکت کنم
یک نوع وابستگی خیلی بد به یک چیز خوب
چرا من اینطوری میشدم ؟چون فکر میکردم نمیتونم چون میترسیدم از اینکه شکست بخورم
چون یک گیر اساسی داشتم تحت عنوان وابستگی و این گیر اساسی تنها با یک چیز رها می شود، و اون فقط نه گفتن به اون حس هست
در واقع بدون جدل ،بدون دلیل اوردن برای ادامه اون احساس ،بدون منطق آوردن برای اینکه چر این احساس رادارم باید به او احساس نه می گفتتم
در واقع طبق تعریف دوستان از رهایی “توان نه گفتن به هرآنچه احساس ما را خراب می کند”

تعریف دیگری که میتونیم از قانون رهایی داشته باشیم این هست که ما در انجا کار هامون بایدصبر و حوصله به خرج بدیم
خیلی از ما نتیجه رو میتونیم تصور کنیم ولی حاضر نیستم بابت به انجام رسوندن اون کاری رو انجام بدیم
حتی آدمی که پرتلاش هست و همیشه زحمت میکشه ولی صبرو حوصله نداره دیر تر از اون آدمی نتیجه میگیره که باصبر و حوصله کارهای کوچیک رو کنار هم انجام میده در واقع ادمی که صبر و حوصله نداره مدام دنبال این هست که نتیجه رو ببینه در حالیکه رسیدن به یک نتیجه فرایندی زمان گیر هست …
در حقیقت ما یک تصویر کلی از نتیجه رو ایجاد می کنیم ولی حاضر نیستم به قطعات پازل موفقیتمون رو کنار هم بچینیم اون موقع است که میگیم رهایی در این موقعیت وجود ندارد.
مثلا یک ادمی رو در نظر بگیرید که قصد داره وزنش رو کم کنه ،برنامه غذایی و ورزشی اش رو هم میریزه در سطح خوب و روز ها و ساعات زیادی رو هم برای رسیدن به هدفش میزاره اما همچنان داره حرص و جوش میزنه در واقع اون فرد نمیاد از مسیر زندگیش لذت ببره
تنها کاری که لازمه بکنه این هست که خیلی ساده تکرار میکنم خیلی ساده و باز هم تکرار می کنم خیلی ساده گفتن “نه” رو تمرین کنه تا این ماهیچه رو درخودش تقویت کنه
حالا باید به چه چیز هایی نه بگه و چه باورهایی رو در خودش تقویت کنه؟
به زمان رسیدن به هدفش که اصرار داره که زود وزنش کم بشه و با خودش در ذهنش مدام تصویر بسازه که مدتی زمان میبره ولی قطعا با ورزش و رژیم غذایی که من ریختم و دارم انجامشون حتما شدنیه موفقیت حاصل انجام کارهای تکراری قدم های کوچیک کوچیکه
در واقع همه اون مسائلی که انسان رو به اضطراب و نگرانی میندازه رو به نفع خودش تغییر بده و تصویر معکوس او رو در ذهنش انجام بده
ممکنه با خودش در میانه راه بگه نکنه این برنامه غذایی که ریختم منو لاغر نکنه !!! همینجاست که گره رو پیدا میکنه و با خودش میگه این برنامه ای که ریختم قطعا با صبر و حوصله و طی مرور زمان من به هدفم میرسم چون دارم درست حرکت میکنم و اگر جایی لازم به تغییر باشه من میتونم اون رو تغییر بدم و نتیجه رو در ذهنش تصور می کنه و با اون دوست میشه و منتظرش میمونه در واقع زمانی که باا ون تصویر از نتیجه آشنا میشه و راحت میشه دیگه میدونه که اوننتیجه قراره که یک روزی بیاد پس اصراری به زمانش نداره و دلش قرصه

یک توصیف دیگری که میتونیم از رهایی داشته باشیم آسون گیری کارها و وقایع و مسئولیت ها و همه چیز است …
من از زندگی شخصی خودم براتون مثال می آورم :من یک زمانی در جایی مشغول به کار بودم صبح ها که به محل کارم میرسیدم با حجم زیادی از کار رو برو میشدم
اضطراب و وحشت از اینکه من چجوری میتونم از شر این کارها رها بشم؟ چجوری مدیریتشون کنم و در عین حال از زندگیم لذت ببرم ؟
خوب من اومدم خیلی منطقی به زمانی که در اختیارم بود نگاه کردم مثل یک بچه خوب یک کاغذ برداشتم و گفتم من چه کارهایی رو باید انجام بدم خوب حالا میرم و انجام میدم
میرم و شروع میکنم همین ……
همین …
بدون بحث با خودم فقط شروع کردم از یکی از کارهام رو در واقع قدم به قدم با قدم های کوچیک
من میدونستم در اخر که کارهام انجا بشه از خودم احساس رضایت خواهم داشت
رسیدن به این نقطه تمرین میخاد
همه مسائل با تمرین حل میشن و جای هیچ نگرانی ندارن..

شاید توصیف دیگری که من بتونم از رهایی داشته باشم انعطاف در تغییرات است ..
یعنی چی
بعنوان مثال ما توزندگیمون برنامه های بسیار زیادی میریزیم که ممکنه طبق اتفاقاتی مسائلی پیش بیان و ما از برنامه مون عقب بیفتیم
من تو این جور مواقع یک راهکار دارم که کمکم می کنه و او اینه که من با خودم میگم من که بالاخره اونکار رو انجامش میدم پس چرا نگران وناراحت به تعویق افتادن یا تغیر راه باشم
در واقع قانون رهایی تو زندگی ما هر لحظه باید اتفاق بیفته
ما هرلحظه در حال انجام کاری هستیم در حال فکر کردن هستیم
گاهی لازمه چیز های خوب رو هم تو زندگیمون رها کنیم.
ما باید هر لحظه هرلحظه رها بشیم