مقدمه دوره ۱۲ قدم - صفحه 6 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

791 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حسین ملک زاده گفته:
    مدت عضویت: 3336 روز

    سلام. وای خدایا شکرت. بالاخره انتظار به سر رسید. تو این چن روز بیچاره گوشیم، هزار بار نگاش کردم که ببینم بالاخره استاد کی این محصول رو میذاره که عصر مقدمه دانلود کردم و گوشش دادم. از شوق متوجه نشدم که قدم اول رو گذاشته اند. ساعت ۷ونیم در باشگاه ورزش میکردم که پسرم اومد و ازم پرسید که خریده ام یا نه؟ تازه اون موقه متوجه شدم که قیمت اول رو گذاشتن باور کنین از شوق دیگه ورزش و وزنه همه یادم رفت که همون جا خرید رو انجام دادم و الان دارم نگاش میکنم. من قبلا تجربه کلمه قدم رو یه جایی داشتم که اونو کار کرده بودم و زندگیم متحول شده است که نتیجه اون سلامتیم است که خدارو هزاران مرتبه شاکرم. و ایمان دارم که این ۱۲قدم بدون شک چنان تحولی در زندگیم ایجاد خواهد کرد که بقول استاد هیچ ربطی به گذشته ام نخواهد داشت. خدا جونم هزاران بار سپاسگزارم ازت که با چنین استادی آشنام کردی که به همه حرفاش اعتماد کامل میکنم، خانواده عزیزم همه تونو ندیده و نشناخته دوستون دارم و به همه تون شادی و سلامتی و ثروت بی انتها ارزو دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  2. -
    مسعود و محیا گفته:
    مدت عضویت: 4201 روز

    به نام خداوند بخشنده ومهربان

    استاد عزیز من و همسرم 4سال پیش به واسطه یکی از دوستانمون که همراه شما بود اشنا شدیم دیماه93.بعد به فایلهای رایگان شما گوش میدادیم کتابهای صوتی رو میخریدیم و گوش میکردیم سال 94 از همسرم خواستم به عنوان کادو تولد برام دوره قانون افرینش رو بگیره.اون موقعه من و همسرم شاغل بودیم و همسرم 2شغل داشت پرداخت هزینه هر دوره برامون سخت بود.وقتی لذتها و جاذبه های زیادی از این دوره بردیم .دوره روانشناسی ثروت رو خریدیم و این دوره ها رو بی وقفه گوش میکردیم.قبل از دوره پس اندازه10میلیون برامون رویا بود یا هزینه 4میلیونی زایمان من واقعا براموون سنگین بود.در یکسال30میلیون پس انداز کردیم .من بخاطر داشتن بچه کوچیک سرکار نمیرفتم و همسرم کم کم شغل دومش رو کنار گذاشت.به لطف خدای متعال و مطالعات و تغییر فرکانسمون الان 100میلیون پس انداز خیلی برامون راحت هست.در بخش رشد معنوی رابطه من و همسرم روز به روز بهتر و بهتر میشه مهارت گفتگو و محبت واقعی به هم رو یاد میگیریم و واقعا از زندگی لذت میبریم ما قبلا شاید به راحتی سرمسائلی که اختلاف داشتیم همیشه تا میومدیم صحبت کنیم دعوامون میشد اما الان خیلی قشنگ به مهارت گفتگو رسیدیم. و برای بهتر شدن تلاش میکنیم .استاد عزیزم من مدت 3ماه هست کتابی به اسم بنویس تا اتفاق بیافتد رو مطالعه میکنم واقعا برام جالب که این دوره و خواسته و نیاز من از این کتاب منطبق شده.همسر باز هم این دوره رو به عنوان کادو روز زن و روز مادر بهم هدیه داد و من فقط و فقط این رو دستان خداوند میدونم برای هدایت زندگی من به بهترین شرایط .خداروشاکرم که خواهان تغییر و بهتر شدن هستم.فرزندان سالم دارم و بهترین لحظات رو درکنار همسرم تجربه میکنم و به داشتنش افتخار میکنم.شادی و پیروزی سربلندی برای همتون از خداوند خواهانم.

    رعنا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  3. -
    مریم تیموری گفته:
    مدت عضویت: 3371 روز

    سلام

    خواستم تعهدم رو توی دفترم بنویسم ولی نمیدونم چرا دلم خواست منم اینجا تعهدم روبنویسم هرچند هنوز اولین قدم رو نخریدم اخه هنوز چندقدم دارم تاخریدش ارام ارام ??????

    من مریم بانو شاگرد این مکتب عباسمنشی باه خودم تعهد میدهم که هر۱۲ قدم رو با معلم کلاسم ودوستان گلم پیش خواهم رفت ودراین یکسال چنان تحولی درخودم ایجاد کنم که وقتی تعهد نامه ی خودم رو خوندم به خودم هدیه ای بخرم وامروز رو یک روز بسیار بزرگ برای رسیدن به اهدافم میدونم

    خدایاشکرت بابت هدایتم دراین ساعات صبح به اینجا

    خدایاشکرت به خاطر تضادی که بهش برخورده بودم واز طریق همین دوستان تونستم جوابشو سریع بگیریم وتعهدم رو قوی تر بکنم

    خدایاشکرت که تواین چندسال تونستم عادتهای بد م رو به وسیله این سایت واستاد ودوستانم ترک کنم

    خدایاشکرت به خاطر متناسب شدم ازطریق همین دوره ها وپیاده روی که سالها ارزو داشتم بروم خدایاشکرت به خاطر اومدن به محله ی بسیارخوب تهران جای که سالها ارزو داشتم

    خدایاشکرت شکرت یاحق???

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  4. -
    زیبا فتح الهی گفته:
    مدت عضویت: 2979 روز

    سلام به همگی وگروه تحقیقاتی عباس منش من حدودا بهمن ماه سال پیش با گروه آشنا شدم و اولین تعهدنامه کتبی رو مبنی بر سه برابر شدن درامد مالیم نوشتم خیلی جالبه من برای ثروتمند شدن با این سایت آشنا شدم خواهرم یکی از فایل های ثروت استاد رو برام فرستاد ومن دیگه تموم به قول استاد عباس منش باید تو این فرکانس باشی خیلی جالب بود که با اینکه خواهرم این سایت رو به من معرفی کرده بود اما من سراپا محو شدم وخیلی جالبه به همه میگم من دنبال ثروت بودم ولی از ثروت به یه چیز دیگه رسیدم که فکر کنم ارزشمندترین حس برای من تا آخر عمرم هست وقتی این حس عشق وبی نیازی معنوی رو پیدا میکنی دیگه به دست آوردن بقیه چیزهای مادی دنیا خیلی آسون تر وبی ارزش تر میشه، خدایا سپاسگزارم!!! خلاصه بعد از این تعهد کتبی خیلی اتفاقات ونوسانات برای من رخ داد چندین حرکت مالی انجام دادم که متاسفانه موفقیت آمیز نبود البته همه اونها به خاطر اشکال فرکانسی خودم وعدم تکامل خودم به وجود اومد وهمش میگفتم به هیچ عنوان نمی نویسم تا یه خبر خوب برا گروه داشته باشم ولی امروز وقتی این اشتیاق دوستان رو دیدم دلم نیومد کامنتی نزارم من هم امسال میخوام به خودم تعهد بدم وشروع کنم به برداشتن قدم اول به خدا مطمئنم برای من هم سال نودوهشت نقطه عطف زندگیم خواهد بود به امید اینکه همه دوستان هم فرکانسی هم بتونن تو این راه قدم بردارن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  5. -
    وریا گنجی گفته:
    مدت عضویت: 2632 روز

    سایت استاد عباسمنش برای من دانشگاه زندگی هست ، امروز داشتم به این موضوع فکر میکردم چقدر خوب و عالی هست بودن در این محیط و فضا (سایت استاد عباسمنش) ، از همه نظر خوب و عالی و با کیفیت هست.

    این محیط فوق العاده روزی نیست که تحسین من رو برانگیخته نکنه ، از بس محتواها خوب و عالی و با کیفیت هست ، چقدر آگاهی هایی که از قلب و جان استاد عباسمنش جاری میشه خالص هست ، نعمت هست نعمت…

    من از زمستان ۹۷ وارد مسیر کار کردن روی باورها و خودآگاهی شدم که به نظر خودم وقتی آمادگیش رو داشتم هدایت شدم به این مسیر ، تضادهایی در زندگی تجربه کردم که مثل داروی تلخ مزه بود ، اما خیلی به نفعم شد ، خدا رو شکر ، الان که big picture رو نگاه میکنم ، به خودم میگم چه خوب شد اون اتفاقات ناخواسته برام افتاد ، انگار لازم بود تلنگری بهم زده شود تا به خودم بیام ، در زمینه های مختلفی نتایج خیلی خوبی گرفتم به لطف خدای بزرگ

    و هدایت شدم به شروع جدی تر و مجدد دوره دوازده قدم ، که به نظرم این دوره همیشه تازه است ، این دوره به قول خانم شایسته دفترچه راهنمای زندگی هست ، بار دیگر این دفترچه راهنمای ارزشمند رو باز کردم و حس میکنم بیشتر از قبل آمادگیش رو دارم ، چون قشنگ میفهمم درکم نسبت به قبل خودم خیلی بیشتر شده ، آگاهی ها رو جور دیگه ای میشنوم و درک میکنم ، انشالا پیش بریم ، و به قول استاد عباسمنش از مسیر زندگی لذت ببریم ، من تازه دارم یه کوچولو درک میکنم که لذت بردن از مسیر زندگی یعنی چی ، هر چند میدونم یه مدت دیگه بگذره و به کار کردن روی این آگاهی ها ادامه بدم ، بازم میام و میگم اون موقع نفهمیدم و الان میفهمم لذت بردن از زندگی یعنی چی…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  6. -
    محمد دلاوری گفته:
    مدت عضویت: 1410 روز

    یه کامنت خوندم تو قسمت ۲ قدم اول

    با این مضمون که اون صدایی که با تو حرف میزنه خیلی بی ریا و سادس

    مثل نمک رو بچش , یا فلان چیزو جابجا کن یا بیا رد پا بذار

    این شد که اومدم بنویسم

    این صدا اینقدر ساده و آرومه که خیلی وقتا بهش بی توجهم

    داستان من چیه ؟! کمتر از یکسال هست که ویس های استاد عباسمنش رو گوش میدم

    اوایل تو یه کانال تلگرام بودم که ویس های رایگان استاد و میذاشت و فایل های پولی رو می‌فروخت

    من به شدت محو صداقت و درستیه حرفهای استاد شده بودم

    و هر دفعه از آهنگ گوش کردنم کم میکردم و ویس های رایگان استاد و بیشتر گوش میدادم

    یه روز این کانالی که گفتم یه قسمت از محصولات پولی رو گذاشته بود ولی نمی‌دونستم ویس رو باز کردم استاد گفتند این محصول پولی ما هست همونجا قطعش کردم

    گفتم من قراره یه مسیرو درستو برم

    دیگه حس خوبی نداشتم به اون کاناله

    گذشت تا ۴ ماه قبل که سایت رو پیدا کردم و عضو شدم و شروع کردم به گوش دادن فایل های رایگان

    هر دفعه گوش دادنم به فایل ها بیشتر میشد و یه جوری به زور میخواستم به همسرم هم بفهمونم ببین چقدر حرفهای استاد عباسمنش درسته ولی هر دفعه می‌گفت آهنگ بزار ، تا جایی که طبق گفته های استاد فهمیدم باید رها کنم

    و واقعا معجزه رخ داد

    کم کم دیدم خودش علاقه نشون میده به حرفهای استاد

    داشت تکاملشو طی می‌کرد

    الان جوری شده که میگم آهنگ یا عباسمنش ؟ میگه عباسمنش

    . حالا چی باعث شد که ما این دوره رو بگیریم ؟!

    فایل توضیح ۱۲ قدم رو می‌دیدم که استاد گفت اگه نشونه دیدید اقدام کنید برای تهیه ی محصول

    با خودم گفتم نشونم این باشه که اگه به سارا ( همسرم ) بگم این دوره رو بگیریم و اون بگه آره میگیرم ، چون ۷۰ درصد گفتم مخالفت می‌کنه چون اول ازدواجمون هست و یه سری خرج ها داریم

    و در کمال ناباوری خیلی هم استقبال کرد

    قرار شد که حدود ۲۰ روز بعدش دوره رو بگیریم

    چرا ۲۰ روز بعدش ؟!

    چون میخواستم پول هایی که اول ماه برای اجاره یا اقساط باید پرداخت کنم رو رد کنم و اینکه خیلی پول کم داشتم برای خرید لباس چون اجناس مغازه ناقص بود.

    ( مغازه پوشاک دارم تو مشهد )

    برای خرید هم میریم تهران

    روزی که تقریبا پولامو جمع کرده بودم و بلیط قطار داشتم برای تهران همسرم تو ماشین یه چیزی گفت که اصلا انتظارشو نداشتم

    گفت یه چیزی بگم نه نمیگی

    گفتم باید بدونم چیه

    گف ایمانتو نشون بده همین الان که اینقدر پول لازم داری برای خرید لباس برای مغازه قدم اول رو بخر

    تو دلم راضی بودم ولی گفتم آخه الان قراره لباس بیاریم خیلی پوله لازمه

    گفت چطور استاد عباسمنش اینقدر همه چی رو رها میکردم مهاجرت میکرد

    اگه ایمان داشته باشی همین الان میخریش

    با اینکه پشت فرمون بودم در حال رانندگی دوره رو خریدم

    یه حس فوق العاده داشتم

    و تو همین راه رفت و برگشت به تهران فایل ها رو گوش میکردم و خیلی حس خوبی داشتم

    حس غرور یا بهتره بگم حس ایمان

    تمام وجودم میگف بهترین کاری بود که انجام دادی

    بیشتر از اون مبلغ هم که برای دوره دادم همون روزی که میخواستم خرید کنم از طریق فروشی که داشتیم به حسابم اومد.

    ایمان حس خوبی داره

    حس اینکه آره همینه

    آرامش داره

    رهایی

    هرچند ایمان هم تکامله ولی هر پله اش یه لذتی داره که آدم حاضر نیست با چیزی عوضش کنه

    اینکه جلو ترست وایستی

    ممنونم از استاد عزیزززز که اینقدر عالی هستید و خانم شایسته که در کنار استاد تکاملو طی میکنید و روز به روز پیشرفت میکنید.

    خدارو شکر میکنم به خاطرتون که اینقدر به گسترش جهان کمک میکنید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  7. -
    مصطفی زارعی گفته:
    مدت عضویت: 2482 روز

    یا وهاب و یا رزاق

    سلام استاد عزیز و دوستان هم فرکانسی گل🌹

    خدا رو شاکرم که امروز بعد از حدود دو سال که عضوی از خانواده عباسمنش هستم با خودم رو راست شدم و تونستم همراه شما عزیزان در دوره دوازده قدم بشم.

    این تجربه اولین خرید من از محصولات استاد هست

    داستان خرید دوره مفصله، چند روز پیش با خودم خلوت کردم و گفتم تا حالا از فایلهای دانلودی استفاده کردی دیگه وقتشه تحول اساسی ایجاد کنی و با خرید دوره ها نتایج زندگیت رو بیش‌تر کنی. مونده بودم کدوم دوره رو شروع کنم، گفتم خدایا خودت بهم یه نشونه بده. نمیدونم چجور بگم توی مدت روز هر عددی میدیدم ۱۲ داخلش بود.ساعت ۱۲:۱۲،پلاک ماشین ایران ۱۲ که این موقع سال و توی شرایط….. غیر منطقی بود. یه نفر به گوشیم زنگ زد که اشتباه گرفته بود ولی پیش شمارش ۹۱۲ بود که اینم غیر عادی بود. سر زدم به صفحه اصلی سایت و یه نشونه خواستم که مقدمه دوره دوازده قدم اومد. خدا یا شکرت، نشونه ها از این واضح تر

    شب هم که فایل clubhouse استاد و تجربه دوستان حجت رو واسه من تمام کرد.

    گفتم من این دوره رو میخام، باید سال ۱۴۰۰ سال نقطه عطف من باشه، خدایا شکرت که تو این موقعیت قرار گرفتم

    حالا باید پولشو تهیه میکردم، گفتم خدایا من میدونم خودت جورش میکنی با وجود اینکه موجودی کارتم زیر ۵۰۰ بود.

    شب توی سپاسگذاری هام گفتم خدایا شکرت که که از دوره دوازده قدم استاد نتیجه های عالی گرفتم.،خودمو توی موقعیت رسیدن به خواسته هام دیدم و خوابیدم.

    صبح پر انرژی تر از هر روز سپاسگذاری کردم و زدم بیرون،

    خدایا میدونم خودت همونجوری که منو توی این مسیر قرار دادی پولش هم میفرستی، خدایا شکرت، خدایا شکرت خدایا شکرت

    حس و حالم عالی بود، خانومم زنگ زد گفت برنج توی خونه نداریم فکر برنج باش.نجواهایی اومد تو ذهنم که تو که پول مایحتاجتو نداری دوره میخای چکار…. ولی ذهنمو جمع و جور کردم و سپاسگذاری رو ادامه دادم. خدایا شکرت که انقدر سر حالم، خدایا ‌شکرت که از جاهایی که فکرشو نمیکنم واسم پول میفرستی، همونجور که سلامتی و روابط عالی فرستادی

    به ظهر نرسیده توی محل کارم یکی از همکارام که خیلی کم با من هم کلام می‌‌شد اومد توی اتاق و بی مقدمه گفت به مناسبت نیمه شعبان کارت فرهنگیمون ۱۵۰۰ شارژ شده.

    وااااااای،منو میگی داد زدم خدایا شکرت. گفت چی شد، حالا این پول کجای زندگیمون رو میگیره.

    جوابشو ندادم چون میدونستم واسش قابل درک نیست.یعنی باید همون مقداری که خواستم جور میشد، باز هم مثل همیشه گفتم کاش بیشتر میخاستم🤭

    فقط مونده بود این کارت خرید رو به کارت بانکیم انتقال بدم و یا علی برم واسه شروع دوره

    خدایا شکرت که انقدر راحت منو توی مسیر موفقیت قرار دادی.

    رفتم مغازه داداشم و کارت کشیدم که بعد واسم کارت به کارت کنه تا بتونم دوره رو بخرم

    دیشب پول واریز شد، اومدم خرید بزنم که باز نجوا ها شروع شد. ذهنم میگفت بزار سر ماه بخر تا قدم دوم که خواستی بخری حقوقتو گرفته باشی بتونی از تخفیف سایت استفاده کنی و…..

    خدایا شکرت که با قانونی که باهاش جهان رو اداره میکنی آشنا هستم

    به خودم گفتم پسر مگه قراره تو همین وضعیت بمونی که لنگ پول خرید دوره و منتظر حقوق سر ماهت باشی، ایمانت رو نشون بده، نذار شک بیاد سراغت. تو قراره ثروت بسازی، این پولا که عددی نیست. بهاشو بده تا نتیجشو بینی

    کارت بانکی توی محل کارم بود و چون تازه تعویض کرده بودم مشخصاتش رو نداشتم.

    ( آخ، فکم گرم شد متوجه نشدم چقدر نوشتم!! ¡!!!!)

    خلاصه، امروز صبح تا رسیدم محل کارم خرید رو زدم و تا فایل جلسه اول دانلود میشد این متن رو نوشتم.

    خدایا شکرت، فکر نمیکردم نوشتن از روی دل آنقدر آسون باشه و بتونم اینقدر بنویسم.

    آخه این اولین نظر و نوشته من داخل سایت هست. *

    چون اولین تعهدی که به خودم قبل از شروع دوره دادم این بود که باید اکتیو باشم، نظر بدم، جواب بدم، تمرین عملی انجام بدم و…..

    خدا رو شاکرم که این توفیق نصیب من هم شد تا با این دوره عضو فعال خانواده دوست داشتنی عباسمنش باشم.

    خیلی خیلی خوشحالم در کنار شما عزیزان هستم

    خدا رو شکر دوستانی مثل شما دارم

    از این به بعد بیشتر منو خواهید دید.

    راستی، پول برنج هم جور شد واسه مصرف نصف سالم رو تهیه کردم.

    کار خدا و قانونشه، بلد باشی چجور از اون استفاده کنی هر روزت بهتر و بهتر میشه

    دیگه بدون هیچ دغدغه ای میرم واسه دیدن دوره و انجام تمرینهاش

    الهی به امید تو، یا حق، ایام به کام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
    • -
      امیررضا شاپوری گفته:
      مدت عضویت: 1933 روز

      آقا مصطفای عزیز سلام…

      .

      .

      .

      .

      .

      .

      .

      .

      ..

      .

      شاید موقع نوشتن این کامنت قشنگ و سرشار حال خوب،موقع نوشتن نشانه هایی که دیدی،فکرشو نمیکردی که یک روز همین کامنت تبدیل بشه به نشانه یک نفر،

      .

      .

      ..

      ..

      .

      .

      ..

      مبلغ دوازده قدم داره برام جور میشه و کامنت شما قوت قلب عجیبی داد،

      یادم انداخت خدایی که من و شما و هزاران نفر رو به این سایت و این دوره ها هدایت کرده..

      پول خرید دوره هارم جور میکنه…

      خدای رزاق

      خدای وهاب….

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    علیرضا گفته:
    مدت عضویت: 2608 روز

    به نام خالـــــــــق زیبایی‌ ها

    •••

    سلام به استاد عزیز و تمام دوستای گلم،

    امشب ساعت 12 به بعد شبه به تاریخ 31/2/1402 می‌خوام از { داستانِ هدایتم } به این فایل رو کوتاه و مفید بگم.

    ⁦•••

    من دوره [ 12 قدم ] + [ کشف قوانین ] + [ روانشناسی ثروت 1 ] رو اواسط تا اواخر برج 7 سال 1399 خریداری کردم و خدارو شاکرم بابت هدایتش که اون موقع تو «مداری» بودم که تونستم هدایتش رو دریابم و این {سرمایه های ارزشمند} رو تهیه کنم.

    خب قاعدتاً تو این چند مدتی که گذشته من کم و زیاد از آگاهی های هر 3 دوره استفاده کردم و تاثیرهای متفاوت محسوسی تو {جهان‌بینیم} نسبت به قبل گذاشته که قطعا نتایج کوچیک و باحال

    «ناپیوسته» بوده که ( دَرکَــــم ) رو نسبت به {قوانین تغییر ناپذیر و دقیق خداوند و جهان هستی} بیشتر و بیشتر کرده،

    اما

    امـا

    امــا

    امــــا

    اون دلیلی که [ نتایج بزرگ و ماندگار و پیوسته ] رو با خودش برای هرکدوم از ما به همراه داره،

    {منظم و تکاملی} قدم برداشتنِ و اینجا همیشه یه ((تلـه)) وجود داره که 2 طرفس؛

    یه طرفش همیشه نجوا می‌کنه ؛

    شروع نکن بابا هنوز که کاملا آماده نیستی و حتی نزدیک اون‌چیزی که تو ذهنت هست هم نیستی و حالا حالا ها وقت هست پس بیخیالش،

    || کمالگرایی || .

    یه طرف دیگش هم نجوا می‌کنه ؛

    بدو بدو عجله کن که سریع برسی که زمان داره می‌ره و داری وقت از دست میدی و همه از تو جلوترن و داری پیرتر میشی سریع بورو دنبال «Shortcut» تا همه رو رد کنی،

    || عجله,حرص,طمع|| .

    ⁦•

    تو حالت اول که ؛

    اونقدر «ایده‌آل گرایی» که اصلا یا حرکتی نمیکنی و یا اگرم شروع کنی سریعا بخاطر حجم خودآگاه و ناخودآگاه [[مقایسه]] همیشه [[احساس عقب‌موندگی و بی‌ارزشی]] داری و بالاخره پا پس می‌کشی و کم کم از حرکت دور میمونی و اونجاس که مسیرت رو به «پسرفت» می‌ره.

    تو حالت دوم هم که ؛

    با این [[مقایسه]] میاد ایفای نقش میکنه و کنترل مارو به دستش میگیره و فقط [[استرس]] تو جونمون میندازه که اگه هرچی زودتر نرسیم برابر با شکسته و واسه همین عجله و حرص خوردن ها شروع میشه که یا بازم بیخیالش میشیم یا دست به یه کار احمقانه میزنیم که باعث دردسترس میشه.

    من اینطور فکر میکنم هممون تو این ((تلـه)) گیر کردیم و بیخیال {قدم به قدم,تکاملی طی کردن مسیر} شده باشیم،

    حداقلش که من اینجور بودم.

    ••

    چرا اینارو گفتم،

    گفتم که برسم به این چند روزه پیش که

    چند {تضاد} و همزمانیش با دیدن فایل هایی که مربوط به {دوره حل مسائل} باعث شد که هدایت بشم به سرچِ مفهومِ [[ کمالگرایی ]]،

    صفتی که دقیقا برخلاف ==قانون تکاملِ== و شیطان اینجوری از «باورهای محدودکننده» برای نگه داشتن و حرکت نکردنمون استفاده می‌کنه که همیشه {کمبود عزت نفس و باور لیاقت} باعث این موضوعه.

    خداروشکر،

    که این آتش دوباره به شکلی جدی تر و متفاوت تر در وجودم شعله‌ور شد تا بتونم {جریان همیشگی هدایت خداوند} رو احساس کنم و نشونه هاش رو دنبال کنم.

    بعد از اینکه تو تایم کوتاهی دنبال جوابِ [[ کمالگرایی ]] بودم به طور اعجاب انگیزی، استاد فایلی رو گذاشتن ــ(هدف و تأثیرگذاری های آن در زندگی)ــ که از هدف سلامتی و انرژی بالا که تو اول دوره 12 قدم داشتن و نتیجش شد چیزی که الان هستن،

    تو اون فایل عجیب یه نشونه بود که ∆ دوره 12 قدم ∆ رو شروع کن اما هنوز مطمئنم نبودم.

    تا اینکه

    دیشب همینجوری اومدم تو سایت و صفحه اصلی که

    یهو چشمم به دومین متن با عنوان «داستان تولد خانواده صمیمی عباس‌منش» خورد و کلمه‌ی «دوره 12 قدم» که به رنگ آبی بود چشمم رو گرفت و ادامه متن رو شروع کردم به خوندن… .

    چند دقیقه بعدش گفتم:

    خدایا تو این چند روزه چندتا نشونه باحال و حیرت انگیز دیدم پس اگه قراره واقعا این (دوره ارزشمند) رو شروع کنم خودت تیر نهایی رو بزن منو روشن کن.

    که

    یهو تو سرم اومد برم گزینه {نشانه امروز من} رو بزنم و اگه فایلی مربوط به دوره بیاد قطعا شروعش میکنم،

    و خداوند

    به دلیل خواسته من

    به دلیل حرکت من

    هدایتش رو برام واضح تر کرد

    و

    بله

    بله این فایل برام اومد

    جوری که واقعا شوکه بودم تا چند ثانیه و بعد رو به خواهرم کردم و داستان رو گفتم که الان دیگه وقتشه هردومون که خیلی وقته می‌خواستیم زمان بزاریم و به دلیل های واهی عقب انداختیمش، بیایم و این هدایت خدارو تو این «موقعیت پر فشار زندگی» بگیریم تا خودش مارو آسون کنه برای آسونی ها و با @ شروع متعهدانه @ ما سمت خودمون رو انجام بدیم، باقیست با مدیر تمام برنامه ها … .

    این رو نوشتم تا از من تعهد و یادگاری باشه که بخوام [[ کمالگرایی ]] خودم رو کم کم بزارم کنار و فقط {متمرکز روی بهبود روزانه} خودم فکر کنم و از این مسیر زیبای پیشرفت لذت ببرم.

    خدایاشکرت که {ایمان} ما «کلیده» برای {دروازه فراوانی نعمت های} تو، خدایاشکرت.

    •••

    روزی که خواسته پیتزا تو چندساعت بعدش معجزه خودشو نشون داد؛

    چی بشه که بدون برنامه بعد مراسم و اجرای لذت بخش نمایش نامه خانی الـهه عزیزم بریم کافه فست فودی,

    همون حالت دست برای گرفتن یه قاشق پیتزا,

    همون حالت کش اومدن,

    با چه کیفیت عالی که یادم نمیاد همچین مزه ای رو,

    که فقط اندازه همون 2تا سفارش ما داشته باشن,

    تجربه دیشب واقعا یه پکیج هدایت بود که عصارش این بود که هروقت داری عمیقأ لذت میبری هدایت خدا و نشونه هاش واضح تر میشه.

    •••

    توکــل به تو میرم که تو مسیر خواسته موردعلاقم پیشرفت کنم، آمـــین.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  9. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2202 روز

    به نام خداوندِ بزرگ

    سلام.

    استاد جان دیروز با مامانم صحبت میکردیم، از شما بسیار یاد کردیم و بسیار دعایِ خیر کردیم براتون.

    که واقعاً خیر ببینین با فایل هاتون که باعث ایجادِ بهبودِ کیفیتِ زندگیِ ما شدین.

    مامانم شجاعت و اعتماد به نفس و احساس لیاقتش داره پله پله بالاتر میره و سپاس گزار شماست.

    دیروز که مطب بودیم و میزِ هفت سین رو دیدیم ذوق کردیم رفتیم جلو از نزدیک دیدیمش، بعد مامانم دید یه گلدون اونجاست برای سبزه و از اونجا که علاقه مند جدی هست به گل و گیاه، با جسارت و شجاعت رفت از پرسنل مطب داخل اتاق، سوال کرد که این گلدون چه گیاهی کاشتین؟

    پرتقاله؟

    که اونا هم با خوشرویی پاسخ دادن که هسته نارنج هست.

    فکر میکردم عجب مامان باحالی دارم من…

    تو اون مطب شلوغ که فرکانسش حولِ بیماری یا انتظار میچرخه واسه اومدن خانم دکتر، اینکه زودتر نوبتشون شه ویزیت شن، من و مامان توجهمون رفت روی زیبایی و تمیزیِ مطب، میز هفت سینش و گلدونِ خوشگلِ سبزه اش از هسته نارنج…

    هر کی باشه میگه عجب حوصله ای داری ها…

    حالا که چی؟

    سبزه گندم، عدس، نارنج یا هر چی، چه فرقی داره حالا؟

    نه دیگه، وقتی ما نگاهمون زیبا بینه، مطب رو کمتر مطب دکتر دیدیم…‌

    پروژه تفریحی نشاط دیدیم، دنبال شادی و قشنگی و هیجان انگیزی بودیم، از انتظار 3 ساعته انقدر خسته نشدیم، کنترل ذهن داشتیم نسبت به شنیده هامون، حرف های بقیه و …

    خیلی خوشم اومد از خودمون…

    اونجا با یه خانمه اشنا شدیم که اونم علاقه مند جدی گل و گیاه بود و یه عالمه گلدون داشت.

    و دیدم چقدر زیبا فرکانس های مشترک همدیگه رو جذب کردن.

    خلاصه که خواستم بنویسم براتون چقدر برای ما مهم و تاثیرگذار و ارزشمند هستین.

    تو هر تغییری در شخصیتمون، ردپایی از شما و صحبت های ناب تون هست.

    خیلی ممنون و سپاس گزارتونم.

    حالا بریم سراغِ این فایل…

    دیروز خیلی خوشحال شدم فایل اومد روی سایت…

    از گروه روزشمار، شماره 135.

    حرف از دوره 12 قدم شد و تکامل…

    تکامل، همون چیزی که من تازه همین اواخر، یکی دو ماه اخیر، تازه بهتر درکش کردم‌‌‌…

    اینکه تصمیم به بهبودِ هر عادتی یا رفتاری دارم، اصلِ مهمش توجه و رعایتِ روندِ تکاملیِ اونه.

    رعایتِ تکامله که باعث میشه ادامه بدم و دلسرد نشم.

    توقعم از خودم متعادل بمونه، نخوام از پله 1 بپرم پله 10، الکی به خودم دلسردی و ناامیدی و سرزنش ندم که چرا نمیشه، دیر میشه و فلان.

    کاملاً به خیر میگیرم رسیدنم به این فایل رو، چون تازه قدم 1 رو گرفتم و هنوز تو نوشتن چکاب فرکانسی هستم.

    نشونه بود برام که بشین پای نوشتنِ ادامه ی چکاب فرکانسی ات.

    چون دارم بازیگوشی میکنم و پشت گوش میندازم ادامه ی نوشتن هارو.

    تا یادم میاد هم میگم بنویس دیگه…

    بعد نجوا میگه اشکال نداره داری کار میکنی رو خودت دیگه و ماسمالی میکنه تاخیر نوشتنم رو.

    مشخصاً دارم لفتش میدم…

    امیدوارم با گوش کردن مکرر همین فایل انگیزه هامو جمع کنم و بنویسم.

    دست از کمال گرایی هم بردارم و هر چی به یادم میاد و بنویسم و برم سوال های بعدی…

    این یه کاری هست که تاخیرش میندازم این روزها…

    جالبه که شما از تکامل همیشه صحبت کردین، ولی تا وقتش نرسید و به تکامل نزدیک نشدم، حتی نشنیدم تو فایلهاتون…

    و الان ذوق میکنم میشنوم از تکامل.

    بسیار ممنونم و سپاس گزارتون هستم.

    تو فایل از جلسه ای گفتین تو هر قدم برای توجه به نکات مثبت…

    ذوق کردم که این تمرین رو هر روز دارم انجام میدم و خیلی باهاش شادم.

    ستاره قطبی هم صبح ها منظم انجام میشه، ولی شب ها خیلی مثلِ صبح منظم نیست.

    صبح ها اشتیاق فراوان تری دارم واسه نوشتن، و در طول روز تا شب زیاد مینویسم، شب هم مرور میکنم و تیک میزنم خواسته های تیک خورده ام رو و لذت میبرم.

    متوجه شدم خیلی مهمه در انجام یه کار، نظم داشته باشم و استمرار، تا نتایج بهتر آشکار شن.

    اینکه چقدر رعایتش میکنم و جواب میگیرم رو تو مثالهای زندگیم میبینم، اینکه کجاها دارم بهتر یا ضعیف تر عمل میکنم…

    قشنگیش چیه؟

    الان متوجه شدم چقدر راحت شدم با خودم و اینکه از ضعف هام دیگه خجالت نمیکشم بنویسم.

    بله که یه جاهایی خوب تر درک میکنم و بهتر عمل میکنم، یه جاهایی هم با اینکه میدونم روش درست چیه ولی براش اقدامی نمیکنم…

    آرامشی که با خود حقیقیم برقرار شده باعث شده خودمو کمتر سرزنش کنم، شتابم بیاد پایین و روی خیلی چیزها تمرکز کنم برای اجرای حقیقی و با جزییاتشون تو زندگیم.

    چک و لگدهایی هم که میخورم گاهی برای پشت گوش انداختن برخی تغییرها، به روی دیده.

    درس هاشو میگیرم و میام تو راه.

    از یه تجربه باحال هم بگم:

    من خونده بودم تو کامنت بچه ها که نوشته بودن تو یه دوره ای (شاید همین دوره 12 قدم) استاد گفتن:

    شما داری رو خودت کار میکنی، فرکانس میفرستی مثلا فلان خواسته رو داری، بعد برعکس میشه، اتفاقاً تضادِ سختی میاد سر راهت…

    بعد تو تعجب میکنی که چرا برعکس شده، چرا وارد سختی شدم به جایِ راحتی؟

    بعد میفهمی این ظاهرشه.

    دقیقا فرکانسی که فرستادی داره تو رو جدا میکنه از شرایط قبلیت و هدایتت میکنه به شرایط جدید و بهبودی که خودت خواستارش بودی…

    مثلا شغلی داشتی، بعد اخراج میشی…

    ناراحت میشی بعد میفهمی در راستای رسیدن به خواسته ی پیشرفتت بوده.

    یعنی خدا داره مسیر جدید و بهبود رو بهت نشون میده…

    این تو ذهنم بود و برام جالب بود تا سر یه مسیله به چشم دیدمش:

    تو درخواست هام در رابطه با موضوعی در حیطه ی سلامتی درخواست بهبود و آسانی کردم…

    نوشتم و فرکانسشو ساختم و سعی کردم باورش کنم…

    بعد به چالش بزرگ خوردم تو همون مسیله…

    پزشک و فرآیند درمانی و بهبود و …

    و یهو دیشب برام اشکار شد که بله.

    تضاد اومد بگه بله، تو اون مسیله رو داشتی و بهبود خواستی و همون تضاد درسته ظاهرش دردسر رو خبر میداد ولی باطنش دقیقاً هدایتت میکنه به روشِ صحیح برای بهبود در اون مسیله.

    و بسیار مشعوف شدم از این نگاه به زندگی و تجربه ی درس های استاد تو زندگی شخصی ام.

    کلا خیلی مشعوفم که نگاهم به اکثر چیزها با بهبودی، شادی، خیری، آرامش همراه شده و تعبیر به خیر میکنم و البته که برای من خیر هم میشه.

    اینطوری اضطراب و ترس و استرسم به شدت پایین اومده تو زندگیم.

    استاد از این بابت هم بسیار سپاس گزارم از شما.

    مرسی که صحبت از تکامل و دوری از عجله کردین تو این فایل…

    تکامل یعنی قدم به قدم جلو رفتن…

    این عالیه.

    این کامنت عین آش شد:)))

    اشکالی نداره، احساساتِ الانم بود و رسیدم که اینجا بنویسمشون.

    همین کامنت ها تو هر فایلی هم مثلِ چکاب فرکانسی می مونه برای من.

    که وقتی بخونمش نشونم میده هر لحظه چطور فکر میکردم، چطور عمل میکردم و می کنم…

    درکم چطوری شده؟ رفتارهام چطوری هستن و چطوری میشن؟

    همش خیره و برکت.

    الهی شکر.

    استاد جان و مریم جان، نی نی هم با من همراهه و سلام میرسونه خدمتتون :)

    صدای استاد، صدایی که نی نی خیلی براش آشناست، چون استاد یکی از بهترین دوستانِ مامان باباشه، یکی از بهترین معلم های مامان باباش و ان شاالله خودش :)

    استاد جان خیر دنیا و عاقبت نصیب خودتون و عزیزانتون بشه هر لحظه.

    در پناه خدا جانمون باشین، همه مون باشیم.

    این تقویتِ ارتباط با خدا و صمیمیت بیشترم در روابط با الله رو هم از شما و درس هاتون دارم، بسیار سپاس گزارم ازتون معلمِ نازنین و ارزشمندم.

    خدایا شکرت که تو زندگیمی هر لحظه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  10. -
    سعادت گفته:
    مدت عضویت: 2446 روز

    به نام خدای خالق زیبایی ها

    من دانشجو دوره هستم

    از عید پارسال شروع کردم و درحال حاضر تو قدم 12 هستم

    استاد جان من این یکسااال خیلی تغییر کردم

    این دختری که الان هستمو خیلیییی دوس دارم

    استاددد

    خیلی خیلی نتیجه گرفتممم

    خدایاااا شکرررت

    ممنونتم استاد جانم

    حالا یسری از نتایجم رو بنویسم

    خودمو بیشتر دوس دارم و اعتماد بنفس و عزت نفسم بیشتر شده من انقدر خجالت میکشیدم باروتون نمیشه جلو همکارام نمیتونستم با مشتری حرف بزنم در حال حاضر جلو مدیر و همکارام ویدئو اموزشی ضبط میکنم با اعتماد بنفس کامل

    از لحاظ مالی درآمدم 5 برابرشده وهر روز داره بیشتر میشه .

    استاد امسال اولین سفر خارجیم رو داشتم خیییلی تجربه خوبی بود

    لباسهایی که دوس دارم رو برای خودم میخرم و میخام گوشی مورد علاقمم واسه سال جدید بخرم

    با پول راحت شدم و خداروشکر پس انداز میکنم

    کنترل ذهنم خیلی راحت تر شده و برام

    و تازه میخام سال 1403 نتایجم بیوفته رو دوررر و سرعت بگیره ان شالله که در این مسیر ثابت قدم بمونم

    با انگیزه تر شدم از پارسال و واقعااا احساس خالق بودن میکنم .

    پروژه های خفن خارجی میگیرم و راحت میتونم از پسش بر بیام

    کلی کلی اتفاقات خوب رو تجربه کردم

    ایشالله تکاملمو طی کنم و کلی از خواسته هامو خلق کنممممممممم

    خداجووون کلی ذوق و کلی شوق و کلی بووووس

    دوست دارم استاد . عشقی عشق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای: