ترمزهای مخفی درموردجذب ثروت

دسته بندی: موفقیت مالی

جواب‌های «عقل‌کل»دسته بندی: موفقیت مالیترمزهای مخفی درموردجذب ثروت
411

سلام خدمت استادعزیز ودوست داشتنی ودوستان عزیز
یه درخواستی از شمادوستان دارم کسانی که ترمزهای مخفی درموردثروت پیداکردن کامنت کنن شاید خیلی ازباورهای مخفی ماشبیه به هم باشه اینجوری به هم خیلی کمک میکنیم سپاس گذارم دوستان عزیزم

نمایش:  به ترتیب تاریخ   |  به ترتیب امتیاز   
640
بهترین پاسخ

سلام
عرض ادب و احترام خدمت تمامی دوستان عزیزم.
من میخوام این سوال رو با توجه به تجربیاتی که طی ۲۵سال مغازه داری بدست آوردم عرض کنم، نه با جملات و واژه هایی که از آموزشهای استاد عزیز بدست آوردم.
چقدر شنیدیم که همه چیز باوره، خودمونم که شکر خدا مدام توی صحبتهامون تکرار میکنیم که همه چیز باوره، ولی همیشه به عمل کار برآید، به سخندانی نیست.
بنظر من رسیدن به موفقیت در هر زمینه ایی یک فرمول بینهایت پیچیده و در عین حال پاسخی بینهایت آسان داره.
فرمول x+b=y نیست، فرمول x+b+c+d+e+f+…=y است.
که ما باید تمام اِلمانها رو درست سرجای خودش قرار بدیم تا به پاسخ y برسیم.
میدونی دارم چی میگم؟
میتونم منظورم رو برسونم؟؟
ثروت = باور فراوانی هست، ولی این باور کافی نیست.
ثروت = باور لیاقت هست، ولی اینم کافی نیست.
باید همشون رو جمع کنی، همشون رو، یکی میگه جملات تاکیدی، آره اونم هست، یکی میگه توجه و تمرکز، اونم هست، یکی میگه داشتن احساس عالی، آره اونم هست.
اگه فردی بگه من فقط تجسم کردم و الان فلان میلیارد ثروت ساختم، دروغه.
اگه فردی بگه من فقط بخاطر باور لیاقت به فلان ثروت رسیدم، حرفش چرته.
اگه میبینی فردی به ثروت پایدار، رسیده، دقت کنید که عرض کردم ثروت پایدار، اون تمام اِلمانها رو تونسته با نهایت ظرافت بزاره سرجای خودش.
ولی اگه منظور ثروت ناپایداره، از هر راهی میشه رسید، میخوای رانت خواری باشه، دزدی باشه، قاچاق و مواد و … باشه.
حالا میگی اینکه سخت شد، ینی چی؟ اینهمه x و a و b و … رو از کجا بدونم چیه؟ از کجا بیارم بزارم سر جاش؟
منم میخوام بگم که، آره عزیزم سخته، اگه سخت نبود ما هم همگی الان یه ویلا توی کالیفرنیا داشتیم، و یدونه آروی، و بیشتر از استاد داشتیم عشق و حال میکردیم.
عرض کردم ، به عمل کار براید …
دیدین؟ خیلیها میرن کلاس زبان، یک ترم، ۵ ترم، ۱۰ ترم میرن زبان انگلیسی میخونن، ولی افراد خیلی کمی زبان رو بلد شدن و میتونن با یک فرد انگلیسی راحت صحبت کنن، چرا؟ چون مابقی فقط کلاس رفتن، چیزی نفهمیدن.
ماهم اینجا میایم خیلی فایل گوش میدیم، محصول میخریم، تو عقل کل مثل من داریم راه کار ارائه میدیم و مسئله حل میکنیم، ولی کی فهمیده؟ اونیکه نتیجه گرفته، مابقی اندر خم یک کوچه ایم.
اونقدر توی این ۲۵سال مغازه داری بالا پایین دیدم، کسادی در حد لالیقا، و بلعکس رونق بازاری که هر دو سه روز تمام جنسای مغازه فروخته میشد و باز مغازه رو پر جنس میکردم و دوباره خالی میشد، این مراحل توی شرایط مختلف جامعه اتفاق میوفتاد، و منم که غافل بودم از این که “هیچ عامل خارجی نمیتونه مانع رسیدن من به خواسته هام بشه” تمام بالا و پایین رفتنها رو طبیعی میدونستم، و فکر نمیکردم که جامعه هر چی میخواد بشه، من باید همیشه بالا، بالا، بالاتر، بازم بالاتر و …. بالاتر برم، فقط میگفتم، آهااان، دلار فلان شد واسه همین فروش ما عالیه، یه مدت بعد میگفتم، آهااان فلان اتفاق افتاد فروش منم پایین اومد.
میدونم خیلی حرف زدم، ولی دارم تمومش میکنم.
بیایم سراغ آموزه های استاد:
درخواست —–> پاسخ خداوند ——> دریافت از طرف ما.
ما درخواست رو که میدیم
خداوندم طبق قولی گه داده هر لحظه به درخواست ما پاسخ میده.
پس این وسط ما توی دریافت احتمالا ایراد داریم.
واسه دریافت میگیم:
۱- احساس خوب داشته باشیم
۲- باور درست داشته باشیم
و احساس و باورها همون x,a,b,c,… ها هستند.

الان میرسیم به جایی که اول کامنتم عرض کردم در عین پیچیدگی که داره، ولی بی نهایت آسونه.
منم فایلها رو گوش میدم و محصولات رو میخرم و استفاده میکنم، و دوره میکنم، تکرار میکنم و … که همیشه برام خیلی خیلی خیلی مفیده، و همچنان به این کار ادامه خواهم داد.
حالا راحتی کار کجاست؟
راحتی کار توی بطن تمام آموزه ها، حرفها و اعمال استاد هستش، و اونم چیزی نیست جز داشتن “توحید”.
شاید توی دلت بگی همین؟ اینهمه حرف زدی که آخرش بگی توحید؟ اینو که همه ما میدونیم.
و منم در پاسخ جسارتا خواهم گفت که: آره ، همه ما فقط میدونیم ولی کمتر کسی به توحید واقعا باور داره و توحیدی فکر میکنه و توحیدی عمل میکنه، کدوم یک از ما واقعا از صمیم قلب و با تمام وجود هرگز، ببین چی میگما، کدوم یک از ما هرگز نگران آینده نبودیم؟ وقتی صاحب خونه گفته خونه رو خالی کن، وقتی صاحب مغازه گفته مغازه رو تحویل بده، وقتی مریضی گرفتیم، وقتی مشکلی پیش اومده، وقتی دلبری ما رو ترک کرده، وقتی بدهی بار آوردیم، وقتی پندمیکی شده، وقتی دلار رفته بالا، وقتی بورس کشیده پایین، کیه که بگه هررررگز من نگران فردا نبودم؟ کی هرگز غصه دیروز رو نخورده؟ نگفته ایکاش فلان کار رو میکردم؟ کیه که هرگز از لحظه حال خارج نشده؟
کی به خداوند و به حرف خدا ایمان داشته وقتی که خدا فرمود، لا تخافی و لا تحزنی؟
همین خریدن دوره و مرور و تکرار آموزه ها، عمدتا نه بخاطر صِرف تکامل و ترقی و رشد، بلکه بخاطر ترس از فقیر ماندن، ترس از نداشتن، ترس از اینکه همه دارند ولی من ندارم و … هستش.
نمیدونم تا کجا تونستم منظورم رو برسونم.
من زمانهایی که درآمدم طی این سالها عالی بود، ندانسته قدرت رو به خدا داده بودم، و زمانهایی که درآمدم پایین اومده بود، سهوا و ندانسته قدرت رو از خدا گرفتم و دادم به فلان رئیس جمهور، به قیمت دلار، به برجام، به هزار غیر خدایی که در آن زمان به ذهنم میرسید.
“توحید” بخدا دروازه خوشبختی، ثروتمندی، سعادتمندی، سلامتی توحیده، و اینکه ما بیایم حالمون رو خوب نگه داریم، در سایه داشتن توحیده، اینکه باورهای درستی بسازیم، در سایه توحیده، بقول استاد که فرمودن وقتی دوستانی از من میپرسن، آیا راهکاری داری برای کسانی که خدا ناباورند، من میگم، نه، آموزه های من برای کسانیه که توحیدی فکر میکنند و توحیدی عمل میکنن.
حالا شاید این سوال تو ذهنتون پیش بیاد تو که اینهمه حرف زدی، به کجاها رسیدی؟ چی داری؟ به چه چیزی میبالی که فکر میکنی یافتت ارزشمنده؟
اول از همه چیز من به آرامش رسیدم، آرامشی که اگه مهمتر از سلامتی نباشه، حداقل همسطح با سلامتیه، من آرامش واقعی دارم، چه روزی که فروخته باشم و سود کرده باشم، چه روزی که نفروخته باشم و درآمدی هم کسب نکرده باشم، آرامشی از جنس خدا رو دارم تجربه میکنم که این آرامش در تمام جنبه های زندگی ام تاثیرات مثبتی به زندگیم داره.
آسایش و رفاه نسبی دارم که هر روز درحال بهبودی مستمر هست.
امنیت صد در صد کامل، بطوری که اگه از احساس امنیتم بگم، شاید باور پذیر نباشه براتون، امنیت مالی، جانی، شغلی، عاطفی و هزاران جنبه از امنیت.
آزادی نسبی در زندگی دارم که هر روز درحال بهتر شدنه، مالی، زمانی، مکانی، درسته که نمیتونم الان کارت بکشم و بوگاتی مورد علاقم رو بخرم، ولی میتونم به راحتی آبخوردن تمام هزینه های اولیه و گاها ثانویه زندگیم رو کاور کنم.
آبرو و اعتباری که خدا داده، توحیدی که فکر میکنی، دقیقا میفهمی که این آبرو همون آبروی خداست، اعتباری که بین مردم داری، از آبروی خداونده، وگرنه جمال که چیزی جز پوست و گوشت و استخوان چیزی نیست.
و هزاران دستاورد دیگه که همگی برای من هرکدومشون تک به تک ارزشمنده.
به نظر من همه باید با تمرکز ذره بینی روی ایمان توحیدی مون کار کنیم، و در کنار توحید سایر اِلمانها خود به خود ظاهر میشن و درست در جای خودشون قرار میگیرن.
عاشقتونم
موفق و پیروز و سربلند باشید
و من الله التوفیق❤️



40

3 سال پیش

سلام آقا جمال

کاملا درسته منم تازگی به همین نتیجه رسیدم که ما خودمون رو یه آدم توحیدی ومسلمون میدونیم ولی امان از شرک خفی که بزرگترین ترمز هست

من فک میکنم هر وقت که نگران وناراحت وعصبانی میشیم هر وقت طرح ونقشه واسه بقیه میکشیم که دمار از روزگار طرفی که ما رو ناراحت کرده در بیاریم همه وقتهایی که برنامه های بلند مدت میکشیم برای آینده و خودمون رو خیلی با هوش وبا برنامه میدونیم ما دچار شرک هستیم

به قول فلورانس اسکاول شین ما جلوی دست وپای خدا رو میگیریم تا خودمون کارها رو سر وسامان بدیم خدا هم ما رو به خودمون واگذار میکنه وبعدش تقصیرها رو میندازیم گردن خدا


3 سال پیش

پسرتوچقدرفوق العاده ای

همیشه کامنتهاتودنبال میکنم ولذت میبرم

احسنت بهت که چقدرباایمان وتوکل داری قدم برمیداری ومیبینم که به رشدعالی به لطف خدامیرسی به زودی زود


3 سال پیش

چقدر خوب بود عمو جمال عزیززززز،

منو دوستم کامنت های شما رو می‌خونیم میگم باز عمو کمال کامنت گذاشته، کامنتاشم که معلوم از اعماق وجودش میاد ،

کاملا حق با شماست همه این آموزه ها همه این گوش دادن این همه کامنت خوندن و کامل نوشتن و توجه به نکات مثبت و سپاسگزاری و و تحسین و تایید همه همه اینا ختم میشه به ««توحید»»»

چقدر همین کلمه توحید آرامش بخشه وقتی من به اون نیرو ایمان و باور داشته باشم هیچ موقع نگران نمیشم که الان مشتری دارم یا ندارم امروز خوب فروختم یا امروز فروشم خوب نبود وقتی به اون نیرو باور داشته باشم هیچ موقع نگران نمیشم همیشه در آرامش خواهم بود و در همین لحظه همین ساعت همین دقیقه همین ثانیه زندگی می کنم

بازم از شما سپاسگزارم بابت این یادآوری بابت این کامنت فوق العاده که قشنگ با تک تک سلول هام بازی کرد. سپاسگزارم


3 سال پیش

سلام به آقا جمال عزیز و دوست‌داشتنی 🌷، خدا رو شکر که عالی هستید.

تحسینتون میکنم که به این درک رسیدید، تحسینتون میکنم که توحید رو نه فقط توی حرف، بلکه توی عمل به من یادآوری کردید.

خدا رو شکر میکنم که به امنیت، به آرامش و رفاه و به آزادی رسیدید، واقعا دوستتون دارم.

چقدر تحسینتون میکنم، چقدر دوست دارم که به درکی که استاد عزیزم، شما و شاگرد زرنگ‌های سایت رسیدن، برسم، اما باید کار کنم و صبر داشته باشم.

خدایا شکرت که بعضی از دوستانم هستن که از تو برام بگن.

بهترینها رو براتون آرزو میکنم.

شاد و سلامت باشید.💝

سلام کوهنورد عزیز

دمتتتتتتتتتتتتتتت گرم

لذت بردم …. عجیب با این متن حس خوب گرفتم ما در تکاملیم تاهمیشه بوگاتی رو میخری مبارکت باشه از حالا ….

استوار چون کوه در مسیر بمانیم 🏔

کوه ها هم دارن بالا و بالاتر میره هیچی ثابت نیست ….

باعث افتخارمه خانواده ای چون شما دارم


3 سال پیش

آقا جمال ممنونم از اینهمه ظرافت و وسواس برای بیان دقیق و کامل نظرتون. واقعا برای من سودمند بود و بعد از ۳ سال کجدار و مریز کار کردن روی خودم از اول امسال که دارم جدیتر و عمیقتر روی باورهام کار میکنم کامنت های فوق العاده ارزشمندی مثل صحبتهای شما برام چراغ راه و قوت قلب میشه. اینکه ۵ ستاره هایی مثل شما و چند نفر دیگه از دوستان اینقدر قشنگ تبیین می کنند که اصل چیه و نتایج پرداختن به اصل چه چیزهایی میتونه باشه برای من بارز بود که متوجهم کرد دارم جاده خاکی میرم و باید فقط به اصل بچسبم.

اینکه اصل توحید و بهبود شخصیت رو بعنوان رکن و متن قبول کنیم و سلامتی و آرامش و امنیت و ثروت و روابط سازنده رو فرع و پیامد پرداختن به اصل در نظر بگیریم اولش ممکنه با مقاومت ذهن چموشمون مواجه بشه ولی وقتی روش اصرار بورزیم مایه شادی قلبی عمیق و آرامش که ثمره ایمان خالص هستند میشه. باعث میشه در هر شرایطی قلبمون باز باشه و سپاسگزار ریز و درشت زندگیمون باشیم.

من فکر میکنم دارم در به آرامش رسیدن موفق میشم و کنترل ذهنم برام آسونتر شده چون الان درحالی دارم این حرفها رو میزنم که لبخند رضایت از کل زندگیم، گذشته و حال، روی لبهامه، رابطه ام با همسرم روز به روز داره بهتر و زیباتر میشه، با دخترم بیشتر وقت میگذرونم و بازی میکنم و حس میکنم خیلی کمتر عصبی میشه ( حدودا ۴ سالشه و کمی پرخاشگر و لجباز شده بود). دارم به راحتی و آگاهانه باهاش بهتر رفتار میکنم. روابطم با خانواده همسرم بسیاررررر بسیار بهتر از قبل شده و کاملا باهاشون احساس راحتی و صمیمیت میکنم.

مایی که قبلا درآمد خوبی داشتیم در دو ماه گذشته درآمدمون صفر بوده و همه کارتها ته کشیدن ولی من واقعا حس خوبی دارم و میگم این جزیی از برنامه تکامل ماست و من بابت هرچیزی که دارم خدا رو شاکرم. مطمئنم که پول فراوان میاد و من بوش رو حس میکنم. چون من به خدایی توکل و اعتماد دارم که قانونی وضع کرده که یک ثانیه هم تنفس منو قطع نمیکنه. پس چطور ممکنه یک ثانیه روزی من قطع بشه. من با شادمانی سپاسگزاری میکنم و منتظر کامنت بعدیم باشید به زودی که بگم از در و دیوار داره پول و فراوانی واسم میباره. من تکه ای از روح خدا روی زمینم، او از رگ گردن به من نزدیکتره و من فقط از خودش میخوام.

خوشحالم که در جمع شما بزرگان هستم و ازتون می آموزم. 🌹


3 سال پیش

سلام آقا جمال

ازتون واقعا تشکر میکنم

خیلی زیبا و جامع بود

واقعا لذت بردم

مطمعانا شما همچنان پیشرفتی سعودی خواهی داشت شک نکن

واقعا درک کاملی از قانون رو دارین


3 سال پیش

عمو جمال خیلی لذت بردم از کامنت پرمحتواتون

بارها خوندم و میخونمش

اونجایی که گفتین در سایه توحید روی باورامون کار کنیم

و اونجایی که گفتین کدوم یکی از ما هرگز نگران آینده نبودیم

خیلی حال کردم

مرسی

در پناه خداوند،عاشق و ثروتمند ، شاد و سلامت باشید💜🌹

سلام و درود جمال جان عزیز

بسیار لذت بردم و استفاده کردم از کامنت زیبایی که نوشته ای و تحسین میکنم نگاه توحیدی ات را.

دقیقا به نکته درستی اشاره کرده بودید که زیر بنای همه چیز توحیده!

خدایی که این جهان فرکانسی را با این عظمت و دقت خلق نموده، کلید درهای نعمتش را زمانی در اختیار میگیریم که بتوانیم درکش کنیم و بهش اعتماد کنیم، آنوقت است که به قول شاعر میتوانیم پادشاهی کنیم . امیدوارم با این نگاه توحیدی شاهد موفقیت روز افزونت باشیم دوست عزیز. یا حق


3 سال پیش

سلام ، آقا جمال ،که واقعا نامتان به برازندگی کامنتتان زیباست ، واااای خدااای من کامنت شما حجت را برهمه تمامم کرد دقیقاااا همین چیزی هست که میفرمایید یعنی ماشالله به این حد از درک وفهم وشعور وآگاهی بینظیر شما، ..یعنی تهش اولش وآخرت ما می‌رسیم به خوده خداااااااااا، درسته دقیقااااااا ، مردد خدا ، از روی کامنت شما مثل زمان قدیم که معلما مشق میدادن باید هرروز وهر شب روزی ۲۰مرتببه مشق شب بنویسمم..یعنی نمیدونم چطوری ازتون تشکررر کنم ، همچینی خودشع همچییی، اون مشتری هم که میاد در مغازه ات خودش هس .. کس دیگری وجود نداره ، اون کسی که حتی نیاد در مغازه جنس یواشکی ازت می‌داده هم خودشع.. میخاد ببینهتو هنوزم بهش توکل واعتماد داری .. هنوز باورش داری ؟؟؟

آقا جمال ازت ممنونم .. اینجاست که ما معنی یدالله فوق ایدیهم رو می‌فهمیم…دست اون بالایهمه دستهاست .. باید در همه شرایط بالا وپایین شدن ها ا امشب داشته باشیم آرامشی از جنس هود خدااا.. باورت میشه یا نشه الان من در بحرانی ترین شرایط زندگیم در غربت فرنگ‌هستم وبا چالشی ترین مساله زندگیم رو برو شدم که هرکسی رو ممکنه خورد وله وخورده کنه ولی توکلم بخودش.. آرامشی سراسر وجودم را گرفته از جنس آرامش دریایی، … که هیچوقت خودمو اینقدررر آرام وخوشبخت ندیده وحس نکرده بوددم .. آرامش آرامش آرامش آرامشی از جنس خودش ..با درودهای فراوان


3 سال پیش

درود بر شما

تنها می‌تونم بگم که از شما بسیار آموختم و خدا را برای این همه لطفی که به ما داره سپاسگزارم ❤️.

ارادتمند شما

بسیار عالی ، احسنت مخصوصا این جمله ات عین چیزیه که من دنبالش بودم “من زمانهایی که درآمدم طی این سالها عالی بود، ندانسته قدرت رو به خدا داده بودم، و زمانهایی که درآمدم پایین اومده بود، سهوا و ندانسته قدرت رو از خدا گرفتم و دادم به فلان رئیس جمهور، به قیمت دلار، به برجام، به هزار غیر خدایی که در آن زمان به ذهنم میرسید.”

دمت گرم پسر

سلام آقا جمال عزیز

ممنونم از کامنت قشنگتون پیامو که خوندم به اون قسمت که گفتید لا تخافی و لا تحزنی رسیدم اشکم دراومد چون الان توی شرایطی هستم که خیلی از جنبه های زندگیم اصطلاحا رو هواست و کامنت شما جنسش از نوع آرامش بود که قلب نگران منو نرم کرد دیدید میگن نفوذ کلام واقعا همینه کلامتون آب روی آتیش بود🌹سپاس گزارم از شما و از خدای مهربونم


2 سال پیش

بنام الله یکتا و مهربان

سلام به آقا جمال عزیز و توحیدی

آفرین به شما چقدر خوب درک کردین و چقدر مسیرتون درسته

از همینجا فرکانسهاتون رودریافت کردم که و احساس خوبی گرفتم

داشتم فکر میکردم به کامنت شما و دیدم هر بار که عمیقا به شرایط و وضعیت کنونی خودم نگاه میکنم میبینم :

من که احساسم رو خوب نگه داشتم

من که قدم برداشتم

من که دارم عمل میکنم به الهاماتم

من که دارم باور های خوبی میسازم

من که هر وقت دنبال جواب مسائل زندگیم هستم خداوند بهم میگه

من که توجه میکنم به زیبایی ها ، به ویژگی خوب افراد ، من که تحسین میکنم

من که دنبال الگوی های مناسب برای ساختن باورهام هستم

پس چرا نتایج اونی که میخوام نیست

میبینم جوابش یک کلمه است توحید

همه مسیر رو انگار دارم درست میرم ولی ته دلم بعضی وقتا میلرزه ، نگرانم ، استرس دارم ، نکنه این کار جواب نده ، نکنه فلان اتفاق ناخوشایند بیافته ، نکنه نتونم درآمد بسازم و …..ده ها شرک دیگه از این دست افکار میاد سراغم

و چند وقتی هست که دارم سعی میکنم توحیدی تر فکر کنم و رهاتر باشم ودر عین حرکت کردن و تلاش ، همه چیز رو بسپارم به خدا و به خودم میگم پسر تو سمت خودت رو کار کن ، تو قدمت رو بردار ، عمل کن ، سمت دیگه رو خدا خودش انجام میده و در زمان مناسب اتفاقای خوب میافته ونتایج میان

و با این باور که خداوند قدم به قدم هدایتم میکنه وهمه چیز رو به من میگه (چون من رو دوست داره ، عاشقمه و بیشتر از من دوست داره که ثروتمند بشم) خیلی آرام میشم و یاد اون آیه قرآن میافتم که میفرماید : با یاد خدا قلبها آرام میگیرد

و چه چیز بالاتر از توحید ، خدایا شکرت که هر روز دارم بهتر وبیشتر توکل میکنم به خودت و تو شرایط نا امیدی یه صدایی از درون بهم میگه همه چیز درست میشه صبر داشته باش و فقط کارت رو درست انجام بده و نا امید نشو

خیلی ممنونم آقا جمال از کامنت خوبت ، برات بهترین ها رو از خداوند میخوام

این حرفا به ذهنم رسید و خواستم اینجا بگم

خدایا سپاسگزارتم


2 سال پیش

درود بر شما جناب معدن‌دار گرامی

من هم تازه این تمرین‌ها را جدی گرفتم. اجازه دهید تا یکی از تجربیات خودم را که در این روزها داشتم برای شما بگم.

اتومبیل قدیمی خوبی داریم که چند روز پیش خرابی داشت و به ناچار به تعمیرگاه بردیمش. اولش فکر می‌کردیم که خرج بالایی داشته باشه. ولی، من نگران نبودم و پیش خودم تجسم می‌کردم که، خدا پولش را خودش فراهم کرده و ما داریم باهاش می‌ریم مشهد و تو یک هتل پنج ستاره اقامت داریم.

امروز اتومبیل ما آماده تحویل شد. واقعا خدا خودش انجامش داد. هزینه تعمیر اتومبیل ما در حدود ده درصد آن‌چه فکر می‌کردیم شد که تازه برادر خانمم همش را داده بود. همسرم ازم پرسید که پول برادرش را می‌تونم بدم؟ منم گفتم آره میتونم بدم. پروردگارا خودت همه کاره‌ای و ما هیچ کاره‌ایم. در همین حین، یک مشتری عزیز برای دریافت محصول برای من پیام گذاشتند. با این پول، تقریبا چهل درصد هزینه تعمیر تامین شد و یقین دارم که تا همین فردا و یا آخر امشب، باقی و حتا بیش از آن‌هم به ما داده میشه.

خدایا پروردگارا، تو همیشه هوای ما را داری. از شما خواهش می‌کنم کاری کنی که ما هر روز و هر دم باورهای خودمون را نسبت به شما که از همه کس مهربان‌تر هستید درست کنیم تا به شکل روزافزون شامل نعمات و برکات و ثروت‌های ناب شما شویم.

ارادتمند شما

دمت گرم عمو جمال اصلا کاری با پاسخت کردی که بدونم یه کشتی فقط سکان نداره بکه بادبان و لنگر و موتور و جهت هم داره و این سایه ی توحید = سکان کشتی هستش اما در کنارش همه ی المان ها باید رعایت بشه ولی باز ساده ترین و اصلی ترین سوال سکان همان که قدرت را به خدا بدیم

قلبم آروم شد و من ترمز هامو امشب پیدا کردم

– کار یدی و سخت پول میسازه!!

– باید پوستت کنده بشه و فلان

– برای کس دیگه باید کار کنی تا پول بیاد

– ایمان نداشتن به توانایی و پولسازی آسان و غیر فیزیکی

و….

دنبال پاسخ اساسی بودم که پاسخ شما حال دلمو قرص کرد و بهم آرامش و وحدت درونی داد البته که بیکار نمیشینم و روی باور ها و آرامش و احساس خوب و تمرکز و غیره کار میکنم اما توحید راس تمام است

قدرت فقط خدا

هدایت فقط خدا

پول فقط خدا

نعمت فقط خدا

حرکت از من اما حساب فقط روی خدا

تا تهش فقز خدا

و آخر خدا

دمتون گرم


2 سال پیش

درود بر شما دوست گرامی

چه اندازه زیبا و پندآموز نوشته‌اید. من که درس‌ها گرفتم. از شما برای وقتی که گذاشتید و این همه زیبایی را با ما به اشتراک گذاشتید، سپاسگزارم.

من هم در این مدت تلاش کرده‌ام تا نگرانی‌ها را از ذهنم بیرون کنم و تا می‌توانم در اکنون زندگی کنم. نمی‌گویم که کاملا موفق بوده‌ام، ولی تلاش می‌کنم که حتا در منفی‌ها هم، نکات مثبت بیابم و به آن‌ها به‌عنوان دست و زبان خداوند و پروردگار نگاه می‌کنم که برای راهبری من، این به ظاهر منفی‌ها را سر راه من گذاشته تا من پیوسته به بلوغ فکری بیشتر و بیشتری برسم.

ارادتمند شما


2 سال پیش

سلام دوست عزیز

فقط میتونم بگم عالی بودین و بهترین پاسخ رو دادین.ما همه در توحید لنگش داریم


2 سال پیش

و خیلی سپاسگذارم

جمال جان واقعا مطلب رو خوب ادا مردی از ایکس و ایگرگ رسوندی به توحید و آرامش

راستی چقدر با عکس پروفایلتون حال کردم

چقدر لذت بردم از این عکسی که انداختیم چقدر آرامش و خوشبختی می‌باره از این عکس


2 سال پیش

سلام و عرض ادب

این پاسخ رو من به سوال یکی از دوستان نوشته بودم، که امروز چون ایمیلم اومد که یکی از عزیزان زیرش کامنت گذاشته رفتم و دوباره خوندمش، این پاسخ میتونه نه تنها در جذب رابطه بلکه جذب پول و ثروت و جذب هر خواسته ایی تاثیرگذار باشه، اگه حوصله کردین بخونین شاید خالی از لطف نباشه، در مورد “کسب لیاقتِ خواسته هامون”

https://abasmanesh.com/fa/aghlekol-question/%d8%b1%d8%a7%d9%87-%d8%ad%d9%84-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b9%d8%af%d9%85-%d8%b4%da%a9%d9%84-%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b7%d9%87-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%a8/?ans-page=1/#top

بنام تنها رب جهانیان

امروز داشتم سوره مریم رو میخوندم و آیات ۲۱ تا ۲۶ خیلی برام آگاهی داشت

در این آیات میگه وقتی مریم درد زایمان اومد سراغش میگه کاش وجود نداشتم ، بعد خدا بهش میگه نگاه کن به جوی آبی که از زیرت جاری شده و از خرما بالا سرت بخور و غمگین نباش

از صبح تا همین لحظه این آیات تو سرم میچرخه

میخوام درکم و بنویسم که بی ربط نیست به موضوع توحید که شما به زیبایی تفسیر کردین و واقعا به نظر منم توحید ، شاه کلید تمام درهاست.

مریم نماد تمام آدم هاست ، و درد زایمان یکی از عظیم ترین دردهایی که انسان میکشه ، طوری که میگن انگار استخون‌هات از هم باز میشه !

خدا داره میگه اگه همچین دردی اومد سراغت ( ورشکست شدی ، بهت خیانت شد ، عشقی و از دست دادی ، بچه ات مُرد ، آواره شدی ، معتاد شدی ) هر دردی که از شدتش احساس کردی داره استخون‌هات از هم باز میشه!!

میدونم که نا امید و نگران و پر از ترس و خشم و غم میشی اما بجای آرزوی مرگ کردن به زندگی نگاه کن که مثل آب در جریان ِ و توکل کن به رحمت و فضل خدا ( خرما ) و بخور و بنوش و غمگین نباش !

بعد در آیات بعدش خدا میگه ما هدایت می‌کنیم هر کسی که جویای هدایت باشه !!!

من عاشق توحید ام

اصلا ی جوری احساس آدم و زیر و رو میکنه که با کلمات نمیشه توصیفش کرد

خدایا شکرت برای همین لحظه باشکوه اکنون


2 سال پیش

سلام آقا جمال دوست و برادر عزیز …

بارها از خوندن کامنت های شما لذت بردم و یاد گرفتم ممنونممممم …..

امشب برف میاد ، من شکرگذاری کردم ، از خودم‌ نوشتم‌ و توی ارتعاش و احساس خوبی بودم کامنت شما رو که خوندم احساسم بهتر هم شد .

نوشتم که هم تشکری کرده باشم ازتون و هم توی پروفایلم ثبت بشه و دوباره و دوباره هم کامنت شما و هم جواب دوستان عزیز رو بخونم‌.

الهی شکر که با عزیزانی مثل شماها همکلاس هستم ….


2 سال پیش

خییلی ممنونم دوست ارزشمندم

خییلی درسهاگرفتم ازگفته هاتون بخودم اومدم مسیرروشن شدبرام وحرفاتون مثل نورتوی تاریکیه برام فهمیدم‌ک ایرادکارکجااست واین نشانه فوق العاده امروزم‌بودواینوتوی تمرین ستاره قطبی قیدکرده بودم وخداااوندچققدرمنظم ودقیق پاسخ میده شمادستی ازدستان خداشدیدوخداروشکرمیکنم برای وجودشما

الهی ک همیشه شادوسربلندباشید


2 سال پیش

سلام خدمت آقا جمال گل

کامنتتون عین آرامش بود برام

انگار یه قوت قلب تازه درست تو زمانهایی که حس روزمرگی میاد سراغت

بازم خداقوت و دمتان گرم هم خانواده عزیز🙏🙏🙏


2 سال پیش

به نام الله مهربان

به نام خداوند هادی و هدایتگر

سلام به دوست توحیدی و عزیز آقا جمال

آقا دارید در خصوص من صحبت میکنید

یا ن ۱۱ماه پیش برای من اینو نوشتید

منو میگید دیگه

همه اینها منم منم منم

منم ک هر روز تلاش میکنم ک خب الان کدوم دوره کدوم فایل کدوم جلسه

خب الان چی ستاره قطبی

وای شکرگزاری نکردم ک پس امروز ن شکر گزاری کردم ولی نکنه با احساس نبوده

گاهی یه جور رابطم با خدا وصل میشه قشنگ توی آغوش خدام و با فرشته ها همنشین

یه روز دیگه هیچ جور نمیتونم ارتباط بگیرم

من هر روز تلاشم اینه ک هر کار خوبی انجام دادم سریع بگم ببین حواست باشه اعتبار این از خداست من کسی نیستم بدون خدا

وقتی حالم خرابه میگم یعنی چکار کردم چی شد پس

چند مدتی هست احساس میکنم مدارم اومده پایین با اینکه دارم دوره هایی ک دارم از سر میبینم

مشکل میدونید کجاست دقیقا اونجایی ک من نمی‌دونم چقدر خدا رو باور دارم چقدر بهش اعتماد دارم

من نتیجه گرفتم و نتایجم میگن ببین مسیرت درسته

ولی یه چیزی این وسط باعث میشه پایدار نباشن

و اونم همین توحید هست

چند روز پیش یکی از دوستان شاگردهای خوب استاد بهم حرفی زدن گفتن ببین تو خدا رو واقعا باور داری یا سعی داری ک خدا رو باور کنی

و من یک هفته تمامه دارم روش فکر میکنم و از خدا خواستم ک منو هدایت کنن

امشبم گفتم ببین خدا جونم من از بچگی عاشقت بودم و تنها همدم و همصحبتم بودی نمی‌دونم چقدر باور مخرب دارم چقدر شرک دارم و هنوزم خودم رو نشناختم ولی می دانم ک منو هدایت میکنی مثل تمام این سالها

آگاهانه یا ناآگاهانه در مسیر تو و سمت تو بودم

خدایا خودت بگو من چه باوری دارم نسبت بهت

و امشب ک اومدم توی سایت کلیپ تماشا کنم خداوند گفتن پاسخت توی عقل کل هست و منو آوردن اینجا

الان دیدم شما چقدر خوب و زیبا توضیح دادید این باور قلبیه نشانه های چی هست

من از خداوند می‌خوام ک بهم پاسخ بدن

من که به خدا توکل میکنم

من ک این مدت ک اومدم سایت بسیار آرام تر شدم

من ک اینقدر حالم با خودم خوبه ک دیگ لوازم آرایش استفاده نمیکنم

من ک دیگ دوست ندارم توی فضای مجازی باشم و فقط دوست دارم بیشتر خودم رو بشناسم میشنیم و می‌نویسم کتاب میخونم قرآن میخونم ذکر میگم

اما باور توحیدی واقعا باور کردن خدا باور کردن به تمام معنا یعنی بگه بشین بشینی بگی حتما توی نشستنم حکمتی داره

بگه برو بگی خب میرم تهش مسیرش هیچی مهم نیست

من اینو دنبال این باورم

خدایا خودت منو هدایت کن به مسیر درست .سپاسگزارم از شما چقدر خوب و عالی مثل بقیه کامنتاتون عالی توضیح دادید و من وارد ی چالش دیگ شدم.

در پناه خدا باشید

چقددددر کامنت شما ،برام تاثیر گذار و با مفهموم بود،تو خط به خط کامنت اینطوری بودم که عه آره ، انگار منو میگه ، فلان جا فلان جا فلان جا ، هرجا ک فقط از خدا خواستم چون میدونستم که بجز اون هیچ کس دیگه ای نمیتونه درستش کنه ،درست شد ،هرجا از خدا خواستم اما ته ذهنم ،امیدم به فلانی بود ،به بدترین شکل ممکن خراب شد ، متاسفانه پاشنه آشیل من همین توحید هست ،همونجا که گفتین میتونی نگران نباشی ، دیدم نه نیستم ، اینطوری نیستم و خیلی فاصله دارم تا به اونجا برسم

خدای دروغینی ک برامون ساختن هنوز خیلی خدایی می‌کنه تو ذهن من ، اینکارو نکن خدا ناراحت میشه ، اون کارو نکن خدا مار میندازه گردنت ، موهات معلوم نباشه خدا از موهات آویزونت می‌کنه و هزاران چرندیات و تهمت های ناروا که به خدا زده شده و باورهای غلط ک به ما رسیده ، همه چیز توحیده ،حتی بنظر من عزت نفس و احساس لیاقت هم از توحید میاد ، اگه من حقیقت خدارو بشناسم ، درست بشناسم و بدونم که من هم بخشی از خداوند هستم ،من هم خالقم ،نگاه من و تمرکز من خلق می‌کنه ،اون وقته که میگم وَوووو خدای من ،تو چه شاهکاری کردی با آفرینش من و تو چی آفریدی و من چقققدررر ارزشمندم و من چقددددر لایق همه چیز های خوب هستم چون من بخشی از تو هستم و تو همه چیز هستی

پس همه چیز توحید و توحید و توحید هست ،ممنون از کامنت فوق العاده تون که دریچه ای از آگاهی رو برای من باز کرد

پیروز باشید 🙏

درود

الان که دارد می نویسد اوست.نه من

از کامنتت کلی اشک ریختم.

بعداز چندین سال فرازو نشیب به

قول استاد دلها یه کوچولو توحید

درک کردم..

دیشب داشتم فایل ابراهیم عید

قربان راگوش میکردم واستاد.

چند درصد میتونیم .چاقو به

گردن فرزندمون بگیریم…..

وخوداستاد گفت من که نمیتونم

ارزو دارم هر کس تو این مسیره

موفق بشه به شرط باور به شرط

استمرار……و می شود.

شاد ثروتمند با احساس خوب

وهروز خلق کنید.

اگه ما می فهمیدیم چه خدای خوبی داریم

هر روز ارزوی دیدنش میکردیم.به شرط

پاکی دل.

داداش جمال عزیزم

عالی بود

دقیق و ریزبین توضیح دادی

واقعا یکی از کامنتهای بود که لذت زیاد بردم …..😘❤🌹


2 سال پیش

سلام اقا جمال

خداراشکر میکنم که به کامنت شما هدایت شدم و یه چراغی تو ذهنم روشن کردی که چند وقت بود که خاموش شده بود و خیلی راحت با مثالهایی که زدید باور توحیدی دوباره برام اشکار شد

من چند وقتی بود که درامدم کم شده بود و حتی میخام بگم صفر شده بود تا اینکه امروز دنبال حل این مسئله بودم که خداوند کامنت شما رو برام اورد که بهم فهموند که اشکال کارم کجاس و فهمیدم اره درسته من همش تو ذهنم از افرادی پول میخام دارم مرور میکنم که فلانی اینقدر بهم بدهکاره یا به فلانی زنگ بزنم که پولم رو بده اما امروز فهمیدم که من همش از دیگران درخواست دارم و به زبون دارم میگم که از خدا میخام .

مهم نیستم که چی میگم مهم اینه که چه فرکانسی ارسال میکنم اگر منهمش تو ذهنم از دیگران درخواست کنم و از دیگران بخام خب خدا هم میگه برو از دیگران بگیر اما وقتی امروز روی این باور کار کردم که خدا از جایی که فکرش رو نمیکنی بهت میده به چند ساعت نکشید که واریز پول داشتم .

چقدر این جهان ساده و راحته و با افکار و باورها میشه ثروت رو جذب کرد

خیلی ممنون که من رو و افراد دیگه رو اگاه کردید تا درک کنیم چطور ثروت بسازیم

در پناه الله یکتا شادو ثروتمند باشید


2 سال پیش

احسنت سپاسگذار خداوندم که در راه هدایت و باور و ایمان به خداوند بزرگ و مهربان قدم گذاشتم

سلام به همه دوستان و جمال عزیز

از جایی که استاد عزیزم به من یاد داده که هرجایی هر چیز خوبی رو دیدم تحسین کنم

شما رو واقعا تحسین میکنم

واقعا از این همه توضیح و مثال های قشنگتون لذت بردم

دمتون گرم

روز به روز خوشحال تر و پولدار باشین 🤚❤️


2 سال پیش

چقدر برای من بودچقدر اشک ریختم چقدر حس خوبی بود چقدر احساس میکنم هرلحظه باید با خدا زندگی کنم چقدر باید هممون روی توحید بیشتر کار کنیم چقدر با توحید زندگیمون لذت بخشه

من جز انسانهای خوشبخت این زمین بودم از اول فقطم بخاطر اینکه از بچگی زود تنها شدم خداوند دوتا خواهر دوقلو بهم داد که باهم جفت بودن اصلا منو از خودشون نمیدونستند و همیشه خاستن خودشیرینی کنند و بیشتر تو چشم باشند من از همون ۴سالگی میدونستم یه خدایی دارم که با من حرف میزنه هوامو داره از همون موقع باهاش حرف میزدم انقدر تنها بودم که تو کمترین سن ممکن ازدواج کردم و حاصل زندگیمو نگم براتون که سراسر خیر نعمت فرزندانم مثل الماس همه چی تموم و موفق شکر خدا همسرم عشق و مهربونی خدا و نعمت و فراوانی و پول هم همینجوری خداوند فقط میبارید برامون خیلی خوشبخت بودم که دلم خدای واقعی و میخاست با استاد اشنا شدم وضعیت مالیم زندگیم همه چیم روز بروز داره طبق قانون به لطف خدا بهتر بهترم میشه انگار بعضی وقتا تو خوابم انقدر زندگیم بهشته شکر شکر شکر

چقدر نوشته هاتون من و به فکر فرو برد فهمیدم که اگر خوشبختم اگاهم ثروتمندم دقیقا بخاطر پناه بردنم از بچگی به پروردگارم بوده تازه پروردگاری که هنوز کامل نشناختمش اگر به قول شما توحیدی نر عمل کنیم چه ها شود

کاش همش راجع به توحید استاد بگه برامون


2 سال پیش

درود بر شما جمال خان گل

دقیقا درست می‌گوئید. آره و دقیقا داشتن احساس خوب در هر حال کاری آسان نیست و کار هرکسی نیست! البته اولش سخته ولی وقتی یه مدت که رو خودت کار کنی، کم‌کم آسون‌تر و آسون‌تر میشه.‌ولی، دقیقا همین جاست که پاشنه‌ی آشیل ما خودشو نشون می‌ده و اونم اینه که فکر می‌کنیم همه چیز دیگه درست شده و دیگه لازم نیست کاری بکنیم و از همین‌جا رکود و سقوط آغاز میشه!

امروز داشتم پیاده‌روی می‌کردم و به معجزات الهی( ابرها، آسمون آبی، درختان تو خیابون، یاد و نسیم خوش، رقت و آمد مردم، پاهام که داشتم به کمک اونا راه می‌رفتم و البته بقیه‌ی اندام و اعضای بدنم و همه چیزای پیرامونم) نگاه می‌کردم. یه چند وقتیه که داره دوباره کسب و کارم رونق سابق را به‌دست میاره و از این بابت از خدای یگانه و تنها فرمانروای جهانیان بسیار بسیار بسیار سپاسگزارم. البته می‌دونم که از همه چیز مهم‌تر، پیوستگی و تداوم است!!! اینه که آره کار همه نیست! آره اینه! آره پیوستگی و پایداری و اعتماد به وعده‌ی خدا( که مثل وعده‌ی بندگانش وعده‌ی سر خرمن نیست)، کار همه کس نیست!

از خدا می‌خواهم که برای همه‌ی ما راه را باز کنه و همیشه با دل‌گرمی‌هاش ما را تو مسیر نگه داره و به ایمان ما بیفزاید! می‌دونم که هر چیزی که داریم( از همه مهم‌تر تندرستی و ایمان ما) از اوست و چیزی از خودمون نداریم و به هر چیزی که از خدا به ما می‌رسه نیازمند و گدا هستیم!

به خدا میگم: خدایا تویی که می‌دونی تو سر مشتری‌ها و مردم و هر کسی چی می‌گذره و در بهترین حالت هم من نمی‌تونم افکار مشتری‌ها را بخونم و حدس بزنم و این تویی که همه چیز را می‌دونی و درواقع تویی که می‌خری و تویی که می‌فروشی! پس خودت کمک کن که ایمانم بهت بالا بره و باورم از تو بالا تر و بالاتر بره! تا این‌که همیشه زندگی کنم و به سوی توحید نزدیک‌تر و نزدیک‌تر بشم و در مسیر بمانیم!

برات بهترین‌ها را از درگاه خداوند یگانه آرزومندم.

ارادتمند شما

سلام و درود بر جمال عزیز و دوست داشتنی

۲سال پیش برای امروزم نوشتی تا باور توحیدی ام قویتر بشه و چقد اوایل کامنتت حالم گرفته شد که گفتی همه چی سخته دشوار کفتم این جی میگه در تمام فایل ها استاد داره از آسونی کار حرف میزنه این اومده ذهن مارو داره به سمت نابرده رنج گنج میسر نمیشود میبره ول کن باباااااا چی داری میگه میخواستم ادامه ندم تا اینکه یچیزی تو دلم گفت برو جلوتر چرا داری کم میاری اگه این حرف و قبول نداری نترس بخون ببین آخرش چی میشه بعد قبولش نداشتی بیخیالش شو فراموشش کن چون این باور دوستته نه تو و با یکبار خوندن باورت خراب نمیشه اگه بخواد ایتجوری فکر کنی که هیچی مجیدددد این شد که رفتم جلوتر دیدم به بهههههه چقد کارت درسته چه حالی کردم بابت تحلیل بسیاااااار قشنگت که آره درسته همه المانارو باید داشته باشیم تا به توحید برسیم که توحید آخره کاره تمام کنندس که میشه اول و وسط و آخر هر کاری ازش بهره برد و چقدددد زیبا دست مارو رو کردی که گفتیم خوب ماهم میدونیم توحید اصله بقیه فرعن و وقتی نوشتین آیا تو فکر میکنی توحید و درک کردی اگه درک کردی چرا با کوچکترین مشکل میزنی تو جاده خاکی اینجا چراغی در درونم روشن شدد که ازاین به بعد قویتر باشم و گوش بزنگ تا بتوانم توحید را خیلی زیباتر در درونم نهادینه بود استوار و زنده اش نگه دارم جمال عزیز دوست توحیدی من خیلیییی لذت بردم از پیامت خیلی لذت بردم از لینک کامنت احساس لیاقتی که به در جواب سوال خانم رضوی گذاشتی اینجا رفتم خوندم وچقدددد آگاهی نابی داشت برام مخصوصا که الان چندوقته دارم فایل معرفی احساس لیاقتو گوش میدم و جملات تاکیدی و روز وشب تکرار میکنم دمتگررررررم دوست خوب توحیدی ام کامنتت برام روشنایی نابی داشت مممونم

وسپاسگزار خدایم هستم که مرا سوپرایز میکنه با آدمای خوب و باعشقش دم خدام گررررررم


1 سال پیش

سلام دوست عزیز

بسیار لذت بردم از خواندن کامنت شما

واقعا توحید کلید واژه خوشبختی است

من پسرم که ١٣ ساله و به گفته پزشکان اتیسم است مدتی بود دچار حملات عصبی میشد بطوریکه من و همسرم رو کلافه کرده بود روزهای بسیار سختی را گذراندیم داروها جواب نمی‌داد و بد ترش کرده بودن

من که چهار سال است با استاد واموزه های گرانقدرشان آشنا شده ام و عاشقانه هرروز فایلهای ناب ایشان را گوش میدادم به خدا پناه آوردم. و نه عاجزانه بلکه عاشقانه از او خواستم پسرم را نجات دهد داروها را به فرمان خودش(ندای درون) قطع کردیم گوشی موبایل را ازش گرفتیم دستور داد اورا به استخر ببرید همه اینها اجرا شد و پسرم الان ده روز است هیچ حمله ای نداشته و انگار نه انگار روزگاری آنقدر زندگی ما را متأثر کرده بود.

توحید توحید توحید. هیچ چیز نمی‌تواند در زندگی ما موثرباشد اگر به آن قدرت ندهیم و واقعا ایمان داشته باشیم زندگی ما دست ماست

خدایا هزاران بار سپاس


1 سال پیش

مرسی از شما که پاسخ سوال من هم بود چه زیبا و شیرین گفتین احسنت بهتون


1 سال پیش

سلام به شما دوست عزیزم

خیلی خیلی گفته هاتون به دل نشست مخصوصا اونجایی که گفتید من آرامش دارم توی زندگیم روزهایی که کسب درآمد خوبی داشتم آرامش داشتم و حتی اگه درآمدم کسب نکردم آرامش داشتم من حدود یک ساله کسب و کارم رو راه انداختم قبلا اگه یه روزی درآمد نداشتم کلا بهم میریختم اما الان نه نمیگم خیلی خیلی خوب شدم ولی به اندازه ای که کارکردم میتونم ذهنم ذو کنترل کنم و نزارم به بیراهه بره ممنونم از کامنت با ارزشتون لذت بردم.


1 سال پیش

دیدگاه شما عالی هستش

خداروشکر که تونستم امروز هم مدار با این دیدگاه بشم با اینکه دو سال ازش گذشته

چندوقت هستش به یک تضاد عجیبی برخوردم و جالب اینکه هر وقت نشانه ام رو میزدم همه اش از سفر به آمریکا و زندگی در بهشت میومد و من تعجب میکردم

این به این معنی هستش که خدا هی داره بهم میگه سحر وابده،رها کن برو از زندگی لذت ببر و بسپارش به من

من فکر میکردم رها هستم‌

امروز که دیدگاه شما رو خوندم متوجه شدم من نگرانم،من رها نکردم،من توحید رو در حرف دارم نه در عمل

امیدوارم از امروز بتونم توحیدی تر عمل کنم و این ردپایی باشه از خودم برای آینده خودم


9 ماه پیش

سلام و درود

یکی از ترمزهای ذهنی برای جذب ثروت

اینه از بچگی شنیدیم

…..

که تا میتونی باید شرکتهای بزرگ استخدام بشی یا استخدام ادارهای دولتی بشی این شرکت‌های کوچک درپیت.

درب داغون نری شرکتی برو بیمه درست رد کنه حقوق سر برج واریز کنه و کلی مزایا داشته باشد

از بچگی همین ها را شنیدیم

درصورتیکه برای جذب ثروت مهم نیست شرکت بزرگ باشی یا شرکت کوچک

مهم نیست مغازه کار کنی یا اداره دولتی

ولی مهمه که باور کنی رزق تو را خدا میدهد آن شرکت بزرگ یا کوچک . آن مغازه یا آن ماشین فقط دست خداست که رزق تو از طریق آن به تو داده میشود

خیلی وقتها اگه از حقوق ات کم بشه ناخودآگاه میگی شرکت

میگی سرپرستم میگی مدیر عامل حقوقم ندادن اینها شرکه مگه شرکت مگه مدیر عامل مگه سرپرست اصلا قدرتی داره که رزق را وارد زندگی ات کنه. آن مدیر عامل از یک دقیقه بعدش خبر نداره…..

باید باور کنیم که رزق تو را الله مهربان می‌دهد اصلا مهم نیست چه شغلی داشته باشی آن شغل فقط یکی از دریچه هاش هست که رزق وارد زندگی ات بکنه

یاپروردگار،

بشدت عالی بود،

بشدت درک کردم،

بشدت حال کردم

و بشدت باید عمل کنم

توحیدی رفتار کردن مهم ترین اصل زندگیه،

دمت گرم،خیلی قشنگ توضیح دادی و ازت سپاسگزارم

راست میگی دقیقا زیرسایه توحید همه چیز خودش درست میشه

احساس خوب یعنی اعتماد به خدا

همچنین اعتماد به خدا یعنی حس خوب

و ازت برای این قشنگ توضیح دادنت سپاسگزارم ،باید عمل کنم،ممنونم

شکر

7

درود دوستان عزیزم
من یکی از باورهای مخفی که درخودم پیدا کردم و سالها قبل داشتم این بود که میگفتم خدایا من پولدار بشم، بعد با ثروتم مدرسه و بیمارستان و خیریه و ….. میسازم
خب این باور مستقیم از باور کمبود لیاقت برای ثروتمند شدن میاد، یعنی من باور نداشتم که لایق ثروتم و خدا بهم بده و من بجاش بیام مدرسه بسازم، انگاری معامله بود
غافل از اینکه باور فراوانی و لیاقت میگه که خداوند بی نهایته و نعمت و ثروت به اندازه بی نهایت درجهان وجود داره و من بدون اینکه بخام شرطی بزارم یا قولی بدم لایق تمام ثروت ها و سلامتی و نعمت و آسانی و فراوانی هستم
درمورد باور مخرب برای خیریه ساختن هم بنظرم این بود که من فکر میکردم میتونم منجی دیگران باشم، غافل از اینکه هرکسی هرجایی هست سرجای درستشه، غافل از اینکه من تنها خالق زندگی خودمم و هیچ تاثیری در زندگی دیگران ندارم

البته بعدا که با سایت و مخصوصا با آیات قرآن، و مخصوصا به شناخت درستی از خداوند و ماهیت خداوند رسیدم، متوجه شدم که اصلا ما درمورد یک کدخدا یا پادشاه صحبت نمیکنیم که بخاد معامله کنه باهامون، ما با یک سیستم طرف هستیم که جنسش از انرژیه و در تمام ابعاد بی نهایته
خلاصه که دوتا از باورهای اصلی کمبود و عدم لیاقت درگوشه ذهن من بوده که قطعا تا ابد هم خواهد بود و همواره باید روشون کار کنم
پس نتیجه میگیرم که من فقط و فقط بدلیل اینکه به این دنیای مادی توسط خداوند و بعنوان خلیفه و جانشین خداوند دعوت شده ام، لایق تمام نعمت ها و ثروت های بی نهایت خداوند هستم و دنیا دنیای فراوانی است و درتمام ابعاد زندگی همه چیز بی نهایت است و برای ثروت و سلامتی و نعمت و روابط خوب و …. هیچ انتهایی نیست

درپناه رب وهاب و کریم


15

سلام
من باور کمبود و باور فراوانی کمه و باور لایق نیستم رو دارم
امروز هدایت شدم به این صفحه خیلی باور های خوبی گفته بودید
یکی اینکه از خودمون بپرسیم که چرا پول میخوام چرا ثروت میخوام چرا میخواهیم موفق بشیم
من الان یک مغازه لباس فروشی دارم کوچیکه ولی درآمدم خوبه
الان میخوام برم سمت انلاین شاپ اینو بگم که که اول دست فروش بودم
چرا میخوام برم سمت انلاین شاپ
چون میخوام راحتر بشم و آسون تر بشم
بتونم بیشتر روی خودم کار کنم
وقتی من دست فروش بودم خیلی برام سخت بود لباس هارو جا به جا میکردم بعد باید پهن میکردم و بعد جمع میکردم
اینجوری و خیلی سختی دیگه داشت
الان خیلی راحتر شدم میخوام از این هم راحتر بشم
میخوام یک پیج داشته باشم که فقط ویدیو بزارم و ایده رو خداوند بهم بگه و فقط من اجرا کنم و نتیجه خودش بیاد
و خیلی دارم روی این کار میکنم که خداوند افراد رو هدایت میکنه از من خرید کنن افرادی که به دنبال کار های من هستند
نه همه ادم ها و بازم چرا میخوام این افراد بیان چون نمیخوام که باهم کار کنم تازه افرادی که کاری ها من رو نمیخوان و الکی من دنبال میکنن و خرید نمیکنن نمیخوام که میلیونی فالوور داشته باشم میخوام میخوام با هزار نفر یا ،10هزار کنم یا اصن 5نفر کار کنم ولی همه این افرادی باشن که از من خرید کنن
چون نمیخوام الکی تو دردو باشم حتی نمیخوام تبلیغ کنم چون میدونم اون داره کار هارو انجام میده
مثال شم هست یکی از آنلاینشاپ میگه و من خودم دیدم
که آقا پست ما 70تا 80لایک میخوره ولی تعداد فاکتور ها بیش از 100ها هست میگه پست ما 6تا 7هزار بازدید میخوره ولی 8هزار کار ما فروش میره وتمام میشه اینم کارش بدون تبلیغ هست
چرا میخوام ثروتمند بشم میخوام که راحتر باشم میخوام زندگی خیلی راحت داشتم میخوام به خودم ثابت کنم که میتونم به همه چیز برسم و به ثروت زیاد چون میخوام به نعمت بیشتر برسم چون میخوام به گسترش جهان کمک کنم
چون میخوام حس پولدار شدن بچشم میخوام به آزادی مالی آزادی زمانی و آزادی مکانی برسم
میخوام طمع زندگی خوب رو بچشم
و در آخر خداوند عاشق افراد ثروتمند هست


22

به نام خداوند مهربانم

یکی از ریزترین باورهایی که داشتم و نمی‌دونستم داره جلوی نعمت رو می‌گیره، این بود که “من باید برای دریافت نعمت، زحمت بکشم و رنج بکشم.”
یعنی چی؟ یعنی یه گوشه‌ی ذهنم باور داشتم که نعمت‌های بزرگ، آسون نمی‌رسن.
اگه آسون بیاد، یا یه جای کار میلنگه، یا لیاقتشو ندارم، یا اینکه یه‌جوری قراره ازم پس گرفته بشه!
این باور باعث شده بود ناخودآگاه هر وقت یه چیز خوب وارد زندگیم می‌شد، یه ترس پشتش باشه، یه اضطراب، یه فکر که:
«نکنه اینم ازم گرفته بشه؟ نکنه قراره بعدش یه مصیبت بیاد؟»
و این یعنی خودم داشتم با دست خودم نعمت رو از زندگیم پرت می‌کردم بیرون…
تا وقتی فهمیدم:
خداوند بخشنده‌تر از اونه که بخواد رنج بکشم تا لایق باشم!
او خالق عشقه، و عشق، بی‌قید و شرط می‌بخشه.
فهمیدم لایق بودن، ربطی به زجر کشیدن نداره.
فقط کافیه خودمو لایق بدونم و با آرامش و عشق، دریافت کنم…
اون روز که این باور رو دیدم و با عشق رهاش کردم، انگار یه بار سنگین از دوشم برداشته شد…

گاهی وقتا اون باوری که بیشتر از همه جلوی نعمت رو گرفته، اونیه که انقدر عمیق و پنهانه که حتی به ذهنمون هم نمی‌رسه کشفش کنیم!

من متوجه شدم که یکی از ریزترین و پنهان‌ترین باورهایی که جلوی ورود نعمت به زندگی‌ام رو گرفته بود، این بود که باور داشتم “نعمت باید از مسیر مشخصی بیاد.”
یعنی چی؟ یعنی همیشه منتظر بودم از کار، یا از یک شخص خاص، یا از یه معامله خاص، پول بیاد.
و وقتی اون مسیر بسته می‌شد، حس می‌کردم دیگه راهی نیست، در حالی که جهان پر از بی‌نهایت راهه…
اما این باور، مثل یه تنگنا، دریچه‌های نعمت رو محدود می‌کرد.
وقتی اینو دیدم و رهاش کردم، و به خودم گفتم:
“من نمی‌دونم از چه راهی، ولی می‌دونم که نعمت از راهی میاد که اصلاً انتظارش رو ندارم”،
یه حس سبکی و آزادی اومد سراغم. و دقیقاً از همون روز، اتفاقات غیرمنتظره شروع شد…
گاهی همین باور ساده که نعمت باید از فلان جا یا فلان کس بیاد، باعث میشه نعمت‌های بی‌نهایتِ خدا رو نبینیم.
من فهمیدم وظیفه‌ام فقط یکیه: فرکانس بالا، ایمان کامل، و اجازه دادن به خدا برای رساندن نعمت از راه‌هایی که فقط خودش بلده…

یا حق



2

واقعا بالاترين و معتبر ترين باور توحيد و يگانگي البته در عمل اعتقاد نه بلكه اعتماد ان شاء الله همه بتونيم تك تك شرك هاي خفي رو از خودمون بزدايم ❤️❤️❤️❤️🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻

واقعا چه باور خوبی را پیدا کردین ،دقیقا فکر میکنم یکی از بزرگترین باگ های ذهنی من هم هست.من وقتی که بچه بودم یادمه که تا با خواهر و برادرام یا همسن و سالهام میگفتیم و بلند بلند میخندیدیم مادرم میگفت هیس یواش بخندین چون غم پشت دره و به محض اینکه کسی بخنده بعدش غم میاد سراغش ،میگفت بعد هر خنده ای گریه ای هست و من تو بچگی این را باور کردم و انگار دنبال الگوهاش هم گشتم و پیداش کردم توی فک و فامیل که بعد هر خوشی ای که داشتند ناخوشی میومد و از دماغشون میکشید این همه شادی و لذت را و دقیقا الان بعد این همه سال با خواندن کامنت شما برام یادآوری شد که بله منم هروقت به خواسته ای رسیدم و ذوقش را کردم در حالت خوبش بعدش تا مدت ها موارد عالی به سراغم نیومد و یه سری غم ها هم حتی اومده و این به خاطر همون باوره

ممنونم از شما دوست عزیزی که یادآوری کردین این مورد را برای من

7

به نام خدواند جان

سلام.

تصحیح باور مخرب من ثروت را فقط برای پز دادن و نشان دادن به مردم میخواهم.

این جهان بر اساس فراوانی بنا شده و خداوند نعمت‌هایش را در دسترس همه قرار داده است و هر کس به اندازه‌ای که می‌خواهد می‌تواند از این فراوانی و نعمت‌ها استفاده کند من و همه مردم دنیا به یک اندازه به ثروت دسترسی داریم و اگر کسی ثروتمند نیست خودش نخواسته است و اگر من ثروتمند هستم انتخاب خودم بوده است چون همه انسان‌ها به یک اندازه به ثروت دسترسی دارند من با کسی رقابت نمی‌کنم روزی و ثروت از سمت خداوند رزاق می‌آید و من با این باور که ثروتم از سمت خداوند آمده است با نهایت لذت و بدون توجه به دیگران از آن استفاده می‌کنم بی‌شمار افرادی هستند در دنیا که مانند من ثروتمند هستند.

من برای خودم ارزش قائلم و برای دیگران هم ارزش قائلم من خودم و بقیه را دوست دارم چون تمام انسان‌ها و موجودات از آفریده‌های خداوند هستند و هیچکس بر دیگری برتری ندارد و اگر کسی بیشتر از بقیه ثروتمندتر است به دلیل آن است که خودش انتخاب نموده و از ثروت بی‌کران الهی استفاده می‌کند در واقع ثروت اکتسابی است و همه برابر هستند.

من به عنوان اشرف مخلوقات خودم را لایق استفاده از ثروت بیکران الهی می‌دانم و همانطور که خداوند از بدو تولد اکسیژن و هوا را برایم قرار داده تا استفاده کنم همانطور نیز حق طبیعی خودم می‌دانم که از ثروت بی‌کران و بی‌انتهای خداوند استفاده کنم و می‌دانم هر موجودی برای رشد کردن نیاز به تکامل و طی کردن مسیر رشد دارد اگر من به ثروتی رسیده‌ام حتماً قبل از آن نیز به ثروت‌هایی کمتر و نزدیک‌تر آن ثروت رسیده بوده‌ام و از نظر ذهنی و باوری برایم عادی‌سازی شده است و داشتن ثروت زیاد امری طبیعی به نظر می‌رسد.

من با افزایش ثروتم وارد مداری می‌شوم که این مقدار ثروت در آن مدار امری طبیعی است و مثل نفس کشیدن ذهنم و باورهایم آن را قبول دارند و قلبم با داشتن آن میزان ثروت راحت است و وقتی که قلبم و احساسم و باورم با آن ثروت و مدار راحت باشد پس در آرامش و احساس خوب هستم و بودن در احساس خوب باعث می‌شود که افکار محدود کننده و به دنبال آن عملکردهای نامناسب و برداشت‌های بد به ذهنم خطور نکند.

وقتی که من با خدای خودم رفیق باشم و با درون خودم رفیق باشم دیگر نظر افراد دیدگاه افراد رفتار افراد مهم نیست و با همه چیز در صلحم با زندگی در صلح هم از زیبایی‌هایم لذت می‌برم خوشحالم شادم امیدوارم عاشقانه با خدای خودم زندگی می‌کنم و نتیجه مالی برایم رخ می‌دهد خودم و بقیه را دوست دارم زیرا بقیه هم قسمتی از خداوندند.

چون هر کسی مسئول عمل خودش است و صفر تا صد زندگیش فقط به باورهای خودش مربوط می‌شود پس دیدگاه مردم در زندگی من و ثروتم هیچ ارزشی ندارد وقتی با همه چیز در صلحم و همه چیز را از زاویه دید خدا می‌بینم و می‌دانم که همه چیز درست است جای هیچ برداشت و قضاوتی در مورد ثروت من و نظر مردم نمی‌ماند.

«ناهید»



1

7 ماه پیش

به نام خالقم که من رو به بهترن شکل موجود افرید .

سپاسگزارم ای بانو فرهیخته ؛عجب پاسخ زیبا و منطقی به این پاشنه اشیل دادی ؛ من همیشه تو ذهن داشتم که وقتی ثروتمند میوشم ؛ مثل بقیه پز میدهم و حال انسان های دیگه رو بد میکنم و این کار بسیار ناشایستی هست و من به یک انسان منفور و خودخواه و تنها تبدیل میکنه ولی الان با پاسخ شما خیلی خوب میتونم از پس ذهن ام بر بیایم چون هر کسی که ثروتمند شده انتخاب خودشه و هرکسی هم فقیر مانده انتخاب خودشه چون ثروت هم مثل اکسیژن برای همه انسان ها به اندازه کافی و حتی بیشتر از حد در کره زمین و حتی در فضا یافت میشود ؛ فکر کن ایلان ماسک هم در فضا میتواند ثروت بسازه دپس درود بر ایلان و تو ای ناهید جان عزیز

سپاسگزارم برای وجود درخشانت در جهان هستی .

سپاسگزارم برای این منطق تامل برانگیز

24

سلام به شما خوبان
بعد از شنیدن فایل رابطه خداوند و ثروت در ذهن و خوندن کامنت های با ارزش آن متوجه چند ترمز ذهنی دیگر شدم که برام پنهان بود
۱-ادم های پولدار آدم های کلاهبردارین، معلوم نیست چجوری سر کیو کلاه گذاشتن پول دار شدن بعد واسه خودم اومدم الگوهای خوبی مثل استاد ، جف بیزوس، بچه های سایتو زدم که اصلا ثروت پایدار فقط از راه درست بدست می آید و می مونه.
۲-پول بین آدم ها دعوا میندازه، حتی بعد مرگت. چون چه تو فیلم ها چه تو فامیل همش می گفتن طرف مُرد بچه هاش افتادن به جون هم سر پول ، فامیلشون بهم خورد . خوشبحال اونکه یک کفن بیشتر نداشتو مُرد.
۳- قناعت، می خواهی چکار ، دوروز دنیا بیشتر نیست بعدش همش را باید بگذاری بری . این دنیا مثل مسافرخانه است ، باید ول کنی بری، هیچی از این دنیا نمی بری ،
این مهمترین پاشنه آشیلمه که تا الان پیداش کردم
اما واقعیت اینه که این دنیا مزرعه آخرت است. ما روحمون را با خودمون می بریم و روحمون تو این درخواست کردن ها و رسیدن ها بزرگ می شود. اگر اینجور نبود چرا خدا تو ایه وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ سوره البقره:186 آخرش گفته لعلکم یرشدون ؟
یعنی بخواهید اجابتتون کنم تا رشد کنید
چون رشد یعنی روح بزرگ ، روح خدایی رشد یافتهیعنی رسیدن به خود خدا ینی اتصال، و مسیر رشد از درخواست و اجابت شدن و رسیدن می گذره
طبق هرم مازلو کسایی به نوک قله خودشکوفایی یا به راس هرم می رسن که نیاز های اولیه شون را پر کرده باشن ، همون که استاد می گویند گذر کرده باشند
ینی تنها وتنها راه رسیدن به خدا به توحید، پولدار شدن است ولاغیر
برای این کار لازم است طبق گفته استاد بزرگ فکر کنیم بزرگ درخواست کنیم و روح جاه طلبیمون را احیا کنیم .
چون همیشه ب خلافش را بهمون گفتن
قناعت کنید جاه طلب نباشید
اما برعکسش درست است!
جاه طلب باشیم
بیشتر بخواهیم
زیاد بخواهیم.
اما اون چیزی که زمین‌گیر و نا امیدمون می کنه نگاه کردن به وضعیت الان و موقعیتی که توش گیر کردیم است و اصلا دیگر نمی تونه به بیشتر فکر کند
۴-باور پول درآوردن سخته اصلا کار کردن سخته که این را خیلی خیلی باید رو اهرم رنج و لذتش کار کنم هنوز خیلی رویش گیر دارم. اما اون چیزی که کمک کننده است این جمله است از کامنت دوستان که اسم عزیزشون را یادم نمی آید
در روز حساب و کتاب ، رب العالمین از همین نعمت از ما سوال میکند که ببین من به تو نعمتِ قدرتِ خلق زندگی ات را دادم ، حالا چرا کوتاهی کردی و خوشبخت نشدی؟ چرا رسالتت را بروی زمین به درستی انجام ندادی؟
روی خودم و باورهام کار نکنم و از نظر مالی نتونم ‌پیشرفت کنم
چه اتفاقاتی خواهد افتاد؟؟؟؟؟ )))))))))))))))
و این جمله از آقای عطار روشن
“همه ی ما شگفت انگیز هستیم. همه ی ما فوق العاده ایم و هیچ کدوم از ما هنرجوهای استاد عباس منش حق نداره که شگفت انگیز نباشه خوش بخت نباشه ثروتمند نباشه و الا در اون دنیا باید جوابگو باشیم به خداوند مهربان. چون ما یک فرصتی رو پیدا کردیم و هدایت شدیم به سمت مسیری که سرشار از خوشبختی عشق سلامتی و هر چیزی هست که میخوایم. مسولیت ما خیلی بیشتر از انسان های دیگه هست. دیگه ما نمیتونیم هیچ بهانه ای بیاریم که چرا موفق نشدیم. چرا خوش بخت نشدیم. هر بهانه ای بخوای بیاری خداوند استاد عباس منش رو یاد شما میاره که مگر من نبودم که شما رو با استاد آشنا کردم پس چرا شما مثل استادتون نشدین؟”
اگر خدا بگه من که همه چی بهت دادم که روحت را بزرگ کنی رشد کنی چرا نکردی؟ چی جواب بدهم؟


10

من از خدا میخوام که باورهای غلطی که دارم رو برام واضح کنه و ازش قدرت میخوتم که اونهارو تغییر بدم. هنوز خیلی وقتها احساس میکنم باور غلطی ندارم ولی یک نداهایی از اعماق وجودم گاهی اوقات زمزمه ای از با رهای غلط میکنن که متوجه میشم باید روشون کار کنم. از خودم بخوام مثال بزنم اینه که من نقاش هستم و پدرم هم در زمینه هنری فعال هستند، باورهای پدرم در رابطه با پول بسیار مخرب هستند، تمام عمر از اینکه پول تو هنر نیست، اگر هم کسی از این راه پول ساخته دلیلش راند بازی و سر مردم و کلاه کذاشتن و این چیزها بوده. حتی زمانیکه با هم میریم نمایشگاه و میبینه کارها به فروش رسیدن میگه این حیله گالری دارهاست که خودشون برچسب فروش میزنن برای جذب مشتری، به خودم میگم پس دلیل رشد گالری های هنری پس از طی چندین سال و همینطور بازار گرمی در گالریها که تعدادشون به مراتب بسیار بیشتر از همین ۱۰ سالپیش هست جه جیزی به عیر از وجود فراوانی و مشتری هست! ولی ایشون اصلا قبول نداره. و من میدونم که یکی از باورهای غلطم در رابطه با حرفه ام است و شدیدا دارم روشون کار میکنم، نشانه هارو میبینم و کمکم دارم با مارم راحت میشم، قبلا اصلا خجالت میکشیدم روی تابلوهام قیمت بذارم و تو ذهنم می/فتم حالا چیکار کردی که فکر میکنی مردم بخوان برای دریافت نقاشیت هزینه کنن. در صورتیکه بارها در سطح جهانی برای کارهام مقام کسب کردم و در مسابقات هنری نفر اول انتخاب شدم ولی ایراد باور به کار خودم رو دارم و باور غلطی که در کار هنر پول نیست. خدارو شکر که از طریق آشنایی با استاد به این آگاهی هدایت شدم و الان میتونم روی خودم کار کنم، دوره عزت نفس و ثروت یک رو تمرکزی کار میکنم.
یک باور غلط دیگه ای که دارم از این جایی میاد که متاسفانه پدرم خیلی نسبت به همه چیز بدبینه، خودش بسیار آدم پاکی هست ولی همش میگه زنان در زمینه هنری باید به مردها باج بدن به جایی برسن، انقدر که اخبار بد رو دنبال میکنه و میبینه هنرمندان مرد از زنان سواستفاده میکنن همش به من میگه دنیای هتر بسیار آلوده است، تو اصلا به این فکر نکن که از کارت پول در بیاری من خودم هزینه ات رو میدم و تو از کارت لذت ببر. این باعث شده من از پول دراووردن احساس عذاب وجدان داشته باشم، نگران فکر پدرم باشم که فکر کنه من از راه های نادرست منبع درآمد دارم. چون خیلی هم به هم نزدیک هستیم همش انگار نگرانم که با پول درآوردن اون رو برنجونم که فکر نکنه من آلوده شدم. این هایی که مینویسم همین الان به ذهنم رسید و شکر مسکنم خدا رو که این باور مخرب رو برای من واضح کرد. با اینکه پدرم کنبع درآمد خاصی نداره هر از چند کاهی بدون اینکه به من بگه برای من پول میفرسته، و باز هم گوشزد میکنه که دخترم اصلا نگران پول دراووردن نباش من وظیفه ام تامیین شماست و تو فقط روی هنرت تمرکز کن. درواقع اون برای کمک به من این کارو میکنه ولی ایشون هم ناخودآگاه نگران آلوده شدن من هست. خدایا شکرت الان با شناخت این باور غلط چطور میتونم باورهای درست رو جایگزین کنم؟
تو از راه های درست میتوانی ثروت بسازی.
ثروتمند شدن تو نه تنها لطمه ای به رابطه ات با پردت نمیزنه بلکه ثروت باعث نزدیکی افراد خانواده میشه.
با ساختن ثروت من زمان بیشتری رو میتونم با خانواده ام سپری کنم، براشون کادو بگیرم، به سفر مهمانشان کنم، برای پرداخت بدهی بهشون کمک کنم
پیرفت در کارم و منبع درآمد از هنرم سندی میشه برای پدرم که از راه درست هم میشه پول درآوورد
قدرت رو به هیچکس به غیر از خدا نیمدم، حتی به پدرم، چرا که این فقط خداست که منبع رزق و روزی است و اوست که من را به آزادی زمانی، آزادی مکانی و آزادی مالی هدایت میکند
کار من ثابت کردن خودم به پدرم نیست بلکه مسئولیت شخصی من است که برای درک بهتر از خودم، پیشرفت در کارم و رشد استعدادی که خدا در وجود من نهاده، ثروتمند شوم، مولد ثروت باشم و گرخی باشم برای گسترش جهان
بدون فکر کردن به اینکه پدرمچه فکری در مورد من میکنه من باید روی خودم و هنرم تمرکز کنم و راه های ثروت ساز به من گفتع میشود
من نمیتوانم فکر پدرم را با کفته ها تغییر بدم، این کار من نیست و در توان من نیست که بخوام پدرم رو تغییر بدم، تنها مسئولیت من شناسایی استعدادم، باور به تواناییهای خودم، باور به ساختن ثروت در حرفه ام است و خداوند من را در مسیر درست و فراوانی هدایت میکنه، فارغ از اینکه پدرم چه فکری راحع به من میکنه. ﴿ اصلا قلبم درد میکیره همینکه میگم فارغ از اینکه پدرم چه فکری میکنه، چون به نظر میاد این پاشنه آشیلم هست) و چقدر لذتبخش که شناسا اش کردم و الان میتونم بهشون حمله کنم برای ساخت با ورهای درست.
خدایا شکرت، و ممنون از شما برای پرسیدن این سوال که من در پاسخ به شما به همچین باور غلطی پی بردم.
نوشتن بسیار به ردیابی باورها به من کمک میکنه، شاید اولش متوجه نشیم که ذهنمون راجع به باورهای غلط مقاومت میکنه و فکر کنیم باورهای درست داریم ولی یک جایی خودمون متوجه میشیم ایراد مار کجاست.
سپاس خداوند رحمان.


12

ترمز های بعدی
ترمز۱:شرک مخفی که درون ذهن من هست این که روی دیگران خیلی حساب میکنم میگم خدا کمکم میکنه ولی خوب راه براش تعیین میکنم یا میگم اگر خانوادم کمکم کنن اگر همسرم بهم‌پول بده اگر فلانی برام پارتی بشه اگر دیگران بهم کمک کنن میشه وگرنه خوب خدا چطوری میخواد کمک کنه بهم یعنی شرک دارم .قدرت از خداوند گرفتم دادم به پول پارتی شغل پدر ومادرم اقوامم رسیدن ارث کمک همسر یا پدرشوهر مادرشوهر اقوام فامیل
یعنی روی هرکی حساب کردم غیر خدا.توکلم روی هرکی بود جز خدا
انگار خدا کوچیکتر میدانم از خواسته هام
بعد میگم‌اگر وامم بیاد اگر دیگران کمکم کنن میتونم برسم به خواسته هام‌ وگرنه خوب خدا چطوری میتونه کمک کنه
گاز :
در حالی که خداوند در قرآن فرموده ایاک نعبد و ایاک نستعین
تنها تورا می پرستم و تنها از تو یاری می جویم.
۱- … وَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ وَکَفَى بِاللَّهِ وَکِیلًا. (سوره ۴، النساء، آیه ۸۱)

… و بر خداوند توکل کن و خداوند کارسازى را کافى است.

۲- … وَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیم. (سوره ۸، الانفال، آیه ۶۱)

. ..و بر خداوند توکل کن، که او شنواى داناست.

۳- وَتَوَکَّلْ عَلَى الْعَزِیزِ الرَّحِیم. (سوره ۲۶، الشعراء، آیه ۲۱۷)

و بر(خداوند) پیروزمند مهربان توکل کن.

۴- وتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ وَکَفَى بِاللَّهِ وَکِیلًا (سوره ۳۳، الاحزاب، آیه ۳)

و بر خداوند توکل کن و خداوند کارسازى را بسنده است.

۵- … وَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ وَکَفَى بِاللَّهِ وَکِیلًا. (سوره ۳۳، الاحزاب، آیه ۴۸)

… و بر خداوند توکل کن و خداوند کارسازى را بسنده است.

۶- … فَقُلْ حَسْبِیَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَهُوَ رَ ُّ الْعَرْشِ الْعَظِیم. (سوره ۹، التوبه، آیه ۱۲۹)

… بگو خداوند مرا کافى است، خدایى جز او نیست، بر او توکل کردم و او صاحب عرش عظیم است.

۷- … فَعَلَى اللَّهِ تَوَکَّلْتُ… (سوره ۱۰، یونس، آیه ۷۱)

…(بدانید که من) بر خداوند توکل کرده ام..

۸- إِنِّی تَوَکَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّی وَرَبِّکُمْ… (سوره ۱۱، هود، آیه ۵۶)

چرا که من بر خداوند، پروردگارم، که پروردگار شما نیز هست، توکل کرده ام…

۹- … وَمَا تَوْفِیقِی إِلَّا بِاللَّهِ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَإِلَیْهِ أُنِیب (سوره ۱۱، هود، آیه ۸۸)

… و توفیق من جز به(اراده) خداوند نیست، که بر او توکل کرده ام و به او روى آورده ام.

۱۰- … إِنِ الْحُکْمُ إِلَّا لِلَّهِ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَعَلَیْهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُتَوَکِّلُونَ (سوره ۱۲، یوسف، آیه ۶۷)

… حکم جز از آن خداوند نیست، بر او توکل کردم و اهل توکل باید بر او توکل کنند.

۱۱- …قُلْ هُوَ رَبِّی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَإِلَیْهِ مَتَا (سوره ۱۳، الرعد، آیه ۳۰)

… بگو او پروردگار من است(و) خدایى جز او نیست، بر او توکل کرده ام و بازگشت من به سوى اوست.

۱۲- … ذَلِکُمُ اللَّهُ رَبِّی عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَإِلَیْهِ أُنِیب. (سوره ۴۲، الشوری، آیه ۱۰)

… چنین است خداوند، پروردگار من که بر او توکل کرده ام و به درگاهش روى آورده ام.

۱۳- … وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَکِیل (سوره ۳، آل عمران، آیه ۱۷۳)

… و گفتند خداوند ما را بس و چه نیکوکار ساز است

۱۴- ذَلِکُمُ اللَّهُ رَبُّکُمْ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ خَالِقُ کُلِّ شَیْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ وَکِیلٌ. (سوره ۶، الانعام، آیه ۱۰۲)

چنین است خداوند که پروردگار شماست، خدایى جز او نیست، آفریدگار همه چیز است، پس او را بپرستید، و او بر همه چیز نگهبان است.

۱۵- …إِنَّمَا أَنْتَ نَذِیرٌ وَاللَّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ وَکِیل. (سوره ۱۱، هود، آیه ۱۲)

… به درستی که تو فقط بشارت دهنده ای و خداست که کارساز هر چیزى است.

۱۶- … قَالَ اللَّهُ عَلَى مَا نَقُولُ وَکِیل. (سوره ۱۲، یوسف، آیه ۶۶)

… گفت خداوند بر آنچه مى گوییم (و قول و قرار ما)(ناظر و) کارساز است.

۱۷- … وَاللَّهُ عَلَى مَا نَقُولُ وَکِیل. (سوره ۲۸، القصص، آیه ۲۸)

… و خداوند بر آنچه مى گوییم ضامن [و شاهد] ماست.

۱۸- اللَّهُ خَالِقُ کُلِّ شَیْءٍ وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ وَکِیل. (سوره ۳۹، الزمر، آیه 68)

خداوند آفریدگار همه چیز است، و او بر هر چیزى نگهبان است.

۱۹- … مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا ﴿۲﴾ وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ… ﴿۳﴾ (سوره ۶۵، الطلاق، آیه ۲ و ۳)
…و هر کس تقوی الهی پیشه کند خدا راه بیرون شدن (از عهده گناهان و بلا و حوادث سخت عالم) را بر او می‌گشاید. (۲) و از جایی که گمان نَبَرد به او روزی عطا کند، و هر که بر خدا توکل کند خدا او را کفایت خواهد…
یعنی با توکل بر ذات حق میشه رسید به همه چی
حساب کردن روی هرکس هرچیز غیر خداوند مساوی شرک
خداوندی که من آفرید و به نیازهای من آگاه من تو این شرایط مخصوصا الان که یک مادر باردارم تنها نمیزاره و مراقبم هست و نیازهای من برطرف میکنه
خدا خودش کمکم میکنه من از ترس ها فقر نا امیدی به خدا پناه می برم خداوندی که حق است..
…..
ترمز بعدی مکان محل زندگی هست مثلا اعتقاد دارم اگر تهران بودم حمل نقل برام راحتر بود می توانستم برم سرکار اگر تهران بودم تفریحاتی که داشتم بیشتر بود .کار اونجا هست نه تو محل زندگی من‌
گاز :فقط فقط فرکانس ها باورهای من مهم هستن نه محل زندگی من.
…..
ترمز:من از تو خانه موندن و خوابیدن و تنها موندن اهمال کاری و هیچ کاری نکردن لذت می برم
گاز:انسان باید مثل رودخانه در حال حرکت باشه وگرنه مثل مرداب از یک جا موندن گند میزنه یعنی چی چه لذت داره صبح تا شب تنها موندن هیج کاری نکردن



2

11 ماه پیش

ممنونم

دوست عزیزم

مرضیه جان روحم رو شادکردی باتمام آیه هایی که نوشتی گوهر وجودم رو درخشان کردی وخودم واشک شوق ریختم

چه قدر عالی آیه هارو پشت سر هم برای دلهای آماده هدیه کردی

ممنونم دوست گرامیم انشالله بهترین فرزند رو خدابه هدیه میده


11 ماه پیش

سلام ودرودبرشما استفاده کردم سپاس فراوان

4

به نام سیستم هدایتگر بشر.
سلام
ترمز۱=اینکه من از شروع کردن می ترسم و اهمال کاری میکنم. بعد قبل از شروع به مرحله های بعدی فکر میکنم ‌مثلا اگر بخوام مطب روانشناسی بزنم پول دفتر چی پول مرکز چی
یا اگر آزمون استخدامی معلمی قبول بشم مصاحبه چیکار کنم .یعنی قبل از شروع به‌پایان‌فکر میکنم..
گاز:تو قدم اول را بردار توی مسیر قدم های بعدی به تو گفته میشه هدایت می‌شی از شروع نترس .دنیا جای آدم های ترسو نیست .
ترمز۲:من معلمی از سال های کودکی علاقه خیلی شدید داشتم و همیشه کاری که توش غرق میشم وقتی آمورش می دهم لذت می برم.اما به واسطه اینکه درس خوبی داشتم و نظر دیگران معلم ها خانواده این بود که توی معلمی پولی وجود نداره من هدایت کردن به سمت رشته تجربی و بعدش اینکه حتما باید پزشکی بخونم تا ثروتمند بشم بعدش هدایت شدم به روانشناسی درحالی که علاقه اصلی من تدریس کردن هست هرچند درمان دیگران و صحبت کردن رو هم دوست دارم ودلم میخواد این دوتا باهم ترکیب کنم.اما بازم دیگران میگن معلمی توش پول نیست که تلف کردن عمره .وقت الکی با حقوق برجی ۱۰‌میلیون چیکار میتونی کنی برات نان آب میشه این همه درس خوندی
می رفتی سمت ناخون کاری
یا پدرم میگه حتما باید مطب بزنی تا درآمد کسب کنی معلمی چیه .
درحالی که من این رشته دوست دارم
گاز:من میخوام فارغ از پول تو مسیر علاقه خودم قدم بردارم آدمی مثل من که حلال خور باهوش و از مصاحبه با کودکان نوجوانان لذت می بره باید بره سمت اینکار حتی اگر درآمد نداشته باشه.من باید معلمی قبول بشم چون کاری که از کودکی دوستش داشتم


6

به نام سیستم هدایتگر بشر
سلام
جواب به این سوال برای هرکسی می تواند متفاوت باشد ولی جوابی که من بهش دست پیدا کردم علاوه بر ترمز های دیگر مخفی ذهنم
در پاسخ به این سوال بود که چرا من با وجود مدرک فوق لیسانس روانشناسی بیکار هستم ولی خیلی افراد در دانشجو بودن روانشناسی مشغول به کار می شوند ؟
اگر مشکل از روانشناسی پس این همه روانشناسی که شاغل هستن چی میگه ..
پاسخ این که من فوبیا و ترس شدید از معروف مشهور شدن دارم
یعنی این ترمز ذهنی من هست که خیلی آزارم میده یعنی من میترسم که دیگران من بشناسن و بخواهند در زندگی من تجسس کنن. پس حتی از عکس پروفایل گذاشتن بدم میاد. فعالیت تو مجازی ندارم .حتی اجازه نمیدهم همسرم عکس دونفره ما بزاره تو پیجش. چون میترسم دیگران من بشناسن و بعد تجسس کنن تو زندگی من و گذشته من و بالاخره یه چیزایی پیدا کنن و بخواهند من با اون آزار بدهند..
یعنی فکر کن من اگر بخوام به عنوان مثلا مرضیه دکتر روانشناس فعالیت کنم پروانه اشتغال بگیرم خوب خواه یا نخواه شماره من باید دست دیگران باشه .باید در صفحات مجازی مثلا مشاوره بدهم .
یا وقتی تو زمینه روانشناسی بخوام موفق عمل کنم اهالی یک جامعه یا حداقل یک شهر محل ممکن من بشناسن و این من اذیت میکنه و همین ترمز مانع موفقیت من شده شاید خنده دار باشه ولی واقعیت
گاهی ترمزها انسان چقدر میتونه عمیق و در عین حال پوچ باشه .
مثلا من حتی اگر معلم باشم یا استاد دانشگاه باشم باید حین دفاع یا تدریس یا مثلا گاهی شاید شرایط به نحوی پیش بره که مثلا محبور بشم تدریس آنلاین کنم تو یه اپلیکیشن مثل اسکای روم ولی چون فوبیا عکس فیلم و مشهور شدن دارم اینکه نکنه اون عکس بزارن اینستا گرام و بعدش دردسر ها شروع بشه ناخوداگاه باعث میشه چی نرم سمت هیچ کار مفیدی..
توهم اینکه مشهور شدن و عکس گرفتن از من مانع خوشبختی من میشه
مانع شده حتی پیچ داشته باشم .
چرا چون می ترسم یکی مزاحم بشه
یکی بخواد بهم تهمت بزنه
یکی بخواد از عکس های من سو استفاده کنه
یکی بخواهد زندگی من خراب کنه
همه این توهمات بی اساس که به صورت ocd
وسواس فکری عملی دائم درون ذهن من تراوش می کند شده بزرگترین پاشنه آشیل من برای موفقیت .
چون به عنوان یک روانشناس باید اعتماد به نفس کافی جهت حضور درجامعه را داشته باشم این نشخوار فکری باعث شده عزت نفس من دچار پوچی یشه
و دلیل این امر
هم برمیگرده به اینکه مثلا خانواده من همیشه تو نوجوانی من تهدید میکردن با دوستات عکس نگیر یا نزار پروفایل یا اینکه اگرعکس هات پخش بشه چی تهدید میشدم
و بعدش هم که در فضای مجازی تمسخر شدید دیگران دیدم یا قضاوت های شدید دیگران دیدم
یا اینکه تجسس در گدشته دیگران دیدم‌
همه این ها در مجموع باعث ترس من از موفقیت و مشهور شدن و اینکه حتی مانع این شد من عکس عروسی بگیرم یا فعالیت کنم یا کلا دائم بترسم شده است .
گاز:ماخالق تمام اتفاقات زندگیمون هستیم خالق یعنی خلق کننده یعنی کسی که همه چیز به واسطه فرکانس های خوب و بد خودش رقم میزنه .
ترس بزرگترین مانع موفقیت انسان هست و هر لحظه انسان رو زمینه میزنه .
چرا برای خودت دشمن فرضی تصور مبکنی
یاد سریال جدید پایتخت افتادم که نقی با دشمن فرضی تصور مبکرد پهباد خورده تو سقف خونش و ترس بیخودی به خودش میداد.
تو میدانی دختر دل پاک خوب توانمندی هستی چرا با این ترس های پوچ خودت از موفقیت دور میکنی
تو اگر به عنوان یک دکتر فعالیت کنی میدانی چقدر میتونی کمک دهنده باشی .با وجود اون هوش و توانمدی و دلسوزی کلی جامعه رو به سمت موفقیت ببری
کتاب خوب بنویسی
ترمز:من بسیار صدا زیبا و خوبی دارم و بارها بهم پیشنهاد دوبلور شدن توسط دوستانم داده شد ولی به خاطر همین ترس ترس ترس از دیگران ترس از قضاوت ترس از ابرو عقب کشیدم و خودم رو به پست ترین نقطعه مالی رسوندم در حالی که من می توانستم به واسطه گویندگی و دوبلوری و ترکیبش با روانشناسی کلی پاکدست مفید تولید کنم
ولی به خاطر ترس از قضاوت شدن و اینکه نکنه یکی آبروم ببره دشمن فرضی عقب کشیدم.
گاز:همه انسان های روی زمین دستی از دستان خداوند هستن و بهترین وجهه ممکن به من نشان می دهند .
الان مگر استاد فعالیت میکنه‌چی شده !
من نباید بترسم باید بهش غلبه کنم


6

به نام سیستم هدایتگر بشر
سلام
یکی از ترمز های مهم ذهن من این هست که قدرت از خداوند رب العالمین که خودش رزاق روزی دهنده معرفی کرده میگیرم و میدم به کار ثابت دولتی به بیمه به توانمندی خودم به مدرکم به اینکه حتما درحالی استخدام یشم که آینده داشته باشه .
یعنی چی یعنی همیشه خدا با خودم میگم من باید حتما برم سر یه کاری که دائمی باشه همیشگی باشه مثل مثلا آزمون استخدامی ها و حتما هم قبول بشم وگرنه من اگر بیمه نشم اگر حقوق ثابت ماهانه نداشته باشم سرپیری چیکار کنم اگر همین جوری سنم بره بالا نتونم استخدام دولت بشم چطوری درآمد داشته باشم مثلا الان ۲۶ سالم اگر بشم ۳۰ و۴۰ و۵۰ هیچ کار دولتی گیر نیاورده باشم بعدش مجبور بشم برم کار پیدا کنم دیگه تو سن بالا کی به من کار میده همه نیروهای جوان میخوان پس باید تا سنم کمه یه کار دولتی پیدا کنم خودم بازنشسته کنم که لنگ پول نمونم که تو پیری یه حقوقی داشته باشم که اگر هیج کس نبود یه درآمد باشه اگر شوهرم نبود خانواده نبود دستم جلو بقیه دراز نکنم
ای خدا چه شرک بزرگی که من تکیه گاهم تو نمیدانم تکیه گاهم این حتما بیمه یشم شغل دولتی داشته باشم که فقیر بی پول نمونم یعنی قدرت ندادم به خدا قدرت دادم به کی دولت به کی آزمون به کی معلمی مثلا به کی بیمه
در حالی که خداوند رب العالمین که روزی رسان هست ممکن به هزاران شیوه من درآمد کسب کنم‌ چند برابر بیمه انقدر که دیگه لازمم نباشه
همبن الان نجواها میاد میگه کار باید ثابت همیشگی باشه وگرنه بیکار میمونی باز باید بگردی دنبال کار و دیگه کار نیست باز بی پول میمونی
در حالی که خداوند روری رسان ماست به هزاران شیوه.
وَ مَا مِنْ دَابَّهٍ فِی الأَرْضِ إِلاَّ عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا»: «و هیچ جنبنده‏‌اى در زمین نیست مگر [اینکه] روزی‌اش بر عهده خداست
روزی من خدا می رسونه به هزاران هزار روش مم تکیه گاهم خداوند نه کار ثابت
چون همواره خداوند که مالک آسمان ها و زمین و روزی می دهد


7

به نام خدا
الگو ذهنی من که نشات گرفته از خانواده هست اینکه همیشه تو تک تک اطرافیان من خانم ها خانه دار بودن و مردان شاغل و اگر هرموقع زنی خواسته تو خانواده ما کار کنه بهش گفته شده مگه ما بی غیرتیم بزاریم تو کار کنی .
تو خانواده ما چون یک خانواده مرد سالار بودن همیشه دخترها محدود بودن و زنها همیشه توخانه بودن به دست شوهرشون نگاه می‌کردن تا خرج مخارجشون بدن .
۱_بارها برادر پدرم گفتن مگه ما بی‌غیرتیم بزاریم تو بری سرکار
2_مادرم همیشه به دست پدرم نگاه می‌کرد برای خرج مخارج خودش بعدم چون پدرم نمی رسید خرج تک تک اعضا خانواده بده مادرم همیشه از خواسته های خودش می‌گذشت لباس نمی خرید. ارایشگاه نمی رفت هیچ کاری نمی‌کرد حتی یه تیکه طلا نداشت آرایش نداشت همیشه ساده بود از تک تک خواسته هاش می‌گذشت برای همین الگو این بود فقط خوردن خوابیدن تو خانه بودن بدون حتی مثلا بره یه باشگاه بره یه پیاده روی .
مادرم تمام زندگیش ایثار گری داشت هرچی داشت نداشت یا خرج مهمان می‌کرد یا خرج فامیل یا خرج ماها خودش هیچ ۰ بود این الگو بود که همیشه ما خدمت دهنده دیگران بودیم .
بابام میگفت ثواب داره نباید مهمان فرستاد بره پس هروز هروز ۲۰ نفر خانه ماهستن‌.که باید بشور بسابش برای ما بود.
بعد پدر ومادرم هیچ وقت خرج لباسی نکردن برای خودشون هیچ وقت یادم نمیاد ما خانوادگی رفته باشیم یه مسافرت خوب برنامه ریزی شده .همیشه خانه ما بسیار مهمان بود و ما تو تک تک تعطیلات داشتیم خدمات ارائه می‌دادیم به فامیل اقوام همسایه ها
مدیریت مالی پدرومادر من ۰ بود هیچ پس اندازی نداشتن هیچ کارت بانکی نداشتن حتی یک تیکه زمین یا طلا نخریدن. و هرچی هم که داشتن با قرض گرفتن وخرج دیگران دادن گذشت .
با این جمله که بزار ما به دیگران خدمت کنیم خدا یه جا جبران میکنه همیشه مثل ببخشید اسب خر داشتیم به دیگران سواری می دادیم.
ما شده بودیم تسهیلگر دیگران چندماه خاله چندماه عمو عمه دایی بیان بخورن بپاشن برن .بعدش ما بمونیم خانه کثیف بهم ریخته اثاث های درب داغون و کول باری از خستگی و بدهکاری.
تولد فلانی خانه ما مراسم فلانی خانه ما زاییدن فلانی خانه ما و…
و تهش پدرم تو مخارج خودش ما می موند و انقدر همیشه بار مشکلات دیگران روی دوش ما بود که خودمان فراموش شده بودیم که خانواده ایم که می توانیم بریم یه پارک می توانیم خانوادگی یه کوهنوردی یه بار باهم بریم یه بستنی بخوریم خانوادگی همیشه باید چندنفر بیخ ریش ما بودن و ما با این جمله که ثواب داره حالا باید می شستیم توخانه .
بعد پدرم مادرم مخارج پدربزرگ ننه بزرگ ها هم میدادن .گاهی مادرم یواشکی پدرم قرض مبکرد خرج خانوادش مبکرد .من تو این محیط بزرگ شدم که خانوادم از خودشون برای دیگران گذشتن با جمله ثواب داره هرچی داشتن دادن به دیگران .
مثل پینوکیو تمام فامیل پیشرفت کردن و پدرم موند کولی باری از مشکلات دیگران .
پدرم چون فرزند اول خانواده بود همیشه تک‌تک مشکلات عموهام روی دوشش بود و پدرم هربار برو بحث ها اونا خاتم بده و کمکشون کن.
مادرم هر دقیقه فداکاری کن برای خانواده خودش
واین وسط دریغ از محبت عاطفه تربیت درست من خواهر برادرم
انقدر که غرق مشکلات دیگران بودیم ما به شدت با بحث دعوا پرخاشگری باهم صحبت می کردیم.چون خانوادم اولویت دیگران بود مثلا ما خودمان لباس نداشتیم پول خرج شام مهمان میشد پول خرج تفریح فامیل میشد من بحث میکردم باهاشون .حالا که بزرگ شدم می بینم چقدر این الگو در ذهن منم هست که دوست دارم از خودم بگذرم برای دیگران خواسته های خودم بزارم زیر پا برای دیگران. درخواست پول نکنم برای رفتن ارایشگاه بدم بیاد از اینکه برم موهام رنگ کنم تریپ بزنم لباس خوب بپوشم ‌
پول خودم خرج دیگران کنم بگم فلانی گناه داره نداره .نقش خدا بازی کنم خودم گشنگی بکشم لباس نگیرم تفریح نکنم به خاطر بقیه پس انداز نکنم طلا نخرم
ترمز بعدی:بارها خاله دایی عمو عمه چون همه سواد کافی نداشتن به من میگفتن تهش که باید باسن بچه بشوری چرا درس میخونی .یا اینکه بیرون خطرتاک نرو سرکار یا اینکه بشین توخانه مگه گشنه موندی بری سرکار انگار آدم های گرسنه باید برن سرکار.یا مثلا ما که خرجت می دیم چرا بری سرکار. یا دایم میگفت چقدر فلانی بی غیرتی زنش میره کار میکنه یا زنش خراب میره سرکار. یا زیر سرش بلند شده به هوای کار میره بیرون.انگار اینکه یک زن کار کنه یا شوهرش بهش آزادی عمل بده الگو بی غیرتی بود تو اطرافیان من
من مدرک گرفتم فوق لیسانس همه گفتن چه گوهی شدی مدرک گرفتی هه مثلا درس خوندی هروز هروز هروز تخریب که تو هیچی بارت نیست تو روانی مدرک تو هیچ ارزشی نداره .هه تو پول دربیاری هه توخانه بخری بشین تابخری .
تخریب تخریب ازبین بردن اعتماد به نفس عزت نفس
یا اعتقاد اینک زن باید خانه دارباشه کاربیرون مال مرد هست

ترمز:اینکه من نمیتونم باور کنم که میتونم با درآمد خودم خانه بخرم ماشین بخرم انگار زن یه جنس ضعیف دست دوم میدانم.انگار افت داره زن بره سرکار


5

سلام
یکی از ترمز های ذهن من این هست که من برای پول ارزش قائل نمیشم و پس انداز کردن و مدیریت مالی بلد نیستم.یعنی ایثارگری دارم ممکن تو کارتم فقط ۲۰۰ تومان باشه ولی همون به یک دلیلی خرج میکنم مثلا می بخشم به دیگران ایثارگری الکی یا کالایی صرفا از سر دلسوزی با اینکه نیازی ندارم میخرم.
یا مثلا برای اینکه بگم دختر خوبیم زن خوبیم همسر عروس خوبیم یا پولم می بخشم یا درخواست پول نمی کنم بعد حتی اگر یک ریال داخل کارتم باشه باید اون وقتی ازم درخواست میکنن ببخشم. مهم ترین مشکل من این که پول هم دربیارم مدیریت مالی بلد نیستم و میگم انسان خوب پس انداز نداره .انگار پول کثیف میدانم پول تو کیفم باشه باید ببخشم یا خرج کنم یا بدم به یکی از سر دلسوزی .
گاز:تو باید پس انداز داشته باشی و پول جمع کنی قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود اگر تو پس انداز کنی اگر یک زمانی همسرت لازم داشته باشه پول رو میکنی و مشکلتون حل میشه .یا فردا فرزندانت لازم خواهند داشت .یا خودت با پس انداز میتونی طلا بخری ماشین خانه برای خودت خرج کنی چرا باید همه چی ببخشی مگر تو خداوندی الان مگه این همه آدم پس انداز میکنن انسان گناه کاری هستن خیر.
ترمز:وقتی پس انداز میکنی پولت قائم میکنی طلا میخری اون قائم می کنی یعنی اولا به خدا اعتماد نداری خدا کوچیک حساب کردی می ترسی بی پول بمونی .خدا رزاق نمی دانی
گاز:چه ربطی داره مگه خداوند به انسان عقل نداده که باید به فکر روز مبادا باشن مگه حتی مورچه ها هم به فکر آینده نیستن اگر هرچی دربیاری خرج کنی ببخشی پس چی میمونه برات کی خانه بخری زندگی درست کنی .
ترمز:وقتی پولی دارم یا مثلا یه تیکه طلا وقتی کوچیک ترین مشکل مالی به وجود میاد دوست دارم اون سریع بفروشم بعد نگن خسیس هستم یا پولکی هستم.از طلا بدم میاد یا میگم طلا خوب نیست آدم های بی لول طلا زیاد میندازن.یا خودشیفته یا تازه به دوران رسیده ندید بدید هستن. یا فخرفروشی میکنن یا عقده دیده شدن دارن انقدر طلا میندازن یا میگم بی کلاس هستن طلا می‌خرن. آدم های عارف که طلا نمیندازن.
گاز:بزار بگن خسیسی مرز باریکی هست بین خساست و ولخرجی چرا این دوتا چیز یکی میدانی
یعنی چی اگر آب باران رو هم سد نبندند قحطی میاد .تو هرچقدر هم آب جمع کنی ظرفت سوراخ باشه میره اون آب .طلا یه فلز کمیاب و ارزشمند و مایه زینت خانم هاست.اینکه مثل چاقو میمونه میشه باهاش میوه پوست کند جراحی کرداشپزی کرد یا میشه باهاش قتل کردمهم طرز استفاده تو از اون هست تو میتونی اون طلا پس انداز کنی اصلا نندازی ولی نگه داری برای عروسی فرزندت بفروشی وقتی میخوای خانه بخری بفروشی یا تو عروسی فرزندت خرج کنی.اون یک شیوه پس انداز خانم هاست در سالیان دراز .چه ایرادی داره تو دوتکه طلا داشته باشی و نگهش داری خیلی هم ارزشمند.


17

به نام خدای یکتا و مهربان که جز او کسی را ندارم و به تنهایی برام کافیست
سلام به دوست عزیزم
ترمزهای مخفی زیاد هستن این ترمزها از اول با من بودن تا زمانی که با استاد آشنا شدم بعد فهمیدم اصلا ترمز چیه وقتی فهمیدم خیلی مقاومت داشتم در برابرشون ولی کم کم و آرام آرام پذیرفتم باید تغییر داد تا به آرامش برسیم و بعد از مدتی طولانی به تکامل رسیدن فهمیدم باید پا رو برداشت وگرنه هر چی تقلا کنی نمیشه چون پا روی ترمزه
و از نو شروع کردم و دوباره کشف قوانین زندگی رو گوش دادم و سر و کله ترمزها پیدا شد
اولی : باور کمبود بود که وقتی پولی خرج میکردم حالم چنان بدمیشد پشیمون میکردم یعنی از خریدن اون وسیله حالا میخواست برای هرکسی باشه برای خودم که بیشتر احساسم بد میشد ولی وقتی خوب به درک کردن رسیدم اومدم تغییر دادم الان وقتی خرج میکنم اول برای خودم نیازهامو میخرم با احساسه خوب و شادمانی و بعد برای دیگران اگر لازم بود و به خودم میگم هزاران برابرش به حسابم واریز شده
دومی : عدم احساسه لیاقت بود برای خودم اصلا ارزش قائل نمیشدم در همه موارد از نظر غذا خوردن تفریح رفتن لباس خریدن همه چیز همه جیز
ولی الان نه من لیاقت تمام خوبیها رو دادم وقتی من برای خودم ارزش قائل باشم همسرم و فرزندانم هم برای من احترام و ارزش قائل میشن پس همه چیز به خودم بستگی داره
باور کمبود در مورد مشتری اونم باز احساسمو بد می‌کرد وقتی مغازه رو میبستم
اما خدا رو شکر میکنم برای دوستانم که در این فضای الهی هستن منو با کامنتهای زیباشون راهنمایی کردن که همین دوستان هم همگی شون دستانه زیبای خداوند هستن برای بهتر رندگی کردن
یکی از دوستان گفت وقتی مغازه رو میبندی بگو خدایا من الان نیستم وفتی اومدم مغازه برام مشتری بفرست و الان چقدر راحتم و احساسم خوبه
وقتی تو سایت هستی بخصوص تو کامنتها عقل کل که از همه جا بهتره یوی یکی هدایتها میان و چراغ راهت میشن
خدایا من ممنونتم برای تمام داشته هایم


5

به نام سیستم هدایتگر بشر
سلام
پاشنه آشیل من راجب ثروت و کار این هست که میگم یا باید برای خودم کار کنم یا برای دولت که درحال حاضر تا کار دولتی پیدا کنم شاید زمان بر باشه بر اساس تجربه تلخی که از کارم داشتم این ذهنیت در من ایجاد شده که کارهای دولتی که در بستر مراکز خصوصی هستن مثلا مراکز مثبت زندگی مراکز شهرداری مدارس غیرانتفاعی و کلا مراکزی که خصوصی هستن اما زیر نظر دولت هستن ارزش کار کردن ندارن و نباید در مراکز خصوصی کار کرد حالا دلایلم این هست که:
(کی گفته مراکز خصوصی بد هستن بعضی پروژه ها هستن که تو اصلا ازشون خبر نداری و کلی خوب هستن مدارس غیرانتفاعی مراکزی هستن که درآمد توشون خیلی بالاست صاحبکار های منصف هستن که آدم های عادلانه رفتار میکنن و بسیار خوش برخورد هستن و حق وحقوق کارگر و کارمند به موقع میدن)
۱_تمام مراکز خصوصی حقوق خیلی کم میدن نصف حقوق وزارت کار که اون نصف وزارت کارم به زور میدن (مراکز خصوصی حقوق بالاتر از وزارت کار میدن) و چون انصافی ندارن و دولت نظارتی نمیکنه دولت اصلا کار داد به مراکز خصوصی که حقوق نده.پس حقوق نمیدن و بیمه هم که هیچ‌.چرا چون برای اونا کارمند هیچ ارزشی نداره پس چرا باید برم برای نصف حقوق وزارت کار کار کنم با مدرک فوق لیسانس
(کی گقته خیلی مراکز خصوصی هستن که حقوق خوب عالی میدن کلی انسان با انصاف هستن که دلشون میخواد طرف براشون کار کنه و بهش پول زیاد میدن کلی انسان با انصاف هستن ‌مراکز خصوصی هستن که مطابق وزارت کار بهت حقوق میدن و شایدم بالاتر از وزارت کار بهت حقوق بدهن )
۲_صاحبکارهای مراکز خصوصی تازه به دوران رسیده هستن .چون یهو بدون تکامل رسیدن به جایی میخوان عقده های خودشون سر کارمند خالی کنن بهش زور بگن داد بیداد کنن عصبی بازی دربیارن .و کلاهبرداری کنن درخواست ساعت ها اضافه کار داشته باشن بدون حقوق .
(تمام صاحبکارهای مراکز خصوصی انسان های منصفی هستن و برای رسیدن به اون کار کلی زحمت کشیدن آدم باید برای رسیدن به مراتب بالا زحمت بکشه .اتفاقا صاحبکار من با من مثل دوست فرزند خودش برخورد میکنه و خیلی هم آدم های منصفی هستن فقط این نجوا شیطان هست که میخواد تو از مسیر دور کنه)
۳_بعضی مراکز خصوصی توقع دارن کارمند و منشی نظافت دفتر رو هم انجام بده شست وشو و چایی
(تو به عنوان یه کارمند کار میکنی چه ربطی داره )
۴_مراکز خصوصی نه صبحانه نه ناهار نمیدن و هزینه هردو با خودت هست و هزینه رفت آمدم هست باید کلی هزینه کنی .نصف حقوق میره برای رقت آمد نصف هم خورد خوراک تهش فقط جونت رفت و جوانتیت
(آدم کار فقط برای پول نمیکنه که کار میکنه که هویت داشته باشه .بعدم ناهار که میای خانه یا شایدم خودشون ناهار بدهن صبحانه هم توخانه میخوری بعد میری یا شایدم خودشون صبحانه بدهن تووخانه هم باشی باید خرج صبحانه ناهار بدی دیگه .بعدشم ممکن رفت آمد نزدیک باشه یا خودشون سرویس داشته باشن).
۵_اخه مبلغ ۹ و۱۰ تومان چیه براش ۱۲ ساعت کار کنی یا کم کم‌باید ۸ صبح بری تا ۱۵ عصر .مراکز خصوصی عمرا به من حقوق بالای ۱۵ برای ساعت کاری اداری بدهن .بدهن هم باید کلی متخصص باشی سوابق بالا داشته باشی
اولش میگن وزارت کار بعد میگن وزارت کار با ساعت پر کردن هست انگار نمیتونم تصور کنم حقوق بالای ۶ تومان رو
(کلی کار هست با حقوق مطابق وزارت کار بالاتر .با ساعت ۸ تا ۱۲ تا۱۴ کی گفته نیست خدا بزرگه خدا روزی رسان هست).
۶_اکثرا مراکز روانشناسی کسی رو میخوان که پروانه نظام روانشناسی داره و کد نظام روانشناسی که سابقه چندین ساله داشته باشه یا مدرک mmtو مدارک زیاد داشته باشه و کارگاه رفته باشه من که نرفتم پس نمیتونم صاحب شغل بشم تمام مراکز افراد با تجربه طولانی میخوان .تجربه نداشته باشی بهت حقوق کم میدن
(خیلی ها هستن دلشون افراد جوان با افکار ایده های نو میخواد خیلی ها مسئول فنی میخوان قرار نیست حتما کلی دوره رفته باشی)
۷_کار به عنوان مددکار خیلی سخت هست باید با جامعه هدف افراد نیازمند سروکله بزنی .(هرکاری سختی های خودش داره مددکاری خیلی هم شغل خوب اسانی هست تو دست خدا میشی برای کمک رسانی به افراد)افرادی که افسرده هستن نیازمند هستن فحش میدن بی احترامی میکنن (خیلی هاشونم وقتی کمکشون میکنی دعات میکنن و اینا خودش دست خدا بودن میشه).بعد محیط اونجا خیلی افسرده کننده هستن و همه مددکاران روحیه افسردگی میگیرن(نه بابا انقدرم سخت نیست).بعدش کارش خیلی سخته فشار روحی زیاد میارن کلی گزارش های مددکاری باید بنویسی گزارش های طولانی هی ایراد بگیرن تو باز یه دانه جدیدش بنویسی (من کارم به بهترین نحوه انجام میدم و اصلا هیج کس ایرادی نمیگیره تایپ مخصوصا تایپ اداری خوراک من هست).بعدش باید بری بازدید منزل بری خانه های مردم(شاید کاری که رفتی بازدید نداشت شایدم نصفش تو رفتی نصفش همکارت ).کلی نامه های اداری زیاد از استان تهران میاد باید همش سریع جواب بدی.تو مثلا ۱ ساعت باید ۵تا نامه بزنی برای همین خیلی کار پر تنش هست .(کلی اکسل و wordتایپ شده یه کپی پیست میکنی می فرستی و تمام)
بعد هزینه رفتن برای بازید منزل کی میخواد .این نتیجه این بود که اولین کار من با یه صاحبکار نادرست بود که تعداد مددکارها کاهش داده بود پس باعث فشار زیاد شده بود درنتیجه من از مددکاری بدم آمد. (خیلی هم کار راحت آسان میشه ممکن که خودشون ون برای بازدید داشته باشن ممکن تو خود بهزیستی اصلی بخوای کار کنی و اونجا خودشون بازدید برن )
۸_اینکه تو بهزیستی اصلی بخوای کار کنی باید روانشناسی عمومی نباشه روانشناسی بالینی خونده باشی .یا بخوای تو اورژانس های اجتماعی کار کنی باید کلی با ون بری بیای .شب کاری داره باید کلی شیفت بدی.بعدشم خطرناک بری بچه های مردم بیاری حاشیه داستان میشه ..
(چه ایرادی داره شب کاری دیگه هیچ ایرادی نداره با ون هم دوتا همکارم میان میخواد چی بشه مهم پوله که در بیاد تازه ممکن من فقط تلفن جواب بدهم)
۹_من که تو الان آمدم شهر غریب اینجا هیچ کس نمی شناسم چطوری کار پیدا کنم تازه کار تو تهران هست نمیشه نزدیک خانه کار پیدا کرد.
(کی گفته نمیشه نزدیک خانه کار پیدا کرد میشه به راحتی خدا میرسونه.)
۱۰_میگم کارم باید حتما بیمه داشته باشه .باید دولتی باشه نه خصوصی بعد میگم درآمد شغل دولتی کمه نان تو شغل آزاد بعددمیگم شغل آزاد که پرستیژ نداره زشته بگن با این همه درس خوندن بره کار آزاد.
(به کسی چه ربطی داره من چه شغلی میرم من میرم با شغل خودم در هر شغلی باشم ارزشمندی دارم)
۱۱_باید حتما برای خودم کار کنم.(اتفاقا همکاری خیلی بهتر هست)
۱۲_برم سرکار دیگه تایم آزاد ندارم بخوام روی خودم کار کنم.بعدش دیگه هرجا بخوام برم هرکار بخوام کنم باید مرخصی بگیرم گیر میکنم تو ماتریکس کار .بعدشم من ثبات شغلی برام مهمه.
(کاری که من میرم تعطیلی خیلی زیاد داره پنجشنبه جمعه تعطیل روزهای تعطیل تعطیل .حالا شروع کن از یه جا کم کم پیشرفت کن)
۱۳_من اگر برم سرکار حقوق بالاتر از همسرم بگیرم زشته باید من پایین تر باشم از شوهرم .نمیدانم چرا وقتی میگه هردو کار کنیم ناراحت میشم بهم برمیخوره که بگه توام کار کن هزینه ها بده. چون مسولیت با اون هست درست نیست من کار کنم
(دیگه الان مسولیت نداره کار خانه هردو باید انجام بدهیم کار بیرون هردو چون الان دیگه مسولیت سنگین و باید هردو برای زندگیمون تلاش کنیم چه ایرادی داره منم بخشی از هزینه ها بگیرم باعث پیشرفت همسرم بشم ‌بچه هامون تو رفاه باشن .)
۱۴_پاشنه آشیل این که مهارت توانمندی خودم خیلی خیلی کم میدانم درحالی که در واقعت توانمدیهای زیادی دارم.
(من خیلی هم توانمد هستم)
۱۵_الان قبل عید جایی نیروی جدید نمیگیرن باید صبر کنی ببینی بعد عید چی میشه شاید یکی بگیرم
(میگیرن چرا نگیرن)
۱۶_احساس میکنم قبولی تو آزمون های دولتی کاری غیر ممکن برای من هست و من اصلا شانس قبولی ندارم چون من سهمیه ندارم خیلی مسائل مذهبی بلد نیستم.بسیحی نیستم چادری نیستم من قبول نمیکنن که آشناهای خودشون قبول میکنن
(خداوند همواره از من محافظت میکنه و من شانس بالایی دارم کلی زحمت کشیدم خداوند شاهد زحمات من هست من هوش بالایی دارم من باهوش سرشارم .کلی مدرک دارم تلاش کردم توانمند هستم پس می توانم برم سرکار.)
۱۷_کارهای خصوصی وقتی می‌فهمن متاهلی بارداری بهت کار نمیدن
(اتفاقا یک فرد مومن هست که خوشش میاد به من کار بده).


7

سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیزم و به همه دوستان عزیزم…من ترمزی که در مورد ثروت دارم اینه که پول حلال با سختی به دست میاد باید اونقدر کار کنم تا پولم حلال شه و گاز:نه خیلیا خیلی راحت و با عشق پول می سازند مثل استاد عزیز و بیل گیس و مسی و…ترمز بعدیم اینه که اگه پول خرج کنم احساسم بد میشه پولم تموم میشه و باور نداشتن به فراوانی و گاز:نه اتفاقا هر چی خرج کنم بیشتر کمک میکنم تا کار سوپری محلمون و کار میوه فروشی محلمون رونق پیدا کنه و با احساس شکرگزاری خرج میکنم و جهان هستی ده برابرشو بهم میده شکرت خدا جونم. ترمز دیگه ای که دارم اگه من پولدار شم فامیلامون از من پول می‌خوان بهتره پول نداشته باشم تا کسی ازم درخواست پول نکنه و گاز: اتفاقا هر چی پولدارتر بشم و به فامیلامون کمک کنم بازم خدا ده برابرشو بهم میده و هرچی بخشنده تر باشی خدا بیشتر بهت میده و به هر کسی دوست داشتم پول میدم و با خیالت راحت به کسی دلم نخواد پول نمیدم و بهش میگم نه چون من بعضی جاها نمیتونم نه بگم چون نشان از عدم احساس لیاقت هست و کسی با کمک کردن من زندگیش عوض نمیشه چون هر کس مسئول زندگیه خودشه.ترمز دیگه ای که دارم اینه که من پولدار شم به پدر و مادرم کمک مالی میکنم یعنی باید حتما وقتی پولدار شم به خانوادم کمک کنم تا اونا رو نجات بدم و گاز:من کسی رو نمیتونم نجات بدم هر کسی مسئول زندگیه خودشه.ممنونم از سؤال قشنگتون.همه ی این ها رو به خودم گفتم تا یادم بمونه.


8

به نام سیستم هدایتگر بشر
سلام .
ادامه ترمزهای ذهنم من جدیدا داخل دفترم می نویسم ولی حس میکنم وقتی داخل سایت می نویسی بهتر جواب میده.
ترمز :اینکه همیشه همکارم که ۳۴ سالش بود به من می‌گفت تو متوجه نیستی کار نیست من ۱۰ سال دنبال کار بودم انقدر گشتم دنبال کار به سختی اینکار پیدا کردم هرجا میرفتم صاحبکار ها هول بودن هیز بارها به من گفت هرجا بری کار کنی شرایط کاری همین قدر سخت طاقت فرسا هست .برای مردم هرجا کار کنی دهنت سرویس میکنن ‌.برای یه حقوق نصف وزارت کار با سختی زیاداین میگفت.بعدش هم صاحبکارم میگفت عمرا تو با اخلاقت که انقدر توقع داری کار پیدا کنی .
گاز:همکار من حاصل فرکانس ها باورهای خودش دریافت کرده بود و هیچ ربطی به من نداشت.کلی کار آسان خوب درست حسابی هست که بشه من برم و انجام بدم و درآمد کسب کنم‌.من حق خودم میخواستم نه توقع همه از خداشون هست که یک آدم درست حسابی مثل من براشون کار کنه.
ترمز:اینکه صاحبکارم که خانم بود همیشه میگفت تمام همکاران زن عقده ایی هستن زیر آب زن هستن حق بقیه میخورن دورو هستن تو ظاهر باهات خوب هستن پشت سر ریشت میزنن.صدات ظبط میکنن. می‌گفت اساتید معلم و همکار دوست زن همشون نقش کش هستن.وقتی این الگو بارها گفت درون ذهن من نقش گرفت شد ترمز ذهن من که همکار زن خوب نیست.از اون ورم وقتی میگی زنها خودت رو هم شامل میشه دیگه پس میگم من نباید نقشی بگیرم که بخوام انسان بدی بشم مثلا یک معلم حسود بشم. بعد می‌گفت مردا کارها بهتر انجام میدن مردها خوب ترهستن همکار مرد بهتره یا مثلا کار برای مردا بیشتر یا حقوق مردا بیشتر
گاز:این ها همش حرف هست کلی همکار خوب درست حسابی وجود دارد کلی زن هستن که شریف درست حسابی هستن مثالش رفیقام.مثال مریم جان استاد مثال استاد دانشگاهم استاد مرادی مثل گل بود پاک زلال روان شفاف بسیار کاربلد و دوست داشتنی بود .این حرفها حاصل باور سمی اون بود.همکار مرد زن نداره هردوخوب محترم هستن جنسیت افراد ربطی به شخصیت اونا نداره. میزان حقوقم ربطی به جنسیت نداره.
ترمز:حقوق استاد ها و معلمان خیلییییی پایین هست یه حقوق بخور نمیر وقت تلف کردن..
گاز:این شغل شغل انبیاست با پول نمی سنجند. در ضمن کلی استاد پولدار هستن کلی معلم هستن با درآمد بالا همون درآمد کم هم کلی ارزش داره.
ترمز:اگر من و همسرم خیلی پولدار بشیم یا همسرم خیلی پیشرفت کنه ممکن بهم خیانت کنه چون پول و موقعیت اجتماعیش بره بالا و ممکن بره سراغ کیس های دیگه اون موقع من میخواد چیکار اگر ماشین خوب خارجی خانه زندگی عالی داشته باشع .من میخواد چیکار کلی مرد هستن که زنشون از ۰ کنارشون هست وقتی شلوارشان دوتا میشه به درآمد بالا میرسونه خیانت هول بازی هاشون شروع میشه.آب نمی دیدن وگرنه شناگر قابلی هستن.
گاز:این افکار شیطانی از کجا میاد شوهرت همه جور تو دوست داره یادش نمیره تو سختی ها چطوری پشتش موندی .در ضمن یعنی چی مگه شوهرت خداست که منبع درامدت باشه .هروز که همسرت پیشرفت کنه بیشتر عاشق تو میشه بیشتر تو دوست خواهد داشت تو داخل قلب همسرت جایگاه ابدی داری .بالاتر از هرچیزی دوست داره.مثل دخترش مواظبت انسان عشق به پول نمی فروشه ‌هرچقدر هم که پیشرفت کنه فقط برای آینده من وفرزندان خواهد بود و همه جور ما بهم وفادار خواهیم ماند تا روزی که بمیریم.
ترمز:پاشنه آشیل من بدترین ترمزم این الگو مردای گربه ملوس طوری دیدم که وقتی زنشون شاغل شده یهو بیکار شدن و دیگه نرفتن سرکار زن خرج مرده رو داده و زن مسولیت پدرانه گرفته و مرد مثل یک مفت خور خورده و عشق حال کرده زن مثل برده دونسته .چندین مورد زنایی دیدم که زحمت کش کلی درآمد داشتن شوهرشون نه همین الگو تو ذهن من این باور آورده زن کار کنه جای مرد میگیره و مرد تن پرور میشه و دیگه زن باید به بدبختی بچه هاش بزرگ‌کنه.این ترس مزخرف ناشی از الگوهای اطرافم بوده و مثل خوره تو مغزم هست و نمیزاره پیشرفت کنم
گاز:همسر من همچین مردی نیست بسیار با شخصیت با غیرت هست و همه جور هوای من داره من اگر سرکارم برم فقط برای عشق حال پس انداز خودم و عوض شدن روحیه ام هست و من همسزم هردو باهم مسولیت بچه هامون زندگی به عهده میگیرم ۵۰ و۵۰ باید منم تلاش کنم اونم تلاش کنه‌مثل استاد و همسرشون.
ترمز :مردی که زنش دوست داره روش غیرت داره روش حساس و براش زنش مهمه نمیزاره زنش بره سرکار وقتی زنش دوست نداره میگه برو کار کن
گاز:مردی که زنش دوست داره ازش حمایت میکنه و رو به جلو هولش میده


5

به نام سیستم هدایتگر بشر
سلام‌
نمی دانم چه تعداد از افراد و خانم های سایت داخل خانواده ایی بزرگ شدن که زن خوب رو زنی می دانستن که فقط تو خانه هست و کارهای همسرش انجام میده و نظافت خانه و رسیدگی به فرزند و همسرش میشه الگو یک زن خوب براش فکر کنم تو نسل خانم های ایرانی حالا تو دهه ۸۰ کمتر هست ولی الگو کلی که هست خانم خوب تو سریال ها تو فیلم ها تو زندگی یا عروس خوب کلا دختری هست ساده مظلوم و توخانه که هیچ حضور فعالی در جامعه نداره و افتخارش رسیدگی به همسر فرزندش نمیگم این مسولیت کمی ها و خانم های خانه دار کلی سختی مشقت میکشن اما هرچقدر هم که بگی روحیه انسان ذاتا کمال طلب هست و دوست داره پیشرفت کنه.مادر من یه خانم خانه دار بود و تمام زنان اطرافم هم خانه دار بودن هیچ کس شغل دولتی درست حسابی نداشت .وهمیشه اعتقاد پدرم این بود ولش کن نرو سرکار .حالا ترمزی که برام ایحاد شده این هست که الگو زنهای دهه ۴۰ و۵۹ در ذهن من یک دختر۲۶ ساله هست .
وقتی ازدواج کردم متوجه شدم چقدر طرفداره ایثار گری فعالی در زندگی مشترکم با همسرم دارم.
ترمز ذهنم این که فکر میکنم زن خوب زنی که خانه دار هست و بچه هاش بزرگ میکنه و به کارهای شخصی همسرش رسیدگی میکنه و نمیزاره آب تو دل شوهرش تکون بخوره زندگی زیر رو میکنه تا همسرش آسایش داشته باشه .نیازهای شوهرش به خودش ارجیحت میده .ساکت خرجی نداره .درخواستی نمی کنه هزینه ایی نداره .از شوهرش درخواست‌پول نمیکنه .ارایشگاه نمیره. لباس نمیخره لوازم آرایش بهداشتی نمیخواد ‌کلا انگار هیچ درخواستی از شوهرش نداره و نمیگه به همسرش که من پول میخوام و درخواست هیچ چیز از همسرش نمیکنه. و شرایط شوهرش درک میکنه .سرکار رفتن برای زن متاهل خوب نیست یعنی چی بره سرکار کی آشپزی کنه کی کارخانه کنه کی لباس بشوره کی وقتی شوهرش میاد خانه یه چایی بده دستش .این ذهنیت باعث شده من نرم سرکار ار حضور درجامعه بترسم در مجردی شاغل بودم ولی الان نه .نزدیک ۲ سال باهمسرم دوست بودیم و من همیشه این ذهنیت با خودم داشتم .
که نباید هیچ‌چیز از شوهرم درخواست کنم حودش باید متوجه نیازهای من باشه زن خوب خرج نداره نباید همش بره خرید لباس بگیره ارایشگاه بره .سرکار بره .الگو زن خوب همیشه در دین مذهب ما زنهایی بودن که مثلا خانه نشین بودن حرفهای همسرشون گوش میدادن بدون اجازه همسرشون آب نمیخورن سرکار نمیرن درآمد شخصی ندارن.انگار همیشه خواستن زنها تو سری خور باشن.
این ترمز بزرگ ذهن من هست که زن خوب زن خانه دار میدانم و عذاب وجدان میگیرم فکر میکنم برم سرکار از حق شوهرم و فرزندان آینده ام میزنم.
گاز:یعنی چی بمونی با مدرک فوق لیسانس کنج خانه عزلت بگیری که چی بشه که بگن مرضیه زن خوبی بود فداکار بود پس خواسته اهداف خودت چی میشه درست پیشرفت همسرت مهمه ولی پیشرفت خودت هم خیلی مهمه.مهمه که شغل داشته باشی هویت بهت میده درآمد شخصی موندن تو خانه افسرده میشی حالت بد میشه باید بری سرکار باید زن خوب کسی بدانی که شاغل درآمد داره کارهای خانه ظرف شستن جارو کردن قرار نیست به تو هویت بده فردا بچه هات یه مادر قوی میخوان نه یه زن که فقط بوی روغن غذا خانه میده باید برم سرکار زن خوب هویت داره شخصیت خودش به عنوان یک انسان در درجه اول قبول میکنه بعد همسرش فرزندانش
اول خودت دوم دیگران .
ترمز:اینکه وقتی همسرم به من میگه کار کن حس بدی بهم دست میده جس اینکه نکنه منت میزاره یا من سربارم یا بار اضافی ام باید برم خودم درآمدم کسب کنم‌ درحالی که مسولیت من با همسرم هست
گاز:چه ربطی داره اون میخواد از تو حمایت کنه و رو به جلو هولت بده .
ترمز :الان که باردار هستم نمیتوانم هیچ کاری کنم باید تا زایمانم صبر کنم بعدشم که بچه کوچک هست باید بزرگ کنم‌
گاز :کلی خانم هستن که تو بارداری شاغل هستن و تا روز آخر کار میکنن بچه روهم میدم دست خانوادم یا یکی نگه داره میتونم همین الانم برم سرکار



4

1 سال پیش

لازم نیست کار رو محدود کنی به کارِ بیرون که باعث کلی مشکلات دیگه میشه. نه اینکه اون گزینه رو حذف کنی ولی یادت باشه هدف درامدِ بیشتر و تجربه زندگیه نه الزاما بیرون از خونه کار کردن. میتونی به کارهایی هدایت بشی که با شرایط فعلیت همخوانی داره. مثلا همسر من نمیتونس بچه کوچیک رو جایی بسپاره. گشت و دوتا ایده اومد که باورکردنی نبودن. ایده هارو نمیگم چون محدودت میکنه و خواهی گفت خوب من که اون شرایطو ندارم بخوام اونجور کارهارو بکنم ولی توی هرشرایطی میشه کاری پیدا کرد که مطابق وضعیت خودت باشه. باید به ذهنت بقبولونی که همین الان دهها ایده مطابق با شرایط تو هست. فقط باید بهش هدایت بشی. اما معمولا اون ایده اصلی یکمی ترسناکه و ما نمیخوایم باهاش مواجه بشیم و میریم بسمت ایده های کمتر ترسناک که پرزحمت ترن. ضمنا بنظرم دونفری کار کردن یه نسخه موقته. یه زن با بهینه کردن شوهرش و کوچ کردنش میتونه درامد شوهرش رو ده برابر کنه و خودش هم مسیولیت مالی خانواده و پس انداز رو به عهده بگیره و مثل یه ملکه کاردان و بالیاقت هم به بچه هاش برسه و هم فعالیتهای جانبی بکنه. گول اتفاقات غالب رو نخوریم. چون تعداد زنان شاغل که میرن بیرون صبح تا شب کارمیکنن زیاده دلیل نمیشه این بهترین گزینه باشه.


1 سال پیش

سلام آقای محمودی بله درسته واقعا این هم یکی از ترمزهای ذهن من بود که کار محدود به کار بیرون کرده بودم بله درسته خیلی کارها هست که میشه داخل منزل انجام داد واقعا ممنونم ازتون سپاسگزارم


1 سال پیش

به نام خدا

سلام برادر محترم کاملا درست فرمودید بنده یکی از ترمزهای پنهان ذهنم این بود که فکر میکردم شغل خوب درست حسابی شغلی هست که بیرون از خانه هست و برای دیگران انجام میدی .

الان این صحبت های شما باعث شد که من فکر کنم میشه درون منزل هم‌کارهای متفاوتی انجام داد مثل تایپ کردن مثل مشاوره تلفنی مثل شمع سازی و…

ممنونم از راهنمایی خوبتون در پناه خدا باشید


1 سال پیش

سلام

چقد این ترمز شما درست تشخیص دادی منم دقیقا مثل شما فکر می‌کردم

فکر میکردم زن باید بشینه خونه خوب خونه ها رو تمیز کنه

برنامه ریزی کنه نیاز های واجب خونه طوری خرید کنه که بیشترین صرفه جویی داشته باشه

و از خرید مستحبات مثل لوازم جدید و نو برای زندگی بگذره

من فکر می کردم باید نشست و چشمت به دست همسرت باشه برای تهیه خورد و خوراک و لباس مورد نیاز

فکر میکردم باید عید تا عید یک لباس خرید

فکر میکردم باید از ارزانترین جای شهر خرید کرد. محض ابرو داری

اگر هم همسر نتونست باید چشمت به دست پدرت باشه که به بهانه عیدی یا تولد یا چیزهای دیگه بهت پولی بده بری برای خودت یک لباس واجب که نیاز داری برای آبروداری بپوشی خرید کنی

من شرک خفی داشتم چشمم به خدا نبود و نیست

قبل ها برای لباس و خورد و خورا‌ک اینطور باور میکردم و تجربه میکردم این باور به من یاد داده بودن پدرم وهمسرم شاید اونها نیتشون کمک به من بود ولی من اشتباه کردم اینو باور کردم

بعد تر که کاری برای خودم دست و پا کردم باورم این بود که من با این کار باید بهترین خورد و خوراک و لباس تهیه کنم و تجربه کردم

من باور کردم به واسطه کاری که دارم باید مبل و فرش پذیرایی خونه خیلی کهنه شده با درآمد خودم بخرم و خریدم

من حالا باور دارم باید لباس عید خودم و همسرم بخرم و واسه خرید فرش دوم امید به کمک مالی همسرم دارم

من واسه خرید ماشین دوم امید به دست همسرم دادم

من تجربه های قبل زندگیم دیدم

من فهمیدم امید غیر از خدا به هر بنده ای شرک به خداست

باز دارم امید می بندم به همسرم و فکر می‌کنم من نمیتونم

فاطمه مشرک نباش

مومن باش به قدرت بی همتای خداوند و از خدا بخواه راه نشونت بده

از خدا بخواه تو رو هدایت کنه به خرید فرش دوم

از خدا بخواه تو رو هدایت کنه به خرید ماشین دوم

گاز

میشه هدایت های خداوند

میشه حمایت های خداوند که در زمان درست در مکان درست باشی

میشه امید به رب که از بالا داره نگاه میکنه و تو رو به پول های فراوان برای خرید فرش دوم هدایت میکنه

که تو رو به پول های فراوان برای خرید ماشین دوم هدایت میکنه

گاز

میشه رضایت همسر و همراه زندگی برای شغل و کاری که انجام میدی

گاز

میشه فایل های روانشناسی ثروت و بزرگ کردن سطلت

6

به نام خدایی که برام کافیست خداوندی که کنار من است
سلام به دوستان عزیزم استاد و مریم جانم ممنونتون هستم شما بی نظیرین که کمک به بهتر شدن زندگی ماها میکنین با آگاهی‌های خودتون رو با ما به اشتراک میذارین
ترمزهای مخفی در مورد ثروت همه ماها داریم چون از پدران و مادران ما به ارث رسیده اونم چه ارثه بدی
تکرار نکردشون باعث رشد ما می‌شود وقتی الان فهمیدیم تخفیف گرفتن اشتباهه خب انجام نمیدیم
خداوند هر لحظه در حال فرستادن نعمت و ثروت به ماست
اما اگر ما دریافت نمی‌کنیم ایراد از ماست نه از سمته خدا
ما باید بیشتر روی فراوانی کار کنیم و احساسمون رو خوب نگه داریم و خودمون رو لایق نعمت و ثروت بدونیم چطوری ؟ با عمل کردن به قوانین خداوند و ایمان داشتن به خداوند
از کمبودها حرفی نزنیم و توجه نکنیم بهشون و بعد جهان درها رو باز می‌کند برامون
ترمزهای زیادی دارم هم در مورد باور کمبود وعدم احساسه لیاقت و ان شالله با کمک و لطف خداوند و آموزهای استاد
بهتر میشوم و پول و ثروت منو پیدا میکنن
خدایا شکرت سپاسگزارتم


2

سلام به همه هم فرکانسی های عزیزم

در پاسخ به این سوال
در مرحله اول و پررنگ ترین پاسخ دقیقا موضوع توحید هست.
برگردیم به دوره قبل از دوره انقلاب صنعتی.
یعنی دوره کشاورزی
خب تا بحال به این فکر کردین که اون زمان پولی نبوده ! چقدر معما راحت میشه اینجوری
فرض میکنم الان همون دوره هست.
من دیگه ترس ندارم.
یعنی میدونم که فردا صبح میرم تخم مرغ هامو از لونه مرغ ها برمیدارم میدم به تاجر محل ازش قابلمه می‌خرم. مابقیشو باز پس فردا بهش شیر گوسفندامو میدم
من خیالم راحته که چیزهایی که من دارم میشه باهاش همه چی بگیرم.
در واقع من قدرت رو به پول ندادم که وای اگه فردا دخل نداشته باشم چجوری پس فردا گوشت بخرم. اینجا قدرت دسته پوله نه من و خدای درونم.
اونجا (کشاورزی) قدرت دسته خودم بود. من به خودم باور داشتم (عزت نفس،احساس لیاقت)
میدونستم گاوها و گوسفندام شیر میدن
(احساس فراوانی)
و به نظر من مهم ترین رکن توحید بوده که مردمان قدیم داشتن.
مادرم تعریف میکنه که پدر بزرگم که فرد بسیار ثروتمندی بود و از کارگری تو ۱۰ سالگی شروع کرده بود هر وقت از در خونه میرفتم صبح ها بیرون بلند میگفته خدایا به امید خودت نه به امید خلق روزگارت.
مادرم میگه ما صداشو هروز میشنیدیم خب این حجم از توحید باید ثروت رو جذب کنه.
اینقدر پول تو زندگی ما جایگاهش بالاست (اولین جایگاه تقریبا)
که اصلا نمیفهمیم که ثروت های بزرگ دیگه ای هم داریم
مثلا دندونامون ۳۲ تا دندون
اگه بخوای کاشت انجام بدی حدودا دونه ۷ میلیون
یعنی ما نزدیک ۲۰۰ تا ۲۵۰ میلیون فقط تو دهنمون دندون داریم
یه حساب سرانگشتی بکنیم بالای ۱۵ میلیارد فقط سلامتی داریم. چقدر ثروت داریم
یا خانواده یا فرزندان یا پدر و مادر یا هر چیز دیگه ای

خب برگردیم به دوره کشاورزی
من تمام خواسته هامو از خدا میخوام. مثلا تمام ذهن و قلب من اینه که خدا کمک کنه گاو من چند قلو بزاد من گوساله بیشتری داشته باشم. من نمیام بگم فلان آدم کمک کنه یا فلان شی. چون میدونم که اینا کاری از دستشون برنمیاد.
بنابراین همه خواسته هام از خداست
خیلی میشه این‌موضوع رو بست داد. ما متاسفانه قدرت رو دادیم به پول.
مثلا روزی که تو کارامون چندین میلیون پول هست صبح که بیدار میشیم یه حال خوبیه. یه خاطر جمعی خاص. زیر پوستی میخندیم
بعد فکر میکنیم قدرت داریم بیرون که میریم با یه گردن افراشته و سینه سپر میریم چیز میزی دیدیم میخریم
میخوریم.
کیف میکنیم کارت میکشیم
باز یهو میترسیم نکنه پولمون کم شه. اینهمه دارم کارت میکشم
اگه فردا اتفاقی افتاد چی
بزارم برا اجاره اول ماه کم نیاد
باشه حالا تو حسابم شاید یه مشگلی پیش اومد دستم جلو کسی دراز نکنم
به قول استاد وقتی هم که بنده پول بشی پول ارباب بدیه. پوستتو میکنه
حالا روزی که هیچی تو حسابمون نداریم بیدار بشیم از خواب
کارتامون همه خالی.
اصلا چه حال و هوایی. چه امید به زندگی. چه انگیزه ای. همه رو فکر کنین نمیخوام در موردش صحبت کنم
تازه اگه خیلی رو خودمون کار کرده باشیم نهایت چند روز خوبیم. بعدش همه اینا میاد سراغمون.
چرا؟
چون ما همه قدرت رو به پول دادیم در زندگی.

موضوع دوم اینکه استاد تو یه فایلی اشاره به انرژی بودن پول کردن. این خیلی قشنگه

مثلا من وقتی میرم کارتمو میدم یه گوشت می‌خرم. یه لباس می‌خرم.
نترسم که پولم کم شد.
بگم من از انرژیم دادم به این قصابه. یا این مغازه بوتیکه.
پس از جنس همین انرژی به سمت من میفرسته جهان هستی.
یا
به قول استاد به میزانی که کمک کنی جهان جای قشنگ و راحتی برای آدم ها بشه به همون میزان ثروت وارد زندگیت میشه
خب تو این مثال من به حساب اون قصاب پول زدم.
کمک کردم به اینکه براش جهان قشنگ تر بشه.

یکی از بهترین تمرین ها همینه که خود من هر وقت خریدی انجام میدم فکر میکنم که کمک کردم اون آدم خوشحال شه با کارت کشیدن و پول من که میره تو حسابش.

یعنی همیشه به این فکر میکنم که هرچه ثروت بیشتری درست کنم
میتونم خریدهای بیشتری انجام بدم از هرچیزی خونه ماشین مایحتاج هرچیزی.

در پناه یگانه خالق هستی
من به دستای خدا خیره شدم معجزه کرد ❤️
یا الله.


8

سلام به دوستان خوبم امیدوارم این آگاهی ها به دل و جان همه رسوخ کنه …

مطلب مهمی که من متوجه شدم اینه که دنبال احساسات بگردید … کجا احساس شما درگیر میشه در مسائل مالی اونجا دقیقا باید روش کار کنید ..

من همیشه احساسم اینه که پول به اندازه کافی ندارم پس یک سری رفتارهای اشتباهی میکنم ..

احساسم اینه که اگه پول زیاد داشته باشم باید برای دیگران هزینه کنم پس دوباره رفتارهای اشتباه ..

احساسم اینه که توی ایران امنیت شغلی و مالی نیست پس رفتارهای اشتباه ..

احساسم همیشه میگه چطوری ؟ چجوری؟ از کجا ؟ مگه میشه؟ مگه داریم؟ پس باز رفتارهای اشتباه که باعث دور شدن ما از ثروت میشه ..